تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

چگونه جذاب و دوست‌داشتنی باشیم؟!

حتما شما هم می‌دانید که بر اساس تحقیق‌های انجام شده در امریکا بین ۷۳ تا ۹۲ درصد رفتارهای ما انسان‌ها بصورت «ناخودآگاه» صورت می‌پذیرد. این یعنی دیگران بین ۷۳ تا ۹۲ درصد زمان‌ها بصورت کاملا ناخودآگاه در مورد شما، ارزیابی و قضاوت می‌کنند. همین‌طور هم شما این‌گونه رفتار می‌کنید.

آمارهای جهانی نشان می‌دهد:
فقط در سال ۲۰۰۸ مبلغی معادل یکصد و چهل میلیارد یورو برای مواد آرایشی و زیبایی صرف شده است. جالب‌تر اینکه تحقیق‌های انجام یافته نشان می‌دهند که میزان خرید آقایان هیچ کم‌تر از خانم‌ها نیست، بلکه در برخی موارد از آن پیشی هم می‌گیرد! به این رقم سالیانه بین ده تا دوازده درصد رشد بیفزایید تا بهتر و بیشتر متوجه اهمیت مورد توجه واقع شدن در سطح ناخودآگاه انسان‌ها بشوید.

افزون بر آن فقط در امریکا در سال ۲۰۱۲ مبلغی معادل هشتصد و چهل و پنج میلیون دلار تنها برای کشیدن پوست صورت صرف شده است! یعنی ۳۲۰ میلیارد تومان!

در ایران مبلغی معادل دو میلیارد دلار صرف خرید مواد آرایشی می‌شود و هر خانم ایرانی معادل یکصد و پنجاه دلار در سال صرف خرید این مواد می‌کند.
(توجه بفرمایید: با توجه به اینکه بیشتر مواد آرایشی داخل بازار ایران از چین وارد می‌شود و قیمت بسیار پایینی دارد و این هزینه را با هزینه‌های انواع بیماری‌ها و درمان عوارض مصرف مواد نامرغوب نیز باید اضافه کرد).


این همه پول و تلاش برای چیست؟
!

برای اینکه در نگاه دیگران، چه نزدیکان و چه دیگران مطلوب‌تر و دوست داشتنی‌تر برسیم؟

اگر من راه حل ساده و بسیار کم‌خرج‌تری به شما نشان دهم که هم ارزان‌تر است، هم موثرتر و هم ماندگارتر و هم در هر شرایطی به راحتی می‌توانید با قدری تمرین آن را بکار بگیرید، آماده هستید که زیباتر شوید؟

سئوالم را تکرار می‌کنم:
«آیا دوست دارید در نگاه اول هر چه بیشتر محبوب و دوست‌داشتنی‌تر به نظر برسید؟»

چقدر مهم هست که دیگران شما را به سرعت بپسندند و در مورد شما مثبت فکر کنند؟

آیا برای شما مهم هست که دیگران شما را دوست داشته باشند و از صمیم قلب بخواهند برای شما کاری انجام دهند؟
چگونه می‌توان به کمک پنج تکنیک بسیار اثرگذار و ساده در ظرف مدت کم‌تر از سی‌ثانیه ماندگارترین اثر از خود را در ذهن مخاطبین خود ایجاد کنید؟ اثری نه تنها مثبت و ارزشمند بلکه اثر ماندگار و پایدار که بصورت خودکار شخص مقابل شما را به صورتی ناخودآگاه ترغیب می‌کند که شما را دوست داشته باشد و به شما اعتماد کند.

فوق‌العاده نیست؟!

به یاد داشته باشید:
این وظیفه شما است که کمک کنید تا دیگران به شما اعتماد کنند و شما را دوست داشته باشند و این مسئولیت مخاطبین‌تان نیست!

در سمینار «مهره مار یا چگونه در نگاه اول محبوب واقع شوید؟» به کمک تمرین‌های ساده و خوش‌آیند و کارآمد شما قادر خواهید بود تا پیوسته پس از هر تماس با هر انسانی اثری ماندگار و ارزشمند را در خود بپرورانید. مهارتی که تا مدت‌ها در انحصار سیاستمداران، هنر پیشگان، مدیران عالی‌رتبه شرکت‌های عظیم و…. بود. اما اکنون شما می‌توانید همان مهارتی که، افراد سرشناس با صرف هزاران دلار هزینه به دست می آورند را شما با دانلود سمینار «مهره مار یا چگونه در نگاه اول محبوب واقع شوید؟»  در خود (ناخودآگاهتان) ایجاد کنید و از آن لذت ببرید.

این به این معنا است که ۷۳ تا ۹۲ درصد تصمیم‌هایی که دیگران در مورد شما می‌گیرند نیز بصورت ناخودآگاه است و این یعنی شما پس از گوش کردن به این سمینار قادر خواهید بود به کمک تمرین‌ها و بهبود رفتاری و فکر خود، ماندگارترین اثر مثبت را در ناخودآگاه طرف مقابل برجای بگذارید.

بیاموزید چگونه بصورت ناخودآگاه در دیگران اثر مثبتی از خود برجای بگذارید؛ آنهم در نگاه اول، کم‌تر از سی‌ثانیه!

دوستدارتان
آسیان شاپ

  • ۲۸ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

یک همسر ایده‌آل!

همراه یک خانواده‌ی خیلی خوشحال و دوست‌داشتنی به طرف کلاردشت راهی بودیم…
خوشحالی خانواده، رضایت خانم و آقا و بچه‌ها، خیلی توجهم را جلب کرد. به‌طوری که وقتی به کلاردشت رسیدیم و مستقر شدیم، سر سفره ناهار از خانم پرسیدم که:
خانم! شما همسرت را دوست داری و ظاهرا عاشقش هستی….
گفت: بله من خیلی به او احترام می‌گذارم.
گفتم: می‌­توانم بپرسم همسرتان چه خصوصیاتی دارد که باعث شده او را دوست داشته­‌باشی و اینقدر خوشحال باشی؟

کمی فکر کرد…
(همسرش در آن موقع آنجا نبود)
گفت: مردِ خوبی است. از او راضی‌­ام…
گفتم: نه! من چیزهای مشخص‌­تری می‌­خواهم. مثلاً چه کارهایی انجام می‌دهد که او را دوست­داشتنی می­‌کند؟
من علاقه­‌مندم که این­ موارد را بدانم.

پس از مدتی فکر کردن، منظورم را متوجه شد و گفت:
بزرگترین مشخصه­‌ی همسرِ من، که توجه مرا جلب می­‌کند و من دوستش دارم، این است که مردی «منطقی» است.

خیلی برایم جالب بود…
گفتم: می­‌شود شرح دهید که یک مرد منطقی چگونه است؟

کمی فکرکرد و گفت: راستش را بخواهید، حرف‌های مرا گوش می­‌دهد؛ از او خیلی راضی­‌ام.
گفتم: خب اینکه تعریف «منطقی بودن» نیست!

چون حرف‌های زن را گوش می‌­داد…
این خانم عنوانِ «منطقی بودن» را به همسرش می‌­داد!

این نکته را از این جهت عرض می­‌کنم که:
برای خودمان مشخص کنیم که همسر ایده­‌آل، برای من چه همسری است؟
چه مشخصاتی دارد؟
چون اگر جزئیات را ندانم، چطور می­‌خواهم به آن‌ها برسم.

کسی که نمی­‌داند کجا می­‌خواهد برود، سردرگم است.

مثلاً شخصی می‌­گوید من از همسرم راضی نیستم.
چه موقع راضی خواهد بود؟
چه خوب است که بنویسیم. بنویسیم که همسر ایده­‌آل من چنین مشخصاتی دارد.

یکی از دوستانم نزد من برای مشاوره آمد و از همسرش گلایه می­‌کرد که مرا اذیت می‌­کند، زندگیمان تلخ است و … مدام غر می‌­زد.
به او گفتم می‌­توانم از تو خواهشی کنم؟
من می­‌خواهم به تو قول بدهم، کاری کنم که همسرت بسیار پذیرنده و دوست­‌داشتنی شود؛ ایده­‌آلی شود که تو بخواهی، پذیرای تو شود!
پرسید: چنین چیزی امکان دارد؟!
گفتم: بله؛ یک صفحه کاغذ بردار و مشخصات زن ایده­‌آل خود را بنویس. که زن ایده‌­آل من چه مشخصاتی دارد…
اگر شما به من ورقه­‌ای دادید، دوستم هم داده!!!

می­‌دانید چرا؟… خیلی مشخص است:
ما معمولاً در بین خواسته‌­هایمان تضاد داریم.
از یک طرف می­‌خواهیم مثل فلان خانم بزرگوار یا مثل دختر پیغمبر معصوم باشد. از طرف دیگر می­‌خواهیم مثل مادرمان آشپزیش خوب باشد. از طرف دیگر می­خواهیم مثل فلان هنرپیشه لوند باشد. مثل فلان خانم دانشمند، متفکر باشد. از طرف دیگر مثل دوستِ دخترِ دوران جوانی‌مان باشد!
یعنی تعداد خواسته­‌هایی که داریم اولاً خیلی متنوع است  و ثانیاً در تضاد با هم!
یعنی اگر بنویسیم، خواهیم دید که یک معجونی است که اگر به خداوند هم سفارش دهید، برایتان نخواهد ساخت! چون چنین موجودی وجود ندارد. همه چیز می­‌خواهیم جز آنچه که هست. در حالی که وقتی می­‌خواستیم ازدواج کنیم، آن شخص همان بود و ما انتخابش کردیم!


دانلود سمینار «ازدواج، پایان یا آغاز عشق؟!»


یک خانم از همسرش چه انتظاری دارد؟

یک سری مبانی است که مبانی اساسی و اولیه است.
یعنی در هر شرایطی که تربیت شویم، به عنوان یک خانم یک پیش‌­نیازهایی را از همسرمان می­‌طلبیم.

طبیعت طوری است که جنس ماده (زمان غارنشینی را تصور کنید که ریشه­‌ی غریزی طبیعی را پیگیری کنیم) بزرگترین نیازش-طبق تجربه­‌ی من- این نکته­‌ی ساده است: ایجاد امنیت در زندگی.

اولین چیزی که برای یک خانم مهم است این است که مردی که می­‌خواهد با او ازدواج کند، کاپیتان بالیاقتی هست؟
این کشتی را به جزیره بهشت می‌­رساند؟

چرا که زن می­‌خواهد مادر شود و بچه‌­داری کند و فقط در امنیت می­‌تواند بچه را خوب بار آورد و امنیتش یعنی غذایش فراهم باشد، کسی مزاحمش نشود و مهر و محبت و توجه را از همسر دریافت کند.
این‌ها اساسی­‌ترین و ساده­‌ترین نیازهای زن است.
حتی ماده­‌های گوریل­‌ها هم همین­‌گونه هستند.

نر وظیفه­‌اش این است که حضانتی ایجاد کند که ماده بتواند بچه را پرورش دهد. حالا ما به عنوان انسان‌های متمدن شهرنشین، که خودِ خانم هم بعضی وقت‌ها نان‌­آور اصلی خانه است، شرایطمان متفاوت شده است؛ ولی در نهایت ما غرایزی داریم که باید به آن‌ها احترام بگذاریم.
نیاز اولیه یک خانم، در اکثر مواردی که دیدم، از همسرش این چند چیز ساده است:
همسرش به او اطمینان دهد که امنیت زندگیش تأمین است. یک شب نگوید پول داریم و شب دیگر بگوید فقیریم.

به کسانی که درآمدشان نوسان دارد، پیشنهاد می­‌کنم که:
همیشه مبلغ ثابتی را به خانه اختصاص دهید و خرجی خانه را جزو بیزینیس نیاورید. این مداومت و پیوستگی و اطمینان از درآمد به خانم امنیت می­‌دهد. خانم‌ها از ریسک ­کردنِ بیش از حدِ آقایان اضطراب دارند و حق هم دارند.


دانلود بسته‌ی «مهارت‌های خانوادگی»


نکته­­‌ی بعدی که از نامه­‌های شما استنباط کردم، بداخلاقی است.

برای خانم‌ها خیلی اهمیت دارد که مردشان خوش‌­خلق باشد. اگر اختلاف هم دارید، بدون دعوا و مرافعه و تهدید به جدایی و طلاق و بدون اعتراف به اشتباه در ازدواج، حلشان کنید.
به یاد داشته‌­باشیم که:
همسران ما، شرکای ما هستند.
ما نمی­‌توانیم به سادگی بگوییم که برو بیرون! چنین چیزی درست نیست. وقتی قرارداد بستیم با هم زندگی کنیم، قراردادمان ایده‌­آلش تا آخر عمر است. وسط راه نمی­‌توانم در ماشین را باز کنم و بگویم بفرمایید بیرون. حتی به شوخی هم نباید این حرف را بزنم. چون حس ناامنی ایجاد می­‌کند. به خصوص که زن، «امنیت نسبت به آینده» را مهم­ترین مسئله خود می­‌داند و تنها در سایه چنین امنیت و محبتی است که زن می­‌تواند شخصیت خودش را رشد بدهد، بچه­‌های خوبی تربیت کند و اگر خودش هم بیرون از خانه به کاری مشغول است، آن کار را خوب اجرا کند و نشان بدهد که چه توانایی‌ها و مهارت‌هایی دارد.

جدا از اینکه خانم در چه شغل و مرتبه اجتماعی است، به عنوان زن، نیازهای خاص خودش را دارد که در فیزیولوژی به آن «صفات ثانویه­‌ی جنسی» می‌گویند:
یکی­ از این صفات «حمایت خواستن» است. خانم اگر میلیاردر هم باشد، پس از ازدواج دوست دارد مردش دست­‌به­‌جیب شود و از او حمایت کند و دوستش داشته­‌باشد و تهدیدش نکند.

آقایانی که عصبانی می‌­شوید، مبادا تهدید کنید! خیلی به ضررتان است. آن­قدر عواقب منفی دارد که ساعت­‌ها می‌شود راجع به آن صحبت کرد:
بچه­‌های ناراحت و عصبی، هزینه­‌هایی که برای جبران حرف‌هایتان باید بدهید، هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ روحی و زمانی آنقدر زیاد است که به رشته­‌ی کلام در نمی­‌آید و در سطح کلان، کل جامعه را می­‌خواباند.

به قول افلاطون:
ظلم به ظالم برمی­‌گردد.

اگر من از این بارز بودنم سوءاستفاده کنم، همسرم را آزار دهم و برنجانم، باید مطمئن باشم که به خودم برمی­‌گردد.
به جوامع نگاه کنید. کدام جامعه‌­­­­ای می‌­تواند بگوید من خوشبختم؟!
مربیِ اولیه­‌ی ما که حرف اول را به ما یاد می­‌دهد، مادرِ ماست. اگر این زن خوشبخت و مطمئن باشد و اگر این زن عزت­‌نفس و احترام به خود داشته­‌باشد، غیرممکن است فرزندش ناخوشبخت شود. غیرممکن است که فرزندش معتاد و دزد شود.

به یاد داشته‌­باشیم:
اگر سعادت خودمان را می­‌خواهیم، به نفع‌مان است که با خانم­‌هایی که در اطراف ما هستند-چه با ما نسبت دارند و چه ندارند- با ادب و مهربان رفتارکنم. همیشه استثنا هست.
ما مردها موجوداتی هستیم که حداقل از دو تا زن در زندگیمان اثر می­‌گیریم: مادرمان، همسرمان. یا خواهرمان و دخترمان.
این اثر فوق­‌العاده قوی‌تر از آن است که زن‌ها از مردها یعنی پدر و همسرشان می‌گیرند.

اگر پدر هستی، به دخترت احترام بگذار و دوستش داشته­‌باش.
اگر همسر هستی، به همسرت احترام بگذار و دوستش داشته‌­باش تا او هم تو را دوست‌­داشته‌­باشد.

یک آقایی قصد داشت از همسرش جدا شود.
پرسیدند: عیبِ خانمت چیست؟
پاسخ داد: الان که همسرم است نمی­‌توانم به شما بگویم.
وقتی جدا شدند دوباره پرسیدند: عیب همسر سابقت چه بود؟
پاسخ داد: درست نیست پشت سر دختر مردم صحبت کنم؛ و اینگونه شد که سکوت کرد…

این پند بزرگ را به ذهن بسپاریم:
حرمت و عزتِ انسان­‌ها به خصوص خانم­‌ها را حفظ کنیم تا خوشبخت شویم.

دوستدارتان
آسیان شاپ


دانلود سمینار «خانواده‌ی خوشبخت»


  • ۲۴ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

تحلیل SWOT چیست ؟ بررسی کاربرد SWOT در استراتژی بازاریابی

تحلیل SWOT Analysis ) SWOT )

تحلیل SWOT یک تکنیک و ابزاری تحلیلی برای شناخت چهار عامل مهم و اثرگذار بر یک کسب‌وکار یا یک فرد است. تجزیه و تحلیل SWOT یک مدل ساده است که نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها سازمان را برای ایجاد استراتژی بازاریابی مورد بررسی قرار می‌دهد. برای انجام این کار، باید توجه داشت که سازمان چه کاری می‌تواند و چه کاری نمی‌تواند ، انجام دهد و همچنین ارزیابی شرایط بالقوه مطلوب یا نامطلوب مربوط به محصولات یا خدمات شرکت.

تحلیل swot analysis تحلیل SWOT چیست ؟ بررسی کاربرد SWOT در استراتژی بازاریابی

تحلیل SWOT در حوزه برنامه‌ریزی استراتژیک مانند مدیریت استراتژیک ، تعیین استراتژی بازاریابی ، تدوین استراتژی فروش ، …. استفاده می‌شود.

  • نقاط قوت ( قوت‌ها ) Strengths

  • نقاط ضعف ( ضعف‌ها ) Weaknesses

  • نقاط فرصت ( فرصت ) Opportunities

  • نقاط تهدید ( تهدیدها ) Threats

تحلیل SWOT به ایجاد توازن پایدار در بازار کسب‌وکار شما کمک می‌نماید. تحلیل SWOT به شما کمک می‌کند تا کسب‌وکار خود را به گونه‌ای توسعه دهید که بهترین مزیت‌ها، توانایی‌ها و فرصت‌های شما را به بهترین شکل ممکن بکار گرفته شود.

تجزیه و تحلیل SWOT کسب‌وکار

آنچه SWOT را قدرتمند می‌سازد عبارت از این است که با اندیشیدن، می‌توان فرصت‌هایی را یافت که به خوبی مورد استفاده شود و با درک ضعف‌ها ، می‌توان تهدیدات را مدیریت نمود و یا از بین برد . با نگاهی به خود و رقبای خود با استفاده از تجزیه و تحلیل SWOT، می‌توانید شروع به ساخت یک استراتژی نمایید، که مزیت‌های خود را از رقبا تشخیص داده و روش رقابت را تعیین نمایید.

 

روش تجزیه و تحلیل SWOT

این ابزار در سال ۱۹۶۰ توسط آلبرت هومفری در سال ۱۹۶۰ ارائه شده است. شما می‌توانید از آن به دو روش استفاده کنید :

  • SWOT ، ابزاری برای درک مناسب افراد از یکدیگر ( غیررسمی )
  • SWOT ، ابزاری برای تدوین سند استراتژی ( کاملا رسمی )

نکته :

نقاط قوت و نقاط ضعف ، جزء عناصر درون سازمان شما هستند، در حالی که فرصت ها و تهدیدات به‌طورکلی با عوامل خارجی ارتباط دارند. به همین دلیل، SWOT گاهی اوقات تحلیل داخلی و خارجی Internal-External Analysis نامیده می‌شود و ماتریس SWOT گاهی به نام ماتریس IE شناخته می‌شود.

 

نقاط قوت

  • سازمان شما چه مزیت‌هایی دارد؟
  • چه کاری بهتر از هر کس دیگری انجام می دهید؟
  • چه منابع منحصر به فرد در اختیار دارید و یا کدام منبع ارزان قیمت را در اختیار دارید که می تواند بر روی دیگران تأثیر بگذارد؟
  • مردم چه نقاط قوتی در شما می‌بینند ؟
  • چه عواملی باعث می شود که شما “بفروشید” ؟

 

پیشنهاد منحصر به فرد فروش Unique Selling Proposition : USP سازمان شما چیست؟

نقاط قوت خود را از منظر داخلی و از نقطه نظر مشتریان و افراد موجود در بازار خود در نظر بگیرید. همچنین اگر شما مشکلی در شناسایی نقاط قوت خود دارید، سعی کنید فهرستی از ویژگی‌های سازمان خود را بنویسید. امیدوارم بعضی از این نقاط قوت شما باشند . به نقاط قوت خود نگاه کنید، در مورد آنها با توجه به رقبای خود ، فکر کنید. به عنوان مثال، اگر تمام رقبای شما دارای محصولاتی با کیفیت بالا هستند، بنابراین ، فرآیند تولید با کیفیت بالا در بازار سازمان شما یک نقطه قوت نیست، بلکه ضرورت است.

تجزیه و تحلیل swot

نقاط ضعف

  • چه چیزی می‌تواند بهبود یابد؟
  • از چه کارهایی باید اجتناب شود؟
  • مردم چه نقاط ضعفی در شما میبینند ؟
  • چه عواملی باعث افت فروش شما می‌شود؟

نقاط ضعف خود را از دیدگاه داخلی و خارجی در نظر بگیرید: آیا نقاط ضعفی وجود دارد که دیگران آن راببیند و شما نبینید ؟  آیا رقبای شما بهتر از شما عمل می‌نمایند؟  در حال حاضر بهتر است که واقع بینانه به گزینه‌ها نگاه نمایید. و هر چه زودتر با حقایق ناخوشایند سازمانتان روبرو شوید.

 

فرصت ها

  • چه فرصت‌هایی وجود دارد ؟
  • شما از چه روند جالبی آگاه هستید؟

فرصت های مفید می‌تواند از موارد زیر باشد :

  • تغییرات در تکنولوژی و بازار در هر دو مقیاس گسترده و جزئی.
  • تغییرات در سیاست دولت در ارتباط با حوزه کاری شما.
  • تغییرات در الگوهای اجتماعی، مشخصاتی جمعیت، تغییرات شیوه زندگی و غیره.
  • رخدادهای محلی.

نکته :

 هنگامی که به فرصت‌ها نگاه می‌کند، به نقاط قوت خود نیز نگاه کنید و از خودتان بپرسید که آیا با این نقاط قوت میتوانید از فرصت‌ها استفاده نمایید ؟ همچنین ، نقاط ضعف خود را بررسی کنید و از خودتان بپرسید که آیا می‌توانید با از این بین بردن این نقاط ضعف ، از این فرصت‌ها استفاده نمایید ؟

تهدید

  • چه موانعی دارید ؟
  • رقبا شما چه کار می‌کنند؟
  • آیا استانداردهای کیفی شغل، محصولات یا خدمات شما تغییر نموده است ؟
  • آیا فناوری در حال تغییر است و آیا این تغییر می‌تواند موقعیت شما را تهدید نماید؟
  • آیا شما بدهی‌های ناجور یا مشکلاتی خصوص جریان نقدی دارید؟
    آیا هر یک از نقاط ضعف شما به طور جدی تجارت شما را تهدید می‌نماید؟

نکته:

بررسی فرصت‌ها و تهدیدات به شما اطمینان دهد که عوامل بیرونی نظیر مقررات جدید دولت یا تغییرات تکنولوژیکی در صنعت را نادیده نگیرید. عوامل بیرونی را با تحلیل بیرونی پستله PESTELE Analysis بررسی می‌نماییم.

 

تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

  • ۲۳ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

چرا بسیاری از مدرس‌ها ثروتمند نیستند؟

چرا بسیاری از مدرس‌ها ثروتمند نیستند؟

حتما در زمینه فعالیت خودتان مدرسانی را دیده‌اید که بسیار موفق‌تر از شما هستند. شاید با خود فکر می‌کنید: من تدریسم خیلی بهتر از آن‌ها است. چرا آن‌‌‌ها هواداران خیلی بیشتری دارند و موفق‌تر هستند؟ همین سوال تقریبا در همه کسب‌و‌کارها وجود دارد. بسیاری از تولیدکنندگان همیشه ابراز نگرانی می‌کنند که چرا رقیبان آن‌ها در کارشان موفق‌تر هستند.

پاسخ این سوال را با یک داستان بدهیم. روزی یک دانشجوی ریاضی مبحث بهینه‌سازی سطح و حجم را یاد گرفت. او یاد گرفت ابعاد یک جعبه را حساب کند تا کمترین مقوای ممکن در ساختن آن جعبه به کار برود. او بلافاصله یک قوطی کنسرو خرید تا ببیند آیا اصول ساده بهینه‌سازی در آن رعایت شده است یا خیر. با یک محاسبه ساده دید ابعاد کنسرو بهینه نیست. یعنی اگر ارتفاع قوطی کنسرو ۲ سانتی‌متر کمتر می‌شد و سطح آن کمی بزرگ‌تر، با کمترین ورق ممکن، بیشترین حجم به دست می‌آمد. درواقع این دانشجو پیشنهادی داد که باعث می‌شد در ساختن یک قوطی کنسرو ورق کمتری مصرف شود.

او بلافاصله نامه‌ای به مهندس بخش طراحی و تولید قوطی کنسرو آن کارخانه نوشت و توضیح داد که شما با اصول ساده ریاضیات آشنا نیستید. او پیشنهاد خودش را مطرح کرد و با محاسبه نشان داد که این تغییر می‌تواند باعث یک صرفه‌جویی بزرگ در هزینه تولید شود.

مهندس تولید پس از چند روز در نامه‌ای پاسخ این دانشجو را چنین نوشت:

سلام
خیلی ممنون از پیشنهاد شما
می‌خواهم توجه شما را به چند نکته جلب کنم که شاید ندانید:

۱. آیا شما ابعاد ورق‌هایی که تولید می‌شود را می‌دانید؟ ما اگر ابعاد قوطی را تغییر بدهیم در انتهای هر ورق پِرتی داریم و باید دور ریخته شود. این خودش هزینه بسیار زیادی را تحمیل می‌کند.
۲. اگر ابعاد قوطی کنسرو را تغییر دهیم باید ابعاد جعبه‌های کارتنی را که ۲۴ قوطی در آنجا می‌شود را تغییر بدهیم و آن باعث مصرف بیشتر مقوا می‌شود.
۳. اگر ابعاد قوطی را طبق گفته شما عوض کنیم باعث می‌شود در ماشین‌های حمل بار تعداد کمتری جا شود و هزینه حمل‌و‌نقل بیشتر می‌شود.
۴. ابعادی که شما گفته‌اید با ابعاد قفسه‌های فروشگاه‌های بزرگ همخوانی ندارد و باعث می‌شود فروشگاه‌ها محصول ما را در قفسه خودشان قرار ندهند.
این مهندس چند دلیل دیگر را هم نوشت و در پایان نامه‌اش نوشت: شاید شما به ریاضیات مسلط باشید! ولی درباره صنعت کنسروسازی چیزی نمی‌دانید!

آیا نکته بسیار مهم و کلیدی داستان را درک کردید؟ شما شاید یک مدرس باهوش و عالی باشید. ولی این کافی نیست. برای تبدیل‌شدن به یک معلم ثروتمند باید با صنعت آموزش آشنا شوید و نکات و ترفندهای این صنعت را یاد بگیرید.

تعریف صنعت

سوال بعدی این است که «صنعت» دقیقا چیست؟ بیایید باهم تعریف صنعت را بررسی کنیم:
فعالیتی اقتصادی برای تولید محصول از مواد اولیه در کارخانه

پس ما به‌عنوان مدرس باید دید خودمان را عوض کنیم و با دید صنعتی به موضوع آموزش نگاه کنیم. زمانی موفق می‌شویم که به آموزش به دید یک کارخانه نگاه کنیم که مواد اولیه‌ای در آن وارد می‌شود و محصولات ارزشمندی تولید می‌شود.
با همین توضیح کوتاه می‌بینیم که اگر یک مدرس فقط به آموزش حضوری بپردازد، رشد محدودی خواهد داشت و باید یک کارخانه مجازی راه‌اندازی کند تا محصولات و خدمات مختلفی را به یادگیرندگان عرضه کند. من اسم این کارخانه را «کارخانه تولید اطلاعات» گذاشته‌ام. این کارخانه دقیقا مثل هر کارخانه دیگر کار می‌کند با این تفاوت که در ابتدای کار نیازی به یک زمین بزرگ و تجهیزات خیلی گران ندارد. مدرس ثروتمند فقط تدریس نمی‌کند بلکه یک «کارخانه تولید اطلاعات» دارد.

دو فعالیت کلیدی کارخانه تولید اطلاعات

هر کارخانه سه فعالیت اصلی دارد که باید آن‌ها را خوبی انجام بدهد. فعالیت‌های «کارخانه تولید اطلاعات» در همین سه مورد خلاصه می‌شود:

۱. تولید محتوا

منظور از تولید، استفاده از مواد اولیه ارزان برای ساختن محصولات گران‌تر است. یک مدرس در «کارخانه تولید اطلاعات» خود به تولید آموزش و محتوای آموزشی می‌پردازد. یک مدرس ثروتمند، تولید‌کننده حرفه‌ای محتوا است. او می‌تواند در زمینه آموزش خود محتوایی تولید کند که بسیار جذاب است و مخاطبان از آن لذت می‌برند. در فصل سوم روشی آموزش خواهم داد تا محتواهایی جذاب و در رده جهانی تولید کنید.

 تجهیزات لازم برای تولید

هر کارخانه‌ای دستگاه‌ها و تجهیزاتی دارد که مواد اولیه را به محصولی ارزشمند تولید می‌کنند. تجهیزات شما حداقل سه مورد هستند:
۱. لپ‌تاپ
۲. موبایل
۳. پرینتر
اصلی‌ترین دستگاه کارخانه شما لپ‌تاپ یا یک کامپیوتر دسکتاپ است. از موبایل هم برای ضبط فیلم و صدا استفاده می‌کنید. البته تمام کارها را می‌توان با موبایل انجام داد ولی لپ‌تاپ گزینه بهتری است.
البته تجهیزات دیگری وجود دارند که انتخابی هستند و در صورت تهیه آن‌ها کارخانه شما مجهز‌تر می‌شود. مثلا می‌توانید یک پرینتر جوهری اپسون L805 تهیه کنید. به کمک این پرینتر می‌توانید روی کاغذ و همچنین دی‌وی‌دی و سی‌دی چاپ کنید. شما می‌توانید بسته‌های آموزشی فیزیکی بسازید که شامل دی‌وی‌دی، جزوه رنگی چاپ شده و … است.

محصولات آموزشی مدرس ثروتمند

با توجه به تجربه طولانی من در این صنعت، شما کافی است ۱۰ محصول کلیدی داشته باشید تا به کمک آن‌ها خیلی سریع مخاطبان خود را جذب کنید. این ۱۰ محصول عبارتند از: کتاب الکترونیکی، کتاب چاپی، مقاله، ویدیو، صوت، وبینار، دوره‌های آنلاین، کارگاه، سمینار و مشاوره.
البته سه محصول آخر درواقع خدمات هستند چون خودتان باید حضور داشته باشید و آن‌ها را ارائه بدهید. در شماره‌های آینده درباره این ۱۰ محصول صحبت خواهیم کرد و روش‌های ساخت این محصولات را توضیح می‌دهیم.
شاید فکر کنید داشتن تمام این محصولات ضروری نیست. برای مثال شاید شما علاقه‌ای به تولید کتاب الکترونیکی نداشته باشید. ولی توجه کنید که هرکدام از این محصولات برای گروه خاصی از مخاطبان شما جذاب هستند و با حذف آن، بخشی از مخاطبان خود را از دست می‌دهید.

۲. بازاریابی و فروش

کار مدرس ثروتمند فقط تولید محصولات آموزشی نیست. کار مهم‌تر بازاریابی و فروش این محصولات است. برای بازاریابی محصولات کارخانه تولید اطلاعات به موارد زیر نیاز دارید:

 وب‌سایت

برای بازاریابی محصولات آموزشی باید یک سایت داشته باشید. شاید فکر کنید ساختن سایت کار بسیار سختی است و دانش فنی کافی ندارید. همچنین واگذار کردن طراحی سایت به یک شرکت دیگر تصمیم خوبی نیست چون همیشه به آن شرکت وابسته هستید و نمی‌توانید به‌راحتی امکانات جدیدی را به سایت‌تان اضافه کنید.
اغلب مدرس‌های ثروتمند دنیا از سایتی استفاده می‌کنند که با وردپرس ساخته شده است. اگر با wordpress‌ آشنا نیستید باید بگوییم که یک سایت‌ساز رایگان است که توسط آن به‌راحتی و بدون برنامه‌نویسی می‌توانید یک سایت حرفه‌ای درست کنید و در آن به آموزش رایگان، فروش محصولات دانلودی، برگزاری دوره‌های آنلاین و … بپردازید.
سایت درواقع فروشگاه اصلی شما در کل دنیا است و به دیگران کمک می‌کند با یک جستجوی ساده در گوگل شما را کشف کنند و از مطالب رایگان شما و همچنین محصولات ارزشمندتان استفاده کنند.

رسانه‌های اجتماعی

رسانه اجتماعی شما اهرمی است که هرروز علاقه‌مندان را به خود جذب می‌کند و باعث می‌شود علاقه آن‌ها به شما و آموزش‌هایتان بیشتر شود. بسیاری از مردم از رسانه‌های اجتماعی فقط برای تفریح و وقت ‌گذراندن استفاده می‌کنند ولی مدرس ثروتمند با ارسال مطالب از پیش طراحی‌شده، مخاطبان خود را آماده می‌کند تا در اولین فرصت به سایت بروند و محصولات آموزشی را خرید کنند.

Loading…
منبع: آسیان شاپ

دانلود PDF این مقاله

  • ۲۳ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

چگونه بر اهداف خود تمرکز کنیم؟ تمرکز بر هدف بلند مدت

تمرکز بر هدف یکی از مهم‌ترین توانایی‌های فردی است. همه ما اهداف گوناگون و متفاوتی داریم که رسیدن به برخی از این اهداف گاهی ماه‌ها و یا شاید سال‌ها زمان‌بر خواهد بود.

در چنین شرایطی اکثر افراد توسط عوامل گوناگون از هدف خود دور می‌مانند و شاید نتوانند به آن برسند.

  • وقتی اهداف بلندمدت دارید و رسیدن به آن نیازمند صرف زمان، انرژی و تمرکز بیشتری است چگونه با آن برخورد می‌کنید؟
  • آیا در تمام طول زمان انگیزه کافی برای رسیدن به هدفتان دارید و یا نیمه‌های راه توسط عوامل مزاحم و تفریحات زود گذار دچار حواس‌پرتی می‌شوید؟
  • آیا می‌توانید ذهن خود را بر اهدافتان متمرکز کنید؟

تمرکز بر هدف بلند مدت

اگر پاسخ تون به سؤال‌های بالا نشان‌دهنده این است که باید بر اهداف خود متمرکزتر شوید در جای درستی هستید.

در ادامه در مورد راهکارهای تمرکز بر هدف‌های بلندمدت صحبت می‌کنیم.

چرا باید بر اهداف بلندمدت متمرکز بود؟

از دوران کودکی در کلاس‌های زیادی شرکت می‌کردم چون همیشه عشق زیادی به یادگیری داشتم.

تمام دوران کودکی و نوجوانی من در یادگیری رشته‌های مختلف سپری شد. تابستان هرسال به کلاس‌های متفاوت می‌رفتم. نقاشی، خط، ورزش، شنا، موسیقی، زبان انگلیسی و …

الآن که در حال نوشتن این مقاله هستم برخی از این کلاس‌ها را به یاد نمی‌آورم.

فقط می‌توانم بگویم که یادم می‌آید همیشه در حال یادگیری بودم.

شاید در این روزها بچه‌ها در کلاس‌های بسیار متفاوت‌تر و بیشتری شرکت کنند اما در زمان کودکی من بچه‌ها کمتر تابستان خود را در کلاس‌های متفاوت سپری می‌کردند.
بگذریم…

تمرکز بر هدف بلند مدت و داستان های کودکی

ارتباط داستان کودکی من با تمرکز بر هدف

در مورد خودم توضیح دادم تا موضوعی را با شما در میان بگذارم.

من درگذشته همیشه به این فکر می‌کردم که چرا بااینکه من کلاس‌های متفاوتی می‌رفتم اما چرا هیچ‌کدام را به‌صورت جدی دنبال نکردم؟

همیشه به افرادی که در یک‌رشته متخصص می‌شدند توجه می‌کردم و با خود فکر می‌کردم که رمز موفقیت آن‌ها این است که سال‌ها بر یک موضوع تمرکز کرده‌اند و برای رسیدن به آن تلاش کرده‌اند.

  • اما یادگیری‌های من کوتاه‌مدت بودند و در آن زمان اصلاً نمی‌دانستم که می‌توانم یکی از آن‌ها را به‌صورت حرفه‌ای دنبال کنم.
  • واقعیت این بود که من مهارت تمرکز بر اهداف بلندمدت را نمی‌دانستم.
  • من اصلاً نمی‌دانستم که شرط موفقیت در هر حوزه‌ای این است که باید اهداف بلندمدتی داشته باشم و برای رسیدن به آن تلاش کنم.
  • شاید هم می‌دانستم اما آن اهداف چیزی نبودند که من باید زمان و انرژی‌ام را صرفشان می‌کردم.

تا اینجا احتمالاً متوجه شده‌اید که افرادی که بر اهداف بلندمدت تمرکز می‌کنند دستاورد بیشتری نسبت به افرادی دارند که فقط اهداف کوتاه‌مدت را دنبال می‌کنند.

 

(من اهداف کوتاه‌مدت را دنبال می‌کردم. در کلاس‌های خطاطی شرکت می‌کردم اما نه با این هدف که آن را حرفه‌ای یاد بگیریم و یا در آینده بتوانم از طریق آن کسب درآمد کنم)

علت رها کردن اهداف بلندمدت

از دلایلی که افراد اهداف بلندمدت را دنبال نمی‌کنند می‌توانم چندین مورد را نام ببرم:

۱- اهداف خود را مدام تغییر می‌دهند

۲- با کوچک‌ترین شکست از ادامه مسیر منصرف می‌شوند

۳- مهارت تمرکز بر هدف بلندمدت را ندارند

۴- به دلیل وجود عوامل حواس‌پرتی متفاوت در مسیر گاهی هدف کم‌رنگ می‌شود

این مقاله در مورد راهکارهای تمرکز بر هدف‌ های بلندمدت است. اگر می‌خواهید که مهارت تمرکز خود را تقویت کنید و یا بر هدف‌های کوتاه‌مدت متمرکز شوید پیشنهاد می‌کنم مقاله زیر را مطالعه کنید.)

چرا تمرکز حواس ندارم؟

تمرکز چیست؟

تمرکز به معنی اختصاص دادن تمام توجه و انرژی به یک موضوع است. هنگامی‌که ما در حال مطالعه کتابی هستیم متمرکز هستیم.

وقتی کار می‌کنیم، حرف می‌زنیم و یا در حال انجام فعالیتی هستیم باید بر روی آن کار تمرکز کنیم.

اگرچه تمرکز خود یک مهارت است بااین‌حال اغلب تمرکز بر اهداف کوتاه‌مدت آسان‌تر از تمرکز بر اهداف بلندمدت است.

چگونه تمرکز خود را تقویت کنیم؟

تمرکز بر هدف بلند مدت

تصور کنید دو هدف دارید:

۱- پس‌انداز ۱۰۰ میلیون تومان

۲- پس‌انداز ۱ میلیون تومان

مشخص است که شما خیلی راحت‌تر می‌توانید ۱ میلیون تومان پس‌انداز کنید تا ۱۰۰ میلیون تومان.

زیرا سریع‌تر می‌توانید نتیجه هدف خود را ببینید درنتیجه انگیزه بیشتری دارید.

۱۰۰ میلیون تومان زمان بیشتری می‌خواهد و شما ممکن است در طول مسیر از پس‌انداز کردن منصرف شوید.

درنتیجه اینکه یاد بگیرید چگونه بر هدف بلندمدت خود تمرکز کنید یکی از شرایط موفقیت است.

چگونه مهارت تمرکز بر اهداف بلند مدت را تقویت کنیم؟

تا اینجا در مورد علت مهم بودن تمرکز بر اهداف بلندمدت صحبت کردیم و در ادامه در مورد راهکارهای صحبت می‌کنیم که به شما کمک

می‌کند تا اهداف خود را جدی‌تر دنبال کنید، بر آن‌ها متمرکز باشید تا مجبور نشوید آن‌ها را در نیمه‌راه رها کنید.

اهداف معنی‌دار

یکی از ابزارهای تمرکز بر هدف، بامعنی بودن اهداف برای ماست.

اگر هدفتان برای شما معنی و مفهوم داشته باشد و در راستای ارزش‌های شما باشد انگیزه بیشتری برای ادامه دادن آن دارید.

در یکی از جلساتم با فردی صحبت می‌کردم که بین انتخاب دو هدف مانده بود.

او نمی‌دانست کدام مسیر را ادامه دهد و کدام را رها کند. طبق صحبت‌هایش یکی از اهدافش بلندمدت بود و برای آنکه خروجی آن را ببیند باید سال‌ها زحمت می‌کشید.

او مطمئن بود که اگر تلاش کند به خواسته خود می‌رسد اما در حین صحبت‌هایش متوجه شدم که مسئله او چیز دیگری است. در طی گذر زمان ارزش‌های او تغییر پیداکرده بود و هدفی که سال‌ها قبل برای او ارزشمند بود اکنون دیگر جز ارزش‌های او به شمار نمی‌رفت.

برای همین او دچار شک در تصمیم‌گیری شده بود. از یک طرف می‌خواست هدفی را دنبال کند که سال‌ها برای او ارزشمند بوده و از طرف دیگر در حال حاضر معنای هدف برای او تغییر کرده بود.

بنابراین ممکن است هدف بلندمدت شما برای به نتیجه رسیدن نیازمند گذر سال‌ها باشد. اینکه بتوانید ارزش‌های خود را بشناسید و اهدافتان در راستای ارزش‌هایتان باشد ابزاری مهم است.

چگونه؟

برای این کار اهداف بلندمدت خود را درزمینه های کاری، تحصیلی، سلامتی و یا خانوادگی مشخص کنید.

نوشتن هدف

  • سپس بررسی کنید که آیا این اهداف برای شما هیجان‌آور است؟
  • آیا روش رسیدن به این هدف‌ها برای شما جالب است؟
  • آیا این هدف متعلق به خود شماست و یا بر اساس ارزش‌های دیگران چنین هدفی را انتخاب کرده‌اید؟
  • آیا این اهداف به‌قدری برای شما مهم هستند که تا ماه‌های آینده و یا سال‌ها بعد برای ان تلاش کنید؟

اگر پاسختان به سؤال‌های بالا منفی است در اهداف خود تجدیدنظر کنید.

یا آن‌ها را از لیست خود حذف کنید و یا آن‌ها را به‌گونه‌ای ویرایش کنید تا شبیه خواسته‌های شما شوند.

بنابراین تمرکز بر هدف بلندمدت نیاز به شوق شدید و حس عمیق درونی برای رسیدن است. اهداف بلندمدت شما باید رسالت شما را دنبال کنند.

نوشتن چرایی هدف

یکی دیگر از مهم‌ترین راهکاری حفظ تمرکز بلندمدت به یادآوردن چرایی هدف است.

