تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

همه چیز از آنتونی رابینز

همه چیز از آنتونی رابینز | زندگی نامه، جملات زیبا، کتاب‌ها و فیلم آنتونی رابینز با زیرنویس فارسی

همه چیز از آنتونی رابینز | زندگی نامه، جملات زیبا، کتاب‌ها و فیلم آنتونی رابینز با زیرنویس فارسی ، تونی رابینز (Tony Robbins) که نام کامل  او آنتونی رابینز (Anthony Robbins) نویسنده، سخنران و مربی آمریکایی است.

بسیاری از مردم جهان و ایران با کتاب‌های آنتونی رابینز آشنایی دارند و یا برخی از فیلم‌ها و سمینارهای او را دیده‌اند.

معمولاً در کشور ما رسم بر این است که افراد را بر اوج می‌برند و بعد از مدتی نیز به هر روش ممکن بر زمین می‌کوبند!

آنتونی رابینز هم از این قاعده مستثنی نیست! حالا پس از اوج نوبت به کوبیدن است و عموماً اکثر مدرسان و نویسندگان مشغول به زمین کوبیدن او هستند و هر کسی در هرجایی که بتواند در حال بد گویی و بد نویسی از اوست!

جالب این که در بسیاری از مواردی که این بد گویی جلوی من اتفاق افتاده، وقتی از چنین افرادی پرسیدم تا حالا چندتا کتاب از آنتونی رابینز مطالعه‌ کرده‌ای، متوجه می‌شدم که پاسخ منفی است! نهایتاً چند نقل قول و یا یک کلیپ کوتاه بوده…

البته صحبت من دفاع یا تخریب آنتونی رابینز نیست و فقط قصد دارم از او به عنوان یک سخنران که در کیفیت زندگی بسیاری از افراد اثر داشته یادی کنم و برخی از منابع را با شما به اشتراک بگذارم.

که اگر دوست دارید و به زبان انگلیسی تسلط دارید، می‌توانید به وبسایت او مراجعه کنید www.tonyrobbins.com

به اعتقاد من باید او را اینطور دید:

فردی که کتاب‌هایش در رده پر فروش‌ترین کتاب‌های موفقیت است و موفقیت خودش را از خانه‌ای کوچک شروع کرده که آشپزخانه نداشته و ظرف‌هایش را در حمام می‌شسته و حالا جزو ثروتمند‌ترین سخنرانان جهان است.

 

به گفته خود آنتونی رابینز، او تا سن ۲۳ سالگی هیچ موفقیتی در زندگی نداشته و نه تنها به لحاظ مالی بسیار ضعیف بوده و فقط می‌توانسته در یک اتاق ۴۰ متری زندگی خود را بگذراند و این اتاق آنقدر کوچک بوده که حتی آشپزخانه نداشت و ظرف‌ها را در وان حمام می‌شست.

البته مشکلات رابینز فقط محدود به موضوعات مالی نبود و او به دلیل بد خوابی، تغذیه نامناسب و تنبلی به حدود ۱۲۰ کیلوگرم رسیده بود که این واقعاً وحشتناک است!

تونی رابینز پس از این که تصمیم گرفت به رویاهای بزرگ خود دست پیدا کند، با روش‌های روانشناسی و ورزش، توانست در ظرف مدت ۲ ماه، بخش قابل توجهی از اضافه وزن خود را کاهش بدهد و همین موضوع باعث شد که توجه بیشتری به موضوعات موفقیت بکند و نتیجه این شد که به NLP روی آورد.

یکی از کلیدی ترین نقاط زندگی تونی رابینز زمانی بود که توانست با آموزه‌های خود به تعدادی از تیراندازان ارتش، بازدهی ارتش امریکا را تا حد زیادی بالا ببرد و بعد از آن او به یکی از افراد بسیار معروف در حیطه موفقیت و عمکرد معروف شد.

 

تونی رابینز با تعداد قابل توجهی از شرکت‌های بزرگ دنیا، قهرمانان ورزشی، سازمان‌های نظامی و … فعالیت داشته که نتیجه آن باعث شده سمینارهای او مبالغ هنگفتی داشته باشد.

در یکی از جلسات دوره مدرسه استادی، یکی از مدرسان مهمان دوره، آقای فرهاد خادمی بود که از طرفداران رابینز است و در بسیاری از سمینارهای او شرکت کرده است. ایشان در مورد قیمت‌های سخنرانی رابینز به ما گفت

 

سخنرانی انتونی رابینز

 

  • سمینارهای یک روزه ۶ یا ۷ هزار نفری، هر نفر ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ یورو
  • کارگاههای تخصصی ۲۰۰ نفره، هر نفر چند ده هزار دلار
  • یک روز کوچینگ اختصاصی با تونی رابینز ، یک میلیون دلار

 

قطعاً از آنتونی رابینز جملات بسیار زیبایی شنیده‌اید و او مطالب بسیار بسیار زیبایی را نقل می کند که یکی از مهم‌ترین آنها عبارت است از این جمله:

 

جمله زیبای انگیزشی از آنتونی رابینز

 

برخی دیگر از جملات رابینز

  • اگر فکر کنید می‌توانید کاری را انجام دهید و نمی‌توانید کاری را انجام دهید، در هر دو صورت، حق با شماست
  • هرگز به رویاهای کسی نخندید، کسی که رویا ندارد، هیچ چیز ندارد.
  • هدف گذاری، اولین مرحله برای دیدنی کردن نادیدنی هاست!
  • تصمیم‌های شما هستند که سرنوشت شما را شکل می‌دهند.
  • وقتی چیزی را از دست می‌دهید، درسی که از آن می‌گیرید را از دست ندهید.

 

آنتونی رابینز کتاب‌های زیادی دارد که برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:

  1. مهارت در بازی زندگی
  2. افکار بزرگ
  3. گام‌های بلند: تغییراتی کوچک، نتایجی بزرگ
  4. قدرت شگرف بودن
  5. قدرت نامحدود
  6. تکنیک‌های ساده برای کنترل زندگی

و….

 

پیشنهاد می‌کنم به سخنرانی آنتونی رابینز در یکی از سخنرانی‌های معروف تد (TED.com) نگاه کنید و ببینید که چطور از تکنیک‌های سخنرانی به نفع خود استفاده می‌کند.

 

  برای دانلود کافیست اینجا کلیک کنید  

 

امیدوارم از دیدن فیلم سخنرانی آنتونی رابینز لذت برده باشید و در اینجا قصد دارم به یک تکنیک فوق‌العاده از سخنرانی آنتونی رابینز اشاره کنم:

 

مطمئن هستم، شما این موضوع را می‌دانید که گوش دادن و مشاهده سخنرانی‌های موفق در بهتر شدن فن بیان و روش‌های سخنوری شما بسیار تأثیر دارد.

به همین دلیل است که ما مجموعه مقالاتی را تدارک دیده‌ایم با عنوان تحلیل سخنرانی  که در آنها به تحلیل سخنرانی برترین سخنرانان دنیا می‌پردزایم.

از همین رو قصد دارم مشهورترین سخنران و البته پردرآمدترین سخنران را به شما معرفی کنم!
 بله! احتمالا شما هم آنتونی رابینز را می‌شناسید! مشهورترین سخنران انگیزشی جهان.

 

ارتباط چشمی

همانطور که در فیلم مشاهده می‌کنید، رابینز به صورت کاملاً حرفه‌ای و با یکنواختی هرچه تمام، به مخاطبان نگاه می‌کند و هر منطقه را به طریقی خطاب قرار می‌دهد که هر فردی در سالن این احساس را می‌کند که رابینز مستقیماً با او صحبت می‌کند.

این موضوع آنقدر حرفه‌ای توسط رابینز انجام می‌شود که بسیاری از شرکت کنندگان همایش‌های رابینز در مصاحبه‌هایشان می‌گویند انگار رابینز شخصاً با من صحبت می‌کرد و ارتباط خوبی با او داشتم

رابینز هم در خاطرات خود می‌گوید وقتی برخی مردم من را می‌بینند آنقدر گرم با من سلام و خوش و بش می‌کنند که انگار سالهاست یکدیگر را می‌شناسیم و وقتی از آنها می‌پرسم که آیا آنها را می‌شناسم معمولاً با این جواب رو به رو می‌شوم که «توی اون همایش ۱۰۰۰ نفری من سمت چپ سالن نشسته بودم و شما خیلی به من توجه می‌کردید…»

 

سرعت صحبت کردن

همانطور که احتمالاً متوجه شده‌اید، رابینز بسیار سریع صحبت می‌کند به طوری که برای کسانی که زیاد به انگلیسی مسلط نباشند، کلمات وی را به سختی قابل تشخیص است

شاید در نگاه اول این موضوع اصلاً خوب به نظر نرسد ولی وقتی تند صحبت کردن او را در کنار محتوای ارائه شده قرار می‌دهیم و می‌بینیم که رابینز درست سر موقع و زمانی که ذهن ما در حال اشباع شدن است، یک توقف به جا می‌کند، آنگاه شاید از این موضوع به عنوان یک برگ برنده نام ببریم.

این نوع سریع صحبت کردن البته در انگلیسی بسیار متداول‌تر از فارسی است و برای سخنرانان فارسی اصلاً توصیه نمی‌شود که چنین ویژگی داشته باشند.

 

درگیر کردن مخاطبان و شامل کردن آنها

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد رابینز این است که او در تمام صحبت خود در مورد موضوعاتی صحبت می‌کند که کاملاً مربوط به مخاطبان است و حتی اگر از خود نیز مثالی می‌زند، تمام تلاش خود را می‌کند تا آن را به مخاطبان مرتبط کند. این ترفند رابینز باعث می‌شود که همه مخاطبان احساس بکنند که رابینز فقط درباره آنها و مشکلاتشان حرف می‌زند.

رابینز سعی می‌کند هرچیزی که درباره آن سخن می‌گوید را به طریقی به مخاطبان مرتبط بکند و از همین رو همیشه سخنان وی مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد.

همچنین پیشنهاد می‌کنم برای تمرین نقد سخنرانی ویدئوهای تد را نیز بررسی نمایید. برای اطلاعات بیشتر در خصوص این سایت، به مقاله‌ی تد چیست مراجعه کنید.

ادامه‌ی پست

انواع مشتری از نظر تکرار در خرید-بیشتر از یک نفر

در حال حاضر به دلیل گذر از اقتصاد صنعتی و رشد فناوری و ورود به بازار دیجیتال که باعث از میان رفتن مرزهای جغرافیایی کار و کسب شده، اکثر فعالان عرصه ی تولید کالا یا خدمات بر این باورند که حفظ و نگهداری مشتریان فعلی خیلی ارزان تر از جذب مشتریان جدید خواهد بود.

امروزه داشتن یک رابطه ی قوی و موثر با مشتریان و سعی در به دست آوردن رضایت هر چه بیشتر آنها رمز موفقیت در کار و کسب محسوب می شود. افزایش نیازها و پررنگ شدن خواسته های مشتریان به دلیل خدمات متنوعی که توسط سایر رقبا ارائه می شوند باعث شده مشتری مثل “ماهی” شود که اگر مراقب نباشید بلافاصله لیز خورده و از دست شما خواهد رفت.

مشتری کیست؟

مشتری شخص، گروه و یا سازمانی است که از طریق کالا یا خدمت ما، برای رفع نیاز خود، خواسته اش را تامین می کند. مشتری منبع سود جاری ما و رشد آتی کار و کسب ماست.

مشتریان به دو گروه درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم می شوند. درون سازمانی ها ارزش افزوده ی فعالیت ما را افزایش می دهند و برون سازمانی ها که موضوع اصلی این مطلب هستند ضامن سود، رشد و بقای سازمان ما می باشند.

تقسیم بندی مشتریان از نظر تکرار در خرید

مشتریان از نظر تکرار در خرید به چهار گروه زیر دسته بندی می شوند:

خریدار _ مشتری _ مشتری وفادار _ مشتری هوادار

برای دیدن مطلب کامل کلیک کنید

ادامه‌ی پست

پنج اپلیکیشن سخنرانی که حسابی کارتان را راه می‌اندازد-بیشتر

قدیم‌ها، سخنرانی به شکل کنونی وجود نداشت. یک نفر که می‌خواست سخنران شود، باید به کتابخانه‌های عمومی سری می‌زد، کشوهای کوچک فهرست بندی را ساعت‌ها زیر و رو می‌کرد تا بلکه کتابی در زمینه سخنرانی عمومی پیدا کند. او نمی‌توانست به مقالات خارجی یا کتاب‌هایی که در خارج به چاپ می‌رسید دسترسی داشته باشد. ناچار بود برای جمع کردن اطلاعات پیش سخنرانان بزرگ آن زمان برود که البته کاری بود سخت و طاقت فرسا و در بسیاری از مواقع غیرممکن!
اما اکنون چطور؟ همان‌طور که شما با یک دایرکت در اینستاگرام می‌توانید با سلبریتی یا هنرمند مورد علاقه‌تان به صورت مستقیم در ارتباط باشید، برای اکثر مهارت‌ها هم اپلیکیشن هایی ساخته شده که هر روز بهبود می‌یابند.
سخنرانی و فن بیان هم از مهارت‌هایی است که اکنون یادگرفتنشان ضروری‌تر از گذشته به نظر می‌رسد. اگر مقالات گذشته ما در مورد سخنرانی را خوانده باشید، می‌بینید که سخنرانی را از ابعاد بسیار متفاوتی حلاجی و بررسی کرده‌ایم. برای همین این بار می‌خواهیم به شما آپ ها یا برنامه‌هایی معرفی کنیم که از قافله موبایل بازان جا نمانید.

 چطور کلمات پرکننده را دور بریزیم؟

این شما و این هم ۵ اپلیکیشن کاربردی و برتر که می‌تواند از شما سخنران بهتری بسازد:

اپلیکیشن سخنرانی اول: بیشتر از یک!

اپلیکیشن سخنرانی بیشتر از یک نفر، یک آپ کاربردی و پر از دوره ها و محصولات جذاب است. در این اپلیکیشن که می توانید از لینک زیر برای گوشی های اندرویدی خود دانلود کنید، محصولات رایگان کاربردی به وفور یافت می شود. شما می توانید در این اپلیکیشن از اخبار مجموعه و دوره ها با خبر شوید، وویس های آموزشی گوش کنید و به محصولات پر فروش دسترسی داشته باشید.

برای دانلود اپلیکیشن بیشتر از یک کلیک کنید

 

اپلیکیشن سخنرانی دوم: چطور کلمات پرکننده را دور بریزیم؟ (LikeSo)

استرس یک چیز خیلی معمول و شایع در سخنرانی همه ماست. اغلب ما عادت داریم که در خلال حرف زدن مدام از «کلمات پرکننده» مثل «اوووووم»، «عه ه ه ه ه»، «آآآآآآآآ» و غیره استفاده کنیم. استفاده از این کلمات برای یک سخنران حرفه‌ای عیب است و این تصور را در حضار به وجود می‌آورد که شما تسلطی روی بحث یا کلام خود ندارید. ضمن اینکه ممکن است باعث حواس پرتی مخاطبین شما شود.
اینجاست که LikeSo وارد می‌شود و به شما آموزش می‌دهد تا تکیه روی کلمات پرکننده را متوقف کنید.

اما این آپ چطور کار می‌کند؟

این برنامه سخنرانی شما را ضبط می‌کند (در موقع تمرین) و سپس یک گزارش آماری از میزان «کلمات پرکننده» ای که در سخنرانی استفاده کرده‌اید تهیه می‌کند و به شما می‌گوید چطور آنها را برطرف کنید. حتی یک بازی مکالمه دارد که شما را آموزش می‌دهد تا از استفاده از کلمات پرکننده در مکالمات روزمره را متوقف کنید.

 تبدیل گوشی شما به یک دستگاه تله پرامپتر (PromptSmart Pro)

اپلیکیشن سخنرانی سوم: تبدیل گوشی شما به یک دستگاه تله پرامپتر (PromptSmart Pro)

حفظ کردن کل ارائه یا سخنرانی بسیار دشوار است، به خصوص اگر موضوع نسبتاً پیچیده‌ای داشته باشد. برای اینکه کل سخنرانی‌تان را کنارتان داشته باشید، می‌توانید از PromptSmart Pro بهره ببرید.
یک گوشی هوشمند خود را به یک اتوکیو یا تله پرومتر تبدیل کند.

تله پرامپتر چیست؟

دستگاهی که جهت نمایش متن به مجریان خبر و برنامه به کار می‌رود و نیاز آنها به مشاهده برگه‌های چاپ شده را برطرف کرده و بدین‌ ترتیب مجری قادر خواهد بود در حالی‌ که کاملاً به دوربین نگاه می‌کند، متن خود را از تله پرامپتر بخواند.
اپلیکیشن یاد شده می‌تواند همین کار را با گوشی شما کند.
با استفاده از تکنولوژی تشخیص صدای اختصاصی، متن را به جلو می‌چرخاند و و شما آن را می‌گویید. با سیستم تشخیص صدا، این اپلیلیکشن می‌تواند با سرعت سخنرانی شما خود را تطبیق و سازگاری دهد.

سرعت سخنرانی‌تان را با این اپ تنظیم کنید (Pro Metronome)

اپلیکیشن سخنرانی چهارم: سرعت سخنرانی‌تان را با این اپ تنظیم کنید (Pro Metronome)

من یک سخنران بسیار سریع هستم و در حین سخنرانی هیجان زده می‌شود. در این حالت کلمات را سریع از دهانم به بیرون پرتاب می‌کنم. در زندگی روزمره، این مسئله چیز مهمی نیست؛ اما در طول سخنرانی سریع صحبت کردن باعث می‌شود که مخاطبین تمرکز خود را از دست بدهند.
به تدریج روز این جنبه از سخنرانی‌ام کار کردم. اما این کار چند سال زمان از من گرفت. شاید اگر سال ها قبل این اپلیکیشنی که می‌خواهم معرفی کنم وجود داشت، کار راحت‌تری در این زمینه داشتم!
Pro metronome برای سخنرانی شما یک ضرباهنگ ویژه خودتان طراحی می‌کند. همچنین شما می‌توانید این اپ را در حالت تنظیمات دستی قرار دهید و یک ریتم برای سخنرانی خود تعریف کنید و به این اپ بگویید که این ریتم را در تمام طول سخنرانی برای شما نگه دارد.
نکته جالب توجه این است که این آپ برای نوازندگان و گروه ارکستر هم می‌تواند به کار رود. لابد می دانید که هماهنگی و یک پارچگی ریتم و صدا در یک گروه ارکستر تا چه اندازه حیاتی و ضروری است.

 تنظیم زمان بندی سخنرانی (Presentation Timer)

اپلیکیشن سخنرانی پنجم: تنظیم زمان بندی سخنرانی (Presentation Timer)

این اپلیکیشن می‌تواند زمان بندی سمینار شما را انجام دهد.
مثلاً شما یک تیم سه نفره از سه سخنران هستید و قرار است هرکدام نیم ساعت سخنرانی کنید.
طبیعتاً بروی این مدت حساب کرده‌اید و هیچکدام نمی‌خواهید به زمان دیگر سخنران، تجاوز کنید. اینجاست که Presentation Timer به کمک شما می‌آید و اجازه نمی‌دهد زمان بندی‌ها جابجا شود.
در دقایق پایانی و نزدیک شدن به پایان زمان بندی، این اپ روی LED گوشی هوشمند شما زمان را به صورت چشمک زن نشان می‌دهد تا شما را از نزدیک شدن به خاتمه سخنرانی‌تان مطلع کند.
چهار رنگ بندی برای زمان بندی تعبیه شده است. وقتی اپلیکیشن رنگ آبی را بر روی صفحه گوشی شما نمایش داد یعنی به اندازه کافی وقت دارید، وقتی سبز شد باید شروع به پایان بندی سخنرانی کنید، وقتی نارنجی شد، اخطار اتمام وقت است و وقتی رنگ قرمز را نشان داد یعنی زمان پایان پذیرفته و باید محل سخنرانی را سریعاً ترک کنید و به سخنران بعدی اجازه سخنرانی بدهید.

پنج +یک اپلیکیشن سخنرانی که حسابی کارتان را راه می‌اندازد

 

سخن پایانی…!

سخنرانی عمومی می‌تواند یک کار دلهره‌آور باشد، اما شما خواه ناخواه زمانی ناچار خواهید بود که یا در میان جمعی از افراد سخنرانی کنید و یا از پروژه‌ای که آماده کرده‌اید در میان طیف بزرگی از رهبران بین المللی دفاع کنید.
این برنامه‌ها به شما کمک می‌کند تا لااقل بخشی از نگرانی‌هایتان نسبت به سخنرانی در جمع از میان برود.

در پایان شما را به خواندن مقاله های مرتبط دعوت میکنیم…

جملاتی برای شروع سخنرانی

چطور سبک شخصی خودم را در سخنرانی پیدا کنم؟

بسته جملات آغازین سخنرانی

هفت راه برای تسلط بیشتر بر سخنرانی

مدیریت زمان در سخنرانی با پاورپوینت

ادامه‌ی پست

کتاب الکترونیکی “کابوسِ سخنرانی” -بیشتر از یک نفر

چند وقت پیش بود که کتاب الکترونیکی‌ام رو توی سایتم گذاشتم.

خیلی حس خوبی داشتم و شوق و ذوق از سر و روم می‌ریخت.

یه خورده کامل‌گرا شده بودم توی این ایبوک، ولی تصمیم گرفتم بهش غلبه کنم، برای همین یه شب تا ۹ صبح بیدار موندم و کتاب رو تموم کردم.

کارای ویراستاری، عکس گذاشتن، مرور، میلرلایت و …

داشتم از خواب میمردم، ولی کارهایی رو کردم که دیگران حاضر نیستند انجام بدن. و الان کتابی در سایتم دارم که قبلا نداشتم 🙂

قبلا یه مسئله‌ بزرگی به نام سخنرانی در جمع داشتم و چون الان بهش غلبه کردم و ترسم رو راحت می‌تونم مدیریت کنم، برای همین تصمیم گرفتم کتابم هم در همین موضوع باشه.

کتاب کابوس سخنرانی که برای دانلودش روی لینک کلیک کنید:

ادامه‌ی پست

درس های روز فروش مدرسه استادی-بیشتر از یک نفر

آسمان دانشکده روانشناسی تهران ابری بود. یک هوای مطبوع با نسیمی که نشان از یک بعداز ظهر دلنشین در چهارمین روز از ابان ۹۷ داشت.

اساتید امروز و آینده ایران که در مدرسه استادی حضور داشتند در حیاط دانشکده و روی راه پله های ورود به سالن همایش ها جمع شده بودند.

داستان از این قرار بود که هر شخصی باید یک سوغاتی یا محصول از شهر خودش برای فروش بیاورد. استاد بهرامپور با بلندگویی دستی و عینکی آفتابی در مورد هضم تجربه از فروش صحبت کوتاهی کردند و مراسم فروش شروع شد.

هر کسی سعی داشت محصولش را بفروشد. بعضی ها هم از دور نظاره گر بودند.

اما هدف فروختن نبود. هدف آموختن بود.

درس هایی که از این یک ساعت گرفتم را وقتی در راه رفتن به راه آهن برای بازگشت به یزد بودم نوشتم. امیدوارم برای شما نیز مفید باشد.

من با یک جعبه شیرینی از بهترین شیرینی های یزد به این بازار آمده بودم. عکس این جعبه زیبا را در تصویر زیر می بینید:

یک جعبه فلزی که من خودم می دانستم داخل آن ۵ لوز شیرینی یزدی با بهترین کیفیت وجود دارد.

اما آیا مخاطبان من هم میدانستند با چه چیزی روبرو هستند؟ محصول بدون توضیح و مشاهده، مشکل به فروش برود!

بنابراین تصمیم گرفتم در جعبه را باز کنم. اما با باز کردن جعبه هم کسی نمی توانست کیفیت محصول را درک کند.

پس باید فرصت تست و امتحان را به مخاطبانم می دادم. این نه یک کار خلاقانه بلکه یکی از مهمترین مراحل فروش است.

در جعبه را باز کردم. تصویر زیر گویای حجم خوشمزگی داخل جعبه هست.

اما اشتباه من این بود که به هر کس که می رسیدم تعارف می کردم.حتی کسانی که می دانستم قطعا از من نخواهند خرید.

پس فهمیدم باید مخاطب بالقوه خود را بشناسم و به همان افراد فرصت بررسی بدهم.

وقتی شیرینی را تعارف می کردم متوجه شدم خانم ها با اینکه علاقه بسیار زیادی به شیرینی داشتند ولی کالری بالای شیرینی را مانعی برای تست و خرید می دیدند!

بنابراین متوجه شدم دسته ای از مخاطبان ابتدا علاقه زیادی به خرید محصول دارند اما بهانه هایی برای نخریدن آن از من و شما می تراشند و البته ممکن است چندین برابر این پول را دقیقا صرف خرید فست فود کنند!

نکته جالب این بود که در نهایت میزان فروش من به خانمها بیشتر از آقایان بود! چون شیرینی با کیفیت یزدی می تواند هر کسی را وسوسه کند.

هیچوقت زود قضاوت نکنید. بعضی از مخاطبین شما بسیار سخت مشتری شما می شوند. اما وقتی خرید کنند واقعا خرید می کنند!

به چند نفر از حاضرین که تعارف کردم گفتند که دیابت دارند و نمی توانند حتی یک دانه کوچک از شیرینی را بخورند. به این فکر کردم کاش می شد شیرینی سازان بزرگ یزد برای افراد دیابتی هم محصولات کم شیرینی تولید می کردند.

بعضی از مخاطبینی که شما اصرار به فروش به انها دارید دغدغه ای مهمتر از محصول شما دارند. به فکر دغذغه آنها هم باشید.

وقتی شیرینی را به چند نفر از دوستان تعارف کردم گفتند آنها عاشق ترشی جات هستند.

فهمیدم که باید سبد محصول من بتواند نیازهای مختلف افراد را پاسخ دهد. نه چیزی که من دوست دارم!

من برای فروش یک صفحه اینترنتی ساخته بودم که مشتری برای خرید می توانست اطلاعات خودش را در آن وارد کند تا با او برای نحوه سفارش تماس بگیرم. من برای این صفحه یک QRcode ساخته بودم. وقتی خواستم اولین نفر را از این طریق بازاریابی کنم متوجه شدم گوشی او اسکنر ندارد. یکی دیگر از افراد هم خیلی با این بارکد و نحوه کار با سایت آشنا نبود…

قرار نیست که مخاطبین ما با فناوری های روز آشنا باشند. بسیاری از مخاطبین ما پرداخت پول نقد و دریافت محصول فیزیکی را ترجیح می دهند.

بعضی از افرادی که به خرید شیرینی علاقه نشان داده بودند خواستار خریدن جعبه ای کوچک تر و مقرون به صرفه تر بودند. اما من چیزی همراه خودم نیاورده بودم…

برای افرادی که توان مالی زیادی ندارند همیشه محصولی داشته باشید. آنهایی که خواستار محصولی از شما با قیمت پایین تر هستند واقعا قابل احترامند. چون می خواهند زندگی بهتری داشته باشند و فقط نمی توانند الان بهای آن را بپردازند.

بسیاری از افراد می خواستند بعدا با من تماس بگیرند و سفارش بدهند اما من کارت ویزیت خودم را برای آن روز آماده نکرده بودم.

همیشه راه های ارتباطی مختلفی برای خودتان داشته باشید. خودتان را جای افراد مختلف بگذارید…

در پایان دیدم که به میزان مختلفی از انواع شیرینی خورده شده است. افراد بر اساس ذهنیتی که از یک محصول مشابه قبلی دارند یا صحبت های اطرافیان تصمیم می گرفتند یک نوع خاص را تست کنند. در تصویر زیر جعبه در پایان روز فروش مشاهده می شود که اکثرا از باقلوای آن و سپس از بقیه لوزها خورده اند.

محصولات شما طرفداران و علاقمندان خودشان را دارند. باید ببینید که چه چیزی می خواهند و همان را بیشتر فراهم کنید. توصیه اطرافیان در تصمیم گیری مشتریان بسیار مهم است.

وقتی تمام چیزهایی که میخواستم یاد بگیرم را در ذهن خودم حک کردم تصمیم گرفتم بقیه شیرینی را بدون چشم داشتی به بقیه افراد تعارف کنم. شیرینی را به داخل سالن بردم و همه افرادی که در پشت صحنه تلاش می کنند دوره بهتری داشته باشیم را با شیرینی ناب یزدی خوشحال کردم.

فکر می کنم هیچوقت نباید هدف خودمان را فراموش کنیم. ما برای فروش محصول افریده نشده ایم. رسالت ما فروش محصول نیست.

ما برای شاد کردن آدمها و ساختن دنیایی بهتر و زیبا تر تلاش می کنیم.

اینهم عکس یادگاری من به همراه استاد بهرامپور و تعدادی از بهترین دوستان دوره استادی.

امیدوارم تجربه های من برای شما که بیشتر از یک نفر هستید مفید باشه.

راستی اگر بعد از خواندن این ماجرا هوس شیرینی یزدی کردید با من تماس بگیرید.

ادامه‌ی پست

ابزارهای مهارتهای ارتباطی نوجوانان-بیشتر از یک نفر

میشه گفت هر ارتباطی با پذیرش آغاز میشه؛ اگه خودمون رو هرجوری که هستیم دوست داشته باشیم، راحت تر میتونیم صادق باشیم و خود واقعیمونو را نشون بدیم. اینجوری دیگه نیازی نیست خودمون رو پنهان کنیم.

کسایی که خودشون رو پذیرفتن و برای خودشون ارزش قائلن، معمولا میتونن دیگران رو نیز بپذیرن و براشون ارزش قائل بشن.
میتونیم برای برقرای ارتباطات ابزارهایی رو به کار ببریم، پس چه بهتر ابزارهامون رو یکپارچه کنیم.
اول اینکه باید زبان یه ارتباط خوب رو یاد بگیریم، پس اگه میخواییم پیام ها رو به خوبی منتقل کنیم باید همه زبان های ارتباطی رو بلد باشیم و بدونیم. در این مقاله قصد داریم شما را با ده ابزار ارتباطی آشنا کنیم تا پایان همراه ما باشید..

 

ابزار اول

زبان احساسات: توی ارتباطات دو نوع محتوا داریم، لفظی و هیجانی. که محتوای لفظی معنی خود کلمه هست؛ (مثلا توی جمله ایی مثل «تو خیلی از خود راضی هستی» محتوای لفظیش اینه که من از دست کسی عصبانی هستم ولی محتوای هیجانیش اینه که من عصبانیم).
میتونیم برای ارتقاء زبان احساساتمون تمرینای مختلفی انجام بدیم یکی از این تمرین ها اینه که ماسک احساسات درست کنیم یعنی یه احساس رو انتخاب کنیم و با استفاده از مقوا و نخ و ماژیک ماسکی که نشون دهنده اون احساس هست رو درست کنیم.
یا یه تمرین باحال دیگه اینه که فرهنگ لغت احساسات داشته باشیم، یعنی برای هر کدوم از حروف الفبا هر تعداد کلمه مرتبط با احساسی که به ذهنمون میرسه رو یادداشت کنیم:

الف-احترام……..  ب-بدبختی …… و-وابستگی……   ه-هیجان ……

ابزار دوم

زبان بدن: به طور طبیعی بدنمون درباره احساساتی که داریم علامت هایی میده. ما میتونیم از این علامتها استفاده کنیم و به افرادی که باهاشون ارتباط داریم بگیم به حرفاشون گوش میدیم و دوست داریم بیشتر بشنویم یا برعکس.
بعضی از علامت های بدنی ارتباط رو ترغیب میکنه و بعضیا باعث قطع ارتباط میشه، مثلا:
– خم شدن به طرف جلو
– خمیازه کشیدن
– برقراری ارتباط چشمی
– تکون دادن سر به علامت توافق
– نالیدن
– نگاه کردن به هرجایی به غیر از صورت طرف مقابلمون
پس خیلی باید حواسمون رو جمع کنیم و تمرین کنیم که علامتهای بدنی ترغیب کننده و علامتهای بازدارنده رو یاد بگیریم و بهشون توجه کنیم.

ابزار سوم

شفاف و مستقیم صحبت کردن: باید حواسمون باشه که اگه پیامهای ناقص یا غیر مستقیم به طرف مقابل بدیم اون مجبور میشه منظور مارو حدس بزنه.
برای اینکه بتونیم شفاف و مستقیم صحبت کنیم یه تمرین خیلی خوب میشه انجام داد اونم اینه که یه سری پیامهای غیرمستقیم رو بنویسیم و اونارو تبدیل کنیم به پیامهای مستقیم و صریح، مثلا:
غیر مستقیم: بلیت سینما خیلی گرونه مستقیم: من نمیخوام به سینما بیام
غیرمستقیم: داره دیر میشه من باید به خونه برگردم مستقیم: من دوست ندارم مثلا سیگار بکشم

ابزار چهارم

رفتار محترمانه: ممکنه پیش بیاد که بعضی وقتا با خودمون بگیم چطوری میشه هم مستقیم و شفاف صحبت کرد و هم باعث نشیم که احساس کسی جریحه دار بشه.
باید بدونیم که صریح بودن به معنی بی احترامی کردن نیست.
خوب حالا ممکنه این سوال پیش بیاد که اگه محترمانه صحبت کنیم چه تاثیری روی برقراری ارتباطمون با دیگران داره؟
چندتا دلیلی که میشه بیان کرد:
– این که احتمال شنیده شدن صحبت و پیاممون بیشتر میشه
– طرف مقابلمون راحت تر حرفشو میزنه
– احترام متقابل دریافت میکنیم
– احساسات کسی جریحه دار نمیشه
– و مهمتر از همه اینکه احساس بهتری نسبت به خودمون پیدا میکنیم.

 

ابزار پنجم

سوالات باز پاسخ و بسته پاسخ: توی برقراری ارتباط میتونیم سوالات رو به دسته باز پاسخ و بسته پاسخ تقسیم کنیم.
گفتگو با سوالای باز پاسخ شروع میشه و این سوال ها به طرف مقابلمون اجازه میده که جوابهای متفاوتی بده و اونو به ادامه صحبت ترغیب میکنه. اصولا این قبیل سوال ها وقتی پرسیده میشه که توی یه مهمونی یا یه مراسم اجتماعی شرکت میکنیم و یا برای بهتر شناختن کسی هم به کار برده میشه. و اما سوالهای بسته پاسخ؛ باید به این موضوع توجه داشته باشیم که که این نوع سوالها گفتگو رو محدود میکنه و جوابهای محدودی دارن.
مثلا وقتی سعی میکینم اطلاعات خاصی رو از کسی به دست بیاریم.

یه چندتا نمونه از هر دو نوع سوال

سوالای باز پاسخ

از چه چیز این مدرسه خوشت میاد؟
علایق شخصیت چه چیزایی هستن؟
تعطیلات آخر هفتتو چطوری میگذرونی؟
چه چیزی باعث شد تصمیم بگیری معلم بشی؟

سوالای بسته پاسخ

آیا توی کلاس هنر اسم نویسی کردی؟
چه سالی مدرک دیپلم رو گرفتی؟
آیا فوتبال سالنی بازی میکنی؟

ابزار ششم

هماهنگی زبان بدن با کلمات: خیلی باید حواسمون باشه که زبان بدنمون با زبان کلامیمون مطابقت داشته باشه چون اگه غیر ازین باشه موقعیت برای طرف مقابل گیج کننده میشه.

ابزار هفتم

حضور کامل داشتن: به این معنی که همه توجهمون رو به فرد مقابل بدیم، و به اون این اطمینان رو بدیم که واقعا به صحبتهاش توجه کامل داریم. باید اینو بدونیم که بیشتر افراد وقتی که میبینن ما با تموم وجود به اونا توجه نمیکنیم از تلاش برای برقراری ارتباط با ما ناامید میشن.
بعضی از کارایی که نشون میده موقع گفتگو به طرف مقابلمون توجه نداریم:
– عوض کردن موضوع
– نگاه کردن به اینور و اونور
– وسط حرف طرف مقابل پریدن
– خمیازه کشیدن
– وول خوردن

ابزار هشتم

همدلی: همدلی احساساتی شدن و احساس تاسف و غصه خوردن به خاطر دیگران نیست، همدلی یعنی احساس کردن و تصور کردن و شناختن موقعیت دیگران و پاسخی که اونا به این موقعیت دادن.
همدلی یعنی خودمون رو به طور کامل جای دیگری بزاریم و به اون توجه کنیم و به زبان بدن طرف مقابل گوش بدیم.
حواسمون باشه که همدلی به معنی همدردی نیست و اگه نسبت به کسی احساس تاسف کنیم این احساس به جای نزدیکتر کردن ما به دیگران ممکنه که مارو دورتر بکنه.

ابزار نهم

بازگویی: بازگویی وقتی اتفاق میفته که پیام طرف مقابلمون رو به زبون خودمون بیان کنیم.

این کار دوتا فایده داره: اولا این که به ما این فرصت رو میده که بفهمیم آیا درست متوجه پیام طرف مقابلمون شدیم و دوما به طرف مقابلمون هم این فرصت رو میده که بفهمه ما متوجه پیامش شدیم؛ به موجب این کار طرف مقابلمون میفهمه که داریم با اون همدلی میکنیم.
برای بازگویی میتونیم از جمله هایی از این قبیل استفاده کنیم:
«به نظرم خیلی نگران معدلت هستی»
«به نظرم احساس میکنی که من نسبت به تو بی تفاوت شدم»

ابزار دهم

شفاف سازی: وقتی توی صحبتمون با طرف مقابل سوء تفاهمی به وجود میاد یعنی اینکه فکر میکنیم حرفای طرف مقابل رو فهمیدیم، مرور دوباره حرفها روش خوبی برای از بین بردن سوء تفاهمه.
یعنی اینکه اگه شک داریم مطلبی رو درست و حسابی متوجه نشدیم، سوال کنیم به این کار شفاف سازی میگن.

استفاده از این ده ابزاری که توی این مقاله به اختصار توضیح دادیم بهمون کمک میکنه که بتونیم خیلی بهتر و موثرتر با دیگران ارتباط برقرار کنیم.

در پایان شما را به خواندن مقاله های مرتبط دعوت میکنیم…

کتاب مهارت های فن بیان کودک و نوجوان (چاپ دوم)

فن بیان چیست؟

چطور فن بیان خوبی داشته باشیم و خوب صحبت کنیم؟

کاربرد مکث در فن بیان و سخنرانی

دانلود کامل فایل صوتی آموزش سخنرانی فن بیان سازمانی مدیران

ادامه‌ی پست

لبخند بزنید این که هزینه ای ندارد-بیشتر از یک نفر

این روزها اول صبح هرکسی را می بینم ، اغلب این افراد ناراحت و غمگین هستند از اهل منزل گرفته تا مردم و همکاران ، از اتفاقاتی می نالند که هیچ گونه کنترلی روی آن ندارند و نمی توانند آن را تغییر دهند .

آدمهای اخمو فقط می توانند دفع خوبی به جای جذب داشته باشند، وقتی از آن ها می پرسم چرا اینقدر به هم ریخته اید ، میگه هیچی تو این اوضاع به هیچ جایی نمی تونم برسم و هیچ کاری نمی تونم انجام بدهم وهمون کاری هم که دارد درست انجام نمی دهد ، روی تنها چیزی که حساب باز نمی کنند خودشان است .

همه کسانی که با آن ها برخورد دارم فکر می کنند من مشکلی در زندگی ندارم ، اولا در دوره استادی یاد گرفتم به دید مسئله به تمام اون موردهایی که پیش میاد نگاه کنم دوما با لبخند زدن بر همه اون موارد،  حال خوبی پیدا می کنم .

لبخند بسیار ارزشمند است و اصلا هزینه ای ندارد .

بدون اینکه کسی را که لبخند می زند فقیرکند، کسی را که به او لبخند می زنید ثروتمند می کند. در یک لحظه لبخند اتفاق می افتد اما خاطره آن ممکن است تا سالها در ذهن باقی بماند .

لبخند زدن به خانه شادی می آورد ، باعث ایجاد حسن نیت در کار و رفع شدن خستگی مان می شود و نشانه دوستی هاست .

اگر چیزی نداریم به دیگران بدهیم ، حداقل می توانیم به آنها لبخند بزنیم .

ادامه‌ی پست

ارتباط چیست؟ چطور ارتباط سالم ایجاد کنیم؟-بیشتر از یک نفر

ارتباط چیست؟

ارتباط سالم

 

انسان از زمانی که به دنیا می آید، یک موجود اجتماعی بدنیا می آید. یعنی اینکه نیاز به با جمع بودن و همراهی کردن دارد، به این ویژگی و نحوه تعامل انسان با دیگران ارتباط گفته می شود. از آنجایی که ما همیشه باید به دنبال بهترین و سالم ترین چیزها باشیم باید به دنبال ارتباط سالم نیز باشیم.

 

ارتباط سالم چیست؟

ارتباط چیست؟ چطور ارتباط سالم ایجاد کنیم؟

ارتباط سالم یعنی نحوه تعامل درست و صحیح با دیگران به صورتی که در رابطه، حق و احترام کسی از بین نرود. مثلاً فرض کنید که در محل کار خود که با همکاران خود در ارتباط هستید، اگر در آن فضا به نحوی برخورد کنید که هم احترام شما و هم احترام همکارانتان حفظ شود، یعنی شما یک ارتباط سالم دارید.

 

چرا باید ارتباط سالم ایجاد کنیم؟

همه ما در طول زندگی با افراد مختلفی ارتباط برقرار می کنیم و اگر بتوانیم ارتباطی که با دیگران برقرار می کنیم یک ارتباط سالم و موثر باشد، کیفیت رابطه و سطح زندگی ما را بالا خواهد برد.

برای ایجاد ارتباط سالم با دیگران به چه نکاتی توجه کنیم؟

 

موقعیت فرهنگی و مکانی ارتباط

برای اینکه بتوانیم ارتباط سالم داشته باشیم باید بدانیم که در کجا و در چه فرهنگی می خواهیم ارتباط برقرار کنیم. پس اولین نکته برای برقراری ارتباط سالم دانستن موقعیت فرهنگی و مکانی ارتباط است.
مثلا برای برقراری ارتباط در محیط کار باید به یکسری مسائل دقت کنیم و برای برقراری ارتباط در خانه به یکسری دیگر از مسائل توجه کنیم و…
فضای فرهنگی هر کشوری با دیگری متفاوت است بنابراین نحوه ایجاد ارتباط سالم در کشور ما با کشورهای دیگر متفاوت است.
به عنوان مثال در کشور ما ایجاد ارتباط با جنس مخالف با احتیاط و حساسیت های خاصی همراه است که در کشور های اروپایی وجود ندارد.
اما در این مقاله می خواهیم در رابطه با اصول کلی که در هر جامعه و فرهنگی برای ایجاد ارتباط سالم می توان استفاده کرد صحبت کنیم.

 

سلام (ابتدای ارتباط را چگونه شروع کنیم؟)

ارتباط سالم

 

یکی از مهم ترین نکاتی که باید هنگام ایجاد ارتباط با دیگران به آن توجه کنیم لحظه شروع رابطه می باشد. چرا که وقتی ما یک رابطه ای را شروع می کنیم مغز ما در هفت ثانیه اول شروع به قضاوت می کند که این فردی که در مقابل ما ایستاده چگونه شخصیتی دارد.
پس ما باید به اولین کلمه و نوع برخوردمان با فرد مقابل توجه ویژه ای داشته باشیم. یکی از بهترین راهکارها که در هنگام شروع صحبت باید به آن توجه کنیم استقبال از فرد با لبخند می باشد. به این شکل که با دیدن فرد اگر اسم فرد را می دانیم با لبخندی که بر لب داریم اسم فرد را به زبان بیاوریم و اگر نمی دانیم همچنان با لبخند شروع به احوال پرسی با فرد بکنیم تا حس خوب و مثبتی را از ارتباط اولیه با ما بگیرد.

