تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

نمونه هایی از اختلافات و راه حل ها در محل کار-بیشتر از یک نف

اختلافات در محل کار، اجتناب ناپذیرند و می توانند بین دو همکار، سرپرست و زیردست یا بین کارمند و سهام داران خارجی مثلا مشتری ها، تامین کننده ها و مامورهای تنظیمات رخ دهند.
مدیریت اختلاف ها، شایستگی کلیدی مدیریت را نشان می دهد
و مهارت های حل اختلافات را تمرین می کند تا محیط کار، جو مثبت خود را حفظ نماید.

• عنوان های تبعیض

تبعیض می تواند منبع ایجاد اختلاف باشد و به یک مشکل قانونی برای شرکت و صاحبانش ختم شود.
اختلافات تبعیض آمیز می توانند از تعصب های فردی روی کارمندان یا دیدگاه های آموزشی اشتباه آنها باشد.

برای نمونه ای از اختلاف تبعیضی، فرض می کنیم یک کارمند سطح متوسط در یک تیم احساس می کند بیشتر بار سنگین گروه روی دوش اوست.
این کارمند ممکن است کم کم نسبت به اعضای دیگر گروه و مدیر احساس نفرت پیدا کند و در نتیجه آخرسر ضربه خود را از طریق کاهش محصول و یک جر و بحث شدید وارد کند.
برای حل مشکل یک مدیر باید تمام تیم را جمع کرده، با آنها بنشیند و راجع به مسئولیت های تک تک آنها صحبت کند
و تا جایی که لازم است تغییراتی ایجاد نماید تا مطمئن شود کارها به خوبی تقسیم شده اند.

• اختلافات بازدید اجرایی

هیچ کارمندی دوست ندارد در حین بازدید شدن، پیام منفی دریافت کند اما با توجه به سوابق بازدیدها و کارهایی که خود آن کارمند در حین بازدید انجام می دهد، این قضیه اجتناب ناپذیر است.

کارمندها ممکن است بخاطر عدم افزایش حقوق، ترفیع یا دیگر انگیزه های اجرایی مرتبط عصبانی شوند و با غیبت و رفتار ناپسند در محل کار عصبانیت خود را تخلیه کنند.
کارمندها ممکن است در حین بازدید با سرپرست خود جر و بحث کنند و شرایطی ایجاد کنند که نیازمند یک رابطه عاقلانه است.
برای حل چنین اختلافی باید به طور مستقیم با کارمند کار کنیم که یک طرح کاری ثابت و زمان بندی شده برایش تهیه کنیم تا ارائه کارش بهتر شود و تکمیل این اهداف باید با ضمانت انگیزه همراه باشد.
باید به کارمند اجازه دهیم در حین تنظیم اهداف برای افزایش ارائه کارشان در دستیابی به آن اهداف، حرف بزنند.

• اختلاف با مشتری ها

کارمندان خدمات فروش و مشتری می توانند اختلافاتی را تجربه کنند که با مشتری ها است و بر سر پایه های معمولی عادلانه کار، بسته به آن صنعت بخصوص می باشد.
یکی از کشمکش های رایج که فروشنده ها تجربه اش می کنند،
مشتری ناراضی ای است که احساس می کند آن فروشنده فریبش داده است.

برای مثال اگر یک فروشنده ماشین، یک اتومبیل دست دوم را بدون ضمانت یا تعهد بفروشد و ماشین در حین کار توسط مشتری خراب شود، خریدار ممکن است با عصبانیت برگردد و از فروشنده بخواهد پولش را پس دهد.
اولین قدم برای حل چنین مشکل هایی این است که یک مدیر را دخالت دهیم.
مدیری که حق پیشنهاد بازپرداخت پول، تخفیف یا دیگر درخواست های صلح آمیز به مشتری را داشته باشد.
مگر اینکه در شرایطی باشیم که کارمندها قدرت چنین تصمیم گیری هایی را دارند.

• اختلافات مدیریتی

برخوردهای شخصی بین مدیرها و کارمندان می توانند موجب افزایش اختلافات شوند. کارمندان ممکن است حس کنند کسی دارد به آنها زور می گوید و مدیرهای مقام بالا دارند تحت فشار قرارشان می دهد یا ممکن است یک عدم هدایت از طرف مدیرها ببینند.
مدیرهایی که شخصیت نوع اول را دارند ممکن است اهداف بلندپروازی برای کارمندانشان ببینند که همین باعث می شود آنها شکست بخورند و کشمکش ایجاد شود.

برای حل چنین اشتباهات فردی، اول باید سعی کنیم یک درکی بین مدیر و کارمند ایجاد کنیم تا هر یک دیدگاه دیگری را در آن شرایط بفهمند. هرگز نباید شرایط مدیریت اختلاف را بعنوان گزارش های منظم ببینیم،
طوری که انگار ذاتا حق با مدیرهاست و کارمند ذاتا اشتباه می کند. این یک روش مطمئن برای از دست دادن کارمندهاست.
اگر این دو نتوانند به یک درک مشترک برسند، در صورت ممکن باید آن کارمند را تحت نظر سرپرست یک مدیر دیگر گذاشت.

  • ۲۹ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

نخ و سوزن سخنران-بیشتر از یک نفر

شاید در وهله اول با دیدن تیتر نوشته بگوید که منطقی هست و کار خیلی از سخنران ها آسمان رو به زمین با ریسمان بافتن است.!! ولی اینجا دقیقا منظورم دقیقا نخ و سوزن هست.

یک سخنران همیشه باید تجهیزات جانبی خودش رو همراهش داشته باشه ، شاید پیش خودتان می گوید مگه سخنران هم باید تجهیزات خاصی رو همراه خود بیاورد ؟ جواب قطعا بله است.

