تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

روزی که اصلا بر وفق مرادم نبود….-بیشتر از یک نفر

امروز دست به هر کاری می زدم ، گیر و بند زیادی داشت….

صبح که کمی بیمار بودم و بی حال. یه عیادت از عمو ی بزرگم کردم . حالشون خوب نبود. در برگشت پام گیر کرد به زمین و کمی آسیب دیدم…. اما خدا رو شکر به خیر گذشت.

از ۱۲ و نیم ظهر تا اذان مغرب مشغول ساختن محصول صوتی م بودم . آخرش هم نشد که نشد. به قول استاد آسیان شاپ گرامی باید کامل گرایی رو کنار گذاشت . اما امروز نور و صدام اصلا خوب نبود !!! اما خدا رو شکر حدود یک دقیقه ش به درد اینستاگرامم خود!

نه لامپ هام به درد خورد نه ریکوردی که تازه سفارش داده بودم… تازه دو تا از لامپ ها هم سوخت!! امشب هم نشستم مایند مپ کتابم رو کشیدم و فرستادم سایت تکالیف، اونم ارسال نمی شه و پیام ارور می ده!!!

امروز کائنات با من همراه نبوده!!!!

امااااااااااااااااااااااااااااااااااا ما بیشتر از یک نفری ها هیچ گاه امیدمون رو از دست نمی دیم و پا پس نمی کشیم. 

ما تحت هر شرائطی کارمون رو ادامه می دیم و ناامید نمی شیم.

استاد درس مقاومت رو به ما  دادند و ما همگی مقاوم هستیم و امروز کارهایی انجام می دهیم که دیگران حاضر به انجام آن نیستند تا فردا کارهایی انجام دهیم که دیگران قادر به انجام آن نیستند.

می بخشید اینجا درد دل کردم . اونقدر اینجا پر انرژی و مثبته که منو به خودش جذب کرد و حالم رو بهتر. 

برایتان آرامشی بیشتر از درک همگان از خداوند بزرگ خواستارم.