تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

برندسازی کلینیک دندانپزشکی – چگونه یک برند خدمات دندانپزشکی موفق باشیم ؟

برندسازی کلینیک دندانپزشکی

برندسازی کلینیک دندانپزشکی یک ضرورت حیاتی است ، زیرا که افزایش روز افزون تعداد کلینیک‌های تخصصی در تمام سطح کشور ، رقابت برای جذب بیمار بسیار شدید شده است. بنابراین می‌توان گفت برندسازی کلینیک دندانپزشکی راه غیرقابل‌انکار برای جذب بیمار برای کلینیک دندانپزشکی ( تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل ) و در مرحله بعد تبدیل مشتری بالفعل به مشتریان وفاداری است. ایجاد وفاداری بیماران به کلینیک دندانپزشکی بسیار سخت و ساده است. سخت است اگر برنامه‌ای وجود نداشته باشد. با بسیاری از دندان‌پزشکان جلساتی داشتیم و متوجه شدیم که آنان تفاوت بین بازاریابی ، تبلیغات و برندسازی را به درستی درک نکرده‌اند و اغلب مشاوره‌های غیرعلمی دریافت شده نیز آنان را به سوی تبلیغات برنده است. حتی با بررسی تبلیغات صورت گرفته نیز به این نتیجه رسیدم که بیشتر توجه این تبلیغات نیز بدون استراتژی بوده و صرفا به تولید ( عکس و فیلم و نوشته ) محتوا و انتشار آن در فضای مجازی ختم شده است. چرا ؟

برندسازی کلینیک دندانپزشکی – چگونه یک برند خدمات دندانپزشکی موفق باشیم ؟

نمونه کار در حوزه برندسازی کلینیک دندانپزشکی

برای برخی، رفتن به کلینیک دندانپزشکی ، یک کار ضروری ولی بسیار ناخوشایند است. صندلی بی دسته و شیب داری که محاصره شده در کلی شلنگ و وسیله، نور شدید، ناراحتی “آه و اوه بیمار” و ابزارهای دردناک و پر سروصدا می‌توانند منبع هراس باشند.

برای ایجاد یک تجربه لذت‌بخش‌تر، ما در تیم مشاوران مدیریت ایران ، به عنوان متخصص برندسازی و با تمرکز بر برندسازی کلینیک دندانپزشکی – در هنگام برنامه‌ریزی برای پزشکان معتقدیم :

تعداد افرادی که کلینیک را می‌شناسند باید بیشتر شود ، در هنگام رزرو باید درکی درستی از کلینیک داشته باشند و احساس راحتی نمایند.

اما چه چیزی سبب می‌شود که مردم یک کلینیک دندانپزشکی را بر دیگری ترجیح دهند؟ این همان عاملی است که هر کسب‌وکار موفق را از یک کسب‌وکار ناموفق متمایز می‌نمایند : برندسازی / برندینگ Branding .

برندسازی کلینیک دندانپزشکی

نمونه کار در حوزه برندسازی کلینیک دندانپزشکی

برندسازی چیست ؟

افراد غیرمتخصص غالبا تفاوت بین ، برندسازی Branding و بازاریابی Marketing را نمی‌دانند. اگرچه آن‌ها با هم مرتبط هستند، آن‌ها قابل جایگزینی نیستند. بازاریابی ( مارکتینگ ) یک ارتباط صریح و روشن بین نقاط قوت و خدمات شماست. نام تجاری یک بیان ضمنی از هدف سازمان و قول سازمان به مشتری است و بسیار بزرگ‌تر از استراتژی‌های بازاریابی کلینیک است. برندسازی برای تضمین ارزش پایدار، انسجام، اعتماد و خدمات است. به‌عبارت‌دیگر، چه کسی هستید و چرا باید مهم باشد ؟

 تفاوت بازاریابی و برندسازی چیست ؟

درحالی‌که این بازاریابی و برندسازی ، اغلب جای یکدیگر استفاده می‌شوند، تمایزی مهمی بین آن وجود دارد. بازاریابی را می‌توان به عنوان یک مجموعه‌ای از تاکتیک‌های فردی – یک وب‌سایت، یک وبلاگ، فعالیت‌های خاص تبلیغاتی طراحی کرد تا در کلینیک دندانپزشکی را به مشتریان نشان دهد. برندسازی متفاوت است، برندسازی هویت شما، پیام شما و  ایجاد ارتباط احساسی بیماران با پزشک است. اگر بازاریابی “چگونگی” گرفتن بیماران تشریح نماید ، هویت برند بیان می‌کند که “چرا” بیماران یک دندان‌پزشک را بر دیگری ترجیح می‌دهد. برندسازی بر پایه و اساس تاکتیک‌های بازاریابی است که باید اجرایی شود. در مورد تاکتیک‌های مختلف بازاریابی در دسترس دندان‌پزشکان در مقاله انواع بازاریابی توضیحات بسیار داده‌ایم ، اما اگر استراتژی برندسازی  وجود نداشته باشد، بازاریابی نمی‌تواند بازده موثری بر سرمایه‌گذاری انجام‌شده ، ارائه دهد.

 

تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

ادامه‌ی پست

زخم‌ کهنه!

یکی از دوستانم برایم پیام کوتاهی فرستاده­ بود که «من حالم بد است. دلتنگم و خسته. دلم می‌­خواست شما را ببینم».
به ایشان عرض کردم که من الان مسافرت هستم و امکانش نیست. مشکلت چیست؟
بعد با دو سه تا پیامی که ردوبدل شد، جمله آخرشان این بود که «زخم کهنه­‌ای بر قلبم نشسته­ است».
من جوابی به ایشان دادم که جوابِ این دوستِ عزیزم، موضوعِ این برنامه است.

زخم کهنه یعنی چه؟!

یعنی زخمی که مداوا نشده است!
زخمی که اگر خواسته مداوا هم بشود، دوباره زخمِ جدیدی بر آن ایجاد کرده­‌ایم! یا تا آمده خوب شود، روی آن را کنده­ باشیم. این می‌­شود زخم کهنه. و معمولاً هم زخم بد و خطرناکی هم هست.

چطور زخمی کهنه می­‌شود؟

وقتی به آن نرسیم. وقتی عاملِ ایجادکننده‌­اش را از بین نبریم. وقتی که مانع بهبودی­‌اش شویم.
خودش درحال خوب شدن است ولی نگذاریم خوب شود.

چه کسی موجب می‌­شود؟ خودمان.
هیچ زخمی کهنه نمی­‌شود مگر آن که صاحبش بخواهد. و به آن دوستم گفتم:
«زخمی کهنه نخواهدشد، مگر تو بخواهی».

اگر زخمی در قلبتان هست، به جای این که احساس مظلومیت یا فریب یا اجحاف کنید و به جای این که فکر کنید چه کسانی و در چه روزی این زخم را در شما ایجاد کردند (و این زخم کهنه معمولاً یا کینه است و یا عناد و یا رنجش) به یاد بیاور مسئولیت این زخم به عهده­‌ی ماست.
در ضمن که آن روزی هم که ایجاد شده، باز خودِ من هم سهم داشته‌­ام. ما دوست داریم فکر کنیم دیگران مسئول­‌ا‌ند. ولی‌ باور کنید زندگی یک انتخاب و تصمیم است.

هر لحظه باید به خودمان یادآوری کنیم:
«منم که تصمیم می­‌گیرم این زخم­‌ها بماند یا نماند. منم که تصمیم می­‌گیرم ببخشم یا کینه‌­ها را نگه­دارم. منم که تصمیم می­‌گیرم پای درختِ کینه و نفرتم آب و کود بدهم یا آن را از ریشه برکنم. منم که تصمیم می­‌گیرم که انرژی و وقتم را صرف چه کاری می­‌کنم. صرفِ کینه­‌ها و عنادها و رنجش­‌های قدیمی یا صرفِ عشق‌­ورزیدن، خلاقیت، سازندگی و مهر و محبت».


دانلود سمینار «سرطان روح»


بعضی از افراد فیلسوفانه نگاه غم­‌انگیزی به شما می­‌اندازند و از زخم‌­های کهنه‌­شان با شما حرف می‌­زنند. ممکن است مشروب بخورند یا سیگار بکشند یا معتاد شوند و وقتی با آن‌ها حرف می‌­زنی، بگویند:
«تو نمی­فهمی من چه می‌­کشم. من دردِ عمیقی دارم».
من به شما عرض می­‌کنم این اصلا ارزش نیست.

ارزش، شادزیستن است.
ارزش، شادکردن است.
ارزش، ساختن است.
ارزش، بهبودی و بقاست نه تخریب.
و این تصمیمِ من و شماست؛ راجع به خودمان، همسرمان، فرزندمان، شهرمان، شرکتمان، کشورمان و دنیا.

این تصمیمِ من و شماست که دنیا را جای بهتری کنیم یا جای بدتری.
این تصمیم و انتخابِ ماست که آشغال در خیابان وجودمان بریزیم یا نریزیم و اگر هم ریخته‌­ایم، آن‌ها را جمع کنیم.
هرگز به غم­‌وغصه­‌هایتان افتخار نکنید.
جای افتخار که ندارد هیچ، نشان­­دهنده­‌ی ضعفِ ماست.

باید بتوانیم و یادبگیریم که مسائل و مشکلات را با تمام وجودمان بپذیریم. این جزئی از زندگی است.
من نیز مانند بسیاری از شما مخاطبین با مسائلی روبه‌رو هستم اما دلیلی ندارد من این مسائل را بر تمام وجودم مسلط کنم!
زندگی همین است و من انتخاب می­‌کنم کدام محصول را بردارم.
خیلی­‌ها محصول خراب را برمی­‌دارند! چون در آن سناریویی که نوشته‌­اند، نیاز دارند احساس کنند که بدبخت هستند.


دانلود سمینار «زندگی یا زنده‌بودن»


باید یاد بگیریم شجاعانه زندگی کنیم.

باید یاد بگیریم و به فرزندانمان هم یاد بدهیم:
آن چیزی که می­‌خواهی از آن شکایت کنید، ارزشِ زندگی است؛ از غذا خوردن چقدر لذت می­‌برید؟ بستگی دارد چقدر گرسنه باشید. از نوشیدنِ آب چقدر لذت می­‌برید؟ بستگی دارد چقدر تشنه باشید.
مسائل و مشکلات زندگی، همان میزان گشنگی و تشنگی است. آن‌ها را حل می‌کنید و خوشحال می­‌شوید. در شما نیرویی برای حلِ مشکل ایجاد می­‌کند و حل آن شما را خوشحال می­‌کند.
انسان در زندگی یک مأموریت بیشتر ندارد و آن «شادزیستن» است. و برای این شادزیستن باید خیلی کارها انجام دهد.

نیچه در کتاب «چنین گفت زرتشت…» در جایی نقل می­‌کند که:
«انسان قبل از خواب باید با سه نفر کنار بیاید تا بتواند به خواب برود: با خداوند، با شیطان و با خودش. تا نتواند با این سه نفر کنار بیاید، خوابش نمی‌­برد».

ما نمی‌­توانیم از بی­‌مسئلگی خشنود باشیم. ما از حلِ مسئله، از پیشرفت خوشحال می‌شویم و درستش هم همین است
متأسفانه بعضی­‌ها از کم­‌شدنِ دردشان خوشحال می­‌شوند. مثلا فرض کنید من سرم درد می­‌کند، با ماساژ یا آب­خوردن، سرم خوب می­‌شود و خوشحال می­‌شوم در حالی که تازه به وضعِ عادیِ اولیه‌­ام برگشته‌­ام.
ولی یکی هم هست که سرش هم درد نمی­‌کند اما قصد دارد کتابی بخواند، قهوه‌­ای بنوشد، با عزیزی صحبت کند، پرنده‌­ای را غذا بدهد، به خانواده‌­ای سر بزند و… این­‌ها او را خوشحال می­‌کند چون ارزش­‌آفرینی می‌­کند.

شخصی معتاد است، آن­‌قدر درد دارد که باید مواد مصرف کند تا دردش کم شود و تازه به فردی عادی تبدیل شود! این خوشحالش می‌­کند. ولی این ارزش نیست. ارزش آن است که مسائل را حل کنیم و از حل مسائل لذت ببریم.

از بود و نبودمان تفاوت ایجاد شود. صبح که وارد اجتماع می‌­شویم، وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، ببینیم چه کارهایی کرده‌­ایم، و از اثربخش­‌بودن‌مان لذت ببریم. و هروقت خدای­‌ناکرده در قلبتان زخمِ کهنه دیدید، بلافاصله به خودتان بگویید «وای برمن! چرا این‌­ها را نگه­‌داشته‌­ام؟ چرا نمی‌­گذارم خوب شوم؟ (گذشت زمان معمولا کمک به بهبودی می‌­کند ولی گاهی ما خودمان نمی‌گذاریم).

به آن دوست عزیزم گفتم، هر موقع توانستی مسائلت را –به تنهایی یا با کمک دیگران- حل کنی، به من بگو تا به تو «آفرین» بگویم و مِهر و ارادتم به تو افزون شود. داشتنِ نگاهِ فلسفی و کشیدنِ آه و خود را دردمند نشان­ دادن، ارزشِ شما را در نزدِ من پایین می‌­آورد چرا که فکر می­‌کنم شما قادر به حل‌مسائل زندگی نیستی و نمی­‌خواهی هم که حلشان کنی. این­‌ها را هم دست‌مایه کرده‌­ای برای زندگیت، برای عدم تحرک، برای عنادورزیدن به انسان­‌ها و این که خلاق نباشی. هیچ‌­کدام از این­‌ها ارزش نیست.

با همدیگر کمک کنیم ارزش­‌های صحیح را در زندگی­مان جایگزین کنیم.
زخم‌­های کهنه نباید در قلبمان وجود داشته ­باشد.
هرشب، هر زخمی را که باید خوب شود، کنار بگذاریم. هر شب. به هفته هم نباید بکشد، چه رسد به ماه و سال.
آمده‌­ایم که تغییر ایجاد کنیم و بسازیم و اثباتِ تواناییِ خداوند باشیم. و این ممکن نیست مگر آن که الهی عمل کنیم.


دانلود بسته‌ی «بادیگارد»


نوشته زخم‌ کهنه! اولین بار در آسیان شاپ. پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

انواع رنگ – لیست نام رنگ‌ها به فارسی

انواع رنگ – لیست نام رنگ‌ها به فارسی – کد رنگ‌ها

در دو مقاله قبل در خصوص روانشناسی رنگ د( روانشناسی رنگ برندسازی قسمت اول /  روانشناسی رنگ در برندسازی قسمت دوم ) به تفضیل اطلاعاتی کامل را ارائه نمودیم. در این مطلب به ارائه معرفی انوع رنگ و کد رنگ‌ها خواهیم پرداخت.

کد رنگ انواع رنگ

Color Hex Color Codes

نام فارسی کد پایه ۱۶ در مدل RGB نمونه رنگ
قرمزها
جگری ۵C ۵C CD
بژ تیره ۸۰ ۸۰ F0
حناییِ روشن ۷۲ ۸۰ FA
قهوه‌ایِ حنایی ۷A ۹۶ E9
کرم نارنجی ۷A A0 FF
قرمز ۰۰ ۰۰ FF
زرشکی ۳C ۱۴ DC
شرابی ۲۲ ۲۲ B2
عنابی تند ۰۰ ۰۰ ۸B
صورتی‌ها
صورتی CB C0 FF
صورتی پررنگ C1 B6 FF
شرابی روشن ۹۳ ۷۰ DB
سرخابی B4 ۶۹ FF
شفقی ۹۳ ۱۴ FF
ارغوانی ۸۵ ۱۵ C7
نارنجی‌ها
نارنجی کرم ۷A A0 FF
نارنجی ۰۰ A5 FF
نارنجی سیر ۰۰ ۸C FF
نارنجی پررنگ ۵۰ ۷F FF
قرمز گوجه‌ای ۴۷ ۶۳ FF
قرمز-نارنجی ۰۰ ۴۵ FF
زردها
شیری E0 FF FF
شیرشکری CD FA FF
لیمویی روشن D2 FA FA
هلویی روشن D5 EF FF
هلویی B5 E4 FF
هلویی پررنگ B9 DA FF
نخودی AA E8 EE
خاکی ۸۳ E6 F0
زرد ۰۰ FF FF
کهربایی باز ۰۰ D7 FF
ماشی ۶B B7 BD
سبزها
مغزپسته‌ای ۲F FF AD
سبز روشن ۰۰ FF ۷F
مغزپسته‌ای پررنگ ۰۰ FC ۷C
مغزپسته‌ای ۰۰ FF ۰۰
سبز کمرنگ ۹۸ FB ۹۸
سبز کدر ۹۰ EE ۹۰
یشمی سیر ۹A FA ۰۰
یشمی کمرنگ ۷F FF ۰۰
سبز لجنی ۳۲ CD ۹A
سبز چمنی ۳۲ CD ۳۲
خزه‌ای ۷۱ B3 ۳C
خزه‌ای پررنگ ۵۷ ۸B ۲E
شویدی ۲۲ ۸B ۲۲
سبز ۰۰ ۸۰ ۰۰
سبز ارتشی ۲۳ ۸E ۶B
زیتونی ۰۰ ۸۰ ۸۰
زیتونی سیر ۲F ۶B ۵۵
سبز آووکادو ۰۰ ۶۴ ۰۰
سبز دریایی AA CD ۶۶
سبز دریایی تیره ۸F BC ۸F
سبز کبریتی روشن AA B2 ۲۰
سبز کبریتی تیره ۸B ۸B ۰۰
سبز دودی ۸۰ ۸۰ ۰۰
آبی‌ها
فیروزه‌ای FF FF ۰۰
آبی آسمانی FF FF E0
فیروزه‌ای کدر EE EE AF
فیروزه‌ای FF FF ۰۰
یشمی D4 FF ۷F
سبز دریایی روشن D0 E0 ۴۰
فیروزه‌ای تیره CC D1 ۴۸
فیروزه‌ای سیر D1 CE ۰۰
آبی کبریتی روشن E6 E0 B0
بنفش مایل به آبی DE C4 B0
آبی کبریتی E6 D8 AD
آبی آسمانی سیر EB CE ۸۷
آبی روشن FA CE ۸۷
آبی کمرنگ FF BF ۰۰
آبی کدر ED ۹۵ ۶۴
نیلی متالیک B4 ۸۲ ۴۶
آبی لجنی A0 ۹E ۵F
آبی متالیک روشن EE ۶۸ ۷B
نیلی FF ۹۰ ۱E
فیروزه‌ای فسفری E1 ۶۹ ۴۱
آبی FF ۰۰ ۰۰
آبی سیر CD ۰۰ ۰۰
سرمه‌ای ۸B ۰۰ ۰۰
لاجوردی ۸۰ ۰۰ ۰۰
آبی نفتی ۷۰ ۱۹ ۱۹
بنفش‌ها
نیلی کمرنگ FA E6 E6
بادمجانی روشن D8 BF D8
بنفش کدر DD A0 DD
بنفش روشن EE ۸۲ EE
سرخابی روشن FF ۰۰ FF
سرخابی روشن FF ۰۰ FF
ارکیده D6 ۷۰ DA
ارکیده سیر D3 ۵۵ BA
آبی بنفش DB ۷۰ ۹۳
آبی فولادی CD ۵A ۶A
آبی-بنفش سیر E2 ۲B ۸A
بنفش باز D3 ۰۰ ۹۴
ارکیده بنفش CC ۳۲ ۹۹
مخملی ۸B ۰۰ ۸B
بنفش ۸۰ ۰۰ ۸۰
آبی دودی ۸B ۳D ۴۸
نیلی سیر ۸۲ ۰۰ ۴B
قهوه‌ای‌ها
کاهی DC F8 FF
کاهگلی CD EB FF
کرم C4 E4 FF
کرم سیر AD DE FF
گندمی BC DE F5
خاکی ۸۷ B8 DE
برنزه کدر ۸C B4 D2
بادمجانی ۸F ۸F BC
هلویی سیر ۶۰ A4 F4
خردلی ۲۰ A5 DA
ماشی سیر ۰B ۸۶ B8
بادامی سیر ۳F ۸۵ CD
عسلی پررنگ ۱E ۶۹ D2
کاکائویی ۱۳ ۴۵ ۸B
قهوه‌ای متوسط ۲D ۵۲ A0
قهوه‌ای ۲A ۲A A5
آلبالویی ۰۰ ۰۰ ۸۰
سفیدها
سفید FF FF FF
صورتی محو FA FA FF
یشمی محو F0 FF F0
سفید نعنائی FA FF F5
آبی محو FF FF F0
نیلی محو FF F8 F0
سفید بنفشه FF F8 F8
خاکستری محو F5 F5 F5
بژ باز EE F5 FF
هِلی DC F5 F5
بژ روشن E6 F5 FD
پوست پیازی F0 FA FF
استخوانی F0 FF FF
بژ تیره D7 EB FA
کتانی E6 F0 FA
صورتی مات F5 F0 FF
بژ E1 E4 FF
خاکستری‌ها
خاکستری مات DC DC DC
نقره‌ای D3 D3 D3
توسی C0 C0 C0
خاکستری سیر A9 A9 A9
خاکستری ۸۰ ۸۰ ۸۰
دودی ۶۹ ۶۹ ۶۹
سربی ۹۹ ۸۸ ۷۷
سربی تیره ۹۰ ۸۰ ۷۰
لجنی تیره ۴F ۴F ۲F
سیاه ۰۰ ۰۰ ۰۰

 

 

انواع رنگ‌های بکارگرفته شده در دنیای وب

۰۰۰ ۳۰۰ ۶۰۰ ۹۰۰ C00 F00 ۰۰۳ ۳۰۳ ۶۰۳ ۹۰۳ C03 F03
۰۰۶ ۳۰۶ ۶۰۶ ۹۰۶ C06 F06 ۰۰۹ ۳۰۹ ۶۰۹ ۹۰۹ C09 F09
۰۰C ۳۰C ۶۰C ۹۰C C0C F0C ۰۰F ۳۰F ۶۰F ۹۰F C0F F0F
۰۳۰ ۳۳۰ ۶۳۰ ۹۳۰ C30 F30 ۰۳۳ ۳۳۳ ۶۳۳ ۹۳۳ C33 F33
۰۳۶ ۳۳۶ ۶۳۶ ۹۳۶ C36 F36 ۰۳۹ ۳۳۹ ۶۳۹ ۹۳۹ C39 F39
۰۳C ۳۳C ۶۳C ۹۳C C3C F3C ۰۳F ۳۳F ۶۳F ۹۳F C3F F3F
۰۶۰ ۳۶۰ ۶۶۰ ۹۶۰ C60 F60 ۰۶۳ ۳۶۳ ۶۶۳ ۹۶۳ C63 F63
۰۶۶ ۳۶۶ ۶۶۶ ۹۶۶ C66 F66 ۰۶۹ ۳۶۹ ۶۶۹ ۹۶۹ C69 F69
۰۶C ۳۶C ۶۶C ۹۶C C6C F6C ۰۶F ۳۶F ۶۶F ۹۶F C6F F6F
۰۹۰ ۳۹۰ ۶۹۰ ۹۹۰ C90 F90 ۰۹۳ ۳۹۳ ۶۹۳ ۹۹۳ C93 F93
۰۹۶ ۳۹۶ ۶۹۶ ۹۹۶ C96 F96 ۰۹۹ ۳۹۹ ۶۹۹ ۹۹۹ C99 F99
۰۹C ۳۹C ۶۹C ۹۹C C9C F9C ۰۹F ۳۹F ۶۹F ۹۹F C9F F9F
۰C0 ۳C0 ۶C0 ۹C0 CC0 FC0 ۰C3 ۳C3 ۶C3 ۹C3 CC3 FC3
۰C6 ۳C6 ۶C6 ۹C6 CC6 FC6 ۰C9 ۳C9 ۶C9 ۹C9 CC9 FC9
۰CC ۳CC ۶CC ۹CC CCC FCC ۰CF ۳CF ۶CF ۹CF CCF FCF
۰F0 ۳F0 ۶F0 ۹F0 CF0 FF0 ۰F3 ۳F3 ۶F3 ۹F3 CF3 FF3
۰F6 ۳F6 ۶F6 ۹F6 CF6 FF6 ۰F9 ۳F9 ۶F9 ۹F9 CF9 FF9
۰FC ۳FC ۶FC ۹FC CFC FFC ۰FF ۳FF ۶FF ۹FF CFF FFF

ادامه‌ی پست

۴ سوال کلیدی برای کسب نتایج عالی

رهبران به جای فعالیت‌محور بودن، نتیجه‌محورند. اگر انجام کار به نتیجه ارزشمندی منجر نشود، بیهوده است. رهبران همیشه به نتایجی که از آن‌ها انتظار می‌رود،‌ فکر می‌کنند.

کسب نتایج به پرسیدن مداوم این چهار سوال از خودتان بستگی دارد:

۱. کارهای باارزش من کدامند؟ کدام فعالیت‌ها بیشترین ارزش را برای کار و سازمانتان دارد؟ این‌ها همان فعالیت‌هایی هستند که باید بر آن‌ها تمرکز کنید.

۲. نتایج کلیدی من کدامند؟ به ندرت بیش از ۵ تا ۷ حوزه نتیجه کلیدی برای هر جایگاه در سازمان وجود دارد. باید در این حوزه‌‌ها به نتایج فوق‌العاده‌ای دست یابید تا به وظایفتان عمل کرده باشید. وقتی نتایج کلیدی خود را مشخص کردید، باید بالاترین معیارهای عملکرد را تعیین کرده و به آن‌ها دست یابید. به یاد داشته باشید که چشم دیگران به شما دوخته شده است.

۳. کدام کار را من و فقط من می‌توانم انجام دهم که اگر خوب انجام شود، تفاوت چشمگیری در شرکت ایجاد می‌کند؟ شما وظایف و کارهایی دارید که فقط باید توسط خودتان انجام شوند؛‌ اگر آن‌ را انجام ندهید، هیچکس آن را نمی‌تواند انجام دهد.

۴. ارزشمندترین روش استفاده از زمانم کدام است؟ این همان سوال کلیدی است. کارهایی وجود دارد که فقط شما از عهده انجامشان برمی‌آیید، اما رهبران بسیاری از انجام وظایف خود سر باز می‌زنند، تنها به این دلیل که مشغول کارها و وظایف دیگری می‌شوند که در حوزه مسئولیت آن‌ها نیست. رهبران برتر در کسب‌و‌کار می‌دانند که برای چه کاری حقوق می‌گیرند و برای چه کاری نمی‌گیرند.

اولویت‌بندی کنید

یکی از مهارت‌های کلیدی کسب نتایج، یادگیری روش اولویت‌بندی است. تعیین فعالیت‌های ارزشمند به تنهایی کافی نیست. رهبران جسورانه اولویت‌بندی می‌کنند، در نتیجه فقط بر مهم‌ترین و ارزشمندترین فعالیت‌ها کار می‌کنند.
یکی از مهم‌ترین روش‌های اولویت‌بندی کارها استفاده از روش الف.ب.پ.ت.ث است. در این روش فهرستی از فعالیت‌های خود تهیه‌کرده و آن‌ها را بر اساس درجه اهمیتشان اولویت‌بندی می‌کنید.

کار الف کاری بسیار مهم است که حتما باید انجام شود. اگر این کار را انجام ندهید، عواقب قابل‌توجهی خواهد داشت. گاهی چند کار الف دارید. در این صورت آن‌ها را الف۱، الف۲، الف۳ و . . . بنامید. البته الف۱ مهم‌ترین وظیفه است و الف۲ در رده بعدی جای می‌گیرد.

کار ب کاری است که باید انجام شود و انجام ندادن آن هم عواقبی را در پی خواهد داشت. با این حال، این عواقب به بدی و خطرناکی عواقب انجام ندادن کار الف نیست. وقتی هنوز کاری دارید که اولویتش الف است، سراغ کار ب نروید.

کار پ کاری است که بهتر است انجام شود، ‌اما عواقبی ندارد. شاید خواندن مجله و روزنامه لذت‌بخش باشد و شما را در جریان اخبار سیاسی یا ورزشی قرار دهد، اما هیچ‌ کمکی به کارتان نمی‌کند. وقتی هنوز کار ب دارید، سراغ کار پ نروید.

کار ت کاری است که می‌توانید آن‌ را به شخص دیگری واگذار کنید. یکی از مهم‌ترین قوانین رهبری این است که هر کار قابل واگذاری را به دیگران واگذار کنید. شما کارهای فراوانی دارید که فقط خودتان از عهده انجامشان برمی‌آیید؛ نباید وقت خود را صرف کارهایی کنید که از عهده دیگران هم ساخته است.

از خودتان بپرسید «چه کاری را من و فقط من می‌توانم انجام دهم که تفاوت چشمگیری در شرکت ایجاد کند؟» اگر کاری هست که در این طبقه قرار نمی‌گیرد، آن را به شخص دیگری واگذار کنید. قانون اولویت‌بندی به این شکل ادامه می‌یابد که: وقتی هنوز کار پ باقی مانده است، سراغ کار ت نروید.

کار ث کاری است که باید حذف شود. حتی نباید آن را در دستور کارتان قرار دهید. این کار هیچ عواقب و هیچ فایده‌ای ندارد. شاید در گذشته مفید بوده، اما اکنون منسوخ شده است یا شاید اصلا و به هیچ طریقی نباید انجام می‌شده و اکنون زمان حذف کردن آن است.

کلید استفاده از روش الف.ب.پ.ت.ث این است که هرگز تا وقتی کار مهم‌تری دارید، سراغ کارهایی کم اولویت‌تر نروید. من در هر کاری بر این قانون تاکید می‌کنم زیرا گفتنش آسان و به یاد آوردن و انجام دادنش دشوار است.

همه افراد را بر اثربخشی متمرکز کنید

رهبران همزمان با تمرکز بر نتایج مدنظر،‌ همیشه حوزه‌های نتیجه کلیدی خود را به دیگران اعلام کرده و آن‌ها را به اولویت‌بندی کارهای مهم تشویق می‌کنند. رهبران می‌دانند که توانایی اولویت‌بندی و تمرکز بر ایجاد تفاوت‌های برجسته، کلید اثربخشی افراد است، درست همانطور که کلید اثربخشی سازمان و رهبر است.
اگر مشغول انجام کارهایی هستید که به شکلی برجسته انجام می‌شوند اما در حوزه‌‌های نتایج کلیدی‌تان قرار نمی‌گیرند،‌ نتایج بی‌ارزشی کسب می‌کنید؛ اما اگر یک یا دو کار مهم را واقعا خوب انجام دهید، کمکی بزرگ و ارزشمند به سازمان خواهید کرد.

 

 

این مقاله بخشی از «کتاب رهبری – کتابخانه موفقیت برایان تریسی است». برای تهیه و دانلود کتاب کامل لطفا به لینک زیر بروید:

کتاب رهبری کسب‌و‌کار

کتاب رهبری برایان تریسی

ادامه‌ی پست

یک تمرین طلایی!















گاهی پرسش­‌هایی مطرح می‌شود که پاسخ­‌های آن خیلی مشخص و از دیدگاه من تکراریست!
به همین جهت من تصمیم گرفتم بعضی  از این فاکتورها را ضبط کنم تا هر وقت پرسشی داشتید شما را به آن­ رجوع کنید.



رنجش از خودمان و دیگران سبب می‌­شود ما خودمان را دوست نداشته باشیم و وقتی ما خودمان را دوست نداریم درگیرخیلی از مسائل می­‌شویم و مکانیزم نا خودآگاه ما به سمتی می‌­رود که ما را منهدم کند، چون ما خودمان را دوست نداریم. ما هرکسی را که دوست نداشته باشیم، دوست داریم او را از بین ببریم  و دست کم به او کمک نمی­‌کنیم. برایتان پیش آمده است که مثلاً چرا من هدفم را پیگیری نمی­‌کنم؟ چرا ورزشم را نمی­‌کنم، چرا مواظب خوراکم نیستم، با این که این­‌ها را در برنامه­‌هایم نوشته‌­ام، ولی چرا آن‌ها را انجام نمی­‌دهم. یک دلیل آن رنجش و نتیجه این که به خاطر آن رنجش من از خودم بدم می‌­آید. یک کاری کردم احساس گناه می­‌کنم، اشتباهی کردم، توقعی از خودم داشتم، برآورده نشده است.

به همین جهت من می­‌خواهم یکی از تمرینات طلایی مکتب کمال را امروز برای شما شرح بدهم و به شما پیشنهاد کنم این تمرینات را جزو برنامه روزانه زندگی خودتان قراردهید. اگر این تمرین‌­ها را انجام دهید خودتان درک خواهید کرد که چقدر سریع به خواسته­‌هایتان می­‌رسید، زیرا ترمزهای درونتان آزاد می­‌شود.
برای دوست‌داشتن خود تمرینی به نام تمرین «تسبیح» داریم.
این ابزار بسیار ساده و قدیمی می­‌تواند به من و شما کمک کند که خودمان را برنامه­‌ریزی کنیم.
اگر ما خودمان را برنامه­‌ریزی نکنیم، دیگران برای ما برنامه‌ریزی می­‌کنند؛ صبح تا شب اخبار، اتفاقات، مردم، صحبت‌­ها، ناله‌­ها و غم و غصه‌­ها دایم ذهن ما را می‌­شویند و اشغال می‌­کنند.

اجازه ندهید هرچیزی وارد ذهنتان شود. برای این کار به شما پیشنهاد می­‌کنم روزی سه بار هر بامداد، هر نیمروز و هرشامگاه بگویید:
«من خودم را دوست دارم» با صدایی که به گوشتان برسد، احتیاجی نیست داد بزنید و یا در دلتان بگویید!
و این را قاطع و محکم تکرار کنید و تسبیح بیاندازید.
ممکن است به ذهنتان برسد که من خسته شدم ولی نه ادامه بدهید…
ممکن است ب­گویید: من خودم را دوست ندارم! من آدم خوبی نیستم! نمی‌­خواهد پاسخ دهید، فقط ادامه بدهید: من خودم را دوست دارم.
وقتی به آخر تسبیح رسیدید آن را کنار بگذارید. کف دست­‌هایتان را روب‌روی صورتتان بگیرید و بعد ببوسید و روی گونه­‌های خود بگذارید و بگویید:
«من خودم را دوست دارم».
کار سختی است، ولی خواهش می­‌کنم آن را انجام دهید.
وقتی این کار را انجام دادید دو باره تسبیح را بر می­‌دارید و شروع می­‌کنید این بار گفتن و تلقین: «من دوست داشتنی هستم»
همین طور که این جمله را می­‌گویید ممکن است این پیام در ناخودآگاهتان بیایید که: نه تو کجا دوست داشتنی هستی؟! فلانی به تو بی‌اعتنا کرد،  فلانی تو را تحویل نگرفت! بهت پول قرض ندادند، مسخره‌­ات کردند و…
هرچه از این پیام‌­ها به ذهنتان آمد اعتنا نکنید و فقط بگویید: «من دوست داشتنی هستم».

به طور حتم عده کمی از ما از بدو کودکی احساس خواستنی بودن، دوست داشتنی بودن و دوست داشتن خود را تجربه کرده­‌ایم. برعکس احساسی را که خیلی از ماتجربه کرده­‌ایم: توخنگی، نمی­‌فهمی، کوتوله، خپل، کچل، دست و پا جلفتی و… از این­ القاب خیلی به ما گفته­‌اند و اگر نگفتند نشانمان دادند!
«من خودم را دوست دارم، دوست داشتنی هستم» به مجرد این‌که ناخودآگاه شما با تمرین این را باور کرد، خواهید دید که از زمین و زمان برای شما مهر و توجه و احترام می‌­آید.

شما وجودتان گوهر ارزشمندی است و اول تو باید خودت، خودت را درک کنی و بپذیری و برای این‌که بتوانی خودت را بپذیری و دوست بداری و به نشانه دوست داشتن احترام بگذاری و تمرینات را انجام دهی.

همین الان به شما عرض می‌کنم که:
بیننده و شنونده محترم و خواننده این متن، شما انسان محترم، مهم و بسیار بسیار بسیار مفید و ارزشمند هستید.

دوستدارتان
آسیان شاپ


دانلود آموزش‌های «آسیان شاپ»


 







ادامه‌ی پست

۳ برابر کردن فروش سایت با ساخت قیف!

۳ برابر کردن فروش سایت  با ساخت قیف!

 

قیف اصطلاحی است که شاید خیلی نشنیده باشید و در سایت‌تان پیاده‌سازی نکرده باشید ولی یکی از مفهوم‌های کلیدی در بازاریابی اینترنتی است و اگر به‌درستی در سایت‌تان پیاده‌سازی شود می‌تواند باعث شود که فروش‌ سایت‌تان به میزان قابل‌توجهی افزایش یابد.

پس ابتدا ببینیم که قیف بازاریابی دقیقا چیست؟

قیف بازاریابی چیست؟

سلسله‌ای از صفحات سایتمان است که بازدیدکننده این صفحات را به ترتیبی که ما دوست داریم طی می‌کند. پس درواقع قیف چند صفحه از سایت ما است. ما با دقت بسیار بالایی این صفحات را طراحی کرده‌ایم و کاری می‌کنیم که بازدیدکننده در این صفحات قدم‌به‌قدم پیش برود و محتوای این صفحات معمولا پیشنهادهای خاصی است که بازدیدکننده در هر می‌تواند انتخاب کند که آن پیشنهاد را قبول کند یا آن پیشنهاد را رد کند و اگر قبول کرد به قدم بعدی هدایت می‌شود و حتی اگر پیشنهاد را رد کرد می‌توانیم تعریف کنیم که به یک قدم دیگری هدایت شود.

بنابراین علت اینکه ما باید از قیف‌های بازاریابی در سایتمان استفاده کنیم این است که معمولا باعث می‌شود که خریدهای بیشتری از سایت ما انجام گیرد و درنتیجه فروش سایتمان افزایش می‌یابد.

مثال یک قیف ساده

بیایید یک مثال ساده از یک قیف بازاریابی را بررسی کنیم.

در ساده‌ترین حالت، قیف می‌تواند شامل دو صفحه از سایت ما باشد. مثلا صفحه اول یک صفحه فرود است. صفحه فرود صفحه‌ای از سایت‌ است که معمولا اطلاعات تماس بازدیدکننده را می‌گیریم و به ازای آن یک هدیه که معمولا یک فایل دانلودی است را به بازدیدکننده می‌دهیم. آن هدیه می‌تواند یک PDF، ویدیو یا صوت رایگان باشد، البته می‌توانیم هدایای غیر دانلودی و هدایای فیزیکی هم به بازدیدکنندگان بدهیم که مسلما کار سخت‌تری است.

بنابراین در قسمت اول قیف، بازدیدکننده به صفحه‌ای به اسم صفحه فرود هدایت می‌شود و اگر در صفحه فرود واکنش مثبت نشان داد یعنی اطلاعات تماس خود را وارد کرد و دکمه دانلود را زد به صفحه دیگری به اسم صفحه «محصول رد نشدنی» هدایت می‌شود. در این صفحه ابتدا به قولی که دادیم عمل می‌کنیم، یعنی فایل موردنظر را به بازدیدکننده می‌دهیم و علاوه ‌بر این یک محصول رد نشدنی پیشنهاد می‌کنیم. محصول رد نشدنی محصولی است که معمولا قیمت آن طوری در نظر گرفته شده است که بسیار ترغیب‌کننده است و بازدیدکننده سایت به‌راحتی نمی‌تواند از این پیشنهاد بگذرد و اغلب منجر به یک خرید می‌شود و درواقع ما موفق می‌شویم به بازدیدکننده سایتمان فروشی را انجام دهیم.

مسلما از این فروش سودی کسب نمی‌کنیم بلکه هدف ما این است که فردی که تابه‌حال از سایت ما خرید نکرده است و صرفا بازدیدکننده بود را به یک خریدار تبدیل کنیم و وقتی این اتفاق افتاد یعنی بازدیدکننده تبدیل به یک خریدار شد معمولا کار خیلی راحت‌تر می‌شود و می‌توانیم فروش‌های بعدی را به همین بازدیدکننده انجام دهیم.

بنابراین این یک مثال بسیار ساده از یک قیف در سایت بود که صرفا شامل دو صفحه از سایت است و از طریق هدایت بازدیدکننده از صفحه اول به صفحه دوم موفق می‌شویم که فروش‌هایی را ایجاد کنیم.

قیف‌های سنتی

قیف‌های سنتی یا قیف‌های نسل قبل بیشتر متمرکز بر قبل از خرید بود. مثلا فرض کنید شخصی محصولی را به سبد خرید خود اضافه می‌کند. در مدل قیف سنتی قبل از اینکه بازدیدکننده خرید خود را قطعی کند،‌ یعنی قبل از اینکه پرداختی انجام دهد،‌ به او پیشنهاد می‌دهیم که: بیایید محصول دیگری را هم با شرایط ویژه به سبد خریدتان اضافه کنید. کسی که خرید خود را به پایان نرسانده است، وسوسه یا ترغیب شود که خرید بیشتری انجام دهد.

درواقع اغلب قیف‌های سنتی روش کارشان همین است. یعنی به بازدیدکننده‌ای که محصولی را به سبد خرید اضافه کرده است پیشنهادهایی را می‌دهیم و پیشنهاد می‌کنیم که بیشتر خرید کند.

قیف‌‌‌های نوین و مدرن

در قیف‌های نوین و مدرن یک اتفاق بسیار جالب افتاده است و تمرکز کل مراحل بر بعد از خرید متمرکز شده است. یعنی ما اجازه می‌دهیم که بازدیدکننده‌ خرید و پرداخت خود را انجام دهد و بعد از پرداخت موفقیت‌آمیز و پایان خرید، بازدیدکننده را به صفحه‌ای هدایت می‌کنیم که درواقع قدم بعدی قیف ما است و در آن صفحه پیشنهادهای متفاوتی به فرد می‌دهیم. مثلا می‌گوییم شما که این محصول را همین الان خریده‌اید بیایید چند محصول دیگر را هم بخرید و ما یک تخفیف خیلی خوب لحاظ خواهیم کرد یا مثلا ارسال سفارش را رایگان در نظر می‌گیریم.

بنابراین نکته بسیار کلیدی این است که در قیف‌های بسیار حرفه‌ای و پیشرفته، تمرکز قیف و این قدم‌ها را به بعد از خرید می‌بریم، یعنی وقتی‌که بازدیدکننده پرداخت را انجام داد، وارد قیفی می‌شود که شامل چندین مرحله است و پیشنهادهای مختلفی را به خریدار ارائه می‌دهیم. وقتی شخص خرید خود را انجام داده است و منتظر دریافت محصولی است معمولا خیلی راحت‌تر خریدهای بعدی را انجام می‌دهد و چون فرآیند خرید را یک‌بار تا پایان طی کرده احتمال خریدهای دوم و سوم در همان لحظه خیلی بیشتر است و شخص راحت‌تر خرید می‌کند.

یک نکته رقابتی بسیار مهم که شاید به آن توجهی نکرده باشید این است که وقتی شما پیشنهادهای ویژه سایت‌تان را به بعد از خرید منتقل می‌کنید، رقیبان شما به‌راحتی نمی‌توانند بررسی کنند در سایت‌تان چه خبر است و به خریداران خود چه پیشنهادی می‌دهید.

بنابراین این مدل یا روش استفاده از قیف باعث می‌شود که فرایند بازاریابی شما تا حد قابل‌توجهی پنهان باقی بماند و فقط افرادی این مراحل را خواهند دید که از سایت شما خرید موفق داشته باشند و خریدشان را به پایان برسانند.

۳ برابر کردن فروش سایت

می‌خواهم یک پیشنهاد عجیب به شما ارائه بدهم که می‌تواند باعث شود فروش‌ سایت‌تان سه برابر شود! برای هر محصولی را می‌فروشید و در سایت‌تان ارائه می‌دهید به‌خصوص محصولات ارزان و رد نشدنی، بعد از اینکه خریدار آن محصول را خریداری کرد، یک پیشنهاد بسیار گران ارائه دهید.

فرض کنید کار شما آموزش است و در سایت‌تان یک PDF هزار تومانی می‌فروشید، بعد از اینکه کسی این PDF هزار تومانی را خرید و پرداخت خود را انجام داد، او را به صفحه‌ای هدایت کنید که در آن گران‌ترین محصولتان را به همین فرد پیشنهاد می‌دهید! مثلا فرض کنید گران‌ترین محصولتان ۱۰۰ هزار تومان است که ۱۰۰ هزار تومان یعنی ۱۰۰ برابر قیمت  محصولی که همین الان خریدار اقدام کرده و آن را خرید کرده است.

مسلم است که اغلب افرادی که صرفا یک خرید هزار تومانی انجام داده‌اند بلافاصله قانع نمی‌شوند که پیشنهاد ۱۰۰ هزار تومانی شما را قبول کنند، ولی به این نکته توجه کنید که اگر از هر ۱۰۰ نفر فقط یک نفرشان این پیشنهاد را قبول کند اتفاقی که می‌افتد این است که فروشتان ۲ برابر می‌شود. ۱۰۰ نفر از سایت شما خرید هزار تومانی انجام داده‌اند که ۱۰۰ هزار تومان می‌شود و یکی از آن‌ها پیشنهاد دوم شما را هم قبول کرده است. بنابراین با یک خرید فروش کل این قسمت سایت‌تان دو برابر می‌شود که بسیار قابل‌توجه است. حال اگر دو نفر این کار را انجام دهند فروشتان سه برابر می‌شود.

بنابراین این یک فرصت بسیار عالی است! این فرصت را از دست ندهید، که به خریداران سایت‌تان حتی افرادی که محصولات ارزان خریده‌اند یک پیشنهاد خیلی گران بدهید البته با یک مزایای خاص. مثلا یک محصولی که یک میلیون تومان است را با یک تخفیف ۵۰ درصدی با قیمت ۵۰۰ هزار تومان ارائه بدهید. و این می‌تواند به یک پیشنهاد بسیار جذاب باشد و عده‌ای از خریداران را ترغیب کند تا پیشنهاد شما را قبول کنند.

Loading…
منبع: آسیان شاپ

ادامه‌ی پست

خانم‌ها و آقایان توجه کنید!

تقریباً روزی نیست که من از شما نامه­‌ای دریافت نکنم و مسائلتان را با من مطرح نکرده‌­باشید. من هم در حد توان خود و همکارانم تلاش می­‌کنم به این نامه­‌ها پاسخ دهم.
یکی از سئوالات رایجی که در نامه‌ها از من پرسیده می‌شود این است که:
خانم‌­هایی هستند که اظهار می­‌کنند که همسرِ ما مشکلِ خاصی ندارد. از خرجی کم نمی­‌گذارد؛ ولی ما خوشبخت نیستیم! چرا؟

تفاوت­‌های کوچک می­‌تواند زندگی را خیلی خوب یا خیلی بد کند. آن تفاوت‌ها کدامند؟

می‌خواهم ماجرای یکی از مراجعینم را برای شما شرح دهم:
خانم تصمیم گرفته بود از همسرش جدا شود؛ می‌خواستم بدانم همسر این خانم در این مورد چه فکری می­‌کند.
همانطور که خانم گفته بود، همسرش مشکل خاصی نداشت به جز این­که خیلی ساکت بود و ابراز احساسات نمی­‌کرد! (شاید بعضی­‌ها بگویند که چه خوب، ولی برای یک خانم چه بد!)
ایشان می­‌گفتند:
از روزی که بچه­ ما به دنیا آمده، این بچه را بغل نمی­‌کند، نمی‌­بوسد! هر چه بچه بخواهد برایش می­‌خرد، خانه هم برای من خریده است؛ چیزی کم نمی­‌گذارد، ولی خیلی ساکت است. اصلا حرف نمی‌­زند. دوست­‌داشتنش را ابراز نمی‌­کند. (باور کنیم یا نکنیم، به همین سادگی یک مسئله به این کوچکی می‌تواند در زندگی زناشویی اختلال ایجاد کند).

احتمالا همسرِ ایشان در خانواده­­‌ای بزرگ شده است که ابراز احساست و  ابراز وجود، خیلی جایز نبوده‌­ است. این را عیب می‌­دانسته­‌اند.
به عبارت ساده از لحاظ احساسی، فلج هستند.
چطور کسی که فلج جسمانی است، قادر به حرکت دادن آن عضو خاصی نیست؛ افرادی که دچار فلج احساسی هستند نیز قادر به ابراز احساسات نیستند. ممکن است خیلی هم احساساتی ­­باشند ولی نمی­‌دانند چگونه آن را ابراز کنند.
دخترش را دوست دارد ولی او را بغل نمی‌­کند و نمی­‌بوسد. در حالی که پدران باید از کودکی، دخترشان را در آغوش بگیرند و ببوسند و در سن بلوغ به بعد هم حداقل روزی یک­بار آن‌ها را در آغوش گرفته و نوازش کنند. وقتی دختر از پدر، توجه و آغوش گرم را می­‌گیرد، در بیرون دنبال یک آغوش نمی‌­گردد. شانسِ گمراه شدن او کاهش می­‌یابد.

همه‌ی آدم‌ها به توجه نیاز دارند. اگر توجه را در خانه گرفتند، در بیرون به دنبالش نمی­‌گردند
اگر به همسرم توجه نکنم، بیرون برود از خانه و کسی دیگر به او بگوید چقدر زیبا شده‌­اید، او ناخودآگاه جذبِ آن شخص می­‌شود، و من این شرایط را ایجاد کرده‌ام!

زندگیِ مشترک، انجامِ ترتیبیِ یک سری کارهای پشت‌­سرهم نیست! که فکرکنیم:
من که خرجی می­‌دهم، مواظبشان هستم، سفر هم می‌رویم!
در پسِ تمام این کارها، احساسِ نهفته‌ای وجود دارد و آن اینکه:
«من مهم هستم».



در زندگی زناشویی، حداقل یک ربع وقت بگذارید و با همسرتان حرف بزنید یا فقط به حرف‌های او گوش کنید. ممکن است حرف‌های او به نظرتان مهم نرسد، ولی یک نشانه‌­ی بسیار قوی است که «همسرم مرا دوست دارد».

آقایان، از شما خواهش می­‌کنم که توجه کنید!

همسرانِ شما نیازهای خاصی دارند که یکی از مهمترین نیازهای یک خانم از همسرش این است که:
مرد حرف بزند، احساسش را ابرازکند.
زندگی­‌هایی با شرایط بسیار بسیار سخت، ولی زن و شوهر و به ویژه زن، بسیار خوشحال است. دلیل اصلی این بوده که همسرش خوش ­اخلاق بوده­ست.
خانم خانه خیلی از مسائل را می‌­تواند تحمل کند، الّا بداخلاقی.
زن نیاز دارد که با او مهربان باشی، که حمایتش کنی.

خانم‌ها، از شما خواهش می­‌کنم که توجه کنید!

آقایان تأیید لازم دارند. مرد دوست دارد تأیید شود، که به او بگویی تو مرد خانه­‌ی من هستی. بگو ما دست‌به‌دست هم زندگی را می‌­سازیم.
تو برو جلو، من همراهت هستم…
به یکدیگر نشان دهیم چقدر همدیگر را دوست داریم و همسرمان برایمان مهم و باارزش است.

این «۳میم» معجزه می‌­کند:
تو محبوبی
تو مهمّی
تو مفیدی
همه‌ی انسان‌ها به این «۳میم» نیاز دارند؛ همه­  از دریافت این سه احساس، سربلند و خوشنود می‌­شوند.

دوستدارتان
آسیان شاپ


دانلود سمینار «ازدواج پایان یا آغاز عشق؟!»


 

ادامه‌ی پست

مصاحبه‌ اختصاصی شیفت‌باکس با آسیان شاپ















شیفت‌باکس(ShiftBox) مجموعه پادکست‌هایی(برنامه‌های صوتی) در زمینه مهارت‌های «کارآفرینی» و «کسب‌وکار» تولید و منتشر می‌کند. پس از شنیدن پادکست‌های «شیفت‌باکس» و اقداماتی که انجام می‌دهید، دیگر شما انسان پیشین نخواهید بود و به سوی رویاها، آرزوها، اهداف، ساخت، رشد و یا بهبود کسب‌وکار خود حرکت خواهید کرد.

شیفت‌باکس اولین برنامه‌ی خود را اختصاص داده است به استاد آسیان شاپ با موضوع: «محمود جان! دقیقا شما چکاره‌اید؟»

این برنامه‌ی شنیدنی و متفاوت را از دست ندهید! گفتگویی که برای اولین‌بار منتشر می‌شود.



شما هم می‌توانید پرسش‌های خود از آسیان شاپ در زمینه‌های «توسعه کسب‌وکار»، «کارآفرینی» و «بازاریابی و فروش» را همین‌جا در کادر زیر بنویسید.







ادامه‌ی پست

روانشناسی رنگ در برندسازی – مفهوم رنگها در بازاریابی و تبلیغات

روانشناسی رنگ در برندسازی

روانشناسی رنگ در برندسازی بسیار حائز اهمیت است. در ادامه مقاله ( روانشناسی رنگ در برند – قسمت اول ) به تشریح مفهوم سایر رنگ‌ها در روانشناسی رنگ در برندسازی می‌پردازیم.

روانشناسی رنگ در برندسازی

رنگ آبی

روانشناسی رنگ در برند رنگ آبی

اگر رنگ قرمز ، رنگ بدن فرض شود ، آبی رنگ ذهن است. مرطوب و آرام‌بخش، رنگ وضوح و ارتباط است. با توجه به مطالعات روانشناسی رنگ، رنگ آبی ، رایج‌ترین رنگ در میان جمعیت جهان است و به ویژه توسط مردان ترجیح داده می‌شود. البته، رنگ آب در همه‌جا در زندگی روزمره حضور دارد. این رنگ آسمان، اقیانوس‌ها و دریاچه‌هاست. به عنوان اولویت جهانی و همه‌جانبه زیست‌محیطی باعث می‌شود. آبی غیر خطرناک، محافظه‌کارانه و سنتی است. رنگ آبی از نظر روانشناسی رنگ در برندسازی ، هرگز برند را  در معرض خطر قرار نمی‌دهد و هر طیف رنگ آبی  برای هویت بصری برند بسیار بی‌خطر است. رنگ آبی به عنوان نشانه‌ای از ثبات و قابلیت اطمینان به چشم می‌آید و تحقیقات نشان داده است که کارگران در اتاق‌های آبی کارایی بیشتری دارند. البته، آبی نیز رنگ ناراحتی و سرماخوردگی نیز است. رنگ آبی یکی از محدود رنگ‌هایی است که رنگ اشتهاآور است امانشان دهنده خراب شدن و سم نیز است. در برنامه‌های کاهش وزن، مواد غذایی که نباید خورده شود در یک صفحه آبی نوشته می‌شود زیرا شما مسئول کاهش مصرف آن‌ها هستید. رنگ آبی ویژگیهای احساسی نیز در بر دارد :

معانی مثبت رنگ آبی :

  • اعتماد
  • وفاداری
  • قابلیت اطمینان
  • منطق
  • آرامش
  • امنیت

معانی منفی رنگ آبی :

  • سردی
  • دوری
  • بدون حس
  • دوست‌نداشتن
  • بی‌توجهی
  • جذاب نبودن

 

رنگ بنفش

روانشناسی رنگ در برند رنگ بنفش

از ترکیب رنگ قرمز و رنگ آبی، رنگ بنفش ایجاد می‌شود . رنگ بنفش تعادل جذابی از ویژگی‌های مردانه و زنانه است – هم‌زمان گرم و سرد. در کنار هم بودن آرامش آبی و تحریک‌کنندگی قرمز می‌تواند باعث نگرانی شود، مگر اینکه سلطه یکی بر دیگری روشن و مشخص باشد. بنفش مایل به آبی، سرد است ، درحالی‌که بنفش مایل به قرمز به گرم است. رنگ بنفش، رنگ وفاداری و شجاعت است و به ثروت، لوکس و پیچیدگی اشاره دارد. این یکی از عجیب‌ترین رنگ‌ها در طبیعت است و به همین ترتیب می‌تواند به خاص یا مصنوعی بودن اشاره دارد. در کوتاه‌ترین طول موج قرار دارد و آخرین رنگ قابل مشاهده است. به همین دلیل، بنفش با زمان، فضا و کیهان ارتباط دارد. رنگ بنفش با معنویت، تفکر و واسطه‌گری همراه، که خلاقیت و تخیل را پیشنهاد می‌نماید. ارزش‌های همراه رنگ بنفش عبارت‌اند از:

معانی مثبت رنگ نفش :

  • حکمت
  • لوکس
  • ثروت
  • معنویت
  • تخیلی
  • پیچیدگی

معانی منفی رنگ نفش :

  • درون‌گرایی
  • دزدی
  • سرکوب
  • پایین بودن
  • فراموشی
  • روحیه

 

رنگ ارغوانی

روانشناسی رنگ در برند رنگ ارغوانی

رنگ ارغوانی نه کاملا قرمز و نه کاملا بنفش است. ارغوانی از نظر روانشناسی رنگ در برندسازی دارای پیام‌های متمایز و معانی روان‌شناختی بسیاری است. رنگ ارغوانی ، رنگ تعادل احساسی و هماهنگی فیزیکی است. رنگ ارغوانی عملگراست و محرک منطق و آگاهی و نماینده شفقت، حمایت و مهربانی و با احساسات احترام به خویشتن و رضایت همراه است. این یک رنگ تحول‌خواه است. گرایش به کنار گذاشتن قواعد قدیمی و به استقبال نظرات جدید رفتن. سطح مشخصی از جسارت را رنگ قرمز حفظ نموده است و به همین خاطر بسته به زمینه استفاده می‌تواند ظالمانه و تکان دهنده یا نوآورانه و تخیلی باشد. رنگ ارغوانی به خوبی برای تلاش‌های خلاقانه و هنجارشکنانه مناسب است. معانی روان‌شناختی رنگ ارغوانی شامل موارد زیر است.

معانی مثبت رنگ ارغوانی :

  • تخیلی
  • شور
  • دگرگونی
  • خلاق یا مبتکر
  • نوآوری
  • تعادل

معانی منفی رنگ ارغوانی :

  • ظلم و ستم
  • عدم انطباق
  • گستاخی
  • تکان دهنده
  • بی‌قاعدگی
  • کمبود

 

رنگ سیاه ( رنگ مشکی )

روانشناسی رنگ در برندسازی رنگ سیاه رنگ مشکی

رنگ سیاه ، جاذب تمام رنگ‌هاست. رنگ سیاه به تنهایی دارای معانی روان‌شناختی عمیق است. سیاه نماد قدرت است. این یک رنگ مانع است: انرژی را جذب می‌کند. سیاه اساسا به معنای فقدان نور و تاریکی است. تفاوتی بین رنگ‌های سیاه وجود ندارد. رنگ سیاه شریک رنگ سفید در جرم و جنایت است. سیاه مترادف با پیچیدگی، سنگینی و جدی بودن است. سیاه بی‌نظیر است و بدون شک، شیک است. رنگ عزاداری است. ویژگی‌های روان‌شناختی کامل رنگ سیاه شامل موارد ذیل است.

معانی مثبت رنگ سیاه :

  • پیچیدگی
  • امنیت
  • قدرت
  • ظرافت
  • قدرت
  • ماده . جسم . جوهر

معانی منفی رنگ سیاه :

  • سرکوب
  • سردی
  • تهدید
  • سنگین بودن
  • شیطان
  • عزاداری

 

رنگ خاکستری

روانشناسی رنگ در برند رنگ خاکستری

رنگ خاکستری خالص ، رنگی است که هیچ ویژگی روان‌شناختی غالبی ندارد. اما این بدان معنای عدم وجود قدرت در این رنگ نیست. رنگ خاکستری مدرن و پیچیده است. رنگ خاکستری برای برندهای حوزه فن‌آوری و لاکشری به خوبی کار کرده است. به‌کارگیری ماهرانه از رنگ خاکستری می‌تواند بیانگر قدرت و کمال باشد. رنگ خاکستری ، بیانگر آب و هوایی شوم اما قدرتمند است . رنگ خاکستری به عنوان رنگ پوشش دهنده اولیه سطوحی که رنگ نداشته‌اند ( مثل رنگ ضدزنگ). این رنگ عمیقا بر روی رنگ‌های اطراف خود اثر می‌گذارد، هم برای تعادل و هم برای ایجاد فضای منفی به جای سفید. ویژگی‌های خاکستری شامل :

معانی مثبت رنگ خاکستری :

  • ابدی
  • بی‌طرف . خنثی
  • قابل اطمینان
  • تعادل
  • باهوش
  • قوی

معانی منفی رنگ خاکستری :

  • عدم اعتمادبه‌نفس
  • مرطوب
  • افسردگی
  • خواب زمستانی
  • کمبود انرژی
  • بی‌حسی

 

رنگ سفید

روانشناسی رنگ در برندسازی رنگ سیاه سفید

برعکس رنگ سیاه، که جذاب تمام رنگ‌های طیف نور و تجسم همه رنگ‌هاست ، رنگ سفید بازتاب دهنده تمام طیف نور و نشانی از نبود هیچ نوع رنگی است. به همین دلیل، رنگ سفید نمادی از خلوص ، پاکی و بی‌گناهی است. در تنظیمات مراقبت‌های بهداشتی، سفید، دلالت بر پاکیزگی و عدم بی‌نظمی است. رنگ سفید مترادف با ازدواج و عروسی است. رنگ سفید، رنگی مدرن است که برندی نظیر اپل آن را به عنوان نماد شیکی براقی استفاده می‌نماید. نمادی از طراوت و نوآوری، بی‌نظیری است. سفید می‌تواند سرماخوردگی، ناپاکی و انزوا را نیز نمایندگی نماید.

نتایج مثبت رنگ سفید :

  • پاکیزگی
  • وضوح
  • خلوص
  • سادگی
  • پیچیدگی
  • خنکی

نتایج منفی رنگ سفید :

  • استریل
  • سردی
  • دوست‌نداشتن
  • عنصر مسلط و حاکم
  • جداسازی
  • خالی

 

نتیجه

هویت بصری برند ، نحوه درک شما توسط مشتری را شکل می‌دهد. رنگ ، جزء جدایی‌ناپذیر برای ادراک است. انتخاب رنگ مناسب موجب خواهد شد که شخصیت برند شما را بهتر درک شود. این تصمیم نیست که بتوان بر اساس هوا و هوس گرفته شود. با درک روانشناسی رنگ در برندسازی ، می‌توانید بر اساس بینش‌های ناشی از نظرسنجی‌های علمی در مسیر انتخاب رنگ گام درست بردارید. بنابراین، کدام رنگ برای برند شما مناسب است؟

 

مطالب مرتبط :

 

 

تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

ادامه‌ی پست

چگونه مانعِ موفقیت خود می‌شویم؟!

به یاد می‌آورم وقتی که دانش‌آموز دبستان بودم (کلاس سوم یا چهارم بودم) در زمانِ ما رسم بر این بود که بچه‌هایی که بی‌­ادب بودند یا کار نادرستی انجام می­‌دادند (یا به عبارتِ امروزیِ من) در قالب نمی­‌گنجیدند، تنبیه می­‌شدند! متأسفانه یکی از تنبیه‌­ها، فلک­ کردن بود که خودِ من هم یک بار فلک شدم!

خاطرم است در کلاس، معلم‌مان یک بچه­‌ی بی­‌گناه و بیچاره­ای را آورد و گفت تو باید فردا ترکه بخوری. در همین زمان که مشغول شرح ­‌دادن بود که: این بچه باید ترکه بخورد (شاید هم خیلی جدی نمی­‌گفت) بچه­‌های کلاس یکی یکی دست بالا می­‌بردند و رقابت می­‌کردند که کدامشان ترکه بیاورند!
ترکه بیاورند که چه بشود؟ که هم­کلاسی­شان را تنبیه کنند.

مثلا می­‌گفتند: ترکه‌­ای که ما بیاوریم، ترکه‌­ی آلبالو است و خیلی بهتر است.
و من از خودم می‌­پرسیدم یعنی چی؟ این هم­کلاسیِ ماست و ما هرروز در کنار هم هستیم. معلم‌مان سال آینده تغییر می‌­کند ولی ما حداقل تا ۶ سال، همدیگر را خواهیم دید! در آن زمان متوجه نشدم که چرا ما رقابت می­‌کنیم که همکلاسی‌­مان کتک بخورد؟! چرا ما تسهیلاتی فراهم می‌­کنیم که او بیشتر درد بکشد. چرا ما تسهیلاتی فراهم می­‌کنیم که بیشتر تحقیر شود؟! او الان نیاز به محبت  و توجه و وساطت دارد.
باید وساطت کنیم تا او را ببخشد و قول بدهیم که دفعه‌­ی بعد این کار را نمی‌­کند. نه این که رقابت کنیم برای این که او را بیشتر رنج بدهیم.

الان که به آن دوران غم‌­انگیز برمی­‌گردم و نگاه می­‌کنم، فکرمی­‌کنم شاید بچه­‌ها از ترس‌شان این کار را می­‌کردند که جایی در قلبِ معلم پیدا کنند تا بعداً کتک نخورند! اما به چه قیمتی؟! به قیمت لِه شدنِ هم­کلاسی‌­شان!

مثلِ گلادیاتورها که باید همدیگر را بکشند تا قیصر خوشش بیاید و او زنده بماند.
سیستمِ اسفناکی است.
در حال حاضر خوشبختانه در مدارس، به خاطر رشد فرهنگی و آگاهیِ مردم و آگاهی و آموزشِ معلمین، ترکه نمی‌­زنند. ولی ترکه­‌هایی هست که دردش کمتر از ترکه­‌ی آلبالو نیست! دردش کمتر از ترکه­‌ی خیسِ آلبالو نیست و آن «تحقیر» و «مقایسه» است.
رقابت­‌های ناسالم است. برای مثال:
من می­‌روم از همکارم و هم­کلاسی‌­ام بدگویی می­‌کنم. برای چه؟ برای این که در دلِ معلم و رئیس یا همسرم جایی باز کنم. که چه بشود؟ که روزی من تنبیه نشوم. این که زندگی نیست، عشق نیست. ما برای این کار خلق نشده‌­ایم. چرا باید اصلا اجازه‌­­ی وجود چنین سیستمی را بدهیم که بقای من در تحقیر و خردشدنِ دوست و عزیزم باشد. کسی که چشم در چشم او هستم.

چرا همسرِ ما، همشهری ما، هم­وطنمان و نوع بشر باید آزار ببیند؟
و من این را تصریح می­‌کنم که دانسته و ندانسته؛ حتماً مقداری از آن بابت جهل یا ترس یا سیستمی است که در آن زندگی می‌کنیم،همچون: مدرسه، دانشگاه، شرکت و غیره.
می‌­خواهم از شما خواهش کنم که لحظه­‌ای سکوت کنید و ببینید کجا ترکه می­‌برید، کجا ترکه را خیس می­‌کنید و می­‌برید.
یک لحظه فکرکنید:
چه کسانی برای شما ترکه­‌ خیس کرده­‌ آوردند و به معلم یا رئیستان دادند؟ چه حالی به شما دست داد؟
کمی فکرکنید…



دردناک است. چه خودمان مورد تهاجم واقع­ شویم و چه موجبِ تهاجم به عزیزانمان و نوع بشر یا حیوانات و یا طبیعت شویم.
باید از خودمان سوال کنیم، چرا؟ نباید بی‌­تفاوت بگذریم.

اگر خوشبخت نیستیم، اگر می­‌بینیم کلِ سیستم‌مان انسجام ندارد، شادنیستیم، دلیلی دارد.
دلیلش در نوعِ نگاهِ ماست. در نوعِ تفکرِ ما و در برخوردها و رفتارهایی است که داریم. و من و شما مؤثریم…
چه معلم باشیم، چه شاگردی باشیم که باید تنبیه شود و چه شاگردی که ترکه می­‌آورد یا شاگردی که ایستاده و غصه می‌­خورد و گیج است که چه باید کرد.
ممکن است متوجه نباشیم اما خیلی از این کارها انجام می‌دهیم و چون جزء برنامه روتین زندگی­ ما است، فکر می­‌کنیم که نه، من چنین چیزی سراغ ندارم.

اما خبرِ بدتر!

دوست نداشتم این خبر را به شما بدهم ولی ناچارم! چون اگر نگویم، عوارضش بدتر خواهدبود.
خبرِ بدتر این است که:
یک معلمِ بداخلاق و بی­‌رحم وجود دارد و شاگردی است که باید تنبیه شود و شاگردی هم است که می‌­خواهد ترکه­ آلبالوی خیس‌­کرده بیاورد و شاگردی هم است که نظاره می­کند. و همه­‌ی این شخصیت‌­ها در درونِ تک‌­تکِ من و شماست.
خودت صبح تا شب خودت را بی‌­رحمانه تنبیه می‌­کنی. خودت بدترین وسایل شکنجه را برای تنبیه خودت به دستِ خودت فراهم می‌­کنی.
از یک طرف دلت می‌­سوزد، دلت به رحم می‌­آید و می‌­خواهی خودت را نجات دهی. از یک طرف معلمِ بداخلاق و شاید کمی نادان، تصمیم گرفته که تو را تنبیه کند. چرا که مثلِ فلانی نیستی! چرا که این شرایط را فراهم نکرده‌­ای! چرا که بی­‌عرضه‌­ای! چرا که موفق نیستی! چرا که درس را نخوانده‌­ای! چرا که نمی­‌توانی با همسرت به تفاهم برسی و دائم به خودت ترکه می­زنی.
خودت معلمی، خودت شاگردی، خودت ترکه­ می‌آوری، خودت نظاره­‌گری! و آن چیزی که از بین می‌­رود، خودت هستی!


دانلود سمینار «سرطان روح»


بیاییم چشم­‌هایمان را بشوییم و جورِ دیگر نگاه کنیم…

بیاییم با خودمان مهربان باشیم.
آن معلمِ بداخلاق و بی‌­رحم، با خودش بی­‌رحم بود که با بچه‌­ها بی­‌رحم بود. در کودکی تحقیرشده­‌بود که در بزرگسالی، دیگران را تحقیر می­‌کرد. دستِ محبتی به سرش نبوده که دستِ محبتی بکشد.
ما الان متوجه این شرایط می‌شویم و چون آگاه می‌شویم، مسئولیم.

بیاییم به کمکِ همدیگر به نجاتِ همدیگر برویم. بیاییم به نجاتِ نوع بشر برویم. یکی از آن اشخاص خودت هستی، فرزند و همسرت هستند.
بیاییم به خودمان کمک کنیم.
بیاییم چشم­هایمان را بشوییم.
بیاییم آموزش­‌های جدید را یاد بگیریم.
کتاب­‌های متفاوت بخوانیم.
از این روتین بودن و روزمرگی خارج شویم. روتین بودن نتیجه­‌اش چیزی‌ست که درحال حاضر هستیم. اگر خوب است، ادامه دهید و اگر بد است، لطفاً توقف کنید.

دعوا نکنید!

اینقدر خودتان را دعوا نکنید، خودتان را مجازات نکنید. ممکن است بپرسید: آدم چگونه خودش را دعوا و یا مجازات می‌کند؟!
ممکن است سیگار بکشی، یا مشروب بخوری یا مواد اعتیادآور مصرف کنی، کم بخوابی، پیش پزشک نروی، دارویت را نخوری، غذایی را که برایت خوب نیست بخوری و غذایی را که برایت خوب است، نخوری. ممکن است برنامه­‌ای را که برایت خوب نیست نگاه کنی و برنامه‌­ای را که برایت خوب هست نگاه نکنی. کتابی را که برایت مفید است، نخوانی  و یا اصلا کتاب نخوانی. دوستانت را انتخاب نکنی. برای خودت احترام قائل نشوی. فرزند و همسرت را آزار بدهی(چه خانم و چه آقا). مهر نورزی. نگویی که به من توجه کنید. باید بگویی. باید بگویی «من دوست دارم به من توجه کنید. برای مثال:
خانم­‌ها و آقایان چند دقیقه به من فرصت دهید. می‌­خواهم برای شما جوک بگویم. من نیاز دارم به من توجه کنید».
نگویید چه اهمیتی دارد! چون خیلی اهمیت دارد.
من نیاز دارم شما توجه کنید. که از این مقاله استفاده کنید. اگر توجه و استفاده نکنید، کارِ من بیهوده خواهدبود. باید مطالعه کنم، مطلب جمع کنم، شاهد مثال پیدا کنم، کاری کنم مطلبم جذاب و گویا شود، شما که وقت صرف شنیدن یا دیدنِ این برنامه می‌­کنید، استفاده کنید، لذت ببرید، آدم­‌های بهتر و مفیدتر و مؤثرتری شوید، برای خودتان،خانواده­‌تان،شهرتان، دنیا، طبیعت، حیوانات و… و به دردِ همه بخورید.


دانلود سمینار «قاتل خاموش»


ما وقتی «زدن» را ترک می­‌کنیم، تنبیه و تحقیرِ دیگران را ترک می­‌کنیم که با خودمان آشتی کنیم.
وقتی دیگران را تمجید می‌­کنیم و از موفقیتشان لذت می‌­بریم، وقتی از خوشحالی دیگران خوشحال و از اندوه‌شان اندوهگین می­‌شویم که با خودمان آشتی باشیم و خودمان را دوست داشته­‌باشیم. با خودمان قهر نباشیم و وقتی با خودمان قهر نباشیم، با طبیعت و با دیگران هم قهر نخواهیم‌­بود.

این کار شدنی و ساده است.
اولین قدم این است که:
توقف کنید! و  کارهایی را که انجام می‌دهید، دیگر انجام ندهید. این خودش موفقیت بزرگی است.
همسرمان اگر غذایی می‌پزد، از او تشکرکنیم. اگر شور شده، بگویید:
«خانم این غذا مثلِ خودت بانمک شده».
اصلاً خودش می­‌داند که شور شده و گفتن ندارد.
نتوانسته غذا بپزد؟ اشکال ندارد. می‌­رویم بیرون غذا می‌­خوریم.

ما باید از کنار هم بودن لذت ببریم. این­قدر سخت نگیریم.
وقتی سخت نمی­‌گیری که با خودت آشتی باشی و به خودت سخت نگیری.
وقتی با دیگران مهربانی که با خودت مهربان باشی. به همین سادگی و به همین زیبایی و به همین مؤثری.

دوستدارتان
آسیان شاپ


دانلود آموزش‌های «آسیان شاپ»


ادامه‌ی پست