تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

زندگی در لحظه-بیشتر از یک نفر

داشتم با دوستم صحبت می کردم که وسط حرفام گفت: راستی یادم بنداز که فردا باید فلان کار رو انجام بدم . صحبتم رو ادامه دادم که باز دوباره گفت: نمی دونم بعد از ظهر برم فلان جا یا نه ؟متوجه شدم که صد درصد حواسش به من نیست.

این کارش منو به فکر فرو برد . می بینم که اکثرآدمها در لحظه زندگی نمی کنن. یا فکرشون در گذشته مونده و یا در فکر اتفاقات آینده هستن.

صبح که از خواب بلند میشن، از لحظه ای که چشماشون باز میشه، جلوتر از لحظه حالشون دارن حرکت می کنن. در حال صبحونه خوردن به فکر این هستن که چی بپوشن، لباسشون اتو داره یا نه ؟

در حال لباس پوشیدن به این فکر می کنن که امروز از کدوم مسیر برن بهتره ؟ و در حال رانندگی کردن به دنبال جمع و جور کردن افکارشون هستن، برای اینکه قراره بعد از ظهر جلسه ای داشته باشن و در جلسه بعد ازظهر به این فکر می کنن که بعد از تموم شدن ساعت کاریشون باید چی بخرن و از کجا تهیه کنن و داستان به همین منوال ادامه پیدا می کنه.

این سبک درزندگی باعث میشه که از لحظات وفرصتها لذت نبرن و استرس و اضطراب بیشتری رو تجربه کنن. زمان حال رو از دست میدن و بعضی اوقات هم وقتی به گذشتشون فکر می کنن، پیش خودشون میگن، کاش از فلان موقعیت، فلان ارتباط و … بیشتر استفاده می کردم و یه جورایی حس بازنده بودن رو دارن.

پس بیاین اول از خودتون بپرسین که” چند درصد من در لحظه حضور داره؟” و برای افزایش این درصد، از همین لحظه ای که دارین این متنو می خونین، با خودتون قرار بذارین و شروع کنین به تمرین کردن و تکرار کردن تا عادت بسیار خوب و موثر در لحظه زندگی کردن رو به عادتهای خوب زندگیتون اضافه کنین و برنده زندگیتون و عمرتون باشین

ادامه‌ی پست

فرزندان شاد -بیشتر از یک نفر

خیلی جالب است ، همه می گویند که اولین قدم برای داشتن فرزندانی شاد ، این است که کمی خودخواه باشیم و  به خودمان توجه کنیم .

هرچه ما شادتر و موفق تر باشیم اثر شدیدی بر شادی و موفقیت فرزندمان  می‌گذارد.

«تحقیقات نشان می دهد که ارتباط نزدیکی بین افسردگی مادران و مشکلات رفتاری کودکان وجوددارد. مشکلات روحی وروانی والدین منجر به مشکلات رفتاری در کودکان شده و اثرگذاری آنها را کم  می‌کند».

انتقال شادی از والدین به فرزندان منحصر به دلایل ژنتیکی نیست، با این که بر اساس همین تحقیقات معلوم شد پدرو مادر شاد با احتمال بالاتری فرزندان شاد دارند، اما این تحقیق نتوانست عامل ژنتیکی دخیل در این امر را بیابد.

چطور می‌توانیم نمونه‌ی شادتری از خودمان باشیم؟

هر هفته زمانی را با دوستان خود بگذرانیم . به این دلیل که خنده مسری است، با فامیل و دوستانی رفت‌و‌آمد کنیم که خوش‌خنده هستند، امروزه ما شاهد اخبار منفی در رسانه و فضای جامعه و دورهمی ها هستیم که این اخبارباعث می شود ما حس خوبی پیدا نکنیم و در ادامه نتوانیم بخندیم و یکی از ضروریات است رفت وآمد با اقوام و دوستانی که فارغ از تمام مشکلات فقط می خندند و  خنده‌ی آنها احتمالا باعث خنده‌ی ما می‌شود، ولی حتی اگر ما با آنها نخندیم ، صرفِ بودن در کنار آنها خلق ما را شادتر خواهد کرد.

متخصصین علم اعصاب معتقدند شنیدن صدای خنده‌ی دیگران نورون‌های آینه‌ای مغز شنونده را به گونه‌ای تحریک می‌کند که گویی خود او در حال خندیدن است.

ادامه‌ی پست

چطور می توانیم با اختلافات فرهنگی در مذاکره مقابله کنیم؟-بیش

وقتی داریم یاد میگیریم چطور با اختلافات فرهنگی در مذاکره مقابله کنیم می توانیم نمونه های اصلی فرهنگ که بر سر میز مذاکره ارائه شده را در نظر داشته باشیم – اما اختلافات فردی هم به حساب می آیند.

