تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

وقتی اوضاع خرابه!-بیشتر از یک نفر

دیروز بعد از هشت ساعت کارگاه فن بیان ویژه مدیران برای دانشگاه علوم پزشکی یزد (که این ماجرا رو در موردش نوشتم) با بخشی از شرکت کنندگان دوره استادی ۴ یزد نشستی در دفتر آقای شبانزاده داشتیم

صحبت در مورد دوتا موضوع بود

۱٫ چقدر مانع در مسیر آموزش وجود داره و انگار تاریخ تکرار میشه. همون‌هایی که جلوی امیر کبیر رو می گرفتن و می گفتن مملکت به مدرسه چه نیازی داره الان مدرن شدن و میگن به این همه مدرس آزاد در جامعه چه نیازی هست؟ (عجیبه این عزیزان هیچ اعتراضی به شرایط دانشگاه‌ها، کیفیت آموزشی، کاربردی بودن سیستم آموزشی ندارند و فقط مدرسان آزاد مشکل این مملکت هستند)

۲٫ این که اقشار فرهیخته جامعه مثل پزشکان که بسیار عزیزند و جایگاه اجتماعی بالایی دارند، بیشتر نیاز به آموزش مهارت‌های نرم مثل ارتباط موثر دارند.

به امید روزی که سر هر چهارراه کشورمان یک موسسه آموزشی باشه…

ادامه‌ی پست

زبان بدن چیست؟ تکنیک‌های زبان بدن-بیشتر از یک نفر

شما ممکن است گمان کنید که زبان اصلی شرکت یا مجموعه شما زبان فارسی است، اما اشتباه می کنید. بیشترین زبانی که به آن زبان صحبت می‌شود، آنی نیست که با کمک آن صحبت می کنید.
اولین زبانی که نیاز به یادگیری آن داریم  زبان بدن است و شما نیاز دارید توجه بیشتری به آن بکنید.
پس باید بدانیم زبان بدن چیست؟ زبان بدن یا تنگفت به مجموعه ی رفتارهای غیرکلامی و فیزیکی اطلاق می شود که در آن فرد بدون صحبت کردن قادر به انتقال پیام و برقراری ارتباط با دیگران است. یادگیری تکنیک‌های زبان بدن باعث می شود که ما در ارتباطات غیر کلامی خود که بخش عمده‌ای از ارتباطات ما را تشکیل می‌دهند توانمندتر شویم و با استفاده بهینه از این تکنیک های زبان بدن می توانیم در ارتباطات و مذاکرات خود بهتر بدرخشیم. 

زبان بدن یا Body Language یکی از اجزای ارتباطات غیر کلامی است که در برقراری ارتباطات روزمره ما جایگاه بسیار پررنگی دارد.
زبان بدن در متن زندگی ما قرار دارد، از ارتباطلات روزانه ی ساده تا مذاکرات پیشرفته زبان بدن نتایجی که ما به دست می آوریم را تحت تاثیر قرار می دهد.
ما می توانیم با یادگیری زبان پیام های بهتری را در روابط کاری و اجتماعی خود ارسال و دریافت کنیم، به بیان بهتر وقتی زبان بدن را یاد می گیریم می توانیم کنترل بیشتری روی پیامی که می خواهیم ارسال کنیم داشته باشیم و پیام ها و رفتارهای دیگران را بهتر شناسایی کنیم.
برای مثال می توانیم با یادگیری این اصول و قواعد در هنگام صحبت با تکنیک های زبان بدن کلام خود را تایید کنیم که این کار در اثر بخشی کلام ما تاثیرگذار است.

آنچه بیان می کنید چندان مهم نیست

در هر دیدار شما قبل از اینکه سخنی بگویید یا حرفی بشنوید رفتار و حالات طرف مقابل رو می بینید. هنگامی که در یک جمع برای اولین بار فردی را ملاقات می کنیم درباره دوستی یا دشمنی آنها یا احتمال صمیمی شدن با آنها را از روی آنچه می بینیم قضاوت می کنیم. امروزه بیشتر محققان این حوزه بر این امر توافق نظر دارند که واژه ها و کلمات عمدتا برای انتقال اطلاعات هستند در حالیکه زبان بدن برای ارائه نگرش های شخصی است که در برخی موارد نیز از آن به عنوان جانشین پیام های شفاهی استفاده می شود. به عنوان مثال یک زن می تواند با نفوذ نگاهش نگاهی به مرد بیاندازد که او را قبض روح کند؟
شخص ماهر با گوش دادن به صدای افراد باید بتواند تشخیص دهد که او چه حرکتی می خواهد انجام دهد و حتی با مشاهده حرکات شخص، زبانی که می خواهد با آن صحبت کند را پیش بینی نماید.

زبان بدن چگونه احساسات و افکار ما را لو می دهد

وضع عاطفی ما از طریق زبان بدن منعکس می شود. هر حرکت یک کلید ارزشمند برای درک عواطف هر شخص می باشد. بگذارید یک مثال برای روشن شدن مطلب برایتان بیان کنم، مرد چاقی که نگران اضافه وزن خویش است، در بیشتر اوقات غبغب خود را می کشد و یا زنی که نگران چربی های اضافه پهلویش است مدام پیراهنش را به سمت پایین صاف می کند. کسی که احساس ترس یا تدافعی بودن می کند ممکن است دست به سینه بنشیند یا پایش را روی پایش بیندازد یا هر دو کار را با هم انجام دهد.
کلید خواندن زبان بدن این است که ضمن گوش دادن به آنچه دیگران می گویند و توجه کردن به شرایط صحبتشان بتوانیم وضعیت عاطفی آنها را درک کنیم. این کار به ما کمک می کند تا حقیقت را از دروغ تمیز دهیم.
اما زبان بدن پیچیده تر از این است که با دانستن چند نکته بتوان رفتار طرف مقابل را بررسی کرد. برای پی بردن به زبان بدن معمولاً باید چند حرکت و رفتار را همزمان با هم بررسی نمود تا به درستی بتوان زبان بدن را تشخیص داد.

مهارت زبان بدن ذاتی ست یا اکتسابی؟

با یک سوال شروع می کنیم. وقتی دست به سینه می نشینید دست چپ را روی راست می اندازید یا راست را روی چپ؟
بیشتر مردم تا موقعی که امتحان نکنند مطمئن نیستند که چطور این کار را می کنند. همین الان دست به سینه بنشینید و بعد به سرعت وضعیت خود را تغییر دهید. بالاخره متوجه خواهید شد که یکی از این دو وضعیت برایتان راحت تر خواهد بود. شواهد نشان می دهد که این یک ژست ژنتیکی است که نمی توان تغییرش داد.
درست است که تفاوت های فرهنگی بسیارند اما نشانه های اصلی زبان بدن در همه فرهنگ ها و اقشار حدوداً یکی است.
البته این بحث که کدام حرکات اکتسابی بوده و به تدریج به عادت تبدیل شده و چه حرکاتی ذاتی هستند هنوز ادامه دارد.
مثلا بیشتر مردان ابتدا آستین راست کتشان را می پوشند در حالی که بیشتر زنان اول استین چپ را به تن می کنند. البته این امر حاکی از آن است که مردان بیشتر از نیمکره راست استفاده می کنند و زنان از نیمکره چپ 

 

نکات مهم در یادگیری زبان بدن

آنچه که شما از افراد مختلف در وضعیت های متفاوت می شنوید و یا می بینید لزوماً: نگرش واقعی و حقیقی افراد را نشان نمی دهد. شما باید از این سه قانون زیر برای اظهار نظر درست پیروی کنید

قانون اول: مجموعه حرکات را با هم در نظر بگیرید

یکی از متداول ترین اشتباهات خواندن زبان بدن این است که یک حرکت را جدا از سایر حرکات یا شرایط تعبیر کنید.
مثلا خاراندن سر معانی متفاوتی مانند غرق ریختن عدم اطمینان، شوره موی سر، کک، فراموشکاری و دروغگویی دارد و فهمیدن اینکه کدام معنی در مورد کدام فرد صدق می کند بسته به سایر حرکات همزمان فرد دارد.
زبان بدن مانند هر زبان دیگری دارای واژه، جمله و نقطه گذاری ست. هر حرکت مثل یک واژه تنهاست و هر واژه معانی متفاوت و متعددی دارد.
مثلا در زبان انگلیسی واژه “dressing” ده معنی متفاوت دارد که شامل لباس پوشیدن، چاشنی غذا، مایه داخل شکم مرغ، مرهم زخم، کود و مهتری اسب است.

فقط هنگامی که یک واژه را با واژه دیگر در یک جمله قرار می دهید می توانید معنای آن را به طور کامل درک کنید. مجموعه حرکات و ژست های ما در قالب یک جمله قرار می گیرند و نگرش واقعی شخص را لو می دهند. یک مجموعه زبان بدن درست مثل یک جمله باید حداقل سه واژه داشته باشد تا دقیقا بتوان معنی هر واژه را تعبیر کرد. شخص شهودی کسی است که می تواند جملات زبان بدن را بخواند و آنها را با رفتار فرد مطابقت دهد.

قانون دوم: دنبال هم خوانی بگردید

تحقیقات نشان می دهد که تاثیر نشانه های غیر کلامی تقریبا پنج برابر کلام است، به عنوان مثال اگر ببنید سیاستمداری برای شما سخنرانی می کند و به شما می گوید که نظرات: جوانان را با آغوش باز می پذیرد در حالیکه دست به سینه ایستاده و چانه اش پایین است. آیا حرفش را باور می کنید؟ حالا اگر در حالیکه ضربات کوتاه و تندی روی میز میزند سعی کند متقاعدتان کند که فرد دلسوزی ست چطور؟ زمانی فروید گفت که یکی از  مراجعانش از ازدواجش اظهار رضایت کرد در حالیکه با حلقه ازدواجش بازی می کرد آن را از انگشتش خارج می کرد دوباره به انگشت می کرد. فروید متوجه شد که او دروغ می گوید و در واقع در زندگی اش مشکل دارد.

قانون سوم: حرکات شخص را در چارچوبی که رخ می دهند بخوانید

همه حرکات باید در چارچوبی که رخ می دهند تعبیر شوند. مثلا اگر فردی در یک روز سرد برفی دست به سینه در حالیکه پاهایش را محکم روی هم انداخته و چانه اش هم رو به پایین است به احتمال قوی به این معناست که سردش شده و معنای واکنش دافعی نمی دهد. اما اگر همان شخص با همان حالات سر میز فروش روبروی شما نشسته باشد به درستی می توان حرکت او را به این معنا دانست که نسبت به پیشنهاد شما احساس منفی دارد.

نکته ی مهم در استفاده از زبان بدن

احتمالا برای شما هم پیش آمده که یکی از دوستانتان به تازگی کتابی در مورد زبان بدن می خواند یا در دوره ای شرکت می کند و سریع شروع به تحلیل زبان بدن افراد می کند.که فلانی که دست به سینه ایستاده “گارد دارد” و در حالت دفاعی قرار دارد. یکی  از اشتباهات معروفی که در تعبیر زبان بدن افراد صورت می گیرد در زمینه ی ژست دست به سینه بودن افراد است. در صورتی که ممکن است فرد در محیطی قرار داشته باشد که سردش باشد و دست به سینه شود تا مقداری دست هایش گرم شود یا این که ممکن است به نشانه ی احترام دست به سینه ایستاده است.

مهم ترین نکته ای که در این قسمت باید یاد بگیریم این است که نشانه به خودی خود معنی ای ندارند و نمی توان از روی آن ها قضاوت کرد و باید دقیقا تمام، این مورد در سخنرانی هم رخ می دهد افرادی که در دوره های سخنرانی شرکت می کنند اغلبشان به جای این که به تمرینات سخنرانی و فن بیان بپردازند و مهارت خودشان را در این زمینه افزایش دهند به نقد کردن دیگران می پردازند. احتمالا شما هم از افرادی شنیده اید یا جایی خوانده باشید که در خواند نحوه قرارگیری ما، حرکات بدن و دست به هنگام صحبت کردن، همه و همه در شکل دادن و تأثیرگذاری ارتباطات ما – علی‌الخصوص ارتباطات کلامی – نقش موثری دارند.

اهمیت یادگیری زبان بدن در ارتباطات

تا به حال به این موضوع دقت کرده اید که وقتی می خواهید در مهمانی یا مراسمی با فرد جدیدی آشنا شوید، اولین پیام هایی که جابجا می شود از طریق زبان بدن است؟
فرض کنید می خواهید با فردی ارتباط برقرار کنید، ابتدا به زبان بدن او توجه می کنید، به طرز ایستادن او و حالات چهره اش دقت می کنید که آیا عصبانی است یا خوشحال،
سپس تصمیم می گیرید که چطور جلو بروید و ارتباط را شروع کنید، مثلا این که اگر از حالت چهره ی فرد متوجه شدید که خوشحال است، می توان گفتگو را به سمت این برد که کمی شادتر باشد،
اما وقتی از حالات چهره و زبان بدن او متوجه شدید که او آدم جدی و عصبانی است احتمالا در استفاده از طنز در گفتگو کمی حساس تر می شوید و گفتگو را رسمی تر ادامه می دهید.

البته باید به این نکته هم توجه کنیم که یادگیری زبان بدن باعث می شود که بتوانیم در رفتار خودمان هم دقیق تر شویم.

گفتیم یکی از ابتدایی ترین پیام هایی که ارسال می کنیم از طریق زبان بدن است. فرض کنید قرار است به یک جلسه یا مهمانی بروید، اگر در مورد اصول زبان بدن اصلاع داشته باشید می دانید که قبل از این که حتی گفتگویی بین شما و کسانی که قرار است با آن ها جلسه داشته باشید اتفاق بیوفتد، ظاهر شما، از جمله نوع پوشش شما و نوع راه رفتن و حرکات بدن شما در مورد شما اطلاعاتی را به افراد منتقل می کند، حالا که می دانید زبان بدن امری مهم و ضروری در ارتباطات است می توانید کاری کنید که افراد تا حد زیادی پیامی که شما می خواهید را دریافت کنند. 

نوع نگاه شما به افراد حاضر در جلسه، نوع دست دادنتان و ارتباطات چشمی شما با افراد می تواند تا حد زیادی در روند جلسه تاثیر گذار باشد.

 

دست دادن

 

زبان بدن منشی یا فروشنده بد رفتار

حتماً برایتان پیش آمده که برای خرید به جایی رفته باشید و از فروشنده یا منشی مجموعه حس خوبی نگیرید.

البته این حس خوب هیچ ارتباطی با کلام منشی نداشته باشد یعنی او پاسخ شما را با کلماتی مودبانه ارائه کند اما در مجموع شما اصلاً حس خوبی به این موضوع نداشته باشید!
در چنین مواقعی حتی ممکن است از خرید خود پشیمان شوید و ترجیح بدهید کالا یا خدمات مورد نظر خود را از جای دیگری تهیهه کنید.

 

 

زبان بدن در ارتباط با رئیس

مطمئناً زمان‌هایی وجود دارد که نیاز است با فردی که به لحاظ سازمانی در رتبه بالاتری از شما قرار گرفته‌است صحبت کنید و در این شرایط برخی از مدیران کارهایی می‌کنند که اصلاً احساس خوبی در ذهن ما شکل نمی‌گیرد!

مثلاً مدیر حین صحبت ما به ما نگاه نمی‌کند و با موبایل خود مشغول «بازی» کردن می‌شود.
در چنین حالتی شما نه تنها حس خوبی نمی‌گیرید بلکه احساس می‌کنید مدیر به شما بی‌احترامی کرده است و از آن طرف، مدیرر هم ممکن است با خود فکر کند به شما «رو» نداده است!

زبان بدن در ارتباط با دوستمان

زمان‌های زیادی وجود دارد که «کلام» دوستان و آشنایان ما مثل همیشه است اما پس از مدتی به آنها می‌گوییم! هِی پسر! (یا دختر!) چرا اینطوری هستی؟
اون هم معمولاً جواب میدهد: چطوری؟
 و پاسخ ما هم در اغلب موارد این هست؛ «همینجوری دیگه»

خب در همه این حالات یک نکته مشترک وجود داشت! شخص مقابل ما، بدون تغییر در وضعیت کلامی خود حس ناخوش آیندی را به ما منتقل کرد و این نشان دهنده قدرت بسیار زیاد ارتباطات غیر کلامی (non verbal communication) است.

نقش زبان بدن

پروفسور آلبرت محرابیان (Albert Mehrabian) استاد دانشگاه UCLA و کارشناس موضوعات روانشناسی با رویکرد ارتباطات کلامی و غیر کلامی که از یک خانواده ارمنی در ایران متولد شده است در تحقیقات خود به موضوع بسیار جالبی رسیده که افرادی همچون برایان تریسی نیز در کتاب های خود به آن استناد کرده اند.

 

او در بررسی‌های خود نشان داده که میزان اثرگذاری ارتباطات ما از ۳ قسمت کلی تشکیل شده است.

۱٫ کلام
۲٫ لحن صدا
۳٫ زبان بدن

و موضوع متحیر کننده در این بررسی، میزان اثرگذاری هرکدام از اجزا در ارتباطات است! خواندن مقاله افسانه منسوب به پرفسور آلبرت محرابیان در مورد ارتباطات و زبان بدن خالی از لطف نیست
همانطور که می‌دانید بیشتر سخنرانان، متخصصان و افراد تمرکز خود را بر روی کلام می‌گذارند و توجه کمتری به لحن و زبان بدن خود دارند در حالی که در این تحقیق نشان داده شده که کلام کمترین میزان اثرگذاری را دارد و سهم آن فقط ۷٪‌ از ارتباطات است در حالی که لحن صدا ۳۸ درصد از اثرگذاری در ارتباطات را شامل می‌شود و ۵۵ درصد باقی مانده نیز سهم زبان بدن خواهد بود!

این اعداد واقعاً متحیر کننده هستند! یعنی یک سخنران یا مدرسی که پشت میز می‌نشیند و با لحن یکنواختی فقط حرف می‌زند فقط ۷ درصد از توان کل خود برای اثرگذاری را مورد استفاده قرار داده و این واقعاً فاجعه است زیرا بسیاری از افراد – نه فقط مدرسان – در ارتباطات خود این عوامل را نادیده می‌گیرند.

یعنی برای جمع‌بندی می‌توانیم بگوییم:
۱٫ کلام ۷ ٪
۲٫ لحن صدا ۳۸ ٪
۳٫ زبان بدن ۵۵ ٪

شاید با این توصیفات برای ما واضح‌تر باشد اگر بگوییم که چرا اکثر مردم جامعه تلویزیون دیدن را به رادیو گوش کردن و رادیو گوش کردن را به کتاب خواندن ترجیح می‌دهند…

تا به اینجای کار از اهمیت زبان بدن و به صورت کلی ارتباطات غیر کلامی گفتیم. خب حالا باید چه کار کنیم؟ تا بتوانیم با اجزای غیر کلامی خود بتوانیم ارتباطات موثرتری داشته باشیم؟

البته در مورد این تحقیق سو برداشت‌هایی وجود دارد که در فیلم افسانه منسوب به پروفسور محرابیان در این مورد توضیح دادیم

در پاسخ باید بگویم که نیاز است تا در ابتدا بدانیم که زبان بدن در چه جایگاه‌هایی کاربرد دارد؛ یعنی اجزای زبان بدن معمولاً در چه شرایطی به کار می‌آید؟

 

دوره غیر حضوری سخنرانی و فن بیان را از دست ندهید

 

شاید این نوع دسته بندی خیلی هم متداول نباشد اما با چنین دسته بندی می‌توان این مبحث را به سادگی پیش برد:

۱٫ ارتباطات معمولی بین فردی: در چنین ارتباطاتی (مثل ارتباط با مسئول فروش، مدیر و …) که در زندگی روزمره با آن بسیار زیاد سر و کار داریم زبان بدن بیشتر نقش واقعی خود را ایفا می‌کند و مثلاً اگر واقعاً تمایلی به شنیدن صحبت‌های کسی نداشته باشیم خب بدن ما نیز اینچنین نشان می‌دهد!
 البته راهکارهایی برای ارتباطات متداول نیز وجود دارد که در مقاله بعدی به آن خواهیم پرداخت.

۲٫ سخنرانی‌ها: در سخنرانی‌ها (که البته حیطه اصلی و بحث و بررسی ما در این سایت است) زبان بدن اهمیت ویژه‌ای دارد و در آن باید به دو نکته توجه کنیم.

اول این که دقت داشته باشیم زبان بدن ما احساس ناخوش‌آیندی به مخاطب مخابره نکند و دوم این که توجه کنیم تا زبان بدن ما به اثرگذاری کمک کند مثلاً وقتی که قصد داریم بزرگ بودن یک چیز را بیان کنیم با باز کردن دستمان این موضوع را نشان دهیم.

۳٫ بررسی فرد مقابل: سومین موردی که در آن زبان بدن به چشم می‌آیند، بررسی فرد مقابل است.

این که آیا او به ما علاقه مند است یا خیر، راست می‌گوید یا دروغ، به اندازه کافی به ما اعتماد دارد یا خیر و… همه و همه می‌توانند در این بخش قرار بگیرند.

ما در مقالات بعدی راجع به این موضوعات توضیحات زیادی ارائه نخواهیم کرد به غیر از مواردی که به موقعیت‌های سخنرانی کمک کند مثلاً حالاتی که نشان دهنده خستگی مخاطبان سخنرانی هستند.

در پایان امیدوارم در این مقاله اطلاعات خوبی از اهمیت زبان بدن و جایگاه آن به دست آورده باشید و در مقالات بعدی به مطالب عملی و کاربردی‌تری در زبان بدن خواهیم پرداخت.

ادامه‌ی پست

باغچه -بیشتر از یک نفر

یه باغچه سراغ دارم جاش دنچه و خوش اب و هوا

اشتباه کنید منظورم باغچه ی یک خونه هست

این باغچحه داخلش ۴ تا درخت هست با تجربه و بی تجربه (با قدمت و تازه کار)

اما هیچ کدوم از این درخت ها تا الان میوه ندادن

صاحبش فکر میکرد که مشکل از درخت ها هست و حتی یکیشو کند و دوباره یه چیز دیگه کاشت ولی درست نشد که بشه

میدونین به نظرم دلیل این بود که صاحب اون خونه فقط فکر این میکرد که به درخت ها اب بده

میگفتی فلانی اخرین بار کی به این ها کود دادی

گفت ۵سال پیش

و بعدها متوجه شدم در طول ۱۸ سال سه بار بیشتر کود استفاده نکرده

این داستانو گفتم که یاد اوری کنم شما هم یه باغچه در درونتون دارین ؟

بهش سر زدین

اخرین بار کی بهش اب دادین

اخرین باری که رفتین و گل ها بو کردین کی بوده

اخرین باری که کود دادین بهش چی

یه یاد ازش کنین

شما انسان هستین

نیاز دارین همون قدر که به کار و پیشرفت فکر میکنین به سلامتی و نشاطتون هم فکر کنین

دقیقا مثل داستان تیز کردن تبر برای قطع کردن چوب میمونه .. باید مدام تبرتو (نشاط و سلامتی ) رو تیز کنی تا چوب قطع کنی ( پیشرفت کنی)

ادامه‌ی پست

پیامک دادن-بیشتر از یک نفر

پدرم هر موقع مجبور میشه به یکی پیامک بده

متن پیامش رو مینویسه روی یه کاغذ و گوشیش رو میده من که براش پیامشو بفرستم

امروز وقتی که متنشو اورد دیدم اگر بخوام با گوشی خودش متنشو تایپ کنم کلی طول میکشید

در برابر تایپ کردنش کلی مقاومت کردم ( هر چند اخرش دیگه انجامش دادم)

ولی جالبش اینجا بود برای من که یه زمانی من هم گوشی دکمه ای داشتم و کاملا عادت کرده بودم به تایپ با اون

اما امروز دیدم مغزم مقاومت میکنه در برابر کار کردن باهاش

اینجاست که متوجه شدم

ادامه‌ی پست

معرفی درست زبان بدن به‌عنوان یک مفهوم -بیشتر از یک نفر

زبان بدن ریشه در تحقیقاتی وسیع درباره ارتباط غیرکلامی دارد که طیف بسیار بزرگ‌تری از دسته‌بندی‌ها و جنبه‌ها را دربرمی‌گیرد که زبان بدن اغلب از آنها غافل است.
منظور از ارتباط غیرکلامی بررسی ترکیبی از حالات صورت، ژست‌ها، حرکات فیزیکی و بدنی، لمس‌ چیزهای مختلف، ظواهر بدن (لباس، جواهرات، مدل مو) تون و بلندی صدای فرد هستیم؛ همه اینها حیاتی هستند و ممکن است در زبان بدن فراموش شوند.

شناخت و درک زبان بدن باید مستلزم درک همه این وجوه باشد، در غیر این صورت، بخش بزرگی از این فرآیند را از دست داده‌ایم.
و روشی برای دسته‌بندی علائم بدن در اختیارمان می‌گذارد که بدون آنها ممکن است چیز زیادی ندانیم.

زبان بدن هسته عملکرد ما به‌عنوان یک انسان است و بدون توجه عمیق و درک ارتباط غیرکلامی ناخودآگاه، هیچ‌وقت نمی‌توانستیم روابط‌مان را بیش از روابط عصر غارنشین‌ها گسترش دهیم؛
زیرا در آن زمان روابط به ژست‌ها و رفتار محدودی خلاصه می‌شدند.

با افزایش تکنولوژی بیشتر روابط به‌ جای رو در رو بودن به‌شکل پشت مانیتور بودن تغییر کرده و درک طبیعی ما را از زبان بدن رفته‌رفته دچار فرسایش کرده است،
ولی فرصت‌هایی را هم در اختیارمان قرار داده تا روی ژست‌ها و وضعیت بدنی دیگران در مقابل خودمان مطالعه کنیم.

در این راستا، می‌توان گفت زبان بدن مفهومی درون‌گرایانه و راهی برای انتشار احساسات و عواطف‌مان به دیگران است.
تحقیقات آکادمیک ارتباط میان علائم بدن ما و تفسیرمان از این علائم را نشان می‌دهند
و علائم منفی و عصبی و خجالتی یا زبان بدن ضعیف می‌تواند با اثرگذاری بر وضعیت روحی‌مان دیده و به علائم منفی‌تر در زبان بدن ما منجر شود و چرخه وخیمی را آغاز کند؛
بنابراین زبان بدن یعنی گفت‌وگو با خود نه با دیگران.

به‌علاوه بخش بزرگی از تحقیقات و علم زبان بدن ریشه در تحقیقات علمی و به‌ویژه نورو زبانی (NLP) دارند.
NLP ارتباط اصلی بین نحوه فکرکردن و احساس ‌ما را با نحوه القای احساسات‌مان به دیگران از طریق صحبت‌کردن نشان می‌دهد (زبانی).
مؤلفه اصلی دیگر NLP که بخش بزرگی از اعتماد کردن دیگران به شما یا عاشق شما شدن را تشکیل می‌دهد، از زبان بدن سرچشمه می‌گیرد؛
در نتیجه می‌توانیم هردوی این ایده‌ها را در کنار هم قرار دهیم و تفکر کلی اولیه را بسازیم.

NLP می‌خواهد تقدیر انسان را در سه دسته‌بندی اساسی تعیین کند:

  • کسانی که درباره تجربیات‌شان به شیوه بصری سخن می‌گویند
  • کسانی که به شیوه شنیداری حرف می‌زنند
  • کسانی که به شیوه حسی (احساسات و حرکت‌ها) ارتباط برقرار می‌کنند

برای مثال، کسانی که به شیوه بصری حرف می‌زنند، اغلب از ظاهر یک چیز یا محرکه بینایی درباره یک رویداد صحبت می‌کنند
و بنابراین می‌توانید به‌ سرعت آنها را به‌ عنوان یک شخص بصری دسته‌بندی کنید.

بخش اعتمادسازی:

پس از تعیین نوع و دسته‌بندی فرد، می‌توانیم از تکنیک آینه‌کردن برای نشان‌ دادن شباهت‌های میان خود استفاده کرده و آرامش و فضایی مورد اعتماد ایجاد کنیم.
اگر آینه یک شخص بصری شوید، به جنبه‌های بصری حکایت خود بیشتر خواهید پرداخت و روی ظاهر یک اتفاق بحث خواهید کرد.

این کار ارتباط سریعی بین شما و شخص مقابل ایجاد می‌کند؛
البته این اصل برای کسانی که به روش شنیداری و حسی هم حرف می‌زنند، مؤثر خواهد بود و استفاده می‌شود.
این تکنیک مثل تئوری قدیمی «فروشنده ماشین» است که باید چیزهایی را که مورد علاقه و نظر فرد مقابل است، بشناسید و درباره همان جنبه‌ها صحبت کنید.
این نکته شالوده محکم شروع بحث و تعامل است که در زبان بدن برای روابط عاشقانه هم اهمیت زیادی دارد.

ادامه‌ی پست

شغل رویایی که تو ذهنتونه چیه؟ -بیشتر از یک نفر

 

به نظر شما شغل خوب چه شغلی هست و چه ویژگی هایی دارد؟

 

اگر ۱۰۰ میلیارد پول داشتید چیکار می کردید؟ چه تصمیمی می گرفتید؟ چه شغلی انتخاب می کردید؟ آیا به همین شغلی که دارید ادامه می دادید؟
 

مطمئناً به این سوال تا به حال فکر کردید و شاید به این نتیجه رسیدید که با توجه به علایقتون شاید بهتر بود که شغل دیگری داشتید تا رضایت بیشتری  از زندگی کسب می کردید.

 

اگر به همین روندی که الان دارید ادامه بدید، ۱۰ سال بعد کجا هستید؟

و الان می خواهید ۱۰ سال بعد کجا باشید؟

 

به زودی یک فیلم آموزشی در خصوص ویژگی های شغل رویایی را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت.

 

شغل رویایی شما چیست؟ 

به این سوال فکر کنید و پاسخش رو توی کامنت برای ما بنویسید 

ادامه‌ی پست

ادراک-بیشتر از یک نفر

چند وقت پیش این عکس زیر ، جزء تصاویر منتخب سال شده بود ….  از دیدگاه یکی از مجلات

هر زمانی که نگاهم بهش میوفته،  سریع کلمه ” ادراک ” برام تداعی میشه

این که همیشه تو یک چشم ثابت داری

ولی در زمان های مختلف

از عینک های متفاوت

دوست داری به مسائل نگاه کنی

ادامه‌ی پست

چطور بدانیم چه زمانی نمی توانیم در مذاکرات بنشینیم-بیشتر از

اصل نظریه نمایندگی در مذاکرات تجاری چطور کار می کند: استراتژی های معامله برای مذاکره با نماینده ها
چطور بدانیم چه زمانی نمی توانیم در مذاکرات تجاری بنشینیم.

سیستم Program on negotiation سه شرایط اساسی در مذاکرات تجاری ایجاد کرده که می توان با آنها نماینده را جای خود به مذاکره فرستاد( حداقل برای بخشی از فرآیند مذاکره):

۱- با مشکلات و قوانینی که جلوی ماست آشنایی نداریم.

بعضی اوقات مذاکره ها ما را از محدوده امن مان بیرون اورده و وارد محیطی ناآشنا می کند.
وقتی اطلاعات کافی از مشکلات و قوانین بازی نداریم، عاقلانه است که به دنبال یک نماینده مجرب باشیم.
برای مثال، یک دانشمندی که به حمایت امنیتی از سرمایه گذاران برای شروع جدید یک موسسه علاقه دارد می تواند از مهارت یک وکیل یا متخصص IPO استفاده کند.
به طور مشابه کسی که هرگز خانه ای نفروخته ترجیح می دهد یک نماینده مسکن واقعی داشته باشد تا با دلال های ماهر مذاکره کرده و قرارداد را ببندد.

۲- زمان یا فاصله نمی گذارد خود را به بهترین نحو نشان دهیم.

اگر بخواهیم با شخصی که دور، در شهر یا کشور دیگری است و به اجبار تحت شرایط و محدودیت های سخت مذاکره کنیم تا معامله ای داشته باشیم چه؟
وقتی زمان این را نداریم که با شرکای خود در راه دور ملاقات داشته یا در هر مرحله از فرآیند شرکت کنیم، نمی توانیم کار خود را به خوبی انجام دهیم.
در چنین شرایطی احتمالا می خواهیم نماینده ای پیدا کنیم که در چنین مذاکرات ریسکی تخصص داشته باشد.
مثلا یک نویسنده کالیفرنیایی که هرگز با ناشران بازرگانی سر و کار نداشته می گوید باید احتمالا نماینده ادبیات نیویورک را به کار گیرد تا دست نوشته اش را برای او طی یک قرارداد مذاکره ای بفروشد.

۳- رابطه نسبتا بدی با حریف مذاکره ای خود داریم.

فرض کنید دارید با کسی که در گذشته با او مجادله ای داشته اید معامله می کنید یا قرار است با او رو در رو شوید.
با استفاده از یک نماینده می توانیم اعصاب خود را آرام تر کنیم و تضمین بهتری هست که صحبت ها، کاری و دوستانه شود.
این استراتژی در مذاکرات پیوسته بیشتر دراماتیک خواهد بود مثلا مذاکره کاهش خشم بین ارتش های در حال جنگ، حزب ها هم ممکن است نماینده هایی داشته باشند که هر دو به آنها اعتماد کافی دارند تا یک توافق مصالحه آمیز ایجاد کنند.
در دنیای تجارت، وقتی خصومت بین شرکت ها و کارمندانشان بر سر یک قرارداد کاری شکل گرفته، بدتر می شود و ادامه دارد، هر دو حریف احتمالا به نماینده های باتجربه نیاز دارند تا کار آنها را پیش ببرند.

اگر بخواهیم به طور خلاصه بگوییم، هر وقت نگرانیم که نمی توانیم اهداف را به طور موثر پیش ببریم یا دنبال کنیم، خصوصا در مواجهه با رفتار خشونت آمیز حریف، می توانیم از یک نماینده که به جای ما می نشیند کمک بگیریم.

ادامه‌ی پست

معرفی کتاب برتری خفیف-بیشتر از یک نفر

نوشته: جف اولسون ترجمه: لطیف احمدپور

یکی از دلایلی که این کتاب را معرفی میکنم مطالب روان این کتاب است که خیلی ساده و درعین حال بسیار کاربردی و مفید است . تقریبآ مشابه اثر مرکب دارن هاردی است .اما درک مطالب اش خیلی ساده است. و همچنین از داستان به طور خیلی زیبا و اثر بخشی زیاد استفاده شده است.

چند جمله ازاین کتاب :

۱_  همه چیز درحرکت است وهر چیزی تغییر میکند.

۲_ اقداماتی که مارا از شکست به سوی بقا سوق میدهند،میتوانند مارا ازبقا به سوی موفقیت رهنمون سازند، البته اگر فقط انجام دادنشان را ادامه دهیم

۳_ کارتان را آغاز کنید، توانایی انجام دادن آن به دنبالش می آید

۴_ چگونه انجام دادن کارها مهم نیست، بلکه چطور انجام دادن آن چگونه هاست که اهمیت دارد.

۵_ موفقیت تحقق تدریجی یک هدف ارزشمند است.

۶_ فلسفه ی شما نگرش هایتان را به وجود می آورد، نگرش های شما اقداماتتان را ایجاد میکنند، اقدامات شما نتایج تان را به وجود می آورند و نتایج شما نیز زندگی تان را رقم می زند.

۷_ کارهای ساده ای که به موفقیت منجر میشوند، انجام دادن شان آسان است، اما انجام ندادن شان نیز همان اندازه آسان است.

۸_ اقدامات منظم ساده شمارا به موفقیت میرساند، اما اشتباهات ساده در تصمیم گیری شما را به شکست میرساند 

چیزی که ازاین کتاب درک کردم ودریافتم این است که چقدر تا حالا در اشتباه بودم و کارهای ساده ی را که با انجام دادن  آنها میتوانستم خیلی بیشتر ازحالا به موفقیت برسم دست کم میگرفتم و تصمیم گرفتم این گونه کارها جدی بگیرم و پیگیر باشم و در آینده مطمئن هستم به نتایج خوبی دست پیدا میکنم.

 

ادامه‌ی پست

تمام ابزارهای رسیدن به خوشبختی ،ثروت،موفقیت و سلامت درون تو

سوالات زیادی توی ذهن خیلی از ما افراد وجود دارد ، که وقتی با خودمان یا یک دوست صمیمی خلوت میکنیم آنها رو بیان می کنیم و از کم شانسی ،بی عدالتی ، بی وفایی و بی معرفتی افراد و روزگار گله و شکایت می کنیم و از بخت و اقبال بد خویش ناله و زاری می نماییم.
برای نمونه چندتا از این سوال ها را مطرح می کنم
· خدایا چرا من اینقدر بدشانس هستم ، چرا من که بدی هیچ کس را نمیخواهم و تا به حال به هیچ کس بدی نکردم ولی همیشه مشکل دارم.
· چرا یک سری از افراد (البته از نظر ما ) آدم های خوبی نیستند، انسان های دلسوزی نیستند ، رحم و مروتی ندارند ولی هیچ مشکلی توی زندگی ندارند.
· چرا من که سالم و پاک زندگی میکنم و این همه درس خوندم هیچ پیشرفتی نمیکنم ولی فلان کس که تحصیلاتی نداره این همه پیشرفت مالی داشته ؟
· چرا فلان دختر و یا فلان پسر که نه قد مناسبی داره نه قیافه قشنگی ولی یه ازدواج موفقی داشته ولی من که از نظر ظاهر این همه زیبا هستم نمیتوانم ازدواج کنم.
· چرا به هر کی خوبی کنم اون بر می گرده به من بدی می کنه
· چرا همسرم ، فرزندانم ، پدر و مادرم ، مدیرم ، همکارام و یا دوستام اینقدر آدم های بی معرفتی هستند و هیچوقت تلاش و محبت های من را نمی بینند ولی یک نفر که نه تلاش آنچنانی دارد و نه محبت زیادی می کند این همه به او احترام می گذارند.
· خدایا عدالت تو کجاست ، چرا این همه بی عدالتی می بینی و کاری نمی کنی
· و هزاران سوال و گله و شکایت دیگر
خدمت دوستان عزیزم عرض کنم که من آدم مذهبی نیستم و اهل نماز ، روزه و هیئت هیچوقت نبودم البته بجز یه مقدار کمی اون هم در دوران راهنمایی .
بنده لیسانس عمران دارم و حدود ۱۲ سالی هست که در پروژه های عمرانی مشغول به فعالیت هستم . سوالاتی راکه در بالا مطرح کردم چندین برابر آنها ،از همان دوران نوجوانی تا حدود ۲ سال پیش مدام در ذهنم تکرار و تکرار می شد و هیچ جوابی هم برای آنها نداشتم. تا اینکه ۲ سال پیش یه صحبت کوتاهی درباره پیشرفت و موفقیت با برادرم که حدود ۱۰ سال از من کوچکتر هست داشتم . که ایشان چندتا فایل صوتی و چند جلد کتاب به من معرفی کرد. و این را هم بگویم که تا قبل از ۲ سال پیش اصلا اهل مطالعه نبودم و اعتقادی به دوره های موفقیت و از این قبیل چیزا نداشتم.زمانیکه اون فایل ها رو که گوش دادم و کتابهایی رو که معرفی کرده بود خواندم ،مثل این می ماند که یک آدم تشنه که چند روز تو بیابان تشنگی کشیده باشد و عطش زیادی برای آب داشته باشد ، به یک چشمه آب شیرین ، خنک و گوارا رسیده باشد. و هر چه که بیشتر مطالعه میکردم همه چیز برایم آشکار و آشکارتر می شد و دلیل عدم موفقیتم را به روشنی و وضوح درک می کردم.
من کتابهای زیادی در این زمینه خواندم و یکم برایم دشوار است که بخواهم فقط یک کتاب معرفی کنم ، کتابهای خوبی را که خواندم معرفی می کنم و البته یکی از آنها را به عنوان کتاب برگزیده اعلام می نمایم.
مطالب ارزنده ای که از این کتاب ها و دوره های آموزشی یاد گرفتم و بهتراست بگویم با تمام وجودم پذیرفتم و در زندگیم به کار گرفتم ، شامل حجم زیادی از مطالب آموزشی هست که خلاصه کردن آنها به شرطی که لپ مطلب را هم برسانم تا حدی دشوار می باشد. ولی بنده تمام سعی و تلاشم را می کنم تا در حد توان آنچه را که لازم باشد بیان کنم.
برای شروع مطلب بنده  خلاصه ای از نحوه کار جهان هستی (چیزی که تا الان ادیان، دانشمندان و عرفا متوجه شده اند) را باید بیان کنم . مطلبی در یکی از کتابهایی که خوانده ام ، میگوید قرن ۲۰ ،قرن تلاقی دین با علم است، یعنی خیلی از مطالبی را که ادیان و کتب آسمانی قرنها و هزاران سال پیش بیان کرده اند در قرن ۲۰ توسط دانشمندان با استفاده از علوم مختلف مخصوصاٌ فیزیک کوانتوم به اثبات رسیده است.
جالب و جالب تر از همه این است که خیلی از موضوعاتی را که امروزه دانشمندان کشف کرده اند و ادیان نیز به آنها اشاره واضح داشته اند، از هزاران سال پیش یک سری گروه ها که شامل افراد ثروتمند ، سیاستمدار و افراد رده بالای جامعه بوده اند این موضوعات را به صورت کلی تر و کاربردی می دانستند ولی اجازه نمی دادند که عموم مردم از این موضوعات مطلع بشوند زیرا این موضوعات شامل مسائلی بودند که باعث شناخت بیشتر افراد از نیروهایی هست که خداوند یا کائنات در تک تک انسان ها قرار داده است و اگر از وجود این نیروها مطلع شوند به موفقیت در تمامی زمینه ها، تکرار می کنم در تمامی زمینه های اقتصادی، روابط ، سلامت و روحی و روانی خواهد رسید. و آنها نمی خواستند که رقیب داشته باشند و همه چیز را متعلق به خود می دانستند. که البته سطح موفقیت افراد بستگی به میزان ایمان، باور، آموزش پذیری و تغییر پذیری آنها نیز دارد.
این گروه های مخفی در حال حاضر نیز وجود دارند و گلو گاههای اصلی انرژی ، غذا و رسانه در دست آنها قرارد دارد و متاسفانه از طریق رسانه ها هر کاری می کنند که انسان ها از این خواب غفلت بیدار نشوند و مدام به آنها القاء می شود که شما هیچ تقصیر و گناهی ندارید و هیچ کاری از دست شما بر نمی یاد و مقصر اصلی جامعه ، کشور ، پدر و مادر ، کارفرما و …. هستند . ولی یه خبر خوب و هیجان انگیز را به شما دوستان بگویم که همه اینا دروغ محض می باشد و باعث و بانی تمام مسایل خوب و بدی که برای ما اتفاق می افتد فقط و فقط خودمان هستیم ، تمام اتفاقات بیرون ما انعکاسی از دنیای درون ماست . خبر خوشحال کننده این هست که برای رسیدن به موفیت نیازی نیست کسی یا چیزی رو تغییر بدهیم ، فقط باید روی خودمان کار کنیم و افکار و عقاید اشتباه و محدود کننده خودمان را شناسایی و حذف کنیم و رایحه عطر موفقیت و کامیابی را درون ذهنمان بکاریم.
سال ۱۹۰۸ اندرو کارنگی ثروتمندترین مرد زمان خودش که جز این گروههای مخفی بود یک روزنامه نگار به نام ناپلئون هیل را استخدام می کند تا بخشی از این قوانین گروههای مخفی رو برای مردم عام بر ملا کند ، ناپلئون به مدت ۲۵ سال درباره نحوه نگرش و تفکر افراد فقیر و ثروتمند از جمله فورد، ادیسون ، فارستون و…تحقیق می کند و با توجه به اطلاعاتی که اندرو کارنگی در اختیارش میگذارد متوجه اصل موضوع موفقیت می شود و کتابی را با نام اصول موفقیت در ۱۷ درس می نویسد . وقتی افراد گروه مخفی از جمله فورد متوجه انتشار این کتاب می شوند با توجه به قدرتی که دارند آن کتاب را از سطح شهر جمع آوری می کنند و ناپلئون هیل رو مجبور می کنند که یه کتاب آبکی تری بنویسد و آن موضوعات اصلی رو حذف کند، ناپلئون به اجبارکتاب دیگری می نویسد به نام بیندیشید و ثروتمند شوید ، دوباره بعد از چاپ این کتاب ، آن را نیز از سطح شهر جمع می کنند و وی را دوباره مجبور می کنند که خیلی از موضوعات باید حذف بشود ، سال ۱۹۸۴ استر و جری هیکس بعد از مرگ ناپلئون دست نوشته های اصلی ناپلئون را پیدا می کنند و با توجه به تجاربی که خودشان در زمینه موفقیت داشته اند کتابی چاپ می کنند به نام بخواهید و به شما داده خواهد شد و کتاب برگزیده من نیز همین کتاب است.
جمله بخواهید و به شما داده خواهد شد در انجیل در متی ۷ باب ۷ و در قرآن در سوره غافر آیه ۶۰ بیان شده است. و خانم هیکس این نام را هوشمندانه انتخاب کرده است. که پس از مطالعه این کتاب ،صحت صحبت من را در باب هوشمندانه انتخاب کردن نام کتاب تصدیق خواهید نمود. شاید باورتان نشود من هنوز نماز نمیخوانم ولی قطعا خیلی زود نماز خواندن را شروع میکنم ، اما نماز خواندن من نه از روی ترس و نه بخاطر بهشت خواهد بود بلکه بخاطر شکر گزاری و افزون نعمت خواهد بود. بنده با مطالعه کتابهای روان شناسی غربی که به قرآن هم اشاره کرده اند به معنی خیلی از موضوعات قرآن پی برده ام ، راستش را بخواهید من آدم فوق العاده ناسونالیستی بودم و هستم و همیشه به اسلام و قرآن البته بیشتر به دلیل حمله اعراب همیشه ایراد می گرفتم و توهین می کردم البته دلیل اصلیش این است که ما اکثرا بدون مطالعه و تحقیق قضاوت می کنیم . ولی پس از مطالعه این قبیل کتب به نگرش ها و قضاوت های اشتباه خودم پی بردم. الان معنای توکل و شکر گذاری را درک میکنم وقتی مولانا میگه شکر نعمت نعمتت افزون کند      کفر نعمت از کفت برون کند.میخواهد نتایج شکرگزاری را بیان کند.
توی قرآن و مثنوی مولوی آیات و ابیات زیادی در این زمینه وجود دارد که به کرات بیان شده ولی متاسفانه مفسران حاذقی وجود نداشته اند که آنها را برای مردم به صورت واضح تفصیر کنند و یا اگر هم وجود داشته به آنها اجازه داده نشده است .تاسف بار تر از همه این است که امریکا در سال یک هفته را به نام هفته شکرگذاری نام گذاری کرده و جشن می گیرند. و مطمئنا همان افراد هوشمند گروههای مخفی پایه گذار این جشن شکرگذاری بوده اند و دلیلش را از لحاظ فیزیکی و معنوی هم می دانستند.
بگذارید با یک مثال فیزیکی شروع کنم : اجسام از مولوکل ، مولوکول از اتم ، اتم از الکترون ، پروتون و نوترون ، الکترون از کوارتز و کوارتز از استرینگ درست شده است. خب حالا نظریه کوانتومی استرینگ چی میگه؟؟ اول بگم که استرینگ به معنای طناب یا ریسمان است.
شما یک طناب را در نظر بگبرید که یکسر آن به جایی بسته است و سر دیگر آن در دست شماست ، حال آن طناب را می چرخانیم اگر فرد دیگری بخواهد دستش را از طناب رد کند ، طناب به دستش می خورد ، اگر سرعت چرخش طناب را زیادتر نماییم، طناب ضربات محمکی به دست آن شخص وارد می کند، حال اگر بیاییم سرعت چرخش طناب را یک میلیون بار در دقیقه کنیم آن فرد دیگر نمی تواند دستش را از طناب رد کند چون سرعت چرخش طناب آنقدر بالا است که هر لحظه که بخواهد دستش را از طناب عبور دهد دیگر طناب نمی بیند بلکه یه دیوار می بیند که امکان رد شدن دست از آن وجود ندارد. در قرآن سوره نمل آیه ۸۸ گفته می شود که شما کوهها را ساکت و آرام می پندارید همانا آنها مثل ابر در حال حرکت هستند.و این آیه می تواند اشاره به ارتعاش کوچکترین ذرات موجودات داشته باشد.
حالا کمی تامل کنیم کوچکترین ذره ممکن که تا الان شناسایی شده استرینگ هست که به آن انرژی هم می گویند و دانشمندان کشف کرده اند که کوچکترین ذره تمام اجسام با سرعت زیادی اما با نظم بسیار دقیقی در حال ارتعاش و چرخش می باشد. واضح تر بگویم که جسم بنده ، میز ، لیوان ، درخت و یا هر موجود و جسم دیگه ای در تمام منظومه ها و کهکشانها کوچکترین ذره مشترکی داریم و آنها مدام در حال ارتعاش هستند منتها هر کدام آز آنها از ذرات با تعداد و الگویی متفاوت درست شده اند و ما آنها را به شکل میز ، لیوان و یا هر شی دیگری می بینیم. نظریه فیزیکی انرژی از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگری تبدیل می شود را همه ما شنیده ایم. فکر کردن ما نیز از جنس انرژی می باشد. پس زمانی که ما داریم فکر میکنیم ، فکر ما هم از نظر فیزیکی از ذراتی تشکیل شده است که با چشم قابل رویت نمی باشد . همه ما اگر یک دستگاه ارتعاش سنج داشته باشیم و آن را روشن نماییم کلی امواج رادیویی و تلوزیونی را می توانیم اطراف خود مشاهده کنیم که با چشم قابل رویت نمی باشند و همچنین اگر یک دستگاه گیرنده صوتی یا تصویری داشته باشیم می توانیم این امواج را در قالب صدا و تصویر دریافت نماییم. بزرگترین دانشمندان قرن ۲۰ ادیسون و انیشتین که خودشان عضو همان گروه های مخفی بود ه اند کشف کرد ه اند که ذهن انسان بزرگترین گیرنده و فرستنده ارتعاش یا فرکانس یا انرژی هستند یعنی درباره هرچیزی و هر موضوعی که فکر کنیم در حال تشکیل کوچکترین ذرات آن جسم ، برخورد یا رابطه هستیم ، هرچه مدت زمان فکر کردن ما به موضوعات بیشتر و شدت احساساتمون قوی تر باشد ، آن جسم ، موضوع و یا برخورد زودتر در زندگی ما بصورت فیزیکی رخ خواهد داد . ما مدام بیشتر روی مشکلات ، فقر ، رفتار بد و چیزهایی که دوست نداریم تمرکز می کنیم و آنها مجددا توی زندگی ما رخ می دهند و در آخر از بی وفایی روزگار و بی عدالتی گله و شکایت می کنیم . افراد فقیر مدام به فقر و بدبختی و افراد ثروتمند مدام به ثروت و خوشبختی فکر می کنند و فاصله آنها روز به روز زیاد و زیادتر میشود. همان طور که می دانید مثنوی حافظ قرآن بوده و توی بیتی می گوید: خوش باش هر که راز داند       داند که خوشی خوشی کشاند…. شیرین چو شکر تو باش شاکر     که شاکر هر دم شکر ستاند . یک تحقیقی روی افراد ثروتمند و خوشبخت انجام شده است و مشاهده کرده اند که ۹۵ درصد آنها از اول ثروتمند نبوده اند ولی آدم های شاد و امیدواری بوده اند . و ما به هر چیزی که فکر کنیم ،هر چی بیشتر فکر کنیم و با شدت بیشتری ارتعاش بفرستیم . معادل آن دیر یا زود به حالت فیزیکی قابل رویت در زندگی ما ظاهر می شود.وقتی میگن مار از پونه بدش می یاد پونه در لونش سبز میشه نمونه بارز موضوعاتی هست که ما دوست نداریم ولی مدام در زندگی ما رخ می دهد. چون همش به جای خواسته هامون بر روی ناخواسته هامون تمرکز داریم و ارتعاش ناخواسته هامون را می فرستیم.
شاید باورتان نشود ولی همه انسان ها دارای چراغ غول جادو هستند که اگه بخواهند می توانند تمام خواسته هایشان را چه مثبت و چه منفی برآورده کنند ، منتها اکثر ما به چیزایی که دوست نداریم فکر می کنیم و مدام هم آنها در زندگی ما ظاهر میشوند و همیشه شروع می کنیم به ناله ، زاری و شکایت …
ما در زندگی روزمره یه کلمه به نام برق شنیده ایم آیا تا الان چیزی را به نام برق دیده ایم که بگویند نگاه کن این برق هست ، خیر ندیده ایم. ولی اثرات برق را در زندگی روزمره به فور می بینیم. افکار ما هم مثل همین برق می ماند که دیده نمی شود ولی تمامی اتفاقات پیرامون ما را تشکیل می دهد. ما حتی وقتی که بخواهیم یک لیوان آب بنوشیم یا بخواهیم درب را باز کنیم حتما قبلش این عمل تو ذهن ما به تصویر کشیده می شود بعد آنها را انجام می دهیم . ضرب المثل های قدیمی واقعا زیباست : آدم از باطنش آب میخوره ، درخت از ریشه ، یعنی تمام اتفاقات بیرون انعکاسی از دنیای درون ما می باشد.
دوستان عزیز و خوش شانس و البته دوستانی که واقعا تشنه موفقیت و کامیابی هستند را تشویق می نمایم که حتما و حتما این
کتاب(بخواهید و به شما داده خواهد شد از استر هیکس) را بخوانند و سمینار آقای کوین ترودو را از سایت پرورش افکار حتما دانلود کنند و بارها و بارها بخوانند و گوش دهند زیرا حجم مطالب زیاد می باشد و با دو سه بار خواندن تمام مطالب را آنچنان که باید یاد بگیرند یاد نمی گیرند و لی موضوعات آنقدر جالب و شگفت انگیزمی باشد که انسانی را که واقعا تشنه موفقیت باشد جذب خود خواهند نمود و تکرار خواندن کتاب و گوش دادن به سمینار هربار جذاب تر از سری قبل می باشد .
امیدوارم که توانسته باشم حلقه گمشده زنجیر موفقیتتان را به شما داده باشم.
                                                                                        با سپاس و احترام
                                        بهمن مهمدی کرتلائی
                                             ۲۹/۰۸/۹۷

ادامه‌ی پست