تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

ده روش برای جلب توجه حضار در سخنرانی-بیشتر از یک نفر

حتما تا حالا برای شما هم پیش اومده که در جمعی سخنرانی کنید؛ حالا یا به اجبار و یا اینکه خودتان خواسته اید. در هر صوت اتفاقی است که ممکن است برای هر کسی پیش بیاید. این جمع ممکن است محیط خانوادگی و فامیلی باشد و یا مدرسه، دانشگاه و یا در محل کار.
در ذهن من دو نوع توجه وجود دارد: نوع اول وقتی است که گردن حضار پایین است و نوع دوم وقتی گردن او بالاست!
در حالت اول او اصلا به شما توجه نمی کند و احتمالا مشغول بازی با گوشی همراهش است.
در نوع دوم اما توجه مخاطب تمام و کمال به شماست. او دارد از حرف هایتان لذت می برد.
در اینجا میخواهیم ده روش به شما آموزش دهیم که گردان مخاطبین را از پایین بلند کنید و به بالا بیاورید!
احتمالا شما هم روش های دیگری میشناسید یا حتی خودتان سخنران ماهری هستید. در این صورت اینها را هم پیشنهاد میکنیم تمرین کنید.
 

آدم ها دو دسته اند: یا سخنران اند یا دوست دارند سخنران شوند

ترفند اول: غیرمنتظره آغاز کنید

با همان جمله‌ اول شنونده را میخکوب کنید. یا اینکه کاری کنید آنها شگفت زده شوند.
سیگاری ها، کبریت هایی را دوست دارند که با اولین حرکت روشن شود. حضار و شنوندگان هم سخنرانی ای دوست دارند که با اولین جمله توجه آنها را جلب کند.

مثال ۲:
رونالد ریگان، رئیس جمهور اسبق آمریکا، در آغاز سخنرانی مشهورش گفت: «ما امروز در مکان نبرد ایستاده‌ایم، مکانی که ۴۰ سال پیش، شاهد بدترین روزهای جنگ بود». او با این جمله مکان و موقعیتی را برای حضار متصور کرد که آنها بتوانند با آن همذات پنداری کنند.

مثال ۳:
آقای کنت اسپنسر، برادر لیدی دیانا (شاهدخت پادشاهی ولز) در شروع سخنرانی اش در سوگ لیدی دیانا گفت: «من امروز به عنوان نماینده ای از خانواده‌ ای عزادار، در مقابل کشوری اندوهگین و ماتم زده و دنیایی متحیر ایستاده ام.»
همه‌ این جملات آغازین، ما را وامیدارند که به جلو خم شویم، گوش هایمان را تیز کنیم و از خود بپرسیم سخنران میخواهد ما را به کجا ببرد؟
نمونه هایی که دیدید نوعی از سخنرانی با عنوان «سریع سر اصل مطلب رفتن» است تا با ایجاد حس تعلیق، حس اشتیاق و کنجکاوی ما را بر انگیزند. همه‌ این جملات توجه افرادی که گردنشان رو به پایین است را جلب می کند.
 

سخنرانی محمد پیام آسیان شاپ

ترفند دوم: انگار درباره آنها حرف می زنید

بعد از یک شروع ویژه و غافلگیر کننده، باید بتوانید کاری کنید که گویی مخاطبین حس کنند درباره آنها حرف میزنید. در ابتدا درباره اهداف، نگرانی ها و دغدغه هایشان حرف بزنید. مثلاً اگر در آن بازه زمانی سخنرانی شما، آلودگی هوا در صدر خبرها قرار دارد، می توانید در مورد آن حرف بزنید.
سیسرون، سخنران معروف روم باستان و یکی از بزرگترین سخنرانان تاریخ، گفته است: «نشانه گرفتن ناراحتی ها و دغدغه های مخاطبین و تحریک آن، از مهم ترین تکنیک های سخنرانان موفق است.» منظور آقای سیسرون این بوده که با یادآوری حس نیاز یا چیزی که سعادت مخاطبان را تهدید می کند (همان آلودگی هوا مثلا)، می‌توانید توجه آنها را به سخنان خود جلب کنید.

ترفند سوم: به زبان حضار صحبت کنید

در سخنرانی (به خصوص در شروع سخنرانی) از جملات و عبارات آکادمیک و انتزاعی و دارای کج فهمی استفاده نکنید.
در واقع سعی نکنید خود را خیلی «عصا قورت داده» نشان دهید و یا بخواهید طوری وانمود کنید که گویی در آکسفورد تدریس می کنید!
یکی از بهترین راه ها، همانطور که در مقالات قبلی گفتیم، استفاده از تکنیک داستان گویی است. ذهن انسان طوری برنامه ریزی شده که اطلاعات را از طریق داستان بهتر دریافت می کند.
داستانی جالب تعریف کنید تا توجه مخاطبان را جلب کنید.
مثلاً آقای رابرت کندی، رئیس جمهور اسبق آمریکا در آغاز سخنرانی اش در کنار یک رودخانه به سمت جنوب اشاره کرد و گفت: «اوه چه جالب! به مسیر این کانال نگاه کنید. کانال هایی را می بینید که میلیون‌ها سال بزرگترین مکان تخم‌ریزی برای ماهیان خاویاری در جهان بوده اند.»
جالب اینجاست که مکان مورد اشاره آقای کندی، تنها یک مرداب تیره و کدر بود و هیچ ماهی خاویاری در آن دیده نمی شد؛ اما تصویری را در ذهن تداعی می کرد که رودخانه ای بزرگ با میلیون ها ماهی خاویاری است.
او تازه بعد از این جملات بود که شروع به صحبت در مورد مشکلات رودخانه «هادسون» کرد.
 

به زبان حضار صحبت میکنید

ترفند چهارم: پویا، شناور و روان صحبت کنید

شما فیلم را نگاه می کنید که هیجان زده شوید، حس تعلیق به شما دست دهد، اتفاقات جالب ببینید و در نهایت نکته ای از آن برداشت کنید؛ بنابراین اگر فیلمی جلویتان بگذارند که هیچ کدام از این ها را نداشته باشد، آن را نمی بینید.
در سخنرانی هم همین موضوع صادق است.
شنوندگان سخنان سنجیده، مختصر، با مفهوم و دارای نتیجه را دوست دارند. آنها از سخنان پوچ، طولانی، کلمات گیج کننده یا نامفهوم خوششان نمی آید.
پس روان و شناور صحبت کنید. راحت راحت!
در سخنرانی مثل رود باشید نه یک مرداب!
مرداب جریان ندارد؛ بنابراین پر از لجن و گل و لای است؛ اما رود جاری است. دائماً در حرکت است. 
اگر یک وبینار انجام می دهید، باید بر روی این خصوصیت خود بیشتر کار کنید. چون در وبینار احتمال اینکه حواس مخاطبین پرت شود، بیشتر است.
 

تمرین در مدرسه استادی

ترفند پنجم: یه راست برو سر اصل مطلب!

اگر میخواهید یک لذت به مخاطب هدیه بدهید، برخی از نکاتی که میخواهید بگویید را بدون ابهام و به صورت «هلو برو تو گلو» به مخاطب بدهید.
بعضی سخنرانان اصرار دارند که یک ساعت اضافه گویی کنند و سپس مطلب اصلی را بیان کنند.
مقدمه چینی خوب است، اما اضافه گویی اصلاً!
مثال:
ست گودین (نویسنده، کارآفرین و سخنران آمریکایی) میخواست سخنرانی ای را با این موضوع برگزار کند: «چرا بازاریابی محصولات فنی و صنعتی آنقدر اهمیت دارد که نباید آن را بر عهده بازاریاب های عادی گذاشت». جمله اولی که در سخنرانی گفت این بود: «بازاریابی محصولات فنی-صنعتی آنقدر مهم است که نباید به عهده بازاریاب های معمولی بگذارید».
میبینید که آقای ست گودین یک راست سر اصل مطلب رفت. بدون هیچ حرف اضافه ای.
آقای محمد پیام آسیان شاپ هم از چنین شیوه ای تبعیت می کند. او فارغ از اضافه گویی، سعی می کند از تمام زمان جلسه سخنرانی نهایت استفاده را ببرد.
 

سخنرانی محمد پیام آسیان شاپ

ترفند ششم: احساسات مخاطب را برانگیز!

اگر طناز نیستید و جوک را خوب تعریف نمی کنید (چون خوب جوک تعریف کردن از جوکِ خوب تعریف کردن مهم تر است) سعی نکنید زیاد به خودتان فشار بیاورید. به جای آن خیلی ساده، فقط به حس غریزی شوخ طبعیتان اجازه دهید در لحظه حاضر باشد و وقتی چیزی به ذهنتان رسید، سریع آزادش کنید.
همچنین ذکر یک خاطره شخصی یا حتی اعتراف شخصی، باعث می‌شود شنوندگان با شما احساس نزدیکی کنند.
مثلاً یکی از مدیران ارشد شرکت هواوی، در جلسه‌ای که با همکارانش داشت اعتراف کرد برای اینکه از پس مخارج دانشگاه برآید، شغل هایی مختلفی مثل متصدی بار، راننده‌ تاکسی و آشپزی را امتحان کرده است.
افراد حاضر در جلسه بعد از شنیدن سخنرانی او خوشحال بودند. چون هدف آن مدیر این بود که به شنوندگان ثابت کند ما می‌توانیم به چیزهایی بیشتر از آنچه انتظار داریم برسیم.
اعتراف کردن حقیقت درباره‌ خودتان و صادق بودن، نشانه‌ ای از شجاعت است.

ترفند هفتم: تعاملتان را حفظ کنید

دانشمندان علوم اجتماعی طی تحقیقاتشان ثابت کرده اند که مخاطبی که فعال باشد بهتر از مخاطبی که فقط گوش می‌دهد، متقاعد خواهد شد.
فعال بودن مخاطبین، باعث درک بهتر نکات شما خواهند شد.
شما هم احتمالا در کلاس دیده اید وقتی استاد دانشگاهتان از دانشجویانی که فعال نیستند سوال می کند و وادار به هوشیار بودنشان می کند تا نقشی فعال تر در کلاس بازی کنند.
هیتلر هم از این ترفند زیاد استفاده می کرد. مثلاً، در تظاهرات حزب نازی، وقتی که هیتلر فریاد می‌زد «زیگ» (Sieg) و مردم در جواب می‌گفتند «هایل هیتلر» (Heil) و سپس بازوهایشان را به نشانه سلام ویژه حزب نازی به هیتلر، بالا میبردند. البته در اینجا باید بگوییم چیزی که یک سخنران را تبدیل به رهبری عوام فریب و خطرناک می کند تکنیک هایی که استفاده می‌کند نیست، بلکه اهداف مثبت یا منفی او است.
 

مدرسه استادی محمد پیام آسیان شاپ

ترفند هشتم: از تیترهای واضح، شفاف و جذاب استفاده کنید

اگر با اسلاید سخنرانی می کنید، از تیترهایی استفاده کنید که نقطه نظر‌تان را بیان می کند.
شنوندگان ایده‌ اصلی را از تیترها درک می کنند. البته می توانید تیترهایی دو مفهومی و جذاب هم استفاده کنید؛ اما اگر قرار است مخاطب گیج شود، این کار را نکنید.
مثلاً تیتر «ما توانایی تسلط بر بازار را داریم» از تیتر «سهم بازار» خیلی بهتر است. چون انجام یک عمل را یادآوری می کند، احساسی و تفکر برانگیز است و توجه شنونده را نسبت به عبارت بی روح «سهم بازار» جلب می کند. انتخاب تیترهای جذاب با خودتان!

ترفند نهم: ترجیحاً کوتاه سخنرانی کنید

همیشه محاسبه کنید که چه موقع مخاطبین دارند خسته می شوند. قبل از اینکه آنها خسته شوند، سخنرانی خود را جمع بندی و آن را به پایان برسانید.
چون هروقت جسم خسته شود، مغز هم نیاز به استراحت دارد.
 

کوتاه سخنرانی کنید

ترفند دهم: در صحنه حاضر باشید

حضور انسان در هر صحنه ای، چه در روی زمین یا اتاقی کوچک و چه در سالن یا سالن کنفرانس یک هتل بزرگ، به خودی خود جذاب است و توجه مخاطبین را جلب می کند.
آقای رالف والدو امرسون (شاعر و نویسنده قرن ۱۹ آمریکا) می گوید: «چیزی که هستید خودش می گوید که هستید و کجا هستید. لازم نیست حنجره تان را پاره کنید!»
شنوندگان تمام حرکات سخنران را تعبیر و تفسیر می کنند.
آنها حرکات صورت، ریتم، طرز ایستادن‌، صدا و زبان بدن‌ شما را می خوانند. شاید خودتان هم متوجه این قضیه نشوید.
ذهن انسان با کوچک ترین نشانه های فیزیکی، قصد و نیت فرد مقابل را متوجه می شود.
ذهن این کار را در کسری از ثانیه انجام می دهد و سخنرانی شما تا این حد قطعاً کوتاه نخواهد بود.
ضمناً ممکن است مضطرب باشید و نتوانید در بهترین وضعیت خود ظاهر شوید و این به نوبه‌ خود می تواند بر مهارت های تکنیکی شما در جلب و حفظ توجه مخاطبان اثرگذار باشد.
در هر سخنرانی یا معارفه، لحظات زیادی هست که شنوندگان مجبورند برای گوش کردن تلاش کنند، ولی وقتی خودتان و مطلبی که قصد بیانش را دارید برای مخاطب جالب به نظر برسید، راحت تر به حرف های شما گوش می دهند.
 

در پایان شما را به خواندن مقاله های مرتبط دعوت میکنیم…

چطور فن بیان خوبی داشته باشیم و خوب صحبت کنیم؟ قسمت اول: جلب توجه مخاطبان 

چطور با فن بیانی خوب، خوب صحبت کنیم؟ قسمت دوم: جلب توجه مخاطبان

دانلود رایگان فایل صوتی چگونه توجه مخاطبان را به خود جلب کنیم؟

زنان بهتر سخنرانی می کنند یا مردان؟

هفت راه برای تسلط بیشتر بر سخنران

۱۹+۱ تکنیک برای یک سخنرانی جذاب و منحصر به فرد

پیکربندی شروع سخنرانی

پیکربندی محتوای سخنرانی

باید ها و نباید‌ها در سخنرانی – اینفوگرافیک

ادامه‌ی پست

بازاریابی حضوری | ناگفته های بازاریابی حضوری

کافیست در گوگل در مورد بازاریابی حضوری جستجو کنید.

با صفحه ای پر از عناوین مختلف، شامل تکنیک های بازاریابی حضوری، نکات بازاریابی حضوری، ترفندهای و … بازاریابی حضوری مواجه می شوید.

اگر اندکی توجه کنید می بینید که محوریت همه ی موارد بالا، راه حل های کوتاه مدت و سریع است که در اکثر مواقع نتیجه بخش نیستند.

علت اصلی این موضوع چیست؟

به خاطر اینکه کاربر به دنبال آسان ترین، کوتاه ترین و موثر ترین راه حل برای مشکل خود است.

سوالی که بوجود می آید این که: آیا اصلا چنین چیزی ممکن است؟

آیا ممکن است شما در شروع بازاریابی حضوری باشید و با این تکنیک ها نتیجه ای بگیرید؟

آیا این موارد شبیه به قرص های لاغری یا روش های ثروتمند شدن یکشبه نیست؟

اجازه بدهید کمی دقیق تر نگاهی به موضوع بیاندازیم.

به عنوان فردی که تا کنون بیش از ۴۰۰۰ نفر را به صورت مستقیم و غیرمستقیم در کارگاه ها یا محصولات و دوره های غیر حضوری آموزش داده ام، ترجیح میدهم کمی دقیق تر موضوع را مورد بررسی قرار دهیم.

بازاریابی حضوری چیست؟

قبل از اینکه بخواهیم تکنیک ها و نکات بازاریابی حضوری را بدانیم، ابتدا باید بدانیم بازاریابی حضوری اصلا چی هست؟

تعریفی که ما اینجا از بازاریابی حضوری ارائه می دهیم، دقیقا همان چیزی است که در بازار و فضای کسب و کار انتظار مشاهده آن را داریم.

بازاریابی حضوری روشی از بازاریابی و فروش است که در آن، فروشنده ها و بازاریابان شرکت، به صورت مستقیم با مشتری ملاقات می کنند و سعی در فروش و جذب مشتری دارند.

اما برای شناخت دقیق تر پیشنهاد می کنم ابتدا واژه ی بازاریابی و فروش را با یکدیگر مقایسه کنیم.

یک اشتباه رایج در جامعه ما این است که تعریف درستی از بازاریابی و فروش نداریم.

عموما در جامعه ما زمانی که مشتری به ما مراجعه می کند، فرض می کنیم که فروش انجام شده است.

زمانی که فروشنده ما به مشتری مراجعه می کند، او را ویزیتور یا بازاریاب می نامیم.

در صورتی که در تعریف درست فروش و بازاریابی، هر دو مورد وظیفه ی فروشنده است.

بازاریابی تمام فعالیت های یک شرکت برای رساندن ارزش به مشتری است.

فروش بخشی از این فرآیند و در واقع زیر مجموعه بازاریابی است.

از آنجایی که بیشتر دوستان به دنبال فروش حضوری هستند، ما برای راحتی بحث از همان لفظ بازاریابی حضوری استفاده خواهیم کرد.

چرا بازاریابی حضوری مهم است؟

اهمیت

دلایل زیادی برای استفاده از بازاریابی حضوری وجود دارد.

معمولا می بینیم که شرکت های کوچک و شرکت های بزرگ هر دو از این روش بازاریابی استفاده می کنند.

شرکت های کوچک عموما به این دلیل از این روش بازاریابی استفاده می کنند که بازاریابی حضوری اثر بخشی بالا و هزینه ی به نسبت پایینی دارد.

از طرفی در بازاریابی حضوری، می توان به صورت مستقیم بازار هدف را انتخاب کرد و مستقیما وارد بازار هدف شد.

به همین دلیل در شرکت های کوچک، استفاده از بازاریابی حضوری مزیت خوبی در بازار به این نوع شرکت ها می دهد.

در شرکت های بزرگ نیز، به این دلیل از بازاریابی حضوری استفاده می شود که میزان ارتباط با مشتریان کنترل شود.

این امر به حفظ مشتریان شرکت و وفادار سازی مشتریان می انجامد.

چطور باید بازاریابی حضوری را یاد بگیریم و مهارت های خود را گسترش دهیم ؟

همانطور که در ابتدای این نوشته شرح دادم امروز دغدغه اکثر دوستان تکنیک ها، ترفند ها و نکات بازاریابی حضوری است.

دلیل اساسی موفقیت های کوتاه مدت یا از ابتدا عدم موفقیت آنها نیز همین است.

متاسفانه همه به دنبال آمپول هستند، بدون توجه به اینکه بعضی از کارها بدون آمپول باید انجام شوند.

این به این معنی نیست که من با تکنیک ها، ترفند ها و تاکتیک ها مشکلی دارم.

در انتهای این مقاله شما را به سمت تعداد زیادی تکنیک هدایت خواهم کرد.

در نتیجه از تکنیک های مذاکره و ترفندهای فروش بی نیاز خواهید شد.

راز موفقیت: ساختار

سختار

اما دغدغه شخصی من این است که حتی اگر تکنیک ها را بدانید، می توانید از آنها استفاده کنید؟

کسی در مورد ساختار صحبت نمی کند و چه در مورد بازاریابی و چه در مورد فروش ضربه اصلی از تکنیک ها وارد نمی شود.

از ساختار غلط یا بهتر بگویم عدم وجود ساختار است که مشکلات بوجود می آیند.

بازاریابی اغلب به عنوان یک کار خلاقانه در نظر گرفته می شود.

اما، موضوع اصلی و عامل موفقیت آن نظم و توالی انجام فرآیندهاست.

همچنان من می خواهم تکرار کنم که من مخالف خلاقیت نیستم، اما این موارد ابزاری است برای رساندن شما به مقصد درست.

شما نمی توانید به صورت خلاقانه در مسیری اشتباه گام بردارید و انتظار رسیدن به مقصد درست را داشته باشید.

بازاریابی حضوری مراحلی دارد که در ادامه شرح خواهیم داد.

در واقع یک بازاریاب موفق در این زمینه مجموعه از مهارت ها، فرآیند ها و ساختارهاست که او را به مشتری می رساند.

اجازه بدهید یک طبقه بندی کوچک در مورد فرآیند مورد نظر داشته باشیم:

فرایند بازاریابی حضوری

  1. پیدا کردن مشتریان و هدف گیری آنها
  2. مراجعه به مشتری
  3. ایجاد ارتباط اعتماد و صمیمیت
  4. پرسیدن سوالات درست و کشف نیازهای مشتریان
  5. ارائه راه حل و معرفی محصول
  6. مدیریت اعتراضات
  7. نهایی سازی فروش
  8. برنامه ریزی برای ادامه روند و فروش های بعدی
  9. پیگیری مشتری و هدایت او برای خرید محصولات مکمل یا محصولات دیگر

اگر بخواهیم فرآیند بازاریابی حضوری را طبقه بندی کنیم، فکر میکنم حداقل طبقه بندی ما به شکل بالا باشد.

پیدا کردن مشتریان و هدف گیری آنها

بازار هدف

اولین گام برای فروش یافتن مشتری مناسب است.

شما می توانید بدون بررسی وارد بازار شوید و سراغ مشتریان بروید.

راه دوم این است که بازارتان را شناسایی کنید، نیازهایشان را تحلیل کنید و محصولتان را با نیازهای آنها سفارشی کنید.

سپس وارد بازار شوید و به مشتریان واقعی بفروشید.

هر دو راه حل امکان پذیر است، اما نیاز نیست نابغه باشید که درک کنید کدام راه حل منطقی تر است.

برای یافتن مشتریان مناسب و برنامه ریزی روند فروش، می توانید از ابزار قیف فروش استفاده کنید.

قیف فروش شما را در ساخت مسیر درست برای مشتریان راهنمایی می کند.

پیشنهاد می کنم مقاله قیف فروش را در این زمینه مطالعه کنید.

قیف فروش

مراجعه به مشتری

اگر من شخصی باشم که برای مراجعه به مشتری برنامه ریزی می کنم، مطمئنا یک مرحله تماس تلفنی را قبل از مراجعه قرار می دهم.

این کار شما را حرفه ای تر نشان می دهد و باعث می شود، مشتری برای شما احترام بیشتری قائل شود.

اگر اطلاعاتی از مشتریان خود ندارید که با آنها تماس بگیرید، می توانید یک مرحله پیش از این قرار دهید.

می توانید افرادی را برای جمع آوری اطلاعات از بازار هدف استخدام کنید. (به شدت توصیه می کنم این کار را انجام دهید.)

زمانی که این کار را انجام می دهید، یک قدم از تمام رقبای خود جلوتر هستید.

مشتریان احترام بیشتری برای شما قائل هستند.

در مواجهه با مشتری حرفه ای تر به نظر می رسید و مسیر هموارتری خواهید داشت.

ایجاد ارتباط، اعتماد و صمیمیت

ایجاد ارتباط

حالا زمان آن رسیده که وارد مذاکره با مشتری شوید.

قبل از اینکه تکنیک ها اهمیت داشته باشند، شما باید بدانید چه می کنید.

اولین مرحله و اولین هدف در مذاکره با مشتری ایجاد ارتباط، اعتماد و صمیمیت است.

اگر مشتری شما را نخرد، محصول شما را نخواهد خرید.

پس اولین چیزی که باید فروخته شود، خود شما هستید.

او باید بتواند به شما اعتماد کند.

به شما علاقه مند شود و احساس کند، این شما هستید که می توانید او را به هدف خود برسانید.

شما در این مرحله دو هدف را دنبال می کنید.

باید از تکنیک های ارتباط موثر استفاده کنید و احساس خوبی در مشتری بوجود آورید.

باید یک دوست جدید برای مشتری باشید که علاقه مند است ارتباط را با شما ادامه دهد.

هدف دوم شما در این مرحله این است که خود را به عنوان متخصص به مشتری بفروشید.

مشتری باید بداند که شما در کار خود تخصص دارید.

اگر کسی قرار است مشتری شما را به هدفش برساند، آن فرد شما هستید.

پرسیدن سوالات درست و کشف نیازهای مشتریان

پرسیدن سوال

از اشتباهات دیگر فروشندگان در فروش و بازاریابی حضوری این است که مستقیما به سراغ معرفی محصول می روند.

محصول را با تمام ویژگی ها معرفی می کنند، بدون آنکه خود آنها یا مشتری بدانند که چرا این اتفاق می افتد.

این مرحله دو نقش اساسی برای شما دارد:

اولی اینکه شما مطمئن می شوید که مشتری به کالای شما نیاز دارد.

نقش دوم این است که مشتری وارد فضای ذهنی شما می شود و شروع به فکر کردن در مورد نیازهایش می کند.

دلیل اینکه در قالب سوال این کار را انجام می دهیم، این است که در سوال مشتری خود به نتیجه می رسد.

اگر همین موارد را ما برای مشتری توضیح دهیم با ما مخالفت می کند.

اما وقتی خود مشتری به این نتایج برسد، با خود مخالفت نخواهد کرد و به دنبال راه حل خواهد بود.

فایده دیگر پرسیدن این سوالات این است که وقتی مشتری جوابی برای آنها ندارد، به دنبال راه حل خواهد گشت.

این نقطه ای است که شما با معرفی راه حل وارد خواهید شد.

ارائه راه حل و معرفی محصول

ارائه راه حل

کار ما به عنوان فروشنده فقط و فقط فروش راه حل هاست.

بهترین فروشندگان دنیا نیز همین کار را کرده اند.

بسیار فرایند ساده است.

مشکل را پیدا کن، راه حل را پیدا کن، راه حل را بفروش.

در مرحله سوالات هدف شما این است که مشتری را به یک مشکل برسانید که راه حلش را نمی داند.

وقتی مشتری به این نقطه رسید، تشنه ی گرفتن راه حل است.

اینجاست که شما با یک راه حل عالی وارد می شوید و تبدیل به فرشته نجات مشتری می شوید.

راه حل را با تکنیک های مربوط به آن ارائه می دهید و سپس به مشتری درخواست خرید می دهید.

مدیریت اعتراضات

مدیریت اعتراضات

آیا پس از طی این مراحل پاسخ همه به پیشنهاد شما مثبت خواهد بود و از شما خرید خواهند کرد؟

مسلما نه.

راه حل شما برای مشتری مثل آمپولی است برای برطرف کردن بیماری.

مشتری راه حل مشکلش را می خواهد، اما همچنان زمان پرداخت پول درد می کشد.

وظیفه شما به عنوان مشتری این است که این درد را درک کنید و به او کمک کنید تصمیم درست بگیرد.

شاید فکر کنید که خود مشتری می داند که باید این کار را انجام دهد.

اما در زمان خرید، تمام تمرکز مشتری روی دردی است که از پرداخت پول ناشی می شود.

پس وظیفه شما به عنوان فروشنده این است که منطق آمپول را برای مشتری جا بیاندازید.

باید نتایج پس از خرید را به او یادآور شوید و مشکلاتی که حل می شوند را دوباره برای مشتری تکرار کنید.

این روند را طی کنید و در این مسیر از تکنیک های مدیریت اعتراضات استفاده کنید تا نه مشتری به بله تبدیل شود.

نهایی کردن فروش

نهایی سازی فروش

بسیاری از فروشندگان به دلیل ضعف در نهایی کردن فروش، مشتری خود را از دست می دهند.

آنها همه مراحل را به بهترین شکل ممکن پیش می روند، اما به نقطه نهایی سازی که می رسند این کار را درست انجام نمی دهند.

عمده دلیل این موضوع ترس است.

ترس از شکست، ترس از نادیده گرفته شدن، ترس از مسخره شدن، ترس از نه شنیدن و … .

به دلایل مختلف این مورد اتفاق می افتد.

فارغ از اینکه دلیل این موضوع چیست، وظیفه ما به عنوان فروشنده جلوگیری از این مسئله است.

پیشنهاد می کنم برای اطلاعات بیشتر و اثربخشی بیشتر مقاله زیر را در مورد نهایی کردن فروش مطالعه کنید.

نهایی سازی فروش

برنامه ریزی برای ادامه روند و فروش های بعدی

اگر تمام مراحل بالا را به درستی طی کنید و ساختار را به درستی حفظ کرده باشید، به احتمال زیاد مشتری اولین خرید از شما را انجام خواهد داد.

بزرگترین اشتباهی که می توانید در این مرحله انجام دهید، این است که فرض کنید کارتان به اتمام رسیده و سراغ مشتری بعدی بروید.

(کاری که اکثر فروشنده ها انجام می دهند.)

مشتری در این مرحله به سختی به شما اعتماد کرده و در مرحله اول تلاش می کند از شما خرید کوچکی داشته باشد.

این خرید نقش سنجش شما را دارد و برای مشتری مشخص خواهد کرد که آیا می تواند به شما اعتماد کند یا خیر؟

در این مرحله اولا باید به دقت همه چیز را بررسی کنید که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد و مشتری به بهترین شکل به خواسته اش برسد.

مورد دوم این است که برنامه ریزی کنید که چطور قرار است با مشتری ارتباط خود را ادامه دهید.

باید فرایندی برای ادامه ارتباط و فروش های بعدی برنامه ریزی کنید.

مشتری در این نقطه به شما اعتماد کرده و نتیجه اعتماد خود را دیده است.

حالا زمان آن است که محصولات و پیشنهادات دیگر را به او ارائه دهید.

خواهید دید که با مقاومت بسیار پایین تری روبرو خواهید شد و به سادگی پیشنهادات شما پذیرفته می شود.

در این مرحله باید برنامه ریزی کنید که چه محصولات دیگری در چه بازه زمانی باید به مشتری فروخته شود.

پیگیری مشتری و ارتباط مستمر

جذب یک مشتری جدید و فروش به او بین ۳ تا ۲۵ برابر حفظ مشتریان فعلی برای شما هزینه دارد.

مهم است بدانید که مشتریان شما دارایی های اصلی شما و سازمانتان هستند.

لذا حفظ ارتباط مستمر با مشتریان و نگهداری آنها بسیار اهمیت دارد.

از نظر من فروشندگان حضوری حداقل باید در ماه یکبار با مشتریان خود ارتباط برقرار کنند.

این ارتباط می تواند به صورت تلفنی باشد.

اما اگر بتوانید این کار را به صورت حضوری انجام دهید، احتمال فروش یک محصول دیگر به مشتری بسیار بالاست.

مشتریان خود را پیگیری کنید و به طور مستمر برای آنها پیشنهادات جدید داشته باشید.

باشگاه مشتریان تشکیل دهید و برای آنها پاداش هایی را برنامه ریزی کنید.

امروز موفقیت به کسانی می رسد که بتوانند تعداد زیادی مشتری وفادار و راضی داشته باشند.

جمع بندی

ساختاری که عنوان شد، حداقلی است که می توان برای بازاریابی حضوری در نظر گرفت.

تمام مواردی که مطرح شد، مربوط به ساختار بود.

البته که استفاده از تکنیک ها می تواند روند و فرایند های داخلی این ساختار را سریع تر به موفقیت برساند.

اما نکته اساسی این است که اسکلت اصلی شما را ساختارتان تشکیل می دهد.

هرچقدر ساختار قوی تر و منظم تری داشته باشید، شانس بیشتری برای موفقیت بلند مدت و ایجاد سیستم درست در کسب و کارتان خواهید داشت.

در این مقاله فقط مباحث کلی و ساختاری مطرح شد، می توانید با مطالعه مقالات دیگر، تکنیک ها را نیز برای هر کدام از مراحل یاد بگیرید.

همانطور که در ابتدای این نوشته عنوان شد، بنده مخالف تکنیک ها نیستم.

تنها نکته این است که تکنیک ها در ساختار درست نتیجه خود را به درستی نشان خواهند داد.

 

 

ادامه‌ی پست

نوشتن احساسات-بیشتر از یک نفر

یکی از استاتید بنده

یه جایی پیشنهاد داد که یک لیست بنویسیم از ۱۰۰ احساسی که تجربه کردیم

مثل احساس نشستن روی صندلی اتوبوس

احساس خیس شدن در باران سال ۹۰

احساسِ …

اگر صلاح میدونین

پیشنهاد میکنم زمانی بزارین و  یه همچنین لیستی رو بنویسین

ادامه‌ی پست

یک کتاب معرفی میکنید؟-بیشتر از یک نفر

یه موضوعی مدتی ست فکر من رو به خودش مشغول کرده

و اون اینکه

من در برابر جامعه ام ، خانواده ام و تک تک اعضای اون ، دوستانم و…

چه مسئولیت هایی دارم ؟ چه کارهایی موظف هستم که انجام بدم؟

ممنون میشم اگر کتابی رو در این زمینه میشناسین که در این زمنیه به من کمک کنه به بنده معرفی کنید

ادامه‌ی پست

فروش-جلسه شانزدهم مدرسه استادی ۴-بیشتر از یک نفر

جلسه شانزدهم مدرسه استادی ۴، در روز جمعه چهارم آبان ماه ۱۳۹۷ برگزار شد.

قبل از اینکه گزارش جلسه شانزدهم مدرسه استادی ۴ رو بخونید، بیایید نگاهی به گزارش روزهای قبل بیندازیم و ببینیم در جلسات قبل چه گذشت. روی هر جلسه ای که میخواهید، کلیک کنید!

۱۵٫ تولید محصول ویدیویی-جلسه پانزدهم مدرسه استادی ۴

۱۴٫ ترس از سخنرانی – گزارش جلسه‌ی چهاردهم مدرسه استادی ۴

۱۳٫ تولید محصول صوتی – گزارش جلسه سیزدهم مدرسه استادی ۴

۱۲٫ برگزاری سمینار – گزارش جلسه ی دوازدهم مدرسه ی استادی ۴

۱۱٫ چگونه کتابمان را چاپ کنیم – گزارش جلسه ی یازدهم مدرسه ی استادی ۴

۱۰٫ حل مسئله – گزارش جلسه دهم مدرسه استادی ۴

۹٫ مقابله با افکار مزاحم – گزارش جلسه نهم مدرسه استادی ۴

۸٫ ساده سازی محتوا – گزارش جلسه هشتم مدرسه استادی ۴

۷٫ نوشتن کتاب الکترونیکی – گزارش جلسه هفتم مدرسه استادی ۴

۶٫ گزارش جلسه ششم مدرسه استادی ۴

۵٫ گزارش جلسه پنجم مدرسه ی استادی ۴

۴٫ گزارش جلسه ی سوم مدرسه ی استادی ۴

۳٫ گزارش جلسه ی چهارم مدرسه ی استادی ۴

۲٫ گزارش جلسه ی دوم مدرسه استادی ۴

۱٫ گزارش جلسه اول مدرسه استادی چهار

۰٫ گزارش تصویری سمینار مدرسه استادی ۴ (سمینار معارفه)ورزش، شکرگزاری، روحیه عالی…!

بیایید باهم ببینیم در جلسه شانزدهم مدرسه است ادی ۴ چه گذشت…!

آقای محمدپیام آسیان شاپ با تشویق حضار وارد سالن شد و مثل همیشه سرحال و قبراق به نظر می رسید و تا آخر برگزاری جلسه شانزدهم که حدود ۱۰ ساعت طول کشید، با طنازی های خاص خودش نگذاشت که مخاطبین احساس خستگی کنند ودائماً آنها را سر ذوق می آورد.

جلسه شانزدهم مدرسه استادی 4

شروع کلاس با جمله همیشگی

به نام آن که هستی نام از او یافت، فلک جنبش، زمین آرام از او یافت…
طبق روال همیشگی، در ابتدای جلسه مراسم شکرگزاری از درگاه خداوند برقرار شد. شکرگزاری از بخش های همیشگی و جدا نشدنی مدرسه استادی است و اگر شما هم یکی از شرکت کنندگان مدرسه استادی بوده باشید، احتمالا تاثیرش را روی روحیه و انگیزه خودتان حس کرده اید.
بعد از مراسم شکرگزاری، سرود ملی و تلاوت قرآن، وقت یک ورزش صبحگاهی ساده اما انرژی بخش با استاد موسویان بود. تا جاییکه میشود، ورزش هایی با حرکات متفاوت برای دوستان در نظر گرفته می شود تا هر بار با تمرینی جدید آشنا شوند.

مدرسه استادی 4

این جلسه در مورد چی بود؟

موضوع اصلی که محمدپیام آسیان شاپ در این جلسه میخواست درباره اش صحبت کنه این بود که چیکار کنیم تا به یک روایتگر و داستان گوی قهار تبدیل بشیم.
اصلا چرا باید داستان گو بشیم؟ داستان چه کمکی به مدرسین مختلف می کنه تا بتونن موثرتر و بهتر سخنرانی کنند؟ آیا همه می تونن روایتگر بشوند؟ چرا بعضیا داستان ها و خاطراتشون رو این همه جذاب تعریف می کنند و چرا بعضی دیگه از آدما با اینکه کوله باری از خاطره و تجربه و داستان دارند، به درستی نمیتونن از آنها استفاده کنند؟
آقای آسیان شاپ گفت که داستان جذابه! پیام مخفی در خودش داره، میتونه به ما کمک کنه تا به قلب مخاطب راه پیدا کنیم و صحبت هامون به یاد ماندنی و تاثیرگذار بشه.
در این بخش برای آنکه شرکت کنندگان تاثیر توصیف در داستان گویی را به خوبی درک کنند، از دو نفر از دوستان استادی خواسته شد تا تصویری را ببینند و برای سایر شرکت کنندگان توصیف کنند. همچنین برای آنکه با ریزه کاری های توصیف یک محیط که مخاطب آنرا ندیده است بیشتر آشنا شویم، استاد بهرامپور از سارا یوسفی از شرکت کنندگان مدرسه استادی۴ که نابینا است؛ درخواست کرد تا راجع به آنچه که در توصیف یک محیط می تواند برای یک فرد نابینا مناسب باشد صحبت کند. علاوه بر آن شرکت کنندگان مدرسه استادی در گام های مختلف داستان گویی تمارین عملی را انجام دادند تا داستان گویی را تجربه کنند. در این جلسه محمد پیام بهرامپور با مهارت ویژه ای که در داستان گویی دارد و مثال هایی که ارائه کرد، شور و نشاط خاصی را در کلاس برقرار کرد.

مدرسه استادی 4

خاطره گویی؛ تمرینی بسیار عالی برای سخنرانی و داستان گویی

برای اینکه قدرت داستان گویی رو یاد بگیریم، محمدپیام آسیان شاپ فیلمی از حسن عباسی برای حضار آماده کرده بود که در مورد خاطرات دوران جوانی ایشان بود و روایت جالب و جذابی داشت.
در این فیلم آقای عباسی، داستان هایی موازی و پر از جزئیات در مورد خواستگاری، دوران جنگ، آزادسازی خرمشهر، اسارت در خرمشهر و دورانی که تا مرز کشته شدن پیش رفته بود تعریف کرد و به قول آقای آسیان شاپ، از تکنیک «داستان در داستان» استفاده می کرد. با دقت در این سخنرانی می توانیم اطلاعاتی کامل و کلی از زندگی و نوع شخصیت آقای عباسی به دست آورد و این هدف اصلی آسیان شاپ از گنجاندن این سخنرانی در این جلسه بود.
در بخش بعدی، تکه ای از سخنرانی دکتر شیری برای حضار پخش شد که حاوی داستان صعود به قله دماوند ایشان بود که با بیان بسیار شیرین و خنده دار ایشان همراه بود و حضار از این سخنرانی و البته حسن انتخاب تیم بیشتر از یک نفر، حسابی سر ذوق آمدند.

جلسه 16 مدرسه استادی 4

او در این سخنرانی می خواست از «نقشه راه شخصی هرکس» در زندگی بگوید، اما چون این مبحث کمی خشک بود، از تکنیک داستان گویی استفاده کرد و آن را با خاطره اش از کوه دماوند، تلفیق کرد.
سپس آقای آسیان شاپ از چند نفر از حضار خواست که یک خاطره بامزه برای تمرین تعریف کنند.
از اینکه بعضی از خاطرات «منشوری» بود اگر بگذریم، به نظر می رسید اکثر خاطرات حضار از یک «خرابکاری» یا به قول خودمان گندکاری پرده برداری می کرد! مثلاً یکی از حضار این خاطره را تعریف کرد که در بچگی یکی از بچه محل هایشان دوچرخه داشته و بقیه نداشتند. برای اینکه دوچرخه رفیق لاکچری شان را سوار شوند، نقشه ای زیرکانه تحت عنوان بازی دزد و پلیس طراحی می کنند و او را به عنوان دزد، در جایی زندانی می کنند و نوبتی دوچرخه اش را سوار می شوند.
نکته جالبی که آقای آسیان شاپ اشاره کردند این بود که بامزه و جالب تعریف کردن خاطره و داستان، از محتوای داستان بسیار مهم تر است. حتما شما هم دیده اید که یک نفر، یک جوک بی مزه را خیلی خیلی خنده دار تعریف می کند ولی نفر دیگر یک جوک پر از پتانسیل طنز را آنقدر بی مزه می گوید که به دل هیچکس نمی­نشیند! تمام تکنیک هایی که برای رفع این مشکل وجود دارد را آقای آسیان شاپ در این بخش و بخش بعدی توضیح دادند و خودشان هم خاطراتی به شدت خنده دار و جذاب برای مخاطبین تعریف کردند تا اصول داستان گویی را در بک گراند این خاطرات به قلب مخاطبین بنشانند.
 

فروش، در جلسه 16 استادی 4

چه کار کنیم که روایتمان جذاب شود؟

در این بخش از سمینار، ۵ گام اساسی و مهم برای جذابیت روایتگری و داستان سرایی شرح داده شد و تا آخر جلسه در مورد تکنیک های آن صحبت شد.
در این قسمت آقای آسیان شاپ به حضار گفت که یکی از تمارینی که می توانند انجام دهند این است که فکر کنند می خواهند منظره ای را برای یک فرد نابینا توصیف کنند. برای همین هم دو نفر از شرکت کنندگان به بالای سن آمدند و دو عکس را برای حضار تعریف کردند. نکته این است که ما فکر می کنیم به راحتی می توانیم مناظر و صحنه ها را توضیح دهیم، اما در عمل می بینیم که نیاز به تمرین زیادی در این زمینه داریم.
از سرکار خانم یوسفی که یکی از شرکت کنندگان روشندل و نابینا بودند، در این زمینه کمک گرفتیم و از او خواستیم که برای اینکه یک صحنه برایشان توصیف شود، دوست دارند دقیقاً چه نکاتی در آن گفته شود و چه توصیفاتی بهتر صحنه را برایشان تداعی می کنند.

داستان پدربزرگ من!

برای آموزش خاطره تعریف کردن، آقای آسیان شاپ یک داستان خیلی جالب از پدربزرگشان تعریف کردند که محور اصلی این داستان را آدامس تشکیل می داد. آقای آسیان شاپ تاکید کردند که دروغ تعریف کردن و فریب دادن مخاطب جایز نیست اما به قول معروف «پیاز داغ» ماجرا را تا می توانید باید زیاد کنید. در واقع یکی از تکنیک های داستان سرایی این است که به یک ماجرای ساده، طوری آب و تاب بدهید که برای مخاطب جذاب شود و بخواهد به آن گوش دهد.
 

فروش سوغاتی در مدرسه استادی 4

خاطرات مدرسه، دانشگاه، سربازی و دوران مهم دیگر زندگی!

حتما شما هم می دانید که دوران های سرنوشت سازی مثل سربازی، دانشگاه، مدرسه و یا خواستگاری رفتن، پر از خاطرات بامزه است. برای این که مخاطبین با روایتگری جذاب داستان بیشتر آشنا شوند، آقای آسیان شاپ چندتا از خاطرات بسیار جالبشون رو از مدرسه و شیطنت هایی که سر کلاس می کردند، تعریف کردند که با استقبال بسیار خوب مخاطبین و تشویق شدید آنها همراه بود.

دابسمش و لطیفه، ابزارهای غیرمنتظره

از دیگر ابزارهای غافلگیر کننده ای که آقای آسیان شاپ به حضار معرفی کردند، «دابسمش» بود که همه با آن آشنایی داریم. دابسمش ها ابزاری خوب برای تمرین میمیک صورت و ساخت ویدئو هستند. او استفاده صحیح از شبکه های اجتماعی و پتانسیل های پنهان آن را هم به حضار توصیه کردند.

بازار مدرسه استادی افتتاح می شود!

یکی از جذاب ترین بخش های آموزش روز شانزدهم استادی ۴، بخش فروش بود.
آقای آسیان شاپ مدتی قبل از تمام شرکت کنندگان خواسته بود که از هر شهری که هستند، سوغات همان شهر یا چیزی برای فروش به همراه خود بیاورند.
بعد از صرف ناهار، غرفه های مختلف در بیرون از محل برگزاری سمینار در هوایی مطبوع و خنک برپا شد و حدود ۴۰ دقیقه حضار مشغول فروش اجناس خود شدند؛ اما هدف استاد آسیان شاپ از این کار چه بود و چه نکاتی از این قسمت یادداشت کرده بود؟

بازار مدرسه استادی افتتاح می شود!

 

از زبان خود ایشان بخوانید:
من در بین دوستانی که مشغول فروش بودند، گشتی زدم و به دقت آنها را تحت نظر گرفتم. برخی از افراد بودند که میخواستند محصول و جنسشان را رایگان به من بدهند. این کار از نظر من یک کار غیر اصولی و غیر منطقی است.
برخی از افراد می گفتند که: «استاد کسی چیزی از من نمیخرید. کسی به من توجه نمیکرد و از کنار اجناسم بی اعتنا رد می شد!»
از نظر من مقصر خود این افراد هستند. حتماً چیزی برای ارائه و حرف تازه ای برای زدن نداشته اند. اگر محصول مشابه محصولات دیگر دارید، باید به روشی متفاوت آن را ارائه کنید.
برخی دیگر منفعل بودند و از جمع دوری می کردند. آنها از فروش می ترسیدند و با این قضیه راحت نبودند. شما وقتی می خواهید سخنران بشوید، آموزش بدهید و یا استاد شوید، باید مهارت های فروش را در خود تقویت کنید. درست مثل وقتی که میخواهید کالایی بفروشید. در واقع فروش فیزیکی را برای این در سمینارم گنجاندم تا به شما این پیام را برسانم که فروش خدمات فرقی با فروش کالا ندارد. همانطور که کالا میفروشید، میتوانید خدماتتان را هم بفروشید.

برخی دیگر ترجیح می دادند به صورت انفرادی کار کنند و هیچ تلاشی برای تیم سازی نمی کردند. توصیه من این است که مهارت تیم سازی را یاد بگیرید و امتحانش کنید و افرادی با توانایی های مختلف به تیمتان تزریق کنید… مهارت تیم سازی یکی از مهم ترین مهارت های توسعه فردی و موفقیت است که متاسفانه در کشور ما بخصوص از سنین کودکی جدی گرفته نمی شود. یکی از اهداف من تغییر سیستم های آموزشی ایران است که آموزش مهارت تیم سازی از مهم ترین پایه های آن است.

بازار مدرسه استادی افتتاح می شود!

 

اشتباه دیگری که بعضی از بچه ها می کردند «التماس در خرید» بود. آنها از من یا افراد دیگر برای خرید اجناسشان خواهش می کردند و میخواستند نوعی رودربایستی ایجاد کنند. این روش اشتباه است. در این روش فرد فروشنده به جیب خریدار نگاه می کند و تنها با هدف دریافت پول به او جنس می فروشد. این یکی از بدترین کارهایی است که یک فروشنده می تواند انجام دهد. توصیه من به این دوستان این است که برای موفقیت در فروش باید به دنبال خلق و فروش «ارزش» باشید. نه اینکه تنها به پول توجه کنید. شما باید دلایل موجه و اقناع کننده ای برای فروش محصولاتتان برای مشتریان داشته باشید. شما بدون چشمداشت به پولدار بودن یا نبودن طرف مقابل، باید تلاش کنید تا برای او (هرکسی که میخواهد باشد) ارزش ایجاد کنید.

مصاحبه با علی صابریان؛ یک کارآفرین موفق و ممتاز

در بخشی از استادی ۴ که حدود نیم ساعت طول کشید، استاد آسیان شاپ از علی صابریان دعوت کرد که مصاحبه ای باهم داشته باشند. علی صابریان مدرس حوزه های سرمایه گذاری و بورس است و از سال ۱۳۹۰ فعالیت خود را آغاز کرده است.
 

علی صابریان، مهمان مدرسه استادی 4

در این مصاحبه جذاب و دیدنی، علی صابریان از ابتدای زندگی اش گفت، از روزهایی سخت که حتی نمیدانست چطور با بدهی هایش کنار بیاید و چطور پولی را که از افراد دیگر قرض گرفته بود پس بدهد. او اما هرگز ناامید نشده بود. تلاش کرد، روی خودش سرمایه گذاری کرد و کسب و کار خودش را راه اندازی کرد. به زودی شرکتی با ۲۰ کارمند تاسیس کرد و اکنون به درآمدهای بسیار بالایی رسیده است. او از تجربه و رازهای راه اندازی این کسب و کار بزرگ برای حضار پرده برداشت. یکی از بزرگترین رازهای کسب و کار او این بود که همیشه برای خلق ارزش تلاش می کرد و همواره دوست داشت که فارغ از میزان درآمد چیزی به مشتریانش اضافه کند.
محمدپیام بهرامپور از علی صابریان پرسید با توجه به اینکه دوستان استادی سایت و محصول آموزشی برای فروش دارند و روند مشابهی را طی می کنند فکر می کنی چه اشتباهاتی را در مسیر استادی نباید انجام داد؟

علی صابریان معتقد است اگر یک نفر بخواهد موفق باشد باید در یک زمینه تمرکز کند و تلاش کند تا در همان یک زمینه موفق شود. مگر آنکه انرژی و هزینه زیادی را متقبل شود تا هر دو بیزینس را پیش ببرد. علی صابریان معتقد است علاوه بر تمرکز باید نگاه بلند مدت نسبت به آموزش داشت.

علی صابریان مهمان جلسه 16

علی صابریان بزرگترین مشکل دوره های بلند مدت را عدم فعالیت دانشجو دانست و گفت باید دانشجو متوجه شود آموزش ها تنها ابزار هستند و برای رسیدن به موفقیت در هر حوزه ای باید دست به عمل شد.
استاد صابریان معتقد است که در آموزش باید نیاز مخاطب را شناخت و بر اساس آن اقدام کرد. برای شناخت نیاز مخاطب هم بهتر است از اطرافیان خود آغاز کنیم. من اگر برگردم به هفت سال گذشته سعی می کنم روی آموزش های جامع که مشکل بزرگی را حل می کند کار کنم.
آقای صابریان در ادامه از فراز و نشیب های مختلفی که در طی ۷ سال فعالیت با آنها درگیر شده است و تجربیات و مشکلاتی که ممکن است بر سر راه هر مدرسی قرار بگیرد گفت.
در پایان هم استاد صابریان به سوالات شرکت کنندگان پاسخ داد و صحبت های خود را با جمله ای از جیم ران که می گوید «اگر از شرایط راضی نیستید شما باید جا به جا بشید، شما درخت نیستید»، به پایان رساند.

مصاحبه با احمد معین، یک استاد موفق!

در این بخش استاد آسیان شاپ با آقای احمد معین مصاحبه ای جذاب، پر از انرژی و شوخی و البته سرشار از نکات ریزبینانه انجام داد. احمد معین از شرکت کنندگان در مدرسه استادی ۲ هست که در شهر اصفهان مشغول به فعالیت است. احمد معین مدرس سخنرانی و فن بیان است و از تجربیات، شکست ها و موفقیت های خود در مسیر استادی برای شرکت کنندگان گفت.
 

احمد معین، مهمان جلسه 16

۳۰ بهمن ۱۳۹۵ احمد معین کسب و کار خود را با دو میلیون پس انداز و مقداری بدهی ترک می کند و تصمیم می گیرد تمرکز خود را بر روی مسیر استادی بگذارد.
احمد معین برای معرفی دوره های خود ابتدا با برگزاری کارگاه های رایگان شروع کرد. اولین کلاس او تنها با یک نفر تشکیل شد. احمد معین معتقد است وقتی با قدرت شروع کنید و ایمان داشته باشید خدا شما را حمایت می کند می توانید موفق شوید. باید در آموزش تلاش کنید حتی اگر یک مخاطب بیشتر ندارید تمام توان خود را بگذارید و سعی کنید برای همان یک نفر هم بهترین خود باشید.
در تیر ۹۷ برای احمد معین به گفته خودش برکت انفجاری رخ می دهد و بالاخره بعد از یک سال و خورده ای تلاش مداوم و ایستادن نتیجه دلخواه و ایده آل خود را به دست آورد و در یک ماه حدود ۱۵ میلیون تومن درآمد کسب کرده است. او از تیر ماه تا اوایل آبان موفق شده است تا سیزدهمین دوره جامع سخنرانی و فن بیان خود را برگزار کند و در مجموع توانسته است حدود ۷۰ میلیون تومان از مسیر استادی درآمد کسب کند.
استاد معین معتقد است که نباید مخاطب را به شکل تراول دید و باید همیشه تلاش کرد آموزش هایی با بهترین کیفیت را در اختیار مخاطب قرار داد.
او معتقد است دوستان باید در مسیر استادی بر روی طرز فکر، بهبود فردی و عزت نفس کار کنند زیرا وقتی یک استاد خود را دوست نداشته باشد نمی تواند آن گونه که باید موفق عمل کند. علاوه بر آن باید تلاش کرد تا با تمرکز در مسیر پیش رفت. احمد معین همچنین تاکید کرد حتی اگر اساتید بزرگ حیطه شما در شهرتان فعالیت می کنند، باز هم شما می توانید مخاطب خاص خود را جذب کنید.
احمد معین تلاش می کند در دوره های خود علاوه بر آموزش فن بیان و سخنرانی مهارت های فردی افراد را افزایش دهد تا به رشد مخاطبانش بیشتر کمک کند.
او معتقد است که نباید ذهن مقروض داشت و باید با ذهن باز به داشتن استراتژی فکر کرد. زیرا ذهنی که درگیر کمبود است باعث مرگ ایده ها خواهد شد. احمد معین با برگزاری وبینار هم توانسته است نزدیک ۱۰ میلیون درآمد آنلاین داشته باشد.

جلسه 16 مدرسه استادی 4

مهران غفوریان و آسیان شاپ؛ دو داستان گوی قهار!

در قسمت بعدی دو فیلم از مهران غفوریان (کمدین ایرانی) و آسیان شاپ (مدرس توسعه فردی) پخش شد. اولی با چاشنی طنز، روایت خود از مسافرتی خارجی را با جزئیات عالی و دومی، خاطره ای یک سفر گردشی به روستایی در سمنان را تعریف کردند. آقای آسیان شاپ از حضار خواست تا به جزئیات داستان گویی این دو نفر به دقت توجه کنند و نکات تمرینی آنها را یادداشت کنند.

ساعتی با آقای مهدی نژاد….

یک ساعت پایانی جلسه استادی ۴ با آقای مهدی نژاد همراه بودیم. آقای مهدی نژاد سخنرانی جذابی برای این بخش به همراه اسلایدهای جالب توجه آماده کرده بودند.
آقای احسان مهدی نژاد از شرکت کنندگان در مدرسه استادی ۲ نکاتی پیرامون طراحی کارت ویزیت و تکنیک های برقراری ارتباط را آموزش دادند.

احسان مهدی نژاد صحبت های خود را با داستانی واقعی که تاثیر ارتباطات را نشان می داد آغاز کرد و علاوه بر ارائه مطالب آموزشی بسیار کاربردی استفاده از تکنیک داستان گویی در آموزش را به روش های مختلف در تدریس خود، به کار گرفت.
او در مورد برندسازی و اینکه چرا هرکسی که میخواهد استاد یا سخنران شود باید بر روی برند خودش کار کند صحبت کرد.
آقای مهدی نژاد ویژگی های تفکر چند بعدی و نوین را به حضار یاد داد و در این زمینه آمار و ارقام های مختلفی به آنها هدیه داد.
ایشان در بخش بعدی صحبت های خود به شبکه سازی تاکید کردند و از لزوم برقراری ارتباطات موثر برای موفقیت بیشتر گفتند.

بخش پایانی؛ تا درودی دیگر؛ بدرود…

بعد از اینکه این جلسه پرنشاط و پرمحتوا به پایان رسید، حضار دقایقی در بیرون از سالن گردهم آمدند و مشغول ردوبدل کردن تجربیات و برداشت هایشان از جلسه امروز شدند. سپس محمد پیام آسیان شاپ دقایقی را به رفع اشکال و پرسش و پاسخ با حضار سپری کرد و جلسه حدود ساعت ۷ بعدازظهر در حالی که هوا تاریک شده بود و همچنان نسیم بسیار خنک و مطبوعی می وزید، پایان یافت. نگارنده این گزارش تا تشکیل جلسات بعدی که حدود سه هفته دیگر برگزار می شود، لحظه شماری می کند، دیگر بماند که حضار و شرکت کنندگان چقدر مشتاق اند تا حضوری دیگر، آموزشی دیگر و بیشتر از یک نفر بودن!

اگر میخواهید در اولویت اخبار مدرسه استادی ۵ قرار بگیرید روی تصویر زیر کلیک کنید

 

ادامه‌ی پست

آمیخته بازاریابی علی بابا Alibaba.com

آمیخته بازاریابی علی بابا Alibaba.com

۵ (۱۰۰%) ۲ votes

آمیخته بازاریابی علی بابا Alibaba.com

آمیخته بازاریابی علی بابا را اگر بررسی نماییم. آمیخته بازاریابی/ آمیزه بازاریابی این برند با وجود عظمت این شرکت ، خیلی هم پیچیده نیست. این شرکت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فعال در حوزه تجارت الکترونیک در جهان است و از نظر ترافیک Alibaba.com جزء ۲۰ سایت اول جهان است.این برند را می‌توان مسئول معرفی چین به بازار تجارت بین‌الملل دانست.  یکی از نقاط قوت چین در میان سایر کشورها ، توانمند تولید این کشور است. باید بدانید که شرکت هلدینگ علی بابا فقط از طریق تجارت الکترونیک کسب درآمد نمی‌نماید. اجازه دهید نگاهی به آمیخته بازاریابی علی بابا بی اندازیم.

آمیخته بازاریابی علی بابا Marketing mix of Alibaba

محصول در آمیخته بازاریابی علی بابا

محصول اصلی در شرکت علی بابا ، تجارت الکترونیک بر بستر وب‌سایت Alibaba.com است. علی بابا در بازار B2B فعال و رهبر این بازار است و محصول خود را به شرکت‌ها می‌فروشد، اما شرکتی نظیر آمازون در بازار B2C فعال است و محصولات را به مشتری نهایی می‌فروشد. علی اکسپرس Aliexpress.com یکی دیگر از خدمات این شرکت است که خرید از شرکت‌های کوچک است.

مهم‌ترین مزیت رقابتی علی بابا این است که صادرکنندگان می‌توانند به ۲۴۰ جهان، محصول خود را صادر نمایند، بنابراین گردش مالی ایجاد شده از طریق این وب‌سایت ، حجم عظیمی دارد. همچنین علی بابا Taobao را به عنوان یک برند مشابه  Ebay.com به عنوان یک فروشگاه تجارت الکترونیک برای داخل چین راه‌اندازی نموده است که جزء پر بازدیدترین وب‌سایت‌های داخل کشور چین است.

علی بابا مانند گوگل دارای ساب دامین متعددی است که هرکدام دارای فعالیت‌ها و محصولات خاصی است .

  • Alibaba.com – برند جهانی تجارت الکترونیک برای مشتریان چینی
  • Juhuasuan – خرید گروهی در چین
  • Alipay – پلت فرم پرداخت آنلاین
  • China Yahoo – یاهو چینی است. یاهو نمی‌تواند به‌طور مستقیم در بازار چین فعالیت نماید برای همین معادل خود را با همکاری علی بابا در چین راه انداخته است.
  • Autonavi – معادل نقشه گوگل در چین است
  • Alibaba Pictures – در سال ۲۰۱۴، علی بابا China vision media group دیدار می‌کند تا شرکت تولید فیلم خود را راه‌اندازی نماید. جک ما، بنیان‌گذار علی بابا، روی Youko tudou سرمایه‌گذاری نمود که یک وب‌سایت پخش آنلاین برنامه‌های تلویزیونی محبوب است.

قیمت در آمیخته بازاریابی علی بابا

همانند هر پورتال دیگری، علی بابا قیمت بسیار پایینی را ارائه می‌دهد و کمیسیون آن نیز بسیار کم است تا بازرگانان بتوانند کسب‌وکار خود را راحت انجام دهند. به همین دلیل بود که علی بابا با سرعت زیادی رشد نمود. با توجه به ماهیت ارزان بودن محصولات چینی، می‌توان گفت که علی بابا یا استراتژی نفوذ با قیمت پایین در حال کار است. Taobao که از پلتفرم علی بابا استفاده می‌کند و تمام عملیاتی که در این بستر انجام می‌دهد کاملا رایگان است. درآمدشان عمدتا از تبلیغات است و نه از چیز دیگری. در مقایسه با هزینه‌های سنگینی سایت‌هایی مانند آمازون و دیگر سایت‌ها به فروشندگان خود تحمیل می‌نمایند، علی بابا حق‌الزحمه بسیار ناچیزی از فروشندگان خود دریافت می‌نمایند.

مکان ( محل ارائه خدمات ) در آمیخته بازاریابی علی بابا

علی بابا در سراسر جهان گسترده شده است. علی بابا با فروش بخشی از سهام خود وارد بازار ایالات‌متحده شده است و همچنین تیم‌های خود را در کشورهای مختلف آسیا نیز تشکیل می‌دهد. یکی از مزیت‌های اصلی علی بابا این است که به چین، که در آن تولید انبوه انجام می‌شود، پشت‌گرم است. صادرکنندگان آماده فروش و واردات در کشورهای دیگر ، مایل به واردات هستند. به این ترتیب، این وضعیت برای هر دو طرف یک وضعیت برنده-برنده است.

Alibaba.com تنها قسمت این کسب‌وکار است که حضور بین‌المللی دارد، بقیه کسب‌وکارهای گروه علی بابا تنها بر بازار چین تمرکز دارند. با این حال، بیشتر آن‌ها رهبران بازار چین هستند. به‌طورکلی، علی بابا ادعا دارد که قادر است تا با ۲۴۰ کشور ، تجارت بین‌المللی داشته و محصولات چین را به آنجا صادر نماید. در این حال ، علی بابا در حال گسترش حضور خود در تمام دنیاست.

ترفیع در آمیخته بازاریابی علی بابا

علی بابا به عنوان یک پورتال بسیار قوی برای تجارت الکترونیک شناخته شده است. در حوزه چین، علی بابا پورتال خود را به در رسانه ATL و BTL معرفی می‌نماید. با استفاده از بیلبورد، تبلیغات دیجیتال و ترفیعات فروش، تبلیغات BTL را انجام می‌دهد. و تلویزیون، کارهای چاپی و رادیو از رسانه‌های ATL برای علی بابا هستند. در خارج از چین نیز، تبلیغات تلویزیونی روش اصلی تبلیغاتی علی بابا است . تبلیغات علی بابا تحت عنوان پورتال کسب‌وکار در  بازار B2B و یک تامین کننده عمده معرفی می‌شود. لینک به ویدیوی از تبلیغاتی در خصوص علی بابا

شاید مقالات زیر نیز برای شما جذاب باشد :

ادامه‌ی پست

تولید محصول ویدیویی-جلسه پانزدهم مدرسه استادی ۴-بیشتر از یک

جلسه پانزدهم مدرسه استادی ۴ در روز پنج شنبه سوم آبان ماه با حضور بیش از ۳۵۰ شرکت کننده برگزار شد. 

قبل از اینکه گزارش جلسه پانزدهم مدرسه استادی ۴ رو بخونید، بیایید نگاهی به گزارش روزهای قبل بیندازیم و ببینیم در جلسات قبل چه گذشت. روی هر جلسه ای که میخواهید، کلیک کنید!

۱۴٫ ترس از سخنرانی – گزارش جلسه‌ی چهاردهم مدرسه استادی ۴

۱۳٫ تولید محصول صوتی – گزارش جلسه سیزدهم مدرسه استادی ۴

۱۲٫ برگزاری سمینار – گزارش جلسه ی دوازدهم مدرسه ی استادی ۴

۱۱٫ چگونه کتابمان را چاپ کنیم – گزارش جلسه ی یازدهم مدرسه ی استادی ۴

۱۰٫ حل مسئله – گزارش جلسه دهم مدرسه استادی ۴

۹٫ مقابله با افکار مزاحم – گزارش جلسه نهم مدرسه استادی ۴

۸٫ ساده سازی محتوا – گزارش جلسه هشتم مدرسه استادی ۴

۷٫ نوشتن کتاب الکترونیکی – گزارش جلسه هفتم مدرسه استادی ۴

۶٫ گزارش جلسه ششم مدرسه استادی ۴

۵٫ گزارش جلسه پنجم مدرسه ی استادی ۴

۴٫ گزارش جلسه ی سوم مدرسه ی استادی ۴

۳٫ گزارش جلسه ی چهارم مدرسه ی استادی ۴

۲٫ گزارش جلسه ی دوم مدرسه استادی ۴

۱٫ گزارش جلسه اول مدرسه استادی چهار

۰٫ گزارش تصویری سمینار مدرسه استادی ۴ (سمینار معارفه)

جلسه پانزدهم استادی

ورزش، شکرگزاری، روحیه عالی…!

از ساعت حدود ۷ صبح، بچه های شاداب مجموعه بیشتر از یک نفر، در حال آماده سازی مقدمات کار بودند تا یک روز بدون اشکال و با بهره وری بالا رقم بخورد. از آماده سازی دکوراسیون و تست صدا بگیرید تا توزیع محصولات مختلف و مهیا کردن سالن برای موج جمعیتی که قرار بود تا ساعاتی دیگر در سالن مستقر شوند.

مدرسه استادی چهار

 

سخنران امروز آقای حمید وجکانی بود. یکی از مدرسان مجموعه بیشتر از یک نفر که اتفاقا سن بالایی هم ندارد، اما توی همین سن کم توانسته تجربیات زیادی کسب کند و برای کسب این جایگاه هم به شدت زحمت کشیده و راه های متفاوتی را طی کرده است. بی خوابی ها کشیده، رنج ها برده و حتی گاهی از شدت فشار به گریه افتاده است؛ اما حالا دارد نتایج زحمات شبانه روزی اش را میبینید.

طبق روال همیشگی، در ابتدای جلسه مراسم شکرگزاری از درگاه خدا را داشتیم. شکرگزاری از بخش های همیشگی و جدانشدنی مدرسه استادی است و اگر شما هم یکی از شرکت کنندگان مدرسه استادی بوده باشید، احتمالا تاثیرش را روی روحیه و انگیزه خودتان حس کرده اید.
بعد از شکرگزاری، یک ورزش دلپذیر و سبک هوازی با استاد موسویان، انتظار حضار و شرکت کنندگان را می کشید تا برای حدود ۱۰ ساعت آموزش؛ آماده و قبراق باشند.

جلسه پانزدهم مدرسه استادی 4

موضوع جلسه پانزدهم مدرسه استادی چه بود؟

امروز قرار بود همه آموزش ها بر محور ویدئو بچرخد. یک سخنران حرفه ای، یک استاد کاربلد و یک آموزش دهنده خبره، باید بتواند ویدئو درست کند. باید بتواند محتواهایش را به صورت تصویری به مخاطبینش هدیه بدهد.
چرا یک سخنران و آموزش دهنده باید ویدئو درست کردن را بلد باشد؟ اکنون که اینترنت و شبکه های اجتماعی این همه گسترده شده اند، محتواهای ویدئویی به شدت گسترش پیدا کرده و مهم تر از گذشته شده است.
برای همین آقای وجکانی، آموزش های خلاقانه و متفاوتی را برای امروز تهیه کرده بود تا دوستان از چم و خم و ریزه کاری های ساخت ویدئو به خوبی آشنا شوند.
آقای وجکانی در ابتدای سخنرانی اش گفت که محتواهای آموزشی چه قدرتی دارند و از بهانه های مختلف و بعضاً خنده داری که برخی برای ویدئو نساختن دارند، پرده برداری کرد!
مثلا اینکه چون خوشگل نیستم و احساس بدی از خودم دارم، چون به ویدئو ساختن تسلط ندارم یا اینکه نمیدونم چطوری بهتر بشوم!
ویدئو درست کردن نه تنها برای سایت و برندسازی خوب است، بلکه محتواهای ویدئویی برای اینستاگرام و تبلیغات هم مفید است. می بینید که برخی از اینفلوئنسرها چطور تنها با ساخت چند ویدئوی خلاقانه مشهور شده اند!
 

چطور یک محتوای ویدئویی درست کنیم؟

آقای وجکانی در بخش اصلی صحبت هایش شروع کرد به بیان اینکه ساخت محصولات ویدئویی شامل چه عناصری می شود. او گفت که محصولات ویدئویی محیط، محتوا، بارگزاری و اجراست.
در همین رابطه ویدئویی از آقای دکتر شیری پخش شد.

مشکل یا ایده از کجا پیدا کنیم؟

سوال مهمی که برای حضار پیش می آید این است که چطور سوژه های مختلف برای ویدئوها بیابیم. آقای وجکانی این بحث را به خوبی باز کرد و برای حضار ۵ راه مختلف بیان کرد.
همچنین در بخش بعدی، استاد وجکانی به تسلط بر «نیازها» تاکید کرد.
او سپس اصول تهیه یک محصول دوره ای مثل مثلا دوره شهامت که در سایت بیشتر از یک نفر موجود است پرداخت. او گفت که زمان یک دوره آموزشی چقدر باید باشد، تعداد فایل های یک دوره چقدر باید باشد و طول هر فایل چه مقدار باشد. او برای جا انداختن این مفهوم از مثال جالب خیاط استفاده کرد. گفت که طراحی یک دوره ویدئویی مثل طراحی و درست کردن یک لباس مثل یک کت و شلوار است.

مثلاً زمان دوره را با میزان پارچه مقایسه کرد، تعداد فایل ها را به تعداد چاک های یک لباس و طول هر دوره را به میزان گشادی و تنگی یک لباس تشبیه کرد.

محصول شما چه شکافی را پر می کند؟

وجکانی در بخش بعدی صحبت هایش از حضار خواست که به یک سوال به دقت پاسخ بدهند. اینکه دوره ای که میخواهند طراحی کنند، دقیقاً میخواهد چه نیازی از مخاطب و مشتری رفع کند. نیاز مهارتی، نیاز دانشی، نیاز انگیزشی یا نیاز محیطی؟؟

چطور در ویدئو فن بیان خوبی داشته باشیم؟

برای آموزش این بخش از کلاس، آقای وجکانی به سراغ اهل فن اش رفته بود. سرکار خانم فرزانه قهرمانی، مدیر مجموعه سخن سبز و یکی از اساتید آموزش فن بیان و گویندگی در ایران، از رازهای اینکه چگونه فن بیان خوبی برای تولید و تهیه یک ویدئو داشته باشیم گفت.

بخش جذاب گاو بنفش!

در بخش بعدی، آقای وجکانی در مورد گاو بنفش صحبت کردند. او به این نکته تاکید کرد که شما حتماً برای تهیه ویدئوهای متفاوت و خلاقانه نیاز به گاو بنفش دارید. در واقع باید هر ویدئوی شما دستکم یک گاو بنفش در خورد داشته باشد.
مثلاً خود آقای وجکانی برای تمام ویدئوهایی که برای امروز آماده کرده بود، یک پشت صحنه خنده دار از سوتی ها و اتفاقات بامزه ای که هنگام ضبط ویدئوها افتاده بود، گنجانده بود. همین ویدئوها علاوه بر رفع خستگی و سر ذوق آوردن مخاطبین، به صورت غیرمستقیم به آنها این پیام را داد که چقدر تهیه یک ویدئوی حرفه ای و درعین حال کوتاه، دشوار و پرچالش است و باید برایش زحمت کشید.
او از چهار گاو بنفش دیگر برای نمونه، رونمایی کرد و به مخاطبین هدیه داد.
 

متصل باشید!

بعد از زمان استراحت، نماز و ناهار، همه به صندلی های خودشان برگشتند تا قسمت دوم سخنرانی یعنی نیمه دوم، آغاز شود.
آقای وجکانی ابتدا در مورد اتصال و ضروری بودن آن برای مخاطبان صحبت کردند و به این پرداختند که چه روش هایی وجود دارد تا از طریق ویدئو به کسانی که ما را می بینند متصل شویم.
سپس او گفت که ساختار هر فصل از محصول ویدئوی شما باید بر این چهار اصل استوار باشد: «چی، چرا، چطور و خب که چی!»
در واقع هر فصل از ویدئوی شما باید بتواند پاسخ این سوالات را در خود نهفته داشته باشد.

به جذاب ترین بخش های کلاس وارد می شویم

آقای وجکانی برای اینکه نورپردازی، صدابرداری، کادربندی، یافتن و طراحی لوکیشن را برای همه توضیح دهد، انصافا کلی زحمت کشیده بود و ویدئوهای آموزشی بسیار جالبی از خودش تهیه کرده بود.
او از این کار دو هدف داشت: یکی اینکه خودش به صورت عملی تمام نکات را برای بچه های کلاس توضیح دهد و به آنها نشان دهد که چطور ویدئو بسازند و دوم اینکه میخواست علاوه بر نمایش دادن میزان تاثیر محتوای ویدئویی، گاو بنفشی که برای تهیه محصولش گنجانده بود (پشت صحنه ها) را به همه نشان دهد تا یک الگو به آنها داده باشد.
پشت صحنه ها اتفاقا خیلی زیاد مورد استقبال قرار گرفت. شاید حتی از خود محتوا بیشتر. مثل فیلم های مهران مدیری که بعضاً پشت صحنه های خیلی خنده داری دارد!

ویژگی های ساختار محصولات ویدئویی

محصولات ویدئویی از دید آقای وجکانی باید کوتاه باشد، خشک و بی روح نباشد و به طور کلی جوری باشد که مخاطب خیلی زود از دست شما و محصولتان خسته نشود.
در این بخش از دو استاد عزیز برای بیان یک سری از نکات بهره بردیم و سپس آقای آسیان شاپ در ویدئویی که از او ضبط شده بود، در مورد جهت نگاه و چگونگی استفاده از یادداشت هایمان هنگام ضبط سخنرانی صحبت کرد.
در قسمت های بعدی جزئیات بسیار بیشتری برای تهیه یک فیلم کاملاً حرفه ای گفته شد. نکاتی از قبیل موسیقی فیلم، ساخت تیزر، نرم افزارهای ویرایش فیلم و مکان انتشار فیلم ها.

بخش پایانی؛ به امید دیدار تا فردا صبح!

در بخش پایانی، ویدئویی که آقای محمد پیام آسیان شاپ ضبط کرده بود برای حضار پخش شد و پیامشان به حضار رسانده شد.
جالب بود که او بعد از صحبت هایش، حضار را به تمرین و نرمش کوتاهی فراخواند تا نشان دهد برای سرحال بودن مخاطبانش چقدر ارزش قائل است!

بعد از اینکه این جلسه پر نشاط و پر محتوا به پایان رسید، حضار دقایقی در بیرون از سالن دور هم جمع شدند تا تجربیات و برداشت هایشان از جلسه امروز را به اشتراک بگذارند.
سپس حمید وجکانی دقایقی را به رفع اشکال و پرسش و پاسخ با حضار سپری کرد و جلسه حدود ساعت ۷ بعدازظهر در حالی که هوا تاریک شده بود و نسیم بسیار خنک و مطبوعی میوزید، پایان یافت.
بچه ها رفتند تا امشب را به خوبی استراحت کنند و برای جلسه پرشور و پرمحتوای (جلسه شانزدهم استادی ۴) آماده کنند…!
 

اگر میخواهید در اولویت اخبار مدرسه استادی ۵ قرار بگیرید روی تصویر زیر کلیک کنید

 

ادامه‌ی پست

سوال از دوستان دوره استادی-بیشتر از یک نفر

سلام بر همه دوستان استادی

بهترین ها رو برای همه شما ارزو مندم

سوالم این هست که

در مورد تمرین های دوره توضیح میدین ؟

مثلا بگین 

تمرین های ثابت در طول دوره چی هست (فقط اسمشون و اگر دوست دارین توضیحی بدین که عالیه)

تمرین های متغیرتون چیا بوده

به نظرتون حداقل زمانی که یه فرد حتما باید برای تمرین های دوره بزاره چند ساعت در روز باشه کاربردی خواهد بود دوره برای اون فرد

راستی به نظرتون چه کسی نباید توی این دوره شرکت کنه ؟

دوستان بخشی از این سوالات رو در بعضی پست ها و مقاله ها جوابشو رو دیدم ولی بسیار برام اهمیت داره که

حتی به اندازه یک جمله هم اگر میتونین راهنمایی کنین عالی هست

و شاید بعدا هم کسانی به درد شون بخوره نظرت شما

پس خواهش میکنم پایین هم صفحه نظرات ارزشمندتون رو با بنده و ایندگان به اشتراک بزارین

ادامه‌ی پست

درون خانه و بیرون آن-بیشتر از یک نفر

درون خانه با بیرون معمولا تفاوت زیادی دارد.

این اختلاف و تفاوت نشان می دهد که چه چیزی برای ساکنان ان از اهمیت بیشتری برخوردار است:
ظاهر بیرونی یا راحتی و اسایش خود. زمانی که افراد به مکانی جدید نقل مکان می کنند فرصت خوبی است تا اولویت های خود را در نظر بگیرند.
بیشتر افراد برای دکوراسیون داخلی و تعمیر پول کمی دارند بنابراین انها انتخاب می کنند:
داخل را درست کن یا ظاهر بیرونی را اراسته و زیبا کن.
تصمیم انها این نکته را می رساند که کدام برای انها اهمیت بیشتری دارد.

تفاوت بیرون و درون هم چنین این موضوع را تاکید می کند که چقدر مهم و حیاتی است که پیش از هر گونه نتیجه گیری تمام تصویر را ببینید.
خانه ای که از خیابان و بیرون ساده به نظر می رسد شاید درون ان بسیار جالب و زیبا باشد
و برعکس خانه ای که بسیار مجلل و باشکوه به نظر می رسد، ممکن است صاحب ان درونش را تنها با وسایل لازم پر کرده باشد و بسیار ساده باشد.
اما این افراد درباره ارزش ها و اولویت های خود صحبت کرده اند.

برای یکی ظاهر بیرونی و نظر مردم مهم است و برای دیگری راحتی و اسایش خود اما به یاد داشته باشید که برای هر تصمیمی ممکن است انگیزهای مختلفی وجود داشته باشد.
شاید کسی که انرژی و وقت زیادی را برای منظره و چشم انداز مصرف می کند تنها عاشق باغ است و برایش اهمیتی نداردکه همسایه ها چگونه فکر می کنند.
معمولا اولین چیزی که به محض ورود به خانه به ان توجه می کنید دکور ان است.
دکور و ظاهر اطلاعات زیادی را از شخصیت افراد به ما می دهد اما همیشه استثنائاتی هم وجود دارد.
وسایل و اسباب سنتی نشان دهنده نگاه سنتی به زندگی است در حالی که وسایل مدرن نشان دهنده نگاه امروزی و بازتر به زندگی است.

تصمیمات درباره وسایل و اسباب خانه ممکن است پس زمینه فرد را نشان دهد. بیشتر ما درباره خانه کودکی خود احساس عشق و امنیت داریم.
موارد نادری پیش می اید که در ان فرد این احساس ها را کنار بگذارد. اگر فرد دکوراسیون خود را کاملا تغییر داده است یا انجام دکوراسیون را به فردی حرفه ای واگذار کرده است،
دیگر دکور کمک چندانی به پیش بینی شخصیت او نمی کند.
هر چند صحیح است که معمولا صاحبخانه باید نظرات طراح داخلی را تایید کند اما ممکن است که وقت این کار را نداشته باشد و یا ترجیح دهد که ان را به شخص قوی تر و اگاه تر در این موضوع واگذار کند.

استفاده کردن از حس های خود

وقتی وارد خانه ای می شوید اولین کار اینست که به اطراف خود خوب نگاه کنید.
وقتی که چند دقیقه ای خوب نگاه کردید و اطلاعات بصری کافی را دریافت کردید روی سه حس دیگر تمرکز کنید:
شنوایی ، بویایی و لامسه.

به صدای اتاق گوش کنید که ایا ساکت است یا که موسیقی ارام بخشی از ان پخش می شود که می تواند نشان دهنده این باشد که این فرد شخصس ارام و خونسرد است یا این که می خواهد این گونه فردی باشد؟
تلویزیون روشن است یا نه؟
اگر روشن است چه شبکه ای است؟

به صدای باد ، پارس سگ و بازی بچه ها گوش کنید. اگر صدای موسیقی راک اند رول از اتاق پشتی می اید، نشان دهنده وجود نوجوانان است یا فردی ۵۵ ساله را نشان می دهد که در سال های ۱۹۶۰ مانده است.
اگر گوش ندهید نمی توانید نشانه هایی را که اطلاعاتی ارزشمند را فراهم می کند بشنوید و مسیری که این نشانه ها به ان اشاره می کنند را در نخواهید یافت که حتی می تواند اطلاعات بیشتری به شما بدهد.
اتاق را بو بکشید تا هر گونه بو و رایحه خوب یا بد را تشخیص دهید.
بوی خوب می تواند از اشپزخانه باشد یا پنجره بازی که هوای تازه را به داخل می اورد یا اینکه بوی عطر یک شخص باشد یا ممکن است بوی مریضی، دارو یا سیگار را استشمام کنید.
هوا را استشمام کنید و سعی کنید تشخیص دهید که بوها ناشی از کدام موارد است:

  • گل ها
  • غذا
  • دود شومینه یا سوختن چوب
  • حیوانات
  • کودکان/ نوزادان
  • دارو
  • سیگار، پایپ
  • محصولات تمیز

بوها می توانند علایق شخصی افراد (مانند اشپزی یا باغ داری)، استفاده از تنباکو و الکل ، داشتن حیوان حانگی یا داشتن کودکان و یا حتی سلامتی انهارا به شما نشان دهد.
بوهایی که فرد وارد محیط می کند یا نمی تواند انها را از بین ببرد بیش از تصور شما اطلاعات می دهند.
افرادی که خانه کثیف دارند مانند افرادی هستند که زیاد اهل رعایت بهداشت نیستند و معمولا همان خصوصیات را دارند.
اما افرادی که خانه ای با محیط زیبا و تمیز را ایجاد می کنند افرادی حساس هستند که برای نظر دیگران اهمیت قائل می باشند. انها هم چنین ممکت است افرادی حساس تر و عاطفی تر باشند.

اتاق را لمس کنید: منظور این نیست که دست کشی سفید به دست کرده و شروع به بررسی گرد و غبار روی شومینه کنید اما به وسایلی که در دسترسی شما هستند دقت کنید.
توجه کنید که ایا مبلمان و وسایل راحت هستند یا ناخوشایند.
مبلهای نرم و نخی نشان دهنده حساس بودن فرد و کبا ها چرم می تواند نشان دهنده طبیعت عملگرا ی فرد باشد.
ایا کف اتاق لغزنده و شفاف و براق است یا با فرش پوشیده شده است؟
مکان سردی است یا راحت و مناسب؟
تمیز است یا نه؟
همه این اطلاعات جزییاتی را به الگویی که بعدا توسعه خواهید داد اضافه خواهند کرد.

وسایل خانه

یک خانه دارای هزاران وسیله است.
شما در هنگام مشاهده بر روی انهایی تمرکز کنید که بیشترین اطلاعات را به شما می دهند.
بسیاری از وسایل اطلاعات خاص نمی دهند و بی فایده هستند اما وسایلی هم هستند که اطلاعات ارزشمندی می دهند و باید به انها توجه کرد.
شما شگفت رده خواهید شد که بعضی وسایل به ظاهر پیش پا افتاده چه اطلاعات زیادی را می رسانند.

ارزیابی محیط

یک مثال از وسایلی که شاید احتمال نمی دهید که اطلاعات مهمی در اختیار بگذارند دستمال کاغذی هایی است که در خانه یک فرد پیدا می کنید.
همه ما افرادی را می شناسیم که از طریق مدل های نرم تر، معطرتر و زیبارتر دستمال کاغذی خود را به رخ دیگران می کشند.
انها برندها را خریداری می کنند هر چند احساسی شبیه روزنامه به ادم بدهد.
تقریبا هر کسی می تواند از مدل های لوکس دستمال خریداری کند.

انهایی که دوست دارند حساس و پر زرق و برق باشند دوست دارند تا نازپرورده باشند، به راحتی دیگران فکر می کنند و دوست دارند تا میزبان خوبی باشند.
اگر انها دستمال هایی همراه با گل و طراحی های زیبا انتخاب می کنند دوست دارند تا اطرافشان اشیاء زیبا باشد.
انهایی که دستمال های ارزان و ساده می خرند اما دوست دارند تا عمل گرا و بی توجه به ظاهر باشند و تمایلی ندارند تا برای راحتی های ساختگی یا راحتی دیگران پول خرج کنند.
اما ایا شما باید تنها بر اساس برند یک دستمال کاغذی که شخص ترجیح می دهد درباره او نتیجه گیری کنید؟
البته که نه اما باید ان را به عنوان نشانه ای مفید در ترکیب با بقیه در نظر داشته باشید.
این را در حالی که لیست وسایل خانه را مرور می کنید به خاطر داشته باشید.

  • وسایل خانه
  • صندوق
  • جا سیگاری
  • کتابها و دیگر وسایل خواندنی
  • عکس های مذهبی یا شمع ها در کنار وسایل ان
  • اسباب بازی کودکان یا قالی
  • ساعت
  • مکان های خاص (مانند شومینه، اتاق تاریک، باغ، محل گل ها و گیاهان)
  • وسایل ورزشی، تجهیزات، تجهیزات باغ، یادگاری ها، پوستر ها
  • سیستم استریو برای تعطیلات و سی دی رکورد
  • کلکسیون وسایل روی یخچال (اهن رباها، کارت ها، نقاشی ها) ، تلویزیون (اندازه و مکان)
  • وسایل نشان دهنده معلولیت جسمانی ( ویلچیر، کپسول اکسیژن، ویتامین ها)

خرت و پرت ها

وضوح این لوازم به راحتی قابل تشخیص است در صورتی که به خوبی توجه کنید.
یک تلویزیون بزرگ قرار گرفته در مرکز به نسبت یک تلویزیون کوچک در کنج به راحتی اولویت های شخص را نشان می دهد.
ضبط و سی دی ذائقه یک فرد در موسیقی را نشان می دهد، شمع ها حالت رمانتیک و احساسی فرد را نشان می دهد و ویتامین ها علاقه به سلامتی را نشان می دهد.
تجهیرات ورزشی، تفنگ و وسایل موسیقی و مشابه این ها علایق و عادت های فرد را نشان می دهد.

اگر خانه دارای روشنی های ایمنی، میله روی پنجره ها، سیستم هشدار، گیت ها، سگ نگهبان خانه و قفل های مختلف روی درها است نشان می دهد فردی که در اینجا زندگی می کند نسبت به امنیت خود بسیار حساس است و حتی ممکن شخصی پارانویدی باشد.
دکوراسیون تفریحی، تاب و اسباب بازی کودکان نشان می دهد که فرد تمایلات خانواده محور دارد.
بسیاری از وسایل افراد موارد مناسبی برای شروع یک گفتگو جهت فهمیدن تمایلات افراد می باشد.
بعضی از این وسایل مهم هستند و باید به طور ویژه به انها پرداخت مانند وسایل محیط کار که به انها پرداخته شد.
این موارد به این دلیل انتخاب شده اند که وسایل مورد نیاز فرد نیستند بلکه وسایل مورد علاقه او هستند.

کتاب ها و دیگر وسایل خواندنی:

انچه که فرد مطالعه می کند یکی از مهم ترین وسایل برای شناسایی افراد در خانه است مخصوصا اگر که وسیله خواندنی چیزی نادر باشد.
شما از یک روزنامه معمولی چیزی دستگیرتان نمی شود اما مجله “سرباز بخت” به شما اطلاعاتی درباره فرد خواهد داد.
البته همه افراد کتاب های خود را در هال قرار نمی دهند و همه افراد مشتاق کتاب و کتابخوان نیز مجله خوان نیستند و دارای کتاب های زیاد نیستند.
بعضی از مردم به کتابخانه می روند.

عده ای دوست دارند تا کتاب های خود را در معرض دید دیگران نگذارند و یا انها را در اتاق پشتی یا جعبه هایی در انبار می گذارند.
اگر خانه داری قفسه های کتاب و میز است که دارای مجله و کتاب می باشد از نزدیک به انها نگاهی بیندازید.
به دنبال الگوها بگردید مانند رمان های اسرارامیز، مجلات اشپزی یا مقالات علمی.
شما از چیزهایی که فرا می گیرید شگفت زده خواهید شد.

برای مثال شخصی که دارای کتاب های زیادی در زمینه سلامت و دارای مجلات پزشکی زیاد است ممکن است درباره سلامتی خود بیش از حد حساس باشد.
اما اگر کتابی را در مورد یک بیماری خاص مشاهده کردید شاید خود او یا فردی که او می شناسد از بیماری ای رنج می برد.

وسایل روی یخچال:

تصور کنید لیستی از چیزهای بسیار مهم برای یک فرد روی دیواری نصب شده تا شما مرور کنید.
بسیاری از یخچال ها این گونه هستند.
انها عملا با زندگی در ارتباط هستند.
وعده های ملاقات، کارتون ها، اهن رباها، عکس ها، نقاشی کودکان، جملات مورد علاقه، شعر ها، کارت های تجاری و غیره لیست پایان ناپذیر چیزهایی هستند که روی یخچال چسبانده می شوند.
هر کدام از این موارد از محلی مبهم برداشته شده و در محلی گذاشته شده تا همه ان را ببینند.
همه یخچال های خود را تزیین نمی کنند و از یک محل خالی نمی توان نتیجه ای برداشت کرد اما زمانی که یک شخص یخچال خود را تبدیل به محل نصب کرده به چیزهای روی ان دقت و توجه کنید.

کلکسیون ها:

کلکسیون ها معمولا از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شوند.
مادر من عادت داشت تا فنجان های چینی را جمع اوری کند و من و خواهرم طی سال ها به ان افزوده ایم.
میدانم که زمانی این فنجان های چایی بین ما تقسیم خواهد شد و ما هم انها را بین بچه ها خود تقسیم می کنیم.
کلکسیون می تواند نشانه پایداری، اهمیت خانواده و عشق به سنت ها باشد.
کلکسیون های یک نفر می تواند نشان دهنده موقعیت اقتصادی، تمایلات، عادات، علاقه های سرمایه گذاری و تجربیات زندگی او باشد.
کلکسیون ها اطلاعات خوب و مطمئنی را به ما می دهند.

عکس ها:

عکس های در خانه می تواند بیشتر یا کمتر از عکس های درون محیط کار به ما اطلاعات بدهند.
در خانه معمولا فضای بیشتری برای گذاشتن عکس وجود دارد و بنابراین شما با فضای وسیع تری برای جمع اوری نشانه ها روبر هستید.
به عبارت دیگر چون فضا بزرگ تر است فرد برای انتخاب عکس ها کمتر انرژی می گذارد و برای همین اطلاعات کمتری را اشکار می کند.
اما هم چنان با دقت نگاه کنید.

همیشه چیزهای زیادی برای فراگیری وجود دارد.
فعالیت های خانوادگی، عادات، مکان های مورد علاقه برای سفر، علایق ورزشی، زمینه های فرهنگی و مذهبی و بسیاری چیزهای دیگر در عکس ها وجود دارد.
از انجایی که ما ازادی کامل برای انتخاب عکس های هنری در خانه داریم پس از ذائقه هنری ما در محل کار بیشتر قابل اتکا می باشد.
اگر شما بر روی دیوار خانه شخصی عکسی را دیدید و جذب ان شدید و یا احساس شما را برانگیخت شاید با فردی برخورد کرده اید که دارای اشتراکات زیادی با هم هستید.
اگر این گونه نباشد و عکس ها، پوستر ها و نقاشی ها به شما حس بدی دادند پس احتمالا با ان فرد متفاوت هستید و زیاد نقطه اشتراکی با هم ندارید.

بیشتر مردم پول زیاد صرف اثار هنری نمی کنند حتی اگر قدرت خرید ان را داشته باشند.
اما بعضی ها پوستر و نقاشی های رنگ روغن می خرند که حس لطیف و شوخ انها، علایق انها، ارزش های سنتی و غیر سنتی و بسیاری موارد دیگر از انها را اشکار می کند.

اسباب بازی بچه ها و اثاثیه:

اگر در خانه کودکانی وجود داشته باشند همواره به این نگاه می کنم که اثار انها تا چه جایی ادامه دارد.
بعضی والدین به راحتی اتاق هال را در اختیار بچه ها قرار می دهند و به انها اسباب بازی و تجهیزات می دهند.
این افراد معمولا خانواده محور هستند. انها دوست دارند تا کودکان همواره در اطراف انها باشند.
در دیگر خانه ها اسباب بازی کودکان از اتاق بچه ها خارج نمی شود
و همانجا می مانند و والدین بقیه فضای خانه را برای فعالیت بزرگترها مهیا می کنند.
شما شاید دوست داشته باشید این نکته را درباره فرزندان خود در نظر بگیرید.

گل ها و گیاهان سبز:

گل ها و گیاهان سبز به توجه و زمان نیاز دارند.
گل ها و گیاهان فضای خانه را زیبا می کنند.
فردی که برای گیاهان وقت و انرژی می گذارد فردی حساس، دوستدار زیبایی و مهمان نواز می باشد. (البته چون نگهداری گیاهان در خانه راحت تر است کمتر وضوحی را نسبت به گیاهان در محیط کار به ما می دهد).
از سوی دیگر گلها و گیاهان پژمرده این احتمال را می دهند که صاحب انها شلخته و بی توجه است و یا سرش بسیار شلوغ است. معمولا بقیه خانه نیز در حالت بی نظمی و نا مرتبی قرار دارد.

علایم های درون خانه یا بیرون:

علامت ها می توانند اطلاعات زیادی به ما بدهند.
علامت “مراقب گربه باشید” نه تنها نشانه علاقه به گربه هاست بلکه نشان دهنده حس شوخ طبعی و اخلاق فرد است.
تابلوی ” مراقب باشید ، سگ وجود دارد” علاقه به سگ را می رساند و هم چنین توجه فرد به امنیت را نشان می دهد.
علایم سیستم امنیتی و یا عضویت در یک ارگان می تواند پس زمینه فرد، باورها و اولویت های او را نشان دهد.
هر شی ء دیگر در خانه می تواند اطلاعات دیگری را به شما ببخشد.
همه انها یک الگوی کلی را نشان می دهند.
اگر متوجه چیزی عجیب در خانه شدید، می توانید با زیرکی در باره ان سوال کنید.

ادامه‌ی پست

مربای البالو-بیشتر از یک نفر

بعضی مواقع یه درخواست هایی تو زندگی میکنیم و بعد جوابمون به این درخواست ها این هست که

فلان موقع ( ماه پیش ، اون دفعه ، پارسال و….)

ما این چیز رو برات گرفتیم (این درخواتتو انجام دادیم )  و تو استفاده نکردی

امروز یک بچه ی حدودا ۱۴ سالگه رو دیدم که از مادرش تقاضا میکرد براش مربای البالو بگیره و مادرش یه راست و مستقیم بهش گفت

پارسال که برات گرفتم مربا …   ولی بهش لب نزدی که

حتی مادرش نگفت باشه برات بعد میگیرم یا برات درست می کنم

یا حتی نکرد ازش سوال کنه که تو پارسال دوست نداشتی الان مطمئن هستی که میخوای؟

و مستقیم قضاوت کرد

انگار که ادم بودن باید بدون هیج تغییری باشه و همیشه عادت های قدیمی رو انجام بدیم

                                                                     اینجا کلیک کنید

ادامه‌ی پست