اگر تا کنون تجربه مذاکره بین فرهنگ های مختلف را داشته اید، مطمئنا می دانید که موجب سوءتفاهم های فرهنگی و حتی مشاجره ها و اختلافات بدتر هم می شود.
با درک بهتر از اختلافات فرهنگی می توانیم مذاکره راحتتری که کش دار نمی شود داشته باشیم.

به شکل دقیق تر، نظریه ها و تحقیقات، فرهنگ های جهان را به سه دسته تقسیم کرده اند:
فرهنگ مقام، فرهنگ ظاهر و فرهنگ احترام.

این سه دسته می توانند موانع فرهنگی را در مذاکره به ما نشان دهند.
اختلافات فرهنگی معمولا از تاریخ های متفاوت نشات می گیرد و دو عاملِ تراکم جمعیت و نوع دشمنی مشخص می کند که یک منطقه دارای فرهنگ مقام است یا ظاهر یا احترام.
شناخت و احترام به این فرهنگ ها می تواند به ما کمک کند بفهمیم چطور با اختلافات فرهنگی در مذاکره کنار بیاییم.

۱- فرهنگ مقام: استقلال و اعتماد

فرهنگ مقام که در آمریکا، کانادا و اروپای شمالی رواج دارد و در جوامعی است که کشاورزی می کنند و جمعیت کمی دارند.
وسعت قابل دسترس زمین های کشاورزی موجب تولیدات فردی می شود و نیاز به تلاش جمعی نیست.
همچنین، فرهنگ مقام به استقلال و آزادی ارج می نهد، نه وابستگی به دیگران.

در فرهنگ مقام، مردم تلاش می کنند به طور مستقیم و با منطق اختلاف را مدیریت کنند و همزمان از عکس العمل های شدید احساسی جلوگیری به عمل می آورند.
افرادی که چنین فرهنگی دارند عموما با قوانین محکم و بازاری حمایت می شوند و می خواهند به توافق ها و اعتماد های دو طرفه در معامله دست یابند یعنی فکری که منجر به روش شراکتی در مذاکره می شود.

۲- فرهنگ ظاهر: تعاون و هماهنگی

فرهنگ ظاهر ابتدا در آسیای شرقی مثل چین و ژاپن دیده شد و با چنان سرعتی رشد جمعیت در نواحی دارای زمین کشاورزی رخ داد که تقاضای تولید غذا بیشتر شد، یک هدف جمعی که بوسیله دولت قدرتمند مرکزی و تعاون تحقق یافت.
فرهنگ ظاهر به مسئولیت پذیری مشهور است.
هنجارهای فرهنگی مردم را تشویق می کند ظاهر خود را حفظ کنند و با جلوگیری از رویارویی های مستقیم، فرونشاندن احساسات منفی و تسلیم شدن به مقامات، هماهنگی لازم را ایجاد نمایند.

عدم اعتمادی که در شخصیت این افراد وجود دارد معمولا موجب می شود به طور غیرمستقیم در مورد حریف خود تحقیق کنند.
بجای اینکه اهداف آنها را از Q&A به طور مستقیم تحقیق کنند، به نوبت پیشنهاد می دهند و عکس العمل های حریف را قضاوت می کنند.
تحقیقات نشان داده مذاکره کنندگانی که دارای فرهنگ ظاهر هستند هم به اندازه مذاکره کنندگانی که به Q&A بسنده می کنند، در مذاکره دو طرفه برای یک معامله سودمند توسط تبادل پیشنهادها موثر هستند.

۳- فرهنگ احترام: روابط نزدیک و احساسات قوی

فرهنگ احترام بیشتر در مناطقی می باشد که اقتصادشان از طریق دام پروری می گذرد و جمعیت کم است: خاورمیانه، آفریقای شمالی، آمریکای لاتین و بخش هایی از اروپای جنوبی.
از انجایی که دام ها در مقابل شکار برخلاف مقررات آسیب پذیرند به سختی می توان از انها دفاع کرد.
همچنین ویژگی هایی که تهدید دزدی را تبلیغ می کند در فرهنگ احترام شایع شده است که شامل دفاع شدید از خود و خانواده، تکیه به قوانین احترام گذاشتن و روابط نزدیک با خانواده می شود.
افرادی که این فرهنگ را دارند توهین ها و دیگر اختلاف ها را یک چالش مستقیم می بینند و می خواهند عکس العمل شدید یا حتی خشونت بار نشان دهند.

شواهد نشان داده که اینگونه افراد ممکن است برای اعتماد به حریف خود بی میل باشند چون می ترسند به آنها خیانت شود.
بنابراین، مهم است اگر با اینگونه افراد در مورد اختلافی مذاکره می کنیم وقت بگذاریم تا اعتمادشان را جلب کنیم و از این طریق بتوانیم بر اینگونه موانع فرهنگی غلبه کنیم.

فراتر از تقسیمات اصلی

بیشتر جوامع ترکیبی از این سه نوع فرهنگ هستند و تقسیمات فرهنگی در یک ملت رایج است.
مثلا اقتصاد دامپروری در فضای عظیمی از آمریکای جنوب غربی موجب ایجاد فرهنگ احترام میشود درحالیکه مناطق کشاورزی آمریکا بیشتر دارای فرهنگ مقام هستند.
و همین طور که تغییرات تکنولوژی و اقتصادی ما را به هم نزدیک تر می کند، این تقسیمات فرهنگی کم کم دارد از بین می رود.

علاوه بر این، تعداد زیادی از افراد هستند که با هنجارها و ایده آل های فرهنگ خود سازگاری نکرده و آنها را رد می کنند.
مثلا یک معمار مصری ممکن است بیشتر شبیه معماری از توکیو یا رم باشد تا یک تاجر معمولی مصری.
همه ما می خواهیم هنجارهای فرهنگی خود را در رویارویی با مواقع ضروری دنبال کنیم که این مواقع ضروری شامل شرایط تقاضا مثل کارهای چندگانه، محدودیت ها و زمان های بحرانی میشود.

بخاطر وجود تمام این دلایل، در هنگام تشخیص چگونگی غلبه بر موانع فرهنگی در مذاکره کاملا اشتباه است که فقط به تقسیمات سه گانه فرهنگی تکیه کنیم چون در این صورت شاید دیگران را فقط یک سری ادم های کلیشه ای ببینیم.
بجای این کار وقتی می خواهیم ببینیم چطور باید با اختلافات فرهنگی در مذاکره مقابله کنیم بهتر است توجه داشته باشیم که حریفمان در مذاکره شباهت خانوادگی با اصالت فرهنگی اش دارد یا خیر.
تحقیق در مورد فرهنگ حریف می تواند یکی از عواملی برای تلاش و کوششمان باشد و در کنار آن باید او را بعنوان یک فرد تنها هم آنالیز کرده و مشکلاتی که در این مذاکره در خطر هستند را تحلیل نماییم.

ادامه‌ی پست

کتاب، چگونه ثروتمند شویم ؟-بیشتر از یک نفر

 

مطمئنم که این یک تیتر تکراری است که بارها و بارها آن را شنیده‌اید و در هر سایتی و هر فضایی موضوعاتی را دیده‌اید که شخصی ادعا می‌کند که به شما می‌گوید چگونه ثروتمند شویم؟

اما مطمئنم که این کتاب یعنی کتاب چگونه ثروتمند شویم؟ روشی منحصر به فرد برای ثروتمند شدن از راه درست و بدون سرمایه را به شما پیشنهاد می‌کند. این کتاب کاملاً رایگان است و شما می‌توانید بدون پرداخت هیچ هزینه و زحمتی به سادگی و با کلیک بر روی لینک زیر کتاب چگونه ثروتمند شویم را دانلود کنید.

 

 

چگونه ثروتمند شویم؟

من محمد پیام آسیان شاپ در این کتاب قصد دارم به شما بگویم که فرصت‌های بسیار خوبی برای کسب درآمد در کشور ما وجود دارد که می‌توانیم با کمی تلاش و دقت در ظرف مدت سه سال به درآمد بالای ۱۰ میلیون تومان برسیم و بدون هیچ تردیدی به جمع ثروتمندان بپیوندیم.

امیدوارم شما نیز با مطالعه این کتاب (و دانلود رایگان آن) بیاموزید که چطور می توانید درآمد خوبی کسب کنید و یا به قول یکی از دوستان پولدار شوید!

دیدگاه من در مورد ثروت

اگر الزماً فکر می‌کنید برای کسب موفقیت موارد زیر ضروری است باید بگویم که شاید خواندن این کتابچه کمکی به شما نکند:
۱٫ داشتن پارتی
۲٫ داشتن سرمایه اولیه زیاد
۳٫ تولد در کشوری غیر از ایران (کلاً خارج!)
۴٫ داشتن نبوغ خاص
۵٫ خوردن حق دیگران!!

و اما آنچه برای رسیدن به موفقیت واقعاً مورد نیاز شماست، موارد زیر است:

۱٫ تلاش تا رسیدن به هدف
۲٫ پرداخت بهای موفقیت و دست کشیدن از کارهای بیهوده
۳٫ یادگیری یادگیری یادگیری

اگر این سه شرط را دارید از شما خواهش می‌کنم که با من همراه باشید. به نظر من جمله‌ای که در صفحه بعدی می‌خوانیم مهم‌ترین اصل موفقیت خواهد بود.

آقای بهرام‌پور! زود بگو پیشنهادت در این کتاب چیه؟! میشه باهاش ثروتمند بشیم؟

چشم! حق دارید که بخواهید همین ابتدا بدانید که پیشنهاد من برای داشتن یک شغل با جایگاه اجتماعی بسیار بالا، ساعات کاری کم، درآمد قابل قبول و بسیار هیجان انگیز که باعث رضایت دیگران نیز می‌شود چیست؟
پیشنهاد من این است که شما در هر سن، جنسیت، تخصص و جایگاهی می‌توانید تبدیل به یک استاد شوید و در حیطه تخصصی خود به دیگران آموزش دهید و به ازای آموزش آن مهارت‌ها، کسب درآمد کنید.
اما لطفاً نگران نباشید! به شما حق می‌دهم یکی یا همه نگرانی‌های زیر برای شما وجود داشته باشد:
۱٫ من در موضوعی تخصص ندارم، چطور توقع دارید استاد شوم؟
۲٫ من عادی هم نمی‌توانم صحبت کنم، چه برسد به سخنرانی؟
۳٫ حالا به فرض من متخصص بودم و سخنرانی هم کردم، چه کسانی حاضرند به کلاس من بیایند؟
۴٫ مگه با آموزش دادن چقدر میشه پول در آورد؟!
۵٫ کسی برای تخصص من پول پرداخت نمی‌کند!
البته اگر هیچکدام از این موارد را ندارید که بسیار عالی! شرایط بسیار عالی‌تر خواهد بود اما اگر یکی یا هر پنج نگرانی بالا را داشته باشید نیز باید بگویم که هیچ اشکالی ندارد و در این کتاب به شما خواهم گفت که چطور این موضوع را مدیریت کنید.

ممکن است در مورد «استادی» بیشتر توضیح بدهید؟

واقعیت این است که همه ما انسان‌ها زمانی که از فردی آموزش می‌بینیم به او احترام بسیاری می‌گذاریم و حالا اگر این فرد آموزش دهنده خود شما باشید که واقعاً فوق‌العاده خواهد بود! شما دائما در حال یادگیری هستید و خلاصه یافته‌های خود را نیز با دیگران به اشتراک می‌گذارید و از این موضوع هم نفع مادی می‌برید و هم معنوی.
اگر به مرحله استادی برسید (که بین ۱ تا ۳ سال طول می‌کشد) و مشغول آموزش شوید مطمئن باشید امتیازهای زیر را کسب خواهید کرد:
۱٫ حداقل درآمد قابل قبول (بالای ۱۰ میلیون تومان)
۲٫ جایگاه اجتماعی بسیار بالا و احترام بسیار زیاد
۳٫ توسط افراد زیادی شناخته خواهید شد (طرفداران شما، بینندگان برنامه‌های رادیو و تلوزیونی، خوانندگان کتابتان و کسانی که در خبرگزاری‌ها و سایت مطالب شما را پیگیری می‌کنند)
البته نگران چگونگی این موضوع نشوید و همه راهکارهای مربوط به حضور در رسانه ملی، نوشتن کتاب و حضور در خبرگزاری‌ها و … در پیشنهاد ‌انتهای این کتابچه مطرح می‌شود.

تشکر و قدردانی برای ویرایش کتاب چگونه ثروتمند شویم

تشکر می‌کنم از همکار گرانقدر مجموعه، خانم حدیث رحمانی عزیز که مدیریت نقد‌ها و ویرایش‌های ارائه شده توسط اعضای سایت را با حوصله تمام انجام دادند.
همچنین بسیاری از اعضای عزیز وبسایت که زحمت مشاهده و ویرایش نسخه اول این کتابچه را بر عهده داشند، علی‌الخصوص دوستان زیر که با دقتی وصف نشدنی نظرات و ویرایش‌های خود را برای ما ارسال کردند:
سرکار خانم نرگس مهاجربراتی
آقای سید احمد شفیعی
آقای ابراهیم ابراهیمی
آقای محمد رضا مودب
آقای سعـید خـلقـی
آقای رهـام گـلـبـاز
آقای مهدی حمیدی
آقای مهدی پاشایی
آقای محسن امیری
آقای وحید زمــانی
آقای محمد خالوئی
سرکار خانم سعیده کریملر
و بسیاری از دوستان دیگر که مجال تشکر اختصاصی از آنها وجود نداشت.

ادامه‌ی پست

معرفی کتاب “چطور مثل استیو جابز فکر کنیم؟” -بیشتر از یک نفر

موضوع: آشنایی با نگاه نوابغ       نویسنده: دانیل اسمیت       مترجم: دکتر سیامک دشتی       انتشارات: ایرانبان

معرفی کتاب چطور مثل استیو جابز فکر کنیم: چرا؟

چرا این کتاب؟ خب من همیشه دنبال ایجاد تغییرات مثبت در جهت اهدافم هستم و همانطور که میدونید برای ایجاد یک تغییر معنادار در زندگی اول باید با نگاه کسانیکه که تغییر ایجاد کرده اند آشنا شویم و چه کسی بهتر از استیو جابز ، موُسس و مدیر سابق کمپانی اپل، کارآفرینی خلاق و رهبری نوآور.

به محض اینکه این کتاب رو در کتابفروشی دیدم سوالات زیادی در ذهنم شکل گرفت؛ سوالاتی مثل:

در سر کارآفرینان بزرگی مثل استیو جابز چه میگذرد؟

کارآفرینان بزرگ چگونه به دنیای اطرافمان نگاه میکنند؟

استیو جابز از چه کسانی الهام میگرفت و قهرمانان محبوبش چه کسانی بودند؟  

مصاحبه های استخدامی جابز چگونه برگزار میشد؟

چطور او یک تیم خلاق را مدیریت میکرد؟

استیو جابز چه چیزی را میدانست که من اکنون باید بدانم؟

و چطور مثل او در هر زمینه ای خلاق و الهام‌بخش باشم؟

اینها سوالاتی بود که به واسطه مطالعه این کتاب به پاسخشان رسیدم و عمیقا نگاه و شیوه تفکر ارزش‌آفرینی رو درک کردم و حالا فکر میکنم اگر برای شما اهمیت دارد که انسانی تاثیرگذار باشید و در دنیا اثری از خود به جا بگذارید این کتاب برای شماست. 

معرفی کتاب چطور مثل استیو جابز فکر کنیم: جمله‌های ناب

یک جمله از کارگردان مشهور ،استیون اسپیلبرگ، درباره جابز و بخش هایی از صحبت های خود استیو جابز که در این کتاب، مفصل درباره شان صحبت شده را برای شما انتخاب کردم:

استیوجابز، بزرگترین مخترع زمان ما پس از توماس ادیسون بود. هر دوی آنها توانستند دنیا را بر سر انگشتان ما قرار دهند.

                                                                                                                                                  (استیون اسپیلبرگ)

رویاهای بزرگ داشته باش

متفکران کوچک هرگز توانایی انجام دادن کارهای بزرگ را ندارند. بیشتر شرکت ها فقط یکبار یک محصول انقلابی تولید می کنند. اما اپل چندین بار این کار را کرد.

کار همه ما باید به معیاری برای اندازه گیری کیفیت تبدیل شود؛ متاسفانه هنوز عده ای از همکاران ما به فضایی که در آن فقط باید به عالی بودن فکر کرد، خو نگرفته اند.

اسلوب و رویه ی موجود در کار ما این است که: ما هیچ اسلوب و رویه ای نداریم.

خالق زیبایی باش

کار تو بخش قابل ملاحظهای از زندگیت را پر میکند و تنها راه برای این که تو کاملا راضی شوی این است که یک کار بزرگ انجام دهی … و تنها راه برای این که محصولاتی بزرگ و بی همتا خلق کنی، این است که عاشق آنچه انجام میدهی باشی.

اگر هنوز آنچه را که میخواهی نیافته ای، به جست و جو ادامه بده … هرگز آرام نگیر و بدان این قلب توست که به تو خواهد گفت در چه زمانی به آنچه باید بدانی، رسیده ای. اما این رسیدن، پایان راه نیست.

باید با هدف هایت یک رابطه عاشقانه داشته باشی، رابطه ای که روز به روز بهتر، قوی تر و عمیق تر شود.

راه خودت را دنبال کن

زمان برای ما محدود است. ما وقت نداریم که دائما زندگی کردن مثل این و آن را تمرین کنیم. اجازه ندهید اغتشاش فکری دیگران، صدای واقعی خودتان را در خود غرق کند. از آن مهم تر، جرئت این را داشته باشید که پیرو قلب و ادراک خودتان باشید.

برای من مهم نیست که وقتی به خاک سپرده می شوم، ثروتمند ترین مرد دنیا باشم … من دلم می خواهد وقتی شب برای خوابیدن آماده میشوم، بتوانم به خودم بگویم که امروز کاری خارق العاده انجام داده ام. این است که برای من اهمیت دارد.

معرفی کتاب چطور مثل استیو جابز فکر کنیم: تجربه تو

 این کتاب علاوه بر اینکه کمک کرد استیو جابز را عمیق تر بشناسم، کمک کرد تا اهمیت نوع نگاه و تاثیر شیوه نگرش ما بر زندگیمان را درک کنم و پاسخ این سوال که چطور یک شخص میتواند چنین دستاورد‌هایی در طول زندگی‌اش داشته باشد برایم ملموس تر شود.

این کتاب به من اثبات کرد که تفاوت های کوچکی هست که با جدی گرفتن آنها تغییرات بزرگی در زندگیمان رخ خواهد داد. 

ما با این تفاوت های کوچک، متفاوت فکر خواهیم کرد و باورکنید با یک تفکر متفاوت، میتوان دنیا را تکان داد.

ادامه‌ی پست

معرفی اعجازی به نام “اثر مرکب”✔-بیشتر از یک نفر

نام کتاب : اثر مرکب

نویسنده : دارن هاردی

مترجم : بهاره رزاقی  

(بهترین ترجمه : لطیف احمدپور،میلاد حیدری)

انتشارات آتیسا

این کتاب واقعا معجزه میکنه!👌✔

پس اگه نخوندینش همین الان اونو تهیه کنید و از خوندش  لذذذذت ببرید!😉😍

✔ هر تصمیم کوچکی که میگیرید ، می تواند شما را به زندگی ای که آرزویش را دارید، نزدیک یا دور کند. در حقیقت تصمیم های کوچک به زندگی ما شکل می دهند.

✔فعالیت های کوچک و مکرر قدم های بزرگیست که در آینده تفاوت های شگرفی ایجاد می کند!

✔همه خوش شانسن! بد شانسی فقط یه بهانه است!!

✔باید چیزی را بخواهید که دلیل خواستنش را بدانید؛ در غیر این صورت به سرعت تسلیم میشین!

✔ بزرگترین تفاوت افراد موفق و افراد ناموفق اینه که افراد موفق تمایل دارن کارایی رو انجام بدن که افراد ناموفق تمایلی به انجامشون ندارن!

اینم مایندمپ کتاب اثر مرکب که خودم رسمش کردم:

مایندمپ کتاب اثر مرکب

این کتاب باعث شد زندگی من هدفمند تر بشه، عادت های بدی که ازشون رنج میبردمو ترک کنم،عادت های خوبی رو جایگزینشون کنم و… !😊اگه میخواین این اتفاقا واسه شمام بیفته پس بخونیدش…..

حتما این کتابو بخونید و حتما حتما به تک تک دستوراش عمل کنید و تمریناش رو انجام بدید تا بهترین نتیجه رو بگیرید!!💪💪

اگه فرصت خوندن این کتاب رو ندارید میتونید فایل صوتیش رو دانلود کنید و تو راه دانشگاه،محل کار یا هر موقع که فرصتش رو داشتید گوش بدید! اما من خوندن کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.

امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه …. !😊

منتظر نظراتتون هستم.😊

ادامه‌ی پست

یک اتصال ساده -بیشتر از یک نفر

دیروز یک از دوستانم اومده بود منزل که کار های ناتمام تاسیسات خونه رو به سرانجام برسونه

حدود طرفای ظهر یک قطعه لازم پیدا کرد که پدر بنده رفتید و پیگیر خریدش شدند

سه بار مجبور شد بره و بیات

 که اخرش تونستیم قطعه مورد نیاز رو بخریم

هر بار که پدر رفته بود

باز به جای قطعه اصلی یک قطعه ی دیگه رو میداد که  فقط نامش شبیه وسیله مورد نظر ما بود

رفیقم میگفت اینا از عمد قطعه خودشون رو میندازن به مشتری و چک نمیکنن ببینن تو دقیقا چی میخوای

من میگفتم شاید طرف ” امروز براش اتفاقی افتاده که انقدر حواس پرت هست”

ولی نکته اش برای من این بود که

بعضی موقع کلی برنامه زیری میکنیم

ولی یهو گیر یک نکته کوچیک می یوفتیم که کلی تو رو از برنامه (و زمانت) عقب میرونه

ادامه‌ی پست

چهار روش برای مدیریت اختلاف در محل کار-بیشتر از یک نفر

برای اینکه به طور موثر اختلاف های محل کار را حل کنیم، نباید تقصیرها را گردن دیگران بیندازیم یا دیگران را متهم کنیم.
بجای این دو باید روی حل مشکل تمرکز نماییم.

سامانتا کبود شده بود. Brad یکی از کارکنان جدید داشت با اسلاید یک ارائه ای انجام می داد اما چند تا از اسلایدهایش به وضوح در مورد موضوع و ایده هایی بود که آن دو قبلا بطور خصوصی در موردش با هم صحبت کرده بودند
و او هیچ اشاره ای به سامانتا نمی کرد و اعتبارش را به او نمی داد.
بعد از جلسه سامانتا با Brad صحبت کرد.

Brad حالت تدافعی به خود گرفت و این اتهام را رد کرد. آنها به بن بست رسیده بودند.
اختلاف های محل کار در سرتاسر دنیا هر روزه رخ می دهند.
اگرچه چندین گام برای جلوگیری از ایجاد اختلاف وجود دارد اما باز هم هر از چند گاهی اختلافی در محل کار بوجود می آید.
استراتژی های زیر می توانند به شما کمک کنند به طور موثر اختلافات محل کار خود را رفع کنید.

۱- نتها وارد عمل نشویم

معمولا وقتی کارکنان می خواهند اختلافات محل کار را خودشان حل کنند، اوضاع را بدتر می کنند.
چون آگاهی ما براساس اهداف شخصی است، خیلی سخت تر می توانیم مشکلی را حل کنیم که هر دو طرف حس کنند عادلانه بوده است.
مردم دوست دارند تعهد خود را نسبت به اختلاف بالا ببرند که همین باعث می شود دشمنی عمیق و عمیق تر گردد.
اگر تا به حال تجربه اختلاف در محل کار را داشته اید، حالا چه به دلایل شخصی و چه به خاطر یک اختلاف نظر، باید از یک مدیر کمک بگیرید.
کسی که می توانیم به او اعتماد کنیم و مشکل ما را بطور رسمی و موثر حل می کند.

۲- خوب گوش دهیم

وسط یک اختلافی که شدت گرفته اولین غریزه ما این است که از خودمان و ایده هایمان دفاع کنیم در حالیکه داریم به حریف مقابل هم حمله می کنیم.
این میدان جنگ واقعا ما را به جایی نمی رساند.
وقتی داریم یک اختلاف را با دیگران در محل کار مذاکره می کنیم، باید لحن کارسازی داشته باشیم و اجازه دهیم حریفی که با او مذاکره می کنیم، اول صحبت کند.

برای مثال سامانتا باید به اندازه ای که برد نیاز داشت به او زمان می داد تا از خودش دفاع کند و بگوید در جلسه واقعا چه اتفاقی رخ داده بود و اصلا صحبت او را قطع نمی کند.
می توانست در آخر و بعد از اینکه فهمید برد هدفش چه بوده سوال هایی بپرسد.
وقتی زمان دفاع از نظر خودمان می رسد باید همین انتظار را هم از حریف داشته باشیم که حرف ما را قطع نکرده و کامل گوش دهد.
باید روی توضیح نظر خود تمرکز کرده و در صورت نیاز مدرک موثقی ارائه دهیم.

۳- احساسات را وارد مذاکره اختلاف کنیم

صحبت درباره احساسات هم می تواند کمک زیادی در حل اختلاف محل کار کند.
ابراز احساسات نه تنها می تواند پاکسازی کند بلکه می تواند کمک کند یک انسان معمولی دیده شویم نه دشمن.
بیان احساسات ما می تواند موجب شود حریف هم بدون توجه به اختلاف احساساتش را بروز دهد.
مثلا سامانتا توضیح می دهد که چقدر احساس کرده با دزدیدن ایده اش به او خیانت شده و برد هم می گوید نظرات و موفقیت ساماناتا را تحسین می کند و می خواست سبک او را یاد بگیرد و تقلید کند اما واقعا شرمنده شده که او اینطور به ایده دزدی متهمش می کند.
با ابراز احساسات در مدیریت اختلاف، حریف ها می توانند درک بهتری از هم داشته باشند.

۴- روی تفاوت ها حساب کنیم

در مذاکرات تجاری می توان روی اختلاف ها و تفاوت در نیازها سرمایه گذاری کرد.
در یک تجارت اگر حریفی بتواند پول بیشتری بگذارد و حریف دیگر بگوید در آینده نزدیک می تواند پول بیشتری بگذارد آنها می توانند یک ساختار مالی درست کنند که بر سر اختلاف و تفاوتشان بوده.
به طور مشابه، کارکنانی که در محل کار بین دیگران را بهم می زنند و اختلاف ایجاد می کنند می توانند تفاوت های خود را بعنوان برگ برنده نگه دارند.
مثلا در همین اختلاف، هدف اصلی ساماناتا این بود که به ایده و کارش اعتبار داده شود و برد می خواست مقام بالاتری بگیرد.

اگر مدیر از این کار استقبال می کرد ممکن بود به سامانتا و برد پیشنهاد دهد با هم روی ایده سامانتا کار کنند و در همکاری به آنها کمک می کرد تا پیشرفت کنند.
در یک جلسه گروهی مدیر می توانست اعتبار کار را به ساماناتا داده و سامانتا هم نام برد را به عنوان همکار در آن بنویسد.
وقتی با یک اختلاف در محل کار ر به رو میشویم با سرمایه گذاری روی تفاوت ها می توانیم به کارکنان کمک کنیم تا دیگر مذاکره کنندگان مباحثه و جنگ و جدال نباشند و در عو روی حل مشکل تمرکز کنند تا برای هر دویشان مفید واقع شود.

در حین تصمیم گیری برای حل مشکل در محل کار، هر چه سریع تر ذهن مجادله طلب و مبارز را برای حل مشکل آماده کنیم زودتر و راحتتر می توانیم این اختلاف را دوستانه حل کنیم.
با استفاده از تکنیک های مذاکره در حل اختلاف، شامل خوب گوش دادن، مهارت استفاده از احساسات و ایجاد ارزش می توانیم به خوبی یک اختلاف را به رابطه دوستانه و کاری موثری تبدیل کنیم.

ادامه‌ی پست

تطبیق‌ پذیری-بیشتر از یک نفر

زندگی مثل یک دوره از مسابقات هست

برای رسیدن به هدفت

باید قبل از شروع مسابقات دوره بدن سازی داشته باشی که در طول مسابقه بدنت اسیب کمتری ببینه

هر مسابقه شرایط خاص خودش رو خواهد داشت

باید ببینی تو چی داری

حریفت چی داره

زمین مسابقه ات چه ویژگی هایی داره

همه جوانب رو بررسی کنی که بتونی امتیاز بگیری

و یک قدم به هدفت نزدیک تر بشی

همه این ها برای این هست که تطبیق‌پذیریت رو بالاتر ببری 

این که اگر شرایط عوض شد بتونی در لحظه مناسب تصمیم گیری کنی

ادامه‌ی پست

جعبه‌ کارتون‌های کتاب‌ِ خودم توی یه روز بارونی…-بیشتر از ی

خسته بود.

ولی پیشم موند.

بارون گرفته بود و نمی‌شد این دو تا کارتون‌رو آورد بیرون.

اسنپ گرفتم.

هیچ کس قبول نمی‌کرد.

بچه‌های استادی تقریبا همه رفته بودن.

ولی اون موند.

موند تا آخرش.

یه اسنپ قبول کرد.

زنگ زدم بهش خواهش کردم اگر ممکنه بیاد داخل. دوتا کارتون کتاب دارم و جابه‌جاییش سخته. بارون هم داره میاد.

گفت در بسته‌ست! یعنی نیمه‌بازه.

گفتم اگر ممکنه خواهش می‌کنید براتون باز کنن؟

گفت نمی‌شه. بیاید خودتون صحبت کنید.

گفتم باشه. اومدم تا دم در. بهشون زنگ زدم.

گفت خانم من لغو کردم!

دوباره برگشتم سالن.

سحر هنوز اونجا بود.
با اینکه باید جایی می‌رفت اما تا آخرش موند… با اینکه ده دقیقه بود که خانواده‌ی نازنینش رسیده بودن، اما پیشم مونده بود.

کمکم کرد کارتون‌ها رو تا دم درآوردم.

خیلی بهم انرژی داد، خیلی امیدواری داد.

گفت مهتاب ناراحت نباش نبینم ناراحت باشی!

گفت ببین الان اومدیم اینجا!

بعد خداحافظی کرد و بالاخره رفت پیش خانواده که منتظر بودن.

سحر مرسی. نمی‌دونی چقدر برام ارزشمند بود.

نمی‌دونی چه لطفی کردی… 

دوباره اسنپ گرفتم.

راننده سریع رسید.

این دفعه تنها بودم.

یه فاصله‌ای داشتم از ماشین.

خانم حدیث رحمانی گل دم در وایساده بود.
بهم گفت کمک نمی‌خوای؟

گفتم اگه لطف کنید عالی می‌شه… کمکم کرد تا این کارتونها رو بیارم بذارم توی صندوق ماشین.

بارون همچنان می‌بارید.

خوشحال بودم.

تا چند دقیقه قبلش بسیار گرفته بود حالم. فکر می‌کردم هیچ وقت با این کارتو‌ن‌ها قرار نیست برم خونه.

می‌گفتم آخه چرا الان باید بارون بیاد؟

اگه فلان بود، اگه بیصار بود…!

خیلی ارزشمند بود کمکتون خانم رحمانی عزیز و مهربون. خیلی انرژی گرفتم از این کار ارزشمندی که انجام دادین برام…

آقای وفایی عزیز، امروز خیلی انرژی دادن به ما.

باید ساخت، باید گذشت کرد.

باید رد شد.

باید شکرگزار بود.

پذیرا بود.

این لحظه همانگونه‌است که باید باشد.

همین اتفاق‌های کوچیک امروز خیلی من‌رو بزرگ‌ کرد. من‌رو ساخت.

فهمیدم همیشه همه چیز طبق خواسته‌ی ما نیست.

یه روزایی ممکنه مثل همیشه از باریدن بارون خوشحال نباشی.

ولی مطمئن باش می‌گذره.

و آخر شب از باریدن بارون و بخیر گذشتن روزت خدا رو شکر می‌کنی.

خدایا شکرت.

خدایا مرسی از اینکه این همه انسان خردمند و مهربان جلوم گذاشتی.

مجموعه‌ی بیشتر از یک نفر، استاد بهرام‌پور، سحر عزیزم، حدیث رحمانی مهربون، استاد وفایی‌ عزیز و بقیه‌ی دوستان و اساتید جان…

ادامه‌ی پست