تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

آماده جاموندن از پرواز هستی؟-بیشتر از یک نفر

خوشبختانه بلیت برگشت داشتیم. اون هم در تعطیلات نوروز!   از چند ماه پیش همه چیزو هماهنگ کرده بودیم. اما …

در یکی از هتل های زیبای بندرعباس، مشغول خوردن شام و لذت بردن از تنوع غذا ها و سلیقه وصف ناشدنی  چینش رستوران بودیم.

_ پرواز دیر نمیشه؟ 

_ نه هنوز دوساعت دیگه وقت داریم.

با خوشحالی از اینکه همه چیز طبق برنامه پیش رفته و ما به موقع به فرودگاه رسیدیم، بلیت را از کیفم درآوردم و ساعت حرکت رو چک کردم. باورم نمی شد. انگار همون جا یک کاسه آب سرد ریختن رو سرم! پرواز دوساعت پیش بود. یعنی در همون لحظات شیرین شام!

چرا بلیت رو چک نکردی؟

_ من که تنها نیستم چرا هیچ کدوم از شما یکبار به بلیت نگاه نینداختید؟ 

… و توجیه ها شروع شد…

اگه شما جای من بودید، در این لحظات سخت چی کار می کردید؟

خیلی اوقات باید فکر اتفاقات پیش بینی نشده رو کرد و براشون برنامه داشت. خیلی اوقات، برنامه زندگی طبق خواسته ها و برنامه منظم ما پیش نمی ره. خیلی اوقات بایدیک جایی هم  برای اشتباهات باز کرد. 

اون روز به خیر گذشت. با این که من خیلی شرمنده جمع شده بودم اما با آرامش و مدیریت خوب پدرم اشتباه من هم نادیده گرفته شد و ما بالاخره به خونه رسیدیم.  ولی من یه درس بزرگ گرفتم: 

برای یادگیری باید آماده نقض شدن دانسته ها و مفروضات گذشته باشیم. اتکا به آنچه از پیش در گنجینه اطلاعات ذهنی خودمون داریم گاهی ما رو از پرواز های مهم زندگی باز می داره و مانع باز شدن درهای یادگیری های جدید میشه! 

امیدوارم هیچ وقت از هیچ پروازی جانمونید!