 

ارتباط چشمی:

ارتباط سالم

 

یکی از مهمترین کارهایی که باعث افزایش کیفیت رابطه ما می شود ایجاد ارتباط چشمی می باشد. اینکار باعث ایجاد حس مثبت و صمیمیت می شود. در واقع ما بااینکار حس دوستی و صمیمیت را به طرف مقابل منتقل می کنیم. اما باید حواسمان باشد که این ارتباط چشمی به قدری زیاد نباشد که باعث ایجاد اذیت و ناراحتی در فرد شود. باید بتوانیم تعادل بین نگاه کردن به فرد و اطرافیان برقرار کنیم.

 

خداحافظی:

گاهی برخی رابطه ها یک رابطه کوتاه مدت است و بعد از مدتی پایان می پذیرد، مثل رابطه های کاری در معاملات، ولی ما می توانیم در انتهای صحبت کاری کنیم که این رابطه با حس خوب و سالم به پایان برسد و حتی طوری رفتار کنیم که این رابطه بتواند ادامه دار و پایدار بماند.
یکی از مهمترین کارهایی که باید انجام دهیم ایجاد حس راحتی و صمیمیت در انتهای صحبت هایمان است.

 

چطور ارتباط سالم ایجاد کنیم؟

 

۱٫لبخند زدن:

ارتباط چیست؟

 

در تمامی کشورها و فرهنگ های مختلف دنیا لبخند زدن نشانه خوشحالی و ابراز رضایت می باشد. بنابراین اگر شما در رابطه ای لبخند بر لب داشته باشید این احساس را منتقل می کند که از هم صحبتی با فرد دیگر احساس رضایت و خرسندی دارید.
پس همیشه برای ایجاد ارتباط سالم و خوب با هر فرد دیگری حتما لبخند بر لب داشته باشیم.
شاید برای کشور ما که خیلی لبخند زدن متداول نیست برای شروع کار سخت باشد که بخواهیم لبخند بزنیم ولی با کمی تمرین می توانیم لبخند زدن را به عادت تبدیل کنیم.
یکی از بهترین تمرینات خوب برای عادت به لبخند زدن این است که در اتاق خود عکس افراد مختلفی را قرار بدهید و به خود یادآوری کنید که هر بار به این عکس ها نگاه کردید لبخند بزنید با انجام چنین تمرین ساده ای بعد از مدت ها به لبخند زدن عادت می کنید.
درواقع لبخند باعث می شود که بین دو نفر که در یک ارتباط قرار دارند حس صمیمیمت و دوستی ایجاد شود و این حس باعث ایجاد رابطه ای عمیق تر و سالم تر خواهد شد.

 

۲٫سوال پرسیدن:

ارتباط سالم

 

یکی از بهترین و موثرترین راه ها برای ایجاد حس توجه در دیگران سوال پرسیدن است.
انسان ها نیاز به توجه دارند و ما با برآورده کردن این نیاز در افراد می توانیم یک رابطه بسیار خوب و البته سالمی را ایجاد کنیم. هنگامی که با فردی در حال ایجاد رابطه سالمی هستید سعی کنید در بین صحبت هایی که انجام می دهید از آن فرد سوال بپرسید. این کار باعث می شود که فرد مقابل متوجه بشود که شما به حرف های او خوب گوش کرده اید و مشتاقانه منتظر ادامه بحث هستید.
سوال پرسیدن باعث می شود که متوجه بشود این قسمت از صحبت او برای شما جذاب بوده است و همین موضوع به ایجاد یک رابطه خوب و سالم کمک بسیار زیادی می کند.
شاید برایتان سوال پیش بیاید از چه چیزی باید سوال کنیم و کی دقیقاً باید سوالتان را مطرح کنید.
می توانیم از جملات سوالی شبیه اینها استفاده کنیم:

  • امکانش هست که کمی بیشتر این قسمت را توضیح بدهید؟
  • چه مطالب جالبی، میشه یکم بیشتر بازش کنید؟
  • من این قسمت را متوجه نشدم، امکانش هست بیشتر بگید؟
  • این قسمت از صحبتاتون برام گنگ بود، یکم واضح تر توضیح می دهید؟
  • می شه یک مثال بزنید و…

و اما چه موقعی می توانیم سوال خود را بپرسیم؟

یکی از بهترین زمان ها همان لحظه ای است که موضوع بیان شده و برای شما سوال ایجاد شده است. زمان دیگری که می توانید بیان کنید موقعی است که صحبت فرد مقابل شما تمام شده است و فرصتی برای صحبت شما به وجود آمده است.

 

۳٫توجه کردن:

ارتباط سالم

 

گاهی در هنگام صحبت های فرد مقابل سر خود را به نشانه تایید تکان دهید و یا کمی از صحبت فرد را ادامه بدهید و او را همراهی کنید.
اگر از شما سوالی پرسید حتما با اشتیاق جواب بدید که این موضوعات باعث می شود که فرد مقابل حس کند که شما به اون توجه کامل دارید که این توجه کامل باعث ایجاد یک رابطه سالم خواهد شد.

 

۴٫داشتن اعتماد به نفس:

ارتباط سالم

همیشه افراد دوست دارند با کسانی که اعتماد به نفس بالایی دارند در ارتباط باشند زیرا اعتماد به نفس باعث ایجاد حس خوب و قدرت می شود. پس سعی کنید در صحبت های خود با اعتماد به نفس بالا حرف بزنید تا در ایجاد حس خوب در دیگران سهیم باشید که این حس خوب باعث ایجاد یک رابطه سالم خواهد شد.

 

استیو جابز موسس شرکت اپل می گوید:

وقتی وارد جمعی می شوید شما را از روی لباستان قضاوت می کنند و وقتی خارج می شوید شما را از روی صحبتتان قضاوت می کنند.
این برخورد آخر ما و صحبت های ما است که می تواند در فرد تاثیر بگذارد و رابطه سالم و حس خوبی ایجاد کند. در هنگام خداحافظی باید ابتدا اسم فرد را با لبخند بیان کنیم و تشکر کنیم از این همنشینی که داشته ایم و بیان اینکه از صحبت ها و اتفاقاتی که افتاده خوشنود هستیم و او را همراهی کنیم.

 

شما برای ایجاد یک ارتباط چیکار می کنید؟ در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید…

دانلود متن فیلم

 

برای دانلود فایل پی دی اف مقاله روی دکمه زیر کلیک کنید

ادامه‌ی پست

آیا خودشیفته ها موفق ترند؟-بیشتر از یک نفر

آیا خودشیفته ها موفق ترند؟

حتما تصور شما هم از واژه «خودشیفته» همراه با یک حس توهین آمیز است. مثلا حس می کنید برای دست انداختن یک نفر یا طعنه زدن به او، می گویند خودشیفته!
اما خودشیفتگی یک نوع اختلال رفتاری است.
در اینجا نمیخواهیم در مورد ریشه های خودشیفتگی یا راه های درمان اختلالشان صحبت کنیم.

میخواهیم نتایج یک پژوهش تازه در مورد خودشیفتگان را برایتان بیاوریم. یک پژوهش جالب که می گوید خودشیفتگی، خیلی هم چیز بدی نیست!

 

خودشیفته ها چه کسانی هستند؟

به کسانی که خیلی زیاد خودشان را دوست دارند، می گویند خودشیفته!

خودشیفته‌ها به علت نیاز شدیدی که به جلب توجه مردم دارند، بیشتر موجب رنجش خاطر مردم و اطرافیانشان می شوند؛ اما مطابق پژوهش های جدیدی که انجام شده، ثابت شده است که خودشیفته ها به احتمال زیاد موفق تر از سایر افراد خواهند بود.

 

خودشیفته ها چه ویژگی هایی دارند؟

  • آنها خود بزرگ بین هستند، خود را بهتر از دیگران می دانند و به صورت اغراق شده ای از بالا به پایین نگاه می کنند!
  • مشغولیات ذهنی آنان را فانتزی هایی مثل قدرت، زیبایی، ثروت و موفقیت تشکیل می دهد.
  • معمولا در برقراری روابط سالم معمولی، کمی با مشکل مواجه می شوند.
  • نیاز زیادی به تحسین شدن از طرف دیگران و تعریف و تمجید دارند.
  • از نظر خودشان، همیشه حق با آنهاست! آنها حیا را قورت داده اند!!!!
  • به طور معمول، انتظار دارند طرف مقابلشان کاملا مطابق با خواسته آنها رفتار کند.
  • معمولا نیازها و احساسات طرف مقابل را نادیده می انگارند و قادر به تشخیص آن نیستند.
  • تمایل دارند از دیگران سواستفاده کنند.
  • در حالی که خودشان حسودند، فکر می کنند دیگران نسبت به آنها حسادت می ورزند.
  • انتقاد پذیر نیستند و اعتماد به نفس شکننده و لرزانی دارند.
  • بدتر از همه اینکه خودشیفته نمی داند که خودشیفته اند! یعنی نسبت به رفتارهایشان و رنجی که بر دیگران تحمیل می کنند، آگاه نیستند! بنابراین خیلی سخت می شود آنها را راضی کرد که رفتارهایشان را تغییر دهند!

