تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

۱۰ وب سایت برتر درج Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ رایگان Ùˆ تبلیغات اینترنتی رایگان

10 وب سایت برتر درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی رایگان

یکی از روش های تبلیغات رایگان در اینترنت استÙ�اده از وب سایت های درج Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ رایگان جهت تبلیغات اینترنتی رایگان توسط درج Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ است. در این مقاله به معرÙ�ÛŒ ۱۰ وب سایت برتر در این زمینه Ù…ÛŒ پردازیم Ùˆ همچنین سایت جدیدی را در این زمینه معرÙ�ÛŒ خواهیم کرد. سایتهای معرÙ�ÛŒ شده کاملا تست شده اند Ùˆ میزان تأثیر گذاریشان را بررسی کرده ایم. یکی از مزایای اصلی این وب سایت ها این است Ú©Ù‡ قبلا بهینه سازی شده اند Ùˆ در صورتی Ú©Ù‡ در این سایت های Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ درج کنید احتمال دیده شدن Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ تبلیغاتی شما در مقایسه با وب سایت خودتان بیشتر است. زیرا اولا این سایت های مدت زیادی است Ú©Ù‡ Ù�عالیت Ù…ÛŒ کنند، همچنین تراÙ�یک Ùˆ بازدید بیشتری دارند.

از مزایای دیگر این وب سایت ها Ù…ÛŒ توان به امکان درج لینک سایت(Ù…ÛŒ توانید از این سایت ها برای وب سایت خودتان لینک بگیرید) Ùˆ درج ۵ Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ در هر سایت اشاره کرد.

 

برخی از ویژگی های سایت های درج آگهی رایگان

دسته بندی مناسب آگهی ها: برای هر آگهی شاخه ای در نظر گر�ته شده است.

است�اده از تگ توصی�: تگ توصی� اهمیت زیادی در بهبود رتبه ص�حه در نتایج جستو دارد. است�اده از این تگ در ساختار آگهی بر ارزش آن می ا�زاید.د شما می توانید برای وب سایت خود این توضیحات را درج کنید که به دیدن شدن بیشتر آگهی در موتورهای جستجو کمک می کند.

است�اده از کلمات کلیدی آگهی: می توانید برای آگهی خود کلمات کلیدی را تعیین کنید و در آگهی خود اضا�ه کنید تا موتورهای جستجو راحت تر آگهی شما را پیدا کرده و به کاربران پیشنهاد دهند.

امکان درج لینک: می توانید لینک وب سایت خود را در آگهی خود درج کنید که این امر تاثیر مثبت در سئو سایت شما خواهد داشت.

درج تصویر: می توانید برای آگهی خود یک یا چند تصویر اضا�ه کنید.

درج آگهی ویژه: می توانید جهت دیده شدن بیشتر اگهی های خود، آن ها را با پرداخت هزینه، ویژه کنید تا در ص�حه اصلی نمایش داده شوند.

 

معر�ی سایت درج آگهی

یکی از وب سایت های Ù�عال در این زمینه Ú©Ù‡ به سرعت در حال پیشرÙ�ت است سایت بالون Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ (http://balonagahi.com) است Ú©Ù‡ در مقایسه با وب سایت های مشابه تعرÙ�Ù‡ کمتری برای درج Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ های ویژه Ùˆ لینکدار دارد Ùˆ همچنین قابلیت اصلی این سایت درج Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ به صورت نامحدود در سایت است (در سایت های مشابه تنها Ù…ÛŒ توان در هر بار ثبت نام ۵ Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ درج کرد)

 

۱۰ سایت برتر درج اگهی رایگان

این لیست Ú©Ù‡ از بین بیش از ۵۰ وب سایت برتر انتخاب شده است، Ù…ÛŒ تواند بهترین راهنمای شما در انجام تبلیغات رایگان اینترنتی Ùˆ درج Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ در سایتهای درج Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ رایگان باشد.

 

آگهی آریا

بالون آگهی

ایران تجارت

ای�روش

ویستا

لوکوپوک

نیازپرداز

ایستگاه

نیازمندیها

آگهی ۲۴

آگهی ساز

 

عضویت در تمام این سایت ها رایگان است و پس از ورود به سایت باید به دنبال دکمه یا لینکی به نام عضویت یا ثبت نام بگردید. علاوه بر آگهی رایگان می توانید آگهی ویژه نیز در این وب سایت ها درج کنید تا در ص�حه اول نمایش داده شود که این نوع اگهی دارای تعر�ه است.

سعی کنید متن آگهی درج شده کوتاه و جذاب باشد.

آگهی خود را در دسته بندی کاملاً مربوط درج کنید و نه در هر شاخه ای.

سعی کنید لینکی را اعلام کنید که در آن آدرس ایمیل و نام بازدید کننده سایتتان را جمع آوری می کنید یعنی لینک ص�حه ای که برای ثبت ایمیل کاربران سایت خود در نظر گر�ته اید.(ص�حه لندینگ پیج)

در �واصل زمانی منظم پس از ارسال آگهی، به سایت سر بزنید و آگهی خود را بروز نمایید.

عنوان آگهی را با کلمات کلیدی مربوط به موضوع آگهی انتخاب کنید و همچنین در متن آگهی از کلمات کلیدی است�اده کنید.

از تصویر مناسب و مرتبط با موضوع آگهی خود است�اده کنید.

اطلاعات تماس خود را به صورت کامل درج کنید.

 

این سایت ها بیشتر مناسب معر�ی کالاها و خدمات هستند و در صورتی که وب سایت ندارید این سایت ها جهت معر�ی محصولات و خدمات شما مناسب هستند.

  • ۲۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

بهترین اقدامات برای نجات کسب و کار در شرایط بحرانی و رکود اقتصادی کشور

برنامه‌ استمرار کسب و کار در شرایط بحرانی

ابتدا باید بحران را تعریف و سپس ارائه بهترین اقدامات برای نجات کسب و کار در شرایط بحرانی و رکود اقتصادی کشور بپردازیم.

• کسب و کار موفق در دوران رکود • بهترین کسب و کار در شرایط فعلی • کسب و کار در شرایط رکود • چگونه از بحران مالی خارج شویم • بهترین کار در زمان رکود بازار • بهترین شغل در زمان رکود اقتصادی • کاسبی در زمان رکود • مشاغل‏ ‏دوران‏ ‏رکود • بهترین شغل در زمان جنگ

 بحران چیست ؟

بحران رویدادی است که به صورت ناگهانی رخ می‌دهد و باعث می‌شود که برای فرد، گروه و یا یک جامعه  شرایط خطرناکی به وجود آید . معمولا این شرایط خطرناک ناپایدار است و در بازه زمانی مشخصی از بین رفته و یا بسیار کم می‌شود. این بازار زمانی می‌تواند یک ثانیه یا چند دهه باشد. برای از بین برندن بحران نیاز به برنامه و اقدامات مهم و فوری است که در غالب فعالیت‌های مدیریت بحران بیان می‌شود.

مدیریت بحران چیست ؟

مدیریت بحران Crisis Management مجموعه‌ای از برنامه‌ها و اقدامات موثر به منظور کاهش روند، کنترل و رفع بحران است.

بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین اقدام در مقابل بحران

  بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین اقدام در مقابل بحران ، نادیده گرفتن بحران است .

اولین گام در مواجهه با بحران

 اولین گام در مواجهه با بحران ، اعتراف به وجود بحران و اعلام نیاز به کمک سایرین برای مقابله با بحران است. فردی که ادعا نماید که به تنهایی می‌تواند در مقابل تمام بحران‌های یک سازمان یا جامعه بایستد ، شجاع نیست بلکه بسیار احمق است.

در سال‌های اخیر که میزان و شدت بحران‌های مالی و اقتصادی کشور در اثر تحریم‌های بین‌المللی بسیار زیاد شده است.بسیاری از رندان سعی به برگزاری دوره‌ها و سمینارهایی در جهت کمک به جیب خود می‌نمایند و از بحران صاحبان و کسب‌وکار را به فرصتی برای خود تبدیل می‌نمایند. در بین سوالاتی که از ما پرسیده می‌شود ، این موارد بسیار جالب بود :

  • بهترین شغل در زمان جنگ
  • بهترین شغل در زمان تحریم
  • کسب وکار موفق در دوران رکود
  • کاسبی در زمان رکود
  • بهترین کسب و کار در شرایط فعلی

پاسخ ما البته به طنز این بود : برگزاری دوره‌ها و سمینارهایی آموزش مواجهه با بحران با ارائه تندیس/ مدرک رسمی

جالب آنکه در این دوره‌ها و سمینارها در خصوص هر چیزی بحث می‌گردد ، جز خود بحران . سخنرانی از سوئیس آورده‌اند تا در خصوص کسب‌وکار در شرایط تحریم صحبت نماید . آن هم از کشوری که سکه‌های ضرب شده سال ۱۹۰۹ ، ارزش خود را حفظ کرده است. این چنین افرادی اصلا نه با نوع کسب‌وکار در ایران و نه با شرایط تحریم آشنا نیستد. اصلا نمی‌دانند ، دلار حواله‌ای چیست. اصلا اطلاع ندارند که ارز دولتی چیست .

در شرایط بحران اقتصادی و رکود بازار ، تقریبا ۹۵% سوالاتی که از مشاور مدیریت پرسیده می‌شود با عنوان زیر است :

  • کسب و کارموفق در دوران رکود

  • بهترین کسب و کار در شرایط فعلی

  • کسب و کار در شرایط رکود

  • چگونه ازبحران مالی خارج شویم

  • بهترین کار در زمان رکود بازار

  • بهترین شغل در زمان رکود اقتصادی

  • کاسبی در زمان رکود

  • مشاغل‏ ‏دوران‏ ‏رکود

  • بهترین شغل در زمان جنگ

  • بهترین شغل در زمان تحریم

  • کسب وکار موفق در دوران رکود

  • فروش در زمان رکود

  • بازاریابی در دوران رکود اقتصادی

  • روش مقابله با رکود باز ارایران

  • افزایش فروش در زمان رکود

  • راهکارهای فروش در شرایط رکود

  • افزایش فروش در شرایط رکود بازار

  • بهترین مشاغل‏ ‏دوران‏ ‏رکود

  • بازاریابی در دوران رکود اقتصادی

  • بهترین شغل در زمان رکود

  • بازاریابی در شرایط رکود

  • افزایش فروش در زمان بحران مالی کشور

اگر عناوین فوق را بررسی نماییم ، خواهیم دید که همه این سوالات ناشی از عدم اطمینان از شرایط آتی بازار است. صاحبان کسب‌وکار از وجود یک بحران آگاهند و به دنبال پیدا کردن راهی برای حداقل نمودن آسیب‌های مرتبط با آن هستند.

 

 بهترین کارها برای نجات کسب و کار در شرایط بحرانی و رکود اقتصادی

 

  1. تا جای ممکن نقدی کار نمایید و یا بازه زمانی بازپس‌گیری وجه خود را بسیار کوتاه نمایید
  2. وام نگیرید و برای خود بدهی ایجاد نکنید.
  3. قرض ندهید ، زیرا احتمال سوخت شدن ، پول شما بالا است.
  4. با مشتری کنونی خود ارتباط موثر و بهتری برقرار سازید و سعی نمایید که برخورد خود را بهتر نمایید . حفظ مشتری کنونی در این دوران بسیار با اهمیت است.
  5. به دنبال مدیریت هزینه باشید ، باید مراکز هزینه در کسب‌وکار خود را پیدا نموده و جاهایی که پول از آن نشت می‌نماید را ترمیم نمایید. منظورمان خصیص بودن نیست ، منظور درست مصرف نمودن منابع است.
  6. در گرفتن اسناد و مدارک در خصوص تضمین پرداخت وجه و یا فروش کالا سخت‌گیرانه‌تر عمل نمایید.
  7. برای کارکنان سازمان در خصوص شرایط بحرانی موجود در کشور ، بازار و سازمان خود صحبت نمایید اما نباید آنان را ناامید سازید.
  8. دوران بحران ، دوران بریزوبپاش نیست.
  9. در زمان بحران اقتصاد و مالی ، سعی کنید تا جای ممکن، سازمان را کوچک نگه دارید و دست به استخدام‌های غیرضروری نزیند . اصطلاحا به دنبال امپراتوری سازی نباشید. برای یک مدیر نادان ، تعداد پرسنل ، نشان قدرت است
  10. به نیروی انسانی نزدیک شده و با آنان صمیمی‌تر شوید.
  11. عادت مشتریان برای خرید تغییر مینماید . زیرا بخش بیشتری از بودجه خود را صرف کالاهای اساسی و مهمتر نموده و کمتر به خرید محصولات تزئینی و یا غیر ضروری تمایل دارند . باید خود را با این تغییر تطبیق دهید.
  12. عناصر آمیخته بازاریابی خود را مجددا بررسی نمایید. آنها را با شرایط بازار به روز رسانی نمایید.
  13. محصولات ضعیف را از خط تولید خارج نمایید. در دوران بحران اقتصادی مصرف کنندگان تمایل به استفاده از کالاهای بادوام دارند.
  14. قیمت گذاری بسیار حساس میگردد. اگر در زمان بحران ، قیمتها را اگر تغییر دهید ، با تغییر مجدد آن بعد از بر طرف شدن بحران ، ممکن با مقاومت بازار روبرو شوید.
  15. روی کیفیت تبلیغات خود را متمرکز نمایید.
  16. برای مقابله با بحران ، اگر نیاز به تعدیل نیرو دارید ، از واحد فروش شروع نکنید.
  17. روش‌های کم هزینه‌تر برای بازاریابی و فروش را از مشاوره بازاریابی بپرسید.
  18. از مشاورین کم تجربه به صرف اینکه حق‌الزحمه مشاوره آنان کمتر است ، استفاده ننمایید. حق المشاوره بالا یا داشتن کراوات و یا داشتن ماشین گرانقیمت ، نیز به معنای حرفه‌ای بودن مشاور نیست.
  19. اگر تعداد محصولات موجود در انبار کم است ، بین نمایندگان فروش ، با آنانی ادامه دهید که شانس سوخت شدن پولتان کمتر است.
  20. تعطیل کردن شرکت خود یک راه مقابله با بحران است. اگر نیاز بود ، حتما به عنوان یک گزینه در گوشه‌ای از ذهن آن را نیز داشته باشید. بقا در بازار به هر قیمت ، کار افراد نادان است.
  21. به فکر کشف بازارهای جدید باشید ( درون کشور یا خارج از کشور ) . مثلا اگر مشکل دریافت پول وجود نداشته باشد، صادرات می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

نکات اصلی و مهم مدنظر را بیان نمودیم . آیا این نیاز به شرکت در همایش داشت ؟ تصمیم گیری برای کشف بهترین اقدامات برای نجات کسب و کار در شرایط بحرانی و رکود اقتصادی کشور از خلاقیت خود شما و مشورت حاصل می‌گردد. در دوران بحران به دنبال چشم و هم چشمی نباشید.  در دوران بحران اقتصادی مشتریان از دو بعد آسیب دیده اند : بعد روانی و بعد اقتصادی

ناامنی شغلی بسیار بالاست و تمام صحبتها پیرامون نرخ ارز و طلا ، مسکن ، هزینه تحصیل و ازدواج است. افراد به دنبال کار و تلاش بیشتر برای پر کردن افت ارزش پول خود هستند تا بتوانند زندگی خود را حداقل در سطح قبلی نگه دارند و از خرید لذت قبل را نمیبرند. همه خریدها به علت نیاز آن لحظه نیست ، بلکه از ترس کمبود و یا نبود آن در آینده است. پس خریدها شکل سرمایه ایی و در جهت کاهش ریسک فقدان انجام میشوند.

مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد

  • ۲۱ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

جایگاه اعتراف-بیشتر از یک نفر

جایگاه اعتراف


تا به حال هیچکس پیش او نرفته بود که بگوید هرگز گناه نکرده است…

خانواده ای از پسر ۱۴ ساله اش خواست که نزد کشیش برود و اعتراف کند.

کشیش گفت: آمده ای به چه چیزی اعتراف کنی؟

پسر گفت: هیچی. هیچ گناهی نکرده ام.

کشیش گفت:امکان نداره. بیشتر فکر کن. ولی پسر باز هم نتوانست گناهی را به یاد آورد.

کشیش در تصمیم خود مُصِر بود. تا به حال هیچکس پیش او نرفته بود بگوید هرگز گناه نکرده است. ولی آن پسر احساس گناه نمی کرد.

کشیش گفت: تو حتما چیزی برای گفتن داری؟

پسر بالاخره گفت: خُب، با برادرم دعوا می کنم و بعضی وقت ها از کلمات بدی استفاده می کنم .

چه کلماتی؟

چیز به خصوصی نیست. او در واقع اصلا از کلمات بد استفاده نمی کرد. پسر بعد گفت: منو ببخشید. ولی چیزی که الان به شما گفتم دروغ بود.

کشیش بالاخره راضی شد و گفت: خیلی بد است باید توبه کنی، او از گناه کار جوان خواست تا از راهروی باریک میان نیمکت های کلیسا عبور کند و جلوی مردم رفته و توبه کند.

پسر در حضور جمعیت ایستاد وگفت : خدای بزرگ منو ببخش ولی کشیش وادارم کرد دروغ بگویم.

ترس و احساس گناه، دوعاملی هستند که بین ما و مسیر معنوی  قرار گرفته اند. ابتدا باید ترس و احساس گناه زدوده شود. گاهی اوقات این رهبران مذهبی هستند که احساس گناه را در مسیر شخص قرار می دهند. 

ادامه‌ی پست

دارو در اروپا-بیشتر از یک نفر

روی دارویی که از داروخانه گرفتم به خط بریل هم نوشته شده بود که همه بتونن بی نیاز از دیگران ازش استفاده کنن

با خودم گفتم مگه چقدر نابینا داریم و یکم آمارها رو نگاه کردم و دیدم حدود ۱۱۵ هزار نفر نابینا فقط توی کشور ما هست! یعنی از هر ۷۰۰ نفر یک نفر نابینا هستند! 

 

 

ادامه‌ی پست

دوره بلند مدت استادی منم شروع شد…-بیشتر از یک نفر

خدا رو شکر جلسه اول دوره بلند مدت استاد برتر جمعه بیست و ششم مرداد ماه آغاز شد.

چه قدر لذت داره این تجربه جدید اونم با کلی انرژی.

خداروشکر ۳۰ نفر ثبت نام کردیم و با این که ضمانت بازگشت وجه داشت تو جلسه اول هیچ کس وجهش رو دریافت نکرد

ادامه‌ی پست

خاخام-بیشتر از یک نفر

خاخام


خاخام سریع کاغذ را برداشت و قورت داد…

خاخامی را به جرم بدعت گذاری به دادگاه تفتیش عقاید بردند. بازجوهای دادگاه چون گمان که او خدای دیگری به غیر از خدای کلیسای کاتولیک را پرستش می کند حسابی او را سوال پیچ کردند ولی قاضی یا بازجوی اعظم، هنوز هم نتوانسته بود مدارک کافی مبنی بر بدعت گذاری او پیدا کند. بازجوی اعظم، بالاخره گفت: ما روی کاغذی می نویسیم بی گناه و روی کاغذ دیگر می نویسیم گناه کار، بعد اجازه می دهیم خدای او خودش در مورد او قضاوت کند.

ولی بازجو دلش می خواست خاخام را محکوم به بدعت گذاری کند. بنابرین با حیله گری، روی هر دو کاغذ نوشت: گناه کار. مجازات گناه کاران در آن زمان سوختن در شعله های آتش بود. خاخام مرد هوشیار و زیرکی بود که از طبیعت انسان ها خبر داشت. او می دانست که بازجو چنین کاری می کند، ولی چطور می توانست خودش را از این مخمصه نجات دهد؟

دو ورق کاغذ را به درون دادگاه آوردند و قاضی گفت: یکی را بردار، خاخام دستش را دراز کرد یکی از کاغذ ها را برداشت آن را در دهانش گذاشت و قورت داد.

قاضی گفت: این چه کاری بود کردی؟

خاخام گفت: خدا گفت این کار را بکنم.

قاضی گفت: خُب حالا از کجا بدانیم که تو گناه کاری یا بی گناه؟

خاخام گفت: من حکم صحیح را قورت دادم. آن حکمی که مانده را بخوانید و آنگاه می فهمید که حکم دیگر در مورد من درست است.

ما گاهی اوقات مثل خاخام با استفاده از تخیل الهی به خود کمک می کنیم. ناگهان فکر بکری به ذهنتان می رسد ولی از کجا می آید. ضرورت و اجبار، هیچ قانونی نمی شناسد به محض اینکه به کمک نیاز داشته باشید آن را می گیرید.

ادامه‌ی پست

یه سری هضم تجربه از اولین دوره بلند مدت استادی خودم-بیشتر از

*- نکات کلاس و تمرین کنید که کلی به دردتون می خوره

*- اگه تمارین دوره و انجام بدید خیلی از مشکلاتتون حل میشه

*- استراحتک بین تدریس یادتون نره از واجبم واجب تره

*- تا می تونید حرفه ای دیده بشید اعتماد بیشتری بهتون می کنند

*- تغذیه خوب، کلاس کارتون و خیلی بالا می بره

*-حواستون به اسلاید هاتون باشه حرفه ای درست شده باشند و خیلی شلوغشون نکنید

*- لبخند و طنز معجزه می کنه تو ارتباط ولی حواستون باشه به کسی توهین نشه

*-ضمانت بازگشت وجه خیال افراد رو برا ثبت نام تا حدودی راحت می کنه حتما داشته باشید

*- از همه مهم تر پخته بودن خودتونه…مخاطب قشنگ تشخیص میده این کاره اید یا نه

*-همه چیز و چند بار چک کنید ما چک کردیم خیلی آرامش بهمون داد

*- دل و بزنید به دریا من فکر نمی کردم بیشتر از ۵ تا ثبت نام کنم ولی شد نردیک

۳۰تا که اگه بیشتر پیگیر میشدم مطمئن بودم میرفت بالاتر

ادامه‌ی پست

یخ شکنی توسط استاد آسیان شاپ -بیشتر از یک نفر

۳۰ ثانیه اول هر برخوردی – و طبیعتا در هر سمینار – بسیار تاثیر گذار است . اصطلاحا باید یخ مخاطب در این ۳۰ ثانیه آب شود . 

یخ شکنی استاد آسیان شاپ در سمینار روز جمعه ۲۶ مرداد را ببینید . 

نظرتون در مورد سیگار کشیدن و یا آتش زدن پول در سمینار برای یخ شکنی چیه؟ 

ادامه‌ی پست

انتقاد سازنده – چطور انتقاد کنیم؟-بیشتر از یک نفر

انتقاد سازنده واژه‌ای است که تقریباً تمام ما آن را بارها و بارها شنیده‌ایم و این را می‌دانیم که باید انتقاد سازنده انجام دهیم!

اما سوال اینجاست که واقعاً چقدر موفق هستیم و چطور می‌توانیم واقعاً به طور سازنده انتقاد کنیم؟ اگر نظر من را بپرسید به شما خواهم گفت:

 

انتقاد سازنده - چطور انتقاد کنیم؟

 

برای من که آموزش مشتری مداری یکی از جدی‌ترین آموزش‌هایم به شمار می‌رود،

در فایل صوتی نحوه انتقاد کردن از دیگران به صورت کامل روش‌های انتقاد را مطرح کردیم و و با چند مثال انتقاد سازنده را بیان کردیم  اما شاید گوش کردن به این فایل صوتی جدید خالی از لطف نباشد زیرا یک مثال عملی برای انتقاد کردن خواهد بود.

برای خیلی از ما پیش آمده است که در شرایطی قرار بگیریم که مطابق میلمان نبوده است و به دلیل اشتباه دیگران به آنچه که می خواستیم نرسیم اما خیلی مهم است که بتوانیم به نوعی از دیگران انتقاد کنیم که موثر باشد و نه تنها اینکه شخص ناراحت نشود بلکه کاری کنیم که جایگاه اجتماعی ما نیز آسیب نبینید.

 

اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس تان را با این برنامه عملی ۱۰ روزه افزایش دهید

 

در این جا فایل صوتی گفت و گوی محمدپیام آسیان شاپ  با یک رستوران را برای شما قرار داده ایم که به صورت عملی نشان داده است که چطور انتقاد کنیم و انتقاد سازنده چیست؟

مسأله این بود که وقتی من غذا را تحویل گرفتم متوجه شدم که مسئول رستوران برای غذای پرسی نان اضافه نداده و همچنین پیتزا به بالای جعبه چسبیده است!

من می‌توانستم زنگ بزنم و هر چیزی که دلم می‌خواست به فرد تحویل بدهم! اما تصمیم گرفتم از انتقاد سازنده استفاده کنم که فرد به جای این که مقابل حرف من گارد بگیرد و یا شروع به دفاع کردن از خود بکند، به فکر رفع مشکل بیافتد.

شما می توانید فایل صوتی  را از طریق لینک زیر دانلود کرده و گوش دهید:

 

برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید

 

متن فایل صوتی چطور انتقاد کنیم؟- انتقاد سازنده

سلام وقتتون بخیر

بزرگوار آسیان شاپم یه حدود یک ساعت پیش غذا سفارش دادم…

بله بله دستتون درد نکنه فرستادین، من دو تا نکته راجع به غذا میخواستم بگم چون غذای شما رو من خیلی دوست دارم گفتم این چندتا نکته رو بگم…

الان زمان مناسبی هست بگم خدمتتون؟

یکی اینکه خب اولاً دستتون درد نکنه مثل همیشه خوشمزه بود فقط پیتزا رو، روی درش چون دوتا غذای دیگه رو گذاشته بودین اون دره اومده بود پایین کل پیتزا من درو باز کردم نصف شد!

یعنی نصفیش چسبید به اون بالا!

بله یه پایه پلاستیکیا بزارید فکر کنم دیگه حل بشه این مسئله.

دوم اینکه غدای پُرسی رو من فکر میکردم نون هم داره ولی خب نون نداشت حالا نمیدونم تو منوتون نیست کلاً یا اینکه فراموش شده؟!

آها ای کاش بگین چون نمیدونستم بدون نونه یعنی اکثر جاها بهرحال با نون ارائه میکنن اگر میگفتین که دیگه بهتر بود ولی بهرحال دستتون درد نکنه خیلی عالی مثل همیشه

خواهش میکنم سلامت باشین ممنونم ازتون شب خوبی داشته باشید خدافظ شما.

بیشتر از یک نفر باشید.

برای دانلود متن فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید

 

ادامه‌ی پست

وقتی دیگران نمی‌گذارند به هدفمان برسیم!-بیشتر از یک نفر

وقتی دیگران نمی‌گذارند به هدفمان برسیم!

وقتی دیگران نمی‌گذارند به هدفمان برسیم!

اول از شما متشکرم بابت استقبال فوق العاده شما عزیزان از دوره از اهمال کاری و تنبلی تا موفقیت و بسیار خوشحالم که این دوره به استقبال اینچنینی مواجه شده است و امیدوارم نتایج آن نیز برای شما عزیزان هرچه زودتر مشخص شود.

با توجه به سوال بسیاری از دوستان در مورد این که:

 

من اهمال کاری نمی‌کنم و تلاش زیادی دارم اما دیگران اجازه نمی‌دهند من به هدفم برسم!

 

لازم دیدم یک ویدئو آموزشی برای شما ضبط کنم و بگویم که:

اگر کسانی هستند که در راه رسیدن به هدفمان:

  • بی انگیزه می کنند
  • مسخره می‌کنند
  • انتقاد می‌کنند
  • توهین می‌کنند
  • سنگ اندازی می‌کنند
  • زیرآب می‌زنند!
  • همکاری نمی‌کنند
  • و…..

چطور باید با آنها مواجهه کنیم؟

  برای دانلود فیلم کافیست اینجا کلیک کنید 

 برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید 

 برای دانلود فایل pdf اینجا کلیک کنید  

 

متن ویدئوی:

 

وقتی دیگران نمی گذارند به هدفمان برسیم

 

سلام

من محمد پیام بهرامپور هستم و امروز می خواهم به سوال تعداد زیادی از دوستان عزیزی که دوره «از اهمال کاری و تنبلی تا موفقیت» را خریداری کردند، پاسخ بدهم.

یک سوال بسیار بسیار مشترک بین دوستان وجود داشت و لازم دیدم در این ویدئوی آموزشی راجع به این موضوع حتما با شما یک صحبت خیلی خیلی مهم داشته باشم.

زمانی که ما می خواهیم اهمال کاری نکنیم و به هدفمان برسیم، اما دیگران نمی گذارند تا به هدفمان برسیم!

آیا این تقصیر ماست؟!

شرایط، اطرافیان، جامعه، دوستان، خانواده یا خیلی افراد دیگر ممکن است اصلاً اجازه ندهند ما در آن موقعیت که می خواهیم، قرار بگیریم.

یعنی سوال معمولا به این شکل مطرح می شود: «من اهمال کار نیستم. من خیلی تلاش می کنم. من اینجا رفتم. این کار رو کردم. اون کار رو کردم. اما نشد.»

خب اجازه بدهید یک خرده بیشتر راجع به این موضوع صحبت کنیم.

حقیقتش این است که این هم نوعی از اهمال کاری است که البته کار ما را کمی سخت می کند!

واقعیتش این است که:

این نوع اهمال کاری به چند دلیل ممکن است رخ دهد:

اول، بحث اینکه ما مهارت کافی نداریم!

مهارتهای ارتباطی را بلد نیستیم، بنابراین خب نمی توانیم با دیگران ارتباط بگیریم. به عکس باعث می شود که آنها علیه ما باشند و نگذارند به هدف برسیم.

گاهی اوقات شکاف دانشی داریم! یعنی دانش کافی نداریم!

 

 مقاله دیگران : مانع رسیدن به هدف را هم مشاهده کنید

 

نمی دانیم که این یک موضوع کاملاً طبیعی است و اگر ما می خواهیم موفق شویم قاعدتا افرادی هستند که با ما مخالفت می کنند و سعی می کنند که نگذارند به هدفهایمان برسیم.

و نکته بعدی این است که این موضوع، موضوعی کاملاً طبیعی است.

یعنی چه کسی گفته که قرار نیست هیچ کس با ما مخالفت کند یا همه چیز بر وفق مراد ما باشد؟

مثلاً فکر می کنید گاندی وقتی می خواست به اهدافش برسد، هیچ مشکلی نداشت و همه با او همراه بودند؟ حتما توصیه می کنم فیلم زندگی گاندی را ببینید. ببینید چقدر سختی کشید. تمام اسطوره هایی که داریم نگاه می کنیم، فیلمهایشان هست، کتابهایشان هست، ببینید چقدر با آنها مخالفت شده!

پس یا مهارتش را نداریم یا دانشش را نداریم!

به هر صورت من می خواهم راجع به این موضوع صحبت کنم. بگویم چطور با افرادی که نمی خواهند و سعی می کنند، نگذارند ما به هدفهایمان برسیم، باید برخورد کنیم.

من این دوستان را به دو گروه تقسیم می کنم.

دوگروه کلی و بعد زیر شاخه هایشان را می گویم:

 

گروه اول کسانی هستند که انگیزه ما را کم می کنند!

 

خب آنها فقط با منفی نگری، مسخره کردن، انتقاد یا نهایتا توهین و تهدید یک مقدار انگیزه ما را کاهش می دهند.

 

اما گروه دوم گروهی هستند که سنگ اندازی می کنند!

 

یعنی به صورت فیزیکی وارد عمل می شوند و اجازه نمی دهند که ما آن کاری که می خواهیم انجام بدهیم را انجام دهیم و به سرانجام برسانیم.

خب گروه دوم یک مقدار کارشان سخت است. کسانی که ایجاد مشکل می کنند.

کسانی که اصطلاحا زیرآب ما را می ز نند و کسانی که با ما همکاری نمی کنند.

خب حالا می خواهیم این دو گروه را با هم بررسی کنیم:

گروه اول کسانی هستند که انگیزه مارا کاهش می دهند. کسانی که با منفی نگری، مسخره، انتقاد، توهین، تحقیر و تهدید سعی می کنند یک جوری انگیزه مارا کم کنند. یعنی ما آمده ایم، می خواهیم یک کار خیلی بزرگ انجام دهیم، مثلاً می خواهم یک کتاب بنویسم.

می روم به دوستانم می گویم: «بچه ها می خوام یک کتاب بنویسم» «هه هه! تو! تو! می خوای کتاب بنویسی؟ باریکلاً مهندس! بچه ها دکتر می خواد کتاب بنویسه! دکتر کی کتابتون چاپ می شه، ما استفاده کنیم؟ حظ ببریم از مطالب ارزشمندتون! عذر می خوام راجع به چی هست کتابتون؟

استاد خیلی واقعا لذت بردیم، خیلی خوشحال شدم از همنشینی با شما!»

می بینید!!!!

از این جمله ها زیاد شنیدیم. اصلاً یه جورایی می شود گفت در کشور ما اینها به جای اینکه یک جمله آموزشی خب باشند یا یک جمله معنادار باشند، اثر معکوس دارند. استاد! دکتر! پروفسور! مهندس! می بینید حتی جمله منفی هم می شود گفت که هستند.

اجازه بدهید که ادامه صحبت را با یک مثال کاملاً کاربردی با هم پیش ببریم.

فرض کنیم شما قهرمان یک ورزش رزمی هستید. یک هیکل تنومند، آمادگی جسمانی بسیار بالا و قهرمان کشوری در یک رشته ورزشی هستید.

خب حالا یک بچه کوچولوی دو، سه، چهار ساله می گوید: «بیا می خوام بکشمت. تتق تق» شروع می کند به مشت زدن به پای شما.

 

دوره غیر حضوری سخنرانی و فن بیان را از دست ندهید

 

خب قاعدتا قد خیلی کوتاهی هم دارد.

خب شما چه کار می کنید؟

آیا دو تا فن ورزشی می زنید و او را نابود می کنید؟

مطمئنم اگر در آن جایگاه باشید، هیچ گاه این کار را نخواهید کرد.

حتی ممکن است خودتان را بیاندازید زمین و بگویید: «آی منو زدی. تو چقدر قوی هستی» درسته؟

اما حالا یک فرد خیلی تنومند، به نظر می آید مثلاً قهرمان همان رشته رزمی در یک کشور دیگر هست و با شما رقابت می کند.

آن موقع شما چه کار می کنید؟

آن موقع قطعا با تمام وجود با آن فرد خواهید جنگید!

خب پس از این مثال می شود یک چیزی را فهمید؛

اگر افرادی که انگیزه ما را کاهش می دهند، به نظر می آید که کمی قدرتمند هستند، حقیقتش این است که آنها قدرتمند نیستند، آنها همیشه هستند، مساله این است که ما توان مدیریت کردن رنجش هایمان را نداریم. ما آنقدری بزرگ نشدیم که بتوانیم رنجش های خودمان را مدیریت کنیم. با چیزهای کوچک هم می رنجیم.

همان بچه کوچک که اگر شروع کند به زدن یک قهرمان رزمی، او اصلاً ناراحت نمی شود.

حالا فرض کنید یک بچه سه ساله رو به روی آن بچه دو ساله باشد و شروع کند به زدن، قطعا دردش می گیرد. قطعا ناراحت می شود و قطعا مقابله می کند.

ما باید آنقدر خودمان را بزرگ کنیم، آنقدر خودمان را گسترش بدهیم، که دچار این مشکلاًت نشویم و با این رنجش های کوچک از مسیرمان دور نشویم.

خب حالا گروه اول افرادی هستند که منفی نگرند؛

 

مقاله می دانیم به کجا می خواهیم برسیم؟ را مشاهده کنید

 

یعنی می گویند که «نمی تونی! فکر نکنم بشه! الان بازار، بازری نیستش! یا تو این مملکت که کار علمی جواب نمی ده! یا مثلاً تو می خوای این کار رو بکنی؟ نمیشه ها! شکست می خوریا! موفق نمیشیا!»

خب به هر دلیلی افراد منفی نگر هستند که یک موضوع خیلی خیلی مفصل است. اگر دوست دارید، می توانید از آقای مارتین سلیگمن، کتاب «خوش بینی آموخته شده» را بخوانید. خب آنجا کاملاً توضیح داده شده که دلیل این بدبینی ها چه هست.

ما کاری نداریم و قرار نیست دیگران را به زور خوش بین کنیم. «ببین تو باید خوش بین باشی.»

نه!

 

بهترین کار این است که افرادی که منفی نگر هستند را از زندگیمان حذف کنیم!

به چه معنی؟!

یعنی مثلاً اگر پدر من، مادر من، همسر من منفی نگرند، بگویم: «خب دیگه من می خوام همسرم ازت جدا شم. پدر، مادر ما دیگه همدیگه رو نمی بینیم.»

نه!

به این معنی که ما یک ظرف وقت داریم. یک ظرفی هست که ما وقتمان را در آن می ریزیم. آن ظرف را باید تا حد ممکن با دیگران پر کنیم. با دیگرانی که مثبت نگرند. دیگرانی که احترام می گذارند. دیگرانی که انگیزه ما را کاهش نمی دهند.

و بعد یواش یواش می بینیم که به هر حال آن کسانی که منفی نگرند، توان تماسی شان با ما کمتر می شود. بنابراین اثرگذاری کمتری بر ما خواهند داشت. تا جایی که ممکن است باید این کار را انجام بدهیم.

البته یک زمانهایی هم ممکن نیست. آن موقع باید خودمان را گسترش بدهیم که با این اتفاقات کوچک انگیزه خودمان را از دست ندهیم.

 

راهکار بعدی که بسیار بسیار مهم است، دوش گرفتن با موارد انگیزشی است.

من یک جمله قشنگ شنیدم که می گفت: بعضی ها فکر می کنند که جملات انگیزشی زمانشان کوتاه است و فقط یکی دو روز مثلاً ما را سر حال نگه می دارند و بعد فروکش می کند.

فکر می کنم آقای زیگ زیگلار بودند، خیلی قشنگ گفتند: «خب با این حساب شما هم یک بار در طول عمرتان حمام بروید. شما دائما استحمام می کنید به خاطر اینکه همیشه بدنتان تمیز باشد و باید با جملات انگیزشی و مطالب انگیزشی هم دوش بگیرید تا دائما با انگیزه باشید.»

پس خیلی مهم است که منابع انگیزشی خبی را پیدا کنید. بتوانید آرشیو تصاویری که ما در ایمیل برایتان ارسال می کنیم یا خیلی منابع دیگر، خدا رو شکر در اینترنت، کتابها و خیلی فضاهای دیگر بسیار زیاد هستند و دائما به آنها نگاه کنید. این می تواند خیلی به شما کمک بکند. خب، این دسته اول بودند افراد منفی نگر.

 

دسته دوم کسانی که ما را مسخره می کنند.

دلیل این موضوع می تواند سه چیز باشد:

اولین دلیل این است که این بنده های خدایی که ما را مسخره می کنند، خودشان خیلی پایین و کوچک هستند و تصوری که ما داریم، برایشان خیلی بزرگ است، بنابراین خنده دار به نظر می آید. مثلاً ۱۵۰ سال پیش را تصور کنید و شما برگردید و بگویید که من می خواهم یک چیزی درست کنم که در هوا پرواز کند. کسی باورش نمی شود!

بنابراین خیلی خیلی طبیعی است که شما را مسخره کنند.

چون همه آدمهای آن دوران تقریباً از برادران رایت که هواپیما را اختراع کردند، دیدشان پایین تر بود!

خب بنابراین قطعا آنها مسخره می شدند. مورد توهین قرار می گرفتند. تحقیر می شدند.

می بینید؟!

پس داستان یک قسمتش ممکن است، مربوط شود به اینکه اصلاً افراد ذهنشان خیلی خیلی کوچک است. یادم می آید اولین کتابم را که می خواستم بنویسم، تقریباً کسی نبود که من را مسخره نکند. خب من به آنها حق می دهم. البته الان حق می دهم. آن موقع خیلی ناراحت می شدم. خب اینها افرادی بودند که آن توانمندی را نداشتند. آن ذهنیت برایشان شکل نگرفته بود که می شود یک آدم معمولی هم کتاب بنویسد و بعد رشد کند.

خب، خیلی از این اتفاق ها می افتد. باید این را در نظر بگیریم، مثلاً یک لحظه باز فرض کنید یک اسطوره اجتماعی، سیاسی در هر کشوری به محض اینکه می گوید می خواهم شرایط اجتماعی کشور، حکومت یا هر چیزی را عوض کنم، همه شروع می کنند به خندیدن!

درسته؟

تعداد محدودی هستند که با او همراه می شوند و یواش یواش که آن فرد توانمندی هایش بیشتر می شود، قدرتش بیشتر می شود، جایگاه اجتماعیش بالاتر می رود، بقیه هم با او همراه می شوند.

 

وقتی اطرافیان به ما میگن تو نمی تونی! نمیشه!

 

پس از این بابت هم خیلی رنجیده نشویم. آنها افرادی هستند که باورهایشان کوچک است.

توانمندیشان پایین است.

بنابراین چون شمارا متوجه نمی شوند، چون آرزوهای شما آنقدر بزرگ است که برای آنها اصلاً غیر قابل تصور است، ممکن است، شما را مسخره کنند.

خب اینجا ما نباید ناراحت شویم. اینجا بلکه باید از این جهت ناراحت شویم که چنین فردی اینقدر دیدگاهش پایین است و اگر می توانیم کمک کنیم. نه اینکه سعی کنیم، کسی را تغییر دهیم!

گروه دوم و دلیل دومی که افرادی ما را مسخره می کنند، این است که این افراد متاسفانه عزت نفسشان پایین است.

کسانی که عزت نفس پایینی داشته باشند، چون خودشان را در ته چاه تصور می کنند، در قعر یک چاه هستند، نمی توانند از کسی تعریف کنند، بنابراین سعی می کنند با مسخره کردن، آدمهایی که بیرون از چاه هستند را پایین و در قعر چاه بدبختی های خودشان بیاورند.

خب با این افراد هم ما خیلی مشکل نداریم، چون وقتی بدانیم مشکل اینها چه هست. کمبودی که دارند چه هست. خب قاعدتا دیگر خیلی ناراحت نخواهیم شد.

و دسته سوم کسانی هستند که از روی حسودی این کار را انجام می دهند.

جمله خیلی زیبایی را من شنیدم، می گوید: «من واقعا به کسانی که به من حسودی می کنند، احترام می گذارم، چون آنها کسانی هستند که واقعا باور دارند که من از آنها بهتر هستم.»

خب، شما کافی است که این جمله را بدانید. به محض اینکه کسی به شما حسادت کرد، ببینید چقدر انرژی مثبت می گیرید!

می گویید خب این، به این معنی است که قطعا این فرد قبول دارد که من از او بالاتر هستم.

خب خیلی ساده است، زمانی که کسی ما را مسخره می کند، شما می توانید خودتان حتی بیشتر لذت ببرید.

 

مقاله چگونه به شخصیت دیگران پی ببریم ؟ را از دست ندهید

 

مثلاً یکی از اعضای سایت هست به نام علیرضا، فکر می کنم همه دوستان با او آشنا باشند. همیشه می آید پایین مطالب و فیلم های آموزشی و محصولات و همه چیز، یک فحشی، تحقیری، توهینی، چیزی به من می کند و خب، سیاست های سایت ما طوری است که معمولا نظری را پاک نمی کنیم، مگر توهین به فرد دیگری باشد یا شرایط خاصی داشته باشد که باعث فیلترینگ سایت شود. بنابراین خیلی این کار را انجام نمی دهیم و خب، نظراتش را می توانید ببینید.

علیرضا نمی دانم چه کسی است و به چه دلیلی این کار را انجام می دهد!

اما خب، معمولا همیشه این کار را انجام می دهد و مثلاً یکی از چیزهای خیلی خنده داری که گفته بود این بود که می گفت: «شما آقای بهرامپور، کی گفته که سخنران هستید؟ تو ریشت کامل نیست. ببین پرانتز باز، نقطه، پرانتز بسته.»

خب زمانی که ندانم دلیل این اتفاق چیست، ممکن است ناراحت شوم. «تو به من توهین کردی. تو من را مسخره کردی.» ولی وقتی بدانم از این سه دسته معمولا خارج نیست، خب متوجه می شوم که می توانم حتی از این موضوع بخندم و لذت ببرم و تازه این خنده را هم با شما به اشتراک بگذارم. شما هم ممکن است این موضوع برایتان جالب باشد، همانطور که برای خود من جالب بود؛ یک دید خیلی قشنگ هندسی روی صورت من داشت. خب، این دوستانی که ما را مسخره می کنند و زیاد هم هستند، اصلاً هم قرار نیست که نباشند.

اگر هدف بزرگی داریم، قطعا افرادی هستند که ما را مسخره خواهند کرد!

چون قطعا افرادی وجود دارند که عزت نفس کمی دارند، آرزوها و تصورات کوچکی دارند و یا حسادت می کنند.

دسته بعدی کسانی هستند که از ما انتقاد می کنند.

 

پس تا حالا سه دسته شد:

  • منفی نگرها
  • مسخره کننده ها
  • و انتقاد کننده ها

ما فرض می کنیم اینجا انتقاد غیر اصولی انجام شده.

اگر انتقاد اصولی انجام شده، به شدت ممنون فردیم! و من ممنون دوستانی هستم که انتقاد درست از من می کنند و من رشد خودم را مدیون آنها هستم، چون آنها به من بازخورد دادند.

ولی خب، مطمئنا آن آدمی که بخواهد با نیت خیر این کار را انجام دهد، مدلش کاملاً فرق می کند با آدمی که نه، می آید در یک محیط عمومی، در جمع می گوید.

بگذارید یک مثال بزنم: شما در یک مهمانی نشستید. یک نفر بر می گردد، می گوید: «فلانی! تو نمی خوای یه تکونی به خودت بدی؟ بابا زندگیت فنا شد! یه تغییری بکن. این چه وضعشه؟»

تا اینکه یک نفر می آید در تنهایی، آن فرد را پیدا می کند و می گوید: «عزیزم اجازه هست من یه نکته ای رو بهت بگم؟ به نظرم میاد با توجه به شرایط مثلاً شاید لازم باشه که یه تغییراتی در مسیر زندگیت داشته باشی. چون تجربیات من نشون می ده که این شرایط، شرایط بحرانیه. آیا کمکی از من ساخته هست؟»

می بینید چقدر فرق می کند. در حالت اول آن فرد شما را در جمع تحقیر می کند!

ولی در حالت دوم نه، او قشنگ مشخص است که دارد به شما کمک می کند. قطعا در هر دو حالت ممکن است، ناراحت شوید، اما شدت کدام کمتر است.

یا مثلاً کسی که می آید یک انتقاد تند و آتشین در سایت می کند و در قسمت نظرات می نویسد.

خب، تقریباً می شود، مطمئن شد که آن فرد نیتش، نیت کمک کردن نیست!

چرا؟!

چون دارد در یک جمعی موضوع را مطرح می کند و عملا باعث منفی نگری دیگران می شود.

اگر هدف از انتقاد کمک کردن باشد، می تواند تماس بگیرد. می تواند ایمیل بزند و این کار را انجام بدهد. کما اینکه من واقعا ممنونم از کسانی که این کار را انجام می دهند.

خب، حالا به هر صورت اگر از ما انتقاد مخربی شد، انتقادی که اصولی و درست نبود!

حالا باید چه کار کنیم؟!

یک راه بسیار بسیار قشنگ وجود دارد:

بشنویم، لبخند بزنیم، تشکر کنیم و رد شویم، به همین سادگی.

اصلاً لازم نیست که وارد بحث و درگیری شویم!

هر بار که من وارد بحث و درگیری با چنین افرادی شدم، آنها نمی خواهند که متقاعد شوند، چون اگر می خواستند متقاعد شوند، اصلاً اینطور انتقاد نمی کردند.

بنابراین ما وقت و انرژیمان را نمی گذاریم برای بحث و جدل کردن که «نه، ببین تو دیدت مشکل دارد. تو دنیایت کوچک است.»

نه! می شنویم، لبخند می زنیم، تشکر می کنیم و رد می شویم و آن کاری که درست است، را انجام می دهیم.

البته اگر انتقاد، انتقاد سازنده ای هست، حتما باید آن نکته آموزشیش را هم برداریم.

و دسته آخر کسانی که توهین می کنند.

به نظر من کسانی که توهین می کنند، ترکیب این سه دسته بالا هستند؛ ترکیبی از مسخره، انتقاد و منفی نگری هستند و زیاد نمی شود توضیح داد.

خب، افرادی هستند که دیگر هیچ کاری از دستشان بر نمی آید. دیگر توهین آخرین وسیله آنها می شود. توهین کردن خیلی هنر نیست. همه بلدند فحش بدهند. همه در جامعه زندگی می کنیم. فحش هایی را شنیدیم. حرفهای نازیبایی را شنیدیم.

پس دیگر این افراد که کوچترین هنری ندارند، خیلی جای بحث ندارد. فقط می توانیم از این جهت خوشحال باشیم که ببین من چقدر بزرگ شدم که دیگران حتی دارند به من توهین می کنند.

دیگر هیچ کاری از دستشان بر نمی آید!

یک جمله قشنگ شنیدم. مصاحبه ای بود شاید ده سال پیش از آقای علی دایی که در یک برنامه تلویزیونی حضور داشت. این به این معنی نیست که آقای علی دایی بی نقص هستند!

نه، مثل همه ما یک انسان هستند؛ نقاط ضعف و قوتی دارند. مجری می گفت: «آقای دایی اینقدر از شما کلیپ درست می کنند، اینقدر ادای شما را در می آورند، شما ناراحت نمی شوید؟»

ایشان یک جمله خیلی قشنگ گفت که از آن موقع در ذهن من حک شد.

گفت: «ببخشید، پدرم یک جمله ای به من گفت. گفتش ببین علی اگه می خوای بزرگ بشی، مطمئن باش که مسخرت می کنند، تحقیرت می کنند، توهین بهت می کنند و خب، این اتفاق هم الان افتاده، بنابراین من اصلاً ناراحت نیستم.»

خب، ما می توانیم این جمله را الگو برداری کنیم!

نه مدل رفتار ایشان را که ممکن است، کسی انتقادی کند، حمله می کنند یا حالت یک مقدار شاید تهاجمی داشته باشند!

اما این جمله شان بسیار بسیار زیبا بود و ما می بینیم وقتی کسی توهین می کند، می توانیم تقریباً یک انگیزه ای بگیریم که پس من دارم رشد می کنم. پس من به جایگاهی رسیدم که دیگران دیگر اصلاً نمی توانند با مسخره کردن، انتقاد کردن یا منفی نگری سنگ اندازی کنند و سراغ بحث توهین می روند.

 

خب، از اینها بگذریم. این بحث کاهش انگیزه بود!

برویم سراغ قسمت دوم یعنی سنگ اندازی

قسمت اولش می شود کسانی که برایمان مشکل ایجاد می کنند.

مثلاً من می خواهم بروم یک کاری را انجام دهم. دیگران شروع می کنند به مشکل ایجاد کردن. مثلاً با هر کس که می خواهم صحبت کنم، خودشان می روند آن پروژه را می گیرند. یا مثلاً یک کاری انجام می دهند که کار من درست پیش نرود.

این دو معنی دارد:

 

اول اینکه آنها از شما ترسیدند!

 

بنابراین هر کاری انجام می دهند که شما به هدفتان نرسید. پس به نظر می آید که شما یک حریف و یک رقیب جدی به حساب می آیید، وقتی این کار را انجام می دهند.

 

و دوم شما باید خودتان را تجهیز کنید!

 

این موضوع دو پیام دارد:

 

اول اینکه آن فرد احتمالا نگرانی دارد که این کار را انجام می دهد وگرنه اگر نگرانی نداشت، دقیقا مثل  آن بچه کوچولوی سه ساله ای که می رفت قهرمان یک ورزش رزمی را می زد، او اصلاً نگران نبود.

 

پس نشان می دهد شما یک رقیب قدرتمند هستید که آن فرد شروع می کند به سنگ اندازی کردن.

 

و دوم اینکه شما باید خودتان را تجهیز کنید.

 

یعنی کاری انجام بدهید که یک فرد اصلاً در توانش نباشد که برای شما سنگ اندازی کند. ممکن است خب، یک بار سنگ اندازی کند، شما از یک مسیر دیگر بروید، همینطور سنگ اندازی کند، یک مسیر دیگر، یک مسیر دیگر …

مهم این است که ببینید کدامتان سمج تر هستید؛

منی که می خواهم به هدفم برسم یا اونی که هدفش سنگ اندازی برای من است.

قطعا اگر هدف بزرگی داشته باشم، آنقدر سماجت می کنم تا آن شخص از پا در بیاید. پس ما خودمان باید تغییرات را انجام بدهیم.

دسته بعدی زیرآب زن ها هستند!

خب، این باز دو پیغام دارد؛ یک کاری می کنند که نشان می دهد کاملاً احساس خطر می کنند.

همان احساس ترسی که قبلا گفتیم، منتها بروزش به صورت زیرآب زدن هست.

مستقیم نمی توانند با ما درگیر شوند، می روند پیش یک نفر دیگر؛ «ببین با این کار نکنیا! این مشکل اخلاقی داره! ببین این پولشو درست پرداخت نمی کنه! ببین این حواست باشه آدم مطمئنی نیست!» می روند دائما از شما بد می گویند.

خب حالا با آنها باید چه کار کنیم؟!

باز هم باید سماجت به خرج بدهیم و آنقدر خودمان را بزرگ کنیم که کسی اصلاً جرات نکند برود و از ما بد بگوید.

خیلی مهم است!

یادم می آید در یک شرکتی که کار می کردم، شاید این اتفاق برای ۱۰ سال پیش بود.

آن مدیری که آنجا بود، فردی بود که به یکی دو تا از کارمندهایش فوق العاده اعتماد داشت و من دیدم یک کارمند آمد از آن یکی دو تا کارمند بدگفت!

خیلی قشنگ بود!!

مدیر همان لحظه آن کارمند را اخراج کرد، آن کارمندی که آمد و بد گفت!

و من برایم آن لحظه سوال شد که خدای من چقدر قشنگ است اگر آدم بتواند چنین اعتمادی را بسازد که اگر کسی علیه او بد گفت، آن فرد را اخراج کنند.

پس اگر دیدید کسی آن زیرآب زنی هایی را که علیه ما انجام می شود، راحت باور می کند، خب شاید دلیلش این باشد که ما به اندازه کافی بزرگ نشدیم. ما به اندازه کافی قابل اعتماد نبودیم. بنابراین ما خودمان را تغییر می دهیم و آنقدر بزرگ می شویم که کسی اصلاً جرات نکند که این کار را انجام دهد. اصلاً بترسد و بگوید اگر من بخواهم زیرآب این آدم را بزنم، آبرویم می رود، اخراج می شوم، تحقیر می شوم، کسی باورش نمی شود. بنابراین خب این اتفاق دیگر نمی افتد.

دسته سوم کسانی هستند که با ما همکاری نمی کنند.

ما می خواهیم یک امضا بگیریم، آن امضا را به ما نمی دهند.!

ما می خواهیم یک اسپانسر بگیریم، می گویند: نه ما نمیتوانیم. خانواده همراهی نمی کنند!

و مدل های مختلف دیگر…

باز این هنر ماست که سماجت به خرج دهیم! بسیار بسیار مهم است.

باید آنقدر رشد کنیم و بزرگ شویم که دیگران آرزویشان باشد که با ما همکاری کنند. نه اینکه بخواهند با ما همکاری نکنند.

خب اگر نگاه کنید کل پیغام من در این ویدئو این بود که موفقیت زحمت دارد.

همانطور که در فیلم قبلی هم گفتم نباید مارشملوی خودمان را اول بخوریم!

زحمت دارد، باید ببینیم برای موفق شدن حاضریم چه بهایی را بپردازیم

. خب، حالا با این توضیحات از شما خواهش می کنم اگر دیدید دیگران نمی گذارند به هدفتان برسید، از یک جهت خوشحال باشید:

به این معنی که شما دارید رشد می کنید و به هر حال اصطکاکهایی وجود دارد که نمی خواهد بگذارد شما به هدف برسید. اما به این معنی نیست که شما نخواهید رسید. موفقیت در اختیار شماست. یاد بگیرید تغییر کنید و همه را مبهوت موفقیت های خودتان کنید.

می خواهم با یک جمله از ماهاتما گاندی که فوق العاده انرژی بخش هست، صحبتم را به پایان برسانم:

اول شما را نادیده می گیرند، بعد به شما می خندند، سپس با شما خواهند جنگید و بعد شما پیروز خواهید شد.

پیروز باشید.

ادامه‌ی پست