تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

حل اختلافات در مذاکره-بیشتر از یک نفر

حل اختلافات در مذاکره ، برای تجارت های کوچک ما نقش اساسی و مهمی دارد.
از انتخاب اهداف و مقصدها گرفته تا پیش بینی های سه ماهه برای اینکه بدانیم فروشمان چطور خواهد بود که در این راستا مصاحبه با کاندیدها بهترین روش برای استخدام
و حتی توافق بر سر اینکه مکان جشن تعطیلات شرکت در کجا باید باشد است.
مذاکره با حل اختلاف برای نتیجه ای روشن تر، هم در کارهای کوچک و هم در کارهای بزرگ می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

• حل مشکلات

مذاکره وقتی استفاده می شود که دو نفر هدف های یکسان دارند اما در مورد اینکه چطور به آن برسند دچار اختلاف می شوند.
حل اختلاف روشی است که این اختلاف ها را کاهش داده و دستیابی به هدف را تضمین می کند.
حل اختلاف می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد، حتی تاثیرپذیر باشد مثلا شدت آن مشکل وقتی یکی به دیگری اجازه می دهد تصمیم نهایی را بگیرد بیشتر خواهد شد.
علارغم این، حل اختلاف در بسیاری از اشکال، یک وسیله مفید در فرآیند موثر مذاکره است که تضمین می کند به هدف برسیم.

• دلایل اختلاف

دلایل زیادی وجود دارد که بیان می کند چرا اختلافات در حین مذاکره ایجاد می شوند اما اختلاف ها عموما بخاطر دلایل مبهم یا مسئولیت ها و مقام، رقابت بر سر کنترل شرایط، اختلافات در رفتارها و اصول اخلاقی در کار، مشکلات برقراری رابطه، اختلافات شخصی و در مورد ارزش ها و سیستم های پاداش دهی ناهمسان بوجود می آید.

برای مثال دو نفر که در دو طرف مختلف شهر زندگی می کنند و می خواهند یک فیلمی را با هم ببینند ممکن است بر سر اینکه باید به کدام سینما بروند دچار اختلاف شوند.
اگر یکی از آنها برنده شود، دیگری باید راه طولانی تری را بپیماید تا به سینمای مورد نظر فرد مقابل برسد
پس شخصی که باید مدت طولانی تری در مسیر باشد،
به اندازه کسی که نزدیکتر به سینمای مذکور زندگی می کند سودی نبرده است.

• سبک های پاسخگویی

واکنش هرکس نسبت به اختلاف متفاوت است.
پنج نوع واکنش نسبت به اختلافات وجود دارد:
رقابتی، توافقی، طفره روی، همکاری، تطبیقی. هر یک از این پنج واکنش می توانند با ادعا یا همکاری اعمال شوند.
هیچ یک از این واکنش ها اشتباه نیستند،
فقط در بعضی مواقع استفاده از آنها در زمان درست یا غلط خواهد بود.
اگر داریم مذاکره ای را بین دو گروه مدیریت می کنیم، باید هر یک از شرایط به صورت فردی تعیین کنیم و تصمیم بگیریم که تحت آن شرایط بهتر است کدام نوع عکس العمل را برگزینیم.

• موانع حل اختلاف

موانع بخصوصی ممکن است سد راه ما برای حل اختلاف شود.
این موانع شامل موارد زیر هستند:
چطور خود و دیگران را می بینیم، پس از حل اختلاف انتظار چه چیزی را داریم، چه قدرت و موقعیتی در مقابل حریف می گیریم.
جنسیت هم می تواند یک مانع باشد چون ممکن است روش هایی که یک دختر جوان یا پسر جوان تعلیم دیده اند که در چنین شرایطی و سنین جوانی خود اعمال کنند متفاوت باشد.
این موانع به طور کامل جلوی حل اختلاف را نمی گیرد اما می تواند فرآیند را کند کرده و برگشتن به مسیر درست را سختتر سازد.

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

سماجت شاه کلید موفقیت-بیشتر از یک نفر

دوست داری یک شبه ره صدا ساله رو بری؟

تمام چهره های ماندگار تاریخ رو بررسی کن. ببین یه نفر می تونی پیدا کنی که این کارو کرده باشه؟

من که فکر نمی کنم.

ولی با این بررسی به یه نکته خیلی مهم میرسی.اونم اینه که تمام این افراد در انجام اون کار و هدفی که داشتن سماجت به خرج دادند.

یعنی روزی نبوده که به اون هدف فکر نکنن و در مسیرش حرکت نکنن. حتی شده فقط ۱ ثانیه قبل از خواب بهش فکر کنن این کارو

می کردند. هیچ ورزشکاری رو نمی بینی که در مدت کوتاهی بتونه بدن خودش رو بسازه.هیچ آدمی تو ۶ماه قهرمان جهان نشده.