 

آیا خودشیفته ها موفق ترند؟

 

چرا احتمال موفقیت خودشیفته ها بیشتر است؟

پژوهش های جدید روانشناسان نشان می دهد که خودشیفته ها، با وجود ویژگی های شخصیتی منفی، بازهم به دلیل این که احساس می‌کنند از دیگران برترند، برای تسلیم نشدن سرسختی نشان می‌دهند.

تیمی از پژوهشگران بین‌المللی می‌گویند خودشیفته ها از لحاظ تحصیلات، کار و روابط عاشقانه معمولا در بالاترین رده موفقیت قرار دارند.
این دسته از افراد، ارزش فوق‌العاده‌ای برای خودشان قائلند، در نتیجه اعتماد به نفس بسیار بالایی پیدا می‌کنند.

از نظر روانشناسان، خودشیفتگی، ماکیاولیسم (که در آن هدف، هر نوع وسیله ای را توجیه می کند!) و اختلالات فکری و روانی (سایکوپاتی) یک مثلث تاریک است که نشان دهنده وجود بدجنسی و بدخواهی در شخصیت فرد است.

 

خودشیفتگان به خود محوری، به خود بالیدن و خود‌بزرگ بینی تمایل دارند و نیازمند تحسین دیگرانند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد اشخاصی که عاشق خودشان هستند، اغلب اوقات از نظر اجتماعی موفقند.

علاقه شدید آنها به جلب توجه، سبب می‌شود که مردم به طرف آنها کشیده شوند و خودشان افراد هدفمندی باشند.

دکتر کوستا پاپاجیورجیو، از دانشگاه کوئینز در بلفاست می گوید:

«اگر شما یک خود‌شیفته باشید به شدت باور دارید که خودتان از هر کس دیگری بهتر بوده و لایق پاداش هستید»

دکر پاپاجیورجیو، ادامه می دهد که: «ممکن است این ویژگی برای تمام اطرافیان شخص خودشیفته خسته کننده و تحمل ناپذیر باشد! ولی چنین خود باوری بی انتهایی، موجب سرسختی روانی و آمادگی برای قبول چالش‌ها می‌شود»

 

 

روانشناسان دیگر چه می گویند؟

پژوهشگران خصوصیات ۳۰۰ دانش آموز دبیرستانی در ایتالیا را بررسی کرده اند (که ویژگی همه شان خودشیفتگی بود) و دریافتند که نتیجه امتحانات درسی این دانش آموزان از امتحانات دیگری که مربوط به هوش آنها بود به مراتب بهتر بوده است.

این افراد خودشیفته علاوه بر داشتن خصلت هایی مانند خود خواهی و نیاز به تسلط بر دیگران، دارای سطح بالایی از انعطاف پذیری و عزم راسخ (اراده بالا) بودند.

البته آنها زرنگ و باهوش نبودند!

اما به علت اینکه اعتماد به نفس بیشتری داشتند و مصمم تر بودند، از شاگردان دیگر که توانایی های دیگری داشتند، پیشی گرفتند.

 

خودشیفتگی ارثی است یا ذاتی؟

دکتر پاپاجیورجیو، اعتقاد دارد که حدود ۶۰ درصد خودشیفتگی ارثی و بقیه آن ناشی از تاثیر محیط زیست و اجتماع است.
به گفته او احتمالا خودشیفتگان در مقایسه با دیگران اشخاص بیشتری را به خود جلب می‌کنند.

آقای دکتر پاپاجیورجینو می گوید: «آنها فوق‌العاده دوست داشتنی و جذاب اند. چون وقت بیشتری را صرف می کنند تا دوست داشتنی باشند و دیگران را به خود ترغیب کنند.»

مطابق تحقیقات، ممکن است حتی عامل تکامل در خودشیفتگی تاثیر داشته باشد. چون خودشیفته ها با افراد بیشتری رابطه جنسی دارند و ژن خود را به افراد بیشتری منتقل می کنند.

خودشیفتگی می‌تواند موجب ناراحتی و آزار اطرافیان شخص شود ولی راه چاره ای وجود ندارد؛ اما می‌توانید به جای این که اجازه دهید آنها شما را کنترل کنند، شما آنها را کنترل کنید.

دکتر پاپاجیورجیو توصیه می کند که در مورد خوشیقتگان چندان سخت نگیریم. چون خودشیفتگی می تواند یکی از نشانه های تکامل باشد.

پس بیایید به جای تلاش برای درمان آنها، سعی کنیم افراد نارسیسیم را به کنترل خود درآوریم و اجازه ندهیم هرکاری دلشان میخواهد انجام دهند.

ادامه‌ی پست

خلاقیت چیست و چطور می توانیم آن را در مغزمان روشن کنیم؟-بیشت

محمدپیام بهرامپور در برنامه وقت کار که روزهای زوج ساعت ۲۲ از شبکه ایران کالا پخش میشود راهکارهایی را برای رسیدن به خلاقیت به شما آموزش میدهد؛ در ادامه برنامه های بیشتری در این برنامه خواهیم داشت که با شما به اشتراک خواهیم گذاشت

من محمدپیام آسیان شاپ می خواهم قولی به شما بدهم؛ اینکه اگر تا انتهای این مقاله با من همراه بشوید و تمریناتی که به شما می گویم را به درستی و کامل انجام دهید، مغزتان به نوعی توانایی دست خواهد یافت که با آن می توانید مسائل و پدیده ها را خیلی متفاوت تر ببینید و تجربیات بهتری از زندگی به دست خواهید آورد.
این مقاله در مورد خلاقیت، تفکر خلاق و برخی تکنیکهای ویژهای است که در این زمینه وجود دارد. پس با من همراه شوید:

 

معنای خلاقیت چیست؟

به صورت خیلی ساده میتوانم خلاقیت را اینگونه تعریف کنم: خلاقیت یک جای تازه است و یا رسیدن به جای قدیم از یک مسیر تازه. هر موقعی که از یک تجربه جدید صحبت می شود، حتماً این تجربه همراه با ریسک خواهد بود و هر ریسکی به همراه خودش احتمال شکست را به دنبال دارد؛ بنابراین شکست در خلاقیت امری بدیهی و طبیعی است.

ویژگی افراد خلاق

تاب آوری و خلاقیت چه ارتباطی با هم دارند؟

کسانی که خلاقیت را در خود پرورش می دهند، به صورت ناخواسته در حال پرورش یک ویژگی دیگر در وجودشان هستند و آن «تاب آوری» است. تاب آوری یعنی میزان استقامت در برابر سختی ها، مسائل، چالش ها و یا مشکلات.
افراد خلاق تر، جلوی رویدادها، سوانح و حوادثی که در مسیر کارآفرینی و خلاقیت برایشان می افتد، محکم تر و استوارترند.

خلاقیت چیست

ارتباط خلاقیت با حل مسئله و روزمرگی های ما چیست؟

خلاقیت و حل مسئله ارتباط مستقیم و دو سویه ای دارند. با پرورش خلاقیت، توانایی حل مسئله در شما افزایش می یابد و بالعکس، با افزایش توانایی های حل مسئله، شما خلاق تر خواهید شد.
تاثیر خلاقیت در زندگی روزمره ما هم به این شکل است که افراد خلاق با مسائل مختلفی که دارند، به روش های گوناگونی مواجه می شوند و هر بار، مسیری تازه کشف می کنند؛ بنابراین زندگی شان هرگز یکنواخت و خسته کننده نخواهد شد.
حتماً شما هم در بین اطرافیانتان دیده اید یا شاید حتی خودتان به این وضعیت دچار شده باشید که همه چیز را یکنواخت می بینیند و هر روزی که از خواب بیدار می شوند، گویی از زندگی شان لذت نمی برند، همواره کسل و سست اند و در نوعی رخوت و خمودی زندگی می کنند.

تاثیر بهبود مهارت خلاقیت در سایر نقاط زندگی چیست؟

خلاقیت در کسب و کار همچنین باعث می شود شما در کسب و کارتان بتوانید بهتر با مشتریان ناراضی کنار بیایید، رضایت مشتریانتان را به حداکثر برسانید، درآمد بیشتری کسب کنید و در نهایت حال خودتان خوبِ خوب می شود.
برای ارتباط با کارمندان و همکاران باعث می شود بتوانید تعامل بهتری برقرار کنید و روابط پایدارتر و عمیق تری را تجربه کنید.
خلاقیت در زندگی شخصی هم بسیار به درد بخور است. در روابط شما با دوستانتان و روابط عاطفی با همسر و فرزندان و اعضای خانوادهتان تاثیر خودش را به زودی نشان خواهد داد.

آیا همه می توانند خلاق باشند؟ خلاقیت ذاتی است یا اکتسابی؟

شما اگر بخواهید بازیکن بزرگی در بسکتبال شوید، باید قدی حدود ۲ متر داشته باشید و از لحاظ جثه، توانایی بالقوه بسکتبالیست شدن را داشته باشید، یا برای قهرمان شنا شدن باید پاهایی بلند و دست و پایی قدرتمند داشته باشید.
اما برای خلاق شدن چطور؟ آیا باید به صورت ذاتی یک سری ویژگیهای خلاقیت را داشته باشیم؟
آیا مغز ما باید از وقتی به دنیا می آییم این ویژگی ها را به صورت پیش فرض داشته باشد؟

یک خبر خوب برایتان دارم: همه ما انسان ها خلاق به دنیا می آییم

 

اما گویی بعد از مدتی خلاقیت در ما مخفی می شود. به کودکان نگاه کنید. آنها همیشه دوست دارند چیزهای جدید را امتحان کنند و از امتحان کردن تجربیات جدید هراسی ندارند. آنها بدون اینکه فکر کنند دارند خلاقیت خود را نشان می دهند.

برنامه وقت کار محمدپیام آسیان شاپ

بعد از مدتی همان کودکی می بینید که پدر و مادرش با بسیاری از کارهایش مخالف اند و از آن جلوگیری می کنند. مثلاً وقتی میخواهد رنگ های مختلف را در هم بیامیزد و رنگی جدید خلق کند، با نهی والدینش مواجه می شود: «نه! دست دست به رنگ ها نزن. وگرنه ممکن است کل اتاقت را کثیف کنی!»
در مدرسه هم ممکن است همین اتفاق را معلمش برایش رقم بزند: «چرا این سوال را اینجوری حل کردی؟ مگر نگفتم به روش من باید حل کنی؟»
در تلویزیون هم همین اتفاق به شیوه ای مشابه می رسد. در واقع کودک بعد از مدتی خود را در میان چارچوب ها اسیر می یابد و خلاقیتش کم کم کاسته می شود و ناخودآگاهش به او می گوید: «بهتر است همان روش بقیه را ادامه دهی و هرکاری بقیه می کنند توهم انجام دهی.»
همانطور که می بینید، ما آگاهانه دکمه خلاقیت خود را فشار داده ایم و آن را خاموش کرده ایم.

آیا خلاقیت، دکمه ای برای روشن شدن هم دارد؟

همانطور که گفتیم، ما آگاهانه خلاقیت هایمان را مخفی و خاموش کرده ایم؛ اما خلاقیت مثل یک چراغ است که همیشه می توانید آن را روشن کنید.
اگر از خیلی از افراد سوال کنید که: «چرا زندگی ات یکنواخت است؟» واقعا نمی داند باید چه پاسخی بدهد و حتی نمی داند که زندگی یکنواختی دارد؛ اما بدانید و آگاه باشید که همه ما می توانیم تجربه زندگی های متفاوتی را داشته باشیم. کافی است دکمه روشن شدن خلاقیت را فشار دهیم.

برنامه وقت کار

 

برای شما ۴ دلیل مختلف می آورم که چرا خلاقیتمان خاموش شده است و چطور می توانیم آن را روشن کنیم

دلیل نخست: ترس از قضاوت دیگران

یکی از دلایل مخفی شدن خلاقیت ما، ترس از قضاوت دیگران است. ما آدم ها همیشه از «مورد قضاوت دیگران قرار گرفتن» واهمه داریم؛ اینکه بقیه در مورد من چه فکری می کنند؟ بنابراین سعی می کنیم مثل بقیه شویم و برای اینکه «رسوا» نشویم، ناچار تن به «همرنگ جماعت شدن» داده ایم.

دلیل دوم: اسیر بودن ذهن

دلیل دوم خلاق نبودن این است که ذهنمان را آزاد نمیگذاریم. تا وقتی ذهن شما تا این اندازه درگیری و تنش داشته باشد، فرصت بروز خلاقیت را ندارد. ما حتی مواقع استراحتمان را هم به شبکه های اجتماعی می پردازیم و انتظار داریم مغز عزیزمان بتواند خود به خود خلاق شود!

 دلیل سوم: ترس از شکست

بسیاری از ما از شکست خوردن ترس داریم و دائماً با خود می گوییم: «نکنه من کاری خلاقانه انجام بدم و شکست بخورم؟» کار خلاقانه یعنی کسی انجام نداده باشد؛ بنابراین وقتی کاری انجام می دهید که کسی قبلاً انجام نداده است، نتیجه اش را هم نمیدانید. در نتیجه یا شکست میخورید و یا موفق می شوید. پس ترس در اینجا کاملاً بی معنا و مفهوم و تنها زاییده ذهن ماست.

دلیل چهارم: نمیدانیم چرا!

نمی دانیم چطور باید خلاق باشیم! گاهی وقت ها ما واقعاً دوست داریم خلاق باشیم، اما نمیدانیم چگونه؟
حتی ممکن است به تمام موارد بالا غلبه کنید اما بازهم خلاقیتتان روشن نشود!
می دانید دلیلش چیست؟ گاهی وقت ها تقلید ازدیگران! یعنی ما با اینکه میتوانیم روشی تازه برای انجام دادن کارها داشته باشیم و یا کارهای جدیدی انجام دهیم، به خاطر اینکه می بینیم دیگران به این روش دست نیافته اند، خیال می کنیم ما هم نمیتوانیم.

توجه شما را به خواندن پژوهشی که روی گروهی از میمون ها انجام شده است، جلب می کنم:

در یک قفس پنج میمون قرار داده شد. داخل قفس نردبانی قرار داده و روی آن چند عدد موز گذاشتند. بعد از مدتی، یکی از میمونها از نردبان بالا می‌رود تا موز را بردارد. زمانی که میمون به موز نزدیک می شود بر روی تمام میمونها آب سرد پاشیده می شود. بعد از مدتی، یکی دیگر از میمونها تلاش می‌کند که موز را بردارد. باز هم بر روی تمام میمونها آب سرد پاشیده می شود. این کار چند بار تکرار می شود. خیلی زود مشاهده شد وقتی یک میمون به سراغ موز می‌رود دیگر میمونها سعی می‌کنند جلوی او را بگیرند. دیگر آب سرد پاشیده نمی شود.

پس از مدتی کوتاه، یکی از میمونها با یک میمون جدید جایگزین شد. میمون جدید موز را می‌بیند و به سمت موز می‌رود. دیگر میمونها به آن میمون حمله می‌کنند و آن را کتک می‌زنند. بعد از چند تلاش دیگر برای رسیدن به موز و کتک خوردن از سوی دیگر میمونها، میمون تازه وارد متوجه می‌شود که نباید موز را بردارد. یکی دیگر از پنج میمون اولیه با یک میمون جدید جایگزین می شود. میمون جدید نیز از نردبان بالا می‌رود و کتک می‌خورد. میمون تازه وارد قبلی نیز در این تنبیه شرکت می‌کند. مجدداً سومین میمون اولیه با یک میمون جدید عوض می شود. میمون جدید نیز از نردبان بالا می‌رود و از بقیه میمونها کتک می‌خورد. دو تا از میمونها که میمون تازه وارد را کتک زدند نمی‌دانند چرا به آن اجازه نمی‌دهند از نردبان بالا برود یا چرا در کتک زدن آن مشارکت می‌کنند. بعد از جابجایی میمون چهارم و پنجم با میمونهای جدید، تمام میمونهایی که بر روی آنها آب سرد پاشیده شده بود با میمونهای جدید جایگزین شده‌اند. با این وجود، هیچ میمونی سعی نمی‌کند از نردبان بالا رود.

می دانید اگر از میمون ها بپرسید که چرا میمونی که به سمت موز می رود را کتک می زنند، چه جوابی می دهند؟

آنها می گویند «نمی دانیم! زیرا تا آنجایی که ما می‌دانیم همیشه هیمنطور بوده است.»!

در پایان شما را به خواندن مقاله های مرتبط دعوت میکنیم…

۵ راه برای ایجاد یک کسب و کار خلاقانه

محمد پیام آسیان شاپ در شبکه یک سیما – پنج کسب و کار بدون سرمایه

۶ نکته در مورد خلاقیت و طوفان ذهنی برای خلق ایده های عالی تجاری

تحلیل سخنرانی: مدارس خلاقیت را می‌کُشد

برای دانلود فایل پی دی اف مقاله روی دکمه زیر کلیک کنید

ادامه‌ی پست