چند هفته گذشته برای کارگاهی به بندرعباس مسافرت کردم، کت و شلوارم را تازه از خشکشویی تحویل گرفته بودم و آنها را چک نکرده بودم. زمانی که از ماشین پیاده شدم طبق معمول عادتم دگمه کت را بستم ولی احساس خوبی نداشتم دلیلش را هم متوجه نمی شدم.

زمانی که به داخل ساختمان رفتم متوجه شدم کت من مثل همیشه شق و رق و محکم نمی ایستد، با دقتی که مجدد به سر و وضع خود کردم متوجه شدم دگمه کت من شل شده است و خلاصه کلام اینکه مجبور شدم دگمه را باز کنم و این یعنی حس بد برای من، در زمان استراحت اول به سراغ مسئول برنامه رفتم و از اون پرسیدم نخ و سوزن در دفترشان دارند؟ و خوشبختانه داشتند ، من سریع به دفتر پایین رفتم و در تایم پذیرایی بچه ها دگمه کت را محکم دوختم و مجدد به سالن برگشتم.

 

من همیشه در کیف همراهم همیشه یک کیف کوچک تر مثل جامدادی دارم . که در آن یک مسواک و خمیر دندان و نخ دندان و نخ و سوزن به همراه من است ، ولی آن روز چون کیف بزرگتر من همراهم بود کیف کوچک را تخلیه کرده بودم.

امیدوارم هر کدام ما با رعایت و پیش بینی کوچک ترین مسائل از بروز اتفاقات غیرمترقبه جلوگیری کنیم یا اگر هم اتفاق افتاد برای ما غافل گیر کننده نباشد.  

  • ۲۹ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

دوره های آموزشی بلندمدت -بیشتر از یک نفر

پارسال همین موقع ها در اواسط “دوره بلندمدت انسان بیشتر از یک نفر” از مجموعه +۱ بودیم

این عکس هم که می بینید فکر می کنم همین موقع ها بود که گرفته شد:

توی دوره های بلندمدت معمولا ارتباطات کاری و دوستانه خیلی خوبی شکل می گیره

از مدل این عکس هم فکر کنم مشخص باشه دوستی صمیمانه 😄

به نظر من و نظر خیلی افراد دیگه، دوستی هایی که در این دوره های بلندمدت شکل می گیره خیلی بهتر و باداوم تر از دوستی های محیط های دیگه مثل مدرسه، دانشگاه، محیط کاری و … هست

چون وقتی کسی که با اختیار خودش توی یه محیط آموزش فوق العاده و خاصی میاد و زمان تقریبا ۱ ساله و پولش رو هزینه می کنه، پس احتمالش زیادتره برای ارتباط کاری یا دوستانه فردی قابل اعتمادتری باشه

به خصوص اینکه معمولا افراد در زمینه بهبود فردی با یه پیش زمینه خوب میان و حتی اگه پیش زمینه نداشته باشن هم در حین دوره از نظر فردی، رشد زیادی می کنن

خلاصه امیدوارم حداقل ۱ دوره اینجوری رو تجربه کنید

داخل ایران دوره های اینجوری خوب وجود دارن اگه یکمی جستجو کرد

و مطمئنا یکی از بهترین ها و شاید بهترین در این زمینه مجموعه +۱ باشه که تعداد افراد زیادی رو در مدت طولانی گرد هم میاره که جالبه نرخ ریزش و انصراف از دوره هم به نسبت جاهای دیگه درصد خیلی پایینی هست…

  • ۲۸ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

جنگ جنگ است-بیشتر از یک نفر

امروز باید پرسپولیس ایران به مصاف تیم قطری می رفت ، ایران می خواست با پراید به جنگ بنز برود ، تیمی قدرتمند و سرمایه دار از کشور قطر که شاید هزینه ای که برای دو بازیکن خود کرده برابر با کل سرمایه تیم پرسپولیس ماست، جنگ غریبی ست ، تیم قطری کلی سرمایه دارد ما تنها سرمایه مان یک صد هزار تماشاگر درون ورزشگاه و ۷۰ میلیون ایرانی پای تلویزیون که برای پیروزی تیممان دعا می کنند و یازده بازیکنی که دوازدهمی آن را حتی اسمش را هم نشنیده ام.

تا کی میخواهیم به شجاعت و جنگندگی بازیکنانمان تکیه کینم، تا کی قرار است تیم های ورزشی و استعدادهای ما قرار است درگیر سیاست زدگی ورزش ما شود . کی قرار است ما هم به استعدادهای خود و نخبگانمان بها بدهیم.

 

امیدوارم مسئولین درک کنند ورزش هم برای ما جنگ است و بحث غیرت است و هیچکدام ما نمیخواهیم هیچکدام از تیم های ما در مقابل پول تیم های دیگر کم بیاورند.

  • ۲۸ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

قوی ترین بخش وجودتان را بیدار کنید -بیشتر از یک نفر

این هفته کتاب قویترین بخش وجودتان را بیدار کنید را شروع کردم به خواندن . و هر چه جلوتر می رفتم دیدم که چقدر مطالب تکراری و کلیشه ای شده اند . البته برای من ، اما از یک جا به بعد با یک موضوع بسیار جالب مواجه شدم ودیدم یکی از نقاط ضعف اصلی من در این کتاب است و از انجا به بعد کتاب را با اشتیاق خواندم .

نکته اش این بود که همیشه برای سریع رسیدن به هدف با خودم کشمکش داشتم و فکر میکردم که باید کارهایم را زود انجام بدهم و به مقصد برسم و این باعث میشد که آن آرامش درونی خودم را از دست بدهم . همین کشمکش درونی باعث می شد که حس خوبی نداشته باشم . متوجه شدم باید همیشه احساسم را کنترل کنم و از انجام هر کار در آن لحظه لذت ببرم تا بتونم بهترین نتیجه را بدست بیارم . 

  • ۲۸ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

سازگاری و تجانس کلامی-بیشتر از یک نفر

زبان بدن به ارتباط کلامی رنگ می‌بخشد. درباره کسانی نمی‌گوییم که با رنگ و لعاب خاصی حرف می‌زنند.
درباره نظرات، احساسات و عواطف در ارتباط با افراد، محیط‌ها و شرایط گوناگون صحبت می‌کنم.

نمی‌توانید کلمات گفته‌شده را از حرکات، ژست‌ها و نشانه‌های بدن جدا کنید.
همه آنها در هم پیچیده شده‌اند، در حالی‌که وقتی با زبان کلامی صحبت می‌شود، بدن به محرک‌های داخلی و خارجی واکنش نشان می‌دهد.

اگر زبان بدن با کلمات گفته‌شده همسو باشد، بسیار خوب است،
اما اگر این هماهنگی و تجانس وجود نداشته باشد، به سؤالات بیشتری نیاز است.

فرض کنید مدیر جایی هستید و درباره تغییرات پیش‌رو برای الگوی کاری با کارکنان حرف می‌زنید.
شما می‌گویید چرا شرکت این کار را کرده و درباره زمان اجرا و کارکردن با افراد خاص توضیح می‌دهید.
وقتی با آوردن اسم آن فرد متوجه اخمی ناشی از به‌یادآوردن یک خاطره در صورت آنها شوید، ممکن است لبخند ریزی روی لبان‌تان بنشیند که از چشم آنها دور بماند.
این لبخند می‌تواند حالتی از ترس باشد؛ مثلاً ممکن است کارکنان‌تان به شما بگویند که از او خوش‌شان نمی‌آید و دوست ندارند با او کار کنند.

در این نقطه، شما به‌عنوان رئیس، یک شانس دارید.
حالا برای تصمیم‌گیری با اعتمادبه‌نفس، به دانش مجهز هستید.
شناخت زبان بدن به شما این شانس را می‌دهد که از شرایط معین استفاده کنید.

می‌توانید از آنها بپرسید که چرا نسبت به اسمش چنین واکنشی نشان دادند.
در این حالت ممکن است راست بگویند یا دروغ.

دانستن این موضوع که کارمند الف از کارمند ب خوشش نمی‌آید، کمک می‌کند شما برنامه خود را را طوری تغییر دهید که هیچ‌وقت آن دو به هم برنخورند.
با این کار، برنامه‌های کاری شما به هم نمی‌خورند. در غیر این صورت، ممکن است همه‌چیز خراب شود و کار به‌درستی پیش نرود.

واضح است که می‌توانید چنین اتفاقاتی را نادیده بگیرید، اما همیشه باید مراقب باشید
بین کارکنان‌تان ناراحتی پیش نیاید یا باید کارکنان جدیدی را استخدام کنید که می‌تواند هم از لحاظ زمانی و هم هزینه برای‌تان گران تمام شود؛ به‌ویژه اگر آموزش به کارکنان لازم باشد.

شما همه روز با این افراد کار می‌کنید؛ بنابراین باید ایده بسیار خوبی از الگوها، تغییرات ذهنی، ظواهر، نظرات و احساسات‌شان داشته باشید؛
برای موفق‌شدن این موارد را نادیده نگیرید.

در نظرگرفتن رفتار روزانه افراد (یودا) به شما می‌گوید آیا رفتارشان با حرف‌های‌شان سازگاری دارد یا خیر. این کار وقتی سخت‌تر می‌شود که با افراد جدیدی سروکار دارید که از آنها مبنای رفتاری ندارید.
رفتار مبنا بسیار مهم است و به شما درباره چگونگی واکنش‌های ایده می‌دهد، اما ضروری نیست.
انسان‌ها برای هر چیز واکنش‌های استانداردی دارند و همیشه به یک شکل آنها را نشان می‌دهند.
معمولاً تنها تفاوت در این واکنش‌ها در حرکات بدن و نشانه‌هاست.

  • ۲۸ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

۱۰ محصول مدرس مرجع | آموزش بازاریابی

۱۰ محصول مدرس مرجع

تجربه من نشان داده است که این ده محصول، مجموعه‌ای ضروری برای فعالیت شما به‌عنوان یک مدرس مرجع است. پس به هرکدام از این موارد بپردازیم.

۱. کتاب الکترونیکی

کتاب الکترونیکی یک کتاب کوچک و کم‌حجم است که خیلی‌ها آن را روی موبایل یا کامپیوتر می‌خوانند. رایج‌ترین فرمت برای انتشار کتاب الکترونیکی، PDF است. البته کتاب‌های با فرمت epub هر روز رایج‌تر می‌شوند چون خواندن آن‌ها روی موبایل راحت‌تر است. دلیلش آن است که در epub محتوای هر صفحه ثابت نیست و متناسب با اندازه صفحه نمایش، بخشی از مطلب نمایش داده می‌شود.

هدف ایبوک می‌تواند جذب مشتری باشد. بسیاری از مخاطبانم مرا با اولین کتاب الکترونیکی‌ام که حدود ۱۰ سال پیش منتشر کردم شناختند. نام آن «۱۰۱ عنوان برای ساخت تبیلغات پرفروش» بود. این ایبوک تا به‌حال بیش‌ از ۲۰۰ هزار بار دانلود شده است.

اگر بخواهید یک کتاب الکترونیکی زیبا و حرفه‌ای تولید کنید می‌توانید از نرم‌افزار InDesign استفاده کنید. با این نرم‌افزار می‌توانید کتاب خود را به PDF و همچنین epub تبدیل کنید.

 

۲. کتاب

اگر از من برسند بین این ده محصول کدام‌یک اعتبار مدرس مرجع را بیشتر و سریع‌تر افزایش می‌دهد، پاسخ من بدون شک «کتاب» است. کتاب محصولی است که شما را در جایگاه متخصص و کارشناس قرار می‌دهد. بنابراین نوشتن کتاب، یک روش خارق‌العاده است تا به افراد زیادی نشان بدهید اطلاعات بسیار مفید و ارزشمندی دارید.

در نوشتن کتاب نکته‌ای وجود دارد که کارتان را راحت‌تر خواهد کرد. کتاب‌های خوب دنیا به ترتیب نوشته نمی‌شود یعنی ابتدا نباید به این فکر کنید که در مقدمه چه بنویسید، سپس فصل اول و… ترتیب نوشتن مطالب مهم نیست. مثلا می‌خواهید در مورد هدف‌گذاری یک کتاب بنویسید. می‌توانید هرچیزی که به ذهن‌تان رسید را بنویسید و کم‌کم آن را توسعه دهید.

 

۳. مقاله

مقالات می‌تواند رایگان یا پولی باشد. مقالات خوب می‌تواند جایگاه خوبی برای شما بسازد. من مشتریان مشاوره زیادی داشتم که با خواندن یک مقاله من در مجلات موفقیت یا خلاقیت به من اعتماد کردند و پروژه‌هایی را به من واگذار کردند.

هر مجله سردبیری دارد که دنبال مقالات و مطالب خوب است. اگر معیارهای آن مجله را رعایت کنید و مطلب خوب و جدیدی داشته باشید، شاید اولین مقاله شما در یک مجله مطرح چاپ شود.

بگذارید خیالتان را راحت کنم! سردبیرها دنبال مقالاتی هستند که بتوان بدون هیچ تغییری در چند ثانیه در مجله‌شان کپی کرد. مقالاتی که نیاز به ویرایش زیاد، تصحیح املایی و نگارشی و … دارند، شانس زیادی برای چاپ شدن ندارند.

 

۴. صوت

آموزش‌های صوتی یک مزیت بزرگ دارند. افراد می‌توانند هنگام انجام کارهای دیگر به شنیدن صوت بپردازند. افراد زیادی در اتومبیل خود به آموزش‌های صوتی گوش می‌دهند. اغلب مردم در موبایل خود فایل‌های صوتی دارند. افرادی که پیاده‌روی‌ می‌کنند یا به محل کارشان می‌شوند می‌توانند با موبایل خود به آموزش‌های شما گوش بدهند. پس اگر صوت تولید نکنید بخشی از مخاطبان را از دست خواهید داد. عده‌ای از یادگیرنده‌ها، صوت را به فرمت‌های دیگر ترجیح می‌دهند.

تولید صوت بسیار راحت است. کافی است یک موبایل هوشمند داشته باشید. حتما می‌دانید تمام موبایل‌ها میکروفن دارند. اگر نداشتند نمی‌توانستید با دیگران صحبت کنید! پس با نصب یک برنامه ضبط صدا به‌راحتی می‌توانید به ضبط آموزش‌های صوتی بپردازید. البته برای کارهای حرفه‌ای‌تر بهتر است یا یک میروفن جانبی به موبایل وصل کنید یا از دستگاهی به نام وُیس‌رکورد استفاده کنید. در بازار کامپیوتر به ویس رکوردر «ضبط خبرنگاری» می‌گویند.

 

۵. ویدیو

تولید آموزش‌های ویدیویی سریع‌ترین روشی است که می‌تواند شما را معروف کند. تماشای ویدیو جزو عادت‌های روزانه افراد شده است. مصرف ویدیو آنقدر رایج شده است که باید از این فرصت به‌خوبی استفاده کنید. چند سال پیش تماشای ویدیو کار خیلی سختی بود. نیاز به دستگاه‌ پخش و تلویزیون بود. ولی اکنون افراد هر روز در گوشی خود حداقل چند ویدیو می‌بینند.

بسیاری از مدرس‌ها روی کیفیت ویدیو وسواسی بیش از حد دارند. اوایل کار خیلی وسواس نداشته باشید. شاید نورپردازی ویدیوی شما عالی نباشد. ولی مهم است محتوا و ارائه آن خوب باشد.

 

۶. وبینار

وبینار یکی از پدیده‌های بسیار اثرگذار در دنیای بازاریابی اینترنتی و همچنین تدریس است. وبینار در واقع سمیناری است که از طریق وب برگزار می‌شود. اگر خیلی ساده توضیح دهیم، مدرس پشت لپ‌تاپ یا کامپیوتر خود می‌نشیند و از طریق میکروفن و وب‌کم به صورت زنده، محتوای خود را ارائه می‌دهد. حتی می‌تواند صفحه تصویر کامپیوتر خود را به اشتراک بگذارد. شرکت‌کنندگان وبینار هم می‌توانند به صورت زنده صدای سخنران را بشنوند و همچنین تصویر سخنران یا صفحه کامپیوتر او را ببینند.

یک حالت بسیار رایج آن است که مدرس برای مطالب موردنظر خود یک پاورپوینت درست می‌کند. در اینصورت مخاطب صدا را می شنود و همچنین روی صفحه کامپیوتر یا موبایل خود پاورپوینت سخنران را می‌بیند.

هزینه‌های برگزاری وبینار نسبت به کلاس حضوری بسیار ناچیز است و اگر هنوز دفتر کار ندارید می‌توانید به‌راحتی از منزلتان وبینار برگزار کنید. البته هرچقدر هم که در کارتان پیشرفت کرده باشید باز باید وبینار برگزار کنید. از وبینار می‌توانید برای برندسازی نیز استفاده کنید،‌ مثلا هر هفته‌ نیم ساعت آموزش رایگان بدهید.

 

۷. اشتراک پولی

شما در بخشی از سایت، مطالب و آموزش‌های خاصی قرار می‌دهید. افراد به ازای پرداخت پول اشتراک، به آن بخش دسترسی پیدا می‌کنند. کل این فرایند در سایت می‌تواند خودکار باشد. یعنی بازدیدکنندگان به محض پرداخت مبلغ اشتراک، بتوانند مطالب را دانلود کنند. اگر آموزش‌های این بخش پیوسته باشد، یعنی درس به درس پیش بروید، نام این اشتراک «دوره آنلاین» است.

 

۸. کارگاه

کارگاه یا وُرک‌شاپ، جلسه‌ای حضوری است که توسط شما ارائه می‌شود و معمولا با تمرین و کار عملی همراه است. فرق کارگاه با سخنرانی در این است که سخنرانی یک‌طرفه است ولی در کارگاه، کار عملی و مشارکت وجود دارد.

در برخی کارگاه‌ها بخشی از محتوا توسط شرکت‌کنندگان تولید می‌شود. مثلا فرض کنید کارگاه در مورد «ایده‌های تبلیغات و بازاریابی» است. ابتدا مدرس چند نکته کلیدی می‌گوید و سپس شرکت‌کنندگان را به چند گروه تقسیم می‌کند. هر گروه باید در مدت‌زمان تعیین‌شده ایده‌های جدیدی بیابد. سپس تمام این ایده‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود و در اختیار تمام شرکت‌کنندگان قرار می‌گیرد.

 

۹. همایش

در همایش‌ها افراد بیشتری را در یک سالن جمع می‌کنیم و برای آن‌ها سخنرانی می‌کنیم. تعداد شرکت‌کنندگان همایش می‌تواند چیزی بین ۱۰۰ تا چند هزار نفر باشد. در همایش‌ها معمولا این امکان وجود ندارد که حضار مشارکت کنند یا سوال بپرسند. مدت‌زمان همایش می‌تواند از چند ساعت تا چند روز کامل باشد.

اگر همایش‌های ۴ ساعته برگزار کنید، دیگر نیازی به پذیرایی ناهار نیست. ساعت همایش می‌تواند از ۹ صبح تا ۱۳ باشد. یا از ۱۵ تا ۱۹ بعدازظهر باشد. این موارد کاملا به سلیقه شما بستگی دارد. ولی معمولا همایش‌هایی که صبح آغاز می‌شود رضایت بیشتری ایجاد می‌کند.

 

۱۰. مشاوره

اگر تمام مطالب ارزشمند خود را در کتاب‌ها، محصولات و سخنرانی‌ها ارائه بدهید، باز عده‌ای ترجیح می‌دهند از شخص شما مشاوره بگیرند. مشاوره دقیقا چیست؟ مشاوره آموزشی است که برای یک فرد خاص سفارشی یا اختصاصی شده است. مشاوره جزو گران‌ترین خدمات شما است.

کار اصلی مشاور، «کاهش گزینه‌ها» است. وقتی به پزشک مراجعه می‌کنید، او با معاینه شما تشخیص می‌دهد از تمام داروهای موجود و روش‌های درمانی رایج، کدام برای شما مناسب‌تر است. کار شما هم دقیقا مثل کار پزشک است. شما اطلاعات کافی از شرایط مخاطب کسب می‌کنید و با توجه به تجربه‌ای که دارید بهترین راهکار را پیشنهاد می‌دهید.

همانطور که گفتیم یک مدرس مرجع با داشتن این ۱۰ محصول، موفقیت خود را سرعت می‌بخشد!

 

 

مطالب این مقاله از کتاب «مدرس مرجع» برداشت شده است. برای تهیه کتاب کامل بر عکس زیر کلیک کنید.

کتاب مدرس مرجع

Loading…
منبع: آسیان شاپ

دانلود PDF این مقاله

  • ۲۷ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

۹ روش تاثیرگذاری و افزایش تعامل در اینستاگرام

۹ روش تاثیرگذاری و افزایش تعامل در اینستاگرام

وقتی شروع به اجرای استراتژی‌های مطرح‌شده در این مقاله می‌کنید، تعداد فالوئرهای‌تان باید با نرخ کاملا ثابتی در حال رشد باشد. شتاب شما در اول کار باید به هر قیمتی حفظ شود. کارهای روزانه دائمی که در طول زمان انجام شده‌اند، طبیعتا نتایج دائمی تولید خواهند کرد. باید هر روز با جامعه فالوئرهای‌تان در تعامل باشید و آن را بسازید.

نگاهی به کارهای صفحه‌های بزرگ اینستاگرام بیندازید. آن‌ها با جامعه فالوئرهای‌شان مثل یک باغ رفتار می‌کنند که روزانه، آبیاری و پرورانده می‌شود. چند بار در روز به باغشان سر می‌زنند و مطمئن می‌شوند با آهنگ یکنواخت و باثبات، ‌در حال رشد است. برقراری ارتباط با مخاطبان، عمده تلاش و زحمات شما را می‌طلبد.

صفحه‌های موفق چند بار در روز، محتوای ارزشمند و توانمند ساز می‌گذارند. آن‌ها چند بار در روز، با فالوئرهای‌شان فعالانه تعامل می‌کنند. وقتی کاربران اینستاگرام بفهمند صفحه‌ای خالصانه برایشان دلسوزی می‌کند و شخصا کمکشان می‌کند، انگیزه زیادی برای بقیه‌ی فالوئرها به وجود می‌آورد که با شما تعامل کنند. خواهید دید که جامعه فالوئرهای‌تان درنهایت به یک ماشین خودتعاملی تبدیل خواهد شد که خیلی راحت می‌توانید محصولات و خدماتتان را در آن تبلیغ کنید و احتمالا آن‌ها از این موضوع خشنود خواهند بود.

روش‌های زیادی برای تاثیرگذاری و افزایش تعامل از طریق ارتباط با فالوئرهای فعلی و آینده وجود دارد. در اینجا، ابتدایی‌ترین روش‌ها را ارائه داده‌ام. در مورد راهبردهای پیشرفته‌تر بعدا بحث خواهد شد:

 

۱. اشتراک‌گذاری

می‌توانید عکس‌های فالوئرهای‌تان را در صفحه‌تان به اشتراک بگذارید (حتما قبلا از آن‌ها اجازه بگیرید) و اسم آن‌ها را منتشر کنید. بهتر است اگر عکسشان حاوی صفحه محصول، برند یا خدمت شما باشد، این محتوا را به اشتراک بگذارید. این یک راه عالی برای پیشرفت زیاد است و نشان می‌دهد شما واقعا هوای طرفداران وفادارتان را دارید!

 

۲. لایک کردن

برای نشان دادن اهمیت افراد برای شما، چه راهی بهتر از لایک کردن عکس‌هایشان؟ وقتی عکس‌ها را لایک می‌کنید، افراد متوجه می‌شوند شما علاقه‌مندید که بخشی از جامعه‌ی مخاطبانشان باشید. کسی که فقط چیزی می‌گیرد، بدون اینکه چیزی در ازای آن برگرداند، شما را درک نخواهد کرد.

 

۳. نظر دادن

این همان‌جایی است که واقعا می‌توانید تلاش بیشتری کنید و ارتباطتان را با کاربران اینستاگرام بهبود دهید. در مورد عکس‌هایی که فالوئرهای‌تان می‌گذارند و عکس‌هایی که شما فالو می‌کنید، نظر دهید. از پستشان تعریف کنید و همیشه پیام‌های صادقانه بگذارید. آن‌ها را با تگ کردن نام کاربری‌شان (username) برای گرفتن امتیاز، منشن (اشاره) کنید.

 

۴. ارسال پیام

در تصاویر و کپشن‌های‌تان با استفاده از پیام‌هایی که فالوئرها را به انجام یک عمل ساده تشویق می‌کنند، افراد را وادارید که پست‌های‌تان را لایک کنند و آن پست‌ها را با افرادی که به‌زعم آن‌ها با پیام شما موافق هستند، ‌به اشتراک بگذارند. این کار تا وقتی به برند و جایگاه شما ربط داشته باشد، می‌تواند مفرح یا جدی باشد. جمله‌های ساده‌ای مثل «اگر موافقید دو بار ضربه بزنید» یا «کسی را تگ کنید که به شما انگیزه می‌دهد و الهام‌بخش شماست و قرار است میلیونر شود» نرخ تعامل را خیلی بالا می‌برند؛ به‌شرط این‌که فالوئرهای شما و دوستانشان به آن‌ها ربط داشته باشند.

 

۵. فالو کردن

فکر نمی‌کردید بتوانید همه این کارها را انجام دهید، بدون این‌که دیگران، شما را فالو کنند، درست است؟ کسانی را فالو کنید که در صورت امکان، شما را فالو کنند؛ ولی نگران فالو کردن همه نباشید. داشتن تعداد کم صفحه‌هایی که دنبال می‌کنید،‌مزیت‌های زیادی دارد و اگر صفحه‌های موفق را در جایگاه خودتان مطالعه کنید، تعدادی منطقی از آن‌ها را می‌بینید که می‌توانید طبق آن‌ها الگوسازی کنید.

 

۶. پاسخ دادن به پیام‌های مستقیم (دایرکت)

بمباران شدن با پیام‌های مستقیم از سوی فالوئرها شاید هر بار طاقت‌فرسا به نظر برسد. با این حال، باید یادتان باشد که فالوئرهای‌تان درنهایت مشتری‌هایتان خواهند شد. به همین خاطر، نادیده نگرفتن پیام‌های مستقیم آن‌ها حیاتی است و شما باید همیشه پیام‌های «درخواست شده» از کاربرانی را بررسی کنید که مستقیم با شما در ارتباط نیستند.

 

۷. از ویژگی استوری برای تاکید روی پیام‌های مستقیم مثبتی که دریافت کرده‌اید،‌ استفاده کنید

کاری که خیلی از تاثیرگذاران برتر اینستاگرام اخیرا انجام می‌دهند، گرفتن اسکرین‌شات از پیام‌های مستقیم فالوئرهای‌شان است که نشان‌دهنده تبادل ارتباطات و پست کردن آن‌ها در استوری‌شان است. این نشان می‌دهد آن‌ها به‌صورت فعالانه با جامعه فالوئرهای‌شان در تعامل هستند و این کار، افراد بیشتری را برای تعامل با آن‌ها ترغیب می‌کند.

 

۸. از ویژگی‌های استوری برای نشان دادن پست جدیدتان استفاده کنید

یکی از راه‌های عالی برای استفاده از ویژگی استوری اینستاگرام، گرفتن اسکرین‌شات از پروفایل و استفاده از قابلیت‌های طراحی اینستاگرام برای معرفی آخرین پست‌هایتان است. متن جدیدی را روی پست تایپ کنید. همین کار، افراد را تشویق به پروفایل شما می‌کند.

 

۹. مسابقه و هدایا

این یکی از استراتژی‌های ماهرانه برای رشد است که تعاملی را بین فالوئرهای فعلی بیشتر خواهد کرد و هم‌زمان فالوئرهای جدید را جذب صفحه‌تان می‌کند. مردم هیچ‌چیز را بیشتر از مسابقه‌ای که در آن شانس برنده شدن چیزهایی مجانی را داشته باشند، دوست ندارند. تعداد مخاطبان شما رشد خواهد کرد؛ در حالی که آگاهی پیدا کردن مخاطبان از برندتان بهبود پیدا می‌کند. با یک تیر، دو نشان خواهید زد. حتی چیز گران‌قیمتی را هدیه نمی‌دهید؛ هرچند اگر بخواهید می‌توانید این کار را انجام دهید. چیزهایی مثل حق اشتراک یا یکی از محصولاتتان به‌رایگان، ‌انگیزه‌های خوبی برای ورود افراد به چالش آنلاین شماست؛ نسخه‌ای از کتاب جدیدتان،‌یکی از پرطرفدارترین اقلام در فروشگاهتان و… خلاق باشید.

حتی می‌توانید هشتگی را به وجود آورید که منحصر به برند شما باشد. فالوئرهای‌تان را وادار کنید از این هشتگ استفاده کنند و آن را هر جا که می‌توانند،‌ منتشر کنند. از طریق پاسخگویی با یک نظر، با افرادی که از این هشتگ استفاده می‌کنند، تعامل کنید. همین افراد بیشتری را به استفاده از این هشتگ ترغیب می‌کند؛ چون آن‌ها می‌دانند به احتمال زیاد از شما جواب می‌گیرند. این چیزی نیست که در بدو ورودتان به اینستاگرام بتوانید انجام دهید. بهتر است صبر کنید تا وقتی دست‌کم، چند هزار فالوئر داشته باشی. چون پاسخگویی به مخاطبی که هنوز وجود ندارد، منطقی نیست.

 

 

 

 

 

 

مطالب این مقاله بخشی از کتاب «رازهای پولسازی از اینستاگرام» نوشته جرمی مک گیلوری و چاپ انتشارات نگاه نوین است.

برای تهیه کتاب چاپی با ۱۰ درصد تخفیف و ارسال پستی رایگان بر عکس کتاب کلیک کنید.

بازاریابی اینستاگرام

 

Loading…
منبع: آسیان شاپ

دانلود PDF این مقاله

  • ۲۷ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

نخود هر آش-بیشتر از یک نفر

بارها و بارها پیش آمده افرادی را دیده ایم که بدون اینکه از موضوعی اطلاعی داشته باشند صرفا به دلیل اینکه چیزی گفته باشند و خودی نشان دهند ، اظهار نظر می کنند . 

به این دوستان باید گفت اگر آشپز این آش به هر نخودی اجازه خود نمایی می داد هیچ وقت شاهد این هنرمندی نبودیم.

پس دوست عزیز بدانید در کجا اظهار نظر شما خریدار دارد و کجا آش شماست که اظهار نظر کنید.

  • ۲۷ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

تصمیم‌گیری با توافق عموم | آموزش بازاریابی

تصمیم‌گیری با توافق عموم

رهبران کسب‌و‌کار به سه روش مدیریت می‌کنند: با دستور، با مشورت یا با توافق عمومی.
روش سنتی رهبری دستور دادن بود. رهبر دستوراتی می‌داد و همه موظف به پیروی از آن‌ها بودند. امروزه، رهبران شرکت‌ها دریافته‌اند که صادر کردن دستور بدون مشورت یا بدون توضیح لزوم انجام آن، روش خوبی برای انگیزه دادن به افراد و گرفتن بهترین عملکرد از آن‌ها نیست. ژنرال گِیل پولاک می‌گوید «اگر به افراد دستور دهید تا کاری را انجام دهند که آن را درک نمی‌کنند، همه توان خود را به کار نمی‌گیرند. بهترین عملکردها و شجاعت‌ها زمانی بروز می‌کند که دلیل اهمیت کار را برایشان توضیح دهید».

دومین روش رهبری، مشورت است. یعنی از افراد می‌خواهید نصایح و اطلاعات خود را با شما در میان بگذارند و سپس تصمیم‌ می‌گیرید. این روش رهبری انگیزاننده‌تر از دستور دادن محض است. افراد می‌دانند که تصمیم نهایی از آنِ شما است، اما از اینکه در فرایند تصمیم‌گیری از مشاوره‌های آن‌ها هم استفاده می‌کنید، سپاسگزار خواهند بود. حتی اگر با تصمیم نهایی موافق نباشند، به خاطر این مشورت به احتمال زیاد به آن پایبند هستند.

در روش توافق عمومی، دیگران را در تصمیم‌گیری سهیم می‌کنید. در این حالت، رهبر تصمیم نهایی را نمی‌گیرد؛ بلکه تصمیم نهایی صد درصد از آنِ گروه است. گروه باید درباره منافع و مضرات هر اقدامی بحث کرده و در نهایت با انجام آن کار موافقت کند.
رهبران از هر سه روش استفاده می‌کنند و هنگام بحث درباره یک تصمیم نوع آن را مشخص می‌کنند. نمی‌توان همه تصمیمات را بر اساس توافق عمومی یا دستور محض اتخاذ کرد. اگرچه تصمیم‌گیری بر اساس توافق عمومی منافعی دارد، اما بهانه خوبی برای سلب مسئولیت از رهبر نیست. مهم این است که افراد می‌دانند چه کاری به تصمیم مشاوره‌ای یا توافقی و چه کاری به دستور نیاز دارد.

رهبران شرکت‌ها برای اتخاذ تصمیمات دشوار حقوق می‌گیرند و گاهی این کار به معنی صادر کردن دستور است. با این حال، رهبران برتر می‌دانند که ارتباط مستقیمی بین مالکیت یک ایده و میزان مشارکت فرد در بحث پیرامون آن وجود دارد. هرچه مشارکت افراد در بحث پیرامون یک ایده بیشتر باشد، تعهد بیشتری به اجرای آن خواهند داشت.
رهبران هرگاه ممکن باشد از دستور دادن اجتناب می‌کنند. آن‌ها همیشه افراد را به تفکر، صحبت و بحث تشویق می‌کنند، زیرا می‌دانند هر چه مشارکت افراد بیشتر باشد، تعهد بیشتری به حمایت از تصمیم نهایی دارند.

محیط مناسبی ایجاد کنید

رهبری با مشورت یا توافق به محیطی سرشار از اعتماد نیاز دارد که در آن افراد از گفتن حقیقت یا پذیرفتن مسئولیت هراسی نداشته باشند و به این کار تشویق شوند. حال به روش خلق محیطی برای رهبری مشاوره‌ای و توافقی اشاره می‌کنیم.

پاسخ سریع به سوالات

هیچ‌کس مایل نیست کار را بد انجام دهد، اما مشکلات همیشه بروز می‌کنند. اگر مشکلی پیش آمد فورا به حل آن بپردازید. مستقیما با شخص مسئول صحبت کنید و با آرامش به دنبال راه‌هایی برای حل مشکل باشید. هرگز کسی را مقصر، متهم یا قضاوت نکنید. شاید مشکل از کارمند نباشد، بلکه از شرکت یا رئیس آن فرد باشد. دلیل مشکل را پیدا کنید و راه‌حلی برای آن بیابید.

کمک به ارتقای کارمندان

کارمندان به دنبال فرصتی برای پیشرفت هستند. محیطی ایجاد کنید که نه تنها جایی برای اشتباه نگذارد، بلکه کارمندان را به ارتقای سطح عملکردشان تشویق کند. با استفاده از گام‌های زیر می‌توانید به بهبود عملکرد کارمندان کمک کنید:

• از همان ابتدا انتظارات خود را به شکلی شفاف بیان کنید. کارمندان باید انتظاراتی که از آن‌ها دارید را به صراحت بدانند. نتایج مورد نظر را تا حد ممکن عینی و ملموس کنید.

• معیارهای قابل سنجشی برای عملکرد تعیین کنید. به یاد داشته باشید که «چیزی که سنجیده شود، انجام می‌شود». برای هر نتیجه معیارهای دقیقی در نظر بگیرید.

• هرگز گمان نکنید کارمند دستورالعمل را به طور کامل فهمیده است.وقتی وظیفه یا پروژه‌ای را به کارمندان واگذار می‌کنید، مطمئن شوید که مطالب را یادداشت می‌کنند و سپس از آن‌ها بخواهید که کل مطالب را دوباره برای شما بخوانند.

• مدام بازخورد ارائه دهید. به افراد بگویید که چه کارهایی را خوب انجام می‌دهند و چه کارهایی را می‌توانند تغییر داده و بهتر کنند. بازخورد انگیزاننده است، زیرا به کارمندان نشان می‌دهد که به کارشان علاقه دارید. ابهام درباره اینکه کارتان تا چه حد خوب است، عامل بی‌انگیزشی است. مهم‌تر از همه اینکه افراد عاشق احساسی هستند که پس از انجام یک کار خوب پیدا می‌کنند. به آن‌ها بگویید کارشان خوب است.

حل مشکلات با آرامش

• هرگز پیش دیگران از کارمند انتقاد نکرده و درباره مشکل بحث نکنید. از او بخواهید که به دفترتان بیاید تا درباره شرایط پیش‌آمده صحبت کنید.
• مشکل و سوءتفاهم‌ها را به صراحت بیان کنید. دلیل نگرانی خود را به وضوح شرح دهید.
• با دقت به همه سخنان کارمند گوش دهید. حتی اگر حالت تدافعی به خود گرفت، شاید توضیحاتش جنبه‌های متفاوتی از مسئله را روشن کند.
• اگر کارمند مقصر است، انتظارات خود در مورد روش بهبود عملکرد و میزان آن را به صراحت بیان کنید. عدم ارائه طریق برای حل یک چالش یا اجتناب از یک مشکل، عامل ناامیدی و بی‌انگیزشی نیست. افراد مایل‌ هستند روش حل مشکل را دقیقا بدانند.
• پیگیری کنید. آیا کارمند کارهایی که توافق کرده بودید را انجام داده است؟ هرگاه لازم است بازخورد ارائه دهید و حمایت کنید.

 

این مقاله بخشی از کتاب «رهبری کسب‌وکار- کتابخانه موفقیت برایان تریسی» است. برای تهیه کتاب کامل لطفا بر عکس زیر کلیک کنید.

کتاب رهبری کسب‌وکار - کتابخانه موفقیت برایان تریسی

Loading…
منبع: آسیان شاپ

دانلود PDF این مقاله

  • ۲۷ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست