تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

دانستن تمام اصول موفقیت بدون بلوغ فکری هیچ نتیجه ای ندارد

بلوغ فکری انضباط شخصیاگر بلوغ فکری ندارید دانستن اصول موفقیت هیچ فایده ای ندارد!

چرا  اکثر کارهای ما نیمه تمام می ماند و نمی توانیم آن کارها را به سرانجام برسانیم؟ چون بعد از شروع کار مدتی بعد دچار یک سری مشکلات می شویم که کاملا طبیعی است، اگه مشکلی پیش نیاید باید تعجب کرد! و این موضوع باعث می شود که اراده ما تضعیف بشود و انگیزه خود را از دست بدهیم و کار نیمه تمام می ماند. دلیل این همه برنامه ریزی کردن و عمل نکردن، عهد بستن و عهد شکاندن این هست که ما یکی از عضلات ذهنی خود را به خوبی پرورش نداده ایم و آن چیزی نیست جز انضباط شخصی یا به این شکل بگویم به بلوغ فکری نرسیده ایم.

شب نیم ساعت مطالعه کردن و بعد خوابیدن را انتخاب می کنید یا نیم ساعت چک کردن اینستاگرام و بعد خوابیدن را؟

۳ روز دیگر امتحان دارید از روز اول شروع به خواندن می کنید یا از روز قبل امتحان؟

قند خونتان بالاست و دکتر به شما رژیم داده است و بعد می روید به یک مهمانی و سر سفره نوشابه می آورند نوشابه را می خورید یا نه؟

۱ساعت پیاده روی کردن با دوستان را ترجیح می دهید یا ۱ ساعت رفتن به کافه و گپ زدن با دوستان را؟

۶ صبح از خواب بیدار شدن را ترجیح می دهید یا ۱۱ صبح؟!

آیا شب قبل خواب روز گذشته خود را بررسی می کنید و برای فردا برنامه می نویسید یا این که فقط می خوابید؟

صادقانه پاسخ دادن به سوالات بالا به دور از ایده آل گرایی تعیین می کند که شما به بلوغ فکری رسیده این یا نه؟

اگر عضله بلوغ فکری خود را تقویت کنید در این مواقع به کمک شما می آید و شما را در جاده موفقیت نگه می دارد.

یک بار برای همیشه…

کتابخانه ای پر از کتاب های نخوانده…

آخر ترم و جزوه ها و کتاب های نخوانده…

آخر ماه و چک های برگشتی…

آخر هفته و حساب و کتاب های نکرده…

آخر پروژه و گزارش ننوشته…

آخر عمر و آرزوهای بر باد رفته…

شاید شما هم این جمله رو شنیده باشید که می گویند انسان ها در اواخر عمر خود از کارهایی که نکرده اند بیشتر افسوس می خورند تا از کارهای که انجام داده اند.

من لیاقتم بیشتر از این حرفها بود…

من که توانایش را داشتم پس چرا نشد؟؟؟

آدم هایی که از من کم استعدادتر بودند الان موفق تر از من هستند، وای بر من…

من عرضه کار داشتم ولی متاسفانه همیشه بدشانس بودم….

این ترم که رد شد انشااله از ترم بعد…

۲۶ ساله هستم و هنوز نتوانسته ام کار خاصی در زندگی انجام بدهم…

ای کاش به خانواده ام بیشتر محبت می کردم…

آه، افسوس و ای کاش هایی که در مقاطعی از زندگی به زبان می آوریم و غصه آن بر دلمان سنگینی می کند و زندگی را برایمان تلخ.

بیاید یک بار برای همیشه تکلیف خودمان را با این آه و افسوس ها مشخص کنیم.

من همه اصول موفقیت را می دانم پس چرا هنوز وضعیتم این است؟؟

انضباط شخصی تئودور روزولت

اصلا دوست ندارم اصول موفقیت را برایتان بشمارم و بگویم که این ها را رعایت کنید تا موفق بشوید!

به هیچ وجه نمی خواهم بگویم اگر اشتباه کرده اید یا شکست خورده اید اشکالی ندارد! برخیزید و از آن درس بگیرید و دوباره شروع کنید، این کار به همین راحتی هم نیست!

شما بالا بروید، پایین بیاید، چپ بروید یا راست یک راه بیشتر برای این که در کارهایتان به نتیجه برسید ندارید.

آن هم این است که همواره به سمت هدف پیش بروید نه این که دو روز تلاش کنید و چند روز کاری نکنید، چند روز اول با انگیزه کارها را انجام بدهید و به محض این که به مشکلی برخوردید ناامید بشوید و به همه چیز شک بکنید…

به قول شاعر :رهرو آن است که اهسته و پیوسته رود

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود

رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

خدا پدر و مادر این شاعر را بیامرزد که حرف اول و آخر را گفته است…

حالا شما هی بروید کتاب های موفقیت بخوانید و سمینار شرکت کنید!

نمی خواهم بگویم سایر اصول موفقیت به درد نمیخورد، اتفاقا خیلی هم خوب هستند ولی وقتی که پیوسته رعایت بشوند نه یک بار نه دوبار…

احتمالا اصطلاح اثر مرکب را شنیده اید و یا خوانده اید آن نیز همین را می گوید:

پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از گام های کوچک و به ظاهر ناچیز که پیوسته و در طول زمان برداشته می شوند به دست می آید و تفاوت بنیادی ایجاد می کند…

مشکل ما این است که شروع می کنیم به کتاب خواندن، ۱۰ صفحه اول را می خوانیم یا دیگر شاه کار کنیم ۲ فصل را می خوانیم ولی فصل های بعدی را چه کسی خواهند خواند خدا می داند.

۲ هفته اول با انرژی به باشگاه می رویم و تمرینات را انجام می دهیم ولی تا این که یه ذره سرمان شلوغ می شود اصلا فراموش می کنیم که روزی به باشگاه می رفتیم و فقط کوفتگی آن برایمان می ماند.

و کلی مثال دیگر…

خلاصه این که پیوسته تلاش کردن خیلی مهم است.

حالا به نظرتان پیوسته تلاش کردن به همین آسانی است؟!

 

بلوغ فکری مسئله این است

 

رسیدن به بلوغ فکری در دنیایی که پر از وسوسه و حواس پرتی است، چیزی است که موفقیت یا شکست شما را تعیین خواهد کرد.

الان دیگر مشکل این نیست که نمی دانیم باید چه کار بکنیم؟ یا اطلاعات کافی نداشته باشیم اتفاقا دقیقا می دانیم که باید چه کار بکنیم.

ما دقیقا می دانیم که چطور باید یک کارمند خوب باشیم، چطور مدیر خوب باشیم، چطور سلامتی خود را حفظ کنیم، چطور همسر خوبی باشیم، چطور پدر یا مادر خوبی باشیم و این که چطور یک دانشجوی خوب باشیم و نمرات بهتری بگیریم.

اگر نمیدانیم هم می توانیم با چند کلیک ساده بفهمیم….

ولی مشکل این است که به دانسته های خود عمل نمی کنیم چرا چون بلوغ فکری و احساسی نداریم. بلوغ فکری یک مهارت کلیدی برای انسان هاست تا بتوانند به دانسته های خود جامه عمل بپوشانند.

حالا در نظر بگیرید چگونه می شود پیوسته تلاش کرد در حالی که بلوغ فکری نداشته باشیم؟ چطور می شود اصول موفقیت را اجرا کرد در حالی که بلوغ فکری نداشته باشیم؟ چگونه می شود از شکست درس گرفت و دیگر تکرار نکرد در حالی که بلوغ فکری نداشته باشیم؟

مدیریت شخصی، کنترل بر خود و انضباط شخصی از اسامی دیگر بلوغ فکری هستند.

بلوغ فکری چیست؟

تعاریف زیادی می توان برای بلوغ فکری بیان کرد ولی شاید ساده ترین تعریف این باشد:

ترجیح دادن کارمنطقی(که لذت آن در لحظه قابل درک نیست) به کار احساسی(که لذت آن را سریع درک می کنیم)

به قولی می توان گفت به تاخیر انداختن لذت آنی برای رسیدن به یک لذت عمیق و بلند مدت.

البته باید این نکته را نیز گفت که رعایت انضباط شخصی هم در لحظه به ما لذت خوبی می دهید و احساس خوبی نسبت به خود خواهیم داشت.

این که بتوانید خود را مجبور به انجام کاری بکنید مستقل از این که از این کار خوشتان می آید یا نه.

زندگی ما را تصمیم ها و انتخاب هایمان می سازد و برای داشتن یک زندگی خوب باید تصمیم هایی بگیریم که پشت آن تحلیل منطقی باشد و نه تحلیل احساسی.

تحلیلی منطقی است که بر اساس نیازهای واقعی انجام بشود، بر اساس نتایج و دستاوردهایی که در بلند مدت برای ما خواهد داشت…

 

وقت طلاست

بحث مهم دیگری که می توان اینجا مطرح کرد بحث مدیریت زمان هست که احتمالا کتاب یا مقالاتی را در این زمینه خوانده اید و با تکنیک های آن آشنا هستید ولی مطلبی که شاید کم تر به آن توجه کرده باشید این هست که پایه و اساس مدیریت زمان، نظم شخصی است یعنی اگر شما بلوغ فکری را در خود ایجاد نکرده باشید، مطمئن باشید که نمی توانید در کارهای خود به درستی مدیرت زمان بکنید.

اگر شما کتابی را بدون بلوغ فکری شروع به مطالعه بکنید، هرچقدر هم که برنامه ریزی و زمان بندی بکنید و حتی از نرم افزارهای مدیرت مطالعه هم استفاده بکنید و انواع تکنیک های مدیریت زمان را  اجرا بکنید این کتاب نصفه و نیمه رها خواهد شد چون صرفا با یک تصمیم احساسی شروع به مطالعه کرده بودید و نه تحلیل  منطقی.

فواید بلوغ فکریمزایا

  • روز به روز بازده کاری شما بیشتر می شود و کارهایتان را با سرعت بیشتر و بهتر از دیگران انجام می دهید.
  • خود را به سادگی کنترل می کنید و روی خودتان حساب می کنید و احساس می کنید که از پس هر کاری بر می آیید.
  • باعث افزایش اعتماد به نفس شما می شود و احساس خوبی نسبت به خود خواهید داشت.
  • و مهم ترین فایده آن اینست که می توانید کارها را به طور پیوسته انجام دهید.

 

چگونه به بلوغ فکری برسیم؟

همان طور که در ابتدا گفتیم بلوغ فکری مانند یک عضله است و به یک باره نمی توان آن را قوی کرد و احتیاج به زمان دارد.

این که حالا چگونه بلوغ فکری را در خود ایجاد بکنیم و بدانیم که چه روش هایی برای این کار لازم است ابتدا باید بتوانیم مغز خود را  بشناسیم و ساختار ذهنی خود را درک بکنیم.

چرا اصلا ذهن ما کارهای راحتتر را به کارهای مشکل ترجیح می دهد؟

چرا تحلیل احساسی بر تحلیل منطقی ترجیج پیدا می کند؟

مسئله این نیست که من می توانم موفق بشوم یا نه، مسئله این است که من بلوغ فکری دارم یا نه؟؟

و در ادامه اگر همراه ما باشید دلیل این همه بازی گوشی های ذهن را خواهیم گفت و این که چطور آن را تربیت کنید…

  • ۲۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • شاپی