همه ما اهداف خود را با یک چرایی محکم شروع می‌کنیم.

درس می‌خوانیم زیرا هدفی داریم، در کلاس‌های آموزشی شرکت می‌کنیم و یا تصمیم می‌گیریم صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شویم زیرا چرایی و دلیل محکمی پشت این خواسته خودداریم.

با گذر زمان این چرایی فراموش می‌شود و گاهی آن‌قدر کم‌رنگ می‌شود که دیگر نمی‌توانیم آن را ببینیم. پس در انتخابمان دچار شک و تردید می‌شویم و یا هدف خود را در نیمه‌راه رها می‌کنیم.

اغلب ما چرایی اهداف خود را فراموش می‌کنیم.

بنابراین یکی از مهم‌ترین کارهایی که برای تمرکز بر هدف مان به آن نیاز داریم نوشتن چرایی هاست.

اگر هدف بلندمدتی دارید و می‌خواهید که این مسیر را تا انتها ادامه دهید و میوه‌ای که کاشته شده ثمره دهد همین الآن چرایی هدف خود را یادداشت کنید و آن را در جایی قرار دهید تا هر زمان احساس کردید سوخت شما در حال کاهش است از آن استفاده کنید.

مرور چرایی یک هدف زمانی مهم‌تر می‌شود که شکست‌هایی در طول مسیر به وجود می‌آید و مرور این چرایی سوخت لازم برای شروع دوباره را تأمین می‌کند.

سؤالات زیر به شما کمک می‌کند چرایی هدف خود را بهتر مشخص کنید:

  • چرا رسیدن به این هدف برای شما مهم است؟
  • از یک تا ده چه نمره‌ای به شور و اشتیاق خود برای رسیدن به این خواسته می‌دهید؟
  • اگر به این هدف رسیدید زندگی شما چه تغییری می‌کند؟

انضباط شخصی

برای اینکه بتوانیم اهداف بلندمدت خود را پیگیری کنیم باید نظم و برنامه مشخص و منظمی داشته باشیم.

برای مثال افرادی که می‌دانند هر کاری را در چه زمانی باید انجام دهند و از نظم بهتری برخوردارند متمرکزتر هستند.

یکی ازاین‌روش‌ها این است که عادت‌های بد خود را با عادت‌های مؤثرتر جایگزین کنید.

با یکی از مراجعینم بر روی این موضوع کار می‌کردم تا بتواند انضباط شخصی خود بهبود دهد و عملکرد بالاتری در کارش پیدا کند.

مسئله‌ای که بارها با آن مواجه شده بود این بود که نمی‌توانست به برنامه‌ریزی خود پایبند بماند و نمی‌دانست که چرا چنین می‌شود.

در بررسی‌هایی که با او انجام دادم متوجه شد که در طی روز کارهای غیر مهمی را انجام می‌دهد که می‌تواند آن‌ها را به دیگران واگذار کند.

برای مثال اگر قرار بود نامه‌ای پست کند این کار را خودش انجام می‌داد. شاید این مسئله خیلی ساده به نظر برسد ولی گاهی ما چنان به برخی رفتارها عادت می‌کنیم که متوجه اشتباه بودن آن نمی‌شویم.

پس‌ازاینکه متوجه این رفتار شد، از پیک‌ برای ارسال نامه‌ها و یا بسته‌های سفارشی استفاده می‌کرد.

بنابراین اگر می‌خواهید نظم بهتری داشته باشید به مدت چند روز رفتار خود را بررسی کنید. از خود بپرسید:

  • امروز چه‌کارهایی باید انجام می‌دادید و آیا همه آن‌ها انجام شد؟
  • اگرنه علت چه بود؟
  • چه رفتارهایی را می‌توانید جایگزین رفتارهای قدیمی‌کنید تا از نظم بهتری برخوردار شوید؟

خودداری از اجرا دیگر اهداف

در طی مسیر اهداف بلندمدت مشکل رایجی وجود دارد و آن چشمک زدن سایر اهداف است.

در طول مسیر راه‌ها و اهداف و ایده‌ای جدیدی ظاهر می‌شوند که ما را به‌سرعت منحرف می‌کنند و تمرکز ما را می‌دزدند.

در بسیاری از جلسات کوچینگ با افراد شنیده‌ام که آن‌ها می‌گویند برای چندین هفته با جدیت هدف خود را پیگیری می‌کردند ولی نمی‌دانند چرا بی‌خیال آن هدف شدند.

وقتی از آن‌ها می‌پرسم که به‌جای آن چه‌کاری انجام دادند اغلب می‌شنوم که هدفی دیگر جایگزین آن شده است.

برای مثال فردی می‌گفت که هدفش کسب درآمد بیشتر است. اما همیشه سرگرم جلسات متفاوت است و به آن درآمدی که می‌خواهد نمی‌رسد.

وقتی بیشتر با او صحبت کردم مشخص شد که در حین کار ایده‌ای به ذهنش می‌رسد.

برای مثال این ایده که همکاری با فردی می‌تواند درآمد او را افزایش دهد.

درنتیجه سریع دست به اقدام می‌زد و جلسات متفاوتی تشکیل می‌داد تا بتواند به کمک او درآمد خود را افزایش دهد اما نه‌تنها

درآمدش تغییری نمی‌کرد بلکه وقت زیادی را دراین‌بین از دست می‌داد و از انجام کارهای مهم و ضروری بازمی‌ماند.

بنابراین نمی‌خواهم بگویم که کلاً بی‌خیال ایده‌های دیگر شوید بلکه می‌گویم که گاهی این ایده‌ها چنان شما را درگیر می‌کنند که از هدف اصلی خود بازمی‌مانید.

راه‌حل

تمرکز بر هدف و موانع
هر زمان که ایده جدیدی به ذهنتان رسید آن را یادداشت کنید. سریع دست به اقدام نزنید بلکه آن را بررسی کنید تا مطمئن شوید آن ایده زیرمجموعه هدف شماست.

اگر این‌طور بود و آن ایده به هدف شما کمک می‌کرد برای آن برنامه‌ریزی کنید.

در غیر این صورت مواظب باشید که این ایده‌های جدید جایگزین هدف اصلی شما نشوند و مرتب جهت شما تغییر پیدا نکند.

بررسی پیشرفت‌ها

اینکه بدانید وضعیت شما در زمان شروع چگونه بود و الآن کجا هستید تأثیر به سزایی در انگیزه شما دارد.

ازآنجاکه اهداف بلندمدت ممکن است ماه‌ها طول بکشد تا به نتیجه برسد بنابراین بررسی پیشرفت خود و تشویق خودتان نقش مهمی در متمرکز ماندن شما دارد. شما می‌توانید ماهانه مسیر خود را بررسی کنید و به خود پاداش دهید.

دوست دارم در انتهای این مقاله در مورد داستان کودکی بگویم. در ادامه داستانی که در ابتدا خواندید باید بگویم که من به‌مرور یاد گرفتم برای خودم هدف بلندمدت قرار بدم اما نکته‌ای که همیشه در خانواده بر روی آن تأکید می‌شد این بود که نباید منتظر نتیجه بمانید.

من از خانواده‌ام یاد گرفتم که اگر برای رسیدن به هر هدفی تلاش می‌کنم باید در طول مسیر لذت کافی ببرم وگرنه در مقصد خبر خاصی نیست.

مسیر رسیدن به مقصد است که دارای زیبایی است و به نظر من این ارزشمندترین و مهم‌ترین راهکار تمرکز بر هدف است.

ازاین‌رو یاد بگیرید که تک‌تک پیشرفت‌های کوچک خود را ارزشمند بدانید. برای هر موفقیت کوچک به خود پاداش دهید و قدر لحظات خود را بدانید.

اگر مدرس شدن و آموزش به دیگران در راستای اهدافتان هست سمینار معارفه مدرسه استادی ۴ را از دست ندهید.

کافیست روی لینک زیر کلیک کنید:

می خواهم در این سمینار شرکت کنم

  • ۲۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

وبینار زنده: ریاضی موفقیت – آسیان شاپ

بزودی ثبت‌نام آغاز خواهد شد

وبینار زنده «ریاضی موفقیت»

مدرس و سخنران: آسیان شاپ
زمان: ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷(ساعت ۱۱)
مدت:  ۷۵ دقیقه برای یک عمر موفقیت
آیا وبینار زنده برگزار می‌شود: بله
پس از برگزاری می‌توانم دانلود کنم: بله

ثبت‌نام در وبینار


وبینار زنده «ریاضی موفقیت»
۳ فرمول جادویی ساده برای «موفقیتی نامحدود»
همراه ده‌ها نکته به یادماندنی و کاربردی

چند نفر از شما سال‌های‌سال است، هر نوروز دعا می‌کنید که خداوند حال شما را به‌حال بهتر تبدیل کند؟
چرا حال‌تان نو نشده است؟
دوست دارید سال دیگر درخواست نویِ دیگر و بهتری داشته باشید؟
می‌خواهید چالش‌های قدیمی(وزن کم‌تر، پول بیشتر، تندرستی و…) جای خود را به درخواست‌های جدیدتری بدهند؟
می‌خواهید برای همیشه از حالت «قربانی» و درمانده به حالت توان‌گر و شادمان تبدیل شوید؟
راهکارهای استثنایی، جدید و کاربردی شگفت‌انگیزی برای‌تان تدارک دیده‌ام!!!

در وبینار تا جا هست هم اکنون ثبت‌نام کنید و بی‌آنکه از خانه‌تان خارج شوید در جایی که دوست دارید یکی از بهترین و جدیدترین روش‌های «تحول شخصی» را بیاموزید و همین نوروز به سود خود، آن‌ها را بکار گیرید!


وبینار آسیان شاپ

وبینار چیست؟

وبینار ترکیب دو واژه وب+سمینار است. وبینار که از طریق اینترنت برگزار می‌شود و شرکت‌کنندگان می‌توانند بدون حضور فیزیکی و به آسان در هر کجا که باشند در آن شرکت می‌کنند. هر جایی که شما اینترنتی داشته باشید به راحتی می‌توانید در وبینار شرکت کنید.

اگر زمان و فرصت برای حضور و استفاده از آموزش‌ها ندارید!
اگر رفت‌وآمد به محل همایش برای شما مشکل است!
اگر  هر کشوری که باشید، کافی است با موبایل، تبلت و یا کامپیوتر خودتان را به اینترنت متصل کنید و به‌راحتی در منزل، محل‌کار و حتی در سفر باشید آموزش‌ها را فرا بگیرید، وبینار این امکان را برای شما فراهم می‌کند.

وبینار یک ارتباط زنده دو طرفه(مخاطب و سخنران) را برای شما فراهم می‌کند.

هم‌اکنون دانلود کنید


پرسش‌های احتمالی شما

چگونه می‌توان وبینار شرکت کرد؟

لطفا ابتدا برای ثبت‌نام اینجا را کلیک کنید، پس از ثبت‌نام اطلاعات تکمیلی از طریق پیامک برای شما ارسال خواهد شد و ۱۰دقیقه قبل از شروع زمان برگزاری وبینار از طریق لینک اختصاصی متصل خواهید شد. سپس به صورت زنده صدای آسیان شاپ را خواهید شنید، همچنین فایل پاورپوینت آموزشی وبینار بر روی صفحه نمایان خواهد شد.

برای شرکت در وبینار به چه تجهیزاتی نیاز است؟

فقط کافی‌است موبایل، تبلت و یا کامپیوتر خود را به اینترنت(سرعت حداقل ۵۱۲کیلوبایت) متصل کنید. پیشنهاد می‌کنیم صدا را با هدفون یا هندزفری گوش کنید. هم‌اکنون به‌راحتی نرم‌افزار زوم ZOOM را از اینجا دانلود و روی دستگاه خود نصب کنید.

دانلود نرم‌افزار zoom

اگر در زمان مشخص‌شده امکان حضور در وبینار نداشتم، فیلم آن در اختیارم قرار خواهد گرفت؟

بله، اگر شما به هر دلیل امکان حضور در وبینار زنده را نداشتید، لینک دانلود فیلم کامل وبینار حداکثر ۴۸ساعت پس از برگزاری در اختیار شما شرکت‌کننده محترم قرار خواهد گرفت.

آیا فیلم وبینار را می‌توانیم داشته باشیم؟

بله، عزیزانی که در وبینار شرکت می‌نمایند،‌ لینک دانلود فیلم کامل وبینار حداکثر ۴۸ساعت پس از برگزاری در اختیارشان قرار خواهد گرفت.

آیا برای شرکت در وبینار نرم‌افزار خاصی نیاز است؟

بله. می‌توانید نرم‌افزار اتصال خود به وبینار را از اینجا دانلود کنید. همچنین پس از ثبت‌نام لینک دانلود نرم‌افزار در اختیار شرکت‌کنندگان قرار داده خواهد شد تا بتوانید با موبایل، تبلت و کامپیوتر به وبینار متصل شوید.

آیا سخنرانی به صورت زنده است؟

بله، آسیان شاپ به صورت زنده سخنرانی خواهند کرد،‌ و در پایان در صورت نیاز پرسش‌وپاسخ انجام خواهد شد.

نگران نباشید!

اگر به هر دلیلی ارتباط شما با وبینار قطع شد. لینک دانلود فیلم کامل وبینار حداکثر ۴۸ساعت پس از برگزاری در اختیارتان قرار خواهد گرفت.


اگر پرسشی دارید لطفا پایین همین صفحه، مطرح کنید!


هم‌اکنون دانلود کنید

  • ۲۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

مجبوریم تغییر کنیم!

نمی‌دانم برایتان پیش آمده یا نه؟! که از خودتان بپرسید:
«بعضی از کارهایی که انجام می‌دهم، دلیلش را می‌دانم یا نه؟»

خیلی از رسوم ما چنین است! مثلا نمی‌دانیم چرا گوسفند قربانی می‌کنیم؟!
نمی‌دانیم چرا وقتی یک ماشین می‌خریم، سعی می‌کنیم یک ولیمه‌ای بدهیم؟!
و فقط طبق عادت این کار‌ها را انجام می‌دهیم.

برخی از عادات، ضرری ندارند و فایده هم دارند، هر چند که دلیلشان را ندانیم ولی برخی دیگر مضر هستند؛ وقت و انرژی ما را می‌گیرد و زندگی را کُند و سنگین و ثقیل می‌کند. ولی ما هنوز آن‌ها را انجام می‌دهیم بی‌آن‌که از خودمان سوال کنیم «چرا؟!»

هرازگاهی، لااقل در هر نسلی، یک بار از خودمان بپرسیم: «این کارهایی که انجام می‌دهیم برای چیست؟» چه آداب و رسوم خانوادگی و چه ملی.
ممکن است برخی معترض شوند که اگر ما این کار‌ها را انجام ندهیم، ملیت‌مان از بین می‌رود. اما این حرف مربوط به ملتی است که نمی‌خواهد چیزی به ملتشان اضافه شود.
اگر پدران ما به پیشینیان خود ۱۰۰ درصد وفادار بودند، ما الان باید در غار زندگی می‌کردیم.
هر نسلی آمده و چیز جدیدی اضافه کرده و همین تغییرات باعث شده که ما زنده بمانیم و رشد کنیم؛ و ما باید این را ادامه دهیم و درکش کنیم و ماشین پیشرفتمان را کُند نکنیم.


دانلود سمینار «بیولوژی موفقیت»


یک داستان حقیقی را که از یک کتاب جامعه‌شناسی خواندم برایتان تعریف می‌کنم:

آقایی از همسرش پرسید که: عزیزم چرا وقتی ماهی را سرخ می‌کنی، سر و ته ماهی را می‌زنی؟ خانم مقداری فکر می‌کند و دلیلی برای این کارش پیدا نمی‌کند. می‌گوید راستش این کار را از مادرم آموخته‌ام. زن و شوهر می‌روند نزد مادرِ زن و از او دلیل این کار را می‌پرسند. مادر کمی فکر می‌کند و می‌گوید: من هم از مادرم این کار را یاد گرفتم. هر سه نزد مادربزرگ می‌روند و این سوال را از او می‌پرسند. و مادربزرگ می‌گوید: برای این‌که آن موقع تابه‌ی ما کوچک بود و ماهیِ درسته در آن جا نمی‌شد!
و همه می‌خندند…
ماهیتابه‌ی مادربزرگ، ۵۰ سال پیش کوچک بوده و برای همین سر و ته ماهی را می‌زده. دختر به او نگاه کرده و بی‌آن‌که دلیلش را بداند، این کار را یاد گرفته و دخترِ این دختر هم این کار را از مادرش یاد گرفته. او هم بی‌آن‌که دلیل را بداند.
یعنی اگر همسرِ نوه سوال نمی‌کرد، شاید این کار ادامه می‌یافت!


دانلود سمینار «چرا چشم‌ها را باید شست؟!»


خیلی وقت‌ها کار‌ها را تنها به این دلیل انجام می‌دهیم که عادت کرده‌ایم و آن را یاد گرفته‌ایم بدون آن‌که دلیل آن را بدانیم.
پیشنهادم این است که:
حداقل دلیل کارهایی را که فقط از روی عادت انجام می‌دهیم، بدانیم. اگر دلیل آن زیبا باشد، از انجامش خوشحال‌تریم. و اگر دلیلش قشنگ نیست، حذفش می‌کنیم.

یک زمانی ضرورت داشته که آن کار را انجام دهیم. برای مثال: یک زمانی ضرورت داشته که چاپار (پیک) وجود داشته باشد؛ اما الان که اینترنت وجود دارد، حتی وجود پست هم مانند گذشته ضرورتی ندارد. الان در سرتاسر دنیا برای هم گُل می‌فرستند. یک شبکه‌ی اینترنتی وجود دارد و شما گل و نوع بسته‌بندی و جمله‌ای را که باید نوشته شده باشد را به همراه قیمت، تعریف کرده و با اسمِ خود به آن سرِ دنیا می‌فرستید. دیگر ضرورتی ندارد که از پست استفاده کنید. زمانه عوض می‌شود و ما هم باید تغییر کنیم وگرنه مجبوریم مقاومت کنیم و این مقاومت منجر به حملِ عاداتی از سوی ما می‌شود که ضرورتی در آن نیست.

عادات را به‌سادگی نپذیرید. در آن ضرورتی بجویید.
اگر به زندگی‌تان نگاه کنید، خواهید دید کم نیستند عاداتی که:
ما آن‌ها را به عنوان باورمان، به عنوان رسم‌مان،
به‌صورت رفتار و گفتار به‌کار می‌گیریم.

در گفتارِ مثلا «مخلصم، نوکرم»… یعنی چی؟ ضرورت این گفتار چیست؟ قبلا چه ضرورتی سبب می‌شده که ما این را بگوییم؟
اگر در زمان مغول ترس بر پدران ما چیره می‌شده و از روی وحشت و از ترس جانشان مجبور به تواضعِ بی‌دلیل و تحقیر خود می‌شدند تا زنده بمانند، آیا این کار الان ضرورتی دارد؟ اگر ندارد، ر‌هایش کنید.
یک زمانی شما باید خیلی تعارف می‌کردی. اگر تعارف نمی‌کردی، طرف فکر می‌کرد شما دوستش نداری.
یک زمانی باید عروسی می‌گرفتی و عروسی باید مجلل می‌بود تا همه بفهمند. باید همه می‌آمدند و چیزی می‌خوردند تا متعهد شوند که به عروسی این دختر و پسر رسمیت دهند. تا دیگر چشم دختران به دنبال آن پسر و چشم پسران به دنبال آن دختر نباشد؛ چون ثبت احوال و اسنادی نبوده. ولی الان چه؟

شما چند عادت در خودتان سراغ دارید که لازم باشد راجع به آن فکر کنید؟!
(با ما در بخش کامنت به اشتراک بگذارید)


دانلود بسته‌ی «مهارت‌های فردی»


هر نسلی، تنها یک بار فرصت دارد که نوگرا باشد. و متأسفانه ما با تمام قوا این فرصت‌ها را از دست می‌دهیم.
این فرصت، جوانانِ ما هستند. نوجوانان و جوانان، به این خاطر که می‌خواهند طبق غریزه ابراز وجود کنند، سعی می‌کنند ایده‌های نو بیاورند و ما با اقتدار در مقابل این نوگرایی می‌ایستیم و خودمان و فرزندانمان را از ایده‌های نو محروم می‌کنیم که کاری غیرمنصفانه و غیرضروری و بعضاً ظالمانه است.

ما راه‌هایی را رفته‌ایم که حتی نمی‌دانیم چرا رفته‌ایم!
سروته ماهی را می‌زنیم بی‌آن‌که بدانیم چرا!
فرزندانمان که می‌خواهند چیز جدید ایجاد کنند، می‌گوییم نه، عادتِ من این است!
چشم‌هایمان را بشوییم و جور دیگری نگاه کنیم. اجازه دهیم این فرصت طلایی بر ما ظاهر شود.
کاری کنیم که جوانانِ ما، ایده‌هایشان را مطرح کنند. از کودکی آن‌ها را به ماشین‌های خلاقیت تبدیل کنیم. شاید بهتر باشد بگویم جلوی خلاقیتشان را نگیریم. با نحوه‌ی رفتار و تربیتِ آن‌ها، کاری نکنیم که ریشه‌های خلاقیتشان که بخشی از وجودِ بشر است، از بین برود.

تنها راز بقای ما، خلاقیت است، یافتن راه‌های نو است.
به خاطر داشته باشیم اگر راه حل‌های قدیمی کارساز بودند،
امروز تنها مشکلی که می‌توانستیم داشته باشیم، بی‌مشکلی بود! 

در حالی که می‌بینیم این همه مشکل داریم. چرا که زمانه و دنیا و ما تغییر می‌کنیم. منِ نوعی در سن ۶۵ سالگی می‌خواهم‌‌ همان روش‌هایی را که در جوانی آموخته‌ام به کار بندم، که نمی‌شود. چون کار نمی‌کند و باعث می‌شود که احساس کنم «شکست خورده‌ام». در حالی که تنها یک مشکل وجود دارد و آن این است که راه جدید را نپذیرفته‌ام، یاد نگرفته‌ام، تمرین نکرده‌ام.

بیایید کاری کنیم که:
خانه‌ی ما، محیط‌های تربیتیِ ما و محیط کارِ ما تبدیل به خانه‌ی خلاقیت و نوآوری شود.
سئوال بپرسید.
کتاب‌هایی که در زمینه‌ی پرورش حلاقیت است را بخوانید و هر راهی را که می‌توانید، بروید و یاد بگیرید که چطور می‌توانید خلاقانه و متفاوت فکر کنید. و این تنها راهِ ساده و راحت برای بهتر زیستن است.
این فرصت را از بچه‌هایمان، از جوانانمان نگیریم و در زمانِ خودش، کمی کنار بکشیم و اجازه دهیم بچه‌هایمان ابراز وجود کنند. در سایه‌ی درختان بلند، نهال‌ها سبز می‌شوند، بزرگ می‌شوند؛ اما قدبلند نمی‌شوند چرا که آن درخت بلند اجازه نمی‌دهد که آفتاب به آن‌ها برسد. شاید گاهی بد نباشد ما کنار برویم که آفتاب به روی جوانان ما بیفتد و فرصت‌ها را به آن‌ها بدهیم.
فکر نکنیم که ما همه‌ی کار‌ها را بلدیم. حتی اگر مسئول جایی هستیم و کاری به عهده‌ی ماست، یک مقدار خودمان را کنار بکشیم و تفویضِ اختیار کنیم. این کار را در خانه هم می‌توان انجام داد. از بچه‌هایتان بخواهید که در هفته، روزی برای آن‌ها باشد. که غذا بپزند، خانه و اتاقشان را به میل خودشان تزیین کنند. نقاشی دلخواه‌شان را بکشند. در یک حیطه کاملا آزادند و ما سعی می‌کنیم حتی‌الامکان آن حیطه وسیع‌تر باشد تا رشد کنند.


دانلود بسته‌ی «مهارت‌های خانوادگی»


به بچه‌هایتان فرصت دهید!
تحت عنوان «دانستنِ یک چیز»، به آن‌ها نگویید راه درست این است که من می‌روم. شاید آن‌ها راه‌های ساده‌تری پیدا کنند.

لطفاً به این دو نمونه توجه کنید:

۱_ پس از فروپاشی شوروی، دانشمندان آمریکایی رفتند روسیه و از مراکز علمی و اکتشافات و اختراعاتِ آن‌ها بازدید کردند. یکی از آن دانشمندان در خاطراتش می‌نویسد که ما شگفت‌زده شدیم از این‌که این‌ها با چه وسایل ساده‌ای، کار‌ها را خیلی بهتر از آن‌چه که ما با دستگاه انجام می‌دادیم، انجام می‌دادند. چون تکنولوژی به اندازه لازم نداشتند ولی خواسته‌شان این بود که موشکی به کره ماه بفرستند. با‌‌ همان تکنولوژی که داشتند، ولی با‌‌ همان خلاقیت، راه‌حل‌های ساده پیدا کردند. در حالی که کسانی که با سیستم‌های پیچیده‌تری زندگی می‌کنند، همواره فکر می‌کنند راه‌ها باید پیچیده باشد.

۲_ روزی داشتم به دخترم راه‌های موفقیت را می‌گفتم. به من نگاهی کرد و گفت بابا، واقعا موفقیت این‌قدر پیچیده و سخت است؟ و از آن موقع من یاد گرفتم که فریبِ آموخته‌ها و فریب کتاب‌هایی را که خوانده‌ام، نخورم. به این فکر کنم که چطور می‌شود این‌ها را ساده‌سازی کرد. به همین جهت مجموعه برنامۀ «چشم‌ها را باید شست» را تولید کردیم و این مجموعه مقاله‌ها را می‌نویسم.

موفقیت، شادزیستن، خوشبخت شدن ساده است به شرطی که از سیستم‌های پیچیده بیرون بیاییم و یاد بگیریم چیزهای نو را بپذیریم. همیشه از خود بپرسیم:
«آیا راه ساده‌تر و کم‌خرج‌تری وجود دارد؟ چه کار می‌توانم بکنم که زندگی‌ام ساده‌تر و زیبا‌تر و کم‌خرج‌تر باشد؟»
حتما همیشه راه‌حل‌های جدیدی وجود دارد. اگر خودمان به ذهنمان نمی‌رسد و ذهنمان خشک شده، از دیگران بخواهیم که به ما کمک کنند.

» شما چه نظری دارید؟

لطفاً دیدگاه‌های ارزشمند خود را اینجا (در بخش کامنت) بنویسید.
سپاسگزاریم.

دوستدارتان
آسیان شاپ

  • ۲۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

ارائه خدمات عالی به مشتریان

ارائه خدمات عالی به مشتریان

به گفته پیتر دراکر «هدف هر کسب‌وکار، جذب و حفظ مشتریان است». از کجا مطمئن می‌شوید که کسب‌وکار به شکلی رضایت‌بخش به این هدف رسیده است؟ ساده است. با دیدن رضایت مشتری. معیار واقعی موفقیت کسب‌وکار این است که مشتریان از تصمیم خرید خود راضی بوده و انگیزه‌ای درونی برای خرید مجدد از شما داشته باشند.

بهترین افراد و بهترین شرکت‌ها خود را غرق خدمت‌رسانی به مشتریان می‌کنند. از نظر آن‌ها مشتری مهم‌ترین شخص است. همه هدفشان راضی کردن مشتریان به بهترین شکل است.
به گفته سام والتون «ما فقط یک رئیس داریم و آن مشتری است. او می‌تواند با تصمیم برای خرج کردن پولش در جایی دیگر، ما را به‌راحتی و در هر زمانی اخراج کند».

ارائه خدمات عالی

ایجاد و حفظ شهرت از نظر ارائه خدمات عالی به مشتریان، کلید رشد و کامیابی شرکت و موفقیت در کار است.
موفقیت کسب‌وکار در آینده بر اساس رتبه کیفی امروز شما تعیین می‌شود. بر اساس مطالعاتی که در دانشگاه هاروارد انجام شده است، تعریف مشتری از کیفیت، خود محصولات و خدمات، همچنین روش فروش و ارائه آن‌ها را در برمی‌گیرد. سوال: رتبه کیفی شما از ۱ تا ۱۰ چند است؟ از نظر کیفیت محصول، کیفیت فروش، ارائه و تحویل آن در چه جایگاهی نسبت به رقبا می‌گیرید؟

چهار سطح ارائه خدمات

برای هر شرکتی چهار سطح ارائه خدمات به مشتری وجود دارد:

۱. کسب رضایت مشتری

مشتریانی که از محصول یا خدمت فروخته شده رضایت دارند، کمترین عامل بقای سازمان به شمار می‌آیند. اگر فقط به راضی کردن مشتریان اکتفا کنید، به پیشنهاد‌های رقبا هم تمایل نشان می‌دهند، کمترین وفاداری را به شما دارند و به ندرت شما را به دیگران پیشنهاد می‌دهند.

۲. فراتر رفتن از انتظارات مشتری

یعنی وقتی کاری بیشتر از انتظارات مشتری و بیشتر از رقبا انجام می‌دهید تا خود را از آن‌ها متمایز کنید. فراتر رفتن از انتظارات مشتریان حداقل کار لازم برای رشد کسب‌وکار‌است. به یاد داشته باشید هر کاری که امروز برای فراتر رفتن از انتظارات مشتریان انجام دهید، رقبا فردا از آن تقلید می‌کنند.

۳. مشعوف کردن مشتری

یعنی وقتی به عرصه شرکت‌های پیشرو صنعت خود قدم می‌گذارید؛ کاری انجام می‌دهید که نه تنها از انتظارات مشتریان فراتر است، بلکه آن‌ها را مشعوف می‌کند و لبخند خوشحالی را بر چهره‌هایشان می‌نشاند.
پیشخدمت‌های یک رستوران زنجیره‌ای بسیار لوکس و موفق پس از صرف غذا، سر میز‌تان می‌آیند و یک نوشیدنی رایگان به شما تعارف می‌کنند. این پیشنهاد نه تنها غیرمنتظره بلکه بسیار سخاوتمندانه است. آخرین تاثیری که افراد پیش از ترک رستوران می‌پذیرند، نمونه‌ای از خدمت‌رسانی عالی به مشتریان است؛ بنابراین، بارها و بارها به آنجا برمی‌گردند.

اغلب، مدیر ارشد پس از فروش با مشتری تماس می‌گیرد و شخصا به خاطر انتخاب این شرکت از او تشکر می‌کند. این یک راهکار ساده دیگر برای مشعوف کردن مشتریان و تشویق احساسی آن‌ها به خرید دوباره و دوباره از شما است.

۴. شگفت‌زده کردن مشتری

یعنی وقتی کاری را انجام می‌دهید که بسیار فراتر از انتظارات مشتری و حتی فراتر از مشعوف کردن او است. در واقع طوری آن‌ها را شگفت‌زده می‌کنید که به دیگران هم می‌گویند و با دوستانشان درباره شما صحبت می‌کنند.
چند سال‌ پیش، یکی از شعبه‌های شرکت پستی فِدِکس در دِنوِر با شعار «یک‌شبه به دستتان می‌رسد» با مشکل کولاک و مسدود شدن همه جاده‌های خروجی از دنور روبه‌رو شد و کامیون‌های این شرکت نتوانستند نامه‌ها و بسته‌های پستی را به‌موقع به مقصد برسانند؛ بنابراین، کاری به‌یادماندنی انجام دادند.

ابتکار فردی

از آنجا که کولاک همه جاده‌های کوهستانی را مسدود کرده بود، مدیر شعبه، هلیکوپتری را به قیمت ۸۰۰۰ دلار اجاره کرد تا بر فراز جاده‌های برف‌گیر پرواز کند و با فرود آمدن در محوطه پارکینگ یک مرکز خرید بزرگ، بسته‌های فدکس را به مشتریان مربوط در کُلرادو اسپرینگز برساند.

این نشانه شگفت‌آوری از تعهد فدکس به انجام تعهدات و قول‌هایش به مشتریان بود که همه روزنامه‌ها درباره آن نوشتند و رادیو و تلویزیون درباره‌اش سخن گفتند. مشتریان کلرادو حتی امروز هم از آن «حرکت بزرگ» اجاره هلیکوپتر برای ارسال یک‌شبه بسته‌ها صحبت می‌کنند.

پیگیری بعد از فروش

به عنوان فروشنده می‌توانید از انتظارات فراتر روید و با پیگیری‌های بعد از فروش، مشتریان را مشعوف و شگفت‌زده کنید.

پیگیری موثر چهار عامل کلیدی دارد:

۱. پس از دریافت سفارش، تشریفات اداری را انجام دهید و کارها را با سرعت پیش ببرید.

۲. مشتری را در جریان قرار دهید. اگر تاخیر یا مشکلی پیش آمد، فورا با او تماس بگیرید تا بداند چه روی داده است. اگر مشتریان را در جریان قرار دهید، شرایط پیش آمده را درک می‌کنند و می‌پذیرند. اصل «عدم غافلگیری» را تمرین کنید.

۳. بعد از فروش فورا کارت، یادداشت یا ایمیل تشکری ارسال کنید. اگر فروش به اندازه کافی بزرگ است، هدیه‌ای ارسال کنید، حتی اگر گل، شکلات یا سبد هدیه باشد. این کار روشی قدرتمند برای تشویق افراد به تکرار خرید است.

۴. اطمینان حاصل کنید که آخرین تماس مشتری با شما مثبت بوده است. آخرین تماس عمیق‌ترین اثر را به همراه دارد و بیشتر از همه در یاد آن‌ها می‌ماند. وقتی سفارشی دریافت می‌کنید، از مشتری به خاطر خرید محصول یا خدمتتان تشکر کنید و به آن‌ها اطمینان دهید که از خریدشان راضی خواهند بود و هر کاری برای خوشحالی آن‌ها انجام خواهید داد.
از آن‌ها بخواهید هرگاه نگرانی یا سوالی داشتند با شما تماس بگیرند و شماره موبایل شخصی‌تان را به آن‌ها بدهید. این کارها مشتریان را مشعوف و شگفت‌زده می‌کنند و باعث می‌شوند بارها و بارها نزدتان بیایند و از شما خرید کنند.

تمرین‌های عملی

۱. اقدامی برای مشعوف کردن مشتری هنگام فروش و پس از آن در آینده مشخص کنید.

۲. اقدامی را مشخص کنید که از این به بعد همیشه انجام خواهید داد تا تجربه‌ خرید شادتری برای مشتری رقم بزنید.

این مقاله بخشی از «کتاب فروش موفق- کتابخانه موفقیت برایان تریسی» می‌باشد. برای تهیه کتاب کامل لطفا بر عکس زیر کلیک کنید:

فروش موفق 2015

Loading…
منبع: آسیان شاپ

دانلود PDF این مقاله

  • ۱۹ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

DNA برند چیست ؟ ( عناصر اساسی طراحی دی.ان.ای برند )

DNA برند چیست ؟

DNA برند ، واژه‌ای که است که در زمان مطالعه مطالب تخصصی در حوزه مدیریت برند با آن مواجه میشویم. این واژه که از علم پزشکی به دنیای مدیریت وارد شده است ، سعی به بیان عناصر سازنده برند داشته و جوهره و معنای وجودی برند را بررسی مینماید.

DNA برند ترکیبی از سه عنصر اساسی است :

  1. علل بوجود آمدن برند
  2. چیزی که سبب شده که این علل در کنار هم باقی مانده و همچنان برند را پابرجا نگه دارند.
  3. اهداف بلندمدت برند

غالب افراد فکر می‌کنند که مهم‌ترین بخش DNA برند عبارت‌اند از لوگو و رنگ سازمانی که این بزرگ‌ترین اشتباه است. لوگو و رنگ برند بخش بسیار مهمی از برند هستند اما زمانی که در خصوص  DNA برند (دی ان ای نام تجاری ) صحبت می‌نماییم ، چیزی بزرگ‌تر مدنظر است.

DNA برند چیست ؟ ( عناصر اساسی دی.ان.ای برند )

مهمترین عناصر DNA برند

اصلی‌ترین و مهم‌ترین عنصر DNA برند ، خود مالک برند / صاحب کسب‌وکار است. اگر شما شور و شوقی برای کار ندارید، پس پاسخ مناسبی برای “چرایی” حضور در این کسب‌وکار را در ذهنتان ندارید.این پاسخ همان ماموریت شماست. در نتیجه برند شما محکوم به شکست خواهد بود. استیو جابز ( مدیر پیشین اپل ) توانست برند اپل را به موفقیت بالایی برساند. اگر به سخنرانی‌های به زبان انگلیسی توجه نمایید ، شور و شوق را در کلام وی متوجه می‌شوید. انگیزه بالا برای موفقیت . او می‌دانست که چه می‌خواهد و می‌دانست که چگونه باید به آن دست پیدا نماید. زمانی که وی به علت سرطان از اپل جدا شد ، ضربه بزرگی به اپل زده شد ، زیرا وی بخش حیاتی و کلیدی برند اپل بود که اصطلاحا آن را کلید DNA ( کلید دی ان ای ) می‌نامند . او هوش و دانش عجیبی نداشت ، اما شور و شوق بالایی داشت.

 

مدل دافی در طراحی DNA برند

هدف اصلی از طراحی DNA برند ، کمک به بهینه نمودن فرایند تطبیق سازمان با شرایط بسیار متغیر محیط پیرامون است. برای خلق DNA برند و شکوفا شدن ، شناخت محیط کسب‌وکار بسیار مهم است. ما از مدل دافی  Duffy Brand Model برای تعریف این محیط استفاده می‌نماییم.

طراحی نقشه DNA برند بر اساس مدل دافی

این مدل نشان می‌دهد که نیروهای و عناصر بر برند تاثیر گذاشته و موجب شکل دادن به پیشنهاد‌های برند برای بازار هدف است . برخی از نیروها و فشارها داخلی و برخی خارجی هستند. در هنگام ایجاد یک استراتژی، باید همه چیز مورد توجه قرار گیرد. این نیروها به چهار گروه اصلی تقسیم می‌شوند تا بتوانیم آن‌ها را بهتر ارزیابی کنیم . یافته‌ها ، ما را در طراحی استراتژی برند یاری می‌نمایند.

۱-  ماهیت بازار هدف

چه کسی باید فعالیت‌های بازاریابی را متمرکز نماید و اهمیت این موارد را در برند تشریح نماید :

  • شاخصه‌های جمعیت شناختی و روان‌شناختی
  • خواسته‌ها، نیازها، علایق و اهداف
  • مشکلات، چالش‌ها و دردها
  • احساسات، باورها، ادراکات
  • راه‌حل‌های جایگزین
  • ارزش‌ها
  • مسیر خرید و نقاط تماس
  • افراد موثر بر کسب‌وکار ( اینفلوئنسر )
  • برندهای مورد علاقه و گروهایی که کسب‌وکار به آن وابسته است

۲-  فشارهای خارجی

برند با چه فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی در بازار مواجه است؟ از منظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، قانونی و محیط‌زیست چه مواردی باید پیش‌بینی شود ؟

۳-  فشارهای داخلی

نقاط قوت و ضعف شرکت چیست؟ چگونگی عواملی مانند بودجه‌بندی، باورهای قدیمی درون شرکت در خصوص شیوه بازاریابی ، اهداف و مأموریت‌های شرکت، منابع انسانی، ساختار IT، عملیات و شخصیت‌ها، باهم کار می‌کنند ؟

  • ۱۶ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

اگر نوازش نکنید، می‌میرد!















کودک، دو گروه نیاز دارد:
گروه اول_ نیازهای فیزیولوژیکی شامل غذا، خواب، پوشاک، بهداشت (که در این زمینه ما خیلی پیشرفت کرده‌ایم. مثلا فلج اطفال از بین رفته. در دوران بارداری، پزشک به مادر اسیدفولیک و کلسیم و داروهای دیگر می‌دهد که مادر استخوان‌هایش پوک نشود و بچه تندرست رشد کند. بچه را پوشک می‌کنیم و زود عوضش می‌کنیم و…).
بچه‌های امروز صدها بار راحت‌تر از بچه‌های قدیم هستند که صبح تا شب در قنداق بسته بودند و نمی‌توانست تکان بخورد. این که ممکن است در بزرگ‌سالی خواب دیده باشید که دست و پایتان را تنگ بسته‌اند و نمی‌توانید تکان بخورید، شاید برای آن است که در نوزادی شما را قنداق کرده بودند. در قدیم، تصور بر این بود که با قنداق کردن، دست و پای بچه صاف می‌شود!

نیازهای فیزیولوژی، گروه اول هستند که متخصصان در این مورد بسیار به شما کمک می‌کنند. و نیازهای خیلی مهمی هم هستند.

گروه دوم_ نیازهای روانی و عاطفی است. کودک به نوازش احتیاج دارد. احتیاج دارد بغلش کنید و ببوسیدش و با او حرف بزنید و بازی کنید. این نیازها از غذا هم برای او مهم‌تر است.

اجازه دهید یک شاهدمثال برای شما تعریف کنم:
در اوایل قرن بیستم، دانشمندان آزمایشی در یک شیرخوارگاه آمریکایی برگزار کردند. بچه‌هایی را که در آنجا پدر و مادر نداشتند، دو گروه کردند. با رژیم غذایی و مراقبت یکسان. با این تفاوت که با گروه اول بازی می‌کردند و آن‌ها را نوازش‌شان می‌کردند ولی در مورد گروه دوم، فقط غذایشان را می‌دادند و تر و خشک‌شان می‌کردند و می‌گذاشتندشان سرجایشان. هیچ تماسی با آن‌ها نداشتند.

در کمتر از ۴۰ روز، گروه دوم، تک‌تک می‌میرند و وقتی آن‌ها را کالبدشناسی می‌کنند، می‌بینند که مخچه‌ی این بچه‌ها تحلیل رفته! گویی که غذا نخورده باشند!

چرا وقتی برای کودک، برادر یا خواهری می‌آورند، حسادت می‌کند؟
چون می‌گوید مادرم یا پدرم دائماً به آن یکی توجه می‌کند؛ پس من می‌میرم.
اینجاست ریشه‌ی حسادت و رقابت‌جویی و تمامیت‌طلبی.

نوازش، لمس کردن، مثل غذاست. لازم و ضروری است.
نگویید «خودش می‌داند من دوستش دارم!» نه!

ما انسانیم. یک گربه هم خودش را لوس می‌کند.
پستانداران همه نیازمند نوازش‌اند و انسان در رأس آن‌هاست.
محبت و توجه و لمس کردن، برای بچه، تفنن نیست. این نیست که اگر هم باشد، بدش نیاید. بود و نبودِ نوازش و محبت برای کودک، مرگ و زندگی است.
کودکی که نوازش نشود، می‌میرد؛ هرچقدر هم که ویتامین خورده ‌باشد.

اگر علاقه‌مندید درباره‌ی این موضوع بیشتر بدانید، از طریق بیان شاهدمثال‌ها در کنار مباحث علمی، به شما نشان می‌دهم که با چه روش‌های ساده و در عین حال کارآمدی، می‌توانید فرزندانی با اعتمادبه‌نفس و خوشبخت تربیت کنید؛ و به خودِ شما هم کمک می‌کند با شناختن ریشه‌های برخی حس‌ها و رفتارها که از کودکی در شما کاشته شده، آن‌ها را حل کنید. اگر مایلید درباره‌ی این سمینار بیشتر بدانید، لطفا اینجا را کلیک کنید.







  • ۱۴ام فروردین ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست