تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

“فری کثیف” و مفهوم برند شخصی-بیشتر از یک نفر

همه چیز درباره رشد برند شخصی (پرسونال برندینگ)

این روزها با گسترش شبکه های اجتماعی واژه پرسونال برندینگ personal branding یا برند شخصی (برندسازی) یکی از دغدغه های افراد برای رشد کسب و کار و ایجاد شهرت شده است. اما تکنیک ها و استراتژی هایی در حوزه مدیریت و روانشناسی باید اتخاذ شود تا بهترین نتیجه را گرفت. تبلیغات هدفمند و ایجاد کمپین های مختلف و استفاده از تکنیک های مارکتینگ، همه خبر از رقابت کسب و کارها در این زمینه دارند.

در این میان مربیان و کوچ های مختلفی در زمینه بیزنس کوچینگ و لایف کوچینگ خدمات مفیدی را ارائه میدهند. جف بزوس بنیانگذار آمازون در این رابطه می گوید: “اگر می خواهید بدانید برند شخصی چیست، ببینید پس از ترک اتاق، افراد در مورد شما چه میگویند.”

اجازه بدهید واژه برند شخصی را با مثالی توضیح دهم. لطفا به کلمات زیر توجه کنید و به محض دیدن هر یک از آنها تصویری که در ذهن شما شکل می گیرد را مرور کنید.

ماشین

فوتبالیست

نوشابه

خواننده محبوب

تلفن همراه

با شنیدن اسم ماشین، کدام برند یا مارک خودرو در ذهن شما تداعی شد؟ آیا برندهایی مانند بنز، بنتلی، بی ام و و… در ذهن شما شکل می گیرد؟ با شنیدن نام فوتبالیست چی؟ فوتبالیست هایی مانند رونالدو، زیدان و…

شاید این مثال، یک دید کلی از پرسونال برندینگ به ما بدهد. اگرچه این واژه در ظاهر پیچیده و مشکل به نظر میرسد اما باید توجه داشت اگر اصول کلی مشتری مداری و اندیشیدن بجای مشتری را مد نظر بگیریم به نوعی برند شخصی خود را رشد داده ایم. بسیاری از دوره های مهندسی فروش و بازاریابی عصبی به ما کمک می کنند تا برند خود را در ذهن مشتری ماندگارتر کنیم تا محصول و خدمات ما را به رقیبمان ترجیح دهد.

پرسونال برندینگ یا برند شخصی چیست؟

برند شخصی نوعی طرز فکر است که با رعایت اصول کلی آن می توان نامی جاودن از خود به یادگار گذاشت. از سوی دیگر اشخاصی که در اطراف ما هستند کیفیت برند و میزان رشد ما را تعیین خواهند کرد. بنابراین اگر به مرحله ای رسیده اید که در جاهای مختلف از شما صحبت میشود و یا موافقان و مخالفان زیادی دارید، بدانید توانسته اید حس کنجکاوی اطرافیان را بر انگیزید تا بتوانند درباره شما حرف بزنند.

اگر برند موفقی را می بینید که همه از آن حرف می زنند و شما هم علاقه دارید همانند آنها باشید، لطفا احساساتی نشوید و کمی به منابع و پیشینه خود فکر کنید. بسیاری از ما وقتی به یک کنسرت میرویم و یک خاننده موفق را می بینیم، به این فکر می افتیم که چرا ما نتوانیم؟ و از فردا شروع می کنیم به آواز خواندن و مهان مسیر را طی می کنیم. حتی مدل موها و لباس پوشیدن را همانند او می کنیم دریغ از یک پیشرفت خشک و خالی. آیا دلیل این را میدانید؟

چرا هنگامی که یکی از دوستان خود را می بینیم که در زمینه کاری خود به موفقیت رسیده و همه مردم او را تحسین می کنند، سعی می کنیم به او نزدیک شویم و همان مسیر را طی کنیم اما نتیجه عکس حاصل میشود؟ همه این موارد موقعی پیش می آید که ما شناختی از خود و برندسازی نداریم و بصورت احساسی در این راه پر پیچ و خم پای گذاشته ایم. در مثالهایی که در ادامه به آنها پرداخته ایم سعی شده است برندینگ را از زاویه ای دیگر دید و بجای پرداختن به روش ها و تکنیک های رشد برند شخصی، نقدی بر این روند که بطور سطحی به آن پرداخته شده است، داشته باشیم.

آیا برند شخصی همان معروف شدن است؟

موضوع پرسونال برندینگ personal branding چیز جدیدی نیست. از زمان روم باستان هم افرادی بودند که در سخنوری و جنگ زبانزد بودند و لباس و حتی سبک صحبت آنان برای مردم الگو بود. اگر به این روند مشهور شدن دقت کنید خواهید دید نقش مردم و دهان به دهان شدن نام شما در این بین از اهمیت بالایی برخوردار است. امروزه هم وایرال شدن یک برند (بازاریابی ویروسی) یکی از استراتژی های مهم کمپانی ها است.

اما در این بین برخی برندها زیاده روی کرده و از آنسوی بوم می افتند. بطور مثال در سالهای اخیر برند بیمیتو با کمپینی که تشکیل داد ( آنلاین عمتو بیمه کن…) توجهات و انتقادات زیادی را در پی داشت. شاید گاهی افراد بتوانند به شهرت برسند، اما لزوما نمی توانند برند شوند بنابراین نمی توان معروفیت را مساوی با برندینگ دانست.

فری کثیف و چند سئوال؟؟

در زمانهایی نه چندان دور (دهه ۷۰) که هنوز اسم های فانتزی اکنون باب نشده بود، در تهران برندی رشد کرد که در عین سادگی به یک از معروفترین ساندویچی های کشور شد و افراد زیادی از سراسر شهر میامدند تا این فری کثیف را ملاقات کنند. بعد از آن این روند بطور مبالغه آمیزی تکرار شد و افراد زیادی از نام هایی نظیر اژدر و رستم استفاده کردند تا بتوانند به آن موفقیت برسند. مسئله ای که در این باید به آن دقت کرد این است که افراد زیادی سعی می کنند بجای مدلسازی درست از رقیب به کپی کردن اسم آن میپردازند.(نمونه بارز آن را میتوان در تاسیس نوتلا بارها و ساندویچی های هم اسم دید.)

فری کثیف فقط یک نام نیست بلکه یک سبک ارائه غذا به طبقه ای از مشتریان خاص است که دوست دارند در این محیط های متفاوت غذا بخورند. شاید این ساندویچی بدون اینکه مطالعه ای در زمینه پرسونال برندینگ و تکنیک های بازاریابی داشته باشد، توانسته به شهرت بالایی برسد. گواه این گفته من این است که با گفتن نام این ساندویچی، خنده ای بر لب مردم نقش می بندد و آنها را به یاد ساندویچ های نیم متری و خوشمزه آنجا می اندازد. این یعنی پرسونال برندینگ.

تعریف های زیادی در رابطه با برند شخصی وجود دارد. شاید بهترین نمود آنرا بتوان در خلقت انسانها دید که تمام انسانها دارای توانایی های منحصر بفرد هستند و همین مسئله باعث بروز اختراعات و اکتشافات مختلف شده است. حتی از یکسان نبودن اثر انگشت افراد میتوان به این نکته پی برد که هر فردی باید سفر زندگی خود را طی کند.

بسیاری از فروشگاه ها و کسب و کارهای موفق را دیده اید و دیده ایم که به محض رونق پیدا کردن، ناگهان چندین رقیب را در اطراف خود می بینند که نسخه ای ناقص از آنهاست که علاوه بر اینکه خودشان نمی توانند به موفقیت برسند بلکه آن کسب و کار موفق را نیز پایین می کشند. این یعنی انتخاب احساسی نوع کسب و کار و عمیق نشدن در فرآیند ساخت برند.

سجاد زمانی – خانه ان ال پی ایران