هیچ بچه ای ۱روزه نتونسته مثل یه آدم بزرگسال بخونه و بنویسه.

این روزا به این سماجت می گن انضباط شخصی. نه به این معنی که اتاقت تمیز باشه، زود به زود بری حموم، صبح زود بیدار شی یا …

یعنی برای زندگیت برنامه بچینی و در مسیرش سماجت کنی.

به این دلیل که این مسئله انقدر مهم هست و کمتر کتابی هم به صورت مستقیم بهش پرداخته، تصمیم گرفتم یک کتاب کامل در مورد سماجت بنویسم که این کتاب بزودی هم به مرحله چاپ میرسه.

عکس پایین یکی از نقل قول های کتاب هست:

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

اهمیت ترس از سخنرانی – جلسه دوم از هشتاد و دومین دوره جامع س

 دومین جلسه از هشتاد و دومین دوره جامع سخنرانی و فن بیان ۱۷ شهریور ماه نودوهفت در مجموعه بیشتر از یک برگزار شد.

 

تمرین جلسات قبل

در این جلسه نیم ساعت زودتر در محل حاضر شدیم و به همراه چند نفر از دوستان شرکت کننده که زودتر آمده بودند، از این فرصت استفاده کردیم و شروع به تمرین یک سری موارد کردیم، تمرین‌هایی که جلسه قبل داده بودیم، مسائلی که در رابطه با آن تمرین‌ها برای دوستان پیش آمده بود.

 

 

اهمیت ترس از سخنرانی - جلسه دوم از هشتاد و دومین دوره جامع سخنرانی و فن بیان

 اگر مسئله‌ای داشتند، در رابطه با انجام دادن تمرین‌ها در موردش صحبت کردیم،
چند تا تمرین انجام دادیم و راس ساعت  کارگاه را شروع کردیم،
مطالب را گفتیم و بعد از آن دوباره همه دوستان آمدند و تمرین‌های خودشان را انجام دادند
و در رابطه با تمرین‌هایی که دوستان انجام دادند، هر کدام از شرکت کننده‌ها در آن دسته چکی که بهشان داده شده برای اینکه نظرشان را بدهند، نظراتشان را دادند
و نظرات جمع آوری می‌شود، به آن شخصی که سخنرانی کرده داده می‌شود
و سعی می‌کنیم در همان جلسه، یکی دو تا بازخورد بدهیم، یک نکته مثبت حداقل و یک نکته قابل رشد بدهیم که بتوانند روی آن کار کنند.

 

اهمیت ترس از سخنرانی

 

اهمیت ترس از سخنرانی

در این جلسه، در رابطه با مدیریت ترس و استرس هنگام سخنرانی صحبت کردیم و  اینکه چرا اینقدر مهم است؛
چون اگر ما نتوانیم ترس و استرسمان را کنترل کنیم، ترس است که ما را کنترل می‌کند.
به اتفاق نظر دوستان رسیدیم که اگر ما بتوانیم ترس خود را مدیریت کنیم خیلی بهتر می‌توانیم ارائه بدهیم آن منظوری که داریم و آن محتوایی که می‌خواهیم ارائه دهیم.

 

 

ارکان سخنرانی

صحبت کردیم که ترس‌های ما هر کدام ممکن است مربوط به یکی از چهار تا رکن اساسی سخنرانی باشد که در آن اکوسیستم در موردش صحبت کردیم؛ مخاطبین، محتوا، محیط و خود سخنران از ارکان سخنرانی بودند.

 

 

دوره جامع

 

ترس میتواند از چه چیزهایی باشد

گفتیم ترس ممکن است مربوط به هر یک از این‌ها باشد، یعنی ممکن است من از محتوای خودم ترس داشته باشم که آیا محتوای خوبی است؟
محتوایی است که مخاطب دوست دارد یا خیر؟
یا اینکه ممکن است مخاطب از من سوال‌هایی بپرسد که نتوانم جواب بدهم، واکنش‌هایی انجام دهد که من را به دردسر بیندازد،
یا ترس من از مسائلی که در محیط پیش می‌آید که تقریبا از کنترل ما خارج هستند.

 

دوره جامع سخنرانی

 

 ما فقط می‌توانیم آن‌ها را پیش بینی و مدیریت کنیم مثل رفتن برق، مثل از کار افتادن تجهیزات صوتی یا لپ تاپ یا کار نکردن فایل‌های پاورپوینتمان و خیلی مسائل دیگر که مربوط به سخنران است،
از خودم، اجرای خودم، نحوه‌ی اجرای خودم، از حرکاتم روی صحنه و جایی که دارم صحبت می‌کنم از این‌ها می‌ترسم که یک حرکاتی از من سربزند که باعث شود دیگران در مورد من قضاوت داشته باشند.

 

 

کنترل ترس از سخنرانی با شناخت مخاطب

در رابطه با این صحبت کردیم که قضاوت دیگران یکی از مسائل خیلی مهم است که ما را به چالش و ترس می‌اندازد؛
یعنی اینکه دیگران در مورد من چی فکر می‌کنند و چگونه مرا قضاوت می‌کنند یکی از مسائل خیلی مهم است و در رابطه با این صحبت کردیم که با شناخت از مخاطب می‌توانیم تا حد خیلی زیادی ترس از مخاطب را  کنترل کنیم.

 

 

راه حل تپق زدن در سخنرانی

مطلب دیگری که در موردش صحبت کردیم ترس از سوتی دادن بود و در رابطه با سوتی صحبت کردیم که تپق یا سوتی چی هست؟
چه زمان‌هایی اتفاق میفتد؟ و چه کار میشه کرد؟
در رابطه با این صحبت کردیم که خیلی از اشخاص بزرگ، سخنران‌های بزرگ حتی گاندی در اولین سخنرانیشون استرس و ترس داشتند و این یک امر کاملا طبیعی است چون سیستم ترس یک مکانیزم طبیعی است در بدن و اصلا تعبیه شده است که جان ما را نجات دهد.

 

 

هر زمانی که ما احساس خطر می‌کنیم این سیستم فعال می‌شود و با افزایش انرژی از طریق تزریق هورمون‌هایی مثل آدرنالین باعث می‌شود که ما انرژی‌مان بالا رود و برای مقابله با آن خطر آماده شویم.

 

 

اما زمانی اتفاق بد میفتد که ما نتوانیم افزایش انرژی را کنترل کنیم، اگر نتوانیم کنترل کنیم منجر به حرکات اضافه روی صحنه می‌شود، منجر به این می‌شود که رنگمان برافروخته می‌شود، نگاه چشمی نمی‌توانیم داشته باشیم، حرکات دست‌هایمان از کنترلمان خارج می‌شود، ممکن است از تکیه کلام‌های زیادی استفاده کنیم مثل ای، اِ، مثلا و خیلی موارد دیگر که این‌ها باعثش عدم کنترل ترس هست.

ترس ها، بهترین راهنما برای موفقیت

در این جلسه صحبت کردیم که ترس‌های ما می‌توانند بهترین راهنمای ما باشند برای موفقیت؛ یعنی ما را به سمت موفقیت می‌برند چون احتمالا اگر ما ترس‌هایی داریم و به سمت آن‌ها نمی‌رویم ممکن است که موفقیت و رشد ما هم در همان حیطه‌ای باشد که از آن ترس داریم و استرس داریم.

 

به یک مثال معروف پرداختیم، اگر می‌خواهید شرایطی که الان دارید را نداشته باشید باید کارهایی کنید که الان نمی‌کنید. اگر از شرایطتان راضی هستید که هیچ، اگر از شرایط ما راضی نیستیم پس باید کارهایی را  کنیم که تا الان نکردیم. اصولا وقتی ما کارهایی را انجام ندادیم در آن زمینه‌ها ترس داریم و باعث می‌شود که به سمتش نرویم و در دور باطل می‌افتیم.

 

خودتان را در موقعیت قرار دهید 

یاد گرفتن مهارت و قرار دادن خودمان در موقعیت باعث می‌شود بعد از اینکه ما این کار را تکرار کردیم و تمرین کردیم به مرور زمان ترسمان از بین برود. به یک تحقیقی در مورد ترس از دانشگاه آریزونا اشاره کردیم که در آموزش سخنرانی و فن بیان، مثل همین دوره‌ای که ما برگزار میکنیم باعث شده بود که در دراز مدت ترس و استرس از سخنرانی بریزد و حتی پس از شش ماه دوباره تست گرفته بودند، این ترس تقریبا از بین رفته بود و خیلی تغییر پیدا کرده بود.

 

گفته شد که فقط مرده ها هستند که هیچ ترسی ندارند.
زمینه‌های متفاوتی در زندگی وجود دارد که ما در رابطه با آن‌ها آگاهی و توانایی نداریم و عدم آگاهی و توانایی خودش ترس می‌آورد.
پس ترس‌ها هیچ وقت از بین نمی‌روند، فقط ما می‌توانیم آن‌ها را کنترل کنیم و در زمینه‌هایی که میترسیم فعالیت‌هایی انجام دهیم که باعث شود ترسمان از آن قضیه کمتر شود.

 

مثال‌های بسیار زیادی در رابطه با ترس از سخنرانی زده شد، حتی به صورت موردی چند تا از شرکت کننده‌ها اگر خودشان با همچین مسئله‌ای درگیر بودند یا متوجه شدند که جایی سخنران دچار استرس و ترس شده، آن را صحبت کردند و در موردش صحبت کردیم. تقریبا آخرین چیزهایی که در موردش صحبت کردیم این بود که بدترین موقعیت را پیش خودمان تصور کنیم؛ یعنی اینکه ببینیم اگر اتفاقی قرار باشد بیافتد و آن بدترین اتفاق باشد برای یک سخنران، آن اتفاق چه می‌تواند باشد؟

 

در هر کدام از آن چهار رکن سخنرانی که گفتیم در اکوسیستم سخنرانی و حالا اگر بدترین اتفاق بیفتد ما حداقل یک راه حل را بهش فکر بکنیم، لازم نیست راه حل ما زیاد کامل باشد، البته که هر چه کامل باشد بهتر است و عملی تر باشد. اما همین که ما فکر کنیم که در رابطه با هر اتفاقی که می‌خواهد بیفتد ما قبلا به آن فکر کردیم و حداقل یک راه حل داریم، این خودش یک اعتماد به نفس خوبی به ما می‌دهد و باعث می‌شود که ما بتوانیم ترس را کنترل کنیم، چون از قبل برایش آمادگی داریم.
 آمادگی داشتن بسیار استرس و ترس را می‌آورد پایین چون ما برای هر موقعیتی که امکان دارد اتفاق افتد یک پیش بینی کردیم و می‌توانیم آن را کنترل کنیم.

 

 

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

چرا مشتری محصولی را می خرد – آسیان شاپ

چرا خرید می کنیم؟

مهمترین موضوع برای فروشندگان شناسایی دلایل خرید مشتریان است.

اگر مشتری شما از شما خوشش بیاید و حرف های شما را باور کنند و به شما اعتماد کنند . . . احتمالا امکان این وجود دارد که از شما خرید کنند.
تا زمانی که دلایل خرید مشتری را ندانید و انگیزه های خرید مشتری را شناسایی نکنید، امکان موفقیت شما در فروش بسیار پایین است.

در این میان یک سوال اساسی وجود دارد:

چرا مشتری محصولی را می خرد؟

این سوالی است که هر فروشنده ای در هر کسب و کاری که باشد، نیاز به پاسخ آن دارد.

در واقع این سوال هزار برابر مهم تر از این سوال است که چطور باید محصولی را بفروشید؟

اما در اکثر مواقع این سوالی است که می پرسیم و معمولا توجهی به دلایل خرید نداریم.
سوالی که در ذهن من مطرح است این است که چرا شرکت ها میلیون ها تومان را صرف آموزش نیروهای خود می کنند که به آنها یاد بدهند که چطور باید بفروشند.

ولی چرا در اکثر موارد در تقسیم بندی زمانی این آموزش ها هیچ وقتی را صرف این موضوع نمی کنند که چرا مشتری ها محصولی را می خرند ؟

آیا می دانید چرا افراد خرید می کنند؟

اکثر فروشنده ها فکر می کنند که پاسخ این سوال را می دانند. شاید شما هم جزو همین فروشنده ها باشید. اجازه بدهید تعدادی از علائم را بررسی کنیم که ببینیم واقعا دلایل خرید را می دانید یا خیر ؟
آیا از موارد زیر موردی هست که شما در فروش هایتان تجربه کنید:

تعدادی از مواردی که می شنوید

  • مشتری شما همواره در مورد قیمت اعتراض می کند
  • معمولا مجبور هستید برایشان لیست قیمت یا پیشنهادتان را ارسال کنید
  • آنها از تأمین کننده فعلی شان راضی هستند
  • جواب تلفن هایتان را نمی دهند
  • از نظر شما وضع بازار خراب است

اگر به هر کدام از این سوالات جوابتان بله بود، احتمالا شما هم جزو آن دسته ای هستید که جواب این سوال را نمی دانید.
تعدادی از دلایل خرید مشتریانتان به شرح زیر است:

دلایل خرید مشتریان

  • بسیاری از فروشندگان خرید می کنند چون فروشنده شان را دوست دارند
  • دوست داشتن مهمترین عنصر فروش است و هیجان احساسی خرید را تامین می کند. شاید شما هم این جمله را شنیده باشید که ” آدمها با احساس خرید می کنند و با منطق خرید های احساسی شان را توصیه می کنند.
  • آنها می دانند که دقیقا چه چیزی می خرند.
  • بین تأمین کننده فعلی یا فروشنده فعلی شان و دیگران تفاوت می بینند
  • ارزش و منفعتی در محصولی که دارم می خرم می بینم
  • فروشنده فعلی ام صادق است و حرفش را باور دارم
  • با فروشنده فعلی ام راحت هستم
  • قیمت منصفانه به نطر می آید ولی لزوما پایین نیست
  • می بینم که فروشنده فعلی ام تلاش می کند تا به من کمک کند که کسب و کار من رونق پیدا کند

بعد از این جواب ها که تمام آنها نشانه هایی است برای اینکه ،اینگونه به مشتریان خود سرویس دهید تا مشتریان شما همواره این پاسخ ها را در برخورد با این سوال ” که چرا محصولی را می خرند ؟ ” همین جواب ها را دهند.

همه مشتریان خرید کردن را دوست دارند، اما کسی دوست ندارد به او چیزی فروخته شود.

چرا که وقتی مشتری خرید می کند احساس می کند که خودش در حال خرید کردن است.

اما وقتی به شما فروخته می شود احساس می کند که حق تصمیم گیری از او گرفته شده و شما برای او تصمیم گیری کرده اید.

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

آموزش کی کامل میشه ۳ فریب مغز من-بیشتر از یک نفر

یکی از مواردی که در ماجرای آموزش کی کامل میشه نوشتم این بود که

آموزش به جایی در زندگی وصل نباشه

من به عنوان یک چندپتانسیلی در طول سالهای مختلف در حوزه‌های مختلفی وارد شدم و یا سرک کشیدم و هر لحظه در حال وسوسه‌های جدید هستم.

وسوسه‌هایی که من را گاهی اوقات نه از مسیرم کمی دور می‌کند.

آموزش‌هایی که می‌بینم برای من دو حالت دارند

یا من را به هدفم نزدیک می‌کنند و یا نمی‌کنند.

شاید شما بگویید خوب آدم عاقل اونی که به هدفت نزدیک نمی‌کند را انتخاب نکن.

در حرف خیلی ساده است

اما این مغز به این سادگی با این موضوع برخورد نمی‌کند.

به شیوه‌های مختلف می‌خواهد این موضوع جدید را حیاتی نشان دهد.

مثلا من می‌خواستم به کلاس آواز بروم و این در حالی بود که این آموزش در مسیر من نبود.

اولین کار مغز من ایجاد علاقه‌ی شدید به آن بود یعنی من الکی آن را دوست دارم یه حس درونی خوب.

دومین کار مغز من این است که سریع وصلش می‌کند به هدفم مثلا می‌گوید اگر در حال تدریس به یکباره از من خواستند بخوانند چه کنم؟

سومین کار مغز من پروسه‌ را در ذهنم کوتاه نشان می‌دهد مثلا می‌گوید دو ماه کلاس و یک ماه تمرین بعدش دیگه تمومه  و اصلا بقیه‌ی برنامه‌ی من را نادیده می‌گیرد.

چهارمین کار مغز من این است نتیجه‌ی این آموزش جدید را به عنوان یک نقشه‌ی جایگزین برای من مطرح می‌کند که اگر در تدریس موفق نشدی حداقل می‌تونی آواز بخوانی.

همین جا کلام را منقطع می‌کنم که عدم قطع کلام در این ماجرا ممکن است سبب انقطاع حوصله‌ی شما شود پس فعلا با قاطعیت خدانگدار..

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

قیف فروش – آسیان شاپ

رسیدن به اهداف از طریق قیف فروش

قیف فروش ابزاری کاربردی برای رسیدن به اهداف تعیین شده در فروش است.

وقتی در مورد میزان فروش و اهداف فروش و موضوع رسیدن یا نرسیدن به این اهداف مطرح می شود، معمولا از فروشندگان می شنوید که من تماس های زیادی می گیرم یا من قرار های زیادی می گذارم.

من کارهای زیادی انجام می دهم. من با مشتریان زیادی صحبت می کنم.

اما مشکلی که وجود دارد این است که اکثر این افراد دید درست و دقیقی از این تماس های زیاد ندارند.

یعنی دقیقا نمی دانند که چه تعداد تماس می گیرند یا اینکه اصلا باید چه تعداد تماس بگیرند.

قیف فروش چیست؟

این در حالی است که تنها راه رسیدن به اهداف این است که بدانیم دقیقا هدف چیست و برای رسیدن به اهداف به چه مواردی نیاز داریم؟

چه کارهایی باید انجام دهیم و مسیر هدف ما نیازمند چه تلاش هایی است.

در بحث فروش باید بدانیم دقیقا تعداد زیادهای تماس های ما چند عدد می شود.

برای رسیدن به اهدافم باید چند تماس بگیرم؟

برای رسیدن به اهدافم باید با چند نفر ملاقات کنم؟

این موارد تلاش هایی است که می توان در زمینه فروش اندازه گیری کرد.

اگرچه بر اساس موقعیت و صنعت شما این عدد متغیر است،

اما مهم است که شما بدانید که اعداد واقعی کارتان که شما را به درآمد مورد انتظارتان می رساند چه اعدادی هستند.

سپس می توانید از این نقطه به عقب برگردید و بقیه موارد را بدست بیاورید.

قیف فروش شما در واقع نموداری است که به شما کمک می کند تمام اعداد مسیر خود را بدانید. این نمودار شامل اعدادی است که برای کسب و کار شما ساخته شده و از روی کسب و کار شما بدست می آید.

قیف فروش نموداری به شکل زیر است :

قیف فروش

 

نحوه استفاده از قیف فروش

نحوه استفاده از قیف فروش به این شکل است که در سمت راست آن مقدار درآمد هدف را می نویسید.

به طور میانگین شما در هر فروش مقدار مشخصی پورسانت دارید. اگر هدفتان را بر مقدار میانگین پورسانت خود تقسیم کنید، تعداد فروش مورد نیاز شما بر اساس این دو مورد بدست می آید.

از آنجایی که طبیعتا تمام مذاکرات شما به فروش ختم نخواهد شد، تعداد مصاحبه های شما با افراد ضریبی از تعداد فروش های شماست.

بسته به توانایی شما و بسته به صنعت شما این ضریب متفاوت خواهد بود.

متوسط آمار فروشندگان

به طور متوسط فروشنده های تازه کار ۱۰ درصد از مذاکراتشان را به فورش ختم می کنند.

فروشنده های معمولی ۲۰ درصد از مذاکراتشان به فروش ختم می شود.

فروشندگان خوب ۴۰ درصد از مذاکراتشان را به فروش ختم می کنند.

فروشندگان عالی نیز حدود ۶۰ درصد مذاکراتشان را به فروش ختم می کنند.

می بینیم که قسمتی از کار فروش همواره نه شنیدن است.

حتی بهترین فروشندگان نیز از هر ۱۰ مذاکره ۴ نه می شنوند.

اما این مرحله از قیف به شما کمک می کند که بدانید چند مصاحبه نیاز دارید.

مرحله بعدی قرار های شماست.همواره مشتریان شما سر تمامی قرار ها حاضر نمی شوند.

در نتیجه در این مرحله نیز باید نسبت را بر اساس کسب و کارتان بدست آورید.

مراحل قبلی را نیز باید به صورت مشابه بدست آورید.

کنترل اصلی قیف فروش

در نهایت شما به بخش تماس های تلفنی می رسید که بخشی است که بیشترین کنترل را بر روی آن دارید.

این قسمتی است که شما باید محاسبه کنید و بر اساس آن برای روند فروشتان برنامه ریزی کنید.

شما نمی توانید به طور دقیق نسبت ها را کنترل کنید، اما می توانید به تعداد مشخص تماس بگیرید.

تنها راه شما برای رسیدن به اهداف فروش تعیین شده گرفتن تعداد تماس های کافیست.

در جریان این تماس ها به مرور توانایی های شما افزایش خواهد یافت.

خواهید دید که در ۱۰۰ درصد موارد از هدف تعیین شده پیشی خواهید گرفت.

فیلم آموزشی در مورد قیف فروش

همین امروز قیف فروش خود را تشکیل دهید.

اهدافتان را تعیین کنید و با تمام وجود برای رسیدن به اهدافتان تلاش کنید.

در ویدیوی زیر استفاده از قیف فروش را توضیح داده ایم.

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

جمله بی‌نظیری که همسرم گفت-بیشتر از یک نفر

همیشه گفتم، خیلی بیشتر از کسب و کارم (بیشتر از یک نفر و بقیه کسب و کارهایی که دارم) وقت میذارم برای بالا بردن کیفیت ارتباطم با همسرم. در این رابطه می‌تونید گفت و گوی من و همسرم را گوش کنید: ازدواج با دختری بزرگتر از خودم آن هم ۶ سال! 

و این وقت گذاشتن کیفی عموماً یعنی حرف زدن!

امشب با همسر خانم داشتیم اتفاقات روز رو مرور می‌کردیم که رسیدیم به مشورتی که همسر خانم به یکی از دوستانمون داده بود و گفت اگه به همین روند با هم حرف بزنن به مشکل می‌خورن و البته خدایی هم راست می‌گفت و باید مدل گفت و گوشون رو تغییر می‌دادن.

همسر خانم در مورد این زوج یه جمله بی نظیر گفت که به نظرم مهم‌ترین اصل ارتباطی در ازدواجه! امیدوارم قدر این جمله رو بدونیم:

مشکل خیلی از ازدواج‌ها اینه که چون به یه زبون حرف می‌زنیم و تو یه کشور زندگی می‌کنیم فکر می‌کنیم حرف همدیگر رو درست می‌فهمیم…

خیلی وقت‌ها مشکل ما واقعاً اتفاقی که رخ داده نیستِ، فقط بحث سر این هست که درست حرف همدیگر رو نفهمیدیم. امیدوارم فرصت کنیم و در این رابطه مطالب خوبی رو با شما به اشتراک بگذاریم….

این هم آدرس پروفایل نادیا پوروقار

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ مدرسه ها وا شده

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ مدرسه ها وا شده

در این ساعت به مناسبت فرا رسیدن ماه مهر و آغاز سال تحصیلی ♫ دانلود اجرای گروهی آهنگ زیبا و خاطره انگیز مدرسه ها وا شده به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده کرده ایم ♫

با کیفیت بالا

Download Old Music BY : Ejraye Goroohi | Madreseha Va Shode With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

Madreseha Va Shode دانلود آهنگ مدرسه ها وا شده

متن آهنگ مدرسه ها وا شده

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

مدرسه هــــا، وا شــده…●♪♫

همهمه برپـــــا شـده..!●♪♫

با حضورِ بچه هــا؛ مدرسه، زیبـــا شده●♪♫

چه شــادی وُ چه شــوری!●♪♫

چه بَزمی وُ سُــروری!●♪♫

چه ماهِ پُر زِ مهری!●♪♫

چه پرتویی! چه نوری!●♪♫

مدرسه هـا، وا شـــده…●♪♫

همهمه برپا شـــده..!●♪♫

Untitled 2 1 دانلود آهنگ مدرسه ها وا شده

با حضورِ بچه هــا؛ مدرسه، زیبـــا شده●♪♫

کتاب وُ کیف وُ دفتر؛ دستِ دختر وُ پسر●♪♫

همه سوی مدرسه؛ هم قدم وُ همسفــر…●♪♫

مدرسه؛ سنگرِ ماست!●♪♫

تفنگ ما؛ قلمهاست!●♪♫

با جهل، می ستیزیم…●♪♫

اسلام؛ یاورِ ماست●♪♫

مدرسه هـــا، وا شــده…●♪♫

همهمه برپــــا شـده..!●♪♫

با حضورِ بچه هــا؛ مدرسه، زیبــا شده●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

مدرسه ها وا شده

دانلود آهنگ مدرسه ها وا شده

ادامه‌ی پست

تنالیته اسلحه شگفت انگیز شما – آسیان شاپ

تنالیته چیست؟

به زبان ساده تنالیته تاثیر لحن و تن صدای شماست که در کنار کلمات شما روی مخاطب تاثیر می گذارد.

هر کدام از انواع لحن ها و آهنگ صدای شما می تواند پیام متفاوتی را به ذهن مشتری یا مخاطب شما مخابره کند.

این تاثیرات می تواند به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به مشتری شما پیام منتقل کند.

از آنجایی که سهم عمده پیام های شما که روی ذهن مخاطب تاثیر می گذارد، سهم ناخودآگاهی دارد و ارتباط مستقیم تن صدا بر روی ذهنیت مشتری باعث می شود اهمیت تنالیته بیشتر شود.

تن صدای شما بسیار قدرتمند است و می تواند در افراد احساس متفاوت ایجاد کند.

هر تن صدایی احساس مرتبط به خود و نوعی احساس خاص را ایجاد می کند.

اگر بتوانید تن صدای خود را درست مدیریت کنید، می توانید احساسات مخاطب خود را کنترل کنید بدون آنکه خودش متوجه باشد.

تنالیته در مذاکرات فروش به شکل گسترده استفاده می شود.

تا جایی که در بسیاری از مواقع در جریان مذاکره مخاطب بدون اینکه بداند، تحت تاثیر تنالیته تصمیمات خاصی می گیرد.

تنالیته ی درست در کنار ساختار مناسب می تواند نتیجه کلی مذاکره را به کلی تغییر دهد.

برای شروع و آشنایی بیشتر با مفهوم تنالیته می توانید از ویدیو ها و توضیحات ادامه مطلب استفاده کنید.

امیدوارم با استفاده از این ویدیو ها مفهوم تنالیته برای تان واضح تر شود.

به ویدیوهای زیر توجه کنید تا سهم تنالیته را در انتقال احساس بیشتر درک کنید.

تاثیر تن صدا روی احساسات مخاطب

در ویدیوی زیر کلمات یکسان با آهنگ، لحن و تنالیته متفاوت خوانده می شود.

در این ویدیو قدرت آهنگ و تنالیته بر احساسات مخاطب را مشاهده کردیم.

نکته جالب تر این است که حتی در آهنگ های متفاوت نیز این تفاوت وجود دارد.

ویدیوی زیر به زیباترین شکل ممکن این موضوع را بیان کرده است.

تاثیرات لحن و تن صدا در فروش

در این ویدیو به صورت مختصر تاثیرات لحن و تن صدا را در فروش بررسی کرده ام.

  • ۳۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

یادگرفتن یا یادنگرفتن، مسئله این است!-بیشتر از یک نفر

چند وقت پیش با مهارت « واس» آشنا شدم. حتما می پرسید این چه مهارتیه؟

مهارت واس، یکی از مهارت های کاربردیه که در هنگام ناراحتی از طرف مقابل، برای بیان احساسات و حل تعارض می توان از آن استفاده کرد. این کلمه مخفف سه کار خیلی مهمه!

یک مثال خیلی ساده:

فرض کنید من از همسرم ناراحتم که صدای تلویزیون رو بی اندازه زیاد کرده و من نمی تونم در هنگام مطالعه تمرکز لازم رو داشته باشم. در این شرایط می خوام این مطلب رو به همسرم منتقل کنم و ازش بخوام که صدا رو کم کنه!

مرحله ۱: « و » واقعیت؛ در این مثال من در اولین قدم باید واقعیت رو برای همسرم بازگو کنم و بگم صدای تلویزیون خیلی زیاده و من نمی تونم تمرکز داشته باشم.

شاید بپرسید این که واضحه! چرا باید واقعیت بیان شه؟

اما باید بگم بیان واقعیت یکی از کلیدهای مهمیه که از سوء تفاهم و برداشت های نابجا جلوگیری می کنه. چون خیلی اوقات ما دچار خطای شفافیت هستیم. مطلب برای خود ما شفاف و واضحه ولی طرف مقابل کاملا از اون بی خبره! پس لازمه اطلاعاتمون رو در باره مسئله مورد تعارض، به یک سطح مشترک برسونیم و واقعیت رو بیان کنیم. در این مثال، اصلا همسر من نمی دونه که صدا زیاد و آزار دهنده است و طبیعیه که خودش رو کاملا در شرایط خوب و مساعدی بدونه پس تلاشی هم برای رفع اون نکنه!

مرحله ۲: احساسات؛ پس از اینکه واقعیت بیان شد لازمه احساس خودمون رو نسبت به اون واقعیت بیان کنیم و بگیم که آیا خوشحال و راضی هستیم یا ناراحت و معترض؟

در مثال بالا من باید به همسرم بگم که صدای بلند تلویزیون منو اذیت می کنه و مانع مطالعه من میشه و احساس نارضایتی خودم رو بیان کنم.

مرحله ۳: سوال؛ در مرحله آخر لازمه درخواست خودم رو با سوال بیان کنم. 

به این شکل که میتونم ازت بخوام کمی صدای تلویزیون رو کم کنی؟ درخواست، بدون بیان واقعیت و احساس، حالت تحمیلی پیدا می کنه و باعث میشه طرف مقابل نسبت به انجام اون موضع گیری کنه و کشمکش های بعدی رو به دنبال بیاره!

خوب! حالا همه شما هم مثل من ازاین مهارت باخبر شدید. آیا در این مرحله یادگیری صورت گرفته؟

با تعریفی که دکتر میشل الن از یادگیری ارائه کرده می توان گفت خیر! یادگیری یعنی

انجام کار درست در زمان درست

پس صرف آگاهی و اطلاع از موضوعی نمی تونیم بگیم که یادگیری اتفاق افتاده است. بلکه هنگامی که با اون مطلب زندگی کنیم و بتونیم در زمان لازم از آگاهی هامون استفاده کنیم و اون ها رو درست به کار ببریم، یادگرفته ایم. مثلا اگه در تعارضی که برامون پیش اومد، تونستیم از مهارت «واس» استفاده کنیم و روش های اشتباه قبلی مون رو تکرار نکنیم و تغییر اساسی در رفتار و برخورد ما در تعارضات به وجود بیاد، می تونیم خوشحال باشیم که مهارت جدیدی رو یادگرفته ایم.

  • ۳۰ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست