تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

محیط های اجتماعی-بیشتر از یک نفر

چه جایی را برای بازی انتخاب کنیم؟

اگر دنبال ورزش ذهن و پیشرفت و توسعه افکار خود هستید، به یک کتابخانه یا محیط آموزشی بروید.
ورزشکاران را باید در باشگاه های ورزشی و طرفداران محیط زیست را در کلاب های محیط زیستی پیدا کنید.
معلوم است که خرس های قطبی را در قطب شمال می توانید پیدا کنید و نه در خط استوا. حس مشترک وجود دارد، درست است؟

این حس مشترک است که عامل این ملاقات هاست، اما ما اغلب نادیده می گیریم که چقدر محیط در تعیین این احساس نقش دارد
و در تعیین اینکه افراد در آن محیط درباره چه چیزی صحبت کنند.
هرچه این انتخاب بیشتر در کنترل خد افراد باشد و در واقع مجبور نبوده باشند، این مساله بیشتر نمود پیدا می کند.
اگر بعد از ظهر جمعه کسی را در پارک همراه با کودکانش ببینم احتمالا حدس می زنم که او از بودن در فضای آزاد لذت می برد.

او در فضای آزاد با خانواده اش وقت می گذراند و ورزش می کند.
اما اگر او در پیک نیک شرکت همراه همکارانش حضور داشت احتمالا به سادگی این نتیجه را نمی گرفتم.
حتی اگر او از بودن در پیک نیک شرکت لذت می برد هم این نتیجه را نمی داد که از بودن در آن جا لذت می برد.
حتی اگر لذت می برد هم ممکن بود او به اندازه ای انعطاف پذیر باشد که زمانی که کاری برایش انتخاب کرده اند را باز هم با لذت انجام می دهد.
دقت کنید که برای او انتخاب کرده اند و انتخاب خودش نیست.

قبل از اینکه اهمیت زیادی به یک ملاقات در یک پارک یا در هرجای دیگر بدهید باید ببینید که فرد چقدر از وقتش را در آن جا سپری می کند.
اغلب ما زمان زیادی را در یک کان صرف نمی کنیم مگر اینکه نیازی از نیازهای ما را برطرف کند.

گاهی اوقات انتخاب یک محیط در موقعیتی خاص، می تواند اطلاعات زیادی درباره فرد ارائه دهد.
اگر یک دوست قدیمی دانشگاه در شهر شماست و می خواهد دور هم جمع شوید، انتخاب محلی که برای ملاقات در نظر میگیرید می تواند ارزش های زیادی را نشان دهد.
حتی رستورانی که انتخاب می کند می تواند نشان دهنده شخصیت، ارزش ها و سبک زندگی باشد.
او پیشنهاد می کند که به یک فست فودی، یک کافی شاپ خانوادگی و یا یک رستوران بروید؟
کسی که یک رستوران بسیار گران قیمت را برای یک نهار اتفاقی با یک دوست قدیمی انتخاب می کند ممکن است دارای ثروت خوبی باشد و یک حساب اعتباری پربار داشته باشد.
در هر صورت، ممکن است خیلی نگران ظواهر باشد و تلاش کند که دیگران را تحت تاثیر قرار بدهد.

او ظاهرا از تمجید ها لذت می برد که شاید هم در عمل خیلی برایش اتفاق نیفتد. تنها چیزی که می تواند نا امنی برای او را نشان بدهد.
اما اگر یک کارفرما برای ملاقات با مشتری خود یک رستوران گران قیمت را انتخاب کند لزوما چنین نتیجه ای نخواهیم گرفت.
شاید او می داند که مشتری انتظار دارد که کارفرما او را به شامی خوب دعوت کند.
از سوی دیگر کسی که یک کافی شاپ را انتخاب می کند به احتمال زیاد می خواهد راهی مقرون به صرفه را انتخاب کند
و تمایلی به فداکاری مالی ندارد و برای او مهم نیست که از او چه تصویری در نظر بماند.

اگر دوست من چنین کاری بکند، من فرض می کنم که او فقط می خواهد با من حرف بزند و نه اینکه مرا با موفقیت و موقعیت خود تحت تاثیر قرار دهد.
اگر تاجری موفق بهترین مشتری خود را برای صرف نهار به یک رستوران کوچک ببرد، من تمایل دارم که باور داشته باشم که رابطه آن ها با هم خیلی راحت است و نه او و نه مشتری اش نگران ظواهر نیستند.

کسی که شما را به یک بار دعوت می کند، چیزی بسیار متفاوت از کسی که شما را به ملاقات در یک فضای باز یا کافی شاپ دعوت می کند، به شما می گوید.
حتی نوع کافه هم یک پیام به شما ارسال می کند.