تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

از لحظه هاتون لذت ببرید-بیشتر از یک نفر

شمام مث منید؟

یا من مث شمام؟

همیشه فلفل دوست داشتم و غذای تند میخوردم و اگر غذا تند نباشه انگار که نه انگار

دیگه مسیر عصبیش شکل گرفته و عادی شده از روی تخم مرغ بگیر تا سالاد و خورشت و …

اونروز وسط ی عالمه کار یهو در یخچالو باز کردم چشمم به شیشه های فلفل افتاد

اوردمشون بیرون و از شون عکس گرفتم و خیلی بهم حس خوبی داد

این ماجرا رو نوشتم تا بهتون بگم به راحتی می تونید از لحظه  هاتون  لذت ببرید

که البته راجع بهش توی کتاب جدیدم کامل توضیح دادم

چاپ شد خبرتون می دم البته می تونید از الان هم سفارشتون رو بدید.

شما چی؟ چقدر از لحظه  هاتون لذت می برید؟

من مرضیه نگهداری هستم مدیر سایت ذهن نابغه

برای اطلاعات بیشتر می تونید به سایت ذهن نابغه مراجعه کنید

  • ۲۵ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

دنیا خیلی کوچیکه-بیشتر از یک نفر

چند سال پیش با معرفی دوستم به یک مغازه لوازم آرایشی رفتم و خرید کردم و شدم مشتریشون

بعد متوجه شدم که تستر کرم پودر رو بهم فروخته ۷۵۰۰ تومن ومنم چندتا خریده بودم

رفتم بهشون گفتم وقبول نکردن و من تسترا رو داشتم می خواستم برم اتحادیه که به علت اهمال کاری نرفتم

چندشب پیش که داشتم برمیگشتم خونه رفتم سوپری و دیدم ی نفر اونجا سلام کرد و من بهشون گفتم که چهرتون آشناست و بجا نمیارم

خودشون رو معرفی کردن و یادم اومد که همون مغازه داری بود که من می رفتم ازشون خرید و از من پرسید که دیگه چرا نمی رم ازشون خرید

و من ماجرا را براشون تعریف کردم

خیلی شرمنده شد و گفتن که حتماً من برم و جای اون خرید قبلی چیزی بگیرم

و از اونجایی که من تسترا رو داشتم قرار شد براشون عکسسش رو بفرسم تا دیگه حسابی باور کنن

و توی مسیر برگشت با خودم فکر می کردم چطوری بعضی چیزا با هم جور میشه

و بعضی فروشنده ها چقد راحت مشتری های خودشون رو از دست میدن…

من مرضیه نگهداری هستم مدیر سایت ذهن نابغه

برای اطلاعات بیشتر می تونید به سایت مراجعه کنید

  • ۲۵ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

منم فوتبالیست بودم-بیشتر از یک نفر

چقد دنیای بچگیمون قشنگ بوده

وقتی این عکسو بعد از سالها دیدم

یاد همه شیطنتایی که میکردیم افتادم

اون موقع تو مدرسه عشقمون فوتبال بازی کردن بود با اینکه اصلاً بلد نبودیم

خخخخخ

خودم که خیلی خندیدم

شما بچگیاتون چی بازی میکردید

من از ردیف نشسته سمت راست دومی هستم

من مرضیه نگهداری هستم مدیر سایت ذهن نابغه

برای اطلاعات بیشتر می تونید به سایت مراجعه کنید

  • ۲۵ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

تولد عشق خاله-بیشتر از یک نفر

۱۷ شهریوری که چندروز پیش بود و گذشت بهنیا عشق من یک سالش شد

و من عاشقانه تولد بهنیا رو بهش تبریک می گم

و برای همه از همین جا از این شیرینی های زندگی آرزو می کنم

جونم براتون بگه قصه بدنیا اومدن بهنیا رو

پنجشنبه عصر بود که داشتم کتاب میخوندم که مادرم تماس گرفتن گفتن که خواهرم حالش بد شده و دارن می برنش بیمارستان

ناراحت شدم  و اشکام سرازیر شد و شدیداً نگران شدم و آماده شدیم با خواهرم رفتیم بیمارستان

مادرم اینام رسیدن و خواهرم رو بستری کردن و گفتن باید زیر نظر باشه

و مام تا آخر شب اونجا بودیم و از اونجایی که من خیلی خونسردم به مادرم گفتم من میمونم شما برید خونه ولی مامان من خوابمم میاد

که مامانم گفتن عمراً به شما بسپارم

اومدیم خونه خوابیدیم و فردا صب ساعت۶  مامانم زنگ زدن که بچه بدنیا اومده و پیرهن نداره

مامانم بنده خدا چون عجله کرده بود ۱۰ تا شلوار و بقیه چیزا رو برداشته بود و چون همشون ی شکل بودن متوجه نشده بود که اینا همش شلوارن

آخه قرار بود بهنیا سه هفته دیگه بدنیا بیاد یعنی تو محرم

ولی خب ….

خلاصه تو خونه ما هم فقط ی تاپ  داشت و چون باز عجله کرده بودن همه کلیدهای خونه هم  تو خونه جا گذاشته بودن بدون کلید و مدارک و پیرهن بجه اومده بودن

دیگه مام با همون یه تاپ رفتیم بیمارستان و چون اجازه نمیدادن بیشتر از ی نفر اونجا باشه مامانم اومدن پایین و من رفتم بالا و بهنیا رو آوردن دادن بغل من

منم خوشحالللللللللللللللللل

خلاصه دیدم اوضاع خوبه بابای بهنیا رو فرستادیم برا خرید پیراهن و منم خیلی خوشال اومدم رفتم سمینار فن بیان اقای صادقلو

  • ۲۴ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

پانزده قانون برای مذاکره شغلی-بیشتر از یک نفر

مذاکرات شغلی، به ندرت ساده هستند.
سه سناریوی معمولی را در نظر می گیریم:

۱- الان سومین بار است که باید در مصاحبه شغلی در شرکتی که دوست داریم شرکت کنیم اما شرکتی که بیشتر از این یکی دوست داریم برای ما دعوتنامه فرستاده است.
ناگهان مدیر شرکت اولی نظر مثبتش را نشان می دهد:
همانطور که می دانید، ما کاندیدهای زیادی را در نظر گرفته ایم.
ما از شما خوشمان می اید و امیدواریم این احساس دو طرفه باشد.
اگر یک پیشنهاد رقابتی برای شما داشته باشیم، آن را می پذیرید؟

۲- پیشنهادی از طرف شغلی که دوست داریم دریافت کرده ایم اما حقوق آن از آنچه حس می کنیم حقمان است کمتر می باشد.
از رییس می پرسیم آیا امکان تغییر هست.
او می گوید: ما معمولا افرادی با سابقه شما را استخدام نمی کنیم و اینجا فرهنگ متفاوتی جریان دارد.
این شغل فقط برای پول نیست.
منظورتان این است که اگر حقوق را بیشتر نکنیم، این شغل را نمی خواهید؟

۳- برای سه سال داشتیم به خوشی در شرکتمان کار می کردیم اما مدیر ما را فرخوانده و اصرار دارد که جای دیگر می توانیم حقوق بیشتری بگیریم.
نمی خواهیم این شغل را رها کنیم اما دوست داریم با ما عادلانه رفتار شود
بنابراین می خواهیم پیشنهاد افزایش حقوق دهیم.
متاسفانه بودجه ها کم است و رییس ما کسیست که در مقابل این درخواست ها عکس العمل خوبی از خود نشان نمی دهد. باید چه کار کنیم؟

در بعضی شرکت ها، کاندیدها را حتی با انتخاب ها و برگ برنده های کمتری تنها می گذارند و استخدام کننده موقعیت بهتری دارد تا شرایط را برای او دیکته کند.
کسانی که استخدام نشدند یا کسانی که موقعیت شغلی شان متزلزل است قدرت مذاکره شان کاهش میابد.

اما پیچیدگی بازار شغلی موقعیت های زیادی برای کسانی که می توانند با مهارت در شرایط و موقعیت های استخدام مذاکره کنند ایجاد می نماید.
هر چه باشد وقتی برد نتیجه دهی، وسیع است و به احتمال زیاد نتیجه می گیریم، مذاکره خیلی مهم می شود.

اینجا پانزده قانون برای شما آورده ایم این که در این زمینه راهنمایی تان می کنند.

۱- اهمیت دوست داشتنی بودن را دست کم نگیریم

این خیلی ساده بنظر می رسد اما اهمیت زیادی دارد:
مردم فقط وقتی برای ما می جنگند که دوستمان داشته باشند.
هر کاری که در مذاکره می کنیم و موجب می شود کمتر دوست داشتنی باشیم، از شانس ما برای دریافت پیشنهاد از طرف حریف می کاهد.
این موضوع، چیزی بیش از مودب بودن است و در مورد مدیریت اوضاع وخیم و اجتناب ناپذیر در مذاکره می باشد مثلا می خواهیم بدانیم بدون اینکه حریص بنظر آییم لایق چه چیزی هستیم،
اشاره به کمبودهای پیشنهاد بدون اینکه کوچک شویم و اینکه مصر باشیم بدون اینکه موجب رنجش باشد.
مذاکره کنندگان می توانند با ارزیابی اینکه چطور دیگران می خواهند روش های خود را ببینند به چنین دام هایی گرفتار نشوند.

۲- باید به آنها کمک کنیم بفهمند چرا لایق آنچه می خواهیم هستیم

این برای آنها کافی نیست تا ما را دوست داشته باشند.
همچنین باید باور کنند لایق این پیشنهادی که می خواهیم هستیم.
هرگز نباید بگذاریم پیشنهاد ما از خودش حرف بزند، همیشه باید داستانی را بگوییم که به دنبال آن می آید.
نباید فقط خواسته و علاقه خودمان را بگوییم ( یک حقوق ۱۵% بالاتر یا اجازه برای کار یک روزه در هفته و آن هم در خانه).

باید دقیق توضیح دهیم که چرا توجیه پذیر است (دلیل اینکه چرا لایق پول بیشتری از آنچه استخدام می کنند هستیم یا اینکه بچه های ما روزهای چهارشنبه زودتر به خانه می آیند).
اگر توجیهی برای خواسته خود نداریم، ممکن است مطرح کردنش غیرعاقلانه باشد.
دوباره باید تنش ذاتی بین دوست داشتنی بودن و توضیح اینکه چرا لیاقت بیشتری داریم را به یاد داشته باشیم:
اگر نتوانیم به بهترین نحو این پیشنهاد را ارائه دهیم که چقدر ارشمندیم، ممکن است ما را متکبر و گستاخ نشان دهد.

۳- شفاف سازی کنیم که می توانند ما را استخدام کنند

مردم می خواهند اهمیت سیاسی و اجتماعی به پیشنهادی بدهند که شک دارند در آخر بگوییم نه، ممنون.
چه کسی می خواهد مثل اسب چوبی ای باشد که شرکتی در پشتش پنهان میشود؟
اگر می خواهیم برای پیشنهاد بهتری مذاکره کنیم باید با جدیت به استخدام کننده بفهمانیم که می خواهیم برای او کار کنیم.
گاهی اوقات وقتی می خواهیم مردم ما را بخواهند از این روش استفاده می کنیم که به آنها می گوییم همه ما را می خواهند.
اما هر چه این بازی را بیشتر ادامه دهیم، آنها ممکن است بیشتر به این فکر کنند که ما را نمی خواهند پس چرا از اول این همه به خود سختی دهیم؟
اگر می خواهیم از همه گزینه هایی که داریم بعنوان برگ برنده استفاده کنیم، باید با بیان دلیل یا شرایط بگوییم می توانیم از این درخواست هایمان صرف نظر کرده و پیشنهاد را بپذیریم.

۴- مخاطبی که آن طرف میز است را درک کنیم

شرکت ها مذاکره نمی کنند، مردم مذاکره می کنند.
و ما قبل از اینکه بتوانیم روی حریف خود در طرف دیگر میز تاثیر بگذاریم باید او را بفهمیم و درکش کنیم.
اهداف او و نگرانی های فردی اش چیستند؟
برای مثال مذاکره با یک رییس که آینده بین است خیلی با مذاکره با یک مدیر اجرایی فرق دارد.
ما شاید از دومی بتوانیم سوال هایی بپرسیم که شامل جزییات پیشنهاد می شوند اما نمی خواهیم کسی که ممکن است مدیر ما شود را با خواسته های کوچک و جزیی آزار دهیم.
شاید مدیر، مسئول استخدام ۱۰ نفر باشد بنابراین با بی میلی سابقه اش را خراب می کند درحالیکه رییس بطور مستقیم از پیوستن ما به کارکنان شرکت سود می برد و ممکن است بال بال زنان پیشنهاد خاص تری به ما بدهد.

۵- فشارهای آنها را درک کنیم

شاید آنها از ما خوششان بیاید. شاید فکر کنند لایق هر چه می خواهیم هستیم اما باز هم ممکن است آن را به ما ندهند. چرا؟
شاید چون آنها یک محدودیت محکمی دارند مثلا حقوق که هیچ نوع مذاکره ای نمی تواند مسئولیت آن را بپذیرد.
شغل ما این است که بفهمیم آنها کجا انعطاف پذیرند و کجا نیستند.

برای مثال اگر داریم با یک شرکت بزرگ که بیست فرد مشابه را همزمان استخدام می کند حرف می زنیم، احتمالا نمی توانند حقوق بالاتری از بقیه به ما بدهند. اما شاید بتوانند در روزهای اول، تعطیلات و امتیازهای اضافه کمی انعطاف پذیر باشند.
از طرف دیگر اگر داریم با یک شرکت کوچک مذاکره می کنیم که تا به حال کسی را برای سِمت ما استخدام نکرده، جا برای توافق بر سر حقوق اولیه یا مقام شغلی هست اما باز هم نه برای همه چیز.
هرچه بهتر فشارها و محدودیت ها را بشناسیم بهتر می توانیم انتخاب های خود را برای حل مشکلات و آن هم به صورت دو طرفه پیشنهاد دهیم.

۶- برای سوالات سخت خود را آماده کنیم

بیشتر کاندیدهای شغلی با سوال های سختی رو به رو شدند که امیدوار بودند نشوند:
پیشنهادهای دیگری دارید؟
اگر فردا یک پیشنهاد به شما بدهند، می پذیرید؟
ما بهترین و سرترین انتخاب شما هستیم؟
اگر آماده نباشیم ممکن است بدون دقت حرفی برای فرار خود بزنیم یا بدتر، حقیقت را نگوییم.
توصیه من این است که هرگز در مذاکره دروغ نگوییم.
چون مکررا به خودمان برمیگردد تا به ما صدمه بزند اما حتی اگر نزند هم، غیراخلاقی است.
ریسک دیگر در حین رویارویی با سوالات سخت این است که شاید به شدت تلاش کنیم تا خشنود شویم و در آخر برگ برنده خود را از دست دهیم.

مسئله این است: ما به آماده سازی برای سوالات و مشکلاتی که ما را به حالت تدافعی وا می دارد موجب می شود احساس راحتی نداشته باشیم یا نقطه ضعف های خود را رو کنیم.
هدف ما این است که بدون اینکه مثل یک کاندید غیرجذاب بنظر برسیم .
قدرت زیادی را تسلیم کنیم، صادقانه جواب سوال ها را بدهیم.
اگر جلوتر در مورد اینکه چگونه به سوال های سخت جواب دهیم فکر کنیم، احتمالا نیازی نیست از یکی از اهدافمان چشم پوشی کنیم.

۷- روی نیت سوال کننده تمرکز کنیم، نه روی خودِ سوال

اگر برخلاف آماده سازی ما، یک نفر با دیدگاهی به سراغ ما بیاید که ما اصلا انتظارش را نداشتیم باید یک قانون را به یاد داشته باشیم:
این سوال نیست که مهم است بلکه نیت پرسشگر اهمیت دارد.
اغلب اوقات سوال چالش برانگیز است اما نیت پرسشگر بی خطر می باشد.
یک استخدام کننده که از ما می پرسد آیا می خواهیم به سرعت تا فردا پیشنهاد شغلی آنها را بپذیریم شاید واقعا فقط می خواهد بداند عمیقا به آن شغل علاقه داریم یا نه.

سوال در مورد اینکه آیا پیشنهادهای دیگر هم داشته ایم یا نه ممکن است طراحی شده باشد که نه تنها نقطه ضعف های ما را برملا سازد بلکه بفهمد به دنبال چه نوع شغلی هستیم
و آیا این شرکت شانسی برای استخدام ما دارد یا خیر.
اگر سوالی را نمی پسندیم، نباید به نیت بد، آن را برداشت کنیم.
باید طوری جواب دهیم که نشان می دهد می خواهیم نیت پرسشگر را بدانیم یا می توانیم از او بخواهیم مشکلی که می خواهد حل کند دقیقا چیست.
اگر درگیر مکالمه ای شدیم که او واقعا به دنبالش است و برای کمک به او اشتیاق نشان دهیم و اینکه می خواهیم مشکل را همراه او حل کنیم، برای هر دوی ما بهتر می شود.

۸- کل معامله را در نظر بگیریم

متاسفانه برای بیشتر مردم، “مذاکره یک پیشنهاد شغلی” و “مذاکره حقوق” یکسان است.
اما بیشتر رضایتی که از شغل می آید از عوامل دیگری است که می تواند مذاکره شود، شاید حتی ساده تر از حقوق.
نباید فقط روی پول تمرکز کنیم.

باید روی ارزش کل معامله تمرکز کنیم:
مسئولیت ها، مکان، رفت و آمد، انعطاف پذیری در ساعت های کاری، فرصت برای ترفیع، ظاهر، حمایت برای ادامه تحصیل و پیشرفت. نباید فقط به اینکه چطور می خواهیم پاداش بگیریم فکر کنیم، بلکه باید به چه وقت پاداش گرفتن هم فکر کنیم.
شاید در آخر تصمیم بگیریم شغلی را انتخاب کنیم که الان حقوق خیلی کمتری دارد اما در آینده موقعیت و سِمت برایمان فراهم می اورد.

۹- مشکلات چندگانه را “با هم” مذاکره کنیم، نه به صورت نوبتی

اگر شخصی پیشنهادی به ما بدهد و در مورد بخش هایی از آن نگران باشیم، معمولا بهتر است همه تغییرات خود را یکجا ارائه دهیم. نباید بگوییم: حقوق، کمی کم است. می توانید کاری بکنید؟
و سپس وقتی آن را حل کرد بگوییم: متشکرم، حالا دو چیز دیگر هم هست که می خواستم…

اگر اول یک چیز را بخواهیم ممکن است او فکر کند با همین یک مورد تصمیم داریم شغل را بپذیریم ( یا حداقل تصمیم نهایی خود را بگیریم).
اگر مدام بگوییم “و یک چیز دیگر….”، دیگر آن بخشندگی و درک زیادش را حفظ نمی کند.
بنابراین اگر بیشتر از یک درخواست داریم نباید به سادگی به همه آنها اشاره کنیم، اول، دوم، سوم و چهارم. همچنین اهمیت هر یک از آنها برای خودمان را نباید بروز دهیم.
در غیر این صورت، ممکن است دو تا از درخواست هایمان که کم اهمیت تر هستند را بپذیرند چون راحتتر می توانند آنها را برطرف نمایند و طوری رفتار کنند که انگار نصف کار را برای ما انجام داده اند.
در این موقعیت ما پیشنهادی جلوی رویمان داریم که خیلی بهتر از قبل نیست ولی حریف مذاکره فکر میکند کارش را به خوبی انجام داده است.

۱۰- فقط برای اینکه مذاکره کرده باشیم، مذاکره نکنیم

با این وسوسه که خودمان را یک مذاکره کننده بزرگ نشان دهیم مبارزه کنیم.
دانش آموزان MBA که به تازگی کلاس های مذاکره را گرفته اند با این مشکل مواجه می شوند:
آنها در اولین شانسی که پیدا می کنند به مذاکرات آشفته ای که با دیدگاه استخدام کننده همراه است می روند.
توصیه این است:
اگر یک چیزی برای ما مهم است، آن وقت باید مذاکره کنیم.
نباید بر سر هر چیز کوچکی چانه بزنیم. مبارزه برای دستیابی به چیزی، حتی کمی بیشتر از آنچه می توانیم باعث می شود مردم اشتباه برداشت کنند و این کار می تواند توانایی ما برای مذاکره با شرکتی در آینده ی شغلی ما که بیشتر برایمان مهم است را محدود نماید.

۱۱- به زمان بندی پیشنهادها فکر کنیم

در ابتدای گرفتن یک شغل، معمولا می خواهیم حداقل یک پیشنهاد بگیریم تا احساس امنیت کنیم.
این مخصوصا برای کسانی صدق می کند که یک برنامه تحصیلی را تمام کرده اند درحالیکه بقیه دارند مصاحبه می کنند و بعضی دیگر دارند پیروزی های پیشین خود را جشن می گیرند.
دستیابی به یک پیشنهاد می تواند به شکل طعنه آمیزی مشکل ساز باشد:
وقتی یک شرکت پیشنهادی می دهد انتظار یک جواب منطقی دارد.
اگر می خواهیم شغل های متعددی را در نظر بگیریم، بهتر است همه پیشنهادهایمان را با فاصله اندک دریافت کنیم.

بنابراین نباید از کند کردن فرآیند و اینکه با یک استخدام کننده آرام پیش می رویم و با دیگری سریع، بترسیم چون می خواهیم تمام گزینه ها را همزمان بررسی کنیم.
این همچنین یک کار متعادل هست:
اگر کمی معطل کنیم یا سریع پیش رویم، شرکت ممکن است علاقه اش نسبت به ما را از دست دهد و شخص دیگری را استخدام کند.
اما روش های دقیق دیگری هم برای حل چنین مشکلاتی هست.
برای مثال، اگر می خواهیم پینشهادی را به تاخیر بیندازیم ممکن است درخواست مصاحبه دو باره یا سه باره را بدهیم.

۱۲- هر نوع اولتیماتومی را کم ارزش ببینیم یا به آن بی اعتنا باشیم

مردم دوست ندارند به آنها بگوییم:”یا این کار را انجام دهید یا آن”.
بنابراین باید از چنین اولتیماتوم هایی اجتناب کنیم.
گاهی اوقات با آگاهی قبلی چنین کاری را انجام می دهیم،
اینجا فقط می خواهیم قدرت خود را نشان دهیم یا ناامیدیم و به اشتباه این کار را انجام دادیم.
حریف هم ممکن است چنین کاری کند.
روش شخصی من به هنگام دریافت یک اولتیماتوم این است که آن را نادیده بگیریم چون بعضی اوقات شخصی که اولتیماتوم می دهد ممکن است بفهمد که این اولتیماتوم می تواند ما را در معامله تحت فشار قرار دهد
و می خواهد آن را پس بگیرد.

اگر هرگز بحثی نشده بود، بدون اینکه وجهه اش را از دست بدهد خیلی راحتتر می توانست اینکار را بکند. اگرکسی به ما بگوید:
ما هیچوقت اینکار را نمی کنیم، نباید با او دوئل کنیم یا کاری کنیم مجبور شود دوباره حرفش را تکرار کند.
بجایش باید بگوییم: با توجه به اینکه امروز کجای کاریم، من می فهمم که می تواند سخت باشد. شاید بتوانیم در مورد X، Y یا Z صحبت کنیم. اگر واقعی باشد، او هم آن را در گذر زمان به وضوح بیان می کند.

