تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

🔴 NLP، شنیدن صداهای ذهنی-بیشتر از یک نفر

توانایی شنیدن صداها به وضوح، قدرت تفکر شما را انعطاف پذیرتر و خلاقانه تر می کند.

با این کار می توانید از موسیقی بیشتر لذت ببرید و گفتگوی درونی خود را به گونه ای تغییر دهید تا مثبت تر گردد.

🔻تمرین زیر سیستم معرف شنیداری شما را تقویت می کند. توجه کنید که کدام قسمت ها برایتان آسان و کدام قسمت ها چالش انگیزتر است.

– چشمان خود را ببندید.

– با کوبیدن مشت خود روی صندلی، صدا ایجاد کنید.

– اکنون آن صدا را باز هم در ذهن خود بشنوید.

– یکبار دیگر آن صدا را در ذهن خود تصور کنید. ابتدا بلندتر، سپس ضعیف تر.

اگر به یاد آوردن صدا برایتان دشوار است، دوباره آن صدا را ایجاد کنید.

– حالا تصور کنید که صدا از آن سوی اتاق می آید.

– تصور کنید که صدا ابتدا از بالا و سپس از پایین می آید. تصور اینکه دوباره مشت خود را به صندلی می کوبید، ممکن است به شما کمک کند.

– اکنون صدای یکی از اعضای خانواده خود را تصور کنید. صدای او را در حال گفتن یک جمله بشنوید.

ساختن تصویر ذهنی از او و تصور اینکه او در حال باز کردن دهان خود و صحبت کردن است می تواند به شما کمک کند.

برای اینکار می توانید چشم خود را به یک سمت حرکت دهید. این موقعیت چشم، شنیدن صداهای درونی را آسان تر می کند.

– اکنون یکی از موسیقی های مورد علاقه خود را تصور کنید.

– ابتدا آن را بلندتر و سپس ضعیف تر کنید.

– حالا آن را سریعتر و سپس آهسته تر کنید.

– تصور کنید که موسیقی از نقاط مختلف اتاق به گوش می رسد.

🔻دو استراتژی وجود دارد که به شما کمک می کند صداها را با وضوح بیشتری در ذهن خود بشنوید:

۱ – تجسم کنید که اشخاص دیگری در حال ایجاد آن صدا هستند. آنها را در حالی ببینید که گیتار، ترومپت یا طبل می نوازند. هنگامی که آنها را ببینید، صدا به طور طبیعی به گوش شما می رسد. اگر در ساختن تصاویر ذهنی مهارت داشته باشید، این استراتژی به خوبی عمل خواهد کرد.

۲- خود را در حال نواختن موسیقی تصور کنید. مهم نیست که آیا واقعا بلد هستید موسیقی بنوازید یا خیر. خود را در حال نواختن گیتار، ترومپت یا طبل ببینید.

هنگامی که این کار را انجام می دهید، صدا را بشنوید. آن را به یک تصویر «خود احساس» تبدیل کنید، به گونه ای که انگار واقعا آنجا هستید و از درون چشمان خود به بیرون نگاه می کنید. اگر در تصور احساسات مهارت داشته باشید، این استراتژی به خوبی عمل خواهد کرد.

🔴 برگرفته از کتاب NLP Work Book نوشته جوزف اوکانر

مترجمان: دکتر معصومه صالحی و مهندس مهدی عرب زاده مستر و مربی برنامه ریزی عصبی- زبانی

ادامه‌ی پست

🔴 NLP، باورها و اهداف -بیشتر از یک نفر

شما نیاز دارید تا به سه چیز در مورد اهداف خود باور داشته باشید:

دستیابی به آنها امکان پذیر است.

شما قادر به دست یابی به آنها هستید.

شما شایستگی رسیدن به آنها را دارید.

 امکان، توانایی و شایستگی، سه کلید دست یابی به موفقیت است.

🔵 امکان پذیر بودن:

بسیاری از ما، امکان پذیر بودن یک عمل را با صلاحیت داشتن انجام عمل، اشتباه می گیریم و فکر می کنیم وقتی ما واقعا نمی دانیم که چه کاری باید انجام دهیم، پس آن کار امکان پذیر نیست. این درست است که همه ما دارای یک سری از محدودیت های فیزیکی هستیم و معمولا نمی دانیم که این محدودیت ها چه چیزهایی هستند ولی شما نمی توانید یک چیز منفی را ثابت کنید، بنابراین هرگز نمی توانید ثابت کنید که در آن چیز ناتوان هستید و فقط می توانید بگویید که هنوز آنرا به دست نیاورده اید.

در ابتدا، این صحبت مطرح بود که امکان ندارد که یک نفر بتواند یک مایل را در کمتر از چهار دقیقه طی کند. اما پس از آنکه راجر بانیستر در ۶ مه ۱۹۵۴ در آکسفورد این کار را انجام داد، ورزشکاران زیادی در سطح جهان موفق به پیمودن یک مایل در کمتر از ۴ دقیقه شدند و امروز، آن چیز غیرممکن، کاری معمولی به نظر می رسد.

🔵 توانایی:

آیا برا ی خواسته های خود یک سقف ذهنی قرار داده اید؟ ما اغلب خود را با این باور که نمی توانیم کاری را انجام دهیم، محدود می کنیم. اما باورها واقعیت نیستند. آنها فقط بهترین گزینه های ما در لحظه هستند.

یک باور اساسی و درست داشته باشید. شما هنوز به محدوده توانایی خود دست نیافته اید.

یک ذهن باز داشته باشید و هرگز به دیگران اعلام نکنید که نمی توانید کاری را انجام دهید، حتی اگر فکر می کنید که نمی توانید.

خوب گوش بدهید. خواهید شنید که مردم چگونه باورهای خود را در مورد عدم توانایی انجام کارها بیان می کنند. مردم آمادگی بیشتری دارند تا بیشتر به موارد منفی توجه کنند تا به موارد مثبت. محدودیت هایی که برای خودتان تنها یک فرضیه است را بزرگ نکنید.

صحبت های منفی، تنها شما را در محدودیت های خود ساخته تان گرفتار می کند. اگر متوجه شدید که شما نیز اینگونه فکر می کنید، کلمه “هنوز” را به انتهای آن اضافه کنید. این گونه است که واقع بین می شوید. در مسیر پیشرفت خود هرگز بهانه تراشی نکنید و حتما برای اهداف خود به دنبال پاسخ و دلایل محکم برای اینکه می خواهید به هدف برسید، باشید. بهانه تراشی به معنای آماده شدن برای شکست است.

🔵 شایستگی:

آیا شما سزاوار رسیدن به این هدف هستید؟ فقط خود شما هستید که می توانید به این سوال جواب دهید.

ان ال پی در مورد اینکه اهداف شما از نظر اخلاقی درست هستند یا نه، قضاوتی نمی کند. بلکه به شما کمک می کند تا به هدف برسید.

بررسی سبز و اکولوژیک بودن هدف به معضلات اخلاقی احتمالی هدف می پردازد. شما فقط می توانید تصمیم بگیرید که چگونه این معضلات را از میان بردارید.

پس از اینکه اهداف خود را ایجاد کردید برای هر هدف این طور بگویید:

– این هدف ممکن است؟

– من توانایی رسیدن به آن را دارم؟

– من سزاوار رسیدن به آن هستم؟

به هر احساس نامطلوبی توجه کنید. آنها موانع و تردیدهای شخصی شما را نشان می دهند. حالا موانع ممکن را جستجو کنید. چه چیزی ممکن است شما را متوقف کند؟ به درون خود نگاه کنید (من به این هدف نمی رسم. زیرا…) و سپس تمام دلایل ممکنی را که به ذهنتان می رسد فهرست کنید.

🔴 برگرفته از کتاب NLP Work Book نوشته جوزف اوکانر

مترجمان: دکتر معصومه صالحی و مهندس مهدی عرب زاده مستر و مربی برنامه ریزی عصبی- زبانی

ادامه‌ی پست

تداخل کنسرتمون با کلاس استادی!-بیشتر از یک نفر

این هفته که داره میاد، پنج شنبه ۲۸ تیر، کنسرت داریم با گروه کُر شهر تهران. تازه  این دفعه، داریم می ریم سمنان برای اجرا!

تداخل عجیبی داره با جلسه ی پنجم استادی. دوست نداشتم غیبت داشته باشم و جلسه ای رو از دست بدم هیچ وقت. اما خب! چه می شه کرد… این یک جلسه رو از طریق فایل صوتی پیش می برم!

هر برنامه ی دیگه ای بود، قطعا کنسل می کردم که به استادی برسم، اما اجراهای گروه کُر و آواز خواندن برام بزرگترین رسالته…

قراره اجرامون شامل اینا باشه: موسیقی فیلم های لالالند، بینویان، شبح اپرا، یک سری آهنگ از کارتون های دیزنی، اشکها و لبخندها.

تازه شب بعد از اجرا قرار هست بمونیم و حدودا صبح می رسیم تهران، ولی اینکه ساعت چند برسیم، نمی دونم! هرطور باشه سریع میام که جلسه ی ششم استادی رو از دست ندم. :))

اگر که جمعه من رو با کوله پشتی سنگین و با قیافه ی خواب آلود دیدید تعجب نکنید. :))

دقیقا دو تا هدف دارم از این ماجرا (خودمونیم دیگه، بگم هدفهام رو!): ۱)عذرخواهی اولیه از استایل نامناسب و شاید کمی تاخیر جمعه. ۲)اگر پنج شنبه جلسه ی استادی نمیاید و سمنان هستید، بیاید کنسرتمون. از سایت ایران کنسرت هم می شه بلیت تهیه کرد. :))

با تشکر!!!

اجرای گروه کر شهر تهران در تالار رودکی، اسفند ۹۶

ادامه‌ی پست

حرکت کن-بیشتر از یک نفر

بسیاری از مردم وقتی به گذشتشون
نگاه می کنند پشیمون هستن ?
بیشتر مردم ایده ها و رویاها و توانایی هایی داشتن که قادر به خلق خیلی از کارها بودند، ولی بهشون بها ندادن و با انرژی منفی خودشون و دیگران، این ایده ها رو با خودشون خاک کردن ?
تو متفاوت باش !
برو دنبال کار و هدفی که بهش علاقه داری و میدونی تو اون کار استعداد داری و میتونی پیشرفت کنی ?

زمان به احترام هیچکی واینمیسته … !

حرکت کن تا دیر نشده!

ادامه‌ی پست

جملاتی برای شروع سخنرانی-بیشتر از یک نفر

جملاتی برای شروع سخنرانی

یافتن جملاتی برای شروع سخنرانی یکی از بزرگترین مشکلات برای کسانی است که قصد دارند یک سخنرانی ارزشمند داشته باشند.
در مقاله‌ چگونه سخنرانی را شروع کنیم؟ به این موضوع پرداختیم که چطور سخنرانی خود را آغاز کنیم و از چه محتوایی استفاده کنم
اما بسیاری از دوستان به این فکر می کنند که اولین جملات ما چه باشد و جملاتی که برای شروع سخنرانی استفاده می‌شود چیست؟

 

فرض ما بر این این است که شما پیش از این در دوره بیست و یک درس رایگان و بی نظیر سخنرانی شرکت کرده‌اید و اگر اینطور نیست، حتماً به لینک زیر مراجعه نمائید:

 

همین حالا در دوره ۲۱ درس رایگان شرکت نمائید

 

سخت ترین قسمت سخنرانی که عملاً بیشترین میزان ترس از سخنرانی را نیز به همراه دارد،
بیان اولین جملات برای شروع سخنرانی است که اگر به خوبی از پس آن بر نیایم کار ما خراب می شود و اثربخشی کافی را نخواهد داشت.
بنابراین باید به شدتت بر روی اولین جملاتی که برای شروع به کار می بریم، حساس باشیم تا بهترین نتیجه را بگیریم. (مثلاْ پیشنهاد می‌کنم اولین جملات را بیش از ۱۰۰ مرتبه تکرار کنید)

 

جملاتی برای شروع سخنرانی

 

در این مقاله به ارائه جملاتی برای شروع سخنرانی می‌پردازیم. به صورت کلی اولین جملاتی که می‌توانیم در شروع سخنرانی بگویم به چند دسته زیر تقسیم می‌شود:

  • شعر
  • نام خدا
  • آیه و یا حدیث
  • جمله زیبا
  • بدون مقدمه شیرچه در سخنرانی

در ادامه قصد داریم به هرکدام از این روش ها بپردازیم و به صورت کامل در مورد ان صحبت کنیم.

 

تناسب روش شروع با موضوع سخنرانی

یکی از بهترین ایده‌ها در شروع سخنرانی این است که به صورت بسیار حرفه‌ای به این موضوع فکر کنیم که چه شروعی برای سخنرانی می‌تواند مرتبط ترین نوع شروع باشد. مثلاً فرض کنید شما در مورد موضوعات امنیتی یک سخنرانی دارید! خب مسلماً این شروع می‌تواند بسیار جذاب باشد!

به نام خالق پیدا و پنهان                       که پیدا و نهان داند به یکسان 

یا مثلاً اگر موضوع شما کتاب نویسی است (چیزی که در دوره یکساله مدرسه استادی آن را موضوع می‌دهیم) می‌توانیم از چنین  شروعی استفاده کنیم:

به نام خداوندلوح وقلم                          حقیقت نگاروجود وعدم

بنابراین اولین اصل برای انتخاب جملاتی برای شروع سخنرانی، یافتن تناسب و ارتباط با موارد زیر:

  1. موضوع سخنرانی
  2. مخاطبان سخنرانی
  3. شخصیت سخنران
  4. محیط
  5. حال و هوا و زمان خاص
  6. و….

 

شروع سخنرانی با نام خدا یا با سلام؟

بسیاری از دوستان این سوال را دارد که آیا باید سخنرانی را با نام خدا شروع کرد یا با سلام؟

مسلماً اگر کتاب‌های آموزش سخنرانی به زبان انگلیسی را مطالعه کنید خواهید دید که در این موضوعات اصلاً نوشته‌ای وجود ندارد و آنها حداکثر توصیه می‌کنند که یک سلام بسیار کوتاه با مخاطبان داشته باشیم.

اما واقعیت این است که فضای ذهنی و فرهنگی ما در کشورمان بسیار متفاوت است و از همین رو بسیار متداول است که سخنرانی‌ها نه تنها با نام و یاد خداوند متعال آغاز می‌شوند، بلکه عموماً مقدمه طولانی نیز دارد!

این که سخنرانی را با یادی از خداوند آغاز کنیم بسیار زیباست اما باید یادمان باشد که از مقدمات طولانی و غیر مرتبط جداً خودداری کنیم.

معمولاً پس از بیان شعر، آیه، حدیث و … سلام با مخاطبان را خواهیم داشت.

 

فیلم نمونه شروع سخنرانی

شاید بد نباشد که نمونه‌ای از شروع سخنرانی من در سمینار مدرسه استادی ۲ را مشاهده کنید.

 

 

در این نمونه فیلم حتی با وجود اختلالی که در میان شعر وجود داشت (به دلیل تشویق شرکت کنندگان)، بازهم می‌توانید قدرت شعر را در آغاز سخن مشاهده کنید.

 

شروع سخنرانی با آیه

یکی از متداول‌ترین روش‌ها برای شروع سخنرانی، استفاده از آیه و یا آیاتی از قران کریم است.

اگر در سخنرانی‌های مذهبی حضور داشته باشید حتماً این آیه را بارها شنیده‌اید:

بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی

پروردگارا سینه‌‏ام را گشاده دار، و کار را بر من آسان کن، گره از زبانم بگشاى تا سخنم را درک کنند، (مشاهده در تفسیر المیزان)

 

این آیه ۲۵ سوره طه است و به زمانی اشاره دارد که حضرت موسی قصد دارد به ملاقات فرعون بروند و حضرت موسی از خداوند چنین درخواستی دارند.

(البته من در این مورد صحبتی دارم که در مورد آن مطمئن نیستم و از دوستان صاحب نظر در این رابطه کمک می‌خواهم.

 

 

احساس می کنم این آیه گفت و گوی بنده خدا با خداوند است و قرار نیست که در ابتدای سخنرانی خوانده شود بلکه باید سخنران در دل خود و با خدای خود آن را مناجات کند. همانطور که حضرت موسی این آیه را جلوی فرعون نخواند و در دل خودش و با خدای خود مطرح کرد. هرچند در این زمینه من صاحب نظر نیستم و حتماً‌ نظرات شما را در این بیان خواستارم.)

 

اشعار زیبا برای شروع سخنرانی

شروع سخنرانی با شعر از روش‌های متداول است که اگر به خوبی صورت بگیرد (یعنی شعر خوبی، به خوبی خوانده شود) می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

به عنوان مثال من در سخنرانی‌هایم از شعر زیر استفاده می‌کنم:

 

 جملاتی برای شروع سخنرانی

 

متن کامل شعر که از نظامی است به صورت زیر است:

به نام آنکه هستی نام ازو یافت            فلک جنبش زمین آرام ازو یافت
خدائی کافرینش در سجودش              گواهی مطلق آمد بر وجودش
فلک بر پای دارو انجم افروز                خرد را بی‌میانجی حکمت آموز
جواهر بخش فکرتهای باریک               به روز آرنده شب‌های تاریک
غم و شادی نگار و بیم و امید             شب و روز آفرین و ماه و خورشید
 نگه دارنده‌ی بالا و پستی                       گوا بر هستی او جمله هستی

شعر دیگری که می‌تواند در همین راستا بسیار مناسب باشد (البته در شرایط خود) شعر معروفی است که حتماً با آن آشنایی دارید:

ای نام تو بهترین سر آغاز           بی نام تو نامه کی کنم باز

ای یاد تو مونس روانم               جز نام تو نیست بر زبانم

 

 جملاتی برای شروع سخنرانی

 

البته باید دقت کرد که هر شعری جای مناسبی دارد و شاید شعر بالا در جایی که خیلی رسمی باشد مناسب نباشد زیرا یادآورنده دوران دبستان است! (هرچند این موضوع چیزی از زیبایی‌های این شعر کم نمی‌کند)

شکر خدا در ادبیات ما، بی اندازه شعر و نثر در باب شروع سخنرانی وجود دارد بنابراین می‌توانیم چند نمونه شعر دیگر برای آغاز و شروع سخنرانی را با یکدیگر مرور کنیم:

 

 جملاتی برای شروع سخنرانی

 

این شعر زیبا از فردوسی گرانقدر نیز یکی از بهترین شروع‌های سخنرانی به شمار می‌رود که متن آن را می‌توانیم اینجا داشته باشیم:

به نام خداوند جان و خرد – کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای – خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر – فروزنده ماه و ناهید و مهر

 

یا مثلاً شعرهایی از شاعران معاصر مثل این شعر که به زبان بسیار ساده سروده شده است:

 

خدایا شروع سخن نامِ توست

وجودم به هر لحظه آرامِ توست

 

دل از نام و یادت بگیرد قرار

خوشم چونکه باشی مرا در کنار

 

حضور تو را در دلم دیده ام

مداوم تو را هم پرستیده ام

 

ولی از صفاتت چه گویم سخن؟

که بی شک نگنجی به افکار من

 

سخن از تو گفتن یقین مشکل است

اگر چه جمالت به جان و دل است

 

بزرگی فقط در تو معنا شود

وجود از نگاه تو پیدا شود

 

شروع بسیار ساده!

یکی دیگر از روش‌های شروع سخنرانی، شروع بسیار ساده سخنرانی است. یعنی به جای این که به دنبال جملاتی برای شروع سخنرانی باشیم با یک به نام خدا و سلام بسیار ساده صحبتمان را اغاز کنیم.

من در بسیاری از صحبت‌هایم از همین روش استفاده می‌کردم و احساس می کنم تا زمانی که سبک خودمان برای شروع سخنرانی را نیافتیم، لازم نیست از جملاتی خاص برای شروع سخنرانی استفاده کنیم.

 

شیرجه زدن در سخنرانی

یکی از روش‌های متداول در سخنرانی، شیرجه زدن در دریای سخنرانی است! یعنی بدون هیچ جمله خاصی ناگهان سخنرانی را شروع کنیم. و جملاتی برای شروع سخنرانی مد نظر نداشته باشیم و مستقیم به بیان صحبت بپردازیم

این روش روشی است که باید در انتخاب آن بسیار دقت کرد و در شرایط درست و مناسب این روش را به کار بست. به این صورت که ما از هیچکدام از الگوهای متداول برای شروع استفاده نکنیم. به عنوان مثال در سمینار بزرگ مدرسه استادی ۲ در برج میلاد تهران، آقای مهدی صادقلو مدرس دوره جامع سخنرانی و فن بیان سخنرانی خود را با لباس خلبانی خود و بدون هیچ مقدمه‌ای شروع کرد! آن هم از انتهای جمعیت!

 

 جملاتی برای شروع سخنرانی

 

جمله زیبا برای شروع سخنرانی

همچنین جملات آغازین برای سخنرانی می‌توانند چیزی به جز شعر باشند و می‌توانند جملاتی زیبا برای شروع سخنرانی باشند. به عنوان مثال یک سخنران با موضوع مهارت‌های سخنرانی و فن بیان می‌تواند صحبت خود را با این موضوع شروع کند که:

 

هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود!

 

همین جمله ارزشمند می‌تواند توجه بسیاری از مخاطبان را به خوبی جلب کند!

البته مهم است که در استفاده از این جملات بسیار دقیق باشیم و بدانیم که با چه لحن و صدایی و چه روشی آنها را مطرح کنیم.

 

اشتباهات متداول در جملاتی برای شروع سخنرانی

در انتهای این صحبت قصد دارم چند اشتباه متداول در جملات اولیه برای آغاز و شروع سخنرانی توسط سخنرانان غیر حرفه‌ای صورت می‌گیرد را با شما مطرح کنم.

 

طولانی شدن جملات اولیه سخنرانی

واقعیت این است که اغلب سخنرانان در ابتدای سخنرانی خود جو گیر می شوند و صحبت اولیه خود را طولانی‌تر از آنچه مد نظرشان  هست انجام می‌دهند.

باید دقت کنید که شروع صحبت و مقدمات آن اصلاً نباید طولانی شود و باید سعی کنید که متن اولیه را چندین مرتبه تمرین کنید و اجازه ندهید که در زمان اجرای سخنرانی، بیشتر از مقدار تمرین شده صحبت کنید.

 

عدم تسلط به متن

نظرتان چیست که وقتی می‌خواهید سخنرانی خود را با شعر آغاز کنید، شعر یادتان برود؟!

قطعاْ شرایط بسیار سختی خواهد بود و و من اصلاً توصیه نمی‌کنم که چنین اتفاقی بیوفتد! بنابراین متن اولیه سخنرانی خود را تا جایی که می‌توانید تمرین کنید مثلاً من وقتی تصمیم گرفتم شعر “به نام آن که هستی نام ازاو یافت” را در سخنرانی‌ام بخوانم ( خوب یادم هست که اولین بار در همایش سخنرانی و فن بیان اصفهان تصمیم به استفاده از این شعر گرفتم) این شعر را بیش از ۲۵۰ بار تکرار کردم تا کاملاً ملکه ذهنم شود!

بله ۲۵۰ بار آن هم با دستگاه صلوات شمار، شمرده‌ام!

 

جمع بندی مقاله جملاتی برای شروع سخنرانی

در مقاله جملاتی برای شروع سخنرانی سعی کردم یک اصل را مطرح کنم و آن این است که از روش‌های مختلفی می‌توان برای شروع و آغاز سخنرانی استفاده کرد اما مهم‌ترین اصل این است که آنچه که تصمیم به شروع آن گرفته‌ایم را با دقت کامل تمرین کنم تا در زمان اجرا جای اشکال و خرابکاری برای خودمان نگذاریم!

 

برای دانلود متن PDF کافیست اینجا کلیک کنید

 

ادامه‌ی پست

پذیرش…-بیشتر از یک نفر

میدونى شخصا فکر میکنم همه جور آدمى،

بایستى توى این دنیا و روى این کره ى خاکى،

وجود داشته باشه و با روش خودش زندگى کنه.

دیگه کمتر میرنجم کمتر عصبى میشم!

اینکه بایستى #پذیرش رو تمام و کمال

در خودم تقویت و بارور کنم!

بایستى نقص هاى خودم و دیگران رو بپذیرم

بایستى کامیابى ها و ناکامى هارو پذیرا باشم

و بدونم تغییراتى که #مغز_خزنده ى انسان

بخاطر تامین امنیت و حفظ بقا ازش فراریه

رو در زندگیم پررنگ تر کنم و بخاطر این باید

از مغز بیرونى و منطقیم کمک بگیرم…

توى این مسیر خیلى چیزها و

خیلى اشخاص رو از دست میدم

ولى چیزهاى دیگه اى رو بدست میارم

و با اشخاص جدیدى آشنا میشم

توى راه رشد و کمال اصلا

نگران از دست دادن ها نیستم!

چون اونها دقیقا همون هایى هستن

که ازت توقعات نابجا دارن

و یا دوست دارن تورو پایین نگه دارن

که فقط یه همراه داشته باشن!

تو نمیتونى فداى #درجا زدن اونها بشى!

به تو ربطى نداره که اونها نمیخوان

سختى تغییر رو به جون بخرن!

پس هرکى بخاطر نبودنت

و حضور نداشتنت دلخور شد و ازت کَند

بدون که بارى سنگین از روى دوشِت برداشته شد.

#amol #babol #mazandaran #iran

ادامه‌ی پست

نقش مدیریت منابع انسانی

نقش مدیریت منابع انسانی چیست ؟

نقش مدیریت منابع انسانی در برنامه‌های مرتبط با توسعه پایدار بسیار مهم است. نقش مدیریت منابع انسانی با کارآیی، اثربخشی و بهره‌وری جوهر سازمانی گره خورده است. کارآیی و اثربخشی که می‌تواند بقای سازمان را تضمین نماید و راهکاری برای کسب مزیت رقابتی باشد. بهره‌وری مواد، انرژی، تجهیزات و امکانات مادی دارای ظرفیت و توان مشخص است که حتما بایستی برای افزایش بهره‌وری در سازمان مدنظر باشد؛ اما بهره‌وری واقعی و مستمر که حدو مرزی ندارد، بهره‌وری سرمایه انسانی می باشد. پس شناخت نقش مدیریت منابع انسانی و  آن چیزی که باید انجام دهند، برای مدیران عامل توصیه میشود.

نقش مدیریت منابع انسانی Role of Human Resource Management

در مسیر طبقه‌بندی نقش‌های مدیریت منابع انسانی با مقاله‌ای از Lengnick-Hall در سال ۲۰۰۳ برخوردم که نقش مدیریت منابع انسانی را تشریح می‌کند.

نقش مدیر واحد سرمایه انسانی :

به عنوان یک راهنما و تسهیل‌کننده در همکاری با کارکنان به منظور دستیابی به حداکثر بازده ممکن در سرمایه‌گذاری بر سرمایه انسانی شرکت عمل می‌کند. اگر بخواهیم با مدل Skandia Navigator نقش مدیر واحد سرمایه انسانی را تشریح نماییم .این مدل یک روش آینده‌گرا برای اندازه‌گیری عملکرد شرکت است. ساختار  آن بر اساس گزارش کار نوآورانه و استفاده از سرمایه فکری در شرکت است . این روش تمرکز متفاوتی دارد.  عملکرد گذشته متمرکز بر وجه مالی است. عملکرد فعلی بر در مشتری، فرایند و جنبه‌های انسانی متمرکز است. عملکرد آینده را می‌توان از طریق پیاده‌سازی و توسعه تعریف نمود. سرمایه فکری را می‌توان به مشتری، نیروی انسانی و فرایندها منصوب نمود.

نقش تسهیلگر دانش :

نقش تسهیل گر سرمایه‌های دانش‌محور (مستتر در منابع آشکار و پنهان شرکت) و جریان دانش را دارد. برای درک بهتر این نقش به مدل مدیریت دانش از Collison & Parcell مراجعه نمایید.

رویکرد مدیریت دانش Collison  &  Parcell چیست؟  

این روش مدیریت دانش بیانگر چارچوبی است که می‌تواند برای یادگیری، به اشتراک‌گذاری و بهره‌برداری از دانش، تجربه و شیوه‌های خوب استفاده می‌گردد. استفاده از چارچوب مدیریت دانش در این روش:

  • جلوگیری از اختراع مجدد چرخ ، به ویژه در سازمان‌های بزرگ بین‌المللی.
  • سرعت بخشیدن به فرآیند ادغام پس از خرید یا ادغام.
  • شناسایی، گرفتن و به اشتراک گذاشتن تجربه خوب در سازمان‌ها.
  • برخورد با موانع فرهنگی متوقف کننده سازمان‌ها – به عنوان مثال : اصطلاح “اینجا کاربردی ندارد”
  • برای ایجاد، پرورش و پشتیبانی از شبکه‌ها و جوامع عملی.
  • ایجاد یک فرهنگ بهبود مستمر و یادگیری.
  • مشارکت رهبری در رفتارهای مناسب برای تقویت رفتار به اشتراک‌گذاری دانش

نقش رابطه ساز :

مدیریت ارتباطات بین افراد و گروه‌های داخلی و خارجی به منظور افزایش سرمایه اجتماعی در کل زنجیره ارزش.برای درک بهتر این نقش ، مطالعه ابعاد کار ارتباطی Dimensions of Relational Work ضروری است.  چهار بعد از کار ارتباطی عبارت‌اند: نفوذ، تسهیلگری بین فردی، خلاقیت‌های ارتباطی و رهبری تیم.این مدل در مورد هماهنگی ابعاد ، مشارکت و مکمل‌ها است.

به معنای تحت تاثیر قرار دادن دیگران است. ریشه در مذاکره و متقاعد کردن دیگران دارد. آن‌ها علاقه‌مندند که دانش و ایده‌های خویش را به اشتراک بگذارند و در ایجاد شبکه ارتباطی بسیار موفق و خوب باشند.

  • وجه تسهیلگری بین فردی

افرادی که این‌که وجه را ترجیح می‌دهند در این بعد دارای استعداد طبیعی برای حمایت و / یا کمک به دیگران با مشکلات و اختلافات عاطفی هستند.

  • وجه خلاقیت ارتباطی

افراد در این بعد قادر به مدیریت دیگران از راه دور و یا ایجاد تأثیر مثبت بر دیگران از طریق ایده‌های خلاقانه خویش هستند. آن‌ها متخصصان در طراحی راه‌حل‌های جانبی هستند.

افراد داری وجه رهبری تیمی ، در تعامل با دیگر افراد برتری هستند. برای همکاری بسیار ارزش قائل هستند و همکاری را به عنوان راه نهایی برای رسیدن به اهداف مشخص شده در نظر دارند.

نقش متخصص تسریع روند توسعه :

مسئولیت توسعه منابع انسانی انعطاف‌پذیر با تاکید بر سازگاری، تحمل و ظرفیت یادگیری را می‌پذیرد. برای تحقیق در این خصوص به پرسش تحسین‌برانگیز Appreciative Inquiry توجه نمایید

 کوپررایدر به همراه سورش سریواستا، فرآیند Appreciative Inquiry : AI  را که همان “ جستجوی برای یافتن بهترین‌ها در بین افراد سازمان‌ها“ است، ابداع کرد. در قلب پرسش تحسین‌برانگیز ، مصاحبه قرار دارد، که برای آشکار کردن نقاط قوت زندگی افراد و سازمان‌ها بکار می‌رود. کوپررایدر و همکارش دایانا ویتنی، اهمیت این نوع مصاحبه و تاثیر آن بر روابط را این‌گونه توصیف می‌کنند: افرادی که مورد مصاحبه قرار می‌گیرند، در واقع نوعی تایید و حمایت جدید و ناآشنا را تجربه می‌کنند.  بازگو کردن داستان‌هایشان و مورد مشاهده قرار گرفتن توسط سایر افراد، یک تجربه را بطور شگفت‌انگیزی انتقال می‌دهد. در این سطح رابطه‌ای، این مصاحبه از اشتیاق انسان برای تجربه و شناخت ارتباطات معنادار بهره می‌گیرد. وقتی که ماجرا معلوم شد، تجربه مشترک و ارتباطات به  بخشی از هویت افراد و سازمان‌ها تبدیل می‌شود .

نقش شریک استراتژیک :

مدیریت منابع انسانی باید اطمینان حاصل نماید که شیوه‌ها، فرآیندها و سیاست‌های واحد منابع انسانی، تکمیل کننده استراتژی کلی سازمان است. مدیریت منابع انسانی احتیاج به توسعه ظرفیت برای اجرای استراتژی دارد. : مدیریت منابع انسانی باید زمان لازم برای پیاده‌سازی استراتژی را به حداقل برساند.

نقش عامل  تغییر  :

همه سازمان‌ها تغییر می‌نمایند.در سال‌های اخیر به علت به جهانی‌شدن اقتصاد و پیشرفت در ارتباطات (مثلا اینترنت) ، میزان تغییرات به طرز چشمگیری افزایش یافته است. نقش مدیریت منابع انسانی در تسهیل این تغییر ( به‌روزرسانی نیروی انسانی ) در سازمان‌ها بسیار مهم است. زیرا این‌گونه تغییرات باید شامل تغییر مدل در بخش‌های دیگر، حمایت از تغییر در کل سازمان، حل مسائل ناشی از تغییر، و نهادینه کردن تغییر با استفاده از فرایندهای کارآمد و انعطاف‌پذیر باشد.

نقش کارشناس اداری :

این نقش است که مدیریت منابع انسانی بیشتر وقت خود را بدان اختصاص می‌دهد. نقش مدیریت منابع انسانی شامل زیرساخت‌های منابع انسانی مانند جذب، استخدام، حقوق، تعریف سیستم پاداش و تنبیه، آموزش، ثبت و نگهداری، و هر فرایندی دیگر که مرتبط با نیروی انسانی سازمان است. مدیریت منابع انسانی باید اطمینان حاصل نماید که فرایندهای مدنظر و یا در حال اجراء کارآمد و بهینه هستند، که صد البته نیازمند ردیابی، نظارت و بهبود مستمر است. تغییر، زمانی که به زیرساخت منابع انسانی اعتماد والایی وجود دارد، راحت‌تر رخ می‌دهد

نقش کارمند قهرمان و سلحشور :

این هم یک نقش سنتی برای  مدیریت منابع انسانی است، شبیه به نقش ” کارمند مدافع ” مدیریت منابع انسانی به عنوان کارمند  قهرمان ، باید کارکنان را به خوبی بشناسد و وقت خود را در ملاقات و گوش نمودن به کارکنان صرف کند مدیریت منابع انسانی باید شبکه ارتباطی خویش تقویت و ارتقاء دهد که می‌تواند شامل نظرسنجی کارکنان، پیاده‌سازی سیستم پیشنهاد کارکنان، جلساتی با حضور کلیه کارکنان، و همچنین وی باید در جریان وضعیت کسب‌وکار و هر برنامه دیگری باشد زیرا که کارکنان بخشی از آن هستند. این نقش همچنین شامل اطمینان از این است که کارکنانی که مشکلاتی دارند، بتواند مشکلات خویش را به جایی مطرح نمایند.

تبلیغات

ادامه‌ی پست

برخورد با افراد حسود-بیشتر از یک نفر

با افراد حسود چگونه برخورد کنیم؟

زندگی سراسر کسب تجربه است. یادگیری ترفندها و تکنیک‌ها را نباید تنها محدود به فعالیت‌های ورزشی، خرید گجت و کار با آنها بکنید، برای داشتن یک زندگی بهتر و آسوده‌تر، باید مجهز به تکنیک‌هایی بشوید.

بعضی از آدم‌ها، آدم های منفی هستند.
بعضی از آنها حتی خودشان از تاثیر منفی‌ای که روی آدم‌های اطراف‌شان می‌گذارند، آگاه نیستند، اما بقیه‌ از ایجاد آشفتگی، به هم زدن کارهای مردم و افسرده کردن آنها، خوشحال می‌شوند.

این افراد در خانواده، دانشگاه و محیط کار و….. وجود دارند
و به هر شکلی می خواهند در کار ما یا در خانواده ما یا در زندگی شخصی ما درگیری ایجاد کنند.
حتی اگر یکی از این افراد هم در زندگی ما باشد، کلی استرس می گیریم.

برای اینکه زندگی مان را مدیریت کنیم تا این افراد نتوانند در زندگی ما خلل ایجاد کنند، باید تجربه ها و توانایی های مان را افزایش دهیم.

خب شاید بگویید اگر تجربه ها و توانایی های مان را افزایش ندهیم، باز هم می توانیم مشکل مان را با این افراد حل کنیم.

 

مشکلات

بهتر است بدانید که ممکن است مشکلات زیر برای تان پیش بیاید:

عصبانی شوید و درگیر شوید:

در این صورت ممکن است نتوانید ثابت کنید که حق با شما است.
تازه اگر هم بتوانید ثابت کنید که حق با شما بوده است، در بسیاری موارد، درگیری و دعوای شما با پادرمیانی و ریش‌سفیدی کسی حل می‌شود، فرد خاطی به سر جایش برمی‌گردد
و شما مجبور می‌شوید تا دوباره با او کار کنید.

هیچ کاری نکنید و خاموش بنشینید:

 که در این صورت فرد بدذات جری‌تر می‌شود.

بخواهید مثل او بشوید:

در این صورت به آرمان‌ها و شخصیت خودتان توهین کرده‌اید.

اما آدم‌های باتجربه این اشتباهات را انجام نمی دهند.

 

چطور با افراد حسود برخورد کنیم.

اول بدانید که افراد حسود چند دسته هستند که دو نمونه را برای مثال در این مقاله می آورم:

 

افرادی که گله می کنند

 

بعضی از آدم‌ها دوست دارند، افراد موفقی را پیدا کنند و در مورد مشکلات شخصی‌شان با آن فرد موفق صحبت کنند و کلی گله و شکایت از زندگی خود بگویند.

شما به عنوان یک آدم باتجربه و با عزت نفس بالا اگر وقت بگذارید و راهنمایی‌هایی به آنها کنید، هر چه که می‌گذرد متوجه می‌شوید گویی هدف آنها درد دل صرف یا گرفتن راهنمایی نیست، آنها می‌خواهند مرتب حرف بزنند و راهی برای دفع عقده‌های خود پیدا کنند.

 

افرادی که احساس بدبختی می کنند

 

افرادی که خود را ناکام و بدبخت می‌دانند، از تکنیک روانی بدی استفاده می‌کنند،
آنها سعی می‌کنند با القای بدبختی در ذهن دیگران، به خود بقبولانند که چون تنها بدبخت‌های عالم نیستند،
نباید زیاد سخت بگیرند.
برای همین در اداره، سر صحبت را با یک فرد موفق‌تر از خود باز می‌کنند
و با به رخ کشیدن موفقیت‌های بعضی دیگر، سعی می‌کنند حس یاس و بیهودگی را در بالادستی خود ایجاد کنند.

آنها سعی می‌کنند، همه دستاوردهای خوب شما، همه ویژگی‌های شخصیتی تحسین‌برانگیز شما، همه مهارت‌های دست‌نیافتنی شما را حقیر نشان بدهند.

آنها از کار خود دست برنمی‌دارند، مگر آنگاه شما را به باتلاق خود بکشند و وقتی توانستند شما را در حال دست و پا زدن برای رهایی ببینند، دست می‌کشند.

 

به نظر شما افراد موفق چگونه با افراد حسود برخورد می کنند؟

 

الان تکنیک هایی را می گویم که در برخورد با افراد حسود موثر و عملی هستند:

 

۱-تکنیک اگه جایش بودم:

از تکنیک اگه جایش بودم استفاده کنید.
در این تکنیک وقتی یک فرد حسود را می بینید که چطور با یک فرد دیگر برخورد می کند، خوب دقت کنید که نفر دوم چگونه برخورد می کند
و در دل خود بگویید اگه من جایش بودم فلان کار را می کردم.
خوب فکر کنید که اگر جای او بودید چه کار می کردید.
این رفتارها را که در یک دفتر بنویسید. بعد از چند ماه کلی تجربه بدست آورده اید و کلی پیشرفت کرده اید.

اگر آدمی بوده‌اید که تا با حال با بی‌تجربگی مورد سوء استفاده آدم‌های خبیث دور و برتان واقع می‌شده‌اید،
باید بگویم که اصولا مغز انعطاف خاص خودش را دارد، طوری که می‌توانید به تدریج تجربه کسب کنید و بهتر با این افراد مقابله کنید.

شما به تدریج یاد می‌گیرید که در مقابل هر واکنش این افراد، اتخاذ چه تکنیکی سودمندتر و عقلانی‌تر است.

مثلا یاد می‌گیرید که به جای اینکه یک جمله و طعنه آنها آرامش شما را به هم بزند، نشان بدهید که عین خیالتان نیست
و با نشان دادن خونسردی و یک لبخند، نشان بدهید که حمله آنها چقدر سست و بی‌‌فایده بوده است
و در نهایت به جای اینکه شما دچار تنش شوید، تنش را در خود آنها ایجاد می‌کنید.

 

۲- ارتباطمان را با آنها کمتر کنیم یا قطع کنیم.

هرگز تصور نکنید که قطع صحبت‌های آنها، ترک کردن اتاقتان در هنگام ورود این افراد، کاری بی‌ادبانه و گستاخانه است.
اگر کسی به اتاق شما بیاید و بخواهد در نزدیک شما دو ساعت سیگار بکشد، آیا معترض او نمی‌شوید؟
پس چطور به این آدم‌ها اجازه می‌دهید که به کارشان بدهند.

می توانید جای دیگری یا در اتاق دیگری بروید تا آنها را کمتر ببینید.

 اگر آدم کم‌رویی هستید یک تکنیک ساده برای قطع حمله آنها، قطع کردن صحبت آنها و پرسیدن این سؤال کلیدی است:

می‌دانم که خیلی گرفتار هستی، خودت فکر می‌کنی که چه راه چاره‌ای داری و چطور می‌خواهی مشکلت را حل کنی؟

این طوری خیلی وقت‌ها رشته افکار آنها قطع می‌شود، دست از شکوه و شکایت برمی‌دارند و رهایتان می‌کنند.

مثلا اگر این فرد، یکی از همکارهای شما در یک پروژه یا محل کار باشد، می‌توانید تعاملات خود را با او محدود کنید
و اگر لازم باشد با واسطه کاری را به او محول کنید یا از او تحویل بگیرید.

 

۳- احساسات خودمان را کنترل کنیم

خشمگین شدن و فحش دادن خیلی ساده است.
اما فکر می‌کنید که به دنبال آن، افراد بدذات چه می‌کنند؟
آنها دقیقا دوست دارند شما کنترل خود را از دست بدهید.

پس به یاد داشته باشید که همیشه در یک دعوا، فردی که کنترل خود را از دست می‌دهد، همیشه بازنده است.

مثلا اگر یکی از همکاران شما، همیشه باعث کندی کار می شود یا کاری را خراب می کند، سعی کنید که با آرامش دلایلی قاطع برای ناکارایی او پیدا کنید
و وقتی پرونده شخص تکمیل شد، اول به او تذکر دهید و بعد سعی کنید که به او حمله خونسردانه‌ای کنید!

 

۴- جواب ابلهان مسلما خاموشی است!

اگر آدم روانپریشی در خیابان یقه شما را بگیرد و ادعا کند که شخصیت مهمی است، آیا وقت می‌گذارید
و برایش دلیل و برهان می‌آورید که که افکارش منفی است؟!

به همین صورت در محیط کار و تحصیل هم، سعی در ایجاد تغییر بعضی‌ها غیرمنطقی است.

شما ممکن است آدم کامل‌گرایی باشید و با تصور اینکه می‌توانید همه چیز را تغییر بدهید،
بخواهید که شیوه عملکرد و تفکر آدم‌های بدذات را هم تغییر بدهید، اما باید بدانید که بسیاری هم هستند که اصولا اختلال شخصیت دارند، مثلا شخصیت ضداجتماعی دارند
و تلاش برای اصلاح آنها آب در هاون کوبیدن است.

 

۵- رفتار آنها را پیش بینی کنیم

اگر به قدر کافی با یک فرد حسود برخورد کرده باشید
و اگر به اندازه کافی باهوش باشید، می‌توانید همه رفتارها و عکس‌العمل‌ها او را پیش بینی کنید
و خودتان را برای مقابله با او آماده کنید.

اگر هم تجربه ندارید از ” تکنیک اگه جاش بودم ” که در قسمت ۱ گفته شد استفاده کنید.

 

برخورد با افراد حسود

 

۶- نگذاریم که هیچ چیز باعث محدود شدن سرخوشی و احساس خوشبختی‌مان شود

خوشبختی یک چیز کاملا درونی است و خیلی وقت‌ها هیچ ربطی به جایگاه شغلی و میزان درآمد شما ندارد.

اما در این میان خیلی از ماها از نظر روانی نیاز داریم که تأییدیه دیگران را برای احساس خوشبختی داشته باشیم.
یعنی تا مطمئن نشویم که چند نفر در محیط کار، خوشبختی و عملکرد ما را تأیید نمی‌کنند، حس رضایت به ما دست نمی‌دهد.

آن دسته از ما که نیازمند گرفتن این تأییدیه هستیم،
همیشه نگران هستیم که پشت سر ما حرف‌هایی زده شود، گوش به زنگ می‌مانیم
و سعی می‌کنیم متناسب با حرف‌هاو غیبت‌ها و انتظارات مردم، عملکرد خود را تنظیم کنیم.

اما تلاش برای همرنگ شدن با جماعت، باعث می‌شود که از آرمان‌ها و اهداف مخفی درونی خود به دور بمانیم و واقعا خوشبختی از ما فاصله بگیرد.

پس:

همرنگ جماعت نشویم!

بنابراین باید تأکید کنم که خوشبختی و رضایت خاطر، چیزهایی درونی هستند، هیچ وقت برای حرف و حدیث‌های بیرونی، ارزشی قائل نشوید.
خودتان باشید و در جهت استعدادهایتان حرکت کنید.

اگر آدمی هستید که از خواندن یک رمان یا دیدن یک فیلم خوب لذت می‌برید،
اگر آدمی هستید که صرف یک شام در رستوران با اعضای خانواده یا یک خرید کوچک، شادتان می‌کند،
نگذارید که حس لذت و خوشبختی شما با حرف‌های مردم کم شود.

اصولا بسیار از مردم توانایی درک لذت‌هایی به غیر از لذت‌های جسمانی را ندارند
و خیلی بیهوده است که به آنها بفهمانید که خواندن، نوشتن، سخنرانی کردن، ورزش و…. چه لذتی دارند.

 

۷- آدم‌های موفق به جای تمرکز روی مشکلات، روی راه‌حل‌ها کار می‌کنند

آدم‌های حسود اطراف شما، کاری جز فهرست کردن مشکلات بلد نیستند، اما این شما هستید که می‌توانید با چند کار کوچک، یک تغییر واقعی در شرکت و محل کارتان ایجاد کنید.
شما ممکن است نتوانید، کل مشکل را حل کنید، اما می‌توانید شرایط را قابل تحمل‌تر کنید.

آقای محمد پیام بهرامپور که فرد موفقی است، در کلاس های استادی به ما یاد داده است که چطور روی راه حل مشکلات تمرکز کنیم، نه روی خود مشکل.
او خودش هم در زندگی شخصی اش همین کار را می کند و به گفته هایش عمل می کند.

 

۸- ببخشیم اما فراموش نکنیم!

بخشیدن به این معنی است که شما کینه و دشمنی را از درون خود پاک کنید.
در روند بخشایش، بیشترین کسی که سود می‌برد، خود شما هستید.
چون احساس خوب سبکی به شما دست می‌دهد، اطرافیان شما بیشتر به شما احترام خواهند گذاشت
و مهم تر از همه از شر افکار مزاحم راحت می‌شوید.

اما بخشیدن به  این معنی نیست که کار او را فراموش کنید و دفعه بعد اجازه دهید که او دوباره به شما ضربه بزند.

شما باید نوع عملکرد آدم‌های پیرامونی‌تان را به یاد داشته باشید تا دوباره ضربه نخورید و مورد سوء استفاده قرار نگیرید.

 

۹- به خاطرات بد گذشته فکر نکنیم

بعضی‌ها عادت دارند که اتفاقات منفی زندگی‌شان را مرتب با خودشان مرور کنند و بی‌مهری‌ها و خیانت‌های دیگران را به یاد آورند.
هرچقدر  به اتفاقات منفی گذشته بیشتر  فکر کنیم، بیشتر اعصابمان بهم می ریزد
و احساسات منفی مان بیشتر و بیشتر می شود، در نتیجه کارایی مان پایین تر می آید و موفقیت های مان کمتر می شود.

فقط یک بار اتفاقات بد گذشته را به یاد آورید و از آنها درس بگیرید. اینطوری کلی به تجربه تان اضافه می شود.

آدم‌های با تجربه و موفق یاد گرفته‌اند که از اتفاقات منفی گذشته درس بگیرند.

 

۱۰- افراد مثبت اطراف خود را پیدا کنیم

همان طور که ممکن است آدم‌های بدذاتی در اطراف ما باشند، آدم‌های خوبی هم پیدا می‌شوند که دنیایی از تجربه، خردمندی و مهربانی هستند،
سعی کنید که آنها را شناسایی کنید و به گاه نیاز از کمک‌ها و مشاوره‌های آنها بهره ببرید.

نتیجه اینکه مثبت باشید و با افراد مثبت بیشتر ارتباط داشته باشید و با افراد منفی یا حسود کمتر ارتباط برقرار کنید.

ادامه‌ی پست

برنامه ریزی یک کامل گرا :)-بیشتر از یک نفر

خب دیگه در حال کلافه شدن بودم بدون برنامه بودن برای من خیلی سخته..
بین انبوهی از کار ها غلت میزدم بدون اینکه هیچکدومشون رو انجام بدم یا بهتر بگم نمیدونم کدوم رو باید انجام بدم !

دو روزی میشه که طبق یک برنامه اساسی که بهتر بگم ساختار مانند پیش میرم. این برنامه اولین بار در ۲۹ اسفند ساخته شده بود که در کمتر از یک ماه به شکست منجر شده بود.

طراحی شده به وسیله فتوشاپ جان.

اواخر فصل بهار بود که میخواستم عملکرد این فصل رو بررسی کنم وقتی به دنبال برنامه ها و برگه ها میگشتم هیچ چیز خاصی عایدم نشد.. برگه های کوچیک و نامشخصی که نمیدونستم چه کارهایی انجام دادم، دقیقا بعد از رها کردن این برنامه دیگه نتونستم به روال قبلی خودم برگردم بعضی وقتا روی برگه های دفترچه برنامه فردا رو مینوشتم و بعضی وقتا روی نوت گوشی و بعضی وقتا اصلا نمینوشتم. 

برگه برنامه ریزی ماهانه فروردین رو نگاه کردم و تمام کار های یک ماه تنها در یک برگه بدون وقت تلف کردن ! خب فهمیدم اشتباه بزرگی بود رها کردن این برنامه که البته دلایل خوبی هم برایش دارم، دوباره سعی کردم به سبک دیگه با اولویت های دیگه بسازمش ولی اینبار با بررسی دلایلی که دفعه قبل رهایش کرده بودم.

برنامه بالا به این صورته که به سه قسمت تقسیم میشه، لیست ماهانه، لیست هفتگی و لیست روزانه
تمام این لیست ها به هم مرتبط هستن آخر هر ماه برای ماه بعدی لیست کارهایی که باید انجام بدم رو مینویسم و آخر هر هفته لیست هفتگی رو از کارهای لیست ماهانه پر میکنم و آخر هر روز لیست کارهای فردا رو از لیست هفتگی پر میکنم.

و هر روز درحال بهبود و اضافه کردن و کم کردن از این لیست هستم به نحوی که در بهترین حالت خودش قرار بگیره 🙂
هر چیز و دلیل که امروز باعث اتلاف وقت و عملکرد من بشه رو یاداشت میکنم و زیرش یک علت و راه کار مینویسم برای بهبود فردا..

بخش های زیادی قراره به این لیست ها اضافه بشن که ایده بعضیاشون رو جمع آوری کردم:

ایده ها

در آخر

من برنامه ریزی های متفاوتی رو امتحان کردم بهترین برنامه ریزی رو هر شخص برای خودش میتونه انجام بده چون هیچکس بهتر از خودش، خودش رو نمیشناسه.

امیدوارم همتون با بهترین برنامه ها پیش برین 🙂

ادامه‌ی پست

سه نکته کوچیک و مهم برای برنامه ریزی بهتر-بیشتر از یک نفر

همونطور که در پست قبل گفتم هر شخص برنامه ریزی مختص به خودش رو میتونه انجام بده اما نکاتی هست که در تمامی برنامه ها باید رعایت بشه در ادامه به بررسی این نکات میپردازیم.

تا دقیقا ندانید چه چیزی میخواهید به آن نخواهید رسید.

لیست کار رو کوتاه نگه داریم

 وقتی لیست بلند باشه اول سراغ کارهای کوچیک و ساده میریم تا زودتر لیستمون کوتاه کنیم !  و همینطور وقتی لیست طولانی در پیش داریم وقتی همشون رو انجام ندیم آخر روز احساس خوبی برای امروز نداریم.

سه کار مهم رو مشخص کنین

 از بین تمامی کار های فردا داریم ۲۰ درصد کار ها هستن که ۸۰ درصد نتیجه رو حاصل میشن (اصل پارتو) ۳ کاری که بیشترین تاثیر رو روی هدفمون دارن رو پیدا کنیم و اولین کاری باشن که انجام میدیم.

سخت ترین کار رو اول انجام بدین

برایان تریسی در کتاب “قورباغه رو قورت بده” نوشته: بهترین راه برای غلبه بر تعلل، شروع کار با سخت ترین کار است.
قورباغه شما بزرگترین و مهمترین کاری هست که انجام میدین

پست قبلی من در باب برنامه ریزی
پیش بینی آینده با برنامه ریزی

ادامه‌ی پست