تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

فروش-جلسه شانزدهم مدرسه استادی ۴-بیشتر از یک نفر

جلسه شانزدهم مدرسه استادی ۴، در روز جمعه چهارم آبان ماه ۱۳۹۷ برگزار شد.

قبل از اینکه گزارش جلسه شانزدهم مدرسه استادی ۴ رو بخونید، بیایید نگاهی به گزارش روزهای قبل بیندازیم و ببینیم در جلسات قبل چه گذشت. روی هر جلسه ای که میخواهید، کلیک کنید!

۱۵٫ تولید محصول ویدیویی-جلسه پانزدهم مدرسه استادی ۴

۱۴٫ ترس از سخنرانی – گزارش جلسه‌ی چهاردهم مدرسه استادی ۴

۱۳٫ تولید محصول صوتی – گزارش جلسه سیزدهم مدرسه استادی ۴

۱۲٫ برگزاری سمینار – گزارش جلسه ی دوازدهم مدرسه ی استادی ۴

۱۱٫ چگونه کتابمان را چاپ کنیم – گزارش جلسه ی یازدهم مدرسه ی استادی ۴

۱۰٫ حل مسئله – گزارش جلسه دهم مدرسه استادی ۴

۹٫ مقابله با افکار مزاحم – گزارش جلسه نهم مدرسه استادی ۴

۸٫ ساده سازی محتوا – گزارش جلسه هشتم مدرسه استادی ۴

۷٫ نوشتن کتاب الکترونیکی – گزارش جلسه هفتم مدرسه استادی ۴

۶٫ گزارش جلسه ششم مدرسه استادی ۴

۵٫ گزارش جلسه پنجم مدرسه ی استادی ۴

۴٫ گزارش جلسه ی سوم مدرسه ی استادی ۴

۳٫ گزارش جلسه ی چهارم مدرسه ی استادی ۴

۲٫ گزارش جلسه ی دوم مدرسه استادی ۴

۱٫ گزارش جلسه اول مدرسه استادی چهار

۰٫ گزارش تصویری سمینار مدرسه استادی ۴ (سمینار معارفه)ورزش، شکرگزاری، روحیه عالی…!

بیایید باهم ببینیم در جلسه شانزدهم مدرسه است ادی ۴ چه گذشت…!

آقای محمدپیام آسیان شاپ با تشویق حضار وارد سالن شد و مثل همیشه سرحال و قبراق به نظر می رسید و تا آخر برگزاری جلسه شانزدهم که حدود ۱۰ ساعت طول کشید، با طنازی های خاص خودش نگذاشت که مخاطبین احساس خستگی کنند ودائماً آنها را سر ذوق می آورد.

جلسه شانزدهم مدرسه استادی 4

شروع کلاس با جمله همیشگی

به نام آن که هستی نام از او یافت، فلک جنبش، زمین آرام از او یافت…
طبق روال همیشگی، در ابتدای جلسه مراسم شکرگزاری از درگاه خداوند برقرار شد. شکرگزاری از بخش های همیشگی و جدا نشدنی مدرسه استادی است و اگر شما هم یکی از شرکت کنندگان مدرسه استادی بوده باشید، احتمالا تاثیرش را روی روحیه و انگیزه خودتان حس کرده اید.
بعد از مراسم شکرگزاری، سرود ملی و تلاوت قرآن، وقت یک ورزش صبحگاهی ساده اما انرژی بخش با استاد موسویان بود. تا جاییکه میشود، ورزش هایی با حرکات متفاوت برای دوستان در نظر گرفته می شود تا هر بار با تمرینی جدید آشنا شوند.

مدرسه استادی 4

این جلسه در مورد چی بود؟

موضوع اصلی که محمدپیام آسیان شاپ در این جلسه میخواست درباره اش صحبت کنه این بود که چیکار کنیم تا به یک روایتگر و داستان گوی قهار تبدیل بشیم.
اصلا چرا باید داستان گو بشیم؟ داستان چه کمکی به مدرسین مختلف می کنه تا بتونن موثرتر و بهتر سخنرانی کنند؟ آیا همه می تونن روایتگر بشوند؟ چرا بعضیا داستان ها و خاطراتشون رو این همه جذاب تعریف می کنند و چرا بعضی دیگه از آدما با اینکه کوله باری از خاطره و تجربه و داستان دارند، به درستی نمیتونن از آنها استفاده کنند؟
آقای آسیان شاپ گفت که داستان جذابه! پیام مخفی در خودش داره، میتونه به ما کمک کنه تا به قلب مخاطب راه پیدا کنیم و صحبت هامون به یاد ماندنی و تاثیرگذار بشه.
در این بخش برای آنکه شرکت کنندگان تاثیر توصیف در داستان گویی را به خوبی درک کنند، از دو نفر از دوستان استادی خواسته شد تا تصویری را ببینند و برای سایر شرکت کنندگان توصیف کنند. همچنین برای آنکه با ریزه کاری های توصیف یک محیط که مخاطب آنرا ندیده است بیشتر آشنا شویم، استاد بهرامپور از سارا یوسفی از شرکت کنندگان مدرسه استادی۴ که نابینا است؛ درخواست کرد تا راجع به آنچه که در توصیف یک محیط می تواند برای یک فرد نابینا مناسب باشد صحبت کند. علاوه بر آن شرکت کنندگان مدرسه استادی در گام های مختلف داستان گویی تمارین عملی را انجام دادند تا داستان گویی را تجربه کنند. در این جلسه محمد پیام بهرامپور با مهارت ویژه ای که در داستان گویی دارد و مثال هایی که ارائه کرد، شور و نشاط خاصی را در کلاس برقرار کرد.

مدرسه استادی 4

خاطره گویی؛ تمرینی بسیار عالی برای سخنرانی و داستان گویی

برای اینکه قدرت داستان گویی رو یاد بگیریم، محمدپیام آسیان شاپ فیلمی از حسن عباسی برای حضار آماده کرده بود که در مورد خاطرات دوران جوانی ایشان بود و روایت جالب و جذابی داشت.
در این فیلم آقای عباسی، داستان هایی موازی و پر از جزئیات در مورد خواستگاری، دوران جنگ، آزادسازی خرمشهر، اسارت در خرمشهر و دورانی که تا مرز کشته شدن پیش رفته بود تعریف کرد و به قول آقای آسیان شاپ، از تکنیک «داستان در داستان» استفاده می کرد. با دقت در این سخنرانی می توانیم اطلاعاتی کامل و کلی از زندگی و نوع شخصیت آقای عباسی به دست آورد و این هدف اصلی آسیان شاپ از گنجاندن این سخنرانی در این جلسه بود.
در بخش بعدی، تکه ای از سخنرانی دکتر شیری برای حضار پخش شد که حاوی داستان صعود به قله دماوند ایشان بود که با بیان بسیار شیرین و خنده دار ایشان همراه بود و حضار از این سخنرانی و البته حسن انتخاب تیم بیشتر از یک نفر، حسابی سر ذوق آمدند.

جلسه 16 مدرسه استادی 4

او در این سخنرانی می خواست از «نقشه راه شخصی هرکس» در زندگی بگوید، اما چون این مبحث کمی خشک بود، از تکنیک داستان گویی استفاده کرد و آن را با خاطره اش از کوه دماوند، تلفیق کرد.
سپس آقای آسیان شاپ از چند نفر از حضار خواست که یک خاطره بامزه برای تمرین تعریف کنند.
از اینکه بعضی از خاطرات «منشوری» بود اگر بگذریم، به نظر می رسید اکثر خاطرات حضار از یک «خرابکاری» یا به قول خودمان گندکاری پرده برداری می کرد! مثلاً یکی از حضار این خاطره را تعریف کرد که در بچگی یکی از بچه محل هایشان دوچرخه داشته و بقیه نداشتند. برای اینکه دوچرخه رفیق لاکچری شان را سوار شوند، نقشه ای زیرکانه تحت عنوان بازی دزد و پلیس طراحی می کنند و او را به عنوان دزد، در جایی زندانی می کنند و نوبتی دوچرخه اش را سوار می شوند.
نکته جالبی که آقای آسیان شاپ اشاره کردند این بود که بامزه و جالب تعریف کردن خاطره و داستان، از محتوای داستان بسیار مهم تر است. حتما شما هم دیده اید که یک نفر، یک جوک بی مزه را خیلی خیلی خنده دار تعریف می کند ولی نفر دیگر یک جوک پر از پتانسیل طنز را آنقدر بی مزه می گوید که به دل هیچکس نمی­نشیند! تمام تکنیک هایی که برای رفع این مشکل وجود دارد را آقای آسیان شاپ در این بخش و بخش بعدی توضیح دادند و خودشان هم خاطراتی به شدت خنده دار و جذاب برای مخاطبین تعریف کردند تا اصول داستان گویی را در بک گراند این خاطرات به قلب مخاطبین بنشانند.
 

فروش، در جلسه 16 استادی 4

چه کار کنیم که روایتمان جذاب شود؟

در این بخش از سمینار، ۵ گام اساسی و مهم برای جذابیت روایتگری و داستان سرایی شرح داده شد و تا آخر جلسه در مورد تکنیک های آن صحبت شد.
در این قسمت آقای آسیان شاپ به حضار گفت که یکی از تمارینی که می توانند انجام دهند این است که فکر کنند می خواهند منظره ای را برای یک فرد نابینا توصیف کنند. برای همین هم دو نفر از شرکت کنندگان به بالای سن آمدند و دو عکس را برای حضار تعریف کردند. نکته این است که ما فکر می کنیم به راحتی می توانیم مناظر و صحنه ها را توضیح دهیم، اما در عمل می بینیم که نیاز به تمرین زیادی در این زمینه داریم.
از سرکار خانم یوسفی که یکی از شرکت کنندگان روشندل و نابینا بودند، در این زمینه کمک گرفتیم و از او خواستیم که برای اینکه یک صحنه برایشان توصیف شود، دوست دارند دقیقاً چه نکاتی در آن گفته شود و چه توصیفاتی بهتر صحنه را برایشان تداعی می کنند.

داستان پدربزرگ من!

برای آموزش خاطره تعریف کردن، آقای آسیان شاپ یک داستان خیلی جالب از پدربزرگشان تعریف کردند که محور اصلی این داستان را آدامس تشکیل می داد. آقای آسیان شاپ تاکید کردند که دروغ تعریف کردن و فریب دادن مخاطب جایز نیست اما به قول معروف «پیاز داغ» ماجرا را تا می توانید باید زیاد کنید. در واقع یکی از تکنیک های داستان سرایی این است که به یک ماجرای ساده، طوری آب و تاب بدهید که برای مخاطب جذاب شود و بخواهد به آن گوش دهد.
 

فروش سوغاتی در مدرسه استادی 4

خاطرات مدرسه، دانشگاه، سربازی و دوران مهم دیگر زندگی!

حتما شما هم می دانید که دوران های سرنوشت سازی مثل سربازی، دانشگاه، مدرسه و یا خواستگاری رفتن، پر از خاطرات بامزه است. برای این که مخاطبین با روایتگری جذاب داستان بیشتر آشنا شوند، آقای آسیان شاپ چندتا از خاطرات بسیار جالبشون رو از مدرسه و شیطنت هایی که سر کلاس می کردند، تعریف کردند که با استقبال بسیار خوب مخاطبین و تشویق شدید آنها همراه بود.

دابسمش و لطیفه، ابزارهای غیرمنتظره

از دیگر ابزارهای غافلگیر کننده ای که آقای آسیان شاپ به حضار معرفی کردند، «دابسمش» بود که همه با آن آشنایی داریم. دابسمش ها ابزاری خوب برای تمرین میمیک صورت و ساخت ویدئو هستند. او استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی و پتانسیل های پنهان آن را هم به حضار توصیه کردند.

بازار مدرسه استادی افتتاح می شود!

یکی از جذاب ترین بخش های آموزش روز شانزدهم استادی ۴، بخش فروش بود.
آقای آسیان شاپ مدتی قبل از تمام شرکت کنندگان خواسته بود که از هر شهری که هستند، سوغات همان شهر یا چیزی برای فروش به همراه خود بیاورند.
بعد از صرف ناهار، غرفه های مختلف در بیرون از محل برگزاری سمینار در هوایی مطبوع و خنک برپا شد و حدود ۴۰ دقیقه حضار مشغول فروش اجناس خود شدند؛ اما هدف استاد آسیان شاپ از این کار چه بود و چه نکاتی از این قسمت یادداشت کرده بود؟

بازار مدرسه استادی افتتاح می شود!

 

از زبان خود ایشان بخوانید:
من در بین دوستانی که مشغول فروش بودند، گشتی زدم و به دقت آنها را تحت نظر گرفتم. برخی از افراد بودند که میخواستند محصول و جنسشان را رایگان به من بدهند. این کار از نظر من یک کار غیر اصولی و غیر منطقی است.
برخی از افراد می گفتند که: «استاد کسی چیزی از من نمیخرید. کسی به من توجه نمیکرد و از کنار اجناسم بی اعتنا رد می شد!»
از نظر من مقصر خود این افراد هستند. حتماً چیزی برای ارائه و حرف تازه ای برای زدن نداشته اند. اگر محصول مشابه محصولات دیگر دارید، باید به روشی متفاوت آن را ارائه کنید.
برخی دیگر منفعل بودند و از جمع دوری می کردند. آنها از فروش می ترسیدند و با این قضیه راحت نبودند. شما وقتی می خواهید سخنران بشوید، آموزش بدهید و یا استاد شوید، باید مهارت های فروش را در خود تقویت کنید. درست مثل وقتی که میخواهید کالایی بفروشید. در واقع فروش فیزیکی را برای این در سمینارم گنجاندم تا به شما این پیام را برسانم که فروش خدمات فرقی با فروش کالا ندارد. همانطور که کالا میفروشید، میتوانید خدماتتان را هم بفروشید.

برخی دیگر ترجیح می دادند به صورت انفرادی کار کنند و هیچ تلاشی برای تیم سازی نمی کردند. توصیه من این است که مهارت تیم سازی را یاد بگیرید و امتحانش کنید و افرادی با توانایی های مختلف به تیمتان تزریق کنید… مهارت تیم سازی یکی از مهم ترین مهارت های توسعه فردی و موفقیت است که متاسفانه در کشور ما بخصوص از سنین کودکی جدی گرفته نمی شود. یکی از اهداف من تغییر سیستم های آموزشی ایران است که آموزش مهارت تیم سازی از مهم ترین پایه های آن است.

بازار مدرسه استادی افتتاح می شود!

 

اشتباه دیگری که بعضی از بچه ها می کردند «التماس در خرید» بود. آنها از من یا افراد دیگر برای خرید اجناسشان خواهش می کردند و میخواستند نوعی رودربایستی ایجاد کنند. این روش اشتباه است. در این روش فرد فروشنده به جیب خریدار نگاه می کند و تنها با هدف دریافت پول به او جنس می فروشد. این یکی از بدترین کارهایی است که یک فروشنده می تواند انجام دهد. توصیه من به این دوستان این است که برای موفقیت در فروش باید به دنبال خلق و فروش «ارزش» باشید. نه اینکه تنها به پول توجه کنید. شما باید دلایل موجه و اقناع کننده ای برای فروش محصولاتتان برای مشتریان داشته باشید. شما بدون چشمداشت به پولدار بودن یا نبودن طرف مقابل، باید تلاش کنید تا برای او (هرکسی که میخواهد باشد) ارزش ایجاد کنید.

مصاحبه با علی صابریان؛ یک کارآفرین موفق و ممتاز

در بخشی از استادی ۴ که حدود نیم ساعت طول کشید، استاد آسیان شاپ از علی صابریان دعوت کرد که مصاحبه ای باهم داشته باشند. علی صابریان مدرس حوزه های سرمایه گذاری و بورس است و از سال ۱۳۹۰ فعالیت خود را آغاز کرده است.
 

علی صابریان، مهمان مدرسه استادی 4

در این مصاحبه جذاب و دیدنی، علی صابریان از ابتدای زندگی اش گفت، از روزهایی سخت که حتی نمیدانست چطور با بدهی هایش کنار بیاید و چطور پولی را که از افراد دیگر قرض گرفته بود پس بدهد. او اما هرگز ناامید نشده بود. تلاش کرد، روی خودش سرمایه گذاری کرد و کسب و کار خودش را راه اندازی کرد. به زودی شرکتی با ۲۰ کارمند تاسیس کرد و اکنون به درآمدهای بسیار بالایی رسیده است. او از تجربه و رازهای راه اندازی این کسب و کار بزرگ برای حضار پرده برداشت. یکی از بزرگترین رازهای کسب و کار او این بود که همیشه برای خلق ارزش تلاش می کرد و همواره دوست داشت که فارغ از میزان درآمد چیزی به مشتریانش اضافه کند.
محمدپیام بهرامپور از علی صابریان پرسید با توجه به اینکه دوستان استادی سایت و محصول آموزشی برای فروش دارند و روند مشابهی را طی می کنند فکر می کنی چه اشتباهاتی را در مسیر استادی نباید انجام داد؟

علی صابریان معتقد است اگر یک نفر بخواهد موفق باشد باید در یک زمینه تمرکز کند و تلاش کند تا در همان یک زمینه موفق شود. مگر آنکه انرژی و هزینه زیادی را متقبل شود تا هر دو بیزینس را پیش ببرد. علی صابریان معتقد است علاوه بر تمرکز باید نگاه بلند مدت نسبت به آموزش داشت.

علی صابریان مهمان جلسه 16

علی صابریان بزرگترین مشکل دوره های بلند مدت را عدم فعالیت دانشجو دانست و گفت باید دانشجو متوجه شود آموزش ها تنها ابزار هستند و برای رسیدن به موفقیت در هر حوزه ای باید دست به عمل شد.
استاد صابریان معتقد است که در آموزش باید نیاز مخاطب را شناخت و بر اساس آن اقدام کرد. برای شناخت نیاز مخاطب هم بهتر است از اطرافیان خود آغاز کنیم. من اگر برگردم به هفت سال گذشته سعی می کنم روی آموزش های جامع که مشکل بزرگی را حل می کند کار کنم.
آقای صابریان در ادامه از فراز و نشیب های مختلفی که در طی ۷ سال فعالیت با آنها درگیر شده است و تجربیات و مشکلاتی که ممکن است بر سر راه هر مدرسی قرار بگیرد گفت.
در پایان هم استاد صابریان به سوالات شرکت کنندگان پاسخ داد و صحبت های خود را با جمله ای از جیم ران که می گوید «اگر از شرایط راضی نیستید شما باید جا به جا بشید، شما درخت نیستید»، به پایان رساند.

مصاحبه با احمد معین، یک استاد موفق!

در این بخش استاد آسیان شاپ با آقای احمد معین مصاحبه ای جذاب، پر از انرژی و شوخی و البته سرشار از نکات ریزبینانه انجام داد. احمد معین از شرکت کنندگان در مدرسه استادی ۲ هست که در شهر اصفهان مشغول به فعالیت است. احمد معین مدرس سخنرانی و فن بیان است و از تجربیات، شکست ها و موفقیت های خود در مسیر استادی برای شرکت کنندگان گفت.
 

احمد معین، مهمان جلسه 16

۳۰ بهمن ۱۳۹۵ احمد معین کسب و کار خود را با دو میلیون پس انداز و مقداری بدهی ترک می کند و تصمیم می گیرد تمرکز خود را بر روی مسیر استادی بگذارد.
احمد معین برای معرفی دوره های خود ابتدا با برگزاری کارگاه های رایگان شروع کرد. اولین کلاس او تنها با یک نفر تشکیل شد. احمد معین معتقد است وقتی با قدرت شروع کنید و ایمان داشته باشید خدا شما را حمایت می کند می توانید موفق شوید. باید در آموزش تلاش کنید حتی اگر یک مخاطب بیشتر ندارید تمام توان خود را بگذارید و سعی کنید برای همان یک نفر هم بهترین خود باشید.
در تیر ۹۷ برای احمد معین به گفته خودش برکت انفجاری رخ می دهد و بالاخره بعد از یک سال و خورده ای تلاش مداوم و ایستادن نتیجه دلخواه و ایده آل خود را به دست آورد و در یک ماه حدود ۱۵ میلیون تومن درآمد کسب کرده است. او از تیر ماه تا اوایل آبان موفق شده است تا سیزدهمین دوره جامع سخنرانی و فن بیان خود را برگزار کند و در مجموع توانسته است حدود ۷۰ میلیون تومان از مسیر استادی درآمد کسب کند.
استاد معین معتقد است که نباید مخاطب را به شکل تراول دید و باید همیشه تلاش کرد آموزش هایی با بهترین کیفیت را در اختیار مخاطب قرار داد.
او معتقد است دوستان باید در مسیر استادی بر روی طرز فکر، بهبود فردی و عزت نفس کار کنند زیرا وقتی یک استاد خود را دوست نداشته باشد نمی تواند آن گونه که باید موفق عمل کند. علاوه بر آن باید تلاش کرد تا با تمرکز در مسیر پیش رفت. احمد معین همچنین تاکید کرد حتی اگر اساتید بزرگ حیطه شما در شهرتان فعالیت می کنند، باز هم شما می توانید مخاطب خاص خود را جذب کنید.
احمد معین تلاش می کند در دوره های خود علاوه بر آموزش فن بیان و سخنرانی مهارت های فردی افراد را افزایش دهد تا به رشد مخاطبانش بیشتر کمک کند.
او معتقد است که نباید ذهن مقروض داشت و باید با ذهن باز به داشتن استراتژی فکر کرد. زیرا ذهنی که درگیر کمبود است باعث مرگ ایده ها خواهد شد. احمد معین با برگزاری وبینار هم توانسته است نزدیک ۱۰ میلیون درآمد آنلاین داشته باشد.

جلسه 16 مدرسه استادی 4

مهران غفوریان و آسیان شاپ؛ دو داستان گوی قهار!

در قسمت بعدی دو فیلم از مهران غفوریان (کمدین ایرانی) و آسیان شاپ (مدرس توسعه فردی) پخش شد. اولی با چاشنی طنز، روایت خود از مسافرتی خارجی را با جزئیات عالی و دومی، خاطره ای یک سفر گردشی به روستایی در سمنان را تعریف کردند. آقای آسیان شاپ از حضار خواست تا به جزئیات داستان گویی این دو نفر به دقت توجه کنند و نکات تمرینی آنها را یادداشت کنند.

ساعتی با آقای مهدی نژاد….

یک ساعت پایانی جلسه استادی ۴ با آقای مهدی نژاد همراه بودیم. آقای مهدی نژاد سخنرانی جذابی برای این بخش به همراه اسلایدهای جالب توجه آماده کرده بودند.
آقای احسان مهدی نژاد از شرکت کنندگان در مدرسه استادی ۲ نکاتی پیرامون طراحی کارت ویزیت و تکنیک های برقراری ارتباط را آموزش دادند.

احسان مهدی نژاد صحبت های خود را با داستانی واقعی که تاثیر ارتباطات را نشان می داد آغاز کرد و علاوه بر ارائه مطالب آموزشی بسیار کاربردی استفاده از تکنیک داستان گویی در آموزش را به روش های مختلف در تدریس خود، به کار گرفت.
او در مورد برندسازی و اینکه چرا هرکسی که میخواهد استاد یا سخنران شود باید بر روی برند خودش کار کند صحبت کرد.
آقای مهدی نژاد ویژگی های تفکر چند بعدی و نوین را به حضار یاد داد و در این زمینه آمار و ارقام های مختلفی به آنها هدیه داد.
ایشان در بخش بعدی صحبت های خود به شبکه سازی تاکید کردند و از لزوم برقراری ارتباطات موثر برای موفقیت بیشتر گفتند.

بخش پایانی؛ تا درودی دیگر؛ بدرود…

بعد از اینکه این جلسه پرنشاط و پرمحتوا به پایان رسید، حضار دقایقی در بیرون از سالن گردهم آمدند و مشغول ردوبدل کردن تجربیات و برداشت هایشان از جلسه امروز شدند. سپس محمد پیام آسیان شاپ دقایقی را به رفع اشکال و پرسش و پاسخ با حضار سپری کرد و جلسه حدود ساعت ۷ بعدازظهر در حالی که هوا تاریک شده بود و همچنان نسیم بسیار خنک و مطبوعی می وزید، پایان یافت. نگارنده این گزارش تا تشکیل جلسات بعدی که حدود سه هفته دیگر برگزار می شود، لحظه شماری می کند، دیگر بماند که حضار و شرکت کنندگان چقدر مشتاق اند تا حضوری دیگر، آموزشی دیگر و بیشتر از یک نفر بودن!

اگر میخواهید در اولویت اخبار مدرسه استادی ۵ قرار بگیرید روی تصویر زیر کلیک کنید