۱۳- باید به یاد داشته باشیم، آنها ما را هدف قرار نداده اند

مذاکرات حقوقی سخت یا تاثیرهای بلند مدت در مذاکره یک پیشنهاد رسمی می تواند کاری کند به نظر برسد استخدام کننده ما را هدف قرار داده.
اما اگر به اندازه کافی در فرایند باشیم، این مردم هستند که ما را دوست خواهند داشت و همینطور هم خواهند ماند.
بی علاقگی برای حرکت به سمت یک مشکل می تواند به سادگی این مفهوم را به ما تحمیل کند که به طور کامل قدردان نیستیم.
یک تاخیر در گرفتن نامه پینشهاد شغلی ممکن است فقط به این معنی باشد که ما تنها مشغله فکری آن استخدام کننده نیستیم.
باید در دسترس باشیم اما صبور.

و اگر نمی توانیم صبر کنیم، نباید آن را تقصیر ناامیدی یا عصبانیت بیندازیم.
بهتر است با این شروع کنیم که از آن ها بخواهیم زمان بندی را برایمان شفاف سازی کنند و اگر می توانیم کاری بکنیم که کمک کند کارها زودتر پیش رود، آن را انجام دهیم.

۱۴- پای مذاکره خود بمانیم

باید به یاد داشته باشیم: هر چیزی که امروز قابل مذاکره نیست، شاید فردا قابل مذکره باشد.
با گذر زمان، اهداف تغییر می کنند.
وقتی یک نفر می گوید “نه”، چیزی که می گوید این است “با توجه به چیزهایی که در جهان امروز می بینم، نه”. یک ماه بعد همان شخص ممکن است بتواند کاری کند که قبلا نمی توانسته، یا محدودیت پینشهاد را بیشتر کند یا حقوق را افزایش دهد.
فرض می کنیم رییسی درخواست ما برای کار در خانه در روزهای جمعه را رد می کند.

شاید به این خاطر است که نمی تواند در این مورد انعطافی به خرج دهد.
اما شاید هم ما هنوز آن کاری را انجام نداده ایم که موجب می شود به ما انقدر اعتماد کند که این درخواست را تایید نماید.
شش ماه بعد احتمالا در موقعیت بهتری هستیم و بتوانیم او را متقاعد کنیم و بگوییم می خواهیم در خانه و خارج از دفتر کار کنیم.
باید بخواهیم مکالمه را ادامه دهیم و دیگران را تشویق کنیم تا مشکلاتی که حل نشده باقی مانده اند را دوباره بررسی کنند.

۱۵- جهت دیدگاه خود را حفظ کنیم

این آخرین و مهمترین نکته است. ما می توانیم مثل یک فرد ماهر مذاکره کنیم و باز هم اگر مذاکره ای که در آن هستیم اشتباه باشد، شکست بخوریم.
نهایتا، رضایت ما بر پایه یک مذاکره درست و بیشتر از همه یک مذاکره شغلی درست استوار است.
شرح تحقیق و تجربه ای که صنعت و کاربرد کاری منتخب ما، خط سیر شغل مان، تاثیرات روزانه اش روی ما (مثل رییس ها و کارکنان دیگر) می توانند برای رضایت ما بسیار مهم تر از پیشنهاد های منحصر بفرد باشد.
این راهنمایی ها باید در مذاکره موثر به ما کمک کند تا به شغلی که لایقش هستیم برسیم اما این موارد فقط در یک پیشنهاد شغلی مناسب و عاقلانه به کار ما می ایند و در این صورت تضمین می کنند که راه انتخابی ما، ما را به سمتی که می خواهیم برویم هدایت می کند.

  • ۲۴ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

ه�ت راه مدیریت زمان که می تواند کارایی تان را بهبود ببخشد

ه�ت راه مدیریت زمان که می تواند کارایی تان را بهبود ببخشد

تعاملات شما با دیگران وقت زیادی از شما می گیرد. شما می توانید این هدر ر�ت زمان را با یادگیری استراتژی های مدیریت زمانی که برای شما تعاملات سازنده را ایجاد می کند، از بین ببرید. شما می توانید کارایی تان را با بهبود کی�یت ارتباطات خود به حداکثر برسانید.

 

نداشتن یک ارتباط ش�ا� نوعی هدر دادن زمان است

یکی از اصلی ترین مواردی که باعث هدر ر�تن زمان می شود مساله نبود یک ارتباط ش�ا� و واضح بین ا�راد در مورد وظای�، اهدا� و نقش هاست. مردم نمی دانند از آن ها انتظار می رود چه کاری انجام بدهند، چگونه آن را انجام دهند و با چه میزان این کار را باید انجام دهند.

نداشتن ارتباط ش�ا� عموما منجر به ناکارآمدی، عصبانیت، ناخوشنودی و سرخوردگی می شود. معمولا به زمان زیادی برای واضح کردن موضوع و ر�ع مشکل پیش آمده ناشی از این سوءت�اهم نیاز است تا بتوان وضعیت را به حالت عادی خود برگرداند.

شاید چیزی در حدود هضتاد و چنج درصد از شادی ها و ناراحتی های شما در زندگی به نوعی با مردم مرتبط باشد. مساله عدم درک درست از یک ارتباط و ش�ا� نبودن آن باعث یک هدر ر�ت بزرگ در زمان شما می شود، همچنین به میزان قابل توجهی کارآمدی شما را تحت تاثیر قرار می دهد. در پایان ذکر این نکته لازم است که تمام این مشکلات با یک مدیریت زمان مناسب قابل حل است.

 

واضح نبودن اولویت ها و سطح کارایی

نداشتن درک درست از اولویت ها اغلب کار شما را به کاری اشتباه، در زمان اشتباه و کاری با دلیل نادرست تبدیل می کند. گاهی این مساله می تواند به سطح اشتباهی از کی�یت منجر شود و یا اینکه شاید مشکل این باشد که شما در حال کارکردن برای �رد اشتباهی هستید.

یک عامل بسیار مهم برای انگیزه بالا در کار Ú©Ù‡ باعث اÙ�زایش کارایی Ù…ÛŒ شود مساله ” دانستن دقیق آنچه Ú©Ù‡ از ما انتظار Ù…ÛŒ رود” است. به بیان دیگر اصلی ترین شکایت Ùˆ عامل کاهش انگیزه کارکنان همین “ندانستن چیزی Ú©Ù‡ از آن ها انتظار Ù…ÛŒ رود” است.

به منظور از بین بردن اتلا� زمان و ا�زایش کارایی، شما نیاز دارید که کارتان و آنچه انتظار می رود انجام دهید را به روشنی درک کرده باشید. شما نیاز دارید نسبت به نتایج لازم و استانداردهای اجرایی به صورت روشنی و ش�ا�ی توجیح باشید. باید نسبت به ضرب العجل ها و زمان بندی ها کاملا  اشرا� داشته باشید. شما حتما باید به روشنی از پاداش ها برای انجام خوب یک کار و یا عواقب درست انجام ندادن آن آگاهی داشته باشید. در پایان یادآور می شویم اگر قصدتان برای مدیریت زمان جدی است، ش�ا�یت و روشنی همان چیزی است که می خواهید.

 

واگذاری وظای� به صورت نادرست و مدیریت ضعی� زمان

واگذار کردن نادرست کار به دیگران یا از سمت آن ها به شما، یکی از عوامل به وجود آمدن مشکلات و نا امیدی بین کارمند و مدیر می باشد. این کار یکی از اصلی ترین عوامل هدر ر�تن زمان می باشد اما یک تکنیک موثر مدیریت زمان برای آن وجود دارد.

یکی از بخش های مهم رسیدن به مو�قیت در زندگی این است که بهترین تصور را از نیات و خواست هرکس داشته باشیم. شما نیز حتما �کر کرده اید که هر �ردی می تواند کاری را که به خوبی انجام دهد که به آن نگاه خوبی دارد و �کر می کند باید انجام دهد. واگذاری وظای� به صورت ضعی� یکی از مهمترین عوامل کارایی پایین ا�راد با استعداد می باشد و باعث انجام کار اشتباه توسط آن ها می شود. تمام این مسائل باعث می شود که �رد احساس بی �ایده بودن و ناخشنودی نماید.

 

نامشخص بودن اختیارات و سلسه مراتب

یکی دیگر از مواردی که باعث اتلا� زمان می شود مشخص نبودن اختیارات و مسئولیت هاست. در این حالت ا�راد نمی دانند که چه کاری باید انجام دهند، چه زمان این کار تمام خواهد شد و سطح استاندارد کی�یت برای انجام آن کار چقدر است. این مساله که باید به چه کسی گزارش دهند آن ها را گیج می کند، از خود می پرسند چه کسی مسئول است؟ چه کسی رئیس است؟

اطلاعات ناکا�ی

یکی از مهمترین دلایل اتلا� زمان در کسب و کار، اطلاعات ناکا�ی است. این اطلاعات ناقص منجر به �رضیات و نتیجه گیری های نادرست خواهد شد که قطعا باعث کاهش کارایی �رد می شود. شاید کمی به نظرتان عجیب باشد که چطور برخی از مردم بر اساس این اطلاعات نادرست، �رضیات و نتیجه گیری های نادرستی می کنند.

یک سرپرست ماهر زمان کا�ی برای طرح کردن سوالات خود در نظر می گیرد، او به دقت به پاسخ های گر�ته شده گوش �را می دهد و پس از آن تصمیم گیری می کند. اگر اطلاعات بدست آمده دارای نقاطی مشکوک باشند این ا�راد سعی می کنند با بررسی دقیق تر اطلاعات از صحت آن ها اطمینان حاصل کنند.

 

جلسات بی هد� و مکرر

بسیاری از جلسات، یا جلسات بی هد� عموما بدون دستور جلسه، جهت و نتیجه خاصی به پایان می رسند که این مساله خود وقت زیادی از ا�راد تل� می کند. این گونه جلسات عموما بدون نتیجه شروع و به پایان می رسند. در این جلسات هیچ مشکلی حل نمی شود و هیچ تصمیم م�یدی گر�ته نمی شود. عموما در این جلسات هیچ مسئولیتی به کسی داده نمی شود و برای کاری زمان بندی عملی در نظر گر�ته نمی شود. این جلسات قاتل زمان هستند و هیچ سودی برای شما نخواهند داشت پس تا آنجایی که می توانید از آن ها پرهیز نمایید.

 

عدم ش�ا�یت در مورد شغل

�قدان اطلاعات یا ش�ا� نبودن ارتباطات در مورد مسائل مهم و تاثیرگذار بر کار �رد، توانایی زیادی برای هدر دادن زمان دارد. در بررسی انجام شده بر روی انگیزش کارکنان و میزان بهره وری، بهترین شرکت به عنوان مکان هایی تعری� شد که �رد در آن ها احساس کند که به عنوان یک مهره درونی و آگاه نسبت به آن چه در مجموعه می گذرد، در آن شرکت کار می کند. بدترین مکان ها برای کار نیز جاهایی توصی� شد که �رد در آن از آنچه در آنجا می گذرد اطمینان نداشت. در این شرایط، ا�راد در مورد مسئولیت هایشان اطمینان ندارند، در مورد کارشان به یقین نرسیده اند و در مورد هر عامل ریسکی بسیار محتاط هستند. وقتی �رد نداند چه چیزی در حال جریان است دور از انتظار نخواهد بود که شاهد کاهش انگیزه و عملکرد باشیم.

ا�راد باید هر آنچه که در شرکت شان می گذرد و با کاری که انجام می دهند در ارتباط است را بدانند. شرکت های مو�ق و پیشرو، جو باز و صادقانه ای با کارمندان خود دارند و این مساله باعث ارتقای سلامت شرکت ها خواهد شد.

کارمندان باید بدانند که چه چیزی در حال وقوع است تا بتوانند تصویری از آنچه که باید باشند و انجام دهند را برای خود ترسیم کنند. وقتی کارمندان در توجیه نشده باشند شاهد میزان زیادی از اتلا� زمان مرتبط با بحث ها، تصمیمات و شایعات خواهیم بود که در نهایت همه این مسائل موجب کاهش میزان کارایی آن ها خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

  • ۲۳ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

ذهن ما چطور روی اهدافمان تاثیر می

این که چطور ذهن ما روی استراتژی های مذاکره تاثیر می گذارد، سوالی است که در حین یافتن توافق به ذهن ما خطور می کند.
وقتی با یک مذاکره رو به رو می شویم، همیشه با هدفی که در ذهن داریم و می خواهیم به آن برسیم شروع میکنیم.
آن هدف هر چقدر هم کوچک باشد روی عوامل زیادی تاثیر می گذارد و این هدف در حین تبادل اطلاعات به طور اجتناب ناپذیری فرایند مذاکره و آماده سازی تک تک حریف ها را تحت تاثیر قرار می دهد.
بنابراین نه یک هدف مشخص است و نه یک هدف ثابت اما ممکن است روی اینکه چطور مذاکرات رشد می کنند بستگی دارد.

قطعا وقتی ما داریم موفقیت یا شکست را تجربه می کنیم انتظاراتمان تغییر می کنند.
با هر خواسته، توافق، تهدید، تاخیر و عقب انداختن یا هر لغزشی مذاکره کنندگان مرتکبش می شوند، هدف خواه ناخواه در ذهن مذاکره کننده تغییر می کند.
هدف خط باریکی بین موفقیت و شکست است.
به عبارت دیگر، انتظارات در حین مذاکره تکامل پیدا می کنند
و دیگر همان انتظاراتی که در ابتدای مذاکره داشتیم نخواهند بود.

انتظارات چطور در حین مذاکره تغییر می کنند؟

وقتی یکی از حریف ها توافقی در حین مذاکره می کند، دیدگاه های حریف دیگر بیشتر می شود.
ما با یک توافق کوچک که کلی نیاز به تلاش و کار داشته به نتایج یکسانی نسبت به یک توافق امضا شده ی مهم نمی رسیم.
تاثیر آن متفاوت خواهد بود و در نتیجه انتظاراتی که داریم هم تاثیر متفاوتی خواهند گرفت.
به عبارت دیگر می توان به توافق ها بعنوان یک موفقیت نگاه کرد.

بطور مشابه، وقتی پیشنهادی رد می شود هم به معنی تغییر انتظارات حریف های مذاکره است.
وقتی با ادعا موقعیت خود را در مقابل پیشنهاد حریف نشان می دهیم داریم این ایده را تداعی می کنیم که در متقاعدسازی خود ثابت قدم هستیم بنابراین انتظارات حریف به طور منطقی تغییر می کند.

گاهی اوقات باید چند بار “نه” بگوییم تا بتوانیم مخاطبی که جدی است را متقاعد کنیم.
به همین خاطر پافشاری و شفاف سازی در اظهار دیدگاه ما راجب به یک موضوع در حین فرایند مذاکره خیلی مهم است.
به طور مشابه، وقتی یکی از پیشنهادها چندین بار رد می شود، دیدگاه ما هم تغییر می کند و باید هدفمان را دوباره بررسی کنیم.

انگیزه های ما و تاثیر آنها

یک همبستگی بین انتظارات مذاکره کننده و نتایجی که در نهایت به آن می رسیم وجود دارد.
به همین دلیل اغلب ثابت شده که هر چه انگیزه ها بیشتر باشد، نتایج نهایی هم بهتر است.
بطور منطقی همه اینها مرتبطند و هر مذاکره ای تحت تاثیر عوامل زیادی در کنار انگیزه های حریف ها قرار می گیرد.
برای مثال همه مذاکره کنندگان شرایط یکسانی ندارند خصوصا اگر هر دو حریف انتظارات یکسانی داشته باشند.

مدیریت انتظارات خیلی مهم است تا انتخاب ها در فرایند مذاکره زنده بمانند. مهم این است که در آخر هر دو حریف از توافق خود راضی باشند.
هر چه رضایت بیشتر باشد، همکاری در آینده ادامه دارتر خواهد شد.

ذهن به هنگام هر اختلافی در مذاکره، یک کلید است.
در آخر فرآیند نمی توانیم نتایج حقیقی را با انتظاراتی که به آنها رسیده ایم مقایسه نکنیم.
همان نتیجه بعنوان عواقب می تواند توسط هر فردی تخریب شود.

برای مثال دو مشتری می خواهند یک ماشین را به قیمت ۶۰ میلیون بخرند
و احساسی که دارند اصلا شبیه زمانی نیست که انتظار داشتند یکی ۵۵ میلیون و دیگری ۶۵ میلیون بپردازند.
اینطوری یکی از دیگری راضی تر خواهد بود.

تسهیل راه برای مذاکره

مذاکره کنندگان خوب می دانند چطور قبل و در حین مذاکره انتظارات و ذهن خودشان را مدیریت کنند.
مثلا بعضی از مدیرهای شرکت های خیلی بزرگ این کار را قبل از مذاکره بر سر حقوق کارکنانشان انجام می دهند:
اگر در آخر سال گزارشی به دستشان برسد که نشان می دهد اوضاع اقتصادی وخیم است، انتظارات کارمند پایین می آید
و اگر افزایش حقوقشان آنطور که انتظار داشتند زیاد نشود یا حتی اگر اصلا حقوقشان بیشتر نشود، ناراضی نخواهند بود و برعکس.

ایده ذهنی ما روی هدف مذاکره تاثیر میگذارد.
استراتژی هایی که ما برمی گزینیم توسط عناصر چندگانه و نگرانی ها تحت تاثیر قرار می گیرند.
چه چیزی از دست می دهیم و چه چیزی به دست می آوریم؟
من واقعا یک مذاکره کننده خوب هستم؟
مخاطبم به من گوش می دهد؟
نگرانی های من را می فهمد؟
می توانم اعتمادی بینمان ایجاد کنم؟

بطور خلاصه، انتظارات هدفمند یک فرد در حین مذاکره به طور قابل توجهی روی استراتژی ها و همچنین اهداف، انتظارات و نتیجه نهایی تاثیر می گذارد.
ما باید یاد بگیریم انتظاراتی که دیگران از ما دارند
و ما از آنها داریم را مدیریت کرده و آن ها را بیان کنیم تا توافقی که هر دوی ما را راضی می کند ساده تر رخ دهد.

  • ۲۳ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

آموزش بازاریابی شبکه ای: جلسه اول، چرا بازاریابی شبکه ای؟

آموزش بازاریابی شبکه ای: جلسه اول، چرا بازاریابی شبکه ای؟

چرا بازاریابی شبکه ای؟

بازاریابی شبکه ای Ùˆ بازاریابی چند لایه ای، MLM همگی اصطلاحاتی هستند Ú©Ù‡ به یک نوع “مدل تجاری Business Model ” اشاره Ù…ÛŒ کنند. با وجود قضاوت نادرست بسیاری اÙ�راد Ùˆ همچنین علی رغم بکارگیری نادرست، توسط برخی اÙ�راد غیر آگاه، بازاریابی شبکه ای از پتانسیل اجرایی استثنایی برخوردار است . در هر شاخه چندین سیب خراب وجود دارد Ùˆ در این صنعت گاهی بیش از آنچه انتظار Ù…ÛŒ رود.

اما در صورتی Ú©Ù‡ بتوانید یک شرکت تجاری “شایسته” را برگزینید، Ù…ÛŒ توانید نتایج Ù�وق العاده ای کسب کنید. بازاریابی شبکه ای بر خلاÙ� تجارت های سنتی یا تجارت franchise تنها مدل تجاری است Ú©Ù‡ از سه مزیت مهم، به یکجا بهره Ù…ÛŒ گیرد Ùˆ ترکیب این سه عامل است Ú©Ù‡ به مدل تجاری بازاریابی شبکه ای، پتانسیل اجرایی خارق العاده ای Ù…ÛŒ دهد. هیچ تجارت دیگری را سراغ نداریم Ú©Ù‡ این سه عامل قدرتمند را با سرمایه اندک Ùˆ زمان کوتاه به خدمت بگیرد. حال آنکه پیوستن به Network Marketing Ù�قط با خرید یک کالا امکان پذیر است .

با محبوبیت Ùˆ عمومیت اینترنت Ù�رصت های زیادی در اختیار عموم قرار گرÙ�ته است. هر یک از ما قطعا بارها با پیام های “سریع Ùˆ ساده پولدار شوید” بر خورد کرده ایم اما در این میان Ù�قط تعداد محدودی از این هزاران مورد، یک Ù�رصت واقعی برای کسب ثروت هستند.

 

اما بگذارید این گونه شروع کنیم. سیستم های آموزشی، ما را ترغیب Ù…ÛŒ کنند آنچه Ù…ÛŒ دانیم برای خود به عنوان راز Ù†Ú¯Ù‡ داریم Ùˆ خود را برای یک “شغل” Ùˆ نه یک “Ù�رصت تجاری کارگشا” آماده کنیم. از این میان برخی Ù…ÛŒ خواهند رئیس خود باشند ولی از آنجا Ú©Ù‡ شهامت لازم برای کسب موÙ�قیت در خارج از حیطه امن خود را ندارند نمی توانند به بسیاری از خواسته هایشان برسند. برخی دیگر از کار خود Ùˆ شیوه زندگی خود راضی هستند Ùˆ چیز بیشتری نمی خواهند Ùˆ برخی دیگر همیشه از شکست Ù…ÛŒ هراسند. اما شمایی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ خواهید به بی نیازی مالی برسید Ùˆ کنترل زندگی خود را به دست بگیرید بدانید:

سه مزییت مو�قیت در بازار شبکه ای عبارتند از:

۱

Residual Income

درآمد رسوبی یا دائمی

۲

Leverage

مضاع� سازی (پول و زمان و انرژی)

۳

Duplication

تکثیر و رشد هندسی (همانند سازی)

 

درآمد رسوبی یا  Residual Income چیست؟

یک نوع درآمد دائمی Ú©Ù‡ معمولا زمانی به دست Ù�رد Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ ÙˆÛŒ انجام آن را به اتمام رسانیده است. راه های زیادی برای کسب درآمد رسوبی Ú©Ù‡ گاهی درآمد دائمی نامیده Ù…ÛŒ شود وجود دارد ولی بسیاری هرگز به آن نیاندیشیده اند. Ùˆ متاسÙ�انه اینگونه راهها هم از دسترس عامه مردم به دور بوده اند. یک نمونه از این نوع درآمدها برنامه های تلویزیونی است Ú©Ù‡ به دÙ�عات روی آنتن Ù…ÛŒ روند Ùˆ به ازاي هر بار پخش به سازندگان آن پول پرداخت میشود. نویسندگان نیز درآمد رسوبی دریاÙ�ت Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ به آن Royalties  یا حق التالیÙ� Ù…ÛŒ گویند. هنرپیشه گان ØŒ موسیقیدانان Ùˆ شرکتهای بیمه از حرÙ�Ù‡ های آشنایی هستند Ú©Ù‡ با این روش کسب درآمد میکنند. درآمد رسوبی – درآمدی Ú©Ù‡ با انجام کار Ù�یزیکی درگیر نیست کلید ثروت Ùˆ دولتمندی است . شاید ساده ترین Ùˆ بهترین مثال درآمد رسوبی انÙ�عالی Passive Residual سودی است Ú©Ù‡ به پول شما در بانک تعلق Ù…ÛŒ گیرد.

 

مضاع� سازی یا Leverage

طول شبانه روز ۲۴ ساعت است Ùˆ شما هر چقدر با استعداد باشید Ùˆ درآمد ساعتی تان هر چقدر باشد اگر از شیوه مضاعÙ� سازی استÙ�اده نکنید وقت Ú©Ù… Ù…ÛŒ آورید. Ùˆ درآمدتان همیشه در حصار زمان محدود است ولی حتی در یک شبکه Network Marketing Ú©ÙˆÚ†Ú©ØŒ شما به نتایج مشابه با ۲۴ ساعت کار، منتها با درصدی از تلاش تک تک اÙ�راد بدست Ù…ÛŒ آورید. مثلا یک نمونه از مضاعÙ� سازی دریاÙ�ت این مقاله توسط اینترنت است زیرا من مجبور نیستم شما را حضورا آموزش دهم Ùˆ در جایی دیگر از کره زمین در حال استراحت یا آموزش یا… هستم.

متاسÙ�انه در بیشتر تجارت های سنتی تنها کسانی Ú©Ù‡ از مضاعÙ� سازی سود Ù…ÛŒ برند صاحبان Ùˆ سهامداران هستند. ولی آنچه در مدل تجاری Network Marketing حائز اهمیت است این است Ú©Ù‡ هر Ù�ردی Ù�رصت یکسانی برای آن دارد Ú©Ù‡ “مالک ” تجارت خود شود. ( با پرداخت کثری سرمایه Ùˆ زمان).

 

رشد هندسی یا Duplication

بهترین مثالی Ú©Ù‡ برای رشد هندسی دیده ام مثال یک پنی در روز است Ú©Ù‡ معمولا برای بیان سود مرکب (بی نیاز از مالیات) بکار میرود. اگر شما با روزی یک پنی شروع کنید Ùˆ هر روز آن را به مدت ۳۰ روز، ۲ برابر کنید در آخر ماه چقدر جمع کرده اید؟ حدس بزنید در روز سوم چهار سنت Ùˆ… آیا متوانید عددی برابر ۵ میلیون دلار را باور کنید؟ (دقیقا ۵۳۶۸۷۰۸ دلار) حیرت آور است.

این تخمینی از پتانسیل رشد Network Marketing است.

اگر من بتوانم به شما بیاموزم، خودم را دو برابر کرده ام. اگر هر یک از ما یک Ù†Ù�ر دیگر را آموزش دهیم خود را ۴ برابر کرده ایم Ùˆ پس از مدتی نتایج باور نکردنی است.

 

در اینجا لازم میدانم نکته ای را روشن کنم، شرکت در برخی از برنامه های رایگان مانند عضویت در کلوپهای جذب زیر مجموعه   Down line Club که  به شما وعده می دهند ما همه کار برای شما انجام می دهیم و شما را ثروتمند میسازیم، هرگز نمی تواند درآمد واقعی طولانی مدت برای شما ایجاد کند و باعث ا�زایش پتانسیل هایتان نمی شود. ا�رادی هم که جذب این ا�راد و مکانها می شوند می خواهند سواری رایگان بگیرند و تنبل تر از آن هستند که بخواهند کاری برای تجارتشان انجام دهند.

 

مهم ترین قانون مو�قیت در بازاریابی شبکه ای (نتورک) علاوه بر تلاش مستمر و داشتن ایمان به مو�قیت در این کار، انتخاب یک تیم قوی و مناسب برای شروع کار است. نتورک یک کار تیمی هست و �عالیت در یک تیم قوی شما را زودتر به اهدا�تان می رساند.

 

اگر من مجبور بودم که همه چیز را دوباره انجام دهم (به عقب برگردم) بجای آنکه بیزینسی به سبک قدیمی را بسازم ، بیشتر ترجیح می دهم ساختن تجارت *بازاریابی شبکه ای* را شروع کنم.

بازاریابی شبکه ای، یک دارایی است نه �قط یک شغل!

رابرت کیوساکی

  • ۲۳ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

انجمن مدرسان رشید! -بیشتر از یک نفر

این عکس ۴ مدرس قدبلند داخل یک سمینار:

از سمت راست: دانیال نظامی – خودم – علیرضا شریعتی – توحید شجاعی

این نوری هم که می بینید هاله نوره! فقط که داخل سازمان ملل هاله نور نمیاد بالاخره همچین جاهایی هم پیدا میشه 😁

و جالبه سخنران که ما رو دید تعجب کرد گفت اولین باره مدرسی می بینم از خودم قد بلندتر! 

منم یه روزی همچین فکری می کردم ولی یه روزی دانیال نظامی رو دیدم و متوجه شدم همیشه یک نفر هست یک چیزی رو نقض کنه!

  • ۲۳ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست

اشتباهات بازاریابی- ده اشتباه رایج در بازاریابی که باید از آنها اجتناب کرد

اشتباهات بازاریابی

اشتباهات بازاریابی یعنی، نیازی نیست که شما چرخ را مجددا اختراع کنید. به ویژه اگر بخواهید با ساختن چرخی مربع شروع کنید.

سعی کنید مرتکب هیچ یک از اشتباهات بازاریابی بسیار رایج نشوید.

در اغلب موارد موجب منحرف شدن تلاش افراد برای بازاریابی و فروش می شود، (من نمونه های بسیار زیادی از این اشتباهات را دیده ام که موجب از بین رفتن کسب و کارها یا کاهش سود آوری آنها شده است.

امیدوارم که افراد دیگر آنها را تکرار نکنند.

۱٫ به افراد نا مناسب نفروشید

من دوست ندارم مجلاتی جاری دریافت کنم که به حوزه کاری من ارتباطی ندارند و در نتیجه آنها را دور بیاندازم.

چرا همچنان به دریافت اشتراکی رایگان از مجلات مختلف می پردازیم؟

مجلات و مقالاتی که هیچ ارتباطی به ما ندارند.

شما به راحتی می توانید افراد را بر اساس حرفه و جنسیتشان تقسیم بندی کنید و در نتیجه هر نوع انتخاب نادرست منتفی می شود.

باور کنید که اغلب افراد را به شکلی اشتباه انتخاب می کنید.

یعنی آنها احتمالا علاقه ای به محصولات یا خدمات شما و خرید آنها ندارند- و اگر این انتخاب های نادرست را بیرون بکشید، احتمالا می توانید هم مشتریان احتمالی بی فایده را حذف کنید هم هزینه های بازاریابی که به آنها اختصاص می یابد را حذف کنید.

این نیز جزو اشتباهات بازاریابی رایج است.

۲٫ پول خود را دور نریزید

بسیاری از بازاریاب ها نیم یا بیشتر بودجه خود را صرف فعالیت های تبلیغی قیمت محور می کنند.

در بسیاری از موارد شنیده ام که مدیران حرف هایی از این قبیل می زنند :

”به نظر می رسد این ماه وضع فروش خراب باشد، چطور است قیمت ها را کاهش دهیم و ببینیم نتیجه چه می شود؟”

شکی نیست که تخفیف و کاهش قیمت بی نتیجه نخواهد بود. اما شما شما باید بر اساس شواهدی مطمئن باید دست به این کار بزنید تا نتیجه نهایی سود آور باشد.

گاهی مشتریان حساسیت بالایی نسبت به قیمت دارند. رقبایتان قیمت ها را کاهش داده اند و شما نیز چاره ای ندارید جز آنکه قیمت هایتان را پایین بیاورید.

اما شما در کل نباید علاقه ای به رقابت بر سر قیمت داشته باشید.

وقتی بر سر درخشش خود رقابت می کنید در می یابید که سود کردن و سرپا ماندن بسیار آسان تر است.

درخشش شما عبارت است از عناصری که شما را متفاوت و برتر می کند.

مورد دوم اشتباهات بازاریابی را نیز انجام ندهید.

۳٫ فراموش نکنید که پیش از چاپ ویرایش کنید

بسیار اتفاق می افتد که یک تآثیر اولیه منفی با این اشتباهات در ذهن مشتری می ماند.

منظور من اشتباهات عمدی که در بعضی از انواع تبلیغ برای جلب توجه وجود دارد نیست.

منظور من اشتباهاتی است که در اثر بی دقتی در تایپ و در واقع اشتباهات انسانی به وجود می آید است.

به هیچ عنوان اجازه ندهید که مشتری این تآثیر اولیه بد را از شما و شرکتتان ببیند.

این قبیل اشتباهات بازاریابی عموما به دلیل اشتباهات فردی است.

۴٫ دائما خودتان را تکرار نکنید .

اگر شما ایمیل یا نامه ای را یک بار برای شخصی بفرستید از دو حال خارج نیست یا آن را به گوشه ای می اندازند یا به آنچه در آن خواسته شده عمل می کنند.

در هر صورت ضرری متوجه شما نیست.

اما اگر همان مرسوله را دو یا سه بار متوالی دریافت کنند به شیوه سومی واکنش نشان می دهند.

یعنی برای مزاحمتی که ایجاد کرده اید، از دست شما عصبانی می شوند.

اجتناب از این خطا در بعضی موارد دشوار است.

هر فهرست را باید پیش از استفاده بررسی کنید و به دنبال مواردی نامناسب بگردید که ممکن است از زیر دستان در بروند و در آن سوی ارتباط به عصبانیت منجر شوند.

من نیازی ندارم که سه نسخه یکسان از یک نامه تجاری دریافت کنم که نام مرا با سه اشتباه نگارشی متفاوت بر خود دارند اغلب این اتفاق می افتد.

تکرار مستمر خود با این قبیل اشتباهات نیز از اشتباهات بازاریابی دیگر است.

۵٫ چیزهایی را پیشنهاد ندهید که قادر به تحویلشان نیستید

شما ممکن است محدودیت های قانونی درباره آنچه انجام می دهید نداشته باشید، اما بی شک بسیاری محدودیت های عملی دارید.

تنها زمانی به تبلیغ خدماتی جدید بپردازید که از قابل استفاده بودن آن و توانایی خود در تحویل به موقع آن، مطمئن شده باشید.

اگر کارتان نوعی ارائه خدمات است مراقب باشید که با ساده لوحی، در وسوسه کاری که در آن تخصص کافی ندارید، گرفتار نشوید.

فاصله گرفتن از درخشش و نقطه قوت اصلی خود همیشه در بلند مدت به اساس کارتان لطمه وارد می کند .

۶٫ از ” ای کاش می توانستم ” بر حذر باشید

هر حرفه ای دارای یک تخصص اصلی است و بهترین عملکرد را زمانی دارد که نزدیک به این حیطه کار کند.

گاهی اوقات لازم است که شما به بازاری جدید وارد شوید ، یا نوع جدیدی از محصولات یا خدمات را امتحان کنید.

اما کارتان را با حرکتی دقیق، سنجیده و طراحی شده ای توسعه دهید.

در غیر این صورت بازی در زمینی که از آن شما نیست اتباه بسیار بزرگی است.

پرسه زدن در حیطه ای که در آن تخصص ندارید، خود را در دردسر انداختن است.

شاید چمن در آنسوی حصار سبزتر به نظر برسد اما بی دلیل آنج حصار کشیده اند.

پیش از آنکه به آن سوی حصار بپرید، مطمئن شوید که آماده جنگیدن با سگی که در خانه آن سوی حصار زندگی می کند هستید .

۷٫ مراقب برخوردهای فاقد هویت باشید

هر یک از مشتریان شما یک شخص است و مایل است با او مثل یک شخص برخورد شود.

اما گاهی اوقات، در فعالیت های تجاری رسیدها یا مکاتباتی ارسال می کنند که نا مشتریان با املایی نادرست بر روی آنها نوشته شده است.

احنمالا کسی جواب تلفن ها را می دهد، متوجه نمی شود که تماس گیرنده، یکی از مشتریان قدیمی است.

شما اغلب بدون آنکه حتی متوجه شوید، مرتکب این قبیل اشتباهات سهوی و متداول می شوید.

اما یک بار خودتان را جای مشتریتان بگذارید و نگاهی دقیق به تمام تعاملات خود بیاندازید.

آیا این تعاملات آنقدر که باید دارای هویت شخصی هستند؟

اگر نه، برای بررسی بهتر فهرست ها، تهیه ی فهرستی اصلی یا یک پایگاه داده های اینترنتی، آموزش نحوه تلفظ نام مشتریان یا هر چیز دیگری از این قبیل باید هزینه کنید.

چون موجب می شود شما با مشتریان خوبتان مانند افرادی مهم و متشخص برخورد کنید.

۸٫ مشتری را متهم نکنید

ما اخیرا بابت قبضی که موعد پرداخت آن گذشه بود از شرکت نظافتی که ماه ها پیش از خدماتش استفاده کرده بودیم، دریافت کردیم.

دفتر ما سردرگم شده بود زیرا به یاد می آورد که اولین باری که قبض به دستمان رسید، آن را پرداخت کردیم.

با مرور حساب ها و اسناد، او با شرکت مذکور تماس گرفت و شماره، تاریخ و مقدار چک پرداختی ما به آنها را اعلام کرد و از آنها خواست اسناد خود را تصحیح کنند.

شرکت مذکور تلاش های مودبانه دفتردار ما برای تصحیح این اشتباه را با بدخلقی و عصبانیت از آن سوی خط پاسخ داد.

یکی از مدیران شرکت با عصبانیت به دفتردار ما پرخاش کرد:

”شما فکر می کنید، می خواهیم شما را فریب دهیم و دروغی فرستاده ایم؟ ”

خلاصه آن که به عوض عذر خواهی بابت این بی دقتی ما را به اشتباه متهم می کرد.

شاید بعد از خالی کردن عصبانیتش پشت گوشی تلفن، احساس بهتری به او دست داده باشد، اما نتیجه صرفا این بود که یک مشتری را برای همیشه از دست داد.

مشتری خود را متهم کنید و بزرگترین گناه کبیره اشتباهات بازاریابی را انجام دهید.

۹٫ از مشتریان ناخشنود دوری نکنید

شما طبیعتا مایلید از کسی که از دستتان ناراحت است دوری کنید. اما این کار را نکنید.

مشتریان وقتی احساس می کنند که رفتار بدی با آنها شده است، ممکن است واکنشی ناخوشایند نشان دهند یا سوء استفاده کنند.

حتی اگر شما این احساس آن ها را درست نمی دانید، برخورد با مشتریان ناخشنود را اولویت اصلی در برنامه بازاریابیتان بدانید.

و تا وقتی آنها مجددا راضی و خوشحال نشده اند، رهایشان نکنید.

اگر بتوانید مجددا آن ها را به چنگ آورید، وفاداری خاصی از آنها می بینید و معاملاتی تازه برایتان میسر می شود.

اگر به مشتری ناراضی اجازه بدهید با ناراحتی و عصبانیت شما را ترک کند او را به یک ضد بازاریابی برای خودتان تبدیل کرده اید که فعالانه برای فراری دادن مشتریان دیگر خواهد کوشید. انتخاب با شماست.

اشتباه اساسی که می توان در اشتباهات بازاریابی مد نظر قرار داد، این است که مشتری خود را رها کنید.

۱۰٫ بازاریابی را متوقف نکنید

وقتی امور رو به پیشرفت اند شاید دلتان بخواهد کمی استراحت کنید و همان طور که از سود فروش بالاتر بهر مند می شوید، کمی هزینه بازاریابی تان را کاهش دهید.

البته اگر هوادارانی وفادار و برندی شناخته شده داشته باشید، احتمالا می توانید بدون آنکه کاهش چندانی در فروشتان مشاهده کنید، برای مدتی از بازاریابی فعالانه دست بردارید.

اما چه کاهشی در فروشتان مشاهده کنید و چه نکنید این توقف به فروش لطمه می زند و پایه مشتریاتان را از بین می برد.

در تمامی اوقات، پویایی و حرکت بازاریابی تان را فعال نگه دارید.

اگر اشتباهات بازاریابی فوق را انجام ندهید، بهبود فوق العاده ای در برنامه های بازاریابی خود مشاهده خواهید کرد.

  • ۲۳ام شهریور ۱۳۹۷
  • شاپی

ادامه‌ی پست