تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

سمینار بزرگ «حلقه گم‌شده موفقیت»

تا ظرفیت باقیست-رزرو کنید

رزرو سریع و آسان

مشخصات سمینار در یک نگاه

سمینار حلقه گمشده موفقیت
مدرس و سخنران: آسیان شاپ
زمان: پنج‌شنبه ۲۱ تیرماه (ساعت ۱۶ تا ۱۹)
مکان: تهران(از طریق پیامک اطلاع‌رسانی خواهد شد)

شهریه(ثبت‌نام زودهنگام): ۱۴۹ » ۷۹ هزار تومان(فقط تا ۱۰تیر)
شهریه(۱۰تا۱۴تیر): ۹۹ هزار تومان
شهریه(۱۴تا۱۷تیر): ۱۱۹ هزار تومان
شهریه(۱۸تا۲۰تیر): ۱۴۹ هزار تومان

تلفن‌های تماس: ۰۲۱۲۲۲۵۹۵۵۴ | ۰۲۱۲۲۲۵۹۵۵۶

هم‌اکنون با شهریه ثبت‌نام زودهنگام جای خود را رزرو کنید
۱۴۹ » ۷۹ هزار تومان

ثبت‌نام سریع و آسان


چرا بیشتر انسان‌ها با این‌که می‌خواهند، کمتر موفقیت را تجربه می‌کنند؟
«حلقۀ گم‌شدۀ موفقیت» چیست؟

آسیان شاپ

چرا بیشتر انسان‌ها با این‌که می‌خواهند، کمتر موفقیت را تجربه می‌کنند؟
«حلقۀ گم‌شدۀ موفقیت» چیست؟

چرا این همه می‌خوانیم، کلاس و سمینار شرکت می‌کنیم، و برنامه‌ریزی می‌کنیم ولی کمتر موفق می‌شویم؟
این حلقه گم‌شده چیست؟
چرا آن را به‌کار نمی‌گیریم؟

چه باید کرد؟

چرا بیشتر زمان‌ها با این‌که بیشتر می‌خواهیم، کمتر موفق می‌شویم؟
چرا بعضی‌ها به آسانی موفق و موفق‌تر می‌شوند ولی برخی دیگر کمتر و کمتر؟

چه تفاوت اساسی وجود دارد؟
آیا آن نکته آموختنی است؟
آن نکتۀ اسرارآمیز چیست؟

آیا من می‌توانم با آموختن آن روزبه‌روز موفق‌تر و شاداب‌تر شوم؟

«آسیان شاپ» معتقد است: همه انسان‌ها موفق هستند.
و در این سمینار استثنایی، نکاتی کاربردی را به شما می‌گوید که با پیاده کردن آن‌ها در زندگی خود، زنجیر موفقیت‌های خود را روز به روز گسترده‌تر و محکم‌تر می‌کنید.


سمینارهای آسیان شاپ

ثبت‌نام سریع و آسان


چرا این همه می‌خوانیم، کلاس و سمینار شرکت می‌کنیم، و برنامه‌ریزی می‌کنیم ولی کمتر موفق می‌شویم؟

ادامه‌ی پست

چگونه دیگران را متقاعد کنیم؟!

اگر توجه بفرمایید، غالبِ وقت و زندگیِ ما صرفِ این می‌­شود که دیگران را متقاعدکنیم کاری برای ما انجام دهند و سنگی را از جلوی پای ما بردارند، با ما همکاری کنند، ما را دوست داشته­ باشند! و مهم­‌تر از همه خودمان را متقاعد کنیم که این درست یا غلط است.

«هنرِ متقاعدکردن» به قدری مهم و ارزشمند است که میلیاردها میلیارد در سال خرج این مهارت می‌­شود که تحقیق کنند:
یک انسان چطور متقاعد می­شود. یک انسان چطور راضی می‌­شود، چطور یک انسان تصمیمی می­‌گیرد، مراحلِ تصمیم­‌گیری‌­اش چیست و ما چطور می‌­توانیم در این مراحل وارد شویم و آن جریانِ تصمیم‌­گیری را به طرفِ خودمان بچرخانیم.

یکی از بارزترین مهارت‌های متقاعد کردن، پیام‌های بازرگانی است.
صبح تا شب پیام بازرگانیِ تلویزیون و رادیو قصد دارد شما را متقاعد کند که فلان محصول را بخرید. که اگر محصولِ ما قدری گران­‌تر است ولی در عوض این مزایا را دارد.
یا فرزندِ شما سعی دارد شما را متقاعد کند که برایش مثلا بادکنک یا دوچرخه بخرید یا شما را متقاعد کند که او را به شهربازی یا سینما ببرید. یا شما را متقاعد کند که دیرتر بخوابد. یا شما می­‌خواهید او را متقاعد کنید که پیش از خوابیدن دندان‌­هایش را بشوید. یا قبل از خواب کتاب بخواند.

پس اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم:
دائماً در حال تلاش هستیم که نظرِ یک یا چند نفر را به نفعِ خودمان تغییر دهیم. این خیلی مهم است. اگر راهش را بلد باشیم…
اگر متقاعد کردنِ کسی ۳ سال یا ۶ ماه یا ۴ ساعت طول کشیده ­باشد، ممکن است در این‌صورت ۵ دقیقه طول بکشد. پس می‌­ارزد که روش متقاعدکردن را یادبگیریم.


دانلود بسته‌ی «مهارت‌های اجتماعی»


ما موجوداتی اجتماعی هستیم. موجوداتی هستیم که دریافته‌­ایم موفقیتِ ما در گروِ تصمیم و خواستِ دیگران است.
این همه مد، این همه لباس و این همه عطر و ادکلن و مواد آرایشی همه برای متقاعدکردن است؛ که به من توجه کن، من اینجا هستم. برایتان جالب و قدری اسف­‌انگیز نیست که چرا ما این هنر و مهارتِ زندگی را در مدرسه یا دبیرستان یا دانشگاه به صورت یک درسِ لذت­بخش تدریس نمی­‌کنیم؟! که فرزندمان یادبگیرد به جای دعواکردن و پرخاش­کردن و انهدام، صحبت کند، یاد بگیرد چطور طرف مقابل را متقاعد کند!

پیش از این‌­ها، تا اوایل قرنِ بیستم، تمامِ فنونِ مذاکره بر این استوار بود که من برنده شوم و طرفِ مقابلم بازنده. هنوز هم در بعضی کسب‌­وکارها سایه‌­ی این رفتار هنوز دیده می­‌شود. که طرف فکر نمی­‌کند که مشتری‌­اش را خریدارش یا کسی که به او مراجعه کرده، چه سودی می­‌برد. همواره دارد به این فکرمی­‌کند که چه کارکند که خودش سود بیشتری ببرد. حتی در مذاکرات بین دول هم این خیلی رایج بوده و شاید هنوز هم باشد که فقط به منافعِ کشورِ خودشان فکرکرده و به منافعِ کشورِ مقابل فکرنکرده‌­اند.این در اصطلاح فرنگی می­‌شود Win-Lose(برنده-بازنده).
در روش برنده-بازنده، ظاهرا من برنده شده‌­ام. ولی اگر قراردادی است و این قرارداد باید اجرا شود، آن شخصِ بازنده نمی‌­خواهد و نمی‌­تواند اجرا کند و این لزوماً منجر به اجرای قرارداد نخواهد شد.

انسان­‌ها به زودی می­‌فهمند که در روابطِ برنده-بازنده، هر دو بازنده‌­­اند. روشِ بازنده-بازنده هم که اصلا اجرا نخواهدشد. چرا که چه روشی است که هر دو طرف بازنده شوند.

در اواسطِ قرنِ بیستم، به بعد، به این نتیجه رسیدند که روشِ مناسب، روشِ Win-Win یا برنده-برنده است که باید هم بی‌اندیشیم و هم عمل کنیم. یعنی در روابطی که داریم، هم شما خیر ببرید و هم من.

فکرکنید تمامِ زمین­‌های گران­‌قیمت مال من و شما ولی جوی‌­های آب بو می­دهد و هوا مسموم است و درختی هم در زمین نباشد.
آیا می­‌شود در چنین جایی زندگی کرد؟
حتی اگر روزی ۱۰ میلیون هم کسبِ درآمد کنیم، چه فایده دارد؟


دانلود بسته‌ی «بادیگارد»


بیاییم مهارت‌­های مذاکره و فنونِ آن را جزوِ درس‌­ها و مطالبی قرار دهیم که آموختن آن را برای خودمان واجب بدانیم.
یادبگیریم:
چطور بی‌اندیشیم و چطور مذاکره کنیم؟
به فرزندانمان یاد بدهیم که چطور با هم­کلاسی­‌هایشان مذاکره کنند و فکر و عقیده‌­ی خود را به طرفِ مقابل منتقل کنند. آن­‌وقت زندگی برایش راحت و ثمربخش می­‌شود. این مهارتِ بسیار حیرت­‌انگیز و گران‌­قدر، آموختنی است.
از مادر با این مهارت متولد نم‌ی­شویم. ما این را یادمی‌­گیریم. بچه‌­ها وقتی ببینند والدینشان با همدیگر و دیگران چطور مذاکره می­کنند، آ‌‌ن‌ها هم یادمی­گیرند.

بیاییم نهضتی درست کنیم.
از مسئولینِ آموزش­ وپرورش، آدم‌­های دلسوز و شرکت‌­ها بخواهیم که فنِ مذاکره‌­ی صحیح را بیاموزیم.

شما اگر روشِ فروشندگی و متقاعدکردنِ مشتری را بیاموزید، راحت از شما خرید خواهند کرد، درآمدِ شما هم بالا خواهد رفت، آن‌ها هم خوشحال خواهندبود.

«فن مذاکره» آموختنی‌ست.
من و شما می‌­توانیم با تمرین این مهارت را در خود ایجاد کنیم.
مهارتی که لذت­بخش است. مهارتی که عمر را طولانی می‌­کند، زندگی را تسهیل می­‌کند. هزینه‌­ها را کاهش می­‌دهد. انسان‌ها راحت‌­تر یکدیگر را درک می­‌کنند.
«مذاکره» جنگ و دعوا نیست که برنده و بازنده داشته ­باشد.

خانم و آقایی که احتمالا رابطه­‌تان خوب نیست و می­‌خواهید جدا شوید. جداشدن الزاما دعوا ندارد. با هم مذاکره کنید. مسئله‌­تان را مطرح کنید. اگر به این نتیجه رسیدید که نمی­‌توانید با هم ادامه دهید، لازم نیست چیزی بشکند یا خراب شود.

برتراند راسل می­گوید:
«وقتی عصبانی می­‌شود، در نزدِ من معنایش این است که منطق شما تمام شده و دیگر منطقی برای گفتن نداری».

خشونت و دعوا و مرافعه در جایی شروع می‌­شود که منطق تمام می­­‌شود. در حالی که با یادگرفتنِ فن و هنر مذاکره، جامعه­‌ی ما در صلحِ بیشتری خواهد زیست دادگستری­‌ها خلوت­تر خواهندشد. کلانتری‌­ها خلوت­تر خواهندشد. پلیس وقت بیشتری برای کنترل و پیشگیری از جرائم خواهد داشت، نه پیگیریِ دعواهای بچگانه!

اگر موافقید، همین امروز شروع کنید.

دوستدارتان
آسیان شاپ


دانلود آموزش‌های «آسیان شاپ»


ادامه‌ی پست

۴ تاکتیک‌ هوشمندانه در برابر رقبا

۴ تاکتیک‌ هوشمندانه در برابر رقبا

چگونه می‌توان از نقاط قوت خود برای کسب جایگاه برتر در بازار استفاده کرد؟ اگر کارتان را با محصول یا خدمتی خوب آغاز کنید و فرصت فروش تعداد زیادی از آن را با قیمت و سود خوب به دست آورید، آن‌وقت می‌توانید مطمئن باشید که رقبا بیکار نمی‌نشینند و فورا رقابت برای جذب همان مشتریان را آغاز می‌کنند.

قانونی در اقتصاد وجود دارد که هرگاه «سودی زیادتر از حد بازار» وجود دارد،‌ رقبا به آن بازار هجوم می‌برند تا کالاها و خدماتشان را ارائه کنند. برای مثال، هرگاه یک روند رشد در بازار املاک آغاز می‌شود، افراد کارآفرین بدون همکاری با هم هجوم می‌آورند تا خانه‌‌ها و املاک بیشتری بسازند و بفروشند. خیلی زود،‌ بازار اشباع می‌شود و قیمت‌‌های بالایی که باعث جذب رقبا شده بود، به قیمت‌های پایینی تبدیل می‌شود که اغلب آن‌ها را مجبور به ترک کسب‌وکار می‌کند.

۱. رقبا را وسوسه نکنید

رقبا به بازارهایی وارد می‌شوند که گمان می‌کنند سودی بالاتر از حد متوسط دارد. هر اقدامی برای منحرف کردن حواس آن‌ها از سود احتمالی یا واقعی‌‌تان، حضور شما در بازار را طولانی‌تر و قوی‌تر می‌کند.
حتی اگر رقیب یا کسی که به او اعتماد ندارید از روند پیشرفت کسب‌وکارتان پرسید، همیشه بگویید «این یک مبارزه دائمی است، بازار خیلی پیچیده است و برای کسب هر دلار سخت تلاش می‌کنیم».

۲. جلب‌توجه نکنید

نخستین استراتژی هنگام ورود به یک بازار سودآور این است که جلب‌توجه نکنید. خیلی کوچک و بی‌سروصدا وارد شوید و نشان دهید که سراغ بخش بسیار کوچکی از بازار رفته‌اید.
مطمئن نیستم که استراتژی اپل در مورد آیفون هم همین بوده باشد اما احتمالا همین بوده، زیرا رقبا آیفون و فعالیت‌های بازاریابی اپل را نادیده گرفتند تا وقتی که دیگر خیلی دیر شده بود.

دومین اقدام این است که وقتی به سود زیاد رسیدید، خیلی درباره موفقیت خود سروصدا نکنید و لاف نزنید مگر وقتی که از رقبا خیلی پیشی گرفته باشید تا نتوانند به شما برسند. هرگز پارچه قرمز را مقابل گاو خشمگین رقبا تکان ندهید.
استراتژی بسیاری از شرکت‌ها این است که ابتدا خود را با قدرت در بازار جا می‌اندازند و سپس اعلام می‌کنند که بزرگ، قوی و کاملا مستحکم هستند و رقبایشان باید به جای دیگری بروند. گاهی این استراتژی کارساز است و گاهی خیر، ‌اما تسلط ناگهانی آن شرکت بر بازار یک محصول یا خدمت خاص اغلب باعث می‌شود رقبا به دنبال فروش و کسب سود در جای دیگری باشند.

۳. برنامه‌هایتان را مخفی نگه‌دارید

رازدار باشید،‌ به خصوص هنگام ارائه محصولات جدید یا وقتی فرصت‌‌های فوق‌العاده‌ای در بازار پیدا می‌کنید. تا وقتی که برای عرضه محصول کاملا آماده نیستید تا حد ممکن پنهان‌کاری کنید. اپل با پنهان‌کاری وسواسی قبل از عرضه آی‌پاد، آیفون و آی‌پد باعث شد‌ میلیون‌ها واحد از آن‌ها در عرض چند ماه پس از عرضه به فروش رود.
اپل به کنترل و محافظت از اطلاعات داخلی خود قبل از معرفی محصولات جدید معروف است.
با توجه به استراتژی نظامی نباید اجازه دهید دشمنان شاهد «تجمیع ارتش‌هایتان» باشند. ناپلئون از این استراتژی استفاده می‌کرد. او با تجمیع نیروهایش در خفا توانست در نبردهای بزرگ فراوانی پیروز شود و یکی از طولانی‌ترین و موفق‌ترین دوره‌های نظامی تاریخ را رقم بزند.

ناپلئون به‌ عمد بخش‌های ارتشش را جدا و مجزا از یکدیگر و در حوزه‌های جغرافی وسیع و دور از هم نگه می‌داشت تا زمانی که برای نبرد بزرگ آماده می‌شد. سپس همه بخش‌ها را به طور همزمان در میدان نبرد گرد می‌آورد.
او در کمال تعجب دشمن، ارتش‌هایش را در مدت زمانی کمتر از ۲۴ یا ۴۸ ساعت ادغام می‌کرد. وقتی پیشنهاد نبرد می‌داد تقریبا همیشه از لحاظ تعداد سرباز به دشمن برتری داشت. او توان غلبه بر همه ارتش‌های اروپا را داشت، زیرا می‌توانست تا آمادگی کامل برای آشکار کردن خود و تجمیع کامل ارتش، مخفی بماند.

شما هم باید همین کار را انجام دهید. فعالیت‌های توسعه محصول و خدمت خود را مخفی نگه‌دارید. طوری رفتار کنید انگار مشغول انجام کسب‌وکار معمولتان هستید.
یک پتوی پنهان‌کاری روی محصولات جدید خود بکشید تا رقبا نفهمند چه می‌کنید. در علوم نظامی، غافلگیری یک استراتژی مهم برای پیروزی بزرگ در بازار است.

۴. توجه‌شان را منحرف کنید

به دنبال راه‌‌هایی برای منحرف کردن توجه رقبا از محصولات،‌ خدمات و بازارهای اصلی‌تان باشید. اگر یک محصول پرسود و چند محصول کم‌سود دارید، وقتی رقبا می‌پرسند کسب‌وکارتان چگونه پیش می‌رود، توجه‌شان را به محصولات پر تعداد کم‌سود جلب کنید تا فکر کنند بازار آنجاست و باید انرژی خود را آنجا صرف کنند. رقبا را تشویق کنید سراغ بازارهایی بروند که کمترین سود را برای شما دارد. پنهان‌کاری و رازداری درباره سودآورترین محصولات، یک استراتژی مهم بازاریابی است.

بسیاری از کسب‌وکارها تمایل به خودنمایی و لاف زدن درباره موفقیت‌هایشان دارند. آن‌ها حوزه‌هایی که در آن به بیشترین سود دست یافته‌اند را با صدای بلند اعلام می‌کنند، پارچه قرمز را مقابل گاو خشمگین تکان می‌دهند و رقبا را ترغیب می‌کنند تا با محصولات و خدمات خود به آن بازارها هجوم آورند، حتی اگر کیفیت رقابتی‌شان چندان خوب نباشد در نهایت، فروش، سود و سهم بازارشان کاهش می‌یابد. وقتی رقبا را برای ورود به بازار خودتان ترغیب کنید، چنین اتفاقی روی می‌دهد.

این مقاله بخشی از «کتاب بازاریابی- کتابخانه موفقیت برایان تریسی» است. برای تهیه کتاب کامل لطفا بر عکس زیر کلیک کنید.

 

کتاب بازاریابی - کتابخانه موفقیت برایان تریسی

Loading…
منبع: آسیان شاپ

دانلود PDF این مقاله

ادامه‌ی پست

برندسازی کلینیک دندانپزشکی – چگونه یک برند خدمات دندانپزشکی موفق باشیم ؟

برندسازی کلینیک دندانپزشکی

برندسازی کلینیک دندانپزشکی یک ضرورت حیاتی است ، زیرا که افزایش روز افزون تعداد کلینیک‌های تخصصی در تمام سطح کشور ، رقابت برای جذب بیمار بسیار شدید شده است. بنابراین می‌توان گفت برندسازی کلینیک دندانپزشکی راه غیرقابل‌انکار برای جذب بیمار برای کلینیک دندانپزشکی ( تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل ) و در مرحله بعد تبدیل مشتری بالفعل به مشتریان وفاداری است. ایجاد وفاداری بیماران به کلینیک دندانپزشکی بسیار سخت و ساده است. سخت است اگر برنامه‌ای وجود نداشته باشد. با بسیاری از دندان‌پزشکان جلساتی داشتیم و متوجه شدیم که آنان تفاوت بین بازاریابی ، تبلیغات و برندسازی را به درستی درک نکرده‌اند و اغلب مشاوره‌های غیرعلمی دریافت شده نیز آنان را به سوی تبلیغات برنده است. حتی با بررسی تبلیغات صورت گرفته نیز به این نتیجه رسیدم که بیشتر توجه این تبلیغات نیز بدون استراتژی بوده و صرفا به تولید ( عکس و فیلم و نوشته ) محتوا و انتشار آن در فضای مجازی ختم شده است. چرا ؟

برندسازی کلینیک دندانپزشکی – چگونه یک برند خدمات دندانپزشکی موفق باشیم ؟

نمونه کار در حوزه برندسازی کلینیک دندانپزشکی

برای برخی، رفتن به کلینیک دندانپزشکی ، یک کار ضروری ولی بسیار ناخوشایند است. صندلی بی دسته و شیب داری که محاصره شده در کلی شلنگ و وسیله، نور شدید، ناراحتی “آه و اوه بیمار” و ابزارهای دردناک و پر سروصدا می‌توانند منبع هراس باشند.

برای ایجاد یک تجربه لذت‌بخش‌تر، ما در تیم مشاوران مدیریت ایران ، به عنوان متخصص برندسازی و با تمرکز بر برندسازی کلینیک دندانپزشکی – در هنگام برنامه‌ریزی برای پزشکان معتقدیم :

تعداد افرادی که کلینیک را می‌شناسند باید بیشتر شود ، در هنگام رزرو باید درکی درستی از کلینیک داشته باشند و احساس راحتی نمایند.

اما چه چیزی سبب می‌شود که مردم یک کلینیک دندانپزشکی را بر دیگری ترجیح دهند؟ این همان عاملی است که هر کسب‌وکار موفق را از یک کسب‌وکار ناموفق متمایز می‌نمایند : برندسازی / برندینگ Branding .

برندسازی کلینیک دندانپزشکی

نمونه کار در حوزه برندسازی کلینیک دندانپزشکی

برندسازی چیست ؟

افراد غیرمتخصص غالبا تفاوت بین ، برندسازی Branding و بازاریابی Marketing را نمی‌دانند. اگرچه آن‌ها با هم مرتبط هستند، آن‌ها قابل جایگزینی نیستند. بازاریابی ( مارکتینگ ) یک ارتباط صریح و روشن بین نقاط قوت و خدمات شماست. نام تجاری یک بیان ضمنی از هدف سازمان و قول سازمان به مشتری است و بسیار بزرگ‌تر از استراتژی‌های بازاریابی کلینیک است. برندسازی برای تضمین ارزش پایدار، انسجام، اعتماد و خدمات است. به‌عبارت‌دیگر، چه کسی هستید و چرا باید مهم باشد ؟

 تفاوت بازاریابی و برندسازی چیست ؟

درحالی‌که این بازاریابی و برندسازی ، اغلب جای یکدیگر استفاده می‌شوند، تمایزی مهمی بین آن وجود دارد. بازاریابی را می‌توان به عنوان یک مجموعه‌ای از تاکتیک‌های فردی – یک وب‌سایت، یک وبلاگ، فعالیت‌های خاص تبلیغاتی طراحی کرد تا در کلینیک دندانپزشکی را به مشتریان نشان دهد. برندسازی متفاوت است، برندسازی هویت شما، پیام شما و  ایجاد ارتباط احساسی بیماران با پزشک است. اگر بازاریابی “چگونگی” گرفتن بیماران تشریح نماید ، هویت برند بیان می‌کند که “چرا” بیماران یک دندان‌پزشک را بر دیگری ترجیح می‌دهد. برندسازی بر پایه و اساس تاکتیک‌های بازاریابی است که باید اجرایی شود. در مورد تاکتیک‌های مختلف بازاریابی در دسترس دندان‌پزشکان در مقاله انواع بازاریابی توضیحات بسیار داده‌ایم ، اما اگر استراتژی برندسازی  وجود نداشته باشد، بازاریابی نمی‌تواند بازده موثری بر سرمایه‌گذاری انجام‌شده ، ارائه دهد.

 

تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

ادامه‌ی پست

زخم‌ کهنه!

یکی از دوستانم برایم پیام کوتاهی فرستاده­ بود که «من حالم بد است. دلتنگم و خسته. دلم می‌­خواست شما را ببینم».
به ایشان عرض کردم که من الان مسافرت هستم و امکانش نیست. مشکلت چیست؟
بعد با دو سه تا پیامی که ردوبدل شد، جمله آخرشان این بود که «زخم کهنه­‌ای بر قلبم نشسته­ است».
من جوابی به ایشان دادم که جوابِ این دوستِ عزیزم، موضوعِ این برنامه است.

زخم کهنه یعنی چه؟!

یعنی زخمی که مداوا نشده است!
زخمی که اگر خواسته مداوا هم بشود، دوباره زخمِ جدیدی بر آن ایجاد کرده­‌ایم! یا تا آمده خوب شود، روی آن را کنده­ باشیم. این می‌­شود زخم کهنه. و معمولاً هم زخم بد و خطرناکی هم هست.

چطور زخمی کهنه می­‌شود؟

وقتی به آن نرسیم. وقتی عاملِ ایجادکننده‌­اش را از بین نبریم. وقتی که مانع بهبودی­‌اش شویم.
خودش درحال خوب شدن است ولی نگذاریم خوب شود.

چه کسی موجب می‌­شود؟ خودمان.
هیچ زخمی کهنه نمی­‌شود مگر آن که صاحبش بخواهد. و به آن دوستم گفتم:
«زخمی کهنه نخواهدشد، مگر تو بخواهی».

اگر زخمی در قلبتان هست، به جای این که احساس مظلومیت یا فریب یا اجحاف کنید و به جای این که فکر کنید چه کسانی و در چه روزی این زخم را در شما ایجاد کردند (و این زخم کهنه معمولاً یا کینه است و یا عناد و یا رنجش) به یاد بیاور مسئولیت این زخم به عهده­‌ی ماست.
در ضمن که آن روزی هم که ایجاد شده، باز خودِ من هم سهم داشته‌­ام. ما دوست داریم فکر کنیم دیگران مسئول­‌ا‌ند. ولی‌ باور کنید زندگی یک انتخاب و تصمیم است.

هر لحظه باید به خودمان یادآوری کنیم:
«منم که تصمیم می­‌گیرم این زخم­‌ها بماند یا نماند. منم که تصمیم می­‌گیرم ببخشم یا کینه‌­ها را نگه­دارم. منم که تصمیم می­‌گیرم پای درختِ کینه و نفرتم آب و کود بدهم یا آن را از ریشه برکنم. منم که تصمیم می­‌گیرم که انرژی و وقتم را صرف چه کاری می­‌کنم. صرفِ کینه­‌ها و عنادها و رنجش­‌های قدیمی یا صرفِ عشق‌­ورزیدن، خلاقیت، سازندگی و مهر و محبت».


دانلود سمینار «سرطان روح»


بعضی از افراد فیلسوفانه نگاه غم­‌انگیزی به شما می­‌اندازند و از زخم‌­های کهنه‌­شان با شما حرف می‌­زنند. ممکن است مشروب بخورند یا سیگار بکشند یا معتاد شوند و وقتی با آن‌ها حرف می‌­زنی، بگویند:
«تو نمی­فهمی من چه می‌­کشم. من دردِ عمیقی دارم».
من به شما عرض می­‌کنم این اصلا ارزش نیست.

ارزش، شادزیستن است.
ارزش، شادکردن است.
ارزش، ساختن است.
ارزش، بهبودی و بقاست نه تخریب.
و این تصمیمِ من و شماست؛ راجع به خودمان، همسرمان، فرزندمان، شهرمان، شرکتمان، کشورمان و دنیا.

این تصمیمِ من و شماست که دنیا را جای بهتری کنیم یا جای بدتری.
این تصمیم و انتخابِ ماست که آشغال در خیابان وجودمان بریزیم یا نریزیم و اگر هم ریخته‌­ایم، آن‌ها را جمع کنیم.
هرگز به غم­‌وغصه­‌هایتان افتخار نکنید.
جای افتخار که ندارد هیچ، نشان­­دهنده­‌ی ضعفِ ماست.

باید بتوانیم و یادبگیریم که مسائل و مشکلات را با تمام وجودمان بپذیریم. این جزئی از زندگی است.
من نیز مانند بسیاری از شما مخاطبین با مسائلی روبه‌رو هستم اما دلیلی ندارد من این مسائل را بر تمام وجودم مسلط کنم!
زندگی همین است و من انتخاب می­‌کنم کدام محصول را بردارم.
خیلی­‌ها محصول خراب را برمی­‌دارند! چون در آن سناریویی که نوشته‌­اند، نیاز دارند احساس کنند که بدبخت هستند.


دانلود سمینار «زندگی یا زنده‌بودن»


باید یاد بگیریم شجاعانه زندگی کنیم.

باید یاد بگیریم و به فرزندانمان هم یاد بدهیم:
آن چیزی که می­‌خواهی از آن شکایت کنید، ارزشِ زندگی است؛ از غذا خوردن چقدر لذت می­‌برید؟ بستگی دارد چقدر گرسنه باشید. از نوشیدنِ آب چقدر لذت می­‌برید؟ بستگی دارد چقدر تشنه باشید.
مسائل و مشکلات زندگی، همان میزان گشنگی و تشنگی است. آن‌ها را حل می‌کنید و خوشحال می­‌شوید. در شما نیرویی برای حلِ مشکل ایجاد می­‌کند و حل آن شما را خوشحال می­‌کند.
انسان در زندگی یک مأموریت بیشتر ندارد و آن «شادزیستن» است. و برای این شادزیستن باید خیلی کارها انجام دهد.

نیچه در کتاب «چنین گفت زرتشت…» در جایی نقل می­‌کند که:
«انسان قبل از خواب باید با سه نفر کنار بیاید تا بتواند به خواب برود: با خداوند، با شیطان و با خودش. تا نتواند با این سه نفر کنار بیاید، خوابش نمی‌­برد».

ما نمی‌­توانیم از بی­‌مسئلگی خشنود باشیم. ما از حلِ مسئله، از پیشرفت خوشحال می‌شویم و درستش هم همین است
متأسفانه بعضی­‌ها از کم­‌شدنِ دردشان خوشحال می­‌شوند. مثلا فرض کنید من سرم درد می­‌کند، با ماساژ یا آب­خوردن، سرم خوب می­‌شود و خوشحال می­‌شوم در حالی که تازه به وضعِ عادیِ اولیه‌­ام برگشته‌­ام.
ولی یکی هم هست که سرش هم درد نمی­‌کند اما قصد دارد کتابی بخواند، قهوه‌­ای بنوشد، با عزیزی صحبت کند، پرنده‌­ای را غذا بدهد، به خانواده‌­ای سر بزند و… این­‌ها او را خوشحال می­‌کند چون ارزش­‌آفرینی می‌­کند.

شخصی معتاد است، آن­‌قدر درد دارد که باید مواد مصرف کند تا دردش کم شود و تازه به فردی عادی تبدیل شود! این خوشحالش می‌­کند. ولی این ارزش نیست. ارزش آن است که مسائل را حل کنیم و از حل مسائل لذت ببریم.

از بود و نبودمان تفاوت ایجاد شود. صبح که وارد اجتماع می‌­شویم، وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، ببینیم چه کارهایی کرده‌­ایم، و از اثربخش­‌بودن‌مان لذت ببریم. و هروقت خدای­‌ناکرده در قلبتان زخمِ کهنه دیدید، بلافاصله به خودتان بگویید «وای برمن! چرا این‌­ها را نگه­‌داشته‌­ام؟ چرا نمی‌­گذارم خوب شوم؟ (گذشت زمان معمولا کمک به بهبودی می‌­کند ولی گاهی ما خودمان نمی‌گذاریم).

به آن دوست عزیزم گفتم، هر موقع توانستی مسائلت را –به تنهایی یا با کمک دیگران- حل کنی، به من بگو تا به تو «آفرین» بگویم و مِهر و ارادتم به تو افزون شود. داشتنِ نگاهِ فلسفی و کشیدنِ آه و خود را دردمند نشان­ دادن، ارزشِ شما را در نزدِ من پایین می‌­آورد چرا که فکر می­‌کنم شما قادر به حل‌مسائل زندگی نیستی و نمی­‌خواهی هم که حلشان کنی. این­‌ها را هم دست‌مایه کرده‌­ای برای زندگیت، برای عدم تحرک، برای عنادورزیدن به انسان­‌ها و این که خلاق نباشی. هیچ‌­کدام از این­‌ها ارزش نیست.

با همدیگر کمک کنیم ارزش­‌های صحیح را در زندگی­مان جایگزین کنیم.
زخم‌­های کهنه نباید در قلبمان وجود داشته ­باشد.
هرشب، هر زخمی را که باید خوب شود، کنار بگذاریم. هر شب. به هفته هم نباید بکشد، چه رسد به ماه و سال.
آمده‌­ایم که تغییر ایجاد کنیم و بسازیم و اثباتِ تواناییِ خداوند باشیم. و این ممکن نیست مگر آن که الهی عمل کنیم.


دانلود بسته‌ی «بادیگارد»


نوشته زخم‌ کهنه! اولین بار در آسیان شاپ. پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

انواع رنگ – لیست نام رنگ‌ها به فارسی

انواع رنگ – لیست نام رنگ‌ها به فارسی – کد رنگ‌ها

در دو مقاله قبل در خصوص روانشناسی رنگ د( روانشناسی رنگ برندسازی قسمت اول /  روانشناسی رنگ در برندسازی قسمت دوم ) به تفضیل اطلاعاتی کامل را ارائه نمودیم. در این مطلب به ارائه معرفی انوع رنگ و کد رنگ‌ها خواهیم پرداخت.

کد رنگ انواع رنگ

Color Hex Color Codes

نام فارسی کد پایه ۱۶ در مدل RGB نمونه رنگ
قرمزها
جگری ۵C ۵C CD
بژ تیره ۸۰ ۸۰ F0
حناییِ روشن ۷۲ ۸۰ FA
قهوه‌ایِ حنایی ۷A ۹۶ E9
کرم نارنجی ۷A A0 FF
قرمز ۰۰ ۰۰ FF
زرشکی ۳C ۱۴ DC
شرابی ۲۲ ۲۲ B2
عنابی تند ۰۰ ۰۰ ۸B
صورتی‌ها
صورتی CB C0 FF
صورتی پررنگ C1 B6 FF
شرابی روشن ۹۳ ۷۰ DB
سرخابی B4 ۶۹ FF
شفقی ۹۳ ۱۴ FF
ارغوانی ۸۵ ۱۵ C7
نارنجی‌ها
نارنجی کرم ۷A A0 FF
نارنجی ۰۰ A5 FF
نارنجی سیر ۰۰ ۸C FF
نارنجی پررنگ ۵۰ ۷F FF
قرمز گوجه‌ای ۴۷ ۶۳ FF
قرمز-نارنجی ۰۰ ۴۵ FF
زردها
شیری E0 FF FF
شیرشکری CD FA FF
لیمویی روشن D2 FA FA
هلویی روشن D5 EF FF
هلویی B5 E4 FF
هلویی پررنگ B9 DA FF
نخودی AA E8 EE
خاکی ۸۳ E6 F0
زرد ۰۰ FF FF
کهربایی باز ۰۰ D7 FF
ماشی ۶B B7 BD
سبزها
مغزپسته‌ای ۲F FF AD
سبز روشن ۰۰ FF ۷F
مغزپسته‌ای پررنگ ۰۰ FC ۷C
مغزپسته‌ای ۰۰ FF ۰۰
سبز کمرنگ ۹۸ FB ۹۸
سبز کدر ۹۰ EE ۹۰
یشمی سیر ۹A FA ۰۰
یشمی کمرنگ ۷F FF ۰۰
سبز لجنی ۳۲ CD ۹A
سبز چمنی ۳۲ CD ۳۲
خزه‌ای ۷۱ B3 ۳C
خزه‌ای پررنگ ۵۷ ۸B ۲E
شویدی ۲۲ ۸B ۲۲
سبز ۰۰ ۸۰ ۰۰
سبز ارتشی ۲۳ ۸E ۶B
زیتونی ۰۰ ۸۰ ۸۰
زیتونی سیر ۲F ۶B ۵۵
سبز آووکادو ۰۰ ۶۴ ۰۰
سبز دریایی AA CD ۶۶
سبز دریایی تیره ۸F BC ۸F
سبز کبریتی روشن AA B2 ۲۰
سبز کبریتی تیره ۸B ۸B ۰۰
سبز دودی ۸۰ ۸۰ ۰۰
آبی‌ها
فیروزه‌ای FF FF ۰۰
آبی آسمانی FF FF E0
فیروزه‌ای کدر EE EE AF
فیروزه‌ای FF FF ۰۰
یشمی D4 FF ۷F
سبز دریایی روشن D0 E0 ۴۰
فیروزه‌ای تیره CC D1 ۴۸
فیروزه‌ای سیر D1 CE ۰۰
آبی کبریتی روشن E6 E0 B0
بنفش مایل به آبی DE C4 B0
آبی کبریتی E6 D8 AD
آبی آسمانی سیر EB CE ۸۷
آبی روشن FA CE ۸۷
آبی کمرنگ FF BF ۰۰
آبی کدر ED ۹۵ ۶۴
نیلی متالیک B4 ۸۲ ۴۶
آبی لجنی A0 ۹E ۵F
آبی متالیک روشن EE ۶۸ ۷B
نیلی FF ۹۰ ۱E
فیروزه‌ای فسفری E1 ۶۹ ۴۱
آبی FF ۰۰ ۰۰
آبی سیر CD ۰۰ ۰۰
سرمه‌ای ۸B ۰۰ ۰۰
لاجوردی ۸۰ ۰۰ ۰۰
آبی نفتی ۷۰ ۱۹ ۱۹
بنفش‌ها
نیلی کمرنگ FA E6 E6
بادمجانی روشن D8 BF D8
بنفش کدر DD A0 DD
بنفش روشن EE ۸۲ EE
سرخابی روشن FF ۰۰ FF
سرخابی روشن FF ۰۰ FF
ارکیده D6 ۷۰ DA
ارکیده سیر D3 ۵۵ BA
آبی بنفش DB ۷۰ ۹۳
آبی فولادی CD ۵A ۶A
آبی-بنفش سیر E2 ۲B ۸A
بنفش باز D3 ۰۰ ۹۴
ارکیده بنفش CC ۳۲ ۹۹
مخملی ۸B ۰۰ ۸B
بنفش ۸۰ ۰۰ ۸۰
آبی دودی ۸B ۳D ۴۸
نیلی سیر ۸۲ ۰۰ ۴B
قهوه‌ای‌ها
کاهی DC F8 FF
کاهگلی CD EB FF
کرم C4 E4 FF
کرم سیر AD DE FF
گندمی BC DE F5
خاکی ۸۷ B8 DE
برنزه کدر ۸C B4 D2
بادمجانی ۸F ۸F BC
هلویی سیر ۶۰ A4 F4
خردلی ۲۰ A5 DA
ماشی سیر ۰B ۸۶ B8
بادامی سیر ۳F ۸۵ CD
عسلی پررنگ ۱E ۶۹ D2
کاکائویی ۱۳ ۴۵ ۸B
قهوه‌ای متوسط ۲D ۵۲ A0
قهوه‌ای ۲A ۲A A5
آلبالویی ۰۰ ۰۰ ۸۰
سفیدها
سفید FF FF FF
صورتی محو FA FA FF
یشمی محو F0 FF F0
سفید نعنائی FA FF F5
آبی محو FF FF F0
نیلی محو FF F8 F0
سفید بنفشه FF F8 F8
خاکستری محو F5 F5 F5
بژ باز EE F5 FF
هِلی DC F5 F5
بژ روشن E6 F5 FD
پوست پیازی F0 FA FF
استخوانی F0 FF FF
بژ تیره D7 EB FA
کتانی E6 F0 FA
صورتی مات F5 F0 FF
بژ E1 E4 FF
خاکستری‌ها
خاکستری مات DC DC DC
نقره‌ای D3 D3 D3
توسی C0 C0 C0
خاکستری سیر A9 A9 A9
خاکستری ۸۰ ۸۰ ۸۰
دودی ۶۹ ۶۹ ۶۹
سربی ۹۹ ۸۸ ۷۷
سربی تیره ۹۰ ۸۰ ۷۰
لجنی تیره ۴F ۴F ۲F
سیاه ۰۰ ۰۰ ۰۰

 

 

انواع رنگ‌های بکارگرفته شده در دنیای وب

۰۰۰ ۳۰۰ ۶۰۰ ۹۰۰ C00 F00 ۰۰۳ ۳۰۳ ۶۰۳ ۹۰۳ C03 F03
۰۰۶ ۳۰۶ ۶۰۶ ۹۰۶ C06 F06 ۰۰۹ ۳۰۹ ۶۰۹ ۹۰۹ C09 F09
۰۰C ۳۰C ۶۰C ۹۰C C0C F0C ۰۰F ۳۰F ۶۰F ۹۰F C0F F0F
۰۳۰ ۳۳۰ ۶۳۰ ۹۳۰ C30 F30 ۰۳۳ ۳۳۳ ۶۳۳ ۹۳۳ C33 F33
۰۳۶ ۳۳۶ ۶۳۶ ۹۳۶ C36 F36 ۰۳۹ ۳۳۹ ۶۳۹ ۹۳۹ C39 F39
۰۳C ۳۳C ۶۳C ۹۳C C3C F3C ۰۳F ۳۳F ۶۳F ۹۳F C3F F3F
۰۶۰ ۳۶۰ ۶۶۰ ۹۶۰ C60 F60 ۰۶۳ ۳۶۳ ۶۶۳ ۹۶۳ C63 F63
۰۶۶ ۳۶۶ ۶۶۶ ۹۶۶ C66 F66 ۰۶۹ ۳۶۹ ۶۶۹ ۹۶۹ C69 F69
۰۶C ۳۶C ۶۶C ۹۶C C6C F6C ۰۶F ۳۶F ۶۶F ۹۶F C6F F6F
۰۹۰ ۳۹۰ ۶۹۰ ۹۹۰ C90 F90 ۰۹۳ ۳۹۳ ۶۹۳ ۹۹۳ C93 F93
۰۹۶ ۳۹۶ ۶۹۶ ۹۹۶ C96 F96 ۰۹۹ ۳۹۹ ۶۹۹ ۹۹۹ C99 F99
۰۹C ۳۹C ۶۹C ۹۹C C9C F9C ۰۹F ۳۹F ۶۹F ۹۹F C9F F9F
۰C0 ۳C0 ۶C0 ۹C0 CC0 FC0 ۰C3 ۳C3 ۶C3 ۹C3 CC3 FC3
۰C6 ۳C6 ۶C6 ۹C6 CC6 FC6 ۰C9 ۳C9 ۶C9 ۹C9 CC9 FC9
۰CC ۳CC ۶CC ۹CC CCC FCC ۰CF ۳CF ۶CF ۹CF CCF FCF
۰F0 ۳F0 ۶F0 ۹F0 CF0 FF0 ۰F3 ۳F3 ۶F3 ۹F3 CF3 FF3
۰F6 ۳F6 ۶F6 ۹F6 CF6 FF6 ۰F9 ۳F9 ۶F9 ۹F9 CF9 FF9
۰FC ۳FC ۶FC ۹FC CFC FFC ۰FF ۳FF ۶FF ۹FF CFF FFF

ادامه‌ی پست

۴ سوال کلیدی برای کسب نتایج عالی

رهبران به جای فعالیت‌محور بودن، نتیجه‌محورند. اگر انجام کار به نتیجه ارزشمندی منجر نشود، بیهوده است. رهبران همیشه به نتایجی که از آن‌ها انتظار می‌رود،‌ فکر می‌کنند.

کسب نتایج به پرسیدن مداوم این چهار سوال از خودتان بستگی دارد:

۱. کارهای باارزش من کدامند؟ کدام فعالیت‌ها بیشترین ارزش را برای کار و سازمانتان دارد؟ این‌ها همان فعالیت‌هایی هستند که باید بر آن‌ها تمرکز کنید.

۲. نتایج کلیدی من کدامند؟ به ندرت بیش از ۵ تا ۷ حوزه نتیجه کلیدی برای هر جایگاه در سازمان وجود دارد. باید در این حوزه‌‌ها به نتایج فوق‌العاده‌ای دست یابید تا به وظایفتان عمل کرده باشید. وقتی نتایج کلیدی خود را مشخص کردید، باید بالاترین معیارهای عملکرد را تعیین کرده و به آن‌ها دست یابید. به یاد داشته باشید که چشم دیگران به شما دوخته شده است.

۳. کدام کار را من و فقط من می‌توانم انجام دهم که اگر خوب انجام شود، تفاوت چشمگیری در شرکت ایجاد می‌کند؟ شما وظایف و کارهایی دارید که فقط باید توسط خودتان انجام شوند؛‌ اگر آن‌ را انجام ندهید، هیچکس آن را نمی‌تواند انجام دهد.

۴. ارزشمندترین روش استفاده از زمانم کدام است؟ این همان سوال کلیدی است. کارهایی وجود دارد که فقط شما از عهده انجامشان برمی‌آیید، اما رهبران بسیاری از انجام وظایف خود سر باز می‌زنند، تنها به این دلیل که مشغول کارها و وظایف دیگری می‌شوند که در حوزه مسئولیت آن‌ها نیست. رهبران برتر در کسب‌و‌کار می‌دانند که برای چه کاری حقوق می‌گیرند و برای چه کاری نمی‌گیرند.

اولویت‌بندی کنید

یکی از مهارت‌های کلیدی کسب نتایج، یادگیری روش اولویت‌بندی است. تعیین فعالیت‌های ارزشمند به تنهایی کافی نیست. رهبران جسورانه اولویت‌بندی می‌کنند، در نتیجه فقط بر مهم‌ترین و ارزشمندترین فعالیت‌ها کار می‌کنند.
یکی از مهم‌ترین روش‌های اولویت‌بندی کارها استفاده از روش الف.ب.پ.ت.ث است. در این روش فهرستی از فعالیت‌های خود تهیه‌کرده و آن‌ها را بر اساس درجه اهمیتشان اولویت‌بندی می‌کنید.

کار الف کاری بسیار مهم است که حتما باید انجام شود. اگر این کار را انجام ندهید، عواقب قابل‌توجهی خواهد داشت. گاهی چند کار الف دارید. در این صورت آن‌ها را الف۱، الف۲، الف۳ و . . . بنامید. البته الف۱ مهم‌ترین وظیفه است و الف۲ در رده بعدی جای می‌گیرد.

کار ب کاری است که باید انجام شود و انجام ندادن آن هم عواقبی را در پی خواهد داشت. با این حال، این عواقب به بدی و خطرناکی عواقب انجام ندادن کار الف نیست. وقتی هنوز کاری دارید که اولویتش الف است، سراغ کار ب نروید.

کار پ کاری است که بهتر است انجام شود، ‌اما عواقبی ندارد. شاید خواندن مجله و روزنامه لذت‌بخش باشد و شما را در جریان اخبار سیاسی یا ورزشی قرار دهد، اما هیچ‌ کمکی به کارتان نمی‌کند. وقتی هنوز کار ب دارید، سراغ کار پ نروید.

کار ت کاری است که می‌توانید آن‌ را به شخص دیگری واگذار کنید. یکی از مهم‌ترین قوانین رهبری این است که هر کار قابل واگذاری را به دیگران واگذار کنید. شما کارهای فراوانی دارید که فقط خودتان از عهده انجامشان برمی‌آیید؛ نباید وقت خود را صرف کارهایی کنید که از عهده دیگران هم ساخته است.

از خودتان بپرسید «چه کاری را من و فقط من می‌توانم انجام دهم که تفاوت چشمگیری در شرکت ایجاد کند؟» اگر کاری هست که در این طبقه قرار نمی‌گیرد، آن را به شخص دیگری واگذار کنید. قانون اولویت‌بندی به این شکل ادامه می‌یابد که: وقتی هنوز کار پ باقی مانده است، سراغ کار ت نروید.

کار ث کاری است که باید حذف شود. حتی نباید آن را در دستور کارتان قرار دهید. این کار هیچ عواقب و هیچ فایده‌ای ندارد. شاید در گذشته مفید بوده، اما اکنون منسوخ شده است یا شاید اصلا و به هیچ طریقی نباید انجام می‌شده و اکنون زمان حذف کردن آن است.

کلید استفاده از روش الف.ب.پ.ت.ث این است که هرگز تا وقتی کار مهم‌تری دارید، سراغ کارهایی کم اولویت‌تر نروید. من در هر کاری بر این قانون تاکید می‌کنم زیرا گفتنش آسان و به یاد آوردن و انجام دادنش دشوار است.

همه افراد را بر اثربخشی متمرکز کنید

رهبران همزمان با تمرکز بر نتایج مدنظر،‌ همیشه حوزه‌های نتیجه کلیدی خود را به دیگران اعلام کرده و آن‌ها را به اولویت‌بندی کارهای مهم تشویق می‌کنند. رهبران می‌دانند که توانایی اولویت‌بندی و تمرکز بر ایجاد تفاوت‌های برجسته، کلید اثربخشی افراد است، درست همانطور که کلید اثربخشی سازمان و رهبر است.
اگر مشغول انجام کارهایی هستید که به شکلی برجسته انجام می‌شوند اما در حوزه‌‌های نتایج کلیدی‌تان قرار نمی‌گیرند،‌ نتایج بی‌ارزشی کسب می‌کنید؛ اما اگر یک یا دو کار مهم را واقعا خوب انجام دهید، کمکی بزرگ و ارزشمند به سازمان خواهید کرد.

 

 

این مقاله بخشی از «کتاب رهبری – کتابخانه موفقیت برایان تریسی است». برای تهیه و دانلود کتاب کامل لطفا به لینک زیر بروید:

کتاب رهبری کسب‌و‌کار

کتاب رهبری برایان تریسی

ادامه‌ی پست

یک تمرین طلایی!















گاهی پرسش­‌هایی مطرح می‌شود که پاسخ­‌های آن خیلی مشخص و از دیدگاه من تکراریست!
به همین جهت من تصمیم گرفتم بعضی  از این فاکتورها را ضبط کنم تا هر وقت پرسشی داشتید شما را به آن­ رجوع کنید.



رنجش از خودمان و دیگران سبب می‌­شود ما خودمان را دوست نداشته باشیم و وقتی ما خودمان را دوست نداریم درگیرخیلی از مسائل می­‌شویم و مکانیزم نا خودآگاه ما به سمتی می‌­رود که ما را منهدم کند، چون ما خودمان را دوست نداریم. ما هرکسی را که دوست نداشته باشیم، دوست داریم او را از بین ببریم  و دست کم به او کمک نمی­‌کنیم. برایتان پیش آمده است که مثلاً چرا من هدفم را پیگیری نمی­‌کنم؟ چرا ورزشم را نمی­‌کنم، چرا مواظب خوراکم نیستم، با این که این­‌ها را در برنامه­‌هایم نوشته‌­ام، ولی چرا آن‌ها را انجام نمی­‌دهم. یک دلیل آن رنجش و نتیجه این که به خاطر آن رنجش من از خودم بدم می‌­آید. یک کاری کردم احساس گناه می­‌کنم، اشتباهی کردم، توقعی از خودم داشتم، برآورده نشده است.

به همین جهت من می­‌خواهم یکی از تمرینات طلایی مکتب کمال را امروز برای شما شرح بدهم و به شما پیشنهاد کنم این تمرینات را جزو برنامه روزانه زندگی خودتان قراردهید. اگر این تمرین‌­ها را انجام دهید خودتان درک خواهید کرد که چقدر سریع به خواسته­‌هایتان می­‌رسید، زیرا ترمزهای درونتان آزاد می­‌شود.
برای دوست‌داشتن خود تمرینی به نام تمرین «تسبیح» داریم.
این ابزار بسیار ساده و قدیمی می­‌تواند به من و شما کمک کند که خودمان را برنامه­‌ریزی کنیم.
اگر ما خودمان را برنامه­‌ریزی نکنیم، دیگران برای ما برنامه‌ریزی می­‌کنند؛ صبح تا شب اخبار، اتفاقات، مردم، صحبت‌­ها، ناله‌­ها و غم و غصه‌­ها دایم ذهن ما را می‌­شویند و اشغال می‌­کنند.

اجازه ندهید هرچیزی وارد ذهنتان شود. برای این کار به شما پیشنهاد می­‌کنم روزی سه بار هر بامداد، هر نیمروز و هرشامگاه بگویید:
«من خودم را دوست دارم» با صدایی که به گوشتان برسد، احتیاجی نیست داد بزنید و یا در دلتان بگویید!
و این را قاطع و محکم تکرار کنید و تسبیح بیاندازید.
ممکن است به ذهنتان برسد که من خسته شدم ولی نه ادامه بدهید…
ممکن است ب­گویید: من خودم را دوست ندارم! من آدم خوبی نیستم! نمی‌­خواهد پاسخ دهید، فقط ادامه بدهید: من خودم را دوست دارم.
وقتی به آخر تسبیح رسیدید آن را کنار بگذارید. کف دست­‌هایتان را روب‌روی صورتتان بگیرید و بعد ببوسید و روی گونه­‌های خود بگذارید و بگویید:
«من خودم را دوست دارم».
کار سختی است، ولی خواهش می­‌کنم آن را انجام دهید.
وقتی این کار را انجام دادید دو باره تسبیح را بر می­‌دارید و شروع می­‌کنید این بار گفتن و تلقین: «من دوست داشتنی هستم»
همین طور که این جمله را می­‌گویید ممکن است این پیام در ناخودآگاهتان بیایید که: نه تو کجا دوست داشتنی هستی؟! فلانی به تو بی‌اعتنا کرد،  فلانی تو را تحویل نگرفت! بهت پول قرض ندادند، مسخره‌­ات کردند و…
هرچه از این پیام‌­ها به ذهنتان آمد اعتنا نکنید و فقط بگویید: «من دوست داشتنی هستم».

به طور حتم عده کمی از ما از بدو کودکی احساس خواستنی بودن، دوست داشتنی بودن و دوست داشتن خود را تجربه کرده­‌ایم. برعکس احساسی را که خیلی از ماتجربه کرده­‌ایم: توخنگی، نمی­‌فهمی، کوتوله، خپل، کچل، دست و پا جلفتی و… از این­ القاب خیلی به ما گفته­‌اند و اگر نگفتند نشانمان دادند!
«من خودم را دوست دارم، دوست داشتنی هستم» به مجرد این‌که ناخودآگاه شما با تمرین این را باور کرد، خواهید دید که از زمین و زمان برای شما مهر و توجه و احترام می‌­آید.

شما وجودتان گوهر ارزشمندی است و اول تو باید خودت، خودت را درک کنی و بپذیری و برای این‌که بتوانی خودت را بپذیری و دوست بداری و به نشانه دوست داشتن احترام بگذاری و تمرینات را انجام دهی.

همین الان به شما عرض می‌کنم که:
بیننده و شنونده محترم و خواننده این متن، شما انسان محترم، مهم و بسیار بسیار بسیار مفید و ارزشمند هستید.

دوستدارتان
آسیان شاپ


دانلود آموزش‌های «آسیان شاپ»


 







ادامه‌ی پست

۳ برابر کردن فروش سایت با ساخت قیف!

۳ برابر کردن فروش سایت  با ساخت قیف!

 

قیف اصطلاحی است که شاید خیلی نشنیده باشید و در سایت‌تان پیاده‌سازی نکرده باشید ولی یکی از مفهوم‌های کلیدی در بازاریابی اینترنتی است و اگر به‌درستی در سایت‌تان پیاده‌سازی شود می‌تواند باعث شود که فروش‌ سایت‌تان به میزان قابل‌توجهی افزایش یابد.

پس ابتدا ببینیم که قیف بازاریابی دقیقا چیست؟

قیف بازاریابی چیست؟

سلسله‌ای از صفحات سایتمان است که بازدیدکننده این صفحات را به ترتیبی که ما دوست داریم طی می‌کند. پس درواقع قیف چند صفحه از سایت ما است. ما با دقت بسیار بالایی این صفحات را طراحی کرده‌ایم و کاری می‌کنیم که بازدیدکننده در این صفحات قدم‌به‌قدم پیش برود و محتوای این صفحات معمولا پیشنهادهای خاصی است که بازدیدکننده در هر می‌تواند انتخاب کند که آن پیشنهاد را قبول کند یا آن پیشنهاد را رد کند و اگر قبول کرد به قدم بعدی هدایت می‌شود و حتی اگر پیشنهاد را رد کرد می‌توانیم تعریف کنیم که به یک قدم دیگری هدایت شود.

بنابراین علت اینکه ما باید از قیف‌های بازاریابی در سایتمان استفاده کنیم این است که معمولا باعث می‌شود که خریدهای بیشتری از سایت ما انجام گیرد و درنتیجه فروش سایتمان افزایش می‌یابد.

مثال یک قیف ساده

بیایید یک مثال ساده از یک قیف بازاریابی را بررسی کنیم.

در ساده‌ترین حالت، قیف می‌تواند شامل دو صفحه از سایت ما باشد. مثلا صفحه اول یک صفحه فرود است. صفحه فرود صفحه‌ای از سایت‌ است که معمولا اطلاعات تماس بازدیدکننده را می‌گیریم و به ازای آن یک هدیه که معمولا یک فایل دانلودی است را به بازدیدکننده می‌دهیم. آن هدیه می‌تواند یک PDF، ویدیو یا صوت رایگان باشد، البته می‌توانیم هدایای غیر دانلودی و هدایای فیزیکی هم به بازدیدکنندگان بدهیم که مسلما کار سخت‌تری است.

بنابراین در قسمت اول قیف، بازدیدکننده به صفحه‌ای به اسم صفحه فرود هدایت می‌شود و اگر در صفحه فرود واکنش مثبت نشان داد یعنی اطلاعات تماس خود را وارد کرد و دکمه دانلود را زد به صفحه دیگری به اسم صفحه «محصول رد نشدنی» هدایت می‌شود. در این صفحه ابتدا به قولی که دادیم عمل می‌کنیم، یعنی فایل موردنظر را به بازدیدکننده می‌دهیم و علاوه ‌بر این یک محصول رد نشدنی پیشنهاد می‌کنیم. محصول رد نشدنی محصولی است که معمولا قیمت آن طوری در نظر گرفته شده است که بسیار ترغیب‌کننده است و بازدیدکننده سایت به‌راحتی نمی‌تواند از این پیشنهاد بگذرد و اغلب منجر به یک خرید می‌شود و درواقع ما موفق می‌شویم به بازدیدکننده سایتمان فروشی را انجام دهیم.

مسلما از این فروش سودی کسب نمی‌کنیم بلکه هدف ما این است که فردی که تابه‌حال از سایت ما خرید نکرده است و صرفا بازدیدکننده بود را به یک خریدار تبدیل کنیم و وقتی این اتفاق افتاد یعنی بازدیدکننده تبدیل به یک خریدار شد معمولا کار خیلی راحت‌تر می‌شود و می‌توانیم فروش‌های بعدی را به همین بازدیدکننده انجام دهیم.

بنابراین این یک مثال بسیار ساده از یک قیف در سایت بود که صرفا شامل دو صفحه از سایت است و از طریق هدایت بازدیدکننده از صفحه اول به صفحه دوم موفق می‌شویم که فروش‌هایی را ایجاد کنیم.

قیف‌های سنتی

قیف‌های سنتی یا قیف‌های نسل قبل بیشتر متمرکز بر قبل از خرید بود. مثلا فرض کنید شخصی محصولی را به سبد خرید خود اضافه می‌کند. در مدل قیف سنتی قبل از اینکه بازدیدکننده خرید خود را قطعی کند،‌ یعنی قبل از اینکه پرداختی انجام دهد،‌ به او پیشنهاد می‌دهیم که: بیایید محصول دیگری را هم با شرایط ویژه به سبد خریدتان اضافه کنید. کسی که خرید خود را به پایان نرسانده است، وسوسه یا ترغیب شود که خرید بیشتری انجام دهد.

درواقع اغلب قیف‌های سنتی روش کارشان همین است. یعنی به بازدیدکننده‌ای که محصولی را به سبد خرید اضافه کرده است پیشنهادهایی را می‌دهیم و پیشنهاد می‌کنیم که بیشتر خرید کند.

قیف‌‌‌های نوین و مدرن

در قیف‌های نوین و مدرن یک اتفاق بسیار جالب افتاده است و تمرکز کل مراحل بر بعد از خرید متمرکز شده است. یعنی ما اجازه می‌دهیم که بازدیدکننده‌ خرید و پرداخت خود را انجام دهد و بعد از پرداخت موفقیت‌آمیز و پایان خرید، بازدیدکننده را به صفحه‌ای هدایت می‌کنیم که درواقع قدم بعدی قیف ما است و در آن صفحه پیشنهادهای متفاوتی به فرد می‌دهیم. مثلا می‌گوییم شما که این محصول را همین الان خریده‌اید بیایید چند محصول دیگر را هم بخرید و ما یک تخفیف خیلی خوب لحاظ خواهیم کرد یا مثلا ارسال سفارش را رایگان در نظر می‌گیریم.

بنابراین نکته بسیار کلیدی این است که در قیف‌های بسیار حرفه‌ای و پیشرفته، تمرکز قیف و این قدم‌ها را به بعد از خرید می‌بریم، یعنی وقتی‌که بازدیدکننده پرداخت را انجام داد، وارد قیفی می‌شود که شامل چندین مرحله است و پیشنهادهای مختلفی را به خریدار ارائه می‌دهیم. وقتی شخص خرید خود را انجام داده است و منتظر دریافت محصولی است معمولا خیلی راحت‌تر خریدهای بعدی را انجام می‌دهد و چون فرآیند خرید را یک‌بار تا پایان طی کرده احتمال خریدهای دوم و سوم در همان لحظه خیلی بیشتر است و شخص راحت‌تر خرید می‌کند.

یک نکته رقابتی بسیار مهم که شاید به آن توجهی نکرده باشید این است که وقتی شما پیشنهادهای ویژه سایت‌تان را به بعد از خرید منتقل می‌کنید، رقیبان شما به‌راحتی نمی‌توانند بررسی کنند در سایت‌تان چه خبر است و به خریداران خود چه پیشنهادی می‌دهید.

بنابراین این مدل یا روش استفاده از قیف باعث می‌شود که فرایند بازاریابی شما تا حد قابل‌توجهی پنهان باقی بماند و فقط افرادی این مراحل را خواهند دید که از سایت شما خرید موفق داشته باشند و خریدشان را به پایان برسانند.

۳ برابر کردن فروش سایت

می‌خواهم یک پیشنهاد عجیب به شما ارائه بدهم که می‌تواند باعث شود فروش‌ سایت‌تان سه برابر شود! برای هر محصولی را می‌فروشید و در سایت‌تان ارائه می‌دهید به‌خصوص محصولات ارزان و رد نشدنی، بعد از اینکه خریدار آن محصول را خریداری کرد، یک پیشنهاد بسیار گران ارائه دهید.

فرض کنید کار شما آموزش است و در سایت‌تان یک PDF هزار تومانی می‌فروشید، بعد از اینکه کسی این PDF هزار تومانی را خرید و پرداخت خود را انجام داد، او را به صفحه‌ای هدایت کنید که در آن گران‌ترین محصولتان را به همین فرد پیشنهاد می‌دهید! مثلا فرض کنید گران‌ترین محصولتان ۱۰۰ هزار تومان است که ۱۰۰ هزار تومان یعنی ۱۰۰ برابر قیمت  محصولی که همین الان خریدار اقدام کرده و آن را خرید کرده است.

مسلم است که اغلب افرادی که صرفا یک خرید هزار تومانی انجام داده‌اند بلافاصله قانع نمی‌شوند که پیشنهاد ۱۰۰ هزار تومانی شما را قبول کنند، ولی به این نکته توجه کنید که اگر از هر ۱۰۰ نفر فقط یک نفرشان این پیشنهاد را قبول کند اتفاقی که می‌افتد این است که فروشتان ۲ برابر می‌شود. ۱۰۰ نفر از سایت شما خرید هزار تومانی انجام داده‌اند که ۱۰۰ هزار تومان می‌شود و یکی از آن‌ها پیشنهاد دوم شما را هم قبول کرده است. بنابراین با یک خرید فروش کل این قسمت سایت‌تان دو برابر می‌شود که بسیار قابل‌توجه است. حال اگر دو نفر این کار را انجام دهند فروشتان سه برابر می‌شود.

بنابراین این یک فرصت بسیار عالی است! این فرصت را از دست ندهید، که به خریداران سایت‌تان حتی افرادی که محصولات ارزان خریده‌اند یک پیشنهاد خیلی گران بدهید البته با یک مزایای خاص. مثلا یک محصولی که یک میلیون تومان است را با یک تخفیف ۵۰ درصدی با قیمت ۵۰۰ هزار تومان ارائه بدهید. و این می‌تواند به یک پیشنهاد بسیار جذاب باشد و عده‌ای از خریداران را ترغیب کند تا پیشنهاد شما را قبول کنند.

Loading…
منبع: آسیان شاپ

ادامه‌ی پست

خانم‌ها و آقایان توجه کنید!

تقریباً روزی نیست که من از شما نامه­‌ای دریافت نکنم و مسائلتان را با من مطرح نکرده‌­باشید. من هم در حد توان خود و همکارانم تلاش می­‌کنم به این نامه­‌ها پاسخ دهم.
یکی از سئوالات رایجی که در نامه‌ها از من پرسیده می‌شود این است که:
خانم‌­هایی هستند که اظهار می­‌کنند که همسرِ ما مشکلِ خاصی ندارد. از خرجی کم نمی­‌گذارد؛ ولی ما خوشبخت نیستیم! چرا؟

تفاوت­‌های کوچک می­‌تواند زندگی را خیلی خوب یا خیلی بد کند. آن تفاوت‌ها کدامند؟

می‌خواهم ماجرای یکی از مراجعینم را برای شما شرح دهم:
خانم تصمیم گرفته بود از همسرش جدا شود؛ می‌خواستم بدانم همسر این خانم در این مورد چه فکری می­‌کند.
همانطور که خانم گفته بود، همسرش مشکل خاصی نداشت به جز این­که خیلی ساکت بود و ابراز احساسات نمی­‌کرد! (شاید بعضی­‌ها بگویند که چه خوب، ولی برای یک خانم چه بد!)
ایشان می­‌گفتند:
از روزی که بچه­ ما به دنیا آمده، این بچه را بغل نمی­‌کند، نمی‌­بوسد! هر چه بچه بخواهد برایش می­‌خرد، خانه هم برای من خریده است؛ چیزی کم نمی­‌گذارد، ولی خیلی ساکت است. اصلا حرف نمی‌­زند. دوست­‌داشتنش را ابراز نمی‌­کند. (باور کنیم یا نکنیم، به همین سادگی یک مسئله به این کوچکی می‌تواند در زندگی زناشویی اختلال ایجاد کند).

احتمالا همسرِ ایشان در خانواده­­‌ای بزرگ شده است که ابراز احساست و  ابراز وجود، خیلی جایز نبوده‌­ است. این را عیب می‌­دانسته­‌اند.
به عبارت ساده از لحاظ احساسی، فلج هستند.
چطور کسی که فلج جسمانی است، قادر به حرکت دادن آن عضو خاصی نیست؛ افرادی که دچار فلج احساسی هستند نیز قادر به ابراز احساسات نیستند. ممکن است خیلی هم احساساتی ­­باشند ولی نمی­‌دانند چگونه آن را ابراز کنند.
دخترش را دوست دارد ولی او را بغل نمی‌­کند و نمی­‌بوسد. در حالی که پدران باید از کودکی، دخترشان را در آغوش بگیرند و ببوسند و در سن بلوغ به بعد هم حداقل روزی یک­بار آن‌ها را در آغوش گرفته و نوازش کنند. وقتی دختر از پدر، توجه و آغوش گرم را می­‌گیرد، در بیرون دنبال یک آغوش نمی‌­گردد. شانسِ گمراه شدن او کاهش می­‌یابد.

همه‌ی آدم‌ها به توجه نیاز دارند. اگر توجه را در خانه گرفتند، در بیرون به دنبالش نمی­‌گردند
اگر به همسرم توجه نکنم، بیرون برود از خانه و کسی دیگر به او بگوید چقدر زیبا شده‌­اید، او ناخودآگاه جذبِ آن شخص می­‌شود، و من این شرایط را ایجاد کرده‌ام!

زندگیِ مشترک، انجامِ ترتیبیِ یک سری کارهای پشت‌­سرهم نیست! که فکرکنیم:
من که خرجی می­‌دهم، مواظبشان هستم، سفر هم می‌رویم!
در پسِ تمام این کارها، احساسِ نهفته‌ای وجود دارد و آن اینکه:
«من مهم هستم».



در زندگی زناشویی، حداقل یک ربع وقت بگذارید و با همسرتان حرف بزنید یا فقط به حرف‌های او گوش کنید. ممکن است حرف‌های او به نظرتان مهم نرسد، ولی یک نشانه‌­ی بسیار قوی است که «همسرم مرا دوست دارد».

آقایان، از شما خواهش می­‌کنم که توجه کنید!

همسرانِ شما نیازهای خاصی دارند که یکی از مهمترین نیازهای یک خانم از همسرش این است که:
مرد حرف بزند، احساسش را ابرازکند.
زندگی­‌هایی با شرایط بسیار بسیار سخت، ولی زن و شوهر و به ویژه زن، بسیار خوشحال است. دلیل اصلی این بوده که همسرش خوش ­اخلاق بوده­ست.
خانم خانه خیلی از مسائل را می‌­تواند تحمل کند، الّا بداخلاقی.
زن نیاز دارد که با او مهربان باشی، که حمایتش کنی.

خانم‌ها، از شما خواهش می­‌کنم که توجه کنید!

آقایان تأیید لازم دارند. مرد دوست دارد تأیید شود، که به او بگویی تو مرد خانه­‌ی من هستی. بگو ما دست‌به‌دست هم زندگی را می‌­سازیم.
تو برو جلو، من همراهت هستم…
به یکدیگر نشان دهیم چقدر همدیگر را دوست داریم و همسرمان برایمان مهم و باارزش است.

این «۳میم» معجزه می‌­کند:
تو محبوبی
تو مهمّی
تو مفیدی
همه‌ی انسان‌ها به این «۳میم» نیاز دارند؛ همه­  از دریافت این سه احساس، سربلند و خوشنود می‌­شوند.

دوستدارتان
آسیان شاپ


دانلود سمینار «ازدواج پایان یا آغاز عشق؟!»


 

ادامه‌ی پست