تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

معرفی کتاب «کِی؟» (بهترین راه حل ها برای یک زمان سنجی عالی)-

یادتان هست چند روز پیش مسابقه‌ای برای معرفی کتاب در سایت بیشتر از یک نفر برگزار شد؟ این جمله را چطور؟ یادتان هست؟
«کتاب‌ها خوانده نمی‌شوند، چون معرفی نمی‌شوند!»
کتاب‌های می‌توانند در زندگی شما معجزه ایجاد کنند. ما در مجموعه بیشتر از یک می‌خواهیم در این مسیر به شما کمک کنیم تا کتاب‌های خوب را بشناسید، کتاب‌های خوب را بهتر بشناسید و کتاب‌های خوب را بیشتر بخوانید.
در گام اول می‌خواهیم کتاب فوق العاده ای به اسم «کِی؟» را به شما معرفی کنیم.
این کتاب یکی از کتاب‌های پر فروش سال ۲۰۱۸ در کشور آمریکاست. نویسنده کتاب «کِی؟» نویسنده کتاب «انگیزه» یعنی دانیل اچ پیینک است.

موضوع کتاب «کِی؟» چیست؟

این کتاب که با مقدمه اختصاصی نویسنده برای مخاطبین ایرانی نوشته شده است، در مورد «وقت شناسی برای تصمیم گیری» است. در حقیقت همانطور که پشت این کتاب نوشته شده است، شما برای موفق شدن باید بدانید که بهترین تصمیمات را «چه زمانی» بگیرید. اگر یک تصمیم خوب را در زمان بدی بگیرید، ممکن است تأثیر آن تصمیم از بین برود.
مثلاً تصمیم برای راه اندازی یک کسب و کار، تصمیم برای اینکه چه زمانی شغلتان را رها کنید و یا بهترین زمان برای ایجاد یک رابطه جدید!
این کتاب هم برای محیط کسب و کاری مناسب است و هم برای محیط اجتماعی، هم برای آموزش خوب است و هم برای توسعه و بهبود روابط فردی.

کتاب «کِی؟»؛ یک کتاب معتبر علمی

تمام بررسی‌ها و آموزش‌هایی که در کتاب «کِی؟» داده شده است، مبنای علمی و تحقیقاتی دارد.
این تحقیقات بر مبنای آمارهای رسمی و آزمایش شده منتشر شده است. مثلاً اینکه آیا تصمیم برای خواندن یک کتابچه در صبح بهتر است یا بعدازظهر؟ به طور کلی تصمیماتی که شب هنگام می‌گیریم بهتر است یا تصمیمات صبح؟

معرفی کتاب کی

شما «جغد» هستید یا «چکاوک»؟

این کتاب تست‌ها و آزمایشات فوق العاده ای دارد که با استفاده از آن می‌توانید بفهمید شما یک فرد «جغد مانند» هستید یا «چکاوک مانند». در روز بهتر تصمیم می‌گیرید یا شب؟ صبح‌ها مغزتان برای تصمیم گیری آماده‌تر است یا شب‌ها؟ صبح‌ها نتایج بهتری از مطالعه می‌گیرید یا شب‌ها؟
در واقع با تست‌های این کتاب می‌فهمید که بهترین تصمیمات را مطابق با شخصیت منحصر به فردتان در چه مواقعی بهتر است بگیرید.
مثلاً جالب است بدانید توماس ادیسون، بهترین اختراعاتش را در نیمه‌های شب به سرانجام رسانده است.
در قسمتی از کتاب نوشته شده است که تنها ۲۰ درصد از مردم جهان، شبیه جغدها هستند و ممکن است بسیاری از کسانی که فکر می‌کنند شب‌ها تأثیر بیشتری دارند، تنها به دنبال توجیه اهمال کاری خود هستند.
تست‌های این کتاب به شما کمک می‌کند تا بهتر شخصیت خود را در رابطه به زمان بندی بشناسید.
این کتاب همچنین پر از راه حل‌هایی برای بالا بردن انگیزه و استراحت موثرتر و مفیدتر است. مثلاً طبق تحقیقات مؤلف کتاب، یک استراحت کوتاه سی دقیقه‌ای در طول روز، به شدت به کارایی و اثربخشی شما کمک می‌کند.

مسیر کسب و کار و اثربخشی‌تان را بهبود ببخشید

در نهایت توصیه می‌کنم این کتاب را تهیه کنید، به تست‌های آن با دقت کافی پاسخ بدهید و راهکارهای آن را به کار بگیرید تا هم در کسب و کارتان موفق‌تر باشید و هم بهترین زمان‌ها برای بهترین عملکرد را پیدا کنید.

ادامه‌ی پست

رشته MBA چیست ؟ دوره MBA چیست ؟ کاربرد رشته مدیریت MBA داخل و خارج کشور

رشته MBA چیست ؟ دوره MBA چیست ؟ کاربرد رشته مدیریت MBA داخل و خارج کشور

۵ (۱۰۰%) ۸ votes

رشته MBA چیست ؟ دوره MBA چیست ؟

رشته MBA مخفف Master of Business Administration (ام.بی.ای) یا همان رشته مدیریت کسب و کار یک مدرک معتبر شناخته است که به منظور توسعه مهارت‌های فردی مورد نیاز در مشاغل تجاری و مدیریت طراحی شده است.

محل آموزش رشته MBA یک دانشگاه به معنای سنتی آن نیست ، بلکه یک مدرسه کسب و کار Business School ( بیزینس اسکول ) است که  قوانین مقررات یک دانشگاه را دارد اما بسیار چالاک بوده و در صورت ارائه مفاهیم و نحوه آموزش دروس از آزادی عمل بالایی برخورد دارد است. این بدان معنا نیست که هر چه بخواهند می‌توانند انجام داده و در پایان مدرکی صادر خواهند نمود.

بیزینس اسکول خود تحت نظر سازمان‌های معتبر بین‌المللی و همچنین وزارت علوم کشورهای خود هستند و دانشجویان ، فارغ‌التحصیلان ، مفاهیم آموزشی و استاد آنان نیز بررسی و ارزشیابی می‌شوند. بیزینس اسکول‌ها می‌توانند با توجه استانداردهای مشخص از دانشجویان خود کار روی پایان‌نامه درخواست نموده و یا از آنان بخواهند که برای مدتی در سازمان و یا موسسه‌ای کار نمایند.

رشته MBA چیست ؟ دوره MBA چیست ؟ کاربرد رشته مدیریت MBA مدرک MBA

 

تفاوت MBA با مدرک ارشد مدیریت ( فوق‌لیسانس مدیریت ) Master’s Degree 

مدرک MBA یک نوع از مدرک کارشناسی ارشد است. که فرد در پایان دوره درجه علمی رسمی می‌گیرد. تمرکز دروس MBA برای مهارت کسب و کار است. تلاش بر این است که مهارت عملی اساتید به دانشجو منتقل شود. پس اساتید مدرسه کسب و کار باید حتما در حال کار در دنیای کسب و کار بوده و دستی بر آتش داشته باشند و نمی‌توانند صرفا مدرس دانشگاه، نویسنده کتاب یا سخنران باشند. این مدرک توسط بیزینس اسکول ( مدرسه کسب و کار ) صادر می‌شود. مثل بیزینس اسکول لندن یا بیزینس اسکول هاروارد . مثل رشته مدیریت کسب و کار با گرایش مدیریت بازاریابی، مدیریت استراتژیک و مدیریت منابع انسانی.

مدرک ارشد مدیریت  Master’s Degree یک مدرک عمومی‌تر است و که مفاهیم وسیع‌تری تمرکز نموده که گاه کاملا محض هستند و تحصیل در این مقطع نیز زمان بیشتری نیاز دارد. تلاش بر این است که دانش مدیریت اساتید به دانشجو منتقل شود. شغلی اصلی اساتید در دانشکده، استادی دانشگاه است و معمولا در کار اجرایی دائمی حضور ندارند و بیشتر زمان خود صرف تحقیق دانشگاهی و یا نوشتن کتاب و مقاله می‌نمایند. در  این مدرک توسط دانشکده‌های مدیریت در دانشگاه‌ها، صادر می‌شود. مثل دانشکده مدیریت دانشگاه تهران ، شریف  .. مثل رشته مدیریت بازرگانی ، مدیریت بیمه ، مدیریت شهری

دقت نمایید : ما چیزی در دنیا تحت عنوان رشته MBA با گرایش عمومی نداریم. اگر جایی با آن برخورد نمودید ، این همان Master’s Degree است.

 

تفاوت مدرک MBA با دوره MBA

همان‌طور که توضیح داده شد ، رشته MBA نیز در مقطع کارشناسی ارشد است و شما در زمان فارغ التحصیل شدن ، مدرک MBA دریافت خواهید نمود.

اما زمانی که از دوره MBA صحبت می‌شود این فقط یک مغلطه تجاری برای کسب درآمد و سوارشدن بر موج نیاز جامعه است. کلمه Master به در اینجا فقط به فردی اطلاق می‌شود که در نظام آموزشی مشخص و مدون و زیر نظر یک پروفسور ( استاد ارشد ) ، نتایج تحقیقات خود بتواند نشان دهد و به یک درجه علمی رسمی نائل گردد.

پس دوره MBA به چه معناست ؟

دوره MBA یک بچه با دو سر است. ترجمه فارسی آن می‌شود ( دوره ارشد مدیریت MBA ) . بگذارید بهتر توضیح دهم. دوره MBA یعنی بخشی از مفاهیم موجود در MBA را در یک مدت زمان بسیار کوتاه به شما می‌آموزند و از اینکه آیا میتوانید مشکل سازمانی را در نقش یک محقق خبره حل نمایید ، اطمینان حاصل نمی‌نمایند.

 

نکته :

۱-  در پایان دوره MBA به شما گواهینامه License می‌دهند .

۲ – اما پس از فارغ‌التحصیلی شدن از رشته MBA یا Master’s Degree ، شما دارای یک جایگاه علمی معتبر و رسمی در محافل علمی هستید و مدرک Degree خواهید گرفت.

 

مدرک / Degree در MBA در رزومه شما یک مقطع تحصیلی است ( مخصوصا اگر می‌خواهید برای ویزا کار یا تحصیلی اقدام نمایید )  ، اما گواهینامه دوره MBA فقط یک برگه از یک موسسه خصوصی است که نشان می‌دهد شما یک ” گواهینامه آموزش آزاد علمی” دارید. مانند گذراندن دوره نانوایی ، دوره تعمیرات موبایل در سازمان فنی و حرفه‌ای ایران . البته حتی مدرک سازمان فنی حرفه‌ای ایران از این مدرک دوره MBA نیز در کشورهایی مانند استرالیا، کانادا ، آمریکا و انگلیس معتبرتر است.

از سوی دیگر اگر شما گواهینامه دوره MBA را دریافت نمایید. آخرین مدرک تحصیلی شما همچنان همان مدرک لیسانس شماست و هیچ کجای دنیا، شما را به عنوان یک کارشناس ارشد قبول نخواهند داشت.

 

بازار کار رشته MBA

به شایعات پیرامون بازار کار رشته MBA در خارج از کشور پیرامون توجه نکنید. ما وارد کننده مفاهیم مدیریت هستیم. ما در دنیای مدیریت ، صاحب‌نظر و عقیده نبوده و همه‌چیز را وارد نموده و فقط ترجمه نموده‌ایم. پس در دنیای غرب نیازی به دانش مدیریت یک ایرانی فارغ التحصیل از داخل ایران ندارد . در مدیریت کشور، چه گلی به سرخودمان در داخل زده‌ایم ؟

البته اگر فارغ‌التحصیل مدیریت از دانشگاهی در استرالیا ، نیوزیلند، ژاپن ، آمریکا یا کانادا باشید ، داستان کاملا متفاوت خواهد بود. بازار کار داخلی برای رشته MBA برای کسی که تاکنون کار اجرایی نکرده است ، اصلا وجود ندارد. رشته مدیریت MBA برای کسانی مناسب است که حداقل ۵ سال سابقه کاری دارد و با کمک این رشته و مفاهیم به‌روز آن ( اگر به‌روز باشد ) بخواهید خود را ارتقاء دهد.

این را بیان ننمودیم که شما از گرفتن مدرک دوره MBA منصرف نماییم ، تنها به این علت بود که شما با چشم‌باز انتخاب نمایید و بدانید که مدرک دانشگاهی MBA و مدرک دوره MBA باهم بسیار فرق دارد. تبلیغات همه واقعیات را به شما نمی‌گوید ؟

کاربرد رشته MBA فقط به دنیای تجارت خلاصه نمی‌شود. در شغل‌های دولتی و خدمات عمومی ، صنایع و ورزش ، …  نیز کاربرد می‌تواند داشته باشد. از این رو است که رشته MBA دارای گرایش‌های بسیار است تا بتواند هرکجا نیاز به مدیریت وجود دارد ، آن را پوشش دهد.

گاه شرط پذیرش اولیه بیزینس اسکول این است که دانشجو برای اتمام تحصیل خود باید در یک شرکت یا سازمان برای ۶ تا ۱۲ ماه در ازای دریافت حقوق کارنمایند. این خود کمک می‌نماید که فرد حتی پیش از اتمام تحصیل ، جذب بازار کار شود.

 

دروس رشته مدیریت MBA

دروس رشته مدیریت MBA از عناوین کاربردی تشکیل شده است. به این معنا است که در رشته مدیریت ام.بی.ای ، تعریف و بسط مفاهیم بنیادی مدنظر نیست . زیرا این هر درس خود یک رشته تخصصی در دانشگاه دارد و جای تشریح آن در رشته دیگری است. دروسی مدنظر : حسابداری، اقتصاد، بازاریابی و مدیریت عملیات و همچنین برخی دروس انتخابی دیگر به دانشجویان MBA این اجازه را می‌دهد که زمینه علاقه فردی و تخصصی در این رشته جستجو نمایند.

برخی دروس نیز که جز عناصر درس‌های آکادمیک دانشگاهی نیست ، غالبا پوشش داده میشود : آموزش زبان بدن ، آموزش فروش ، مدیریت فروش ، اصول و فنون مذاکره ، حقوق تجاری بین المللی ، خدمت به مشتری ، مهندسی فروش

کیفیت یک بیزینس اسکول به کیفیت دانشجویانی که جذب می‌نماید، بسیار وابسته است ، برای همین تجربه کاری قبل از شروع دوره MBA بسیار حائز اهمیت است. که البته شرایط جذب برای مقطع دکتری مدیریت کسب‌وکار DBA بسیار سخت و گاه وحشتناک می‌شود.

تمام مفاهیم اساسی و کاربردی مدیریت توسط اساتید دانشگاه‌های آمریکا و یا استادی که مقاله یا کتاب خود را به زبان انگلیسی منتشر نموده‌ایم ، تولیدشده‌اند . در نتیجه زبان انگلیسی زبان اصلی رشته مدیریت است. با توجه به سرعت سریع تغییرات در دنیای مدیریت و کلا دنیای تجارت ، عملا فارغ‌التحصیل رشته MBA اگر به صورت کامل به زبان انگلیسی مسلط نباشد ، به جرئت می‌توان گفت که یک فرد کم‌سواد است و حتی به‌زودی علمش منسوخ می‌گردد.

 

ارزشیابی مدرک MBA

ارزشیابی مدرک ام.بی.ای را اصطلاح ( اعتبار سنجی Accreditation )  می‌نامند. ارزشیابی بیزینس اسکول ها با سه استاندارد متفاوت صورت می‌پذیرد.  اعتباربخشی توسط سازمان معتبر یک روش خوب برای بررسی کیفیت یک مدرسه کسب و کار است. سازمان‌های اعتباربخشی، استانداردهای کیفیت آموزش ، روش تدریس، دانشکده‌ها، خدمات و شرایط دانشجویان را در میان سایر موارد ارزیابی می‌نمایند.

سه اعتباردهنده مهم و اصلی بین‌المللی برای برنامه‌های MBA عبارت‌اند از: AACSB ، AMBA و EQUIS؛ روش‌های آن‌ها برای شرایط منطقه‌ای متمرکز است .توجه داشته باشید که یک بیزینس اسکول ممکن است توسط هیچ یک از سه سازمان اعتباربخشی را ارزیابی نشده باشند و توسط سایر موسسات ، واحدهای اعتباربخشی داخلی و سایر سازمان‌های بین‌المللی، مورد تأیید قرار گیرند.

مدرسه کسب و کار هرچه معتبر باشد ، شانس پیدا شدن کار بهتر و حقوق بالاتر برای شما بیشتر می‌شود. مثلا فارغ‌التحصیل از دانشگاه مدیریت در مالزی در کشور استرالیا در سطح مدیران پایین شرکت حقوقی در حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار دلار در سال دریافت می‌نماید ، درحالی‌که یک فارغ‌التحصیل از مدرسه کسب‌ و کاری از سیدنی در حقوقی ۱۶۰ تا ۲۲۰  هزار دلار در سال خواهد بود.

ارزشیابی مدرک MBA ارزشیابی مدرک ام.بی.ای اعتبار سنجی Accreditation

بیش از ۹۰ مدرسه کسب و کار در سراسر جهان وجود دارد که توسط هر سه سازمان بین‌المللی اصلی AMBA، EQUIS و AACSB تأییدشده‌اند. این تمایز اغلب به عنوان “تاج سه گانه” نامیده می‌شود.

Association to Advance Collegiate Schools of Business  : AACSB

یک انجمن بین‌المللی است که دفتری در ایالات‌متحده و سنگاپور دارد. این سازمان برنامه‌های آموزشی مدرسه کسب ‌و کار را در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد ارزشیابی قرار می‌دهد. این سازمان کار خود را از سال ۱۹۱۹ شروع نمود و اکنون در بیش از ۵۱ کشور، مدارس کسب و کار را ارزیابی می‌نماید. اعتباربخشی AACSB در ارزیابی “مأموریت مدرسه کسب و کار ، عملیات، مدارک تحصیلی ، کیفیت اساتید و میزان مشارکت در تحقیقات آنان، برنامه‌ها و سایر حوزه‌های مهم است” است.

مدارس کسب و کار هر پنج سال یک‌بار تجدید ارزیابی می‌شوند. در سال ۲۰۱۸ بیش از ۸۰۰ مدرسه کسب و کار توسط AACSB ، اعتباربخشی شده‌اند که حدود ۷۵% آن‌ها در ایالات‌متحده قرار داشتند. کشورهای دیگری مانند بریتانیا، فرانسه و کانادا نیز بیشترین میزان دریافت این اعتبار سنجی را پس از آمریکا داشته‌اند.

List of AACSB-accredited business schools

List of AACSB-accredited Online MBA programs

 Association of MBAs : AMBA 

انجمن  MBAها از اوایل دهه ۱۹۸۰ در لندن مستقر است، تاکنون در ۷۰ کشور ، بیزینس اسکوهای متفاوتی را تأیید نموده است. حدود ۵۰% از اعتباربخشی‌های این موسسه در اروپا یا انگلستان بود در حدود ۳۳% در آمریکای لاتین و آسیا ۳۳ تنها دو درصد آن‌ها در آمریکای شمالی قرار داشته‌اند.

AMBA علاوه بر ارزیابی مدرک کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار MBA به بررسی دکتر مدیریت کسب و کار DBA و کارشناسی ارشد مدیریت و کسب و کار MBM می‌پردازد.کیفیت استراتژی، مأموریت، هیئت علمی، دانشجویان، برنامه درسی و ارزیابی مدرسه کسب‌ و کار را مدنظر دارد. به عنوان مثال، با استانداردهای AMBA ، دانشجویان پذیرفته شده باید حداقل سه سال تجربه کاری داشته باشند. سه‌چهارم اساتید دانشکده مدرسه کسب و کار باید دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری در رشته مربوطه باشند.

List of AMBA-accredited business schools

 

 The European Quality Improvement System : EQUIS

سیستم بهبود کیفیت اروپا (EQUIS) توسط شبکه مدیریت توسعه EFMD مستقر در بروکسل اداره می‌شود. EFMD تعدادی وسیعی از خدمات اعتبارسنجی را انجام می‌دهد، اما EQUIS بر روی موسساتی که برنامه‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری مدیریت کسب‌وکار را ارائه می‌نماید، تمرکز دارد.

ارزیابی EQUIS بر مدیر دانشگاه، استراتژی، برنامه‌ها، دانش آموزان، استادان، تحقیق و توسعه، آموزش اجرایی، مشارکت در جامعه، منابع و مدیریت، بین‌المللی سازی و ارتباطات با شرکت‌ها را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

بیشتر از بیش از ۱۷۶ مدرسه کسب‌ و کار مورد تایید EQUIS در اروپا یا انگلستان واقع شده است. تنها سه مدرسه کسب و کار ایالات‌متحده مجوز اعتبار EQUIS کسب کرده‌اند. کشورهایی که بیشترین مدارس کسب و کار معتبر EQUIS را دارند، شامل انگلستان (۲۶)، فرانسه (۲۰) و چین (۲۲) هستند.

 

List of EQUIS-accredited business schools

 شرایط مدیریت کسب و کار MBA

مدیریت کسب‌وکار MBA در حال حاضر یکی از  محبوب‌ترین مدارک حرفه‌ای در جهان است. در حال حاضر در حدود ۲۵۰۰ مرکز ارائه برنامه MBA در جهان وجود دارد که غالبا به زبان انگلیسی برگزار می‌شوند.  برای اولین بار توسط دانشگاه‌ها در طی قرن ۲۰ ارائه شده است و در طی زمان ، تقاضا برای آن کاهش نیافته است.

درحالی‌که MBA دو ساله سنتی ، به ویژه در ایالات‌متحده، همچنان رایج است، دوره‌های  MBA یک‌ساله به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند. MBA پارت تایم و آنلاین نیز به طور گسترده‌ای برای حرفه‌ای‌هایی که تمایل ندارند یا قادر به گرفتن مدرک MBA دو ساله تمام‌وقت نیستند، در دسترس هستند.

مدیریت اجرایی  :EMBA Executive MBA  برنامه‌ای آموزشی نیمه‌وقت  / پارت تایم است که افرادی را مورد هدف قرار می‌دهد که دارای تجربیات اجرایی زیادی هستند و زمان کافی برای حضور در MBA دوساله را ندارند.

 

گرایش‌های MBA

گرایش‌های mba در طول زمان بسیار بسط پیدا نموده‌اند . می‌شود گفت که گرایش‌های MBA بر اساس نیاز روز و حوزه‌های متفاوت مدیریت به وجود آمده‌اند. در این خصوص سوالاتی بسیاری از ما پرسیده می‌شود :

  • کدام گرایش MBA بهتر است ؟

  • بهترین گرایش MBA چیست ؟

اول باید در خصوص انواع گرایش MBA توضیح دهیم . همه این گرایش‌ها یک ریشه واحد دارند و آن مفاهیم مدیریتی است ، با این تفاوت که در هر یک از این گرایش‌ها یک عنوان درسی از غلظت بیشتر و تمرکز بالاتری برخوردار است که این شاخه آن نوع MBA است. محبوب‌ترین گرایش MBA شامل :

  • مدیریت حسابداری
  • مدیریت مدیریت کسب و کار
  • مدیریت تجارت الکترونیک
  • مدیریت اقتصاد
  • مدیریت کارآفرینی
  • مدیریت دارایی، مالیه، سرمایه‌گذاری
  • مدیریت جهانی
  • مدیریت منابع انسانی
  • مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی
  • مدیریت بازاریابی
  • مدیریت عملیات و فرایند
  • مدیریت استراتژیک
  • مدیریت ریسک
  • مدیریت فناوری
  • مدیریت جهانگردی
  • مدیریت بازرگانی
  • مدیریت استراتژیک
  • مدیریت برند
  • مدیریت بیمه

اگر بپرسید که بهترین گرایش MBA چیست باید گفت که سوالات کاملا بی‌معنا است. زیرا هر کدام از آن‌ها کاربرد خود را دارند. شاید باید بپرسید با توجه به علاقه من به شغل X شما کدام نوع از انواع گرایش مدیریت کسب و کار را با من پیشنهاد می‌نمایید.

 

انواع MBA

می‌شود گفت که بین تمام انواع ، Global MBA یا Global DBA از ارزش و اعتبار بالاتری برخورد دار است زیرا پذیرش در آن بسیار سخت‌تر از سایرین است و از سوی دیگر تعداد بیزینس اسکول‌هایی که می‌توانند این مدرک را با کیفیت بالا بدهند ، بسیار کم هستند.

نوع برنامه طول دوره سابقه کار مورد نیاز نوع برگزاری
Full-time MBA ۱تا ۲ سال بیش از ۳ سال تمام‌وقت
Part-time MBA بیش از سه سال یک تا سه سال نیمه‌وقت
Online MBA ۲ سال یک تا سال آنلاین ولی در زمان‌های مشخص
Executive MBA

EMBA

۲ سال بیش از ۸ سال معمولا در تعطیلات آخر هفته برگزار می‌شود
Early Career MBA بیش از ۲ سال برای افراد تازه فارغ‌التحصیل شده و بدون تجربه تمام‌وقت
Global MBA ۱ تا ۲ سال برای مدیران رده بالا و میانی

از سراسر جهان

تمام‌وقت
MBA Certificate

دوره MBA

یک یا دو ترم

( در بین موسسات متفاوت است )

 

نیاز نیست ۴ تا ۶ عنوان درسی

شاید مقالات زیر نیز برای شما جذاب باشد :

ادامه‌ی پست

درخواست افزایش حقوق- محمد پیام آسیان شاپ در شبکه اول سیما-بی

محمد پیام آسیان شاپ مهمان برنامه وقت کار از شبکه اول صدا و سیما، توضیح می‌دهد که چطور درخواست افزایش حقوق کنیم؟
کامران، یکی از دوستان من، معلمی در یک مدرسه غیرانتفاعی بود. او با تکنیک‌های «درخواست افزایش حقوق» توانست حقوقش را در عرض یکسال به دو برابر میزان قبل، افزایش دهد.
اگر شما هم کارمند هستید یا برای کسی کار می‌کنید، می‌توانید با استفاده از روش‌های زیر، کاری کنید که حقوقتان افزایش پیدا کند.
نکاتی که در پایین به آنها اشاره می‌شود، نه فقط برای درخواست افزایش حقوق، بلکه می‌تواند برای تمام درخواست‌های شما از مدیرتان به کار برده شود.

آیا تنها کسانی که پارتی دارند رشد می‌کنند؟

ممکن است خیلی از کسانی که به پست‌های بالایی می‌رسند با پارتی بازی و آشنا داشتن به جایگاه کنونی‌شان رسیده باشند، اما به نظر شما اگر اینگونه فکر کنیم که تمام افراد موفق، با پارتی موفق شده‌اند، آیا امکان رشد برای ما فراهم می‌شود؟ آیا دیگر تلاش و کوشش معنا پیدا می‌کند؟
چه فکر کنید می‌توانید و چه فکر کنید نمی‌توانید؛ در هر دو صورت حق با شماست!

به اندازه حقوقت کار می‌کنی؛ یا بیشتر و یا کمتر؟

اگر به نوع کارکردن افراد موفق نگاه کنید، می‌بینید که اکثر انسان‌های موفق، همیشه در مقطعی، بیش از میزان حقوقی که گرفته‌اند کار کرده‌اند و در این شرایط بوده که درخواست ارتقا و افزایش حقوق داشته‌اند.
در حقیقت اگر شما دقیقاً به اندازه حقوقتان یا کمتر از آن کار می‌کنید، پس با چه منطقی می‌توانید درخواست افزایش حقوق یا ارتقای شغلی داشته باشید؟
اگر میخواهی بیشتر داشته باشی، باید بیشتر از یک نفر باشی!

داستان کارمندی که من را آتش زد!

به یاد دارم برای کاری به شرکتی مراجعه کرده بودم. یکی از کارمندان آن شرکت برای من دردل می‌کرد و می‌گفت: «من آچار فرانسه این شرکت هستم. کلی کار می‌کنم و اگر یک روز نباشم، کارها لنگ می‌ماند. اما حقوقم کم است!». در حالی که وقتی با مدیر آن شرکت صحبت می‌کردم، از دست او می‌نالید و می‌گفت: «مانده‌ام چطور این کارمندم را اخراج کنم!»
در واقع آن کارمند دچار نوعی خطا شده بود و فقط فکر می‌کرد که دارد کارش را به خوبی انجام می‌دهد!
مراقب باشید به این خطای درونی دچار نشوید و هرگز فکر نکنید که الان در بهترین شرایط کاری هستید. بلکه همواره با نگاهی «رشدگونه» به کار و فعالیت‌های خود بنگرید.
شاید برایتان جالب باشد که مطابق با نتایج یک نظرسنجی، بیش از ۸۰ درصد از رانندگان تاکسی معتقدند که جزء ۵۰ درصد از بهترین رانندگان شهر هستند.

من چقدر می‌ارزم و چه مهارت‌هایی دارم؟

یکی از روش‌هایی که می‌توانید با استفاده از آن، میزان اهمیت خود برای جایی که در آن کار می‌کنید را بسنجید این است که از خود بپرسید: «اگر من از این شرکت بروم، چه کسی در چه مدت زمانی می‌تواند تمام کارهای من را انجام دهد؟»
خیلی از مواقع دیده شده که شخصی که خیال می‌کند هیچ جایگزینی ندارد، از محل کارش رفته و شخصی جایگزینش شده که اتفاقاً بسیار بهتر از او کار می‌کند.
در واقع اگر «جایگزین پذیری» شما راحت است، نباید توقع ارتقا و افزایش حقوق داشته باشید. تنها در صورتی که «جایگزین پذیری» شما سخت باشد، شما یک فرد لایق و شایسته هستید.

چگونه ارزش خود را بالا ببریم و «جایگزین ناپذیر» شویم؟

با استفاده از تکنیک‌های زیر، می‌توانید شایستگی‌های خود را ارتقا دهید و رشد کنید.
۱- یادگیری مهارت‌های جدید و مربوط به کار

آبدارچی یک شرکت را تصور کنید. به نظر شما او چه مهارت‌هایی را می‌تواند یاد بگیرد؟ مثلاً مهارت‌های ارتباطی‌اش را قوی کند، مهارت‌های پذیرایی را بهتر یاد بگیرد و انواع جدیدی از تهیه چای را بلد شود.
به خاطر دارم برای کاری به شرکتی رفته بودم. آبدارچی آنجا کارتی روی لباسش چسبانده بود که روی آن کلمه «مهربانی» به چشم می‌خورد. از او علت آن را پرسیدم. او توضیح داد: «من هر روز هفته، کارتی را روی لباسم می‌چسبانم و روی روزهای هفته، نام گذاشته‌ام. مثلاً روزی مهربانی، روزی دیگر بخشش و روز سوم خوش اخلاقی. به هرکس چای می‌دهم به او یادآوری می‌کنم که امروز چه روزی است…» این آبدارچی مرا تحت تأثیر خودش قرار داد و در نظرم، فرد بسیار شایسته‌ای آمد.

۲- بالا بردن دانش تخصصی

اگر بخواهیم باز هم از یک آبدارچی مثال بزنیم، دانش تخصصی او می‌تواند تست و تولید دم نوش‌های جدید با روش‌ها و مزه‌های متفاوت باشد. او می‌تواند در عین حال با تحقیقاتی که در سطح اینترنت انجام می‌دهد، مزایا و منافعی که هر دم نوش او برای بدن ایجاد می‌کند، به افراد یادآوری کند و به یک مشاور سیار تبدیل شود.
حال یک منشی را در نظر بگیرید. این منشی می‌تواند برای بالا بردن دانش تخصصی‌اش، بیاموزد که چگونه با هر فرد رفتار منحصر به فردی داشته باشد، مثلاً با یک آدم بداخلاق چگونه رفتار کند و چطور به اعتراض‌ها پاسخ دهد.
و اگر مدیر را در نظر بگیریم، این مدیر می‌تواند روش‌های بالا بردن انگیز در کارکنان را بررسی کند.
هرکسی به نوبه خودش می‌تواند دانش و سطح تخصص اش را بالا ببرد و ارزش آفرینی کند.

۳- ایجاد درآمد و یا کاهش هزینه

با ایجاد درآمد جدید و یا کاهش هزینه‌ها در جایی که کار می‌کنیم، می‌توانیم ارزش آفرین شویم. مثلاً فرض کنید یک شرکت، تمام نامه‌ها و مرسولاتش را با پیک جابجا می‌کند. یک پیشنهاد می‌تواند این باشد که یک پیک موتوری تمام وقت استخدام کنیم تا هم از هزینه‌ها کاسته شود و هم از لحاظ زمانی،‌ صرفه جویی شود.
کاستن از هزینه‌ها و افزایش درآمدها، دست مدیران را برای افزایش حقوق یا ارتقای شغلی، بازتر می‌کند.

چگونه درخواست‌های خود را مطرح کنیم؟

برای اینکه درخواست‌های خود مثل درخواست افزایش حقوق را مطرح کنید، باید به نکاتی توجه کنید. این نکات می‌تواند در موفقیت آمیز بودن درخواست شما یا شکست آن، تاثیرگذار باشد.
نکته اول: الان زمان مناسبی برای درخواست است؟
اینکه چه زمانی درخواست خود را مطرح کنید، بسیار مهم است. پیش خود، همه جوانب را در نظر بگیرید. مثلاً ببینید چه زمان‌هایی حال مدیرتان بهتر است و یا اینکه در چه مواقعی سرش خلوت‌تر است.
معمولاً ابتدا و انتهای هفته، زمان مناسبی برای ارائه درخواست‌ها نیست. همچنین در زمان‌هایی که مدیر تحت فشار کاری یا مالی است، اصلاً زمان مناسبی برای ارائه درخواست‌ها نیست.
نکته دوم: از مدیر راهنمایی بخواهید و او را در موقعیت خود قرار دهید
می‌توانید برای ارائه درخواست‌هایتان از خود مدیر مشورت بگیرید. مثلاً به او بگوئید: «آقای مدیر؛ هزینه‌های ماهانه من خیلی بالا رفته است. به نظر شما من چه کاری می‌توانم انجام دهم که برای شرکت ارزش آفرین باشم و حقوقم بیشتر شود؟ ممکن است مرا راهنمایی کنید؟»
یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، افزایش میزان درآمد شرکت است. مثلاً یکی از کارمندان از من همین درخواست را کرد. من به او گفتم اگر بتواند برای شبکه‌های اجتماعی ما، ارزش آفرینی کند، می‌تواند حقوقش را زیاد کند. او همین کار را انجام داد و چون باعث افزایش درآمد کلی شرکت شد، طبیعتاً باعث افزایش میزان درآمد خودش هم شد.

برای درخواست‌ها، چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟

۱- درخواست افزایش حقوق را در جمع مطرح نکنیم.
۲- در هنگام ارائه درخواست، حالت تهدید و یا فشار نداشته باشید.
۳- رسانه مناسبی انتخاب کنید. مثلاً با اس ام اس یا پیامک این درخواست را مطرح نکنید. به جای آن می‌توانید تلفنی یا حضوری این کار را انجام دهیم.

در هنگام «نه» شنیدن چه کنیم؟

در هنگام نه شنیدن، دو دیدگاه وجود دارد. یا اینکه می‌خواهید در شرکت بمانید و ادامه دهید و یا اینکه از آنجا استعفا دهید.
در هردو حالت نباید طوری رفتار کنید که به قول معروف «همه پل‌های پشت سرتان خراب شود».
اگر فعلاً جایگزینی برای شغل جدید در اختیار ندارید، با همین میزان حقوق ادامه دهید، اما نه شنیدن هرگز نباید باعث شود که سطح کیفیت کارتان را پایین بیاورید. حتی در صورت نه شنیدن، باید همواره به فکر رشد باشید و به این فکر کنید که چطور می‌توانید هر روز از روز قبل خود بهتر شوید.

در پایان شما را به خواندن مقاله های مرتبط دعوت میکنیم…

متن نامه درخواست افزایش حقوق

تکنیک درخواست افزایش حقوق با فن بیان

قدرت نه گفتن! همین امروز به این ۱۲ مورد نه بگویید

ادامه‌ی پست

هدیه ای برای آقای محمد پیام بهرامپور!-بیشتر از یک نفر

آقای بهرامپور، عادت بسیار شیرینی دارد و آن هم هدیه دادن به مخاطبینش به اشکال مختلف است؛ هدیه هایی که ارزشمند و دوست داشتنی و ماندگار هستند. بنده هم قصد دارم یک هدیه به ایشان بدهم ولی جنس خاصی از هدیه؛ از آن مدلی که درباره اش گفته اند «أحب إخوانی إلی …»، البته من اعتقاد دارم این هدیه یک نقص است نه عیب و رفع این نقص برای آقای بهرامپور با پیشینه ای که از او سراغ داریم بسیار ساده است.

قبل از این که هدیه ایشان را باز کنم درباره چرایی رسیدن به این هدیه صحبت خواهم کرد. در طول دوره تحصیل پزشکی و طبابت، بارها بیمارانی را دیده ام که موقع تفسیر نتایج تستهای آزمایشگاهی به خطا رفته اند و اشتباهات فاحش مرتکب شده اند. مثلا بیمارانی که به دلیل درگیر شدن با اعداد و ارقام آزمایشات و سردرنیاوردن از آنها، دچار اضطراب فراگیر شده اند یا بیمارانی که به دلیل درک نکردن وخامت اوضاع، سهل انگاری به خرج می دهد. بسیاری از اوقات اعداد و ارقام آزمایشات به ظاهر در محدوده طبیعی هستند ولی برای ما زنگ خطر به حساب می آیند مثلا جوان ۲۰ ساله ای که قند خون ناشتای ۱۰۱ دارد، یا کراتینین ۱٫۴ دارد؛ گرچه این اعداد به ظاهر در محدوده نرمال هستند ولی برای سن او نشان دهنده یک اتفاق غیرطبیعی هستند. عکس این ماجرا نیز صادق است؛ یعنی اعدادی که در محدوده نرمال نیستند ولی وقتی با شرایط بیمار تطبیق داده می شوند طبیعی تلقی می شوند.

مسأله تفسیر درست نتایج در مورد پژوهشهای مختلف نیز صادق است، مثلا بسیار اتفاق می افتد که نتایج مطالعه ای آزمایشگاهی یا حیوانی به گونه ای تفسیر و منتشر می شود که به خواننده القا می کند که این مطالعه در بالین و بر روی انسان صورت گرفته و این نتایج قابلیت تعمیم نیز دارند، مثل بسیاری از مطالعات درباره گیاهان دارویی و اجزای عملکردی آنها که علی رغم انجام شدن در آزمایشگاه یا روی حیوان، در رسانه ها به صورت غلط منتشر می شوند و مخاطب را به مصرف گیاهان مختلف ترغیب می کنند. البته مطالعات بالینی نیز لزوما قابل استفاده در بالین نیستند، مثلا گاهی علی رغم مؤثر بودن دارویی در بالین، آن دارو هیچ تغییری در وضعیت زندگی بیمار و عمر او ایجاد نمی کند و صرفا عوارض مختلفی را به او تحمیل می کند. به هر روی تفسیر صحیح از مطالعات و اعداد و ارقام نیازمند یک نگاه نقادانه و اصطلاحا تفکر انتقادی است.

اما بروم سراغ هدیه. داشتم صوت جلسه پنج گام برای یادگیری مهارت را گوش می دادم که متوجه شدم آقای بهرامپور یک تفسیر بسیار عجیب از یک مطالعه روانشناسی در زمینه پرخاش والدین و اثرات آن بر هورمون رشد کودکان داشتند، که نشان از ضعف تفکر انتقادی داشت. البته قبلا هم شواهدی دیده بودم که به مرور زمان با تکرار این اتفاق، متوجه شدم که این موضوع که البته یک نقیصه قابل رفع است، در صحبتهای ایشان وجود دارد. برای این که این هدیه را کامل کنم یک کتاب هم در این زمینه معرفی می کنم:

Asking the right questions; a guide to critical thinking (M.Neil Brown & Stuart M.Keeley)l

امیدوارم به زودی شاهد برگزاری دوره تفکر انتقادی توسط ایشان باشیم!

ارادت داریم آقای بهرامپور بزرگوار!

ارادتمند شما، دکتر محمد علی زارعیان، پزشک، مدیر تحقیق و توسعه شرکت دانش بنیان بهزی

ادامه‌ی پست

از مهندس برق، برنامه نویس تا تریدر؛ شغل رویایی شما چیست؟-بیش

به نظر شما شغل خوب چه شغلی هست و شغل رویایی شما چیست؟

امروز می­خوام برای دوستان بیشتر از یک نفری خودم داستان زندگی خودم رو بگم و اینکه چطور در هر مقطعی به یک شغل جدید علاقه­ مند شدم و از رشته برق به برنامه­ نویس شدن و امروز که این پست رو می­زارم تریدر شدن علاقه پیدا کردم و در این زمینه ­ها مشغول فعالیت شدم.

داستان از اینجا شروع میشه که …

من وقتی خیلی خیلی خیلی بچه بودم دوست داشتم خلبان بشم که البته فکر کنم این آرزوی خیلی از ماها توی بچگیمون بوده که می خواستیم خلبان، فضانورد، آتش نشان، پلیس و … بشیم 😃

یادم هست وقتی که کمی بزرگتر شدم (۸-۹ سالگیم) از اونجایی که خیلی شلوغ و شیتون بودم هر چیز دم دستم بود باید خرابش می کردم میشکستم تا ببینم چی توش هست و از چی ساخته شده (مکتشفی بودم واسه خودم) خلاصه از کنترل تلویزیون بگیر، ضبط صوت و اسباب بازی هام؛ باید خراب می شد.

از اونجا بود که کشف کردم در دل و روده این وسایل ها چه چیز هایی هست! 🙃 (برد ها و مدار های الکتریکی) با خودم می گفتم که اخه مثلا این اسپیکر چطوری صدا تولید میکنه، این آرمیچر چطوری میچرخه و باعث میشه آدم آهنیم راه بره و اینا

این مقطع ادامه داشت تا این که وارد دوره راهنمایی شدم و چون کنجکاو بودم و علاقه داشتم می رفتم و در بازار وسایل الکترونیکی می چرخیدم و قطعات الکتریکی می خریدم تا بیارم خراب کنم توشون رو ببینم چی باعث می شه تا آرمیچر بچرخه بعدش که یک سالی بزرگتر شدم کتاب حرفه و فن داشتین و من عاشق بخش الکترونیکیش بودم این بود، که دیدم نه کتاب فنی و حرفه ای مون برای من کارساز نیست رفتم و دنبال کتاب های آموزش و مدارهای الکترونیک گشتم و کلی کتاب در این باره خریدم اونم چه کتاب هایی (در سطح دانشگاه اینا)

👇👇👇 مثل این کتاب ها 👇👇👇

کتاب های آموزش مدار های الکترونیکی

بعد شروع کردم از روی این کتاب ها خوندن مطالب، گنگ و منگ که چی نوشتن همش پر از فرمول بود چیزی ازشون سر در نمی آوردم تا اینکه پدرم علاقمو میدید و رفت برام کتاب های در سطح خودم خرید که برد های آماده می شد باهاش درست کرد بعلاوه وسایل کار مثل هویه و سیم لحیم و برد مسی و خازن، مقاومت، ال ای دی و دیود …

منم که با شور شوق فراوان شروع کردم از روی این کتاب ها آموزش دیدن مرحله به مرحله و ساخت برد های آماده.

تا این که سرم رو با این جور چیزا مشغول کردم تا وارد دوره دبیرستان شدم. در دوره دبیرستان با پسرخالم خیلی صمیمی بودیم و هم سن هم بودیم یادم هست اون هم یک کامپیوتر باباش خریده بود واسش اون زمانی که هر کسی هنوز کامپیوتر اینا نداشتن و توش بازی ریخته بود و باهاش بازی میکردیم علاقه پیدا کردم و من هم کامپیوتر نداشتم به پدرم گفتم کامپیوتر میخام اون موقع هم قیمتش حقوق دو سه ماه یک کارمندی بود خلاصه تحت اسرار های اینجانب موفق شدم کامپیوتر دار بشم 😎😎

و باورم نمی شد منم حالا کامپیوتر داشتم ….!! 

یک همچین چیزی 😄😁😀 البته بهتر از این بود انصافاً

من وارد بعد دیگه از زندگی شده بودم دیگه برد و مدار اینا همه از سرم پریده بود من دیگه صاحب کامپیوتر بودم ۱۵ سالم بود و کامپیوتر رو فقط برای بازی کردن می­ خواستم، از همون روز که کامپیوتر خریدم کلی گیم نصب کردم و شروع کردم باهاش روز و شب بازی کردن حتی شب ها نمی خوابیدم. از اونجایی که من راحت نمی شینم شروع می کردم و همه جای کامپیوتر رو سرک می کشیدم و تنظیماتش رو عوض می کردم به اصطلاح باهاش ور میرفتم و هر هفته خدا کامپیوترم توی تعمیر گاه برای نصب کردن مجدد ویندوز بود آخر سر بعد از ۶ ۷ بار رفتن به تعمیر گاه خودم یاد گرفتم و ویندوز عوض می کردم از فرداش خودم شدم استاد و هر بار که کامپیوترم خراب میشد ویندوزش رو خودم عوض می کردم دیگه اونقدر خرابی های کامپیوترم زیاد شد که برای رفع مشکلش باید میرفتم توی اینترنت و مشکلاتی که سر راه کامپیوترم پیش می اومد رو جستجو و رفع ایراد می­کردم (البته با کارت اینترنت و دیال آپ) می رفتیم اینترنت که سر اینم کلی کتک خوردم از بابام پول تلفنمون اونقدر زیاد اومده بود که یادمه ۶ ماه تلفن خونمون قطع بود.

🔶 بعد که خودم رفع ایراد کامپیوتر رو از وبلاگ ها یاد میگرفتم با سایت های مثل ترفندستان آشنا شدم که ترفند هاش منو جذب خودش کرد و شروع کردم به کار با این ترفند ها آی ویندوز کافی نت ها رو خراب کردم با این ترفند ها کلا از بچگی عاشق کار های پلید بودم. بعدش خودم وبلاگ درست کردم و شروع کردم این ترفند ها رو یاد دادن و از اینور اونور مطلب جمع کردن و کپی کردن در وبلاگ.

🔷 این طوری بود که از طریق وبلاگ به دنیای برنامه نویسی راه پیدا کردم و به صورت کاملا تجربی ویرایش قالب و کار با تگ های html و وبلاگ رو یاد گرفتم بلاگفا بعدش میهن بلاگ اومد که کمی پیشرفته تر بود و رفتم اونجا و مطالب جدید تری رو یاد گرفتم یادمه اون روز ها هم بازار وبلاگ ها گرم شده بود و کلی میزبان وبلاگ راه اندازی شد.

این طوری شد که من به طراحی سایت علاقه مند شدم و خواستم که وبسایت داشته باشم واسه خودم

رفتم و این حرفه رو به صورت تخصصی تر یاد گرفتم از اینترنت و مطالب دست و پا شکسته ای که اون موقع در اینترنت بود. (سر یادگیری زبان PHP قشنگ پدرم در اومد)

حالا ۱۸ سال داشتم و قشنگ می تونستم طراحی و برنامه نویسی وب سایت رو انجام بدم اون روزها بود که این کارم تبدیل شد به منبع در آمد واسه خودم فروشگاه داشتم برای دیگران سایت درست میکردم و ازش کلی پول در میاوردم. تا این که دبیرستان رو با رشته ریاضی فیزیک تموم کردم و رشته دانشگاهیم رو توی زمینه کامپیوتر ادامه دادم، تا کاردانیم تموم شد اخه نا پیوسته خوندم و حوصله کنکور نداشتم.

بعدش کارشناسی مهندسی تکنولوژی نرم افزار خوندم و در این فاصله بود که من به مسائل امنیت و شبکه علاقه مند شدم و این حرفه رو شروع کردم به یادگیری از تست نفوذ، کارکردن با کالی لینوکس و امنیت سرورها و البته مقداری شیتونی در باب …! حالا بگذریم (باور کنید نه..! هک نه بابا من هک کردن بلد نیستم) پلیس فتا حواسش به همه چیز هست.

بعد از پایان دوره کارشناسی اعزام گشتیم به خدمت مقدس سربازی و خدمت کردن در اقسا نقاط ایران زمین همه جای ایران دیار من است، از زاهدان تا اورمیه خدمت کردم نگو و نپرس خخخ البته آخرش نیمه کاره ول کردم نکشید.(یک اصطلاحی که در خدمت میفهمین چیه) و اومدم ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد شبکه های کامپیوتری.

در این میان با بازار سرمایه و ترید ارز های دیجیتال آشنا شدم و فعلا میشه گفت در این زمینه تازه کار هستم اما علاقه ای شدید پیدا کردم طوری که در این مدت بسیار کم تونستم تا ۴۰% در یک ماه از پولم سود برداشت کنم و تصمیم دارم در این زمینه هم پیشرفت کنم و یک تریدر حرفه ای بشم. 💪💪

امروز کارهایی رو می کنم که دیگران حاضر نیستند انجام بدن تا فردا کارهایی رو بکنم که دیگران قادر نیستن انجام بدن

ادامه‌ی پست

وجه مشترک من و نویسنده کتاب “هنرمندانه بقاپید”!-بیشتر از یک

توی فرودگاه در حالیکه منتظر پرواز بودم، کتاب “هنرمندانه بقاپید” رو مطالعه میکردم و لذت می بردم. رسیدم به این جا که:

همیشه یک کتاب، یک خودکار و یک دفترچه یادداشت با خودم دارم و همیشه از تنهایی و اسارت مقطعی که برایم پیش می آید لذت می برم.

دیدم من هم هر سه رو به همراه دارم!

ادامه‌ی پست

استراتژی های آماده سازی برای مذاکره-بیشتر از یک نفر

یک فرآیند کامل آماده سازی برای مذاکره نیازمند این است که زمان زیادی بگذاریم و فکر کنیم که چه می خواهیم، گزینه های نهایی ما برای معامله کنونی چیستند و حریف ما چه چیزهایی را ارزشمند می داند.

وقتی نزدیک به یک مذاکره مهم هستیم، درست نیست بدون آماده سازی وارد آن شویم.
بهترین مذاکره کنندگان با بهترین و کامل ترین آماده سازی ها وارد مذاکره می شوند.
یعنی زمان بگذاریم و تحلیل و بررسی کنیم که چه می خواهیم، موقعیت مذاکره ما چیست و گزینه ها و ارزش های حریفمان چه می باشند.
مذاکره کنندگان برای مذاکره درگیر یک خود اماده سازی دقیق می شوند. خصوصا او می خواهد برای اماده سازی خود دو سوال از خودمان بپرسیم:

  1. من چه می خواهیم؟
  2. انتخاب هایی که موجب می شوند به توافق برسم چه هستند؟

۱- من چه می خواهم؟

این سوال از ما می خواهد کمی رویاپردازی کنیم و البته باید واقع گرایانه باشد. وقتی هدفی برای خود تنظیم می کنیم سه تله جلوی رویمان قرار خواهند گرفت.
اول اینکه نباید یک مذاکره کننده کم توقع باشیم و هدف کوچکی انتخاب کنیم.
اگر این کار را کنیم ممکن است در آخر حس کنیم به “مصیبت برنده” دچار شده ایم.
آن هم یعنی احساس یاس و ناامیدی به محض اینکه حریف اولین پیشنهاد ما را می پذیرد.
حقیقیت این است که اگر حریف مشتاقانه اولین پیشنهاد ما را می پذیرد
یعنی هدف کوچکی را در نظر گرفته بودیم و برای مذاکره به خوبی آماده نشده بودیم.

از طرف دیگر نمی خواهیم مذاکره کننده پرتوقعی باشیم. وقتی یک هدف خیلی بزرگ در نظر بگیریم و به هیچ توافقی نرسیم، هیچ معامله ای نصیبمان نمی شود.
مشکل سوم وقتی رخ می دهد که با آماده سازی کم وارد مذاکره شویم و ندانیم چه می خواهیم.
در این صورت، مذاکره کننده ها عموما پیشنهادهای حریف که از روی حسن نیت داده شده را با شک و تردید و ناامیدی نگاه می کنند.

۲- انتخاب هایی که موجب می شوند به توافق برسم چه هستند؟

برای اینکه به بهترین هدف که واقعی هم هست دست پیدا کنیم باید برای خود یک BATNA تعیین کنیم، یعنی بهترین گزینه برای یک توافق مذاکره شده.
تعیین BATNA به ما کمک میکند بفهمیم چه زمانی می توانیم مذاکره را با این گزینه بهتری که داریم ترک کنیم.
تعیین BATNA شامل سه گام زیر می شود:

  1. تعیین تمام گزینه های ممکنی که می توانیم آنها را در صورت نرسیدن به توافق دنبال کنیم.
  2. تخمین ارتباطی که با ارزش و هدف تعیین شده توسط حریف دارد.
  3. بهترین گزینه را انتخاب کنیم که همان BATNA است.

برای کسی که به دنبال شغل می گردد و درگیر آماده سازی برای مذاکره است تا استخدام شود، اولین گام این است که فرصت های شغلی دیگر را هم شناسایی کند،
مثلا اینکه در شغل کنونی خود بماند یا برای ورود به دانشگاه درخواست دهد.
دومین گام که شامل تعیین ارزش های مالی و غیرمالی هر گزینه می شود شامل حقوق، سودها، مسئولیت ها، درگیر کار کسی شدن، کیفیت زندگی و غیره می شود.
این نوع تحلیل موجب می شود آن فرد گزینه های نهایی خود که برایش ارجحیت دارد را بشناسد.

ارزش ذخیره خود را برآورد کنیم

وقتی آماده سازی مذاکره به ما کمک کرد BATNA ی خود را بشناسیم، در موقعیتی هستیم که ارزش ذخیره یا قیمت ذخیره خود را برآورد کنیم که در حقیقت لحظه خروج از مذاکره می باشد.
در مذاکره قیمت ممکن است یک عدد بخصوص باشد.
در مذاکرات شراکتی که چند موضوع در خطر است می تواند پکیجی از عناوین باشد مثلا کمترین حقوق، سود و مسئولیتی که برای یک شغل پذیرفته ایم.
دانش ما از ارزش ذخیره به ما کمک می کند این اشتباهات را انجام ندهیم:

  • معامله ای که بدتر از BATNA ی خودمان هست را نپذیریم.
  • معامله ای که بهتر از BATNA ی ماست را رد کنیم.

ارزیابی BATNA ی حریف

وقتی داریم برای یک مذاکره آماده می شویم، فقط نباید به احتیاجات و نیازهای خودمان بسنده کنیم.
برای اینکه به یک معامله سودمند دوطرفه برسیم باید بفهمیم حریف چه چیزهایی و چقدر می تواند بدهد. برای اینکار باید BATNA ی او را تحلیل کنیم.

باید از خودمان بپرسیم: اگر معامله مان به بن بست خورد، او چه خواهد کرد؟
این کار باعث می شود ارزش ذخیره حریف را هم در نظر داشته باشیم.
مثلا کسی که به دنبال شغلی می گردد ممکن است بداند سازمان مورد نظرش افراد شایسته دیگری را هم برای استخدام دارد که با حقوق کمتر شغل را می پذیرند.
اگر این چنین باشد شاید آن طرف نتوند مدیر را زیاد از حد در مورد حقوق تحت فشار قرار دهد.
برعکس اگر او بداند که فقط خودش است که برای این شغل کاندید شده می تواند در معامله کمی سختگیری بیشتری کند.

باید با چشم باز و دقت به سراغ آماده سازی مذاکره رفت و از زمین بازی اطلاعات کافی داشت.
هرچه فرآیند اماده سازی ما منطقی تر و اسلوبی تر باشد، نتیجه بهتری در مذاکره خواهیم گرفت.

ادامه‌ی پست

گزارش سمینار مشترک محمد پیام آسیان شاپ و دکتر علی صاحبی-بیشت

بیش از ۸۰۰ نفر برای حضور در سمینار «افزایش کیفیت زندگی، بهبود صمیمیت و کیفیت روابط» به سالن مرکز همایش‌های دانشگاه الزهرا در اولین روز از آخرین ماه پاییزِ زیبا و دل انگیز آمده‌اند.
شرکت کننده های این سمینار، بچه های ۴ دوره مدرسه استادی بودند که به دعوت محمد پیام آسیان شاپ و مجموعه بیشتر از یک، بهمراه خانواده هایشان حضور پیدا کردند.

یکی از مزایای دوره مدرسه استادی همین سمینارها و پیگیریهای بعد از دوره می باشد که شرکت کنندگان هر روز بتوانند در زندگی و کار خودشون پیشرفتی داشته باشند.

اگر هنوز در مدرسه استادی شرکت نکرده اید همین حالا به لینک زیر مراجعه کنید.

مدرسه استادی

سالن مملو از جمعیت شده و محمد پیام آسیان شاپ در این لحظه به روی سن می‌آید و مقدمات حضور آقای صاحبی را فراهم می‌کند. سپس از ایشان دعوت می‌کند تا به روی سن آمده و آموزش خود را آغاز کند.

 

در خلال این گزارش، سعی می‌کنم مهم‌ترین مطالبی که دکتر علی صاحبی بیان کردند را به صورت مختصر برای شما بگویم.
در حقیقت کلید واژه‌های مهمی که آقای دکتر صاحبی در آموزش‌هایشان استفاده کردند، برای شما بیان می‌کنیم تا در صورت تمایل به دنبال جستجوی مطالب این کلیدواژه‌ها بروید.

شروع سمینار، معجون روابط خانوادگی

علی صاحبی کیست؟

دکتر علی صاحبی در سال ۱۳۴۳ در گرگان چشم به جهان گشود. او دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه تهران به پایان رساند و سپس در سال ۱۳۷۵ در رشته روان‌شناسی بالینی از دانشگاه University of New South Wales درجه دکتری گرفت. دکتر صاحبی در سال ۱۳۷۷ موفق به دریافت درجه فوق دکترا در اختلالات وسواس از کلینیک اختلالات اضطرابی دانشگاه سیدنی شد.
آقای دکتر سپس دوره‌های رسمی «شناخت‌درمانی» را زیر نظر آلبرت آلیس گذراند و گواهی رسمی «طرح‌واره درمانی» را از جفری یانگ گرفت.
ایشان به مدت هشت سال به عنوان استاد روان‌شناسی بالینی در دانشگاه فردوسی مشهد به تدریس پرداخت. در سال ۱۳۸۵ به جنبش روان‌شناسی مثبت‌نگر «تئوری انتخاب» و مؤسسه واقعیت‌ درمانی ویلیام گلسر پیوست.
آقای دکتر صاحبی در سال ۲۰۰۸ با دریافت مجوز رسمی از دکتر ویلیام گلسر، مرکز آموزش واقعیت‌ درمانی ایران را بنیانگذاری کرد.
مؤسسه آموزش تئوری انتخاب ایران، عهده‌دار آموزش‌های رسمی مؤسسه بین‌المللی ویلیام گلسر است و تئوری انتخاب و کاربست‌های آن در مشاوره، آموزش و پرورش و مدیریت را در سراسر ایران ارائه می‌نماید.
آقای صاحبی بیش از ۴۰ عنوان کتاب پرفروش تألیف و ترجمه کرده و ۳۵ مقاله معتبر علمی نگاشته است.

علی صاحبی

تغییر کن! وقتی تغییر لازم است…

دکتر صاحبی در ابتدای صحبت‌هایش داستان بسیار زیبایی از مثنوی مولوی بیان کرد. این داستان «سه ماهی و برکه» نام دارد. اگر موافق باشید این داستان را با هم بخوانیم و سپس به سراغ بخش‌های بعدی سخنرانی برویم:
«در آبگیر کوچکی، سه ماهی زندگی می‌کردند. ماهی سبز، زرنگ و باهوش بود، ماهی نارنجی، هوش کمتری داشت و ماهی قرمز، کودن و کم عقل بود.
یک روز دو ماهیگیر از کنار آبگیر عبور کردند و قرار گذاشتند که تور خود را بیاورند تا ماهی‌ها را بگیرند.
سه ماهی حرفهای ماهیگیران را شنیدند.
ماهی سبز، که زرنگ و باهوش بود بدون اینکه وقت را از دست بدهد از راه باریکی که آبگیر را به جوی آبی وصل می‌کرد فرار کرد.
فردا ماهیگیران رسیدند و راه آبگیر را بستند.
ماهی نارنجی که تازه متوجه خطر شد، پیش خودش گفت، اگر زودتر فکر عاقلانه‌ای نکنم به دست ماهیگیران اسیر می‌شوم. پس خودش را به مردن زد و روی سطح آب آمد.
یکی از ماهیگیران که فکر کرد این ماهی مرده است، او را از داخل آبگیر گرفت و به طرف جوی آب پرت کرد، و ماهی از این فرصت استفاده کرد و فرار کرد.
ماهی قرمز که از عقل و فکر خود به موقع استفاده نکرد، آنقدر به این طرف و آنطرف رفت تا در دام ماهیگیران افتاد.»
آقای دکتر این داستان را بیان کرد تا بگوید «هرگاه زندگی نیاز به تغییر داشت و تو تغییر نکردی، نمی‌توانی موفق شوی!»
به قول مولانا: صوفی ابن الوقت باشد ای پسر…!

تغییر کن! وقتی تغییر لازم است...

شش چیزی که فاجعه می‌آفریند

می‌رسیم به یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنرانی آقای دکتر صاحبی.
طبق بیانات آقای دکتر، اگر این شش کار را انجام ندهید، در آینده باید منتظر فاجعه‌های ناشی از انجام ندادن آنها باشید:
۱- بعد از تحصیلات رسمی، یادگیری را متوقف کنید
۲- رقصیدن به آهنگ دل دیگران (به معنی برای دل دیگران زندگی کردن، نه برای خود)
۳- از بدنتان به عنوان سطل زباله استفاده کنید و هرچیزی را در درون آن بریزید. دکتر صاحبی تاکید کرد که باید عاشق بدنتان باشید. هر چیزی را نخورید و مراقب خودتان باشید.
۴- به تمام خواسته‌های فرزندان، پاسخ مثبت دادن!
۵- عدم سرمایه گذاری روی بهبود روابط (آقای دکتر می‌گوید اکثر بیماری‌های قلبی، روانی و ذهنی به دلیل روابط غلطی هستند که ما را به انوع بیماری‌ها دچار می‌کند)
۶- نادیده گرفتن نیاز به تفریح و بازی

شش چیزی که فاجعه می‌آفریند

تنهایی اجتماعی و هیجانی

در بخش بعدی سخنرانی، آقای صاحبی از یکی از بیماری‌های نوین و البته همه گیر ِشده ی بشر به نام «تنهایی هیجانی اجتماعی» و عوارض هولناک آن از جمله بیماری‌های جسمی، تعارضات و کشمکش‌ها گفت.
او منشاً بسیاری از تعارضات بشریت را همین تنهایی‌ها و عدم وجود ارتباطات مؤثر و مفید دانست.
دو مورد از دلایل چنین بیماری‌ای عبارتند از:
عدم تعامل با فرزندان
شبکه اجتماعی و خانوادگی کوچک
بر خلاف تصور عموم، این تنهایی هیجانی اجتماعی با این دستاوردها تغییری نمی‌کند و باید برای درمانش به راه های اصولی‌تر و ریشه‌ای‌تری توسل جست:
خانه‌های پر زرق و برق
ثروت
پیشرفت‌های اجتماعی
دستاوردهای ملی و فردی

سمینار محمدپیام آسیان شاپ

چرا نسل‌ها، غمگین‌تر می‌شوند؟

آقای دکتر از واقعیت مهمی پرده برداشتند که اکثر ما از آن غافلیم و به آن توجه نمی‌کنیم. چرا با وجود اینکه از امکانات بیشتری نسبت به نسل‌های گذشته برخورداریم، اما شاد نیستیم؟
او برای این امر، دلایلی ذکر کرد. مهم‌ترین دلیلی که آقای دکتر صاحبی بیان کرد این بود که سطح و گستره روابط انسانی ما، به شدت در حال نزول است و اگر جلویش را نگیریم، اتفاقات عمیق‌تر و بدتری برایمان پدیدار می‌شود. اما خوشبختانه، این امر هم قابل پیشگیری است و هم قابل درمان.
هریک از ما به نوبه خود می‌توانیم بر روی دیگری، اثری مثبت داشته باشیم و او را برای بهتر شدن این دنیا، آماده کنیم

سمینار دکتر صاحبی در دانشگاه الزهرا

یک نمودار خیلی مهم و جالب

این نمودار را نگاه کنید.
آقای دکتر صاحبی در مورد این نمودار گفت:
«این نمودار خواسته‌های شما و طرف مقابل مثلاً همسرتان است. اگر به خواسته‌های خود توجه کنید و خواسته‌های طرف مقابل را نادیده بگیرید، منجر به بروز «پرخاش» خواهد شد. بر عکس اگر تنها به خواسته‌های طرف مقابل توجه کنید، «تسلیم» خواهید شد و در حالات دیگر هم اجتناب، مصالحه و حل مسئله پدید خواهد آمد. چه بهتر که هم به خواسته‌های خود دقت داشته باشید و هم طرف مقابل، تا مسائل شما حل شود.»

طنز دکتر صاحبی، ذوق مخاطبین

دکتر صاحبی و محمد پیام آسیان شاپ، در عین حال که اساتید بسیار توانمندی هستند، هرگز در صحبت‌هایشان از طنز کلامی و موقعتی و استفاده از داستان و تمثیل غاقل نمی‌شوند. آقای دکتر صاحبی همچنین از داستان‌های کوتاه عرفانی مثل داستان مثنوی معنوی به صورتی که به متن و محتوای سخنرانی‌اش کاملاً مربوط است، به خوبی استفاده می‌کند که دوستان از همین نکته ساده، می‌توانند درسی برای سخنرانی از آنها بگیرند.

قضاوت، یکی از مهمترین موانع ایجاد روابط پایدار است

«واس» واسه همه س!

بعد از اتمام بخش نخست سخنرانی آقای دکتر صاحبی، محمد پیام آسیان شاپ به روی صحنه آمد تا سخنرانی پرمحتوایش را ارائه کند.
مهم‌ترین بخش سخنرانی آقای آسیان شاپ یاد دادن یک آموزش کاربردی و ساده بود.
اسم این تکنیک به اختصار «واس» بود.
واس از ترکیب ابتدای سه نام «واقعیت»، «احساس» و «سؤال» است.
او از تکنیک «سؤال» به عنوان تکنیکی عالی جهت دستیابی به اهداف در روابط نام برد و دو مقوله دیگر یعنی احساس و واقعیت را به صورت کامل برای حضار تشریح کرد.

قضاوت؛ مانعی بزرگ برای تاثیرگذاری ارتباطات

محمد پیام آسیان شاپ در بخش بعدی صحبت‌هایش، قضاوت را یکی از مهم‌ترین موانع ایجاد روابط پایدار دانست. او انواع و اقسام قضاوت‌های ما در طول روز را گفت. خیلی از این نوع قضاوت‌ها و جملاتی که به عنوان مثال بیان می‌شد، جملاتی بود که در طول روز آنها را به کار می‌بریم. اما نمی‌دانیم که تا چه اندازه در حال قضاوت بیجای دیگران هستیم.
این حرف‌ها، تلنگری برای مخاطبین بود تا کمی در رفتارهای روزمره خود، تحدید نظر کنند و به بچه‌ها و کودکان هم، آموزش‌هایی داده شود تا از قضاوت کردن و ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن، پیشگیری کنند.

قضاوت؛ مانعی بزرگ برای تاثیرگذاری ارتباطات

معرفی چند کتاب بسیار مهم

در خلال سخنرانی، آقای دکتر صاحبی به چندین کتاب مهم و تاثیرگذار اشاره کردند. برای اینکه بتوانید این کتاب‌ها را راحت‌تر تهیه و استفاده کنید، آن‌ها را پشت سر هم برایتان ردیف کرده‌ایم:
نامه به پدر از فرانتس کافکا

نامه به پدر از فرانتس کافکا

راهبی که فراری‌اش را فروخت

راهبی که فراری‌اش را فروخت

ارتباط بدون خشونت؛ زبان زندگی

ارتباط بدون خشونت؛ زبان زندگی

خرد راهبری خود و دیگران (مترجم: دکتر علی صاحبی)
وقت خداحافظی…
جلسه آموزشی پربار امروز، در حالی به پایان رسید که هیچکدام از حضار، به هیچ وجه احساس خستگی نمی‌کردند و با توصیه‌های بسیار عالی دکتر صاحبی، مشخص بود که تصمیم خود را گرفته‌اند تا روابطشان را از نو پایه ریزی کنند و بسیاری از تعارضات و مسائل زندگی‌شان را به راحتی حل کنند.
دور و بر دکتر صاحبی تا دقایق طولانی بعد از کارگاه آموزشی شلوغ بود و به پرسش و پاسخ سپری شد.
این جلسه آموزشی که به همت محمد پیام آسیان شاپ و و تیم مجموعه بیشتر از یک نفر برگزار شده بود، حوالی ساعت ۹ و نیم شب به پایان رسید و دوستان شرکت کننده با انرژی‌ای بیشتر از همیشه رهسپار خانه‌هایشان شدند….

ادامه‌ی پست

جعبه زندگی-بیشتر از یک نفر

یکی از بهترین عناوین و سر فصل هایی که در کتاب ها به آن برخورد کردم این بود “جعبه زندگی” 

زیر آن نوشته شده بود: زندگی همانند جعبه‌ای خالی است که میبایست پر شود تا معنا پیدا کند.

اما توضیح داده بود که بسیاری از افراد برای معنا بخشی به زندگیشان گزینه های محدودی در جعبه‌ی خود دارند. و تمرکزشان بر روی همین چند گزینه‌ی محدود است. مثل کار کردن

اما زمانی که تنها گزینه‌ی درون جعبه‌ی زندگیمان کار باشد. هنگامی که در محل کار مشکلی پیش آید تمام روزمان خراب خواهد شد و تقریبا زندگی برایمان بی معناست چراکه جعبه‌ی ما گزینه دیگری ندارد و تنها گزینه‌ی موجودش هم به مشکل برخورده است.

اما اگر این جعبه دارای چند وجه باشد، حتی اگر یکی از آنها نیز به مشکل خورد بازهم میتوانیم زیبایی های زندگی را ببینیم و به زندگی خود معنا ببخشیم.

چه خوب است که تمام انسان ها جعبه هایی پر از گزینه های مختلف برای زندگیشان داشته باشند. به یاد داشته باشید که انسان ها موجوداتی تک بعدی نیستند و نیاز دارند تا با گزینه های مختلف به زندگی خود معنا ببخشند.

به این فکر کنید که درون جعبه زندگی شما چند گزینه وجود دارد؟

شاد باشید

(کتاب اسم برده شده کتاب “ماییم که اصل شادی و کان غمیم” از دکتر علی صاحبی است)

ادامه‌ی پست

۵ روش قدردانی از کارکنان

۵ روش قدردانی از کارکنان

احساس باارزش بودن انگیزه را زیاد می‌کند و این توانایی در ایجاد حس ارزشمند بودن در دیگران به خاطر تلاش‌ها و کمک‌های آن‌ها بخش بزرگی است از آنچه که یک رهبر خوب را می‌سازد. قدردانی از کارمند آسان به نظر می‌رسد اما واقعیت این است که اغلب اوقات عمل کردن به آن آسان نیست. برای کمک به ارتقای کیفیت رهبری خود به نحوی که تیم شما احساس ارزشمندی بیشتری داشته و با انگیزه شود، ‌اجرای این ۵ مرحله را در نظر بگیرید:

۱. خالصانه توجه کنید

یکی از شنیده‌های رهبری مورد علاقه من این عبارت است: «بهترین رهبران یک عامل توجه و مراقبت بالایی دارند، آن‌ها واقعا به مردم اهمیت می‌دهند». می‌بینید که تنها تعریف و تمجید از کارکنان در زمانی که کارشان را به خوبی انجام می‌دهند کافی نیست. اگر این تعاریف خالص نباشند، ‌آن‌ها باور نخواهند کرد. پیش از آنکه تیم شما به جایی برسد که احساس ارزشمندی بکند شما باید به جایی برسید که بدانید چگونه باید به طور واقعی از آن‌ها قدردانی کنید. اگر شما بتوانید اهمیت و قدردانی خالصانه به تیم خود را یاد بگیرید، آن‌ها توجه و علاقه‌شان را به شما و کارشان نشان خواهند داد.

۲. به سبک رهبری خود دقت کنید

تعدادی سبک رهبری وجود دارد که شما می‌توانید انتخاب کنید. هر کدام از آن‌ها مزیت‌ها و معایب خود را دارند. یکی از سبک‌های رهبری مورد علاقه من «مدیریت قانون طلایی» نامیده می‌شود که در واقع می‌گوید: شما باید با کارمندان‌تان به نحوی رفتار کنید که اگر جایتان با یکدیگر عوض می‌شد دوست داشتید آن‌ها با شما آنگونه رفتار کنند. بدون شک این شامل قدردانی واقعی در جایی است که انتظار قدردانی وجود دارد.

۳. در مکالمات روزمره شرکت کنید

یکی از مهم‌ترین مواردی که رهبران باید در ذهن داشته باشند این است که افراد زیردست آن‌ها آدم هستند. آن‌ها ربات‌های ساخته شده برای انجام کارها نیستند و هر کدام از آن‌ها نفس می‌کشد، احساسات دارد، مبارزه می‌کند و مهم‌تر اینکه بعد از کارشان زندگی می‌کنند. یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای ابراز قدردانی واقعی به کارکنان‌تان، مشارکت با آن‌ها در مکالمات درباره این موضوعات است. در واقع کاری که همه شما باید انجام دهید این است که زمانی را برای صحبت با کارکنان‌تان صرف کنید آن هم به روشی که با هر آشنای دیگری صحبت می‌کنید. اگر شما این کار را انجام دهید،‌ نشان می‌دهید که شما کارکنان‌تان را فراتر از افرادی که صرفا برای شما کار می‌کنند می‌بینید.

۴. اهداف خود را به اشتراک بگذارید

کارمندان دوست دارند بدانند نقش مهمی در سوق دادن شرکت به سمت جلو دارند. اما اگر کارمندان ندانند مسئله مهم‌تر برای شما و شرکت‌تان چیست، برای آن‌ها سخت است که ببینند باید چه نقشی در آن ایفا کنند، این مسئله، اشتراک‌گذاری دقیق اهداف با کارمندان‌تان را مهم می‌کند و به آن‌ها اجازه می‌دهد بدانند چگونه چه کارهایی را برای کمک به شرکت به منظور رسیدن به آن اهداف انجام دهند.

این نه تنها برای اهداف کوتاه‌مدتی که شما برای هر کارمند تعیین می‌کنید کاربرد دارد بلکه برای اهداف بلندمدتی که آن‌ها می‌توانند تنها در بخشی از آن سهیم باشند نیز کاربرد دارد. هر چه کارمندان شما درک بهتری از تاثیر تلاش‌هایشان در شرکت داشته باشند، به قدردانی بیشتری از سوی شما خواهند رسید.

۵. با کارمندان‌تان چالش داشته باشید

برخی رهبران احساس می‌کنند که به چالش کشیدن عمدی کارکنانشان تاثیر منفی بر روحیه آن‌ها خواهد داشت. گر چه واقعیت این است که هیچ چیزی بعید نیست. تنها تعداد کمی از افراد از انجام کارهای یکنواخت و بدون استرس لذت می‌برند ولی شانس شما می‌تواند این باشد که افرادی زیردست شما کار کنند که سال‌ها در این حرفه کار کرده‌اند، تحصیلات خود را بالا برده‌اند و مهارت‌های جانبی را فرا گرفته‌اند، بنابراین همه آن‌ها برای روبه‌رو شدن و مقابله با چالش‌های پیچیده‌تر مجهزتر هستند.

برای کسانی که برای بهتر کردن خودشان در کار زمان صرف کرده‌اند، هیچ‌چیزی رضایت‌بخش‌تر از به دست آوردن فرصتی برای نشان دادن توانایی‌هایشان با حل یک چالش نیست و شما می‌توانید ضمانت کنید که اگر آن‌ها بتوانند بر چالشی که به آن‌‌ها می‌دهید غلبه کنند بیش از پیش از آن‌ها قدردانی خواهید کرد.

 

 

 

 

Loading…
منبع: آسیان شاپ

ادامه‌ی پست