تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

ترس از سخنرانی-بیشتر از یک نفر

من با اینکه سالها وکیل دادگستری،هستم و فن بیان نسبتا خوبی داشتم ، بعد از شرکت در دوره جامع فن بیان بیشتر از یک ، خیلی دستاوردهای عالی برایم رقم خورده

یادمه اولین دست آورد در یک پرونده محکوم به اعدام ، لایحه ی خود را جانانه تر از قبل برای دادگاه قرائت کردم و نوع چینش مطلب با لوایح قبلی کلی متفاوت تر شده بود 

که همین امر  یکی از موجبات نقض رای ، و تبدیل  اعدام به حبس شد

بعد از کلی کیف و حظ و…

یه روز برای فقط ۸۰-۹۰ نفر دعوت شدم سخنرانی کنم از صندلی ام که ردیف اول بود بلند شدم و حرکت کردم بروم روی سن ، اما

اما چشمتون روز بد نبینه

قلبم  ،شروع کرد به ضرب آهنگ تند با ریتم شش و هشت به عبارتی یا ترس بود ویا هر عامل دیگه ، باز ضربان تند قلب رو تجربه  کردم و البته بااینکه بارها و بارها برای اجرا و سخنرانی با تعداد افراد کمتر از ۷۰-۸۰ نفر و گاه دو ، سه برابر مواجه می شم ولیکن بازهمون

شش و هشت قلب رو تجربه می کنم

 البته جناب استاد محمد پیام آسیان شاپ در یکی از جلسات دوره استادی  گفتند 🙁 این ترس نیست ویک هیجانه و برای بدن و سلامتی لازمه …..)

بازهم از همه اساتیدم تشکر قدردانی خودم را ابراز می نمایم 

باشد تا مصداق پیاد نماید:

شکرنعمت ، نعمتت افزون کند

ادامه‌ی پست

چهار تله در مذاکره و روش غلبه بر آنها-بیشتر از یک نفر

در مذاکرات فروش، فروشنده و خریدار معمولا قربانی تصمیم گیری های غلط می شوند. با تفکر بیشتر در مورد این دام ها و تله ها، ما می توانیم یاد بگیریم چطور از آنها دوری کنیم و معامله بهتری داشته باشیم.

چه بخواهیم خانه خود را برای فروش بگذاریم، کالایی را با قیمت بیشتر بفروشیم و یا به دنبال مشتری های جدید باشیم شانس زیادی وجود دارد که مذاکره بعدی فروشمان چالش برانگیز تر از آنچه باید، باشد و به این دام ها گرفتار شویم.
ما می توانیم مهارت های مذاکره خود را با آموزش این چهار دام و روش غلبه بر آنها افزایش دهیم.

• تله ی اول: موقعیت خود را زیاد از حد با ارزش تلقی کنیم

چرا بعضی خانه ها که برای فروش گذاشته شده اند طی چند روز و چند هفته از لیست بهترین ها خارج می شوند
درحالیکه بعضی ماه ها و سالها در این لیست فروش باقی می مانند؟
موقعیت مکانی و محدودیت به این قضیه ربط دارد اما عامل دیگری هم هست.
عاملی که یک فروشنده می تواند از آن دوری کند: تمایلش به باارزش شمردن مبالغه آمیز خانه اش.

بعضی فروشنده ها تکنیک های مذاکره فروش که توسط نماینده واقعی آن ملک با دقت و ظرافت پیشنهاد داده شده را ندیده می گیرند
و خواستار چیزی بیشتر از واقعیت هستند.

تاثیر موهبت موجب می شود هرچیزی که داریم را بیش از اندازه باا رزش تلقی کنیم،
حالا میخواهد واقعا باارزش باشد یا کاملا ناچیز و بی ارزش.

یکی از تحقیقات معروف نشان داد که دانشجویان بدون هیچ توضیحی لیوان های قهوه را با قیمت بالاتر از لیوان هایی که دانشجویان با نقش فروشنده می خواستند بخرند، می فروختند.
تاثیر موهبت می تواند موجب شود فروشنده به سختی کالایش را بفروشد.

برای اینکه چنین حسی نسبت به دارایی های خود نداشته باشیم،
باید به دنبال شخصی بگردیم که حریف سوم باشد مثلا یک نماینده واقعی، مشاور جواهرات یا متخصان مالی.
به این فکر کنید که وقتی بعد از ماه ها و سالها کالای ما فروش نرفت، چه حسی پیدا می کنیم.
با تمرکز روی آینده می توانیم عقلانی تر، ارزش کالای خود را تعیین کنیم.

• تله ی دوم: تمرکز زیاد از حد روی قیمت

وقتی می خواهید فروش کنید، مهمترین هدف شما چیست؟
اگر شما هم مثل بیشتر ما باشید می گویید می خواهیم به بهترین قیمت ممکن که در ذهنم انتظارش را دارم برسم.

این طبیعی است که فروشنده ها (و خریدارها) در ذهنشان بیشترین قیمت را تجسم کنند.
اما تمرکز زیاد از حد روی قیمت موجب می شود با دیدگاه همکاری وارد مذاکره نشویم.
وقتی درگیر یک دیدگاه رقابتی می شویم، دیگر نمی توانیم به دنبال نیازهای خرید باشیم و یا پوئن مثبتی به معامله اضافه کنیم مثل زمان تحویل کالا، برنامه پرداخت و دیگر مواردی که شانس توافق را بیشتر کرده وحد محدودیت ما را بالاتر ببرد.
وقتی دیدیم خیلی درگیر قیمت شده ایم باید فکر خود را از ارزش بیش از حد دادن به کالا، هم برای خودمان و هم برای حریف دور کنیم.

• تله سوم: با اصول اخلاقی صلح کنیم

چه می خواهیم یک ماشین دست دوم، خدمات حرفه ای و یا کالاهای شرکت خودمان را بفروشیم، احتمالا بیشتر از خریدار در این مورد اطلاعات داریم.
بخاطر این اطلاعات زیادتری که داریم باید دقت کنیم از حریف سوءاستفاده نکنیم.
حتی مذاکره کنندگانی که فکر می کنند خیلی اصول اخلاقی را رعایت می کنند هم در خطر هستند
و ممکن است در چنین دامی گرفتار شوند.

در مذاکرات فروش باید بررسی کنیم رفتار مذاکره ای ما هم راستای اصول اخلاقی استاندارد هست یا خیر.
اگر خریداری به ادعاهای ما شک کند ممکن است مجبور شویم شرط توافق دیگری به معامله اضافه کنیم.
مثلا یک پیمان کار خانه ممکن است بر سر پرداخت غرامت موافقت کند یا اگر نمی تواند با بن بست دست و پنجه نرم کند، قیمت پایین تری را هم بپذیرد.

• تله چهارم: پینشهادهای غیرجذاب

حتی اگر زمان خوبی را برای تحقیق در مورد احتیاجات حریف صرف کنیم و همه پیشنهادهایی که او را به اهدافش می رساند کنار هم بچینیم، باز هم ممکن است در ارائه آن پیشنهاد ها دچار مشکل شویم.
باید به این فکر کنیم که فروشنده ها اغلب نمی توانند اطلاعات را به نفع خود چارچوب بندی کنند.

در یک مذاکره فروش معمولی، خریدار قیمت خاصی را مد نظر دارد که می خواهد به آن برسد
و هر توافقی که به دور از هدفش باشد را بعنوان باخت حساب می کند.
فروشنده ها معمولا وقتی در شرایطی پیشنهادشان را مطرح می کنند که به دور از هدف خریدار است،
بدون نیاز به سند و مدرک نوشتاری چنین چارچوب بندی هایی را تقویت می کنند.

بجایش باید سعی کنیم پیشنهاد های خود را با توجه به حقوق چارچوب بندی کنیم.
باید پیشنهاد را از طریق تامین کننده ای که می خواهد توجه مشتری ما را جلب کند مطرح کنیم، نه اینکه بگوییم: من می توانم بگویم که شما امیدوار بودید با قیمت ۱۰۰ هزار دلار معامله کنید اما این غیر ممکن است.
می توانیم بگوییم: من خوب می دانم که الان دارید به تامین کننده ها هم پول می دهید.
ما می توانیم ۲۰ هزار دلار کمتر بگیریم اینطوری برای آن کار هم می توانید پول ذخیره کنید. فکر می کنم موافق باشید.

آگاهی از این دام ها که در مذاکره فروش به آنها گرفتار می شویم اولین قدم برای غلبه بر آنهاست. پشت کار می خواهد اما ما می توانیم تاثیر منفی آنها را از ذهن شما پاک کنیم.

ادامه‌ی پست

یادگیری لگویی!-بیشتر از یک نفر

لگو سازی بازی مورد علاقه پسرمه!
بازی فوق العاده جذابیه! تعدادی قطعات پلاستیکی که می تونند به هم متصل شن و از اتصال قطعات، اشکال بسیار جالبی خلق می شه.

به نظر شما چه شباهتی بین لگوساری و یادگیری وجود داره؟

 من فکر می کنم یادگیری یک جور لگو ساختنه! 

هر قطعه ای از اطلاعات که وارد ذهن میشه اگر با قطعات قبلی ارتباط و اتصال پیدا نکنه و جای درستش نشینه، باید از میان قطعات مورد نیاز خارج بشه. 

اصلا یادگیری یعنی اتصال قطعات به ظاهر نامرتبط به یکدیگر و اینجا است که هنر یادگیرنده حرفه ای نمایان می شه! 

یادگیرنده ای که به یادگیری خودش توجه داره ذهنش رو انباری از اطلاعات بیهوده و نامرتبط نمی کنه. دائم به دنبال کشف قطعاتیه که سازه لگویی اش رو تکمیل کنه. شاید به همین دلیله که بیهوده و بی هدف در شبکه های اجتماعی پرسه نمی زنه و زباله گردی نمی کنه!

…..چقدر به فکر اتصال و ارتباط مفاهیم ذهنی تون هستید؟…..

ادامه‌ی پست

طراحی یک سخنرانی – گزارش جلسه ششم از هشتاد و دومین دوره جامع

ششمین جلسه از هشتاد و دومین دوره جامع سخنرانی و فن بیان در روز شنبه ۱۴ مهر نود و هفت در مجموعه بیشتر از یک برگزار شد.

در ابتدا شما را به مطالعه ی آنچه در جلسات قبل گذشت دعوت میکنیم…

گزارش جلسات به شرح زیر است:

جلب توجه مخاطب – پنجمین جلسه دوره جامع سخنرانی و فن بیان ۸۲

شخصیت شناسی – جلسه چهارم دوره جامع فن بیان و سخنرانی ۸۲

صداسازی – جلسه سوم دوره جامع فن بیان و سخنرانی ۸۲

همیت ترس از سخنرانی – جلسه دوم دوره جامع سخنرانی و فن بیان ۸۲

 

دوره جامع فن بیان و سخنرانی

چطور شروع شد؟

در ابتدای این جلسه در این رابطه صحبت شد که «چرا گاهی اوقات تمرین نمی کنیم و در تمرین، تنبلی می کنیم؟» و اینکه چه راه جایگزینی برای این کار داریم.
تمام دوستان فعال در کلاس، رشد قابل توجهی در این جلسه داشتند و اذعان داشتند که رشد کرده اند. 

دوره جامع 82

در نهایت به این نتیجه رسیدیم که هیچ راه جایگزینی برای «تمرین کردن» وجود ندارد و بنابراین به جای «نه» گفتن به تمارین «بله» بگویید و در مقابل آن مقاومت نشان ندهید.

ادامه کلاس، روش ABCC

در ادامه جلسه قبلی که روش ABCC را برای طراحی یک سخنرانی توضیح دادیم، روی حرف A یعنی Attention تمرکز کردیم و آن را برای هنرجویان عزیز تشریح کردیم. این واژه به معنای «توجه» موقعی به کار می رود که میخواهیم در ابتدای جلسه، توجه مخاطبین و حضار را به خود جلب کنیم تا در ادامه جلسه با ما همراه باشند.

جلسه ششم فن بیان و سخنرانی

در این جلسه همچنین، سایر حروف این روش را تشریح کردیم.
B در این روش به معنای Body

C به معنای Conclution 

C آخر به معنای Clear call to action به کار می رود.
این کلمات به ترتیب یعنی میانه، جمع بندی و دعوت به عمل واضح مخاطبین هستند.

 

سخنرانی، یک معجون خوشمزه

در ادامه آموزش، سخنرانی را به معجونی خوشمزه و دلچسب تشبیه کردیم و به هنرجویان گفتیم که معجون شما باید پر از داستان ها، اطلاعات، مثال ها، دلایل، تحقیقات و توضیحات باشد. اینها همان مواد تشکیل دهنده معجون شما هستند که سخنرانی تان را بامزه و جذاب می کند. درست مثل گردو و بادام و مواد دیگری که در معجون به کار می رود.
 

تمرین سخنرانی

سخنرانی یک مسیر هموار و صاف نیست

در ادامه مباحث گفتیم که سخنرانی مسیری هموار ندارد و ممکن است دست انداز و پیچ و خم های زیادی داشته باشد. سپس گفتیم که در «میانه» چه اشتباهاتی ممکن است پیش بیاید و چگونه از این اشتباهات دوری کنیم. در مورد «جمع بندی» گفتیم که تا چه اندازه مهم است و می تواند به معنای یک پایان دلپذیر برای مخاطبین باشد. در مورد اهمیت جمع بندی سخنرانی، مثال های متنوعی زده شد و نکات کاملی برای مخاطبین تشریح شد.

در بخش بعدی در مورد «دعوت به عمل واضح» گفتیم که دعوت به عمل باعث می شود که مخاطب دقیقاً درک کند که چه چیزی را باید از جلسه سخنرانی شما همراه با خود ببرد و در زندگی شخصیاش استفاده کند. 
اگر «توجه» را مثل گل ثانیه ۳۰ بازی فوتبال بدانیم، «دعوت به عمل» دقیقاً مثل گل دقایق پایانی فوتبال یا گل دقیقه ۹۰ فوتبال می ماند که در آخرین لحظاتی که همه منتظر رفتن هستند، می تواند سرنوشت بازی را عوض کند.
دعوت به عمل باید دقیق و واضح باشد. مخاطب باید بداند چه زمانی، چه کاری و چگونه انجام دهد.

 

در پایان…

در پایان این جلسه، مباحث را جمع بندی کردیم و میانه و مسیر سخنرانی را تشریح کردیم. همچنین به مانند جلسات قبلی، تمریناتی عملی برای دوستان در نظر گرفتیم که به خوبی با مباحث مطرح شده آشنا شوند و آن را لمس کنند.
همچنین دوستان سخنرانی های خودشان را هم ارائه دادند و نقاط قوت و نقاط قابل بهبود خودشان را هم روی تخته وایت برد و هم روی کاغذ نوشتیم و به آنها تقدیم کردیم.

 

برای اطلاع از دوره جامع سخنرانی و فن بیان کلیک کنید

 

ادامه‌ی پست

پروازی که کنسل شد،جرقه ای در اتوبوس ایجاد کرد!-بیشتر از یک ن

داستان از این قرار بود که سوار هواپیما شدم و متوجه شدم یکی سری از مسافرینی که در پرواز ما سوار شدند،پروازشان کنسل شده بود،و خیلی وضعیت سختی بود و کلی الاف شده بودند!

با خودم گفتم خدا را شکر که در این چند سالی که با هواپیما سفر می کنم،هنوز یک بار هم نشده که پرواز من کنسل بشه،این رو گفتم و دقیقا ۲۴ ساعت بعد یک پیامی روی گوشی من آمد: مسافر گرامی متاسفانه پرواز شما کنسل شده است.(تو دلم گفتم مرض داشتی گفتی کنسل نمیشه؟اینم نشونش!)

به دلیل تایمی که از دست داده بودم و به خاطر کاری که داشتم مجبور شدم با اتوبوس به مقصدم سفر کنم.

سریع رفتم سایت مستر بلیط و تصویر زیر را دیدم!

اتوبوس درسا vip مانیتور دار وای فای دار رایگان منو متقاعد کرد که این بلیط را بخرم

در واقع گاو بنفشی که این شرکت ایجاد کرده بود مانیتور و وای فای رایگان بود!

یادمه حدود ۶-۷ سال پیش که خیلی اتوبوس سوار می شدم،با خودم میگفتم کاش میشد یک تبلت یا مانتیور پشت صندلی باشه و با اون فیلم نگاه کرد و کتاب صوتی و… این ها گوش داد.(این ایده خیلی تو ذهنم محال بود)

تا اینکه یک روزی شنیدم این اتفاق افتاده و ایده ای که در سر داشتم بالاخره یک نفر اومد اون رو اجرایی کرد و به عنوان گاو بنفش درسرویس های خودش استفاده کرد.

ایده اصلا مهم نیست،هیچکش ایده شما را نمی دزدد،فقط آن را اجرا می کند! حتی شما هم می توانید ایده اجرایی او را با مزیت رقابتی یا گاو بنفش باز اجرا کنید.

خلاصه سرتون رو درد نیارم،سوار شدم و این تصویر این مانیتور هست

مانیتور اتوبوس
مانیتور اتوبوس

همانطور که در تصویر می بینید یک مانتیوری است که کاملا وارداتی است و از شرکت تایوانی funtoro خریداری شده است.

نکته حالب این شرکت خودش را

رهبر جهانی در بخش اطلاعات و تفریحات خودرو معرفی می کند و یک جورایی زیر مجموعه شرکت MSI است و توسط آن ها ساپورت می شود.

یک نکته جالبی که در استراتژی این شرکت وجود دارد این محصول را تک بعدی جلو نبردند و خیلی فراتر از اتوبوس کار کردند. کاری که خیلی از شرکت های ایرانی متاسفانه انجام نمی دهند و دچار یک چارچوب خاصی می شوند.

مانیتور در کشتی

مانیتور در کشتی
مانیتور در کشتی

مانیتور در ورزشگاه

مانیتور در ورزشگاه
مانیتور در ورزشگاه

ارائه مانتیور در مترو

ارائه مانتیور در مترو

۳ ویژگی جذاب | به سبک ویندوز ۸

همانطور که در تصویر می بینید،منو اولیه چیزی شبیه ویندوز ۸ در اوایل بود و شامل هفت قسمت اصلی هست که تک تک آن ها را بررسی می کنم و تجربه استفاده خودم از این محصول را برای شما بیان می کنم.

قبل از اینکه وارد منو بشیم چند تا خصوصیات جذابشو بگم بعد بریم سر وقت منو این مانتیور.

یک.فقط و فقط با هندزفری کار میکنه تا مزاحم بقیه نشه(که به نظرم عالی هست این امکان)

دو.حالت شب و حالت خواب دارد که میتوانید وقتی آهنگ گوش می دهید صفحه تاریک می شود و مزاحم بقیه نمی شود.

سه. یک پاور بانک بسیار خوبی است،جای شارژ موبایل داشت که این امکان به نظرم فوق العاده هست و یکی از بهترین امکاناتش بود.

مانیتور اتوبوس
مانیتور اتوبوس

مانیتور اتوبوس

قسمت اول:فیلم سینما

من خیلی خوره فیلم هستم و همیشه سعی می کنم فیلم در آرشیوم داشته باشم واز برنامه خوب فیلمیو استفاده می کنم و خوشبختانه پلان بی داشتم و چندین فیلم آفلاین در برنامه نگه داشته بودم برای اینگونه مواردی که فوری پیش می آید.

حدود ۱۰ تا فیلم در این بخش بود که ۸ تا ایرانی و ۲ تا خارجی، فقط یک کلمه بگم که فیلم ها اکثر ماله دهه هفتاد بود مثلا یک فیلمی بود سال ۱۳۷۸! هر جور خودم رو قانع می کردم که یک فیلم رو ببینم نتونستم نگاه کنم هم از لحاظ کیفیت هم قدیمی بودن!

قسمت دوم:موسیقی

۵ تا پوشه بود،یکی امید،یکی همایون،یکی شجریان(که قفل بود پوشه و فقط یک آهنگ داشت) و در کل قسمت موسیقی هم خیلی ضعیف بود

قسمت سوم:عکس

چند پوشه از عکس های طبیعت،همین و بس!

قسمت چهارم:کتاب صوتی

خیلی خوشم اومد از این بخش که باعث میشه حداقل دو نفر داناتر بشند اما متاسفانه این پوشه خالی بود و هیچ کتاب صوتی در آن نبود

قسمت پنجم:مسیر یابی

که بخاطر عدم دسترسی به اینترنت کار نمی کرد.

قسمت ششم:یک دور بازی

شاید بهترین بخشش همین بازی بود که ۶-۷ تا بازی تقریبا قابل قبول در آن وجود داشت و نمره قبولی می گیرد.

قسمت هفتم:سفارش

مثلا قهوه یا چای سفارش میدادی که من سفارش دادم هنوز به دستم نرسیده! البته این گزینه بیشتر برای خارجی هاست


در کل برای اولین بار استفاده از مانتیور تجربه بدی نبود اما نکته ای که خیلی مهم است آپدیت نبودن بود. چه در فیلم ها چه در موسیقی و چه در بخش های دیگر

مشکل خیلی از کسب و کار ها همین هست به روز نبودن و رها کردن کسب و کار،کسب و کار یک کار دراز مدت و پیوسته است.

اگر شما مسئول و پشتیبان این مانتیورها بودید چه کارهایی برای بهتر شدن انجام می دادید؟

پ.ن: دیگر این مانیتورها برای من مزیت رقابتی ایجاد نمی کند و فقط به عنوان یک پاور بانک به آن نگاه می کنم.

ادامه‌ی پست

افزایش فروش سایت پس از کلیک دکمه خرید!

افزایش فروش سایت، پس از کلیک دکمه خرید!

 

اگر می‌توانستیم کاری کنیم که هرکسی که دکمه خرید یک محصول را کلیک کرد خریدش را تکمیل کند، فروش سایت ما ۱۰ برابر می‌شد. این کار امکان‌پذیر نیست زیر بسیاری از بازدیدکنندگان برای تفریح، تست دکمه یا موارد دیگر آن را کلیک می‌کنند. ولی می‌توانیم کاری کنیم که درصد بیشتری از کلیک‌کنندگان بر دکمه خرید، فرایند خرید را تکمیل کنند  و فروش بیشتر شود.

همانطور که می‌دانید خرید از سایت‌ها اغلب تصمیمی بسیار لحظه‌ای است، یعنی خریدار مردد است که خرید را تکمیل کند یا خیر. اگر همه چیز خوب و راحت پیش برود خرید تکمیل می‌شود. اگر کوچکترین مشکلی پیش بیاید خرید احتمالا ناتمام باقی خواهد ماند.

بیایید ۴ راهکار برای تکمیل فرایند خرید و افزایش فروش سایت از لحظه‌ای که بازدیدکننده دکمه خرید را می‌زند بررسی کنیم.

۱. چند مرحله‌ای کردن خرید

اگر خریدار در هر مرحله ببیند لازم است اطلاعات کمی را وارد کند، ترغیب می‌شود این کار را انجام بدهد. تمام سایت‌های موفق دنیا فرایند خرید چند مرحله‌ای دارند، یعنی خریدار ابتدا نام و ایمیل را وارد می‌کند، سپس شاید استان، شهر و آدرس پرسیده می‌شود و در مرحله بعد پرداخت آنلاین انجام می‌شود. پس اگر سایت شما در یک صفحه تمام اطلاعات لازم را از خریدار می‌پرسد لازم است تغییراتی ایجاد شود و ورود اطلاعات در مراحل خرید به چند مرحله تقسیم شود.

اگر سایت شما با وردپرس ساخته شده است، پلاگین‌های رایگان و پولی زیادی وجود دارند که این کار را انجام می‌دهند. برای یافتن این پلاگین‌ها عبارت Multistep Checkout را جستجو کنید.

۲. استفاده از انگیزاننده‌های کوچک

حتما افرادی را دیده‌اید که می‌خواهند داخل استخر بپرند ولی جرات انجام این کار را ندارند. اطرافیان سعی می‌کنند او را تشویق کنند که این کار را انجام بدهد. گاهی این تشویق‌ها باعث شجاعت فرد می‌شود و در یک لحظه تصمیم می‌گیرد در آب بپرد. در فرایند خرید هم دقیقا چنین اتفاقی می‌افتد. بسیاری از کسانی که دکمه خرید را می‌زنند با ترس‌ها و شک‌های زیادی مواجه هستند و لازم است کسی آن‌ها را تشویق کند که کار را ادامه بدهند.

در سایت چگونه می‌توان خریدار را تشویق کرد؟ در فرایند خرید می‌توانید از جملات انگیزشی استفاده کنید. یکی از اثرگذارترین جملات آن است که به خریدار بگوییم چیزی تا پایان خرید و رسیدن به محصول یا خدمت دلخواهش باقی نمانده است.

همچنین در مراحل خرید می‌توانیم از لوگوهایی استفاده کنیم به برای خریدار آشنا است و اعتماد ایجاد می‌کند. مثلا لوگوی بانکی که پرداخت از طریق آن انجام می‌شود. اشاره به ضمانت هم در فرایند خرید می‌تواند اثرگذار باشد. حتی بزرگی دکمه پرداخت هم می‌تواند اثر مثبتی بر تعداد خریدها بگذارد. تمام این موارد انگیزاننده‌های کوچکی هستند که خریدار را تشویق به پیش‌ رفتن می‌کنند.

افزایش فروش سایت

۳. پیشنهادهای قبل از پرداخت

وقتی خریدار اطلاعات تماس خود را در سایت وارد می‌کند و می‌خواهد وارد مرحله پرداخت شود، می‌توانیم پیشنهاد بدهیم محصولات دیگری را هم با شرایط ویژه و تخفیف، خریداری کند. این پیشنهاد‌ها که هوشمندانه طراحی شده و محصولاتی کاملا مرتبط را پیشنهاد می‌کند می‌تواند تاثیر زیادی بر افزایش فروش سایت بگذارد. نکته مهم آن است که زمان ارائه این پیشنهادها هنگامی است که خریدار مصمم به خرید است و می‌خواهد وارد آخرین مرحله فرایند خرید شود که همان پرداخت آنلاین است.

برای پیاده‌سازی این پیشنهادها در وردپرس می‌توانید از پلاگین Smart Offers استفاده کنید.

۴. صفحه تشکر

صفحه تشکر صفحه‌ای است که خریدار پس از پرداخت آنلاین به آن هدایت می‌شود. خریدار پس از انجام خرید در شرایطی قرار دارد که خیلی راحت‌تر پیشنهادهای خرید را می‌پذیرد. شما می‌توانید در صفحه تشکر هدیه‌ای به خریدار بدهید و در همان صفحه پیشنهاد یک خرید دیگر را به او بدهید. عده‌ای از خریداران بلافاصله پس از خریدشان این خرید پیشنهادی شما را هم انجام خواهند داد.

پلاگین‌هایی مثل Custom Thank you Page این امکان را فراهم می‌کنند که هنگام تعریف محصول، مشخص کنید خریدار پس از خرید به چه صفحه‌ای هدایت شود.

یک صفحه تشکر حرفه‌ای می‌تواند فروشتان را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد.

با رعایت این نکات ساده و مهم می‌توانید فروش سایت را افزایش دهید!

Loading…
منبع: آسیان شاپ

ادامه‌ی پست

راه و روش زندگی کردن با مهرو محبت-بیشتر از یک نفر

***آیا ما می خندیم و خندیدن ما به صورت لبخنداست ؟

***آیا ما قهقهه ی خنده سر می دهیم ؟

***آیا خندیدن ما فقط بیرون از منزل است و وقتی به خانه باز می گردیم برسراعضای خانواده داد و بیداد راه می اندازیم ؟

در مترو ایستاده بودم و لبخندی بر لب داشتم شخصی که کنار من ایستاده بود به من گفت : « خنده به درون تو راه یافته است .»

وقتی از او خواستم منظورش را از«راه یافتن خنده به درونم » توضیح دهد ، یه کم من من کرد که نشان می داد آماده نبود چنین پرسشی از آن کنم . چند دقیقیه بعد پاسخ داد منظورش این است که هر شخصی باید روح خنده را بر وجود خود حاکم سازد . ازاو خیلی تشکرکردم و به او اطمینان دادم که به در خواستش رسیدگی خواهم کرد و مقاله ای را جع به همین موضوع خواهم نوشت .

راستش پیشنهاد او فکرمن را سخت به خودش مشغول ساخت ، احساس کردم بعد از سال ها اولین باری است که یک شخصی پیشنهادی سازنده مطرح کرده است .

خودم بسیارروحیه شادی دارم اما در پی این پیشنهاد از این رو به آن رو شدم . نگاه به افرادی که در مترو ایستاده بودند انداختم ، دسته کم به این نتیجه رسیدم که در کشورم ایران ، با وجود ویژگی های منفی و حس بد نسبت به هرمسئله ای (اقصادی ، فرهنگی ، سیاسی و ….)، نمی توان خنده را در وجود آن ها پیدا کرد .

از این رو در این مقاله در مورد آن دسته از احساسات و عادت های منفی ، که مانعی بر سر راه خنده های ما هستند خواهم گفت :

بیان کردن نکات مثبت دیگران :

یکی از عادت های بد بسیاری از مردم این است که اول روزشان را با فضای مجازی ، بدگویی از دیگران ، بحث های سیاسی ، افزایش قیمت ها ، کم کاری های حکومت ، آلودگی هوا ، مشکل ترافیک ، وضعیت بد اقتصادی و کلی مسائل دیگر…..و به دنبال این صحبت ها از مشکلاتی که فرزندان در خانواده ها به بار می اورند می شود .

برای متوقف کردن این روند نا بسامان کاری از دست من ساخته نبود اما حداقل می توانستم مواظبت کنم از افکار خودم و تا می توانستم افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنم .

با خودم فکرکردم چه بهتر است به جای بدگویی از دیگران ، با گفتن از خوبی های دیگران به تقویت روحیه و بالا بردن اعتماد به نفس ان ها بپردازم . در حال حاضر با بازگو کردن خوبی های همسر و فرزندان و همکاران خودم و تعریف و تمجید کردن از ان ها توانسته ام به دور از تملق و چاپلوسی و گوشزد کردن اهداف خودم و ایجاد انگیزه برای هدف گذاری دیگران ، شادمانی را با کمک خنده ترویج کنم .

یکی از راه های شاد کردن دیگران بازگو کردن خوبی های آنان به گونه ای درست و شایسته است .

برخی از همکارانم که از این کار نتیجه خوبی گرفتند ، کم کم شروع به ستایش از همسر و فرزندان و اقوام وهمکاران و هرکسی که با آن برخورد دارند ، کردند.

در کشور ما«ایران» عده بسیار کمی با گفتن کلمات زیبا از دیگران قدردانی می کنند . بیان کلمات زیبا در جای مناسب می تواند تاثیرمطلوبی تری بر جای بگذارد .

روی هم رفته نادیده گرفتن خوبی های دیگران ، انرژی منفی فراوانی تولید می کند و جوی از ناخوشنودی ، دل خوری ، زیاده روی ، تنش و روابط نامطلوب ، همه جارا فرا می گیرد .

ضرورت بازگو کردن خوبی های دیگران :

آدمهای موفق وناموفق ، برای داشتن زندگی شاد ، نیازمند محبت و توجه دیگرانند . هر شخصی برای اینکه عملکرد بهتری از خود نشان دهد لازم است مورد توجه دیگران قرار گیرد و از او تشکر و قدردانی شود .

همه ما انسانها دوست داریم نظر مردم را در مورد کارهایمان بدانیم و اگر بهترین تلاشمان با سکوت دیگران روبرو شود ، امکان دارد کم دقت ، فراموش کارو پرخاشگر شویم .

هریک از ما تصویری از خود در ذهن داریم که به آن «خود پنداری» می گوییم . اگربه خود پنداری مان افتخارکنیم ، به ما احساس اطمینان و آزادی خواهد بخشید و بهترین عملکرد را خواهیم داشت .

ولی وای به روزی که از خود پنداری خود شرمگین باشیم ، خودمان را پنهان خواهیم کرد و وجودمان را ابراز نخواهیم کرد . در چنین شرایطی ما روبه پرخاشگری می آوریم و کنار آمدن با ما سخت و دشوار خواهد بود .

تعریف کردن از دیگران ، اعتماد به نفسش را بالا می برد ، مهربان تر و یاری گرمردم پیرامونش می شود . با دادن حس خوب و تقویت روحیه ی یک نفرو بالا بردن اعتماد به نفسش ، او مجبور می شود که ما را دوست داشته باشد و با ما همراهی کند .

اقدامک :

کوچکترین درنگی در بازگو کردن خوبی های دیگران جایز نیست و باید سریعتر این کارراانجام دهیم ، زیرا ممکن است لحظه ای شادی را برای یک فرد غمگین فراهم آوریم و کمک کنیم که برناامیدی خودش غلبه کند .

با تعریف و تمجید کردن از کسی به آن کمک خواهیم کرد به دو دشمن بزرگ شادمانی یعنی «احساس تنهایی و بی ارزشی » پیروز شود .

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:«گل ها راحیه شان را در دستان کسی می نهند که به آن ها ارزانی کند .» اگرحس قدرشناسی و اشتیاق خود را برای مردم افزایش دهیم ، مردم دور و برمان را شادمان تر خواهیم ساخت و خودمان نیز شادمان تر خواهیم شد .

روشهای حسن جویی از دیگران :

خوبی های دیگران را چگونه بیان کنیم ؟

خوبی های دیگران را می توانیم با گفتگو کردن و یا با نوشتن نامه و یادداشت بازگو کنیم . برای بازگو کردن خوبی های دیگران راه های غیر مستقیم دیگری نیز وجود دارد . وقتی شخصی در حضور ما از خود ما تعریف می کند امکان این وجود دارد ارزش کار را تا حد رعایت ادب و حتی چاپلوسی تنزل داده باشد.

بسیاری از مردم ایران به دلیل احساس شرم و خجالت ، تعریف کردن از دیگران در حضور خودشخص را کاری بسیا ر دشوار می پندارند .

این دسته از مردم می توانند از روشی به نام « بازگویی خوبی ها پشت سر دیگران » استفاده کنند .

این نوع قدردانی از دیگران راحت تر است و می تواند کارآیی بیشتری نیز داشته باشد . روش تعریف کردن از دیگران پشت سرشان می تواند برای آن شخص خوشایندتر نیز باشد ، زیرا بیشتر مردم براین باورند ، اگرکسی در پشت سرشان از آن ها تعریف کند ، دل و زبان آن ها با هم یکی است .

زمان مناسب برای بازگویی از خوبی های دیگران :

کلید طلایی برای تعریف و تمجید کردن از دیگران انجام دادن آن همین حالاست . این کا ر را همان زمانی که حس قدرشناسی ما تا زه و نیرومند است انجام دهیم . هرزمانی که احساس کردیم باید از کسی قدرشناسی کنیم ، پیش از این که جرقه آن خاموش شود دست به عمل بزنیم .

با بازگویی خوبی های دیگران ، عادت قدر شناسی و فتح قلب ها را در خودمان پرورش دهیم که به گونه ای غیر مستقیم ما را از عادت بدگویی از دیگران که جوی خشن ایجاد می کند و مانعی بر سر راه خندیدن است دور می کند .

ادامه‌ی پست

مذاکره پشت ۱۸ قدم-بیشتر از یک نفر

روز پنجشنبه ۱۹ مهرماه به کارگاه مذاکره پشت ۱۸ قدم رفتم ، یک کارگاه متفاوت از جنس فوتبالی و اینکه برای اولین بار دو استاد که شاید از دید مردم رقیب محسوب می شوند کنار هم و با اجرایی بی نظیر به اجرای برنامه پرداختند .

شاید خیلی ها بگوییند سمینار مشترک زیاد داشتیم . درست است ولی تمامی اساتید زمانی که اجرای استاد قبلی پایان می پذیرفت به روی سن قدم می گذاشتند ولی این سمینار دو استاد هم زمان صحبت می کردند و هر اسلاید رو هر کدام با دیدگاه خود توضیح می دادند و اسلاید ها ترکیبی از اسلاید های هر دو استاد بود .

تجربه ای خاص بود که خیلی ها حاضر به ریسک کردن و انجامش نیستند چرا که ممکن است در مورد اسلایدی تفاوت برداشت ها زیاد باشند ولی استاد ودایع و استاد آسیان شاپ با یک کار تیمی به همه اساتید ثابت کردند که می شود با تضارب آرا نیز به این کار پرداخت.

در کنار تمام صحنه های این سمینار که عالی برگزار شد این عکس برای من به یادگار ماند و کلی مطلب که یاد گرفتم

 

ادامه‌ی پست

لذت خواندن-بیشتر از یک نفر

امروز خواندن کتابی را به انتها رساندم که از نظر خودم سخت بود . در هفته ای که گذشت من از روز یکشنبه شروع به خواندن کتاب صحبت در جمع کردم دوشنبه را شیراز نبودم و سه شنبه هم کلاس داشتم چهارشنبه را مطالعه کردم پنجشنبه هم که به سمینار مذاکره پشت ۱۸ قدم آمدم و جمعه هم تکالیف را ارسال کردم ولی امروز شنبه این کتاب ۵۵۰ صفحه ای را به پایان رساندم.

 

شاید قبل از شروع دوره استادی خواندن این کتاب برای من بیش از یک سال طول می کشید ولی الان به برکات دوره و آموزش های عالی استاد وجکانی این کتاب را با تمام کارهایی که پیش آمد زیر یک هفته تمام کردم

خدا را بابت آشنایی با این اساتید شاکرم که مسیر زندگی همه ما را دچار تحول و روشنی کردند

ادامه‌ی پست

اسب ترکمن-بیشتر از یک نفر

یکی از نژادهای اصیل اسب در دنیا؛ اسب ترکمن است و خواستگاه این نژاد استانهای گلستان و خراسان شمالی است.

دو مجسمهء زیبا از این نژاد در حاشیهء بلوار پروفسور مجید سمیعی در بجنورد نصب شده است.

مطالعه بر روی ذخایر و ثروتهای این مملکت راهگشاست. چندی پیش مسابقه ای تحت عنوان “جشنواره اسب اصیل ترکمن” نیز در بجنورد برگزار شد که اونهم به نوبه خودش نمونه کار زیبایی بود.

ادامه‌ی پست