تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

داستان مهاجرت من به اتریش- ستاره های راهنما

در این ویدیو آموزشی در این خصوص صحبت کردیم که:

  • داستان ثبت نام من در دانشگاه وین و…
  • ستاره های راهنما در تصمیم گیری مون چه چیزهایی هستن؟
  • روزی که میخواید از دنیا برید دوست دارید چه آدمی‌ بوده باشید؟

شما می توانید این فیلم آموزشی از محمدپیام آسیان شاپ به صورت آنلاین ببینید و یا روی لینک پایین کلیک کرده و دانلود نمایید:

دانلود فیلم

متن فیلم داستان مهاجرت من به اتریش- ستاره های راهنما

سلام
اینجا دانشگاه ملی وین هست. جزو ۱۰۰ دانشگاه ملی برتر دنیا هست.
یه زمانی تصمیم گرفتم که برای تحصیل به اینجا بیام و کارهام رو از چند وقت پیش انجام دادم.
ثبت نامم رو که انجام دادم و کارت اقامت اتریش رو که گرفتم بنا به یکسری از اتفاقات از یکی دو ماه پیش تصمیم گرفتم که فقط ثبت نام کنم و اینجا ادامه ندم و برگردم و یه برنامه دیگه ای رو انتخاب بکنم.
یکی از دوستان به من گفت که دیوانه می دونی واسه این کارت مردم چیکار می کنند؟
بعدشم سه یا پنج سال دیگه می تونی شهروند اینجا بشی و کلی مزایا برای من نام برد…

آخه این چه حماقتیه داری می کنی؟

خیلی راحت بودم!
گفتم مرسی که نظرت رو گفتی اما من دلایل خودم رو دارم!
می دونی چیه؟
انقدر از این لحظه ها ناراحت میشم که وقتی یه دانشجو میاد پیش من میگه که آقای آسیان شاپ به نظرتون من ارشد بخونم یا نخونم؟!
یا مثلاً یکی می گفت که:
اینو بخونم یا اونو بخونم؟
یا به نظرتون من اصلاً برم سرکار یا نرم سرکار یا برم سر این کار یا نرم سر این کار؟

زمانی که من توی حیطه ستاره شناسی فعال بودم یه چیزی خیلی بهمون کمک می کرد اونم ستاره های راهنما بود.

ستاره های راهنما کارشون چی بود؟

ستاره های راهنما کارشون این بود به ما کمک می کردند که اون اجرامی که می خوایم رو پیدا کنیم.
مثلاً اگر من می خواستم با تلسکوپ یه کهکشان رو پیدا کنم باید می گفتم که خب: این ستاره قطبیه. انقدر مثلاً ازش دورتر صورت فلکیه. بین دوتا ستاره فلان و فلان اون کهکشان وجود داره.
بنابراین تلسکوپ رو دقیقاً می بردم بین اون دوتا ستاره و اون دوتا ستاره کار راهنمایی رو برای من انجام می دادند.

و من سوالم اینه:
خیلی وقت ها تو زندگی وقتی می خوایم تصمیم بگیریم اون ستاره های راهنمامون چی هست؟

یعنی چی بهمون میگه؟
که تو باید ارشد بخونی یا نخونی؟
باید ادامه تحصیل بدی یا ندی؟
باید ازدواج بکنی یا نکنی؟
باید کارت رو عوض بکنی یا نکنی؟

همه این ها برمی گرده به رسالت زندگی ما!

اگر من ندونم از زندگیم چی می خوام فقط هم این ور میرم اون ور میرم.

حتماً این جمله رو شنیدید که:

کشتی که هدف و جهت نداشته باشه باد یا موج با خودش این ور اون ور می بره.
اما وقتی شما بدونید کجا می خواید برید بادبان تون رو به اون سمت تنظیم می کنید.

خواهش می کنم به این موضوع فکر کنید رسالت زندگی شما چی هست؟
یه جمله ای که خیلی کمک می کنه به بحث رسالت این هست:

روزی که می خوام دنیا رو ترک کنم می خوام چه کسی از این دنیا بره؟

چه چیزهایی داشته باشه؟
چه جور انسانی بوده باشه؟
و چه کارهایی انجام داده باشه؟
مرسی که به این فایل گوش دادید و امیدوارم که بهترین تصمیم هارو توی زندگی تون بگیرید.
پیروز موفق و بیشتر از یک نفر باشید.

توی بخش نظرات سایت به این سوال پاسخ بدید

ستاره های راهنما

 

ادامه‌ی پست

مفهوم عبارت فروش پی در پی چیست؟

یک گام جلوتر باشید

یا عضویت در خبرنامه ما اولین نفری باشید که از مقالات جدید ، تخفیف ها و شرایط ویژه سایت با خبر می شوید

ایمیل شما نزد ما محفوظ خواهد ماند.

ادامه‌ی پست

۱۴ مهارت فروش که هر فروشنده‌ای باید بداند ( قسمت اول )

مهارت فروش ، اسلحه مخفی فروشنده است . تیم فروش حرفه‌ای مانند دانشگاه است. چنین تیم فروشی به نتایج تلاش‌های خویش، اهمیت بسیاری می‌دهد. در سراسر دنیا ، مدیران فروش ، آموزش مهارت‌های فروش را به صورت دائم در سیستم مدیریتی خود جا داده و همواره مفاهیم جدید و حتی قدیمی و تکراری را در قالب آموزش فروش و از زبان مدرسین و مشاوران مختلف به فروشندگان خود یادآوری و یا می‌آموزند.  پیش‌تر در مقاله‌ای اشاره نموده‌ایم  که ” چرا آموزش فروش حرفه‌ای ، نیاز یک سازمان است ؟ ” و در مقاله‌ای دیگر نیز در خصوص برخی تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای نکات مهمی را آموزش دادیم و عنوان نمودیم که آموزش فروش بر حفظ و تقویت مهارت فروش بسیار موثر است.

از سوی دیگر یک تیم فروش حرفه‌ای توسط فردی هدایت می‌گردد که بیشتر نقش مربی فروش را دارد تا نقش مدیریت فروش را.

مهارت فروش

تعهد به توسعه مهارت‌های فروش در نهایت به ایجاد یک تیم فروش می‌انجامد که نه تنها اهداف کوتاه‌مدت خود را برآورده می‌نمایند بلکه یک فرهنگ یادگیری و خود بهسازی  در جهت دستیابی به اهداف بلندمدت در تیم خویش ایجاد می‌نمایند. اما چنین فرهنگی به سادگی حاصل نمی‌شود. مهارت‌های فروش حرفه‌ای به طور طبیعی در فروشندگان فروشنده غیرحرفه‌ای و کم‌تجربه به وجود نمی‌آید ، و رهبران فروش اغلب احساس می‌کنند که زمان کافی و یا تمرکز کافی برای مربی‌گری و آموزش فروشنده غیرحرفه‌ای را ندارند.

اما ما به عنوان مشاور می‌دانیم که این فرایند به چه میزان حائز  اهمیت است. بنابراین سعی نمودیم تمام آن مهارت‌های فروش  را در غالب ۱۴ مهارت لیست نماییم و هر فروشنده‌ای باید از این مهارت‌ها برای موفقیت در فروش استفاده نمایند.

 برای درک تفاوت فروشنده حرفه‌ای و فروشنده غیرحرفه‌ای ، این مقاله را مطالعه نمایید :  آیا شما یک فروشنده حرفه‌ای هستید یا یک فروشنده معمولی ؟

 

فروشنده‌ای که دانش کافی در خصوص محصول ندارد، حتما در زمان مذاکره با مشتری ، مهارت لازم را از خود نشان نمی‌دهد. اولین گام آموزش فروشنده ، آموزش مشخصات محصول است. فروشنده باید بتواند به درستی محصول را به مشتری معرفی نماید. در خصوص نحوه عملکرد هر محصول یا خدمات باید بتواند به اندازه کافی توضیح دهد، ارزش تجاری محصول را بیان نماید و چرا این محصول ارائه شده است. تشریح صحیح یک محصول یک نوع مهارت است. مهارت فروشندگی یک هنر است. تشریح صحیح و به موقع ویژگی‌های یک محصول برای مشتری ، چیزی است که تنها توسط ۱درصد فروشندگان ، یعنی فروشندگان حرفه‌ای انجام می‌شود.

  • داشتن نگرش استراتژیک

در صورتی که فروشنده دارای دانش و شناخت کافی از محصول است، حال زمان آن است که نگرش درستی در خصوص آینده نیز رابطه با مشتری بالقوه و بالفعل داشته باشد. نگرش استراتژیک ، فرآیند طراحی و تعین ‌شده‌ای است در جهت شناسایی ، تعیین جایگاه و اولویت‌بندی فرصت‌های فروش. از این طریق در می‌یابیم  که آیا این فرصت‌ها سبب ایجاد مشتریان بالقوه جدید و یا فرصت‌های جدید کسب‌وکاری به‌ واسطه مشتریان کنونی خواهد شد ؟ در این مسیر وجود یک برنامه برای بازگرداندن مشتریانی که ما را قبلا ترک نموده‌اند بسیار مهم است. این نگرش در بستر قیف فروش و لوله فروش توصیف میگردد.

قیف فروش

فروش تلفنی

فروشنده باید دارای مهارت فروشندگی تلفنی به عنوان مزیت رقابتی بر فروشنده‌ای که فقط قادر است تا به صورت رودررو با مشتری بالقوه مذاکره کند ، داشته باشد. عدم توانایی بر فروش تلفنی یک نقطه ضعف فروشنده است. و این به بدین معنا است که برای برقراری ارتباط با یک مشتری گرفتار و یا بداخلاق یا هرگز نمی‌تواند با تلفن وی را مجاب به خرید نماید یا باید زمان بیشتری را صرف مکالمه نماید.

توافق فروشنده-خریدار

  • در بازار فروش شرک با شرکت B2B ، در جهت ارائه پاسخ مناسب به انتظارات مشتری بالقوه ، فروشنده باید روش تعیین بندهای توافقنامه را بداند. مهارت فروشنده در نوشتن یک توافقنامه زمانی اهمیت خود را نشان می‌دهد که طرف خریدار از فروشنده تقاضای پیش‌نویس موافقت‌نامه را می‌نماید.
  • همین‌طور در بازار فروش شرکت با فرد B2C ، فروشنده باید مهارت رسیدن به نتیجه نهایی و توافق ضمنی را خریدار را حتی در مذاکره رودررو یا تلفنی را داشته باشد. این ‌یک توافق کلامی است.

مثلا فروشنده از خریدار نرم‌افزار مدیریت ارتباط با مشتری CRM می‌پرسد: آیا امکانش هست چند سوال بپرسم و بعد از آن جلسه معرفی نرم‌افزار را برایتان هماهنگ نمایم تا شما با ویژگی‌های محصول آشنا شوید . در این حالت ، مشتری می‌داند که گام بعدی چیست و احساس راحتی بیشتری دارد. همچنین اجازه مهارت فروش با باز کردن یک خیابان دوطرفه در روند فروش نشان می‌دهد که هر دو طرف به نتیجه برنده برنده دست خواهند یافت.

گوش دادن فعال

اغلب فروشندگان ، خوب صحبت کردن با مشتری بالقوه را تمام فروشندگی می‌دانند و این در حالی است که گوش دادن فعال ، اولین و حیاتی‌ترین بخش فروش موفق است. مهارت گوش دادن فعال / هنر گوش دادن Active Listening ، جزء مهارت فروش و از مهارتهای یک فروشنده حرفه‌ای است. گوش دادن فعال با تمرکز بالا باید با پرسیدن چند سوال هوشمندانه همراه باشد. به تجربه و نیز با مطالعه مقالات علمی دریافته‌ام که مشتری می‌تواند تفاوت بین گوش دادن فعال و شنیدن را متوجه شود . مشتری متوجه می‌شود که شما در حال آماده نمودن جملات خود هستید و یا به وی گوش می‌دهید. اغلب مشتریان به هنر گوش دادن فروشنده نیاز دارند. گوش دادن فعال به فروشنده کمک می‌کند تا اطلاعات بیشتری از کسب‌وکار مشتری دریافت و نقاط تاریک مذاکره را کشف نماید. همچنین موجب افزایش اثربخشی فروش و ارائه راه‌حل‌های بهتر خواهد شد.

برقراری ارتباط

پشت تلفن ، تن صدا ( طنین و لحن صدا ) و آرامش صدا فروشنده بسیار مهم است. کنترل صدا ، جزء مهارت فروش است. در مذاکره فروش ، نحوه گفتن یک چیز از خود مطلب بسیار مهمتر است. سال ۲۰۱۷ در سمینار Sandler Sales در لندن حضور داشتم و بیان شد که ۷% ارتباط بر مبنای محتوا کلام ما است و ۳۸% آن بر اساس عناصر و ویژگیهای کلام مثلا تونالیته صدا ( رنگ صدا ) است که بخشی از مهارت زبان بدن محسوب میگردد. گاه نیاز است که فروشنده طنین و لحن صدای مشتری را کپی نماید. مخصوصا زمانی که مشتری رسمی و با ادب است. اما اگر مشتری کمی راحت است و اهل بگو و بخند ، با وی چنین باشید.

 

ادامه لیست مهارت‌های فروش

تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

ادامه‌ی پست

دیگران چگونه به آرزوهای خود می‌رسند؟!

چرا عده‌ای می‌درخشند و برخی آن‌طور که می‌خواهند نتیجه نمی‌گیرند؟ خوب است این پرسش را با هم بررسی کنیم.
ما در چهار دنیا زندگی می‌کنیم. و برای این‌‌که نتیجه‌ای را در دنیای مادی خود مشاهده کنیم (یا به‌عبارت دیگر، برای این‌که خواسته‌مان محقق شود)، لازم است که اتفاقات خاصی در سه دنیای پیشین رخ داده باشد. اما این چهار دنیا چه هستند؟

دنیای نخست عبارت است از:
۱- دنیای «فکر و اندیشه»
۲- دنیای «احساس»
۳- دنیای «معنویت»
۴- دنیای مادی و «نتیجه»

دنیای «فکر و اندیشه» در حیطه‌ی غیرمادی قرار دارد. فکر، چیزی است در سرِ ما. در وجودِ ما. در درونِ ما. چیزی نیست که بیرون از ما به‌شکل یک شیء یا جسم مادی وجود داشته باشد. در زمره‌ی نادیده‌هاست.

دنیای دوم یعنی «احساس» نیز در قلمرو نادیده‌های غیرمادی است. احساس هم چیزی است در درون ما. فرایندی است که در وجود ما شکل می‌گیرد و ما آن را درک و تجربه می‌کنیم. یک تجربه‌ی غیرعینی.

دنیای سوم یعنی «معنویت» هم دنیایی است در حیطه‌ی امور غیرمادی.

و در نهایت، دنیای «نتیجه» را داریم که «میوه و محصول» سه دنیای قبلی است. اگر میوه‌ای را دوست نداریم، با لعن و نفرین کردن آن کاری از پیش نخواهیم برد. لازم است روی سه دنیای پیشین طوری کار کنیم تا میوه‌ی دلخواهِ ما را به ثمر برساند.

نتایج را تغییر دهیم!

معمولا آرزوهای ما در دنیای مادی هستند. ما به این نکته که سه دنیای ناپیدای دیگر وجود دارد توجه نمی‌کنیم. ما باید در آن سه دنیای دیگر سرمایه‌گذاری کنیم تا نتیجه‌اش را در دنیای مادی مشاهده کنیم.

دنیای مادی مثل میوه‌ی یک درخت است. وقتی میوه‌ی درختی کیفیت ندارد، ما درخت را سرزنش نمی‌کنیم؛ یا نمی‌رویم میوه بخریم و به درخت وصل کنیم. بلکه به ریشه‌ی درخت توجه می‌کنیم. آب و کود مناسب به درخت می‌دهیم. اگر درخت سلامت باشد، حتما میوه و بار خوبی هم خواهد داد.
درخت به معنای سه دنیای اندیشه، احساس و معنویت است و میوه، آرزوهای ماست.

دنیای معنویت، همان «چرایی» است. «چرا باید فلان قدر پول داشته باشم؟» یعنی ما به دنبال معنا هستیم. یا «چرا باید موفق باشم؟» اگر بتوانیم به این چرایی‌ها پاسخ دهیم، می‌توانیم خواسته‌هایمان را به دست آوریم.


وبینار جدید، سال‌نو، فکرنو، رخت‌نو


برای «موفقیت» باید ظرفیت داشت!

ثروت، خوشبختی، موفقیت، موقعیت اجتماعی، خانواده‌ی خوب و… از آرزوهای دیرینه بشر است. اما اگر به اعماق ذهن افراد رجوع کنید، نوعی ناباوری نسبت به امکان‌پذیر بودن این مسائل وجود دارد. اکثر افراد این آرزو‌ها را دارند، اما کمتر کسی را دیده‌اند که به این خواسته و آرزو‌ها رسیده باشد و یا خودشان نتوانسته‌اند به آن‌ها دست پیدا کنند.

این ناباوری از این جهت نیست که امکان برآورده شدن آنها وجود ندارد یا ما استحقاق برآورده شدن آرزو‌هایمان را نداریم. بلکه به ظرفیت افراد برمی‌گردد.
یکی از عواملی که ظرفیت اشخاص را تعیین می‌کند، این است که قبل از هر چیز، فرد به‌طور روشن و مشخص بداند که چه چیزی می‌خواهد.

حافظ می‌فرماید:
گرچه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

در این شعر، «دوست» می‌تواند تعبیری از خوشبختی و آرامش باشد.
مگر ما پول را برای چه می‌خواهیم؟
در نهایت برای شادمانی و آرامش.
یعنی پول یک وسیله است برای رسیدن به موفقیت.

دومین عامل تعیین‌کننده‌ی ظرفیت این است که ما بدانیم هر چیزی را به چه علت (چرا؟) می‌خواهیم.
همه پول دوست دارند، اگر از آن‌ها سوال کنید چقدر پول می‌خواهند در پاسخ می‌گویند هر چه بیشتر بهتر. مثلا اگر فردی صد میلیارد تومان بخواهد، باید بداند که برای چه آن را می‌خواهد؟!

در ‌‌‌نهایت سومین عامل تعیین کننده ظرفیت، «چگونه رسیدن» است.


وبینار جدید، سال‌نو، فکرنو، رخت‌نو


عواملی که سیر طبیعی ایجاد ظرفیت در فرد است، عبارتند از:

  • چه می‌خواهم؟
  • چرا می‌خواهم؟
  • چگونه آن را به دست بیاورم؟

اما اکثر افراد روی سوال دوم تمرکز نمی‌کنند و به سراغ سوال سوم می‌روند. پاسخ سوال نخست و دوم با من و شماست؛ و اگر آن‌ها را به‌درستی پاسخ بدهیم، جهان هستی پاسخ سوال سوم را پیش روی ما می‌گذارد.

به طور مثال اگر به شما بگویند بروید و یک خانه بهتر برای خودتان انتخاب کنید، بلافاصله این سوال در ذهن شما ایجاد می‌شود که چطوری؟ با کدام پول؟ و از سوال اول به سوال سوم پرتاب می‌شویم.
اگر «چراییِ» خواسته‌هایمان را بدانیم، معمولا عوامل دیگر خودبه‌خود حل می‌شوند.

همه‌ی ما پول می‌خواهیم. اما انگیزه‌ی کافی برای به دست آوردنش نداریم!
زیرا نمی‌دانیم که دقیقا برای چه (چرا؟) پول می‌خواهیم.


وبینار جدید، سال‌نو، فکرنو، رخت‌نو


بدون «اقدام» هیچ اتفاقی در دنیای بیرون رُخ نمی‌دهد!

اما این چهار دنیا در فرایندِ رسیدنِ ما به خواسته‌هایمان چگونه عمل می‌کنند؟
باید بدانیم که فرایند شکل گرفتن یک فکر و به نتیجه رسیدن آن، ۴ مرحله دارد:

۱ـ اندیشه
۲ـ احساس
۳ـ اقدام
۴ـ نتیجه

ما می‌اندیشیم. فکری در ذهن‌مان پدیدار می‌شود. این فکر را اگر به‌قدر کافی در سر خود نگه داریم، احساسی در ما ایجاد خواهد شد. از شدت آن احساس، دست به اقدام می‌زنیم. و اقدام، ما را به نتیجه می‌رساند.

دو مرحلۀ اول به دنیای انرژی و غیرمادی مربوط می‌شود و ناپیداست، و مرحله چهارم یعنی «نتیجه» در دنیای مادی است و نمایان و پیداست.
برای وصل شدن مراحل ناپیدای یک ایده و فکر به مرحلۀ پیدایی، باید «اقدام کنیم». اقدام، دو مرحلۀ اولِ ایجاد یک فکر را به دنیای مادی و «نتیجه» پیوند می‌زند.

«اقدام» پُلی است که دنیای غیرمادی را به دنیای مادی پیوند می‌دهد.
پس یکی دیگر از چالش‌هایی که ما برای رسیدن به آرزوهای خود با آن درگیر هستیم، «اقدام» است.
به این صورت که «می‌خواهیم»، اما کاری در جهت خواسته‌ی خود انجام نمی‌دهیم!

چرا؟

شاید می‌ترسیم. شاید به‌قدر کافی خود را دوست نداریم. شاید خودمان را شایسته‌ی موفقیت‌ها و ثروت‌های بیشتر نمی‌دانیم. می‌ترسیم شکست بخوریم. می‌ترسیم به نتیجه‌ی دلخواه نرسیم. می‌ترسیم دیگران ما را مسخره کنند و از خود برانند. می‌ترسیم و اقدام نمی‌کنیم!

«نمی‌گویم نترس؛ بترس و اقدام کن!»

با هر اقدامِ ولو کوچک، این دایره‌ی ترس که ما را در خود اسیر کرده، کوچک‌تر می‌شود. با هر گام و هر اقدام، یک حبابِ ترسِ موهومی می‌ترکد. اعتماد به نفس ما بالاتر می‌رود. نتیجه‌ها نمایان می‌شوند. بهترین داروی از بین برنده‎ی ترس، اقدام است.

اقدام، معجزه می‌کند!

دوستدارتان
آسیان شاپ


ادامه‌ی پست

۵ استراتژی‌ برای افزایش مهارت‌های مذاکره

۵ استراتژی‌ برای افزایش مهارت‌های مذاکره

بهترین قیمتی که می‌توانید ارائه کنید چطور است؟ خیلی گران است؟ رقیبتان همین محصول را خیلی ارزان‌تر می‌دهد؟ بیشتر فروشندگان و مالکان کسب‌وکار هر روز جملاتی این چنین می‌شنوند. این موضوع بدان معناست که یادگیری مذاکره کارآمد بسیار اهمیت دارد. در این مقاله به معرفی پنج استراتژی‌ می‌پردازیم که به شما در بهبود مهارت‌های مذاکره‌تان کمک کرده و در نهایت سود بیشتری برای‌تان به ارمغان خواهد آورد.

۱. یاد بگیرید حیرت‌زده شوید

حیرت‌زدگی یکی از قدیمی‌ترین تاکتیک‌هایی است که در مذاکرات مورد استفاده قرار می‌گرفته است. این مسئله واکنشی آشکار به پیشنهاد یا قیمتی است که از سوی مشتری در مذاکرات رودررو ارائه شده است. هدف از این تاکتیک این است که کاری کنید تا طرف مقابل نسبت به پیشنهادی که ارائه کرده احساس ناراحتی کند. به یک مثال توجه کنید:

تامین کننده‌ای قیمتی را برای یک محصول بیان می‌کند. فروشنده با استفاده از تاکتیک حیرت‌زدگی می‌پرسد «ببخشید چقدر؟!» او باید حسابی متعجب و شگفت‌زده به نظر برسد و نشان دهد که مشتری خیلی به خود جرات داده که چنین قیمتی بیان کرده است.

مشتریان معمولا دو واکنش نسبت به این تاکتیک نشان می‌دهند:
الف: احساس عدم راحتی کرده و قیمت منطقی‌تری پیشنهاد می‌کنند.
ب: در جا از خرید منصرف می‌شوند.

۲. به یاد داشته باشید که مردم معمولا خیلی بیشتر از آنچه توقع دارند،‌ درخواست می‌کنند

این بدان معناست که شما باید در مقابل وسوسه کاهش قیمت سریع یا دادن تخفیف مقاومت کنید. یک بار می‌خواستم کفشی بخرم و از فروشنده خواستم که تخفیف خیلی زیادی (در حد نصف قیمت) به من بدهد و واقعا از اینکه دیدم او درخواست مرا قبول کرد متعجب شدم!

۳. شخصی که اطلاعات بیشتری دارد، پیروز میدان است

شما باید تا جای ممکن نسبت به موقعیت طرف مقابل اطلاعات داشته باشید. این تاکتیک به ویژه برای نمایندگان فروش اهمیت دارد. اگر شرکت شما سابقه همکاری با طرف مقابل را دارد، مطمئن شوید که قبل از جلسه مذاکره چندوچون آن را به خوبی بدانید (و آماده باشید که در طول جلسه به آن اشاره‌ای نیز بکنید). پرسش‌های بیشتری در مورد محصول مورد نیاز از مشتری‌تان بپرسید. بدانید که چه چیزی برایش اهمیت دارد و می‌خواهد با خرید این محصول یا خدمات، کدام نیاز یا خواسته خود را مرتفع کند. سپس راهکار مناسبی به او ارائه کنید. عادت کنید پرسش‌هایی از این قبیل بپرسید:

چه چیزی باعث شد که به خرید چنین محصولی روی بیاورید؟
چه تجربه‌ای تا به حال از محصولات مشابه داشته‌اید؟
آیا محدودیت زمانی دارید؟ آیا محدودیت بودجه دارید؟
چه چیزی برای‌تان در این خرید از همه چیز مهم‌تر است؟
بهتر است تا حد ممکن در مورد رقبایتان نیز اطلاعات جمع کنید. اما وارد جنگ قیمتی نشوید.

۴. بسیاری از مردم به دلیل عدم اعتماد به نفس از مذاکرات دوری می‌کنند

بیشتر مذاکره کنید و اعتماد به نفستان را افزایش دهید. از تامین‌کننده درخواست تخفیف کنید. شما به عنوان مصرف‌کننده می‌توانید از خرده فروش درخواست کاهش قیمت داشته باشید. در ادامه جملاتی نوشته شده‌اند که می‌توانید برای بهبود مهارت مذاکره‌تان به کار بگیرید:

احتمالا می‌توانید قیمت بهتری پیشنهاد کنید!
امروز چقدر تخفیف می‌دهید؟!
خیلی گران است.

و منتظر واکنش فروشنده بمانید.

رفتاری خوشایند داشته باشید و پای حرفتان بمانید، اما طلبکار نباشید. همواره رویکردی حرفه‌ای را پیشه خود کنید. اگر مذاکره‌تان بر اساس حرف شما پیش نرفت، ناامید و عصبانی نشوید. با خود عهد کنید که در هر شرایطی به مذاکره بپردازید تا در نهایت در این مهارت احساس راحتی، اعتماد به نفس و موفقیت کنید.

۵. کمی زمان بخرید و آن لحظه از فرآیند خرید فاصله بگیرید

به جای اینکه کلا پاسخ منفی بدهید یا تخفیف زیادی روی محصولات‌تان بدهید، کمی زمان بخرید. فروشندگانی که در کارگاه‌های من شرکت کرده بودند، می‌گفتند این راهکار بهترین چیزی است که برای کنار آمدن با مشتریان به کار بسته‌اند.

مذاکره در تمام فرهنگ‌ها وجود دارد و یکی از مهارت‌های اساسی زندگی به شمار می‌آید. همه مردم در روز از این مهارت استفاده می‌کنند. این استراتژی‌های مذاکره را به کار بگیرید تا به سرعت متوجه بهبود نتایجی شوید که به دست می‌آورید.

 

Loading…
منبع: آسیان شاپ

دانلود PDF این مقاله

ادامه‌ی پست

تا ۱۰ دقیقه بعد از مرگ، مغز ما به چه چیزی فکر می کند؟

تا حالا به این فکر کردید که بعد از مرگ در مغزمان چه اتفاقاتی می افتد و ما به چه چیزی فکر می کنیم؟

شما می توانید این فیلم آموزشی از محمدپیام آسیان شاپ به صورت آنلاین ببینید و یا روی لینک پایین کلیک کرده و دانلود نمایید:

 

متن فیلم تا ۱۰ دقیقه بعد از مرگ، مغز ما به چه چیزی فکر می کند؟

سلام
وقتتون بخیر
امروز متوجه شدیم که یک هواپیما سقوط کرده و حدود شصت نفر از هموطن هامون رو از دست دادیم.


سه تا بحث خیلی خیلی مهم رو می خواستم بگم:

۱٫هر روز همین حدود کشته توی کشورمون در تصادفات داریم!

ببینید قدرت رسانه ها چه قدر زیاد هست؟
جون همه آدم ها به یک اندازه اهمیت داره. چه اونی که توی پیاده رو میمیره، چه اونی که توی ماشین میمیره و چه اونی که توی هواپیما میمیره!
و باید حواسمون باشه که رسانه ها چه قدر قدرت دارند و اوضاع رو تغییر میدن.

۲٫این اتفاق می تونست برای هرکدوم از ما بیفته!

نکته دومی که وجود داره و واقعاً باید راجع بهش فکر بکنیم این هست که این اتفاق می تونست برای هرکدوم از ما رخ بده و الان هم می تونه باز رخ بده و تفاوت خیلی زیادی نمی کنه. ممکنه آخرین لحظه زندگی ما همین الان باشه، چند ساعت دیگه، چند روز دیگه، چند ماهه دیگه یا چند ساله دیگه…
یه چیزی که خیلی ذهن من رو درگیر کرد این بود که یه تحقیقی درباره نوروساینس می خوندم که می گفت:

افراد وقتی که می میرند بعد از اینکه تمام علائم حیاتی شون قطع شد مغزشون تسلیم میشه به جز یک قسمت که اون قسمت بین ۵ تا ۱۰ دقیقه زنده می مونه اون هم مرکز حافظه هست. اون لحظه مهم ترین و احساسی ترین لحظه های زندگی مون از جلوی چشممون رد میشه…

اون لحظه از نظر همه ما مردیم اما توی ذهن مون این اتفاق ها مرور میشه و باید ببینیم که اون ۵ دقیقه قرار هست چه تصویرهایی از جلوی چشممون بگذره؟
قطعاً می دونید من مخالف ثروت و موفقیت و شهرت و این ها نیستم!
اما روابطمون خیلی مهم هست چون توی اون ۵ دقیقه قرار هست صحنه های احساسی رد بشه.
اون صحنه ها قطعاً روابط زندگی ما هستند.

برای اون لحظه ها چه برنامه ای دارید؟

من همین امروز تصمیم گرفتم توی بارون دست همسرم رو بگیرم و قدم بزنم و مسیری که همیشه ماشین می گرفتیم و حالا قدم بزنم و بیام.
الان هم خیسه خیسم و خیلی هم خوشحالم!
یه خاطره خوب اضافه شد و شاید جزو اون ۵ دقیقه باشه.
ازتون می خوام برای اون ۵ دقیقه خودتون برنامه خوشگلی داشته باشید که وقتی این صحنه ها می گذره حالتون خوب بشه.

۳٫ دوسال و نیم پیش توی هواپیما بودم…

و نکته آخر و نکته سوم: ۲ سال و نیم پیش بود که توی یک هواپیما بودم و هواپیما جزو وحشناکترین پروازهایی بود که تا حالا سوارش شده بودم. یک سخنرانی در بندرعباس داشتم و به تهران برمی گشتم و یه جورایی تقریباً همه مسافرها می گفتن که این آخرین سفرمون هست!
اون لحظه خیلی افسوس می خوردم و گفتم حیف نشد اون چیزی که می خواستم رو از خودم به جا بگذارم.
و واقعاً افسوس خوردم و بعد از اونکه اون پرواز نشست فوراً برنامه ریزی کردم و دوره استادی رو تدارک دیدم.
دوره ای که بتونم توانمندی هایی که دارم و چیزهایی که می دونم رو تکثیر بکنم و الان راستش خیلی خیالم راحته چون حداقل ۵۰۰ نفر هستند، اون چیزهایی که توی ذهن من هست، اون باورهایی که دارم و اون هدفی که مجموعه بیشتر از یک نفر داره یعنی تغییر سیستم آموزشی و بهتر شدن دنیای خودمون ان شاالله محقق بشه. مردم آموزش ببینند که زندگی شون بهتر بشه.

پروژه شما چیه؟

چه چیزی دوست دارید از خودتون به جا بگذارید؟

در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید…

ممنونم که توجه کردید و امیدوارم اون ۵ دقیقه لذت بخش ترین لحظه زندگی تون باشه.

دانلود متن فیلم


آغاز مصاحبه های مدرسه استادی ۴

در حال ثبت نام دوره چهارم مدرسه استادی هستیم! اگر می خواهید در آن ثبت نام کنید و یا اطلاعات بیشتری در موردش داشته باشید روی دکمه زیر کلیک کنید:

مدرسه استادی ما توانستیم

ادامه‌ی پست

چطور پرسش های با ارزش تری طرح کنم؟

یک گام جلوتر باشید

یا عضویت در خبرنامه ما اولین نفری باشید که از مقالات جدید ، تخفیف ها و شرایط ویژه سایت با خبر می شوید

ایمیل شما نزد ما محفوظ خواهد ماند.

ادامه‌ی پست

۱۴ مهارت فروش که هر فروشنده‌ای باید بداند ( مهارت‌های فروش

مهارت‌های فروش

در ادامه قسمت اول در خصوص مهارت فروش ،  به تشریح  سایر انواع مهارت‌های فروش خواهیم پرداخت . این مهارت‌های فروش به اثربخشی تیم فروش کمک شایابی خواهد نمود.

مهارت‌های فروش

هنر سوال پرسیدن

یک فروشنده حرفه‌ای ، مذاکره فروش را با چند سوال آغاز می‌نماید. پرسیدن سوالات مناسب و هدفمند ، یکی از مهارت‌های فروش است. سوال پرسیدن ، ابزاری برای درک خواسته مشتری است.یک فروشنده غیرحرفه‌ای فقط هرچه به ذهنش می‌رسد ، می‌گوید ، شاید یکی از آن موارد مثل طعمه ماهیگیری ، موجب ایجاد انگیزه در مشتری بالقوه شده و فروش انجام شود. اما فروشنده حرفه‌ای با هنر سوال پرسیدن ، می‌داند که چگونه باید یک محصول را تشریح نماید. ارزش پیشنهادی محصولات و فواید آن را به درستی توصیف می‌نماید.

از طرف دیگر ، کشف میزان بودجه ، زمان ، رقبا و فرایند خرید از این طریق اتفاق می‌افتد.

مدیریت زمان

فروشنده حرفه‌ای قادر است تا بیشتر زمانش را به گفتگو و برقراری ارتباط با مشتریان اختصاص دهد ، درحالی‌که سایر فروشندگان در حال بازی با گوشی موبایل ، هماهنگ کردن مراسم عقد و عروسی دخترخاله، رفتن به فلان پاساژ پس از ساعت کاری ، اطلاع از قیمت فلان آرایشگاه هستند. مدیریت زمان یک انواع مهارت‌های فروش است که حتما برای افزایش بهره‌وری فروش یا اثربخشی فروش مهم است.

باید به فروشنده آموزش داده شود که چگونه یک مشتری راغب ( که بالاترین احتمال برای تبدیل‌شدن به مشتری بالقوه در مسیر قیف فروش را دارد ) شناسایی نموده و از صرف زمان برای مذاکره به سایر افراد خودداری نماید.آیا فروشنده شما این مهارت فروش را دارد ؟

جلوگیری از اعتراض مشتری

جلوگیری از بوجود آمدن اعتراض از مهارت‌های فروش است. یک فروشنده حرفه ای قادر است تا به صورت فعال از اعتراض مشتری جلوگیری نماید و نه فقط کنترل اعتراض مشتری . با برخورد مناسب فروشنده و یا سیستم فروش با برخی از اعتراض ها ، میتوان پیشاپیش از اعتراض مشتری ، جلوگیری نمود . این حالی است که در بسیاری از سیستم های فروش بسیار دیده ایم که پیش بینی که هیچ ، در زمان بروز اعتراض به آن اصلا توجه نمیشود و این مسئله تا شکایت قضایی و تخریب برند پیش رفته است. به فروشنده باید آموخت که چه عملی موجب ایجاد اعتراض میگردد و چه استراتژی‌ای باید اتخاذ شود که هرگز به آن مرحله نرسد. برای مثال آموزش فروش باید بتواند از این اعتراض جلوگیری نماید : چند دقیقه دیگر به من زنگ بزن / من الان به این نیاز ندارم.

پس اگر فروشنده در مورد اعتراضهای احتمالی پیش رو بداند و برای بروز نکردن آن تلاش نماید ، یک فروشنده عملگرا به جای واکنش گراست.

مدیریت اعتراض مشتری

حتما پیش می‌آید که مشتری در خصوص چیزی اعتراض می‌نماید که شاید هرگز قبلا رخ نداده و مدیر فروش و یا فروشنده ، برخوردی با آن نداشته‌اند. در این حالت فروشنده در عمل انجام شده قرار گرفته و حال باید بتواند مدیریت اعتراض مشتری انجام دهد. مدیریت اعتراض مشتری یکی از مهم‌ترین مهارت‌های فروش است که نیاز به دانش و مهارت دارد. فروشنده باید این اعتراض به گونه‌ای مدیریت نماید که مشتری از دست نرود . مهارت مدیریت اعتراض ارتباط تنگاتنگی به مهارت سوال پرسیدن ، مهارت مدیریت زمان و مهارت دانش کالا دارد.

مهارت دموی محصول ( مهارت معرفی محصول )

در بازاریابی شرکت با شرکت ( بازاریابی B2B ) ، معرفی محصول  ( دموی محصول  ) یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های فرایند فروش . تنها اطلاع داشتن از مشخصات محصول کافی نیست ، بلکه تسلط به معرفی محصول برای نمایش نقاط قوت و مزیت‌های رقابتی محصول نیز بسیار مهم است. دموی محصول باید بر اساس درک صحیح خواسته مشتری و فضای رقابت باشد. معرفی تمام آنچه هست ، روش یک فروشنده غیرحرفه‌ای است.

گرفتن تعهد خرید

یک فروشنده حرفه‌ای قادر است تا به صورت منصفانه و سریع ، از مشتری بالقوه خود ، تعهد خرید بگیرد. نکته کلیدی این است که فروشنده باید بداند که فرد مناسب با قدرت تصمیم‌گیری برای ورود به مسیر لوله فروش را پیدا نموده است. پس مهارت سوال کردن با مهارت گرفتن تعهد خرید رابطه نزدیکی دارد. با سوالات مناسب در هر مرحله باید به هسته نیاز و خواسته مشتری نزدیک شود و با آگاهی از دیدگاه مشتری ، مشتری را مجاب به خرید نماید.

تکنیک خاتمه فروش ( تکنیک نهایی کردن فروش )

تکنیک خاتمه فروش ، یکی از انواع حیاتی‌ترین مهارت‌های فروش است که سازمان را به درآمد می‌رساند. هنگامی‌که فروشنده توانسته باشد ، مشتری را به خرید محصول متقاعد نماید ، این بدین معناست که مشتری بالقوه به مشتری بالفعل تبدیل شده است پس فروش خاتمه یافته است. مدیر فروش باید به فروشنده بیاموزد که چگونه باید به مشتری به را به سمت دادن سفارش و عقد قرارداد سوق دهد. برای خاتمه یک سفارش فروش ، فروشنده باید یک چهارچوب زمانی داشته باشد تا مدیر فروش بتواند در بعد زمان به وی فشار آورد. ترکیب مناسبی از فشار و پیشنهاد‌های با ارزش می‌تواند به فروشنده بیاموزد که باید هر چه سریع‌تر به مرحله خاتمه فروش برسد. معمولا فروشنده با تیپ شخصیتی شماره سه ( فروشنده وادار کننده  ) ، مهارت بالایی از خود در این قسمت نشان می‌دهد.

مدیریت ارتباط با مشتری بعد از فروش

مسیر بعد از قیف فروش ( بعد از فروخته شدن محصول یا خدمت ) را مسیر لوله فروش می‌نماییم که بسیاری از فروشندگان آن را فراموش می‌کنند . همین‌که فروشنده از خرید مشتری ، قدردانی نمی‌کند خود نشانی از فراموش‌شدن مرحله پس از فروش است . پس از فروش باید به ادامه فروش و حفظ مشتری نیز اندیشید. مدیریت ارتباط با مشتری بعد از فروش، می‌تواند به وفاداری مشتری و فروش بیشتر بعدی بی انجامد. با اهمیت دادن به مشتری ، پس از اتمام فرایند خرید، مشتری سعی خواهد نمود که برند ما را به مشتریان دیگر معرفی نماید.

 

قسمت اول مقاله  مهارت‌ فروش

 

 

تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت

تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم میباشد و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

ادامه‌ی پست

قناعت زیاد و ترس از آینده!















آسیان شاپ در گفتگو با «روزنامه بشارت یزد» مطرح کرد:

قناعت افراطی و ترس از آینده موانع لذت بردن یزدی‌ها از زندگی است!

  • فرهنگ نگران بودن برای آینده و قناعت بیش از اندازه هنوز در برخی یزدی ها وجود دارد که مانع لذت بردن آن‌ها از زندگیشان می‌شود.
  • علیرغم اینکه همچنان یزدی‌ها در کشور خوش‌نام هستند اما متاسفانه فرهنگ غنی رفتاری آن‌ها به دلایل مختلفی از جایگاه اصلی خود فاصله گرفته است.
  • مسلمان بودن هیچ منافاتی با ثروتمندی و خوش‌پوش بودن و استفاده از لذت‌های زندگی ندارد.

روزنامه بشارت یزد، علی کریم پورملکی و افسانه طاهرنژاد/ آسیان شاپ، مدرس موفقیت در کسب‌وکار در حاشیه همایش «برنامه مدیریت بر درآمد و مخارج حساب جادویی» در گفتگو با خبرنگار بشارت یزد گفت: یزد شهری تاریخی است که در کنار کویر همواره با بحران کم‌آبی روبه‌رو بوده است اما پدرانمان در این سرزمین با تلاش و فکری درست، فرهنگ یزد را ساختند که این تلاش و ثمره آن بسیار ارزشمند است.

معظمی با اشاره به فرهنگ و اعتبار دیرینه‌ی یزد اظهارداشت: بعد از مدت‌ها که به یزد آمده‌ام دیدن حجم بالای تجهیزات امنیتی مانند دوربین‌ها و قفل‌ها، مرا متعجب کرد چرا که یزد را به عنوان یک شهر امن می‌شناختم که با تکیه بر فرهنگ و آداب و رسومش، زبانزد همگان بود.
وی در ادامه افزود: علیرغم اینکه همچنان یزدی‌ها در سطح کشور خوش نام و با اعتبار هستند این فرهنگ متاسفانه به دلایل مختلفی از جایگاه اصلی و واقعی خود فاصله گرفته است.

معظمی گفت: فرهنگ سخت‌کوشی از دیرباز در یزدی‌ها وجود داشته و هم‌اکنون نیز وجود دارد، این فرهنگ در ذات خودش بسیار پسندیده است اما با گسترش و پیشرفت دنیای امروز که امکانات بیشتر از نیاز بشر هم شده است، دیگر باید از زندگی‌کردن لذت برد و نحوه استفاده از فرهنگ قناعت و سخت کوشی را تا حدودی تغییر داد به شکلی که افراد بتوانند از فراوانی‌ها و نعمت‌های برآمده از تکنولوژی موجود بهره ببرند.
متاسفانه فرهنگ نگران بودن برای آینده و قناعت بیش از اندازه هنوز در برخی از افراد وجود دارد که مانع لذت بردن از زندگیشان می‌شود.

این مدرس موفقیت در کسب و کار با اشاره به اینکه برخی تلاش کرده اند کسب ثروت و پول را ضد ارزش معرفی کنند و حتی آن را مغایر با ارزش‌های دینی بشمارند، بیان داشت: مسلمان بودن هیچ منافاتی با ثروتمندبودن و خوش پوش بودن و استفاده از امکانات مدرن ندارد. اما اینکه تصور شود خوشبختی تنها با پول به دست می آید هم نادرست است. «خوشبختی حقیقی» در گروی افکار مثبت داشتن و خلق خوش و اخلاقمداری است.

معظمی در خصوص استقبال یزدی‌ها از  همایش‌ها و برنامه‌هایش در زمینه کسب و کار و خلاقیت گفت: یزدی‌ها از بهترین مخاطبان من در کارگاه‌های آموزشی گران‌قیمت هستند که این موضوع نشان می‌دهد، مردم این دیار حاضرند برای آموختن شیوه‌های نوین کسب‌وکار، هزینه کنند اما به شرط برگشت هزینه‌ها.







ادامه‌ی پست

خلاصه کتاب: در همه چیز فوق‌العاده باشید

خلاصه کتاب: در همه چیز فوق‌العاده باشید

در این چکیده با ۴ رمز دگرگون کردن روند کار و زندگی آشنا می‌شوید. آنچه در این چکیده می‌آموزید: ۱. چگونه فرهنگ حاکم در بسیاری از شرکت‌ها مانع عملکرد موثر کارکنان می‌شود. ۲. چرا اگر شغل کارکنانتان نیاز‌های، احساسی، ذهنی و روحی آن‌ها را برطرف کند برایتان بهتر کار خواهند کرد. ۳. کارمندان چه کارهایی می‌توانند …

Loading…
منبع: آسیان شاپ

ادامه